- آیا تا به حال در موقعیتی قرار گرفتهاید که بخواهید بگویید «میز را خلوت کن» اما ندانید باید از Clean استفاده کنید یا Clear؟
- آیا تفاوت معنایی ظریف بین پاکیزگی و شفافیت در زبان انگلیسی برای شما گیجکننده است؟
- آیا نگران هستید که با به کار بردن اشتباه این دو فعل، منظور خود را به درستی به یک مخاطب نیتیو نرسانید؟
در این مقاله تخصصی، ما به بررسی دقیق و علمی تفاوت clean و clear میپردازیم. تیم استراتژی محتوای ما این دو واژه را از منظر ریشهشناسی، کاربرد در جملات روزمره و تفاوتهای ساختاری تحلیل کرده است تا شما یکبار برای همیشه این مبحث را به شکلی اصولی یاد بگیرید و اعتمادبهنفس خود را در مکالمه افزایش دهید.
| واژه | مفهوم اصلی | تمرکز اصلی | مثال کلیدی |
|---|---|---|---|
| Clean | پاکیزه کردن (حذف آلودگی) | بهداشت، شستشو و لکهبری | Clean the windows (شیشهها را بشور) |
| Clear | خلوت کردن (حذف موانع) | شفافیت، فضا و وضوح | Clear the windows (اشیاء جلوی پنجره را بردار) |
درک عمیق مفهوم Clean: تمرکز بر بهداشت و پاکیزگی
واژه Clean در درجه اول به معنای زدودن کثیفی، گرد و غبار، لکه یا هرگونه آلودگی از سطح یک جسم است. زمانی که شما از این فعل استفاده میکنید، هدف شما دستیابی به «پاکیزگی» (Hygiene) است. از دیدگاه یک زبانشناس، این کلمه با مفاهیمی مثل سلامت و زیبایی ظاهری گره خورده است.
چه زمانی از Clean استفاده کنیم؟
- نظافت سطوح: برای زمین، ماشین، لباس و ظروف.
- پاکسازی بدن: شستن دستها یا استحمام.
- حذف لکهها: پاک کردن اثر انگشت از روی گوشی یا لکه چای از روی فرش.
ساختار جمله:
Subject + Clean + Object (Surface/Thing)
مثالهای کاربردی:
- ✅ Correct: I need to clean my glasses; they are dusty. (عینک من خاک گرفته و باید آن را تمیز کنم.)
- ❌ Incorrect: I need to clear my glasses. (این جمله یعنی میخواهید عینک را از سر راه بردارید، نه اینکه آن را بشویید!)
درک عمیق مفهوم Clear: تمرکز بر فضا و وضوح
واژه Clear ریشه در مفهوم «شفافیت» و «خالی بودن از مانع» دارد. وقتی چیزی را Clear میکنید، تمرکز شما روی حذف اشیاء اضافی است تا فضا باز شود یا دید بهتری پیدا کنید. این واژه کمتر با آب و صابون و بیشتر با جابهجایی و سازماندهی سر و کار دارد.
چه زمانی از Clear استفاده کنیم؟
- خلوت کردن محیط: برداشتن ظرفها از روی میز بعد از غذا (Clear the table).
- باز کردن مسیر: برداشتن برف از جاده یا رفع ترافیک.
- وضوح ذهنی و بیانی: شفافسازی یک مسئله یا رفع ابهام.
- تخلیه حافظه: پاک کردن کش مرورگر یا حافظه گوشی (Clear cache).
ساختار جمله:
Subject + Clear + Object (Obstacle/Space)
مثالهای کاربردی:
- ✅ Correct: Please clear the table after dinner. (لطفاً بعد از شام میز را جمع/خلوت کن.)
- ✅ Correct: The sky is clear today. (آسمان امروز صاف و بدون ابر است.)
تفاوت clean و clear در موقعیتهای مشابه (تحلیل مقابلهای)
بسیاری از زبانآموزان در موقعیتهایی که هر دو کلمه قابل استفاده هستند، دچار تردید میشوند. بیایید یک سناریو را بررسی کنیم: میز کار (The Desk).
1. Clean the desk
در اینجا شما یک دستمال برمیدارید، گرد و خاک را پاک میکنید و شاید از اسپری شوینده استفاده کنید تا سطح میز براق و بهداشتی شود. در اینجا هدف «نظافت» است.
2. Clear the desk
در این حالت، میز شما شلوغ است. کتابها، خودکارها و کاغذهای اضافی را از روی میز برمیدارید و در کشو میگذارید تا فضای خالی برای کار کردن داشته باشید. در اینجا هدف «ایجاد فضا» است.
نکته روانشناسی آموزشی: نگران نباشید اگر در ابتدا تشخیص این دو برایتان سخت است. حتی در فارسی هم ما گاهی به جای «خلوت کردن» میگوییم «تمیز کردن»، اما در انگلیسی تفکیک این دو به شما کمک میکند بسیار حرفهایتر به نظر برسید.
