- آیا تا به حال در توصیف دقیق مزه یک غذای خوشمزه یا عجیب به انگلیسی، دچار مشکل شدهاید و فقط توانستهاید بگویید “Good!” یا “Bad!”؟
- آیا نمیدانید چگونه تفاوت ظریف بین ترش، شیرین، تند، شور یا تلخ را با کلمات انگلیسی بیان کنید؟
- آیا هنگام سفارش غذا در یک رستوران بینالمللی یا صحبت با یک انگلیسیزبان، نگران هستید که نتوانید طعم مورد علاقه خود را به درستی توضیح دهید؟
- آیا میخواهید دایره لغات خود را در مورد طعم ها به انگلیسی گسترش دهید تا بتوانید مانند یک بومی صحبت کنید؟
نگران نباشید! در این راهنمای جامع، طعم ها به انگلیسی و نحوه توصیف مزههای غذا را به سادگی و گام به گام بررسی میکنیم تا هرگز دیگر در بیان طعمها دچار اشتباه نشوید و با اعتماد به نفس کامل صحبت کنید.
| مزه اصلی (فارسی) | مزه اصلی (انگلیسی) | مثال رایج |
|---|---|---|
| شیرین | Sweet | شکلات، عسل |
| ترش | Sour | لیمو، سرکه |
| شور | Salty | چیپس، نمک |
| تلخ | Bitter | قهوه تیره، کاهو |
| اومامی | Umami | گوشت پخته، قارچ |
آشنایی با مزههای اصلی در انگلیسی: بلوکهای سازنده هر طعم
توصیف طعم غذاها به انگلیسی، یک مهارت کلیدی است که به شما کمک میکند در مکالمات روزمره، سفرها و تجربیات آشپزی خود، غنیتر و دقیقتر صحبت کنید. بیایید با پنج مزه اصلی شروع کنیم که اساس همه طعمها هستند.
شیرین (Sweet)
شیرینی یکی از لذتبخشترین طعمهاست که معمولاً با شکر و دسرهای لذیذ مرتبط است. این مزه حس دلپذیری در زبان ایجاد میکند.
- ✅ Correct: The cake is incredibly sweet. (این کیک به طرز باورنکردنی شیرین است.)
- ❌ Incorrect: The cake tastes like sugar. (بهتر است از صفت استفاده شود.)
فرمول رایج: Subject + is/tastes + Sweet
مثالهای بیشتر:
- Honey is naturally sweet. (عسل به طور طبیعی شیرین است.)
- These berries have a lovely sweet taste. (این توتها مزه شیرین دلنشینی دارند.)
ترش (Sour)
مزه ترش معمولاً با اسیدها مرتبط است و میتواند دهان را جمع کند. لیمو و سرکه از مثالهای بارز طعم ترش هستند.
- ✅ Correct: Lemons are very sour. (لیموها بسیار ترش هستند.)
- ❌ Incorrect: This yogurt makes my mouth puckers. (بهتر است به طور مستقیم مزه را توصیف کنید.)
فرمول رایج: Subject + is/tastes + Sour
مثالهای بیشتر:
- The unripe apple was surprisingly sour. (سیب نارس به طرز عجیبی ترش بود.)
- Some people enjoy sour candies. (برخی افراد از آبنباتهای ترش لذت میبرند.)
شور (Salty)
مزه شور، که از نمک میآید، در بسیاری از غذاها یافت میشود و میتواند طعم آنها را بهبود بخشد.
- ✅ Correct: The soup is a bit too salty. (سوپ کمی زیادی شور است.)
- ❌ Incorrect: There is much salt in the soup. (بهتر است از صفت استفاده شود.)
فرمول رایج: Subject + is/tastes + Salty
مثالهای بیشتر:
- Pretzels are a popular salty snack. (چوب شور یک میانوعده شور محبوب است.)
- Seawater is naturally salty. (آب دریا به طور طبیعی شور است.)
