- آیا تا به حال هنگام تماشای برنامههای آشپزی انگلیسیزبان، از تنوع کلماتی که برای خرد کردن یا پختن به کار میبرند گیج شدهاید؟
- آیا تفاوت دقیق بین اصطلاحاتی مثل Chop، Slice و Dice را میدانید یا همه را به یک شکل ترجمه میکنید؟
- آیا برایتان پیش آمده که ندانید چه زمانی باید از Roast و چه زمانی از Bake استفاده کنید؟
- آیا از اشتباه به کار بردن افعال آشپزی انگلیسی در مکالمات یا هنگام مطالعه دستور پختهای بینالمللی واهمه دارید؟
یادگیری افعال آشپزی انگلیسی فراتر از حفظ کردن چند واژه ساده است؛ این کلمات ابزاری برای درک فرهنگ و دقت در انتقال مفاهیم هستند. در این راهنمای جامع، ما به شکلی کاملاً کاربردی و مرحلهبهمرحله تفاوتهای ظریف این افعال را بررسی میکنیم تا یک بار برای همیشه این چالش را پشت سر بگذارید و با اعتمادبهنفس کامل در آشپزخانه یا رستوران به زبان انگلیسی صحبت کنید.
| دسته فعل | فعل کلیدی | کاربرد اصلی | مثال کاربردی |
|---|---|---|---|
| آمادهسازی (برش) | Chop | خرد کردن به قطعات نامنظم و بزرگتر | Chop the onions roughly. |
| آمادهسازی (برش) | Dice | برش دادن به صورت مکعبهای یکاندازه | Dice the carrots into small cubes. |
| پختن (حرارت مرطوب) | Boil | جوشاندن در آب (۱۰۰ درجه سانتیگراد) | Boil the potatoes for 20 minutes. |
| پختن (حرارت خشک) | Roast | کباب کردن گوشت یا سبزیجات در فر | Roast the chicken until golden. |
| ترکیب کردن | Whisk | هم زدن سریع (معمولاً با مفتول) | Whisk the eggs and sugar. |
بخش اول: هنر برش زدن (The Art of Cutting)
در زبان انگلیسی، برخلاف فارسی که ممکن است برای اکثر کارها از فعل “خرد کردن” استفاده کنیم، دقت بسیار بالایی در انتخاب فعل وجود دارد. این دقت به سرآشپز کمک میکند تا زمان پخت و ظاهر غذا را مدیریت کند.
۱. Chop (خرد کردن معمولی)
این عمومیترین فعل برای بریدن چیزی به قطعات کوچک است. در Chop کردن، اندازه قطعات لزوماً نباید یکسان باشد.
- مثال: Chop the garlic before adding it to the pan.
۲. Slice (ورقه ورقه کردن)
وقتی چیزی را به صورت لایههای نازک و مسطح میبرید، از Slice استفاده میکنید. این فعل معمولاً برای نان، پیاز، گوجهفرنگی و کالباس به کار میرود.
- مثال: Slice the bread into thick pieces.
۳. Dice (نگینی کردن)
این کلمه از واژه Die (تاس) گرفته شده است. پس Dice یعنی بریدن مواد به شکل مکعبهای کوچک و منظم، درست شبیه به تاس.
- مثال: Dice the peppers for the salad.
۴. Mince (ساطوری یا له کردن)
این فعل برای خرد کردن مواد به ریزترین حالت ممکن به کار میرود، به طوری که تقریباً به شکل خمیر درآیند. معمولاً برای سیر یا گوشت چرخکرده (Minced meat) استفاده میشود.
- مثال: Mince the ginger very finely.
۵. Peel (پوست کندن)
برداشتن لایه بیرونی میوه یا سبزیجات با چاقو یا پوستکن.
- مثال: Peel the apples before making the pie.
بخش دوم: روشهای پخت با حرارت (Cooking Methods)
بسیاری از زبانآموزان در تمایز بین روشهای مختلف پخت دچار اضطراب میشوند. اما نگران نباشید، تفاوت اصلی در “منبع حرارت” و “مقدار روغن یا آب” است.
