- آیا تا به حال در یک مکالمه انگلیسی خواستهاید چهره کسی را توصیف کنید اما کلمات را فراموش کردهاید؟
- آیا تفاوت دقیق بین واژگانی مثل Pale، Fair و Tan را برای توصیف رنگ پوست میدانید؟
- آیا برایتان چالشبرانگیز است که بدانید ترتیب قرارگیری صفتها برای توصیف چشم و صورت چگونه است؟
- آیا نگران این هستید که در هنگام توصیف ویژگیهای ظاهری، ناخواسته از کلمات غیرمحترمانه استفاده کنید؟
توصیف دقیق چهره یکی از کاربردیترین مهارتها در زبان انگلیسی است، چه در حال صحبت با یک دوست باشید و چه در حال پر کردن یک فرم رسمی یا نوشتن یک داستان. در این راهنمای جامع، ما به شکلی ساده و ساختاریافته به آموزش توصیف چهره به انگلیسی میپردازیم تا شما بتوانید بدون اضطراب و با اعتماد به نفس کامل، هر چهرهای را با جزئیات دقیق توصیف کنید و دیگر هرگز در انتخاب کلمات دچار اشتباه نشوید.
| بخش توصیفی | واژگان کلیدی (Keywords) | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| فرم صورت (Face Shape) | Round, Oval, Square, Heart-shaped | She has a round face. |
| رنگ چشم (Eye Color) | Hazel, Amber, Blue, Brown | His eyes are hazel. |
| اجزای چهره (Features) | Freckles, Dimples, Beard, Wrinkles | He has dimples when he smiles. |
فرم صورت و ساختار کلی سر
اولین چیزی که در توصیف چهره به انگلیسی به چشم میآید، فرم کلی صورت است. بسیاری از زبانآموزان تنها به گفتن کلمه “صورت” بسنده میکنند، اما استفاده از صفتهای هندسی میتواند سطح زبان شما را بسیار حرفهایتر نشان دهد.
انواع فرم صورت به انگلیسی
- Oval: بیضی (معمولاً به عنوان ایدهآلترین فرم صورت در نظر گرفته میشود).
- Round: گرد (زمانی که عرض و طول صورت تقریباً برابر است).
- Square: مربعی (با فکهای زاویهدار و قوی).
- Heart-shaped: قلبی (پیشانی پهن و چانه باریک و تیز).
- Long / Oblong: کشیده.
برای توصیف فرم صورت معمولاً از ساختار
Subject + have/has + [Shape] + face
استفاده میکنیم. به عنوان مثال:
- ✅ Correct: He has an oval face.
- ❌ Incorrect: His face is an oval shape. (این جمله از نظر گرامری غلط نیست اما در مکالمات روزمره رایج نیست).
توصیف چشمها: از رنگ تا حالت
چشمها اغلب به عنوان “پنجره روح” شناخته میشوند و توصیف آنها در انگلیسی فراتر از رنگهای سادهای مثل Blue یا Brown است. از دیدگاه یک زبانشناس، دقت در انتخاب واژه برای چشم، غنای کلام شما را نشان میدهد.
رنگهای خاص چشم
- Hazel: میشی (ترکیبی از قهوهای و سبز).
- Amber: کهربایی (زرد طلایی روشن).
- Emerald green: سبز زمردی.
- Steel gray: خاکستری فولادی.
حالت و فرم چشمها
اگر بخواهید کمی جزئیتر شوید، میتوانید به فرم چشمها اشاره کنید:
- Almond-shaped: بادامی.
- Hooded: چشمهایی که پلک بالایی کمی روی چشم را میپوشاند.
- Deep-set: چشمهای گودافتاده یا عمیق.
- Protruding / Bulging: چشمهای برجسته.
ابروها (Eyebrows)
ابروها تاثیر زیادی در حالت چهره دارند:
- Thick / Bushy: پهن و پرپشت.
- Thin: باریک.
- Arched: کمانی و قوسدار.