تلخ (Bitter)
مزه تلخ اغلب در قهوه تیره، شکلات تلخ و برخی سبزیجات یافت میشود. این مزه میتواند قوی و گاهی ناخوشایند باشد.
- ✅ Correct: This dark chocolate is quite bitter. (این شکلات تلخ کاملاً تلخ است.)
- ❌ Incorrect: Coffee makes me feel bad. (توصیف احساس شخصی بهتر است با صفت باشد.)
فرمول رایج: Subject + is/tastes + Bitter
مثالهای بیشتر:
- Some medicines have a bitter taste. (برخی داروها طعم تلخ دارند.)
- Grapefruit can be a little bitter. (گریپفروت میتواند کمی تلخ باشد.)
اومامی (Umami)
اومامی یک کلمه ژاپنی به معنای “مزه دلپذیر و خوشایند” است و پنجمین مزه اصلی محسوب میشود. این مزه اغلب به عنوان “گوشتی” یا “خاکی” توصیف میشود و در غذاهایی مانند قارچ، گوجهفرنگی رسیده، پنیر پارمزان و گوشت پخته یافت میشود.
- ✅ Correct: Mushrooms add a rich umami flavor to the dish. (قارچها طعم اومامی غنی به غذا میدهند.)
- ❌ Incorrect: This tastes like meat. (اومامی یک توصیف دقیقتر و جامعتر است.)
فرمول رایج: Subject + has an + Umami + flavor
مثالهای بیشتر:
- Soy sauce is known for its strong umami taste. (سس سویا به خاطر طعم اومامی قویاش شناخته شده است.)
- Aged cheeses often have a deep umami quality. (پنیرهای کهنه اغلب کیفیت اومامی عمیقی دارند.)
فراتر از مزههای اصلی: توصیفهای پیشرفتهتر
اکنون که با مزههای اصلی آشنا شدیم، زمان آن رسیده که دایره واژگان خود را برای توصیفهای ظریفتر و پیچیدهتر گسترش دهیم. این کلمات به شما کمک میکنند تا تجربه غذایی خود را با جزئیات بیشتری بیان کنید.
تند و داغ (Spicy/Hot)
هنگام صحبت از “تندی” غذا، از کلمه spicy یا hot استفاده میکنیم. بسیار مهم است که hot را با “گرمای” غذا اشتباه نگیریم (که به دمای آن اشاره دارد).
- ✅ Correct: This curry is very spicy / hot. (این کاری بسیار تند است.)
- ❌ Incorrect: This soup is hot, because it has chili. (صحیحتر است که بگویید “This soup is spicy because it has chili.”)
نکته مهم: برای اشاره به دمای غذا، میتوانید بگویید “The soup is hot, be careful!” (سوپ داغ است، مراقب باش!).
خوشطعم و لذیذ (Savory / Delicious)
Savory: این کلمه برای توصیف غذاهایی استفاده میشود که نه شیرین هستند و نه ترش، بلکه مزهای شور، اومامی یا گوشتی دارند. غذاهای خوشطعم و سیرکننده که معمولاً در وعدههای اصلی خورده میشوند، savory هستند.
تفاوت US vs. UK: در انگلیسی بریتانیایی، “savoury” (با ‘u’) و در انگلیسی آمریکایی، “savory” (بدون ‘u’) نوشته میشود.
- ✅ Correct: I prefer savory dishes over sweet ones. (من غذاهای خوشطعم را به شیرین ترجیح میدهم.)
- ✅ Correct: The roast chicken was incredibly savory. (مرغ بریان فوقالعاده خوشطعم بود.)
Delicious: این کلمه به معنای “بسیار خوشمزه” است و برای هر نوع غذایی با هر طعمی (شیرین، ترش، تند) که از آن لذت میبرید، قابل استفاده است.
- ✅ Correct: That chocolate cake was absolutely delicious! (آن کیک شکلاتی کاملاً لذیذ بود!)