۱. Fry (سرخ کردن)
این یک اصطلاح کلی برای پختن غذا در روغن داغ است. اما خود به دستههای ریزتری تقسیم میشود:
- Sauté: تفت دادن سریع با مقدار کمی روغن در تابه داغ (از کلمه فرانسوی به معنای “پریدن” گرفته شده چون مواد در تابه مدام تکان داده میشوند).
- Stir-fry: سرخ کردن سریع در حرارت بسیار بالا (مخصوص غذاهای آسیایی و ووک).
- Deep-fry: غوطهور کردن کامل غذا در روغن زیاد (مثل سیبزمینی سرخکرده).
۲. Boil vs. Simmer (جوشاندن در مقابل ریزجوش زدن)
این دو اغلب اشتباه گرفته میشوند. در Boil، آب باید به شدت قلقل کند (۱۰۰ درجه). اما در Simmer، شعله کم است و حبابهای بسیار ریزی در سطح آب دیده میشود. Simmer برای جا افتادن خورشها حیاتی است.
- ✅ Correct: Let the soup simmer for an hour. (اجازه دهید سوپ یک ساعت جا بیفتد).
- ❌ Incorrect: Boil the soup for an hour. (این کار باعث سفت شدن گوشت یا له شدن سبزیجات میشود).
۳. Roast vs. Bake (کباب کردن در فر در مقابل پختن نان و شیرینی)
هر دو در فر انجام میشوند، پس تفاوت در چیست؟
- Roast: برای غذاهایی که ساختار دارند (مثل مرغ، گوشت یا سبزیجات) و معمولاً در دمای بالاتر پخته میشوند تا سطحشان برشته شود.
- Bake: برای موادی که در ابتدا شل هستند و در اثر پخت سفت میشوند (مثل کیک، نان، کوکی).
بخش سوم: افعال ترکیبی و آمادهسازی نهایی
گاهی نیاز است مواد را با هم ترکیب کنیم. در اینجا هم افعال آشپزی انگلیسی ظرافتهای خاص خود را دارند.
۱. Whisk vs. Stir vs. Mix
- Stir: هم زدن معمولی با قاشق در حرکت دورانی.
- Whisk: زدن مواد با سرعت بالا برای وارد کردن هوا (مثل زدن خامه یا تخممرغ).
- Mix: ترکیب کردن دو یا چند ماده به صورت کلی.
۲. Knead (ورز دادن)
این فعل مخصوص خمیر نان است. کار کردن با دست روی خمیر برای ترکیب شدن گلوتن.
- نکته تلفظی: حرف K در ابتدای این کلمه خوانده نمیشود (نِید).
بخش چهارم: تفاوتهای لهجهای (US vs. UK)
به عنوان یک زبانآموز هوشمند، باید بدانید که گاهی کلمات در دو سوی اقیانوس اطلس متفاوت هستند:
- Broil (US) vs. Grill (UK): در آمریکا وقتی حرارت مستقیم از بالا به غذا میتابد (توی فر)، به آن Broil میگویند. در بریتانیا به همین کار Grill میگویند.
- Skillet (US) vs. Frying pan (UK): آمریکاییها بیشتر به تابه Skillet میگویند، در حالی که بریتانیاییها Frying pan را ترجیح میدهند.
نکات روانشناختی برای یادگیری بهتر
بسیاری از دانشجویان از حجم زیاد این افعال دچار “Language Anxiety” یا اضطراب زبان میشوند. پیشنهاد ما به عنوان تیم متخصص EnglishVocabulary.ir این است:
- تصویرسازی کنید: وقتی کلمه Dice را میشنوید، تصویر یک تاس را در ذهن بیاورید.
- در آشپزخانه تمرین کنید: وقتی در حال آشپزی هستید، کارهایی که انجام میدهید را به انگلیسی گزارش کنید: “Now I am peeling the onions”.
- از اشتباه نترسید: حتی آشپزهای حرفهای هم گاهی در اصطلاحات دقیق دچار اختلاف نظر میشوند. مهم این است که مفهوم را برسانید.
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)
- باور غلط: کلمه “Cook” برای همه نوع پختوپزی کافی است.