اجزای چهره: بینی، دهان و پوست
در توصیف چهره به انگلیسی، نباید از جزئیاتی مثل بینی و لبها غافل شد. بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترس از اشتباه یا “بیادبی” از این کلمات استفاده نمیکنند، اما استفاده درست از آنها کاملاً عادی است.
توصیف بینی (Nose)
- Straight: صاف.
- Hooked: عقابی یا شکسته.
- Button nose: بینی کوچک و گرد (معمولاً برای توصیفهای مثبت).
- Pointed: نوکتیز.
توصیف لبها و دهان (Lips & Mouth)
- Full lips: لبهای پر و درشت.
- Thin lips: لبهای باریک.
- Curved: منحنی و خوشفرم.
ویژگیهای خاص پوست (Complexion & Skin)
اشتباه رایج بسیاری از زبانآموزان استفاده از کلمه White برای پوست روشن است. در انگلیسی بهتر است از این کلمات استفاده کنید:
- Fair / Light: پوست روشن و سفید.
- Pale: رنگپریده (معمولاً به دلیل بیماری یا ترس).
- Tan / Bronzed: برنزه.
- Dark / Olive: پوست تیره یا گندمگون.
- Freckles: کک و مک.
- Wrinkles: چروکهای صورت.
- Dimples: چال گونه.
فرمولهای طلایی برای ساخت جملات توصیفی
برای اینکه هنگام صحبت کردن دچار لکنت نشوید، از این دو ساختار استاندارد استفاده کنید:
- ساختار اول:
Subject + has/have + [Adjective] + [Part of face]- مثال: She has sparkling blue eyes.
- ساختار دوم:
The [Part of face] + is/are + [Adjective]- مثال: His nose is slightly hooked.
نکته آموزشی: اگر میخواهید از چندین صفت استفاده کنید، ترتیب معمول این است: [اندازه] + [حالت] + [رنگ].
مثال: Small round black eyes (چشمهای ریز گرد مشکی).
تفاوتهای لهجه بریتانیایی (UK) و آمریکایی (US)
در دنیای واقعی، تفاوتهای جزئی در نگارش و واژگان وجود دارد که دانستن آنها به شما کمک میکند در هر محیطی نیتیو (Native) به نظر برسید.
| ویژگی | English (US) | English (UK) |
|---|---|---|
| رنگ خاکستری | Gray | Grey |
| رنگ پوست | Complexion | Colouring / Complexion |
| ریش کوتاه و زبر | Stubble | Five o’clock shadow |
چگونه بر اضطراب توصیف چهره غلبه کنیم؟
بسیاری از زبانآموزان از توصیف چهره میترسند چون فکر میکنند ممکن است از کلمات توهینآمیز استفاده کنند. به عنوان یک روانشناس آموزشی، پیشنهاد میکنم:
- مثبتگرا باشید: به جای استفاده از واژگانی مثل Ugly یا Fat، از واژگان خنثی یا مثبت مثل Ordinary یا Curvy استفاده کنید.
- از کلمات تعدیلکننده استفاده کنید: کلماتی مثل Quite (نسبتاً)، A bit (کمی) یا Slightly شدت صفت را کم میکنند و جملات شما را مودبانهتر میکنند.
- مثال: He is slightly overweight (او کمی اضافهوزن دارد – مودبانهتر از گفتن He is fat).
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در یادگیری توصیف چهره به انگلیسی، برخی اشتباهات به وفور تکرار میشوند که باید از آنها دوری کنید:
- اشتباه اول: استفاده از “Eyes” به صورت مفرد. به یاد داشته باشید که همیشه بگویید Blue eyes (جمع)، مگر اینکه واقعاً در مورد یک چشم صحبت کنید.
- اشتباه دوم: گفتن “I have a white skin”. در انگلیسی نیتیو، ما معمولاً “A” را قبل از Skin به کار نمیبریم و به جای White از Fair استفاده میکنیم. (Correct: I have fair skin).
