- آیا تا به حال شده بخواهید رنگ دقیق یک لباس یا وسیله را توصیف کنید، اما فقط کلمات سادهای مثل Red یا Blue را بلد باشید؟
- آیا در درک تفاوت بین رنگهایی مثل Crimson، Maroon و Scarlet دچار سردرگمی میشوید؟
- آیا هنگام نوشتن متون انگلیسی، شک میکنید که باید از املای Color استفاده کنید یا Colour؟
- آیا به دنبال یادگیری انواع رنگ به انگلیسی هستید تا مانند یک بومی (Native) صحبت کنید؟
در این راهنمای جامع، ما به شکلی کاملاً کاربردی و گامبهگام به بررسی انواع رنگ به انگلیسی میپردازیم. از رنگهای اصلی که هر کودکی بلد است تا سایههای تخصصی و اصطلاحات رنگی که فقط زبانآموزان سطح پیشرفته و هنرمندان از آنها استفاده میکنند. هدف این است که پس از خواندن این مقاله، دیگر هرگز در توصیف دنیای رنگارنگ اطراف خود به زبان انگلیسی دچار اضطراب نشوید.
| نام دستهبندی | تعداد تقریبی رنگها | مثال کلیدی |
|---|---|---|
| رنگهای اصلی (Primary) | 3 رنگ | Red, Blue, Yellow |
| رنگهای فرعی (Secondary) | 3 رنگ | Green, Orange, Purple |
| رنگهای خنثی (Neutral) | 5-7 رنگ | Black, White, Grey, Beige |
| سایههای تخصصی (Specialized) | بیشمار | Turquoise, Crimson, Lavender |
بخش اول: الفبای رنگها (رنگهای اصلی و ثانویه)
یادگیری انواع رنگ به انگلیسی باید از پایه شروع شود. در زبانشناسی آموزشی، ما ابتدا مفاهیم پایه را میسازیم (Scaffolding) و سپس به سراغ جزئیات میرویم. رنگها به دو دسته کلی تقسیم میشوند که پایه و اساس تمام رنگهای دیگر هستند.
رنگهای اصلی (Primary Colors)
اینها رنگهایی هستند که از ترکیب رنگهای دیگر به دست نمیآیند:
- Red: قرمز
- Blue: آبی
- Yellow: زرد
رنگهای ثانویه (Secondary Colors)
این رنگها از ترکیب دو رنگ اصلی به دست میآیند:
- Green: سبز (ترکیب زرد و آبی)
- Orange: نارنجی (ترکیب قرمز و زرد)
- Purple / Violet: بنفش (ترکیب قرمز و آبی)
بخش دوم: تفاوتهای لهجهای و املایی (US vs. UK)
به عنوان یک زبانآموز دقیق، باید بدانید که انگلیسی در نقاط مختلف جهان تفاوتهای کوچکی دارد. یکی از بزرگترین چالشها در نوشتن انواع رنگ به انگلیسی، املای کلمه “رنگ” است.
در انگلیسی آمریکایی (US)، ما کلمه را به صورت Color مینویسیم. اما در انگلیسی بریتانیایی (UK) و سایر کشورهای تحت تاثیر آن (مانند کانادا و استرالیا)، املای صحیح Colour است. هیچکدام غلط نیستند، اما بهتر است در یک متن واحد، همواره از یک استاندارد پیروی کنید.
| American English (US) | British English (UK) |
|---|---|
| Color | Colour |
| Gray | Grey |
نکته آموزشی: یک راه ساده برای به خاطر سپردن Gray و Grey این است که A برای America و E برای England است.
بخش سوم: فرمولبندی برای ساخت سایههای جدید
گاهی اوقات شما نام دقیق یک رنگ (مثلاً “سبز مغز پسته ای”) را نمیدانید. در این مواقع، روانشناسی آموزشی به ما میگوید که نباید مضطرب شویم. به جای آن، از صفتهای توصیفی استفاده کنید. این یک استراتژی عالی برای کاهش Language Anxiety است.