واقعیت: درست است که Cook معنای کلی میدهد، اما استفاده از افعال دقیق مثل Sauté نشاندهنده سطح پیشرفته زبان شما (Upper-Intermediate) است. - اشتباه رایج: استفاده از فعل “Burn” به جای “Brown”.
توضیح: در آشپزی ما میخواهیم گوشت را قهوهای و کاراملی کنیم (Brown the meat)، نه اینکه آن را بسوزانیم (Burn)! - اشتباه در حرف اضافه: میگوییم “Cut into pieces” نه “Cut to pieces”.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. فرق بین Grate و Shred چیست؟
هر دو به معنی رنده کردن هستند. اما Grate معمولاً برای پودر کردن (مثل رنده کردن پارمزان) و Shred برای رشته رشته کردن (مثل رنده کردن پنیر پیتزا یا هویج) به کار میرود.
۲. آیا Poach همان آبپز کردن است؟
بله، اما در دمای بسیار پایینتر از جوش. Poaching معمولاً برای تخممرغ یا ماهی استفاده میشود تا بافت نرم آنها حفظ شود.
۳. فعل مناسب برای “دم کردن” چای یا قهوه چیست؟
از فعل Brew استفاده میکنیم. برای مثال: “Brew the tea for 5 minutes”.
Conclusion (نتیجهگیری)
تسلط بر افعال آشپزی انگلیسی یکی از لذتبخشترین بخشهای یادگیری زبان است، زیرا مستقیماً با حواس پنجگانه و زندگی روزمره ما در ارتباط است. به یاد داشته باشید که تفاوت بین یک زبانآموز مبتدی و یک فرد مسلط، در استفاده از همین جزئیات و کلمات دقیق (Specific verbs) نهفته است.
فراموش نکنید که یادگیری زبان یک مسیر تدریجی است. دفعه بعد که یک دستور پخت انگلیسی دیدید، به دنبال این افعال بگردید و سعی کنید تفاوت Chop و Dice را در تصویر ببینید. شما با تمرین مداوم، نه تنها آشپز بهتری خواهید شد، بلکه اعتمادبهنفس خود را در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی نیز به شدت افزایش خواهید داد. به یاد داشته باشید: “Practice makes perfect!” (تمرین منجر به کمال میشود).




ممنون از مقاله خیلی خوبتون! واقعا همیشه با تفاوت Chop و Dice مشکل داشتم. میشه لطفا با یه مثال دیگه تفاوتشون رو واضحتر توضیح بدید؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. حتماً! فرض کنید میخواهید سالاد شیرازی درست کنید. خیار و گوجه رو ‘Dice’ میکنید چون میخواهید قطعات یکدست و مکعبی داشته باشید. اما برای پیاز ممکنه ‘Chop’ کنید چون اندازه خیلی دقیق براش مهم نیست و فقط میخواهید خرد بشه. فرق اصلی در دقت و یکنواختی برشهاست.
بالاخره فهمیدم تفاوت Roast و Bake چیه! همیشه قاطی میکردم. پس Roast بیشتر برای گوشت و سبزیجات ریشهایه که قهوهای میشن و Bake برای چیزایی مثل کیک و نون. درسته؟
کاملاً درسته علی عزیز! نکته مهم دیگه اینه که در Roast معمولاً غذا رو بدون پوشش در فر قرار میدیم تا سطحش کاراملی و برشته بشه، در حالی که Bake میتونه با پوشش یا بدون پوشش باشه و هدف بیشتر پخت کامل غذاست تا برشته شدن سطحش.
مقاله کاربردی بود. یه سوال: کلمه ‘Mince’ که برای گوشت چرخکرده استفاده میشه، چه فرقی با Chop داره؟ آیا اونم تو دسته آمادهسازی برشها قرار میگیره؟
بله رضا جان، ‘Mince’ هم در دسته آمادهسازی قرار میگیره. تفاوت اصلیش با ‘Chop’ در اینه که ‘Mince’ به معنی خرد کردن به قطعات بسیار ریز و له کردن ماننده (مثل گوشت چرخکرده یا سیر له شده). در واقع ‘Mince’ ریزتر از ‘Chop’ هست و معمولاً با ابزار خاصی مثل چرخ گوشت یا سیر له کن انجام میشه.