- اشتباه سوم: اشتباه گرفتن Beard (ریش) با Moustache (سبیل). به یاد داشته باشید که Beard کل صورت را میپوشاند اما Moustache فقط بالای لب است.
سوالات متداول (FAQ)
۱. تفاوت بین Pale و Fair چیست؟
Fair برای توصیف رنگ پوست طبیعی افراد (سفیدپوست) به کار میرود که زیبا تلقی میشود. اما Pale معمولاً به معنای رنگپریدگی ناشی از بیماری، شوک یا ترس است.
۲. چطور بگویم کسی “خوشقیافه” است؟
برای آقایان معمولاً از کلمه Handsome و برای خانمها از کلمات Pretty یا Beautiful استفاده میشود. کلمه Good-looking برای هر دو جنس کاربرد دارد.
۳. واژه “Gaze” به چه معناست؟
این واژه به معنای خیره شدن یا نگاه ممتد است و برای توصیف حالت چشمها زمانی که کسی به چیزی با دقت یا تحسین نگاه میکند، استفاده میشود.
نتیجهگیری
تسلط بر توصیف چهره به انگلیسی کلیدی برای برقراری ارتباط موثرتر و دقیقتر است. با یادگیری فرمهای مختلف صورت، رنگهای متنوع چشم و درک تفاوتهای فرهنگی در انتخاب واژگان، شما نه تنها دایره لغات خود را گسترش میدهید، بلکه اعتماد به نفس خود را در مکالمات پیچیده بالا میبرید. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم، کلید ماندگاری این لغات در ذهن شماست. پیشنهاد میکنم همین امروز سعی کنید چهره یکی از دوستان یا شخصیتهای محبوبتان را با استفاده از کلماتی که امروز یاد گرفتید، توصیف کنید. زبان یک مهارت زنده است؛ از به کار بردن آن نترسید!




مرسی از مقاله خوبتون! همیشه فرق بین Pale و Fair برام سوال بود. بالاخره متوجه شدم. میشه یه مثال دیگه از Pale بزنید؟
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، حتماً. برای Pale معمولاً پوستی رو توصیف میکنیم که خیلی روشن و گاهی کمی بیرنگ به نظر میاد، مثلاً: ‘She has very pale skin, almost translucent.’ این نشون میده که پوستش ممکنه به خاطر نور خورشید کم یا حتی بیماری، رنگپریده باشه. در حالی که Fair فقط به معنی روشن بودن رنگ پوست بدون بار معنایی خاصی مثل بیرنگی یا مریضی هست.
بخش ترتیب قرارگیری صفتها فوقالعاده کاربردی بود! همیشه باهاش مشکل داشتم و نمیدونستم اول رنگ رو بگم یا شکل. ممنون از آموزش جامعتون.
خیلی مقاله کاملی بود! یادمه یه بار با یکی از دوستام انگلیسی حرف میزدم و میخواستم بگم لپاش چال داره، کلی دنبال Dimples گشتم! خوشحالم که اینجا بهش اشاره کردید.
مریم عزیز، ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربهتون! دقیقاً همین مشکلات هست که ما سعی میکنیم با مقالاتمون حل کنیم. ‘Dimples’ واقعاً کلمه کاربردی و زیبایی برای توصیف چال گونه است. نکته جالب اینه که بعضی زبانآموزان ممکنه با ‘Pimples’ (جوش) اشتباهش بگیرند، پس دقت در تلفظ هر دو کلمه مهمه!
چشمهای Amber خیلی خاصن! تا حالا فکر میکردم فقط Hazel داریم. تفاوت دقیقشون چیه؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی جان! درسته، چشمهای Amber واقعاً خاص هستند. تفاوت اصلی اینه که ‘Hazel’ معمولاً ترکیبی از سبز، قهوهای و گاهی رگههای طلایی داره و ممکنه رنگش در نورهای مختلف کمی تغییر کنه. اما ‘Amber’ یک رنگ جامد و یکدستتر طلایی-قهوهای هست که شبیه به رنگ عسل یا کهربا میدرخشه و معمولاً بدون هیچ رگه سبز یا آبی دیده میشه. چشمهای بعضی از حیوانات مثل گرگها هم میتونند Amber باشند.