فرمول استاندارد: [Adjective] + [Basic Color]
- Light: روشن (مثال: Light Blue – آبی روشن)
- Dark: تیره (مثال: Dark Green – سبز تیره)
- Bright: براق/تند (مثال: Bright Yellow – زرد پررنگ/براق)
- Pale: رنگپریده/کمرنگ (مثال: Pale Pink – صورتی خیلی روشن)
- Deep: عمیق/تیره (مثال: Deep Red – قرمز تیره و غلیظ)
استفاده از پسوند -ish
اگر رنگی دقیقاً یک رنگ خاص نیست و فقط “متمایل” به آن است، از پسوند -ish استفاده کنید. این ساختار در مکالمات روزمره بسیار رایج است.
- Greenish: متمایل به سبز / سبزگونه
- Yellowish: متمایل به زرد
- Reddish: متمایل به قرمز / سرخگون
بخش چهارم: لیست کامل انواع رنگ به انگلیسی (از حرفهای تا تخصصی)
در این بخش، به سراغ کلمات دقیقتری میرویم که سطح زبان شما را از مبتدی به پیشرفته میبرد. شناخت این انواع رنگ به انگلیسی به شما کمک میکند در آزمونهایی مثل آیلتس (IELTS) نمره بالاتری در بخش واژگان بگیرید.
طیف رنگ قرمز و صورتی (Red & Pink Shades)
- Crimson: زرشکی / قرمز سیر
- Maroon: عنابی / قهوهای-قرمز تیره
- Scarlet: قرمز پررنگ / سرخ آتشین
- Cherry: آلبالویی
- Magenta: سرخابی
- Salmon: کالباسی / صورتی سالمون
- Coral: مرجانی
طیف رنگ آبی و سبز (Blue & Green Shades)
- Navy Blue: سرمهای
- Turquoise: فیروزهای
- Teal: آبی-سبز تیره (اردکی)
- Azure: لاجوردی / آبی آسمانی سیر
- Cyan: فیروزهای روشن (در چاپ)
- Olive: زیتونی
- Emerald: زمردی
- Mint: نعنایی
طیف رنگ زرد، نارنجی و قهوهای (Yellow, Orange & Brown)
- Golden: طلایی
- Amber: کهربایی
- Peach: هلویی
- Beige: بژ
- Tan: برنزه / قهوهای روشن
- Ivory: استخوانی / عاجی
- Chocolate: شکلاتی
بخش پنجم: اشتباهات رایج در استفاده از رنگها
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از انواع رنگ به انگلیسی دچار خطاهای ساختاری میشوند. بیایید با هم چند مورد را بررسی کنیم تا شما این اشتباهات را تکرار نکنید.
- استفاده بی مورد از کلمه Color:
- ✅ ❌ Incorrect: It is a blue color car.
- ✅ Correct: It is a blue car. (نیازی نیست بعد از نام رنگ حتماً کلمه Color را بیاورید).
- جمع بستن رنگها:
- ✅ ❌ Incorrect: I like those blues shoes.
- ✅ Correct: I like those blue shoes. (رنگها در نقش صفت معمولاً جمع بسته نمیشوند).
- ترتیب صفتها:
- همیشه صفت تیرگی/روشنی قبل از نام رنگ میآید. (Dark green، نه Green dark).
بخش ششم: اصطلاحات رنگی در زبان انگلیسی (Idioms)
زبانشناسی کاربردی به ما میگوید که یادگیری لغات بدون یادگیری اصطلاحات ناقص است. رنگها در فرهنگ انگلیسی زبانها معانی نمادین دارند.
- Once in a blue moon: خیلی به ندرت (معادل: وقت گل نی).
- Out of the blue: کاملاً ناگهانی و غیرمنتظره.
- To feel blue: غمگین بودن.
- Green with envy: از شدت حسادت سبز شدن (بسیار حسود).
- To see red: بسیار عصبانی شدن (خون جلوی چشم را گرفتن).
- A white lie: دروغ مصلحتی (دروغی که ضرری ندارد).
- Black sheep: فردی که با بقیه اعضای خانواده یا گروه متفاوت است و باعث سرافکندگی میشود.
Common Myths & Mistakes
در مورد یادگیری انواع رنگ به انگلیسی، باورهای غلطی وجود دارد که مانع پیشرفت شما میشود:
- باور غلط: “باید نام تمام سایههای رنگی را حفظ کنم تا مسلط به نظر برسم.”
واقعیت: حتی نیتیو اسپیکرها هم به جای بسیاری از نامهای عجیب، از ترکیبات ساده مثل Light یا Dark استفاده میکنند. روی کاربردیترینها تمرکز کنید. - باور غلط: “Indigo و Violet دقیقاً یکی هستند.”