خیلی ممنون از توضیحات شفاف و مثالهای کاربردی. همیشه این افعال تو برنامههای آشپزی گیجم میکرد. عالی بود!
من یه بار به جای Boil، گفتم Fry potatoes و دوستم کلی خندید! الان کاملاً متوجه شدم چرا! ممنون از توضیحات دقیق.
کیان عزیز، این اشتباهات کاملاً طبیعیه و بخشی از فرایند یادگیریه! مهم اینه که حالا تفاوتها رو به خوبی درک کردید. Boil یعنی جوشاندن در آب، در حالی که Fry سرخ کردن در روغن هست. حالا میتونید با اطمینان بیشتری صحبت کنید!
تفاوت Chop و Slice چیه؟ چون توی جدول فقط Chop و Dice رو دیدم. Slice هم مگه همون برش دادنه؟
سوال خیلی خوبیه نرگس جان! ‘Slice’ به معنی برش زدن به صورت ورقههای نازک و یکدست هست، مثل Slice کردن نان، پنیر یا گوجهفرنگی. ‘Chop’ خرد کردن به قطعات نامنظمتر و معمولاً بزرگتره، در حالی که ‘Slice’ بیشتر برای برشهای منظم و نازک استفاده میشه.
این کلمات واقعا کاربردین. میشه تلفظ کلمه ‘Roast’ رو هم بذارید؟ حس میکنم گاهی اشتباه تلفظ میکنم.
بله بردیا جان، تلفظ ‘Roast’ به صورت /roʊst/ هست. دقت کنید که حرف ‘o’ اینجا صدای “او” میده و ‘a’ تقریباً بیصداست. میتوانید در دیکشنریهای آنلاین هم تلفظ صوتیاش را بشنوید.
خیلی مفید بود! کاش یه مقاله هم در مورد ادویهجات و سبزیجات معطر در انگلیسی هم بنویسید. اونم خیلی تنوع داره و گیجکنندهست.
ممنون از پیشنهاد عالیتون پروانه عزیز! حتماً این موضوع رو در نظر میگیریم. ‘اسامی ادویهجات و سبزیجات معطر’ هم از اون دستههاییه که یادگیریش برای آشپزی بینالمللی خیلی مفیده.
مقاله عالی بود! یه سوال دیگه: تفاوت Fry و Sauté چیه؟ هر دو به معنی سرخ کردن نیستن؟
امید عزیز، سوال بجایی پرسیدید! هر دو نوعی سرخ کردن هستند اما تفاوتهایی دارند. ‘Fry’ یک اصطلاح کلیتره که شامل Deep Fry (سرخ کردن عمیق) و Shallow Fry (سرخ کردن کم عمق) میشه. اما ‘Sauté’ به معنی سرخ کردن سریع مواد غذایی در مقدار کمی روغن یا چربی روی حرارت نسبتاً بالا، معمولاً با تکان دادن مداوم ماهیتابه است. هدف ‘Sauté’ پخت سریع و حفظ بافت مواد است.
واقعا مفید بود. من این کلمات رو همیشه تو MasterChef میدیدم ولی دقیقا نمیدونستم هر کدوم چی کار میکنه. حالا فهمیدم!
میشه چند تا مثال دیگه از ‘Chop’ و ‘Dice’ بزنید که در مکالمات روزمره یا دستور پختها زیاد استفاده میشن؟ برای تمرین بیشتر.
حتماً حمید جان! برای ‘Chop’ میتونید بگید: “Chop the herbs finely” (سبزیجات معطر را ریز خرد کنید) یا “Chop the chocolate for the cookies” (شکلات را برای کوکیها خرد کنید). برای ‘Dice’ هم: “Dice the bell peppers for the stir-fry” (فلفل دلمهایها را برای تفت دادن مکعبی خرد کنید) یا “Dice the apples for the pie filling” (سیبها را برای مواد داخل پای مکعبی خرد کنید).
در مورد ‘Bake’ و ‘Roast’ ممنون که توضیح دادید. اما ‘Grill’ چی؟ اون هم پخت در حرارته ولی حس میکنم فرق داره.