ممنون که به نکته استفاده از کلمات محترمانه اشاره کردید. واقعا مهمه که وقتی ظاهر کسی رو توصیف میکنیم، مراقب باشیم کلماتمون توهینآمیز نباشه.
من یه بار Beard رو با Mustache اشتباه گرفتم و سوتی دادم! خوبه که به این جزئیات هم اشاره شده. مطلب خیلی کامله.
رضا جان، این اشتباه رایجیه و اصلاً جای نگرانی نیست! خوشحالیم که تونستیم با این مقاله به حل این سوءتفاهمها کمک کنیم. برای یادآوری ساده: ‘Beard’ به ریش کامل گفته میشه، در حالی که ‘Mustache’ فقط سبیل هست. خیلی خوبه که با تمرین و دقت، این تفاوتها رو به خاطر بسپریم.
میشه لطفا برای کلماتی مثل ‘Hazel’ و ‘Wrinkles’ تلفظ صوتی هم بذارید؟ گاهی اوقات نوشتنش آسونه ولی گفتنش سخت میشه.
پگاه عزیز، پیشنهاد بسیار خوبی دادید! حتماً در آپدیتهای بعدی مقالات، به فکر اضافه کردن تلفظ صوتی برای واژگان کلیدی خواهیم بود تا یادگیری راحتتر بشه. تا اون زمان، میتونید از دیکشنریهای آنلاین معتبری مثل Longman یا Oxford استفاده کنید که تلفظ صوتی هم دارند. تلفظ ‘Hazel’ تقریباً مثل ‘هِی-زِل’ و ‘Wrinkles’ شبیه ‘رین-کلز’ هست.
میشه در مورد ‘Heart-shaped face’ و ‘Square face’ یه کم بیشتر توضیح بدید؟ دقیقاً چه ویژگیهایی دارند؟
کیارش جان، حتماً. ‘Heart-shaped face’ یا صورت قلبی شکل، مشخصهاش پیشانی پهن و چانه باریک و تیز هست، شبیه به بالای قلب که پهن و پایینش نوکتیز میشه. اما ‘Square face’ یا صورت مربعی شکل، معمولاً پیشانی، استخوان گونه و فک عرض تقریباً برابری دارند و خط فک هم زاویهدار و برجسته است که به صورت ظاهری قوی و مشخص میده.
سایتتون حرف نداره! همیشه نکات دقیق و کاربردی رو پیدا میکنم. این مقاله هم مثل بقیه عالی بود.
در مورد چشم، اصطلاحی مثل ‘Apple of my eye’ داریم. آیا برای توصیف صورت هم اصطلاح خاصی هست که بشه استفاده کرد؟
فرهاد جان، سوال بسیار جالبیه! ‘Apple of my eye’ اصطلاحی زیبا برای اشاره به کسیه که خیلی دوستش دارید. برای توصیف صورت هم اصطلاحاتی وجود داره، مثلاً ‘a fresh face’ به معنی صورت جوان و شاداب یا ‘a face that could launch a thousand ships’ که اصطلاحی کلاسیک برای اشاره به چهرهای بسیار زیبا و تأثیرگذار هست. البته اینها بیشتر جنبه ادبی دارند تا توصیف مستقیم.
گاهی اوقات Freckles رو با Mole اشتباه میگیرم. تفاوتشون چیه؟
نگار عزیز، این هم یک ابهام رایج دیگه است که خیلیها دارند! ‘Freckles’ لکههای کوچک قهوهای روشن هستند که معمولاً به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید ایجاد میشن و اغلب تعدادشون زیاده. اما ‘Mole’ (خال) معمولاً بزرگتر و برجستهتره، میتونه هر رنگی از صورتی تا مشکی داشته باشه و تعدادش کمتره. خالها برخلاف کک و مک، حتی بدون آفتاب هم وجود دارند.