- ✅ Correct: The pasta dish was so delicious. (غذای پاستا خیلی لذیذ بود.)
گس و زننده (Astringent)
این مزه یک حس خشکی یا جمعشدگی در دهان ایجاد میکند، مانند خوردن موز نارس یا چای سیاه قوی.
- ✅ Correct: The strong black tea had an astringent quality. (چای سیاه قوی یک خاصیت گس داشت.)
بیمزه و خنثی (Bland)
غذای bland به غذایی گفته میشود که طعم یا مزه قوی ندارد، اغلب کمنمک یا کمچاشنی است. این غذاها معمولاً برای کسانی که رژیم دارند یا معدهشان حساس است، مناسب هستند.
- ✅ Correct: This soup is a bit bland; it needs more seasoning. (این سوپ کمی بیمزه است؛ به چاشنی بیشتری نیاز دارد.)
غنی و پرمایه (Rich)
کلمه rich برای توصیف غذاهایی استفاده میشود که مزه عمیق، قوی و اغلب چرب دارند و معمولاً مقدار زیادی کره، خامه یا شکلات در آنها به کار رفته است.
- ✅ Correct: The chocolate mousse was incredibly rich. (موس شکلات به طرز باورنکردنی غنی بود.)
تازه و ترشوشیرین (Tangy / Zesty)
Tangy: این کلمه برای توصیف مزهای استفاده میشود که کمی ترش است اما در عین حال دلپذیر و تازه است، مانند ماست یا لیموناد.
- ✅ Correct: The yogurt has a nice tangy flavor. (ماست مزه ترشوشیرین و دلپذیری دارد.)
Zesty: این کلمه اغلب برای توصیف مزهای که از پوست مرکبات (مانند لیمو یا پرتقال) میآید، استفاده میشود و حسی تازه و انرژیبخش دارد.
- ✅ Correct: The salad dressing had a delightful zesty kick. (سس سالاد یک مزه تازه و مرکباتی دلنشین داشت.)
ساختار جملات برای توصیف مزه غذا
علاوه بر صفات، نیاز دارید که بدانید چگونه این صفات را در جملات به کار ببرید. سه ساختار اصلی وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید:
۱. استفاده از فعل Taste
فعل “taste” به معنای “مزه دادن” است و میتوانید آن را با یک صفت ترکیب کنید.
فرمول: Subject + tastes + (adverb) + adjective
مثالها:
- The coffee tastes bitter. (قهوه مزه تلخ میدهد.)
- This fruit tastes really sweet. (این میوه واقعاً شیرین مزه میدهد.)
- The sauce tastes a little sour. (سس کمی ترش مزه میدهد.)
۲. استفاده از To Have a… Flavor/Taste
این ساختار برای توصیف اینکه یک غذا چه نوع مزهای دارد، بسیار مفید است.
فرمول: Subject + has a + (adjective) + flavor/taste
مثالها:
- The curry has a spicy flavor. (کاری طعم تندی دارد.)
- This cheese has a rich, creamy taste. (این پنیر طعم غنی و خامهای دارد.)
- The lemonade has a refreshing tangy taste. (لیموناد طعمی ترشوشیرین و باطراوت دارد.)
۳. توصیف با Be + Adjective
سادهترین و مستقیمترین راه برای توصیف مزه غذا استفاده از فعل “to be” به همراه یک صفت است.
فرمول: Subject + is + (adverb) + adjective
مثالها:
- This salad is delicious. (این سالاد لذیذ است.)
- The cake is too sweet. (کیک خیلی شیرین است.)
- Those lemons are extremely sour. (آن لیموها فوقالعاده ترش هستند.)
نکات کاربردی برای یادگیری و تمرین
یادگیری واژگان مزهها تنها نیمی از راه است. برای اینکه بتوانید به راحتی و با اعتماد به نفس از آنها استفاده کنید، باید تمرین کنید. نگران نباشید اگر در ابتدا کمی سخت به نظر میرسد، همه زبانآموزان با این چالشها روبرو میشوند.
- غذاهای مورد علاقه خود را توصیف کنید: فهرستی از غذاها و نوشیدنیهای مورد علاقه خود تهیه کنید و سعی کنید با استفاده از کلمات جدید، مزه آنها را به انگلیسی توصیف کنید.
- توصیف زنده: هر بار که چیزی میخورید یا مینوشید، سعی کنید مزه آن را در ذهن خود یا با صدای بلند به انگلیسی توصیف کنید. مثلاً: “This apple is crisp and sweet.”
- از مترادفها استفاده کنید: به جای تکرار یک کلمه، سعی کنید از مترادفها یا توصیفهای مختلف استفاده کنید تا جملاتتان متنوعتر شوند.
- فیلمها و برنامههای آشپزی را تماشا کنید: به زبان انگلیسی به تماشای برنامههای آشپزی یا نقد غذا بنشینید و به نحوه توصیف طعمها توسط بومیزبانان دقت کنید.
تفاوتهای فرهنگی و گویشی
همانطور که قبلاً اشاره شد، تفاوتهای املایی کوچکی بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد (مثلاً savoury در بریتانیا و savory در آمریکا). اما فراتر از املا، گاهی اوقات تأکیدها یا ترجیحات در توصیف مزهها نیز متفاوت است.
- در برخی فرهنگها، تندی غذا (spicy/hot) بخش جداییناپذیری از تجربه غذا خوردن است، در حالی که در فرهنگهای دیگر ممکن است کمتر مورد استقبال قرار گیرد.
- همچنین، تعبیر از “sweet” (شیرین) ممکن است متفاوت باشد؛ مثلاً دسرها در یک فرهنگ ممکن است به نظر فرهنگ دیگر بیش از حد شیرین باشند.
آگاهی از این تفاوتها به شما کمک میکند تا هم از نظر زبانی و هم از نظر فرهنگی، دقیقتر باشید و از سوءتفاهمها جلوگیری کنید.
اشتباهات رایج و باورهای غلط
بسیاری از زبانآموزان در ابتدا با توصیف مزهها به انگلیسی مشکل دارند و مرتکب اشتباهاتی میشوند. شناخت این اشتباهات به شما کمک میکند تا از آنها دوری کنید.
- اشتباه گرفتن ‘Hot’ برای تندی و گرما: این رایجترین اشتباه است. به یاد داشته باشید که ‘hot’ میتواند هم به دمای بالا و هم به تندی غذا اشاره کند. برای جلوگیری از ابهام، بهتر است برای تندی از ‘spicy’ استفاده کنید.
- ✅ Correct: This chili is very spicy. (این چیلی خیلی تند است.)
- ❌ Incorrect: This tea is hot and spicy. (اگر منظورتان “چای داغ” و “غذا تند” است، بهتر است بگویید: “The tea is hot, and the chili is spicy.”)
- استفاده بیش از حد از ‘Delicious’: اگرچه ‘delicious’ کلمهای عالی برای ابراز لذت از غذاست، اما استفاده مکرر از آن میتواند دایره لغات شما را محدود نشان دهد. سعی کنید از صفات متنوعتر مانند ‘tasty’, ‘appetizing’, ‘mouth-watering’, ‘flavorful’, ‘savory’, ‘sweet’, ‘sour’ و … استفاده کنید.
- عدم استفاده از صفات متنوع: برای هر نوع طعمی فقط یک کلمه را به کار نبرید. به عنوان مثال، برای “شیرین” میتوانید از ‘sugary’, ‘honeyed’, ‘luscious’ (لذیذ و شیرین) و برای “ترش” از ‘tart’, ‘acidic’, ‘tangy’ استفاده کنید.