نسترن عزیز، ‘Grill’ (یا Barbecue در انگلیسی آمریکایی) هم نوعی پخت با حرارته اما با روشی متفاوت. در ‘Grill’ غذا مستقیماً روی شعله یا منبع حرارت بالا قرار میگیره و معمولاً از بالا یا پایین به صورت مستقیم حرارت میبینه (مثل کباب کردن). در حالی که ‘Bake’ و ‘Roast’ پخت در محیط بسته فر با حرارت غیرمستقیم هست.
برای Boil همیشه یاد جوشیدن آب میفتادم، برای Fry هم صدای روغن تو ماهیتابه! خیلی خوب توضیح دادید. یه نکته هم بگم که کلمه ‘simmer’ هم هست که یعنی آهسته جوشاندن، کمتر از Boil.
آرش عزیز، ممنون از نکته مفیدتون! بله، ‘Simmer’ واقعاً یک فعل آشپزی مهم و پرکاربرده که به معنی “آهسته و ملایم جوشاندن” است؛ یعنی آب حبابهای کوچکی تولید میکند و نه جوش کامل و شدید. این اصطلاح معمولاً برای سسها، سوپها و خورشها استفاده میشود.
آیا ‘Chop’ معنی دیگهای هم داره جز خرد کردن؟ مثلاً جایی دیدم ‘chop chop’ میگن.
آیدا جان، سوال عالی پرسیدید! بله، ‘Chop’ در اینجا فعل اصلی “خرد کردن” هست. اما ‘chop chop’ یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی هست که به معنی “عجله کن!” یا “بدو!” استفاده میشه. این یک نمونه از چگونگی گسترش معنای کلمات در انگلیسیه که خیلی جالبه.
ای کاش فایل صوتی تلفظ هر کلمه رو هم میذاشتید. ممنون از مقاله خوبتون.
امیرحسین عزیز، از پیشنهاد خوبتون متشکریم. حتماً در بهروزرسانیهای آینده یا مقالات بعدی تلاش میکنیم تا امکان اضافه کردن فایلهای صوتی تلفظ رو فراهم کنیم تا یادگیری کاملتر بشه.
من همیشه بین این افعال سردرگم بودم. الان دیگه قشنگ تفاوتشون رو گرفتم. مرسی!
مقاله عالی بود! یه سوال دیگه: کلمه ‘Steam’ هم در مورد پختن هست. میشه توضیح بدید چه فرقی با Boil داره؟
محسن عزیز، ‘Steam’ به معنی “بخارپز کردن” است. تفاوت اصلیش با ‘Boil’ اینه که در ‘Boil’ مواد غذایی مستقیماً در آب جوش غوطه ور میشن، اما در ‘Steam’ غذا با بخار آب پخته میشه و با آب تماس مستقیم نداره. این روش معمولاً باعث حفظ بیشتر ویتامینها و مواد مغذی غذا میشه.
این بحث Roast و Bake برای غذاهای فرنگی خیلی مهمتره تا غذاهای ایرانی، چون ما کمتر Bake میکنیم شاید. ولی یادگیریش برای فهم دستور پختهای بینالمللی عالیه.
سهراب عزیز، نکته جالبی رو مطرح کردید. بله، روشهای پخت ممکنه در فرهنگهای مختلف متفاوت باشه، اما هدف این مقاله دقیقاً آماده کردن شما برای درک دستور پختهای بینالمللی و ارتباطات جهانیه. یادگیری این افعال به شما کمک میکنه تا با اعتماد به نفس بیشتری در دنیای آشپزی انگلیسیزبان فعالیت کنید.
پس ‘Chop’ همون ‘Cut’ نیست؟ یعنی ‘Cut’ معنی کلیتری داره و ‘Chop’ جزئیتره؟
لیلا جان، دقیقاً! ‘Cut’ یک فعل بسیار کلی به معنی “بریدن” هست که میتونه شامل انواع مختلف برش مثل Chop, Slice, Dice, Mince و حتی Trim (کوتاه کردن) بشه. ‘Chop’ یک نوع خاص از ‘Cut’ هست که به معنی خرد کردن به قطعات نامنظم هست.
این روش دستهبندی افعال واقعا هوشمندانهست. خیلی سریع متوجه تفاوتها شدم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir.