- آیا از شنیدن عباراتی مانند “carry on” یا “figure out” در فیلمها و مکالمات انگلیسی گیج میشوید؟
- به دنبال راهی برای طبیعیتر و روانتر صحبت کردن به زبان انگلیسی هستید؟
- میخواهید بدانید کدام فریزال وربها در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان بیشترین کاربرد را دارند؟
- چگونه میتوانیم معنی و کاربرد یک فریزال ورب روزمره را به سادگی یاد بگیریم و فراموش نکنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری عبارات فعلی یا Phrasal Verbs یکی از بزرگترین چالشها برای زبانآموزان است، اما در عین حال، کلیدیترین قدم برای رسیدن به تسلط و روانی در مکالمه محسوب میشود. این عبارات که از ترکیب یک فعل با یک یا دو حرف اضافه ساخته میشوند، معنایی کاملاً متفاوت از فعل اصلی خود دارند و به وفور در گفتار روزمره انگلیسیزبانان به کار میروند. ما در این راهنما ۲۰ مورد از پرکاربردترین انواع فریزال ورب روزمره را به همراه معنی، مثالهای واضح و توضیحات کامل گردآوری کردهایم تا به شما کمک کنیم این مانع را برای همیشه از سر راه خود بردارید و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید.
چرا یادگیری فریزال وربهای روزمره اینقدر مهم است؟
شاید از خود بپرسید چرا باید وقت خود را صرف یادگیری این عبارات به ظاهر پیچیده کنید. پاسخ ساده است: چون انگلیسیزبانان نیتیو دائماً از آنها استفاده میکنند! اگر میخواهید از سطح کتابی فراتر بروید و مانند یک فرد بومی صحبت کنید و صحبتهای آنها را درک کنید، چارهای جز یادگیری این عبارات ندارید. استفاده صحیح از یک فریزال ورب روزمره در مکالمه، نشاندهنده تسلط شما بر زبان و درک عمیقتر شما از فرهنگ گفتاری آن است. این عبارات به صحبتهای شما رنگ و بوی طبیعیتری میبخشند و به شما کمک میکنند تا منظور خود را دقیقتر و کوتاهتر بیان کنید.
لیست ۲۰ فریزال ورب پرکاربرد در مکالمات روزانه
در ادامه لیستی از ۲۰ فریزال ورب ضروری را با هم بررسی میکنیم. سعی کنید برای هر کدام یک مثال شخصی در ذهن خود بسازید تا بهتر در حافظهتان ثبت شوند.
۱. Get up
معنی: از رختخواب بلند شدن، بیدار شدن.
این یکی از اولین و سادهترین فریزال وربهایی است که هر زبانآموزی با آن آشنا میشود. تقریباً هر روز در مورد برنامه صبحگاهی خود از آن استفاده میکنید.
- مثال: I have to get up at 6 AM for work.
- ترجمه: من باید برای کار ساعت ۶ صبح بیدار شوم.
۲. Go on
معنی: ادامه دادن، اتفاق افتادن.
این عبارت دو کاربرد بسیار رایج دارد. یکی به معنای ادامه دادن یک کار یا صحبت و دیگری برای پرسیدن در مورد یک اتفاق.
- مثال ۱ (ادامه دادن): Please go on with your story. It’s very interesting.
- ترجمه: لطفاً داستانت را ادامه بده. خیلی جالب است.
- مثال ۲ (اتفاق افتادن): What’s going on here?
- ترجمه: اینجا چه خبر است؟ (چه اتفاقی دارد میافتد؟)
۳. Look for
معنی: جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن.
وقتی در حال جستجوی چیزی هستید، از این فریزال ورب روزمره استفاده میکنید. این عبارت جایگزین بسیار خوبی برای فعل “search” در مکالمات است.
- مثال: I’m looking for my keys. Have you seen them?
- ترجمه: دارم دنبال کلیدهایم میگردم. آنها را دیدهای؟
۴. Give up
معنی: تسلیم شدن، دست کشیدن از کاری، ترک کردن (یک عادت).