کاربردهای انتزاعی و اصطلاحات (Idioms)
یکی از بخشهای جذاب تفاوت clean و clear، کاربرد آنها در مفاهیم غیرفیزیکی است. اینجاست که نقش ریشهشناسی و زبانشناسی کاربردی پررنگ میشود.
اصطلاحات با Clean:
- A clean break: قطع رابطه کامل و بدون حاشیه.
- Keep your nose clean: دور ماندن از دردسر.
- A clean slate: شروعی دوباره و بدون اشتباهات گذشته (لوح سفید).
اصطلاحات با Clear:
- Clear your mind: ذهن خود را از افکار مزاحم خالی کردن.
- In the clear: تبرئه شدن از اتهام یا رفع خطر.
- Loud and clear: رسا و واضح (برای انتقال پیام).
تفاوتهای لهجهای و گویشی (US vs. UK)
در اکثر موارد، تفاوت معنایی این دو واژه در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی یکسان است. اما در زبان محاوره، بریتانیاییها ممکن است از ترکیبهای متفاوتی استفاده کنند. برای مثال:
در بریتانیا، عبارت “Tidy up” بسیار رایجتر از “Clear up” برای مرتب کردن اتاق به کار میرود، در حالی که در آمریکا هر دو به یک اندازه شنیده میشوند. همچنین فعل “Clean down” در برخی لهجههای بریتانیایی برای تمیز کردن سطوح آشپزخانه استفاده میشود که در انگلیسی آمریکایی عمدتاً فقط از “Clean” یا “Wipe” استفاده میکنند.
اشتباهات رایج زبانآموزان (Common Mistakes)
در این بخش به اشتباهاتی میپردازیم که بر اساس تجربه اساتید EFL، بیشترین تکرار را در کلاسهای درس داشتهاند:
| موقعیت | جمله اشتباه ❌ | جمله درست ✅ |
|---|---|---|
| صاف کردن گلو | Clean your throat | Clear your throat |
| رفع ابهام ذهنی | Clean my doubts | Clear my doubts |
| برداشتن موانع جاده | Clean the road | Clear the road |
| شستن دستها | Clear your hands | Clean your hands |
توصیه استاد: همیشه از خود بپرسید: «آیا میخواهم چیزی را بشورم (Clean) یا میخواهم چیزی را از سر راه بردارم (Clear)؟» این سوال ساده کلید حل معماست.
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط)
باور غلط اول: این دو واژه مترادف کامل هستند.
خیر! همانطور که دیدید، تعویض این دو میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد. “Clean the room” یعنی جارو زدن و گردگیری، اما “Clear the room” یعنی تخلیه افراد یا وسایل از اتاق.
باور غلط دوم: Clear فقط برای اشیاء فیزیکی است.
اتفاقاً Clear در مفاهیم انتزاعی (Abstract) مثل منطق، ریاضیات و ارتباطات کاربرد بسیار گستردهتری نسبت به Clean دارد.
Common FAQ (سوالات متداول)
آیا میتوانیم بگوییم “Clean up” و “Clear up”؟
بله، هر دو Phrasal Verb هستند. Clean up یعنی نظافت کامل یک مکان. اما Clear up معمولاً به معنای مرتب کردن به هم ریختگی یا (در مورد آب و هوا) صاف شدن آسمان به کار میرود.
برای حافظه کامپیوتر کدام درست است؟
قطعا Clear. چون شما میخواهید فضا (Space) ایجاد کنید. البته فعل Erase یا Delete هم تخصصیتر هستند، اما Clear رایج است.
در محیط رستوران کدام را به کار ببریم؟
وقتی گارسون میخواهد ظرفها را ببرد، میگوید: “May I clear the table?”. او نمیخواهد در مقابل شما میز را با دستمال تمیز کند، بلکه میخواهد ظرفهای اضافی را بردارد.
نتیجهگیری
درک تفاوت clean و clear گام بزرگی در مسیر تسلط بر واژگان دقیق انگلیسی است. به یاد داشته باشید که Clean با آب، مواد شوینده و بهداشت در ارتباط است، در حالی که Clear با فضا، شفافیت و حذف موانع گره خورده است.
یادگیری زبان یک مسیر تدریجی است. نگران اشتباهات کوچک نباشید؛ حتی استفاده از این کلمات در جایگاه اشتباه، بخشی از پروسه یادگیری مغز شماست. با تمرین مثالهای بالا و مرور دوباره جدول مقایسهای، این مفاهیم در حافظه بلندمدت شما تثبیت خواهند شد. از همین امروز سعی کنید در محیط خانه یا کار، این تفکیک را در ذهن خود تمرین کنید: آیا الان دارید چیزی را Clean میکنید یا Clear؟




وای چقدر این مقاله به موقع بود! همیشه این دو تا کلمه رو قاطی میکردم. ممنون از توضیح کاملتون.
پس اگه بخوام بگم ‘میز رو خلوت کن تا جا برای غذا باشه’ باید بگم Clear the table درسته؟ نه Clean the table.