واقعیت: Indigo متمایل به آبی تیره است، در حالی که Violet متمایل به بنفش ارغوانی است. در طیف نیوتون، این دو جایگاه متفاوتی دارند. - باور غلط: “رنگها در همه جای دنیا یک معنی دارند.”
واقعیت: مثلاً در انگلیسی White نماد پاکی است، اما در برخی فرهنگهای آسیایی ممکن است نماد سوگواری باشد. در ترجمه متون ادبی به این نکته توجه کنید.
Common FAQ
1. چطور بپرسم “این چه رنگی است؟”
سادهترین و رایجترین روش این است: ?What color is this یا اگر در مورد جسمی خاص میپرسید: ?What color is your dress
2. تفاوت بین Violet و Purple چیست؟
از نظر علمی، Violet یک رنگ واقعی در طیف نور است، اما Purple از ترکیب قرمز و آبی ساخته میشود. در مکالمات روزمره، اکثر مردم این دو را به جای هم به کار میبرند.
3. “فسفری” به انگلیسی چه میشود؟
بهترین معادل برای رنگهای براق و فسفری، واژه Fluorescent یا Neon است. برای مثال: Neon Green.
4. رنگ “مغز پسته ای” به انگلیسی چیست؟
در لیست انواع رنگ به انگلیسی، به این رنگ Pistachio یا Pistachio Green میگویند.
Conclusion
یادگیری انواع رنگ به انگلیسی فراتر از حفظ کردن چند کلمه ساده مثل قرمز و آبی است. این مهارت به شما قدرت میدهد تا احساسات، اشیاء و دنیای اطرافتان را با دقت بیشتری توصیف کنید. به یاد داشته باشید که زبان یک موجود زنده است؛ از اشتباه کردن نترسید و سعی کنید در مکالمات روزمره خود، حتی به جای کلمات ساده، از سایههایی مثل Navy یا Beige استفاده کنید تا ملکه ذهنتان شوند.
فراموش نکنید که استمرار در یادگیری و استفاده از ساختارهای صفتسازی مثل -ish میتواند اعتماد به نفس شما را در صحبت کردن به شدت افزایش دهد. شما اکنون ابزار کافی برای توصیف هر رنگی، از زرشکی تا فیروزهای را در اختیار دارید. تمرین را از همین امروز شروع کنید!




وای چقدر مقاله کاربردی! من همیشه تو توصیف رنگهای شاد و تیره مشکل داشتم. به خصوص Crimson و Scarlet رو همیشه قاطی میکردم. الان تفاوتشون رو فهمیدم، ممنون!
خواهش میکنم سارای عزیز! خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده. تفاوتهای ظریف بین این رنگها واقعاً مهم هستند و یادگیریشون به شما کمک میکنه دقیقتر صحبت کنید.
ممنون از مطلب جامع و خوبتون. یه سوال داشتم، بین Color و Colour، کدوم املای رایجتریه و برای آزمونهایی مثل آیلتس کدوم رو توصیه میکنید؟
علی عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدید. Color املای آمریکایی و Colour املای بریتانیایی است. هر دو صحیح هستند. برای آزمونهای مثل آیلتس، مهم این است که در کل متن خود از یک املای یکسان (چه آمریکایی چه بریتانیایی) استفاده کنید و بین این دو جابجا نشوید. معمولاً توصیه میشود املای بریتانیایی را برای آیلتس و آمریکایی را برای تافل انتخاب کنید، اما انسجام مهمترین نکته است.
میشه لطفاً تلفظ صحیح کلمه ‘Turquoise’ رو بنویسید؟ همیشه تو گفتنش مشکل دارم.
بله حتماً نازنین خانم. تلفظ صحیح Turquoise به صورت /ˈtɜːr.kwɔɪz/ (تِرکْویز) است. سعی کنید بخش اول ‘Tur’ رو با صدای کشیده ‘e’ و بخش دوم ‘quoise’ رو با تاکید بر ‘k’ و ‘z’ تلفظ کنید.
خیلی عالی بود این مقاله، چقدر کلمه جدید یاد گرفتم! به خصوص بخش سایههای تخصصی خیلی جذاب بود. فکر نمیکردم اینقدر تنوع وجود داشته باشه.