سوالات متداول (Common FAQ)
۱. چگونه میتوانم مزه غذا را طبیعیتر و روانتر توصیف کنم؟
برای روانتر صحبت کردن، سعی کنید از جملات کامل و ساختارهای متنوع استفاده کنید. به جای گفتن “Sweet,” بگویید “It tastes quite sweet” یا “It has a pleasant sweet flavor.” همچنین، احساسات و واکنشهای خود را نیز بیان کنید: “I really enjoy the sweet and sour balance in this dish.”
۲. آیا کلمه خاصی برای “ترش و شیرین” به صورت یکجا وجود دارد؟
بله، واژه “sweet and sour” به طور خاص برای توصیف این ترکیب مزه در غذاها (مخصوصاً در آشپزی آسیایی) استفاده میشود. همچنین، “tangy” میتواند حس ترش و شیرینی دلپذیر و باطراوت را منتقل کند.
۳. چگونه میتوانم تفاوت بین ‘hot’ (تند) و ‘hot’ (گرم) را به وضوح بفهمم؟
مفهوم از طریق کلمات اطراف و بافت جمله مشخص میشود. اگر در مورد دمای چای صحبت میکنید، واضح است که منظور “گرم” است. اگر در مورد یک کاری یا فلفل صحبت میکنید، منظور “تند” است. برای اجتناب از ابهام، همانطور که قبلاً گفته شد، برای تندی از “spicy” استفاده کنید.
- The tea is hot. (چای داغ است.)
- The chili sauce is very spicy. (سس فلفل خیلی تند است.)
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! اکنون شما به مجموعهای غنی از واژگان و ساختارهای دستوری برای توصیف طعم ها به انگلیسی مجهز شدهاید. از مزههای اصلی مانند ترش، شیرین و تند گرفته تا توصیفهای پیشرفتهتر مانند savory، bland و tangy، شما ابزارهای لازم را در اختیار دارید تا تجربه غذایی خود را با دقت و اعتماد به نفس کامل بیان کنید.
به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد. با تمرین منظم، صحبت کردن و امتحان کردن غذاهای جدید، دایره لغات شما بیش از پیش گسترش خواهد یافت. نگران اشتباهات نباشید؛ آنها بخشی طبیعی از فرایند یادگیری هستند. به خودتان اعتماد کنید و از هر لقمه و هر کلمهای که یاد میگیرید، لذت ببرید. از این به بعد، هرگز در توصیف یک غذای لذیذ با یک “Good!” ساده متوقف نشوید!



مرسی از مقاله خوبتون! واقعا همیشه توصیف مزهها برام سخت بود و فقط میگفتم Good. حالا با این کلمات میتونم خیلی بهتر منظورم رو برسونم.
رضا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده و تونسته به گسترش دایره لغاتتون کمک کنه! با تمرین، به زودی مثل یک بومی در مورد طعمها صحبت میکنید.
سلام، مطلب خیلی کاربردی بود. یه سوال داشتم: کلمه ‘تند’ رو چطور باید بگیم؟ تو جدول فقط ترش، شیرین و اینا بود. spicy درسته؟
سلام سارا جان! سوال خیلی خوبی پرسیدی. بله، برای ‘تند’ از ‘spicy’ یا ‘hot’ استفاده میکنیم. ‘Spicy’ بیشتر به ادویهدار بودن و ‘hot’ بیشتر به حس سوزاننده تندی اشاره داره. خوشحالیم که براتون مفید بوده!
کلمه Umami برام خیلی جدید بود! میتونید مثالهای بیشتری از غذاهایی که این مزه رو دارن بدید؟
علیرضا عزیز، حتما! علاوه بر گوشت پخته و قارچ، پنیر پارمزان کهنه، گوجه فرنگی رسیده، صدف، سویا سس و حتی چای سبز ماچا هم مزه اومامی قوی دارن. این مزه به غذا عمق و غنای خاصی میده.
دفعه پیش که رفته بودم کافه و قهوه سفارش دادم، نتونستم بگم ‘کافهتون کمی تلخه’. الان فهمیدم که باید میگفتم ‘Your coffee is a bit bitter’. خیلی ممنون!
نرگس خانم، بله دقیقا! ‘Your coffee is a bit bitter’ کاملاً درسته. اینکه بتونید با جزئیات بیشتر منظورتون رو برسونید، مهارت خیلی مهمیه. موفق باشید!
برای اینکه بگم ‘کمی ترش’ یا ‘خیلی شیرین’ از چه قیدهایی استفاده کنیم؟ مثلا ‘a little sour’ درسته؟
کیان جان، بله، کاملا درسته! میتونید از ‘a little / a bit’ برای ‘کمی’، ‘quite / rather’ برای ‘نسبتاً’ و ‘very / extremely’ برای ‘خیلی زیاد’ استفاده کنید. مثلاً: ‘It’s a little sour’ یا ‘It’s very sweet’.
میشه لطفا راهنمایی کنید که تلفظ Umami چطوریه؟ فکر کنم درست نمیگم.
فاطمه خانم، تلفظ ‘Umami’ اینطوریه: /uːˈmɑːmi/ (او-ما-می). یعنی تاکید روی بخش دوم کلمه هست. برای شنیدن تلفظ دقیق میتونید از دیکشنریهای آنلاین با قابلیت تلفظ استفاده کنید.
بین sour و tangy چه فرقی هست؟ گاهی حس میکنم جفتشون به معنی ترش استفاده میشن.
امیر عزیز، سوال خوبی پرسیدی! ‘Sour’ معمولاً به معنی ترشی تند و واضح (مثل لیمو) است. اما ‘Tangy’ به ترشیِ همراه با طعمی تُند و گاهی کمی شیرین اشاره داره، مثل ترشی ماست میوهای یا برخی سسها که مزه ترش و تازگی خاصی دارن. ‘Tangy’ معمولا حس دلپذیرتری داره.
ممنون از توضیحات کامل. گاهی اوقات دوست دارم بگم ‘بیمزه’ یا ‘خوشطعم’. آیا کلماتی برای اینها هم هست؟
مینا جان، حتماً! برای ‘بیمزه’ میتونید از ‘tasteless’ یا ‘bland’ استفاده کنید. ‘Bland’ بیشتر برای غذاهایی به کار میره که طعم قوی ندارن یا ملایم و بینمک هستن. برای ‘خوشطعم’ هم ‘delicious’ یا ‘flavorful’ عالی هستن. ‘Flavorful’ به معنی پر از طعم و مزه است.
کدام میوهها مزه bitter دارن؟ جز کاهو، چیز دیگهای به ذهنم نمیرسه.
بهمن عزیز، درست حدس زدید! علاوه بر کاهو، پوست برخی مرکبات مثل گریپفروت، بادام تلخ (که البته باید در مصرفش دقت کرد) و برخی سبزیجات برگ سبز مثل کلم بروکسل (Brussels sprouts) یا رازیانه هم مزه ‘bitter’ دارن.
مقاله عالی بود، خیلی چیزا یاد گرفتم. پس الان اگه بخوام بگم این آبمیوه شوره، باید بگم ‘This juice is salty’ درسته؟
لیلا خانم، بله کاملاً درسته! ‘This juice is salty’ برای آبمیوه شور کاملا صحیحه. خوشحالیم که مطالب براتون مفید بوده.
گاهی اوقات کلمه savory رو شنیدم. این هم معنی umami میده یا فرق داره؟
حسین جان، ‘savory’ و ‘umami’ تا حدی به هم نزدیک هستند اما کاملاً یکی نیستند. ‘Umami’ یک مزه اساسی (basic taste) است، در حالی که ‘savory’ یک توصیف کلیتر برای غذاهای خوشطعم و شور (non-sweet) است. مثلاً یک پای گوشت میتونه savory باشه، چون شیرین نیست و طعمهای گوشتی و نمکی داره. در واقع، غذاهای umami اغلب savory هم هستند، اما هر غذای savory لزوماً umami نیست.