ممنون از مقاله عالی. میشه یه مقاله هم در مورد توصیف قد و هیکل (height and build) برای خانمها و آقایون بنویسید؟ فکر کنم اون هم خیلی کاربردی باشه.
حامد جان، پیشنهاد شما عالیه و حتماً در برنامهریزیهای آینده برای محتوا، این موضوع رو در نظر میگیریم! توصیف قد و هیکل هم مثل توصیف چهره، نیاز به دقت و استفاده از واژگان مناسب و محترمانه داره. ممنون از بازخورد سازندهتون.
اینکه گفتید برای پر کردن فرم رسمی هم مهمه، واقعاً درسته. من یه بار برای ویزا داشتم مشخصات خودم رو مینوشتم و گیر کرده بودم سر همین کلمات. ممنون که این بخش رو پوشش دادید.
چشمهای Deep-set چطوری توصیف میشن؟ توی مقاله نبود ولی فکر کنم خیلی کاربردی باشه.
کیمیا جان، بله، ‘Deep-set eyes’ یکی از اصطلاحات رایج برای توصیف چشمه که در مقاله به طور مستقیم ذکر نشده بود ولی اشاره بهش بسیار خوبه! ‘Deep-set eyes’ به چشمهایی گفته میشه که کمی به داخل کاسه چشم فرو رفته به نظر میرسند و ابرو بالای اونها برجستهتر دیده میشه. این ویژگی میتونه به چهره عمق خاصی بده.
نحوه دستهبندی و مثالهای کاربردی واقعاً به فهم مطلب کمک میکنه. ساختار مقاله عالیه.
در مورد رنگ پوست، به Tan اشاره کردید. آیا برای پوستهایی که به طور طبیعی گندمی هستن (مثل خیلی از ایرانیها) از ‘Olive skin’ هم میشه استفاده کرد؟
پویا جان، بله حتماً! ‘Olive skin’ اصطلاح بسیار مناسبی برای توصیف رنگ پوستیه که تناژ سبز-زرد یا طلایی داره و معمولاً در افراد مدیترانهای، خاورمیانهای و برخی آسیاییها دیده میشه. این رنگ پوست میتونه هم روشن و هم کمی تیرهتر باشه. ‘Tan’ بیشتر به پوستی اشاره داره که به خاطر آفتاب گرفتن تیره شده، اما ‘Olive’ رنگ طبیعی پوست رو توصیف میکنه.
من این کلمات رو توی یه سریال خارجی شنیدم ولی نمیدونستم دقیقا منظورشون چی بود. الان مقاله رو که خوندم کامل متوجه شدم. مخصوصاً تفاوت Fair و Pale.
ژاله عزیز، خوشحالیم که مقاله تونسته بهتون کمک کنه تا دیالوگهای سریالها رو بهتر متوجه بشید! شنیدن واژگان در بستر واقعی (مثل فیلم و سریال) و سپس یادگیری دقیق معناشون، یکی از بهترین روشهای تقویت زبان انگلیسیه. ادامه بدید!
در مورد ‘Wrinkles’، آیا کلمه دیگهای هست که کمی مؤدبانهتر باشه برای توصیف چین و چروک صورت؟
حسین جان، سوال بسیار مهمی پرسیدید! ‘Wrinkles’ به خودی خود کلمه بیادبانهای نیست، اما اگر بخواهید مؤدبانهتر یا ملایمتر صحبت کنید، میتوانید از عباراتی مثل ‘fine lines’ (خطوط ظریف) استفاده کنید که بیشتر برای چین و چروکهای کمتر و ظریفتر به کار میره. یا اینکه به جای تأکید مستقیم روی چین و چروک، روی لبخند یا حالت چهره تمرکز کنید.