رضای عزیز، خوشحالیم که از این مقاله لذت بردید و اطلاعات جدیدی کسب کردید. دنیای رنگها واقعاً گسترده و پر از جزئیاته و یادگیری این جزئیات میتونه مکالمه شما رو خیلی غنیتر کنه.
آیا اصطلاحاتی هم در انگلیسی داریم که توشون از رنگها استفاده بشه؟ مثلاً مثل ‘feeling blue’ که میشه غمگین بودن؟
بله مریم جان، دقیقاً! اصطلاحات رنگی زیادی در انگلیسی وجود دارند که معانی خاصی دارند. مثلاً ‘green with envy’ (حسادت کردن)، ‘see red’ (عصبانی شدن)، ‘in the pink’ (سلامت بودن) و ‘black sheep’ (عضو متفاوت و طرد شده خانواده/گروه). یادگیری این اصطلاحات به شما کمک میکنه مثل یک نیتیو صحبت کنید!
من یه بار تو یه فروشگاه لباس دنبال ‘navy blue’ میگشتم، فروشنده اصلا متوجه نمیشد تا اینکه مجبور شدم عکس نشون بدم! کاش زودتر این مقاله رو خونده بودم و دقیقاً میدونستم چطور توصیف کنم.
تجربه شما کاملاً گویای اهمیت یادگیری رنگهای تخصصیتره آرش عزیز! این جور موقعیتها بهترین فرصت برای تمرین و کاربرد آموختهها هستند. امیدواریم دفعه بعد به راحتی بتونید رنگ مورد نظرتون رو توصیف کنید.
ممنون از مطلب جامع و خوبتون. یه سوال، تفاوت ‘beige’ و ‘cream’ چقدر محسوسه؟ گاهی اوقات به جای هم استفاده میشن.
زینب عزیز، بژ (beige) معمولاً ته رنگ قهوهای یا خاکستری بیشتری داره و کمی تیرهتره، در حالی که کرم (cream) ته رنگ زرد یا شیری داره و به سفید نزدیکتره. هر دو رنگهای خنثی هستند اما تفاوتشون در ‘underlying tone’ یا ته رنگه. با دقت به نمونهها میتونید این تفاوت رو بهتر تشخیص بدید.
خیلی عالی بود! آیا رنگهای ‘pastel’ هم دسته بندی خاصی دارن؟ یا زیرمجموعه همین سایههای تخصصی محسوب میشن؟
بله حسین جان، رنگهای پاستل (pastel colors) به گروهی از رنگها گفته میشود که سفید زیادی به آنها اضافه شده و در نتیجه کمرنگ و ملایم هستند (مثل صورتی پاستلی، آبی پاستلی). اینها زیرمجموعهای از سایههای تخصصیتر محسوب میشوند و بسیار پرکاربرد هستند، به خصوص در توصیف لباس، دکوراسیون و هنر.
ممنونم از مقاله خوبتون. من همیشه توی تشخیص ‘magenta’ و ‘fuchsia’ مشکل داشتم. میشه یه توضیحی بدید که چطور راحتتر تشخیصشون بدم؟
لیلا عزیز، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. ماژانتا (Magenta) معمولاً یک رنگ صورتی مایل به بنفش و پررنگتره، در حالی که فوشیا (Fuchsia) بیشتر به سمت صورتی گرم و روشن مایل به قرمز میره. ماژانتا کمی سردتر و عمیقتره، در حالی که فوشیا شادابتر و زندهتر به نظر میرسه. مقایسه کردن تصاویرشون در کنار هم به درک بهتر این تفاوت کمک میکنه.
این مقاله واقعاً جامع بود و نیاز به توصیف رنگها رو برطرف میکنه. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. فقط یه نکته، ‘Indigo’ ریشه لغوی خاصی داره؟
خواهش میکنم امیر عزیز. بله، ‘Indigo’ نام خود را از گیاه نیلی (Indigofera tinctoria) میگیرد که برای تولید رنگ آبی تیره استفاده میشده است. این رنگ همچنین به خاطر جایگاهش در طیف رنگینکمان (بین آبی و بنفش) معروف است.
وای چقدر جزئیات! من همیشه فکر میکردم Red همون Red هست و نهایت بگیم Dark Red. ولی با Scarlet و Crimson و Maroon واقعا دنیام تغییر کرد. عالی بود!