وای چقدر خوب شد که این مطلب رو خوندم. من همیشه برای قهوهی تلخ میگفتم ‘dark coffee’ در حالی که باید میگفتم ‘bitter coffee’. ممنون بابت اصلاح این اشتباه رایج!
پریسا خانم، خوشحالیم که تونستید این نکته مهم رو یاد بگیرید و اشتباه رایج رو اصلاح کنید. ‘Dark’ برای رنگ قهوه و ‘Bitter’ برای طعم تلخشه. موفق باشید!
برای غذاهایی که تندی ملایم دارن چی باید گفت؟ مثل یه غذایی که فقط کمی فلفل داره.
احسان جان، برای تندی ملایم میتونید از ‘mildly spicy’ یا ‘slightly spicy’ استفاده کنید. مثلاً: ‘The curry is mildly spicy.’ همچنین ‘zesty’ هم گاهی برای طعم تند و تازه (مثل پوست مرکبات) به کار میره، ولی بیشتر در مورد ترشی همراه با طعم هست.
این جدول خیلی عالی بود و خلاصه مفیدی از مزهها ارائه داد. قسمت Umami واقعا جالب بود چون تو فارسی معادل دقیقی نداره.
مریم خانم، دقیقا همینطوره! مزه ‘Umami’ در زبان فارسی معادل تکواژهای نداره و به همین دلیل برای فارسیزبانها کمی جدیدتر و جالبتره. خوشحالیم که از جدول استفاده کردید.
پس برای توصیف مزه لواشک، ‘sour’ بهترین کلمه است؟
جواد عزیز، بله، برای توصیف مزه لواشک، ‘sour’ کلمهای عالی و دقیق است. گاهی اوقات بسته به نوع لواشک، ممکنه ‘tangy’ هم مناسب باشه، اگر شیرینی ملایمی هم داشته باشه.
کلمه ‘tart’ رو هم گاهی برای ترشی شنیدم. فرقش با ‘sour’ چیه؟
غزاله خانم، سوال بسیار خوبی پرسیدی! ‘Tart’ و ‘sour’ هر دو به معنی ترش هستند، اما ‘tart’ معمولاً به ترشیِ تیز و میوهای اشاره داره که اغلب همراه با طعم تازه و گاهی کمی شیرینیه، مثل ترشی سیب سبز یا آلبالو. ‘Sour’ میتونه تندتر و خالصتر باشه، مثل لیمو خالص.
ممنون از مقاله. من قبلا تو فیلمها شنیده بودم ‘bitter truth’ ولی الان فهمیدم که ریشه کلمه ‘bitter’ در طعم تلخ غذاست. این ارتباط دادنها خیلی به یادگیری کمک میکنه.
سیامک جان، دقیقاً! نکته خیلی خوبی رو اشاره کردی. ‘Bitter’ نه تنها برای طعم تلخ غذا بلکه به صورت استعاری برای ‘واقعیت تلخ’ (bitter truth) یا ‘پشیمانی تلخ’ (bitter regret) هم استفاده میشه. این ارتباطات به عمیقتر شدن فهم لغات کمک زیادی میکنه.
ممنون از آموزش خوبتون. برای ‘شور’، اگه یه غذایی بیش از حد شور باشه، میشه گفت ‘overly salty’ یا ‘too salty’. اینو من تو یه رستوران از یه گارسون خارجی شنیدم.
شادی خانم، نکته بسیار کاربردی رو مطرح کردید! بله، ‘too salty’ یا ‘overly salty’ عبارات بسیار مناسبی برای بیان شوری بیش از حد غذا هستند. این کمک میکنه که سطح شوری رو هم بتونیم دقیقتر بیان کنیم.