این عبارت اغلب بار معنایی منفی دارد و به معنای متوقف کردن تلاش برای انجام کاری است. همچنین برای ترک عادتهایی مانند سیگار کشیدن نیز به کار میرود.
- مثال: Don’t give up on your dreams.
- ترجمه: رویاهایت را رها نکن (تسلیم نشو).
- مثال: He decided to give up smoking last year.
- ترجمه: او پارسال تصمیم گرفت سیگار را ترک کند.
۵. Turn on / Turn off
معنی: روشن کردن / خاموش کردن (دستگاههای الکتریکی، چراغ و…).
این دو فریزال ورب جزو کاربردیترینها هستند و هر روز با آنها سر و کار داریم.
- مثال: Could you please turn on the light? It’s dark in here.
- ترجمه: ممکن است لطفاً چراغ را روشن کنی؟ اینجا تاریک است.
- مثال: Don’t forget to turn off the TV before you leave.
- ترجمه: یادت نره قبل از رفتن تلویزیون را خاموش کنی.
۶. Figure out
معنی: فهمیدن، سر درآوردن از چیزی، پیدا کردن راه حل.
وقتی با یک مسئله یا مشکل روبرو هستید و تلاش میکنید تا آن را بفهمید یا حل کنید، از figure out استفاده میکنید. این عبارت بسیار پرکاربردتر از “understand” یا “solve” در مکالمات روزمره است.
- مثال: I can’t figure out how to use this new software.
- ترجمه: نمیتوانم بفهمم چطور از این نرمافزار جدید استفاده کنم.
۷. Put on
معنی: پوشیدن (لباس، کفش، عینک).
برای عمل پوشیدن لباس و اکسسوری، به جای فعل “wear”، اغلب از “put on” استفاده میشود. “Wear” به حالتی اشاره دارد که چیزی را بر تن دارید.
- مثال: Put on your coat. It’s cold outside.
- ترجمه: کتت را بپوش. بیرون سرد است.
۸. Take off
معنی: درآوردن (لباس)، بلند شدن (هواپیما).
این عبارت متضاد “put on” است. همچنین معنای بسیار رایج دیگری برای بلند شدن هواپیما از روی زمین دارد.
- مثال ۱ (لباس): Please take off your shoes before entering the house.
- ترجمه: لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهایت را در بیاور.
- مثال ۲ (هواپیما): The plane is scheduled to take off at 10 PM.
- ترجمه: هواپیما قرار است ساعت ۱۰ شب بلند شود.
۹. Run out of
معنی: تمام کردن، چیزی را تا آخر مصرف کردن.
وقتی دیگر از چیزی (مثل شیر، پول، زمان) باقی نمانده باشد، از این عبارت استفاده میکنیم.
- مثال: We’ve run out of milk. Can you buy some?
- ترجمه: شیرمان تمام شده. میتوانی کمی بخری؟
۱۰. Look after
معنی: مراقبت کردن از کسی یا چیزی.
این یک فریزال ورب روزمره بسیار رایج در انگلیسی بریتانیایی است، اما در انگلیسی آمریکایی نیز کاملاً قابل فهم و مورد استفاده است. معادل آن “take care of” است.
- مثال: Can you look after my cat while I’m on vacation?
- ترجمه: میتوانی وقتی من در تعطیلات هستم از گربهام مراقبت کنی؟
۱۱. Hold on
معنی: صبر کردن، منتظر ماندن (معمولاً برای مدت کوتاه).
این عبارت اغلب در مکالمات تلفنی یا زمانی که از کسی میخواهید کمی صبر کند، استفاده میشود.
- مثال: Hold on a second, I’m almost ready.
- ترجمه: یک لحظه صبر کن، من تقریباً آمادهام.
۱۲. Come back
معنی: برگشتن.
ساده و بسیار پرکاربرد. برای بازگشتن به مکانی که قبلاً در آن بودهاید.
- مثال: What time did you come back home last night?
- ترجمه: دیشب ساعت چند به خانه برگشتی؟
۱۳. Find out
معنی: کشف کردن، مطلع شدن، پی بردن به چیزی.
وقتی اطلاعات جدیدی را کشف میکنید یا از موضوعی باخبر میشوید، از این عبارت استفاده میکنید.
- مثال: I need to find out when the meeting starts.
- ترجمه: باید بفهمم جلسه کی شروع میشود.
۱۴. Pick up
معنی: برداشتن چیزی از روی زمین، سوار کردن کسی، یاد گرفتن (مهارت یا زبان به صورت غیررسمی).
این فریزال ورب معانی متعددی دارد اما همه آنها در مکالمات روزمره بسیار رایج هستند.
- مثال ۱ (برداشتن): Can you pick up that book for me?
- ترجمه: میتوانی آن کتاب را برایم برداری؟
- مثال ۲ (سوار کردن): I’ll pick you up from the airport at 8 PM.
- ترجمه: من ساعت ۸ شب از فرودگاه سوارت میکنم.
۱۵. Drop off
معنی: پیاده کردن کسی از ماشین، تحویل دادن چیزی.
این عبارت متضاد “pick up” در معنای سوار کردن است.
- مثال: I can drop you off at the station on my way to work.
- ترجمه: میتوانم در مسیرم به محل کار، تو را در ایستگاه پیاده کنم.
۱۶. Work out
معنی: ورزش کردن، نتیجه دادن یا به خوبی پیش رفتن، محاسبه کردن.
یک فریزال ورب روزمره چندمنظوره که در باشگاه، محل کار و زندگی شخصی کاربرد دارد.
- مثال ۱ (ورزش): I try to work out three times a week.
- ترجمه: سعی میکنم هفتهای سه بار ورزش کنم.
- مثال ۲ (نتیجه دادن): Don’t worry, everything will work out in the end.
- ترجمه: نگران نباش، در نهایت همه چیز درست میشود.
۱۷. Show up
معنی: حاضر شدن، آمدن به جایی (خصوصاً وقتی انتظار میرود).
این عبارت جایگزین غیررسمی و رایجتری برای فعل “arrive” یا “appear” است.
- مثال: He promised to come, but he never showed up.
- ترجمه: او قول داد بیاید، اما هرگز پیدایش نشد.
۱۸. Break down
معنی: خراب شدن (ماشین یا دستگاه)، از نظر احساسی فروپاشیدن.
این عبارت برای توصیف دو نوع از کار افتادن به کار میرود: مکانیکی و احساسی.
- مثال: My car broke down on the highway.
- ترجمه: ماشینم در بزرگراه خراب شد.
۱۹. Call back
معنی: دوباره تماس گرفتن.
عبارتی ضروری برای مکالمات تلفنی.
- مثال: I’m busy right now. Can I call you back in ten minutes?
- ترجمه: الان سرم شلوغ است. میتوانم ده دقیقه دیگر با شما تماس بگیرم؟
۲۰. Hang out
معنی: وقت گذراندن با دوستان (به صورت غیررسمی).
این عبارت برای توصیف فعالیتهای اجتماعی دوستانه و بدون برنامه خاص به کار میرود و بسیار در بین جوانان رایج است.
- مثال: We should hang out sometime this weekend.
- ترجمه: باید این آخر هفته یک زمانی با هم وقت بگذرانیم.
چگونه این فریزال وربها را برای همیشه یاد بگیریم؟
صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه این عبارات واقعاً بخشی از دایره لغات فعال شما شوند، باید آنها را تمرین کنید. در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- برای هر عبارت یک مثال شخصی بسازید: سعی کنید هر فریزال ورب روزمره را در یک جمله مرتبط با زندگی خودتان به کار ببرید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- آنها را دستهبندی کنید: میتوانید فریزال وربها را بر اساس موضوع (مثلاً فریزال وربهای مربوط به کار، سفر، روابط) یا بر اساس فعل اصلی (مثلاً تمام فریزال وربها با get) دستهبندی کنید.
- در مکالمات خود از آنها استفاده کنید: از اشتباه کردن نترسید. بهترین راه برای یادگیری، استفاده عملی است. سعی کنید در مکالمات بعدی خود با دوستان یا معلمتان، حداقل یکی از این عبارات را به کار ببرید.
- فلش کارت درست کنید: روی یک طرف کارت، فریزال ورب را بنویسید و در طرف دیگر، معنی و یک جمله مثال را یادداشت کنید. مرور روزانه این فلش کارتها بسیار موثر است.
نتیجهگیری
فریزال وربها شاید در ابتدا کمی ترسناک به نظر برسند، اما با تمرین و تکرار، به یکی از ابزارهای قدرتمند شما در مکالمه انگلیسی تبدیل خواهند شد. لیستی که در این مقاله ارائه شد، نقطه شروعی عالی برای آشنایی با پرکاربردترین انواع فریزال ورب روزمره است. با یادگیری و به کارگیری این ۲۰ عبارت، متوجه خواهید شد که درک شما از فیلمها، آهنگها و مکالمات روزمره به شکل چشمگیری افزایش یافته و صحبت کردن شما نیز طبیعیتر و روانتر به نظر میرسد. پس همین امروز شروع کنید و این عبارات را به جعبه ابزار زبانی خود اضافه کنید.



مرسی از مقاله عالیتون! همیشه با phrasal verbs مشکل داشتم ولی توضیحات شما واقعاً کمککننده بود. مخصوصاً اون قسمت که توضیح دادین چطور معنی و کاربردشون رو فراموش نکنیم.
خواهش میکنم سارا جان. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. کلید یادگیری مؤثر، تمرین مداوم با مثالهای واقعی و استفاده از اونها در مکالمات روزمرهتونه.
میشه در مورد ‘figure out’ یه مثال دیگه هم بزنید؟ گاهی با ‘find out’ اشتباه میگیرم و گیج میشم کدوم رو استفاده کنم.
سوال خیلی خوبیه علی! ‘figure out’ بیشتر به معنی ‘راه حل چیزی را پیدا کردن’ یا ‘درک کردن’ یک مشکل یا معماست. مثلاً: ‘I finally figured out how to fix my bike’ (بالاخره فهمیدم چطور دوچرخهام را تعمیر کنم). اما ‘find out’ یعنی ‘مطلع شدن’ یا ‘کشف کردن’ یک حقیقت یا اطلاعات، مثلاً: ‘I found out that the meeting was canceled’ (فهمیدم که جلسه لغو شده). امیدوارم این تفاوت کمککننده باشه!
من ‘carry on’ رو توی سریال Peaky Blinders خیلی شنیده بودم ولی دقیقاً نمیدونستم یعنی چی. الان با توضیحات و مثالها کامل فهمیدم! ممنون از شما!
خیلی خوبه مهدی جان که تونستید کاربردشو در یک بافت واقعی متوجه بشید! سریالها و فیلمها منبع عالی برای یادگیری کاربرد طبیعی این عبارات هستن. ‘Carry on’ در این بافت به معنی ‘ادامه دادن’ یا ‘به انجام کاری مشغول بودن’ هست.
واقعاً مقاله مفیدی بود. من همیشه یادم میره بعضی phrasal verbs ها separable هستن یا inseparable. راهی هست که راحتتر یادشون بگیریم؟
این یک چالش رایج برای همه زبانآموزانه مریم جان. بهترین راه اینه که هر Phrasal Verb رو با مثالها و در جملات کامل یاد بگیرید و سعی کنید به صورت یک واحد معنایی بهش نگاه کنید. برخی phrasal verbs هم همیشه Inseparable هستن، مثل ‘look after’ (مراقبت کردن). متاسفانه قاعده کلی برای تشخیص همه اونها وجود نداره و باید با تکرار و تمرین به خاطر سپرد. تمرین زیاد با مثالهای متنوع بهتون کمک میکنه.
به نظرم ‘pick up’ هم خیلی پرکاربرده. مثلاً برای یادگرفتن یه زبان یا برداشتن چیزی. میشه در مقالات بعدی بهش بپردازید؟
حسین جان نکته بسیار خوبی اشاره کردید! ‘pick up’ قطعاً یکی از پرکاربردترینهاست و معانی مختلفی هم داره (یاد گرفتن، برداشتن، بهبود یافتن، سوار کردن کسی و…). حتماً در برنامهریزی مقالات آینده بهش میپردازیم. ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون!
من عاشق زبان انگلیسی هستم ولی phrasal verbs همیشه کابوسم بودن. این مقاله بهم انگیزه داد که دوباره شروع کنم به یادگیریشون. مرسی بابت محتوای خوبتون.
خوشحالیم که مقاله براتون انگیزهبخش بوده الناز عزیز! phrasal verbs شاید در ابتدا چالشبرانگیز به نظر بیان، اما با رویکرد درست و تمرین مداوم، قطعاً برشون مسلط میشید. ادامه بدید و از یادگیری لذت ببرید!
آیا phrasal verbs ها بیشتر تو مکالمات informal استفاده میشن یا تو formal writings هم کاربرد دارن؟ میخواستم بدونم توی نوشتن ایمیلهای کاری چقدر میشه ازشون استفاده کرد.
رضا جان، سوال خیلی مهمی پرسیدید. بخش عمدهای از phrasal verbs در مکالمات روزمره و informal استفاده میشن. در متون رسمیتر (مثل مقالات آکادمیک یا گزارشهای کاری) معمولاً ترجیح بر استفاده از افعال تککلمهای (مانند ‘continue’ به جای ‘carry on’ یا ‘discover’ به جای ‘find out’) هست. در ایمیلهای کاری، اگر مخاطب شما آشنا و روابط کاری شما غیررسمیتر است، میتوانید از برخی phrasal verbs پرکاربرد استفاده کنید، اما در ایمیلهای رسمی و به افراد ناشناس، بهتر است از افعال رسمیتر استفاده کنید.
گاهی حس میکنم preposition ها (مثل up، down، out) توی phrasal verbs یه معنی خاصی دارن. مثلا ‘up’ تو ‘give up’ و ‘grow up’ معنی متفاوتی دارن. آیا همیشه اینطوره؟
سوال بسیار دقیقی پرسیدید سمانه! بله، در بسیاری از موارد particle ها (حرف اضافه یا قید) میتونن معنی خاصی به فعل اضافه کنن. مثلاً ‘up’ اغلب معنی ‘تکمیل کردن’، ‘افزایش’، ‘به سمت بالا’ یا ‘به پایان رساندن’ رو میده (مثل ‘grow up’ به معنی ‘بزرگ شدن’ یا ‘finish up’ به معنی ‘به پایان رساندن’). ولی همیشه نمیتونیم به این الگوها تکیه کنیم چون گاهی معنی کاملاً اصطلاحی و دور از ذهن میشه. بهترین راه، یادگیری هر phrasal verb به صورت یک واحد معنایی و در بستر جمله است.
من برای یادگیری phrasal verbs فلش کارت درست میکنم. یه طرف فعل اصلی و طرف دیگه phrasal verb با معنی و مثال. خیلی مفیده. خواستم تجربهام رو به بقیه هم بگم.
امیر جان، روش فلش کارت یک استراتژی یادگیری فوقالعاده و مؤثر هست، مخصوصاً برای عباراتی مثل phrasal verbs که نیاز به تکرار و به خاطر سپاری دارن. ممنون که تجربه ارزشمندتون رو با بقیه به اشتراک گذاشتید! این روش به زبانآموزان زیادی کمک خواهد کرد.
در مورد ‘call off’ و ‘put off’ میشه بیشتر توضیح بدید؟ هر دو مربوط به لغو کردن یا به تعویق انداختن هستن و گاهی گیج کننده میشن.
آیدا جان، سوال خوبی پرسیدید. ‘Call off’ به معنی ‘لغو کردن’ یا ‘باطل کردن’ یک رویداد یا برنامه است که قبلاً تعیین شده بود، مثلاً ‘They called off the wedding’ (آنها عروسی را لغو کردند). اما ‘Put off’ به معنی ‘به تعویق انداختن’ یا ‘تأخیر انداختن’ کاری به زمان دیگری است، مثلاً ‘Don’t put off until tomorrow what you can do today’ (کار امروز را به فردا مینداز). تفاوت اصلی در ‘لغو کامل’ و ‘فقط به تأخیر انداختن’ هست.
مثالهایی که برای هر فریزال ورب آوردید خیلی کاربردی و واضح بودن. این روش یادگیری رو خیلی راحتتر میکنه. خسته نباشید.
سپاسگزاریم نسیم عزیز! خوشحالیم که مثالها براتون مفید بوده. هدف ما همین بود که یادگیری رو تا حد امکان کاربردی و قابل فهم کنیم.
واقعا این ۲۰ تا جزو پرکاربردترینها هستن؟ حس میکنم بعضیهاشون رو کمتر شنیدم. بیشتر تو چه منابعی میشه پیداشون کرد؟
پارسا جان، بله، لیستی که ارائه شده بر اساس شیوع و کاربرد در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان بومی تهیه شده. میزان مواجهه شما با هر کدام به نوع محتوایی که مصرف میکنید (فیلم، آهنگ، پادکست، اخبار، کتاب) بستگی داره. هر چه بیشتر در معرض زبان قرار بگیرید و با محتوای اصیل (native content) سروکار داشته باشید، با این عبارات بیشتر آشنا میشید و کاربردشون رو در عمل میبینید.
من همیشه مشکل دارم که phrasal verb ها رو طبیعی تو جمله استفاده کنم. بیشتر ترجمه تحت اللفظی میکنم و جمله هام مصنوعی میشه.
فرشاد جان، این مشکل رایجیه و کاملاً طبیعیه. برای غلبه بر این موضوع، سعی کنید phrasal verbs رو نه به عنوان کلمات جدا، بلکه به عنوان یک ‘واحد معنایی’ یاد بگیرید و اونها رو در مثالهای واقعی و جملات کامل به خاطر بسپارید. تمرین مکالمه و استفاده فعال از اونها در جملات خودتون و همچنین گوش دادن زیاد به مکالمات انگلیسیزبانان بومی (مثلاً در پادکستها یا فیلمها) بهتون کمک میکنه تا لحن و کاربرد طبیعیشون رو درک کنید.
میشه یه لیست دیگه از phrasal verbs که تو حوزه کار و بیزینس کاربرد دارن هم تهیه کنید؟ خیلی به درد میخوره برای مکالمات کاری.
شیدا جان، پیشنهاد عالی بود! حتماً در برنامهریزی مقالات آینده این موضوع رو در نظر میگیریم. بسیاری از phrasal verbs در محیطهای کاری و حرفهای هم کاربرد دارن و یادگیری اونها میتونه بسیار مفید باشه برای حرفهایتر صحبت کردن.
ممنون از مقاله خوبتون. واقعا لازمه که این چالش رو از سر راه برداریم و طبیعیتر صحبت کنیم. به امید مقالات بیشتر.
خواهش میکنم کیمیا جان. هدف ما دقیقاً همین هست که به شما در رفع چالشها و رسیدن به تسلط کمک کنیم. همراهی شما باعث دلگرمی ماست و حتماً با مقالات بیشتر و مفیدتر در خدمتتون خواهیم بود.
من خودم از دیدن ‘take off’ یا ‘put on’ اولش خیلی گیج میشدم، اما با مثالهای شما فهمیدم چقدر سادهان. مرسی از توضیحات کاملتون.
پویا جان خوشحالیم که این مقاله بهتون کمک کرده! ‘Take off’ و ‘put on’ از جمله phrasal verbs با معانی متضاد و بسیار پرکاربرد هستن که معمولاً برای لباس یا وسایل استفاده میشن. همیشه یادتون باشه که اونها رو به صورت ‘یک واحد معنایی’ یاد بگیرید.
آیا همه فریزال وربها با حرف اضافه ترکیب میشن یا بعضیها هم با قید میان؟ مثلاً ‘break down’ یا ‘look up’.
سوال دقیقی پرسیدید زهرا! Phrasal verbs در واقع از ترکیب یک فعل با یک particle ساخته میشن. این particle میتونه یک preposition (حرف اضافه) باشه (مثل ‘look after’) یا یک adverb (قید) باشه (مثل ‘break down’ به معنی خراب شدن). گاهی هم از ترکیب فعل با دو particle تشکیل میشن، مثلاً ‘look forward to’. این ذهنیت که به دنبال ‘حرف اضافه’ بگردید ممکنه کمی گمراهکننده باشه، بهتره بگیم ‘particle’.