صبا جان، دقیقاً هدف مقاله همین بود که به شما نشون بده چقدر میتونید دقیقتر و ‘Native-like’ صحبت کنید. این تفاوتهای جزئی باعث میشن توصیفات شما زندهتر و کاملتر باشند.
ممنون از زحماتتون. آیا رنگهای متالیک (Metallic colors) مثل Gold و Silver هم توی دسته بندی خاصی قرار میگیرن یا جزو specialized colors هستن؟
هادی عزیز، سؤال خوبی مطرح کردید. رنگهای متالیک (Metallic colors) مثل Gold, Silver, Bronze و Copper معمولاً جزو ‘Specialized colors’ یا رنگهای خاص و توصیفی قرار میگیرند. این رنگها علاوه بر رنگ واقعی، بافتی درخشان و بازتابنده را نیز در ذهن تداعی میکنند که وجه تمایز آنهاست.
خیلی خوب توضیح دادید! من قبلاً فقط چند تا رنگ اصلی رو بلد بودم. الان میتونم راحتتر رنگها رو توصیف کنم. مخصوصاً بخش رنگهای خنثی خیلی مفید بود.
خوشحالیم که توانستیم گام موثری در یادگیری شما برداریم گلناز جان. رنگهای خنثی هم مثل Beige, Taupe, Grey بسیار پرکاربرد هستند و به دلیل ظرافتشان، یادگیری دقیق آنها ارزشمند است.
این مقاله کامله. فقط برای تلفظ ‘Beige’ یه راهنمایی میکنید؟ بعضیها میگن بِیج بعضیها بِژ.
کسری عزیز، تلفظ صحیح ‘Beige’ به صورت /beɪʒ/ (بِـیژ) است. حرف ‘g’ در اینجا صدای ‘ژ’ فرانسوی میدهد. تلفظ ‘بِیج’ هم رایج است اما ‘بِـیژ’ دقیقتر است.
این مطالب عالیه! همیشه تو مکالمه انگلیسی برای توصیف لباس یا دکوراسیون لنگ میموندم. الان دیگه خیالم راحته. ممنون از شما.
دنیا جان، دقیقاً! هدف ما کمک به همین موارد کاربردی در زندگی روزمره و مکالمات هست. خوشحالیم که توانستیم نگرانی شما رو برطرف کنیم.
چقدر دقیق! من فکر میکردم همه چیز با ‘Red, Blue, Yellow’ تموم میشه. این همه تنوع واقعا شگفتانگیزه.
پویا عزیز، بله دنیای رنگها بسیار گستردهتر از رنگهای اصلی است و یادگیری این تنوع به شما امکان میدهد تا بسیار دقیقتر و هنرمندانهتر منظور خود را بیان کنید.
ممنون بابت این آموزش بینظیر. آیا راهی هست که این همه رنگ رو به صورت تصویری هم ببینیم تا بهتر تو ذهنمون بمونه؟
سحر جان، بله حتماً! بهترین راه برای یادگیری تصویری رنگها، استفاده از ‘color chart’ یا ‘color palette’ های آنلاین است. با جستجوی نام هر رنگ میتوانید نمونه تصویری آن را مشاهده کنید و این کار به تثبیت آنها در ذهنتان کمک زیادی میکند.
مقاله بسیار مفیدی بود. من همیشه بین Purple و Violet گیج میشدم. الان فهمیدم Violet یکی از سایههای بنفشه.
شهرام عزیز، دقیقاً همینطوره! Purple یک اصطلاح کلیتر برای رنگ بنفش است، در حالی که Violet به سایه خاصی از بنفش اشاره دارد که به آبی نزدیکتر است و در طیف نوری مرئی دیده میشود. خوشحالیم که این ابهام برای شما برطرف شده است.
اینکه به املای Color/Colour هم اشاره کردید، خیلی عالی بود. همیشه برام سوال بود. ممنون از توضیحات کاملتون.
نیلوفر عزیز، بله، سعی میکنیم در مطالبمان به نکات ریز و پرکاربرد زبانآموزان هم اشاره کنیم. خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده است.
واقعا مطلب کاملی بود. خسته نباشید. من فقط دنبال چند تا رنگ بودم، ولی الان یه عالمه کلمه جدید یاد گرفتم!
فرهاد عزیز، خوشحالیم که فراتر از انتظارتان، اطلاعات جدید و مفیدی کسب کردید. هدف ما همیشه ارائه محتوای جامع و کاربردی است. ممنون از همراهی شما.