بله، دقیقا! برای خلوت کردن و برداشتن اشیا از روی میز تا فضا باز شود، ‘Clear the table’ صحیح است. ‘Clean the table’ به معنای تمیز کردن و پاک کردن لکهها از روی میز است. مثال شما عالی بود!
من یک بار شنیدم که میگن ‘clear your mind’. این هم از همین مفهوم ‘خلوت کردن’ میاد؟ یعنی ذهنت رو از افکار مزاحم پاک کن؟
آفرین به دقت شما! بله، ‘Clear your mind’ کاملا از همین مفهوم ‘خلوت کردن’ و ‘شفاف کردن’ میآید. یعنی افکار اضافی و مزاحم را کنار بگذاری تا ذهنت شفاف و آرام شود. این یک کاربرد بسیار رایج و زیبا از ‘clear’ است.
برای ‘clean the dishes’ و ‘clear the dishes’ میشه توضیح بدید؟ فکر کنم اولی شستن ظرفه ولی دومی رو مطمئن نیستم.
سوال بسیار خوبی است! ‘Clean the dishes’ به معنای شستن و پاکیزه کردن ظرفها از باقیمانده غذا و چربی است. اما ‘Clear the dishes’ معمولاً به معنای جمعآوری ظرفهای کثیف از روی میز و بردن آنها به آشپزخانه یا سینک است تا میز خلوت شود.
من یک بار به دوستم گفتم ‘Can you clean the table for dinner?’ و اون شروع کرد میز رو دستمال کشید! در صورتی که منظورم این بود که ظرفها رو برداره. الان فهمیدم اشتباهم کجا بوده! خیلی ممنون.
ممنون که تجربه خودتون رو به اشتراک گذاشتید فاطمه جان! این دقیقا همان سوءتفاهمی است که هدف مقاله ما برطرف کردنش بود. خوشحالیم که حالا تفاوت را به خوبی درک کردهاید و دیگر چنین مشکلاتی پیش نخواهد آمد.
آیا phrasal verbs مثل ‘clear up’ هم به این مبحث مربوط میشن؟ مثلاً ‘The weather cleared up’.
بله، ‘clear up’ هم از همین ریشه میآید. وقتی میگوییم ‘The weather cleared up’، یعنی هوا از حالت ابری یا مه آلود خارج شده و شفاف و صاف شده است. همچنین به معنای ‘حل کردن مشکل’ یا ‘توضیح دادن ابهام’ هم به کار میرود که باز هم مفهوم ‘شفافسازی’ در آن نهفته است.
خیلی عالی بود. کاش درباره فعلهای دیگه که اینطوری معنی نزدیک و کاربرد متفاوت دارن هم مقاله بذارید. مثلا ‘say’ و ‘tell’.
ممنون از پیشنهاد ارزشمند شما نرگس عزیز! حتماً این موضوع را در برنامهریزی محتوای آینده خود در نظر میگیریم. ‘Say’ و ‘tell’ هم مثالهای خوبی از کلماتی هستند که برای زبانآموزان چالشبرانگیز هستند.
با این توضیح ریشهشناسی و مثالهای کاربردی دیگه محاله این دو تا رو اشتباه بگیرم. متشکرم از تیم محتوای عالیتون.
پس ‘cleaner’ میشه کسی که تمیز میکنه، ‘clearance’ یعنی خلوتی یا ترخیص؟ اینا هم درسته؟
بله سمیرا خانم، کاملاً درست است! ‘Cleaner’ هم میتواند به معنی ‘تمیزکننده’ (فرد) و هم ‘ماده تمیزکننده’ باشد. ‘Clearance’ هم به معنی ‘ترخیص’ (مثلاً در گمرک) یا ‘فضای خالی’ و ‘مجوز عبور’ است که همه از مفهوم ‘شفافیت’ و ‘برداشتن موانع’ نشات میگیرند.
پس ‘Clean the windows’ میشه پنجرهها رو بشوریم، و ‘Clear the windows’ میشه اگه چیزی جلوی دید رو گرفته برداریم؟ خیلی واضح شد!
بله بهزاد عزیز، دقیقاً همینطور است! مثالهایی که در مقاله آوردیم دقیقاً برای روشن شدن این تفاوت در کاربردهای روزمره طراحی شدهاند. خوشحالیم که این موضوع برای شما کاملاً واضح شده است.
آیا این دو کلمه در موقعیتهای رسمی یا غیررسمی فرق خاصی در کاربردشون دارن؟ یا همیشه همین معنی رو میدن؟
سوال دقیقی است محیا خانم! در اکثر کاربردها، تفاوت معنایی اصلی بین ‘clean’ (پاکیزه کردن) و ‘clear’ (خلوت کردن/شفاف کردن) فارغ از سطح رسمی یا غیررسمی بودن جمله، ثابت میماند. البته ممکن است در اصطلاحات خاص و تخصصی، هر کدام کاربردهای ویژهای داشته باشند، اما هسته معنایی آنها تغییر نمیکند.
یادمه تو یه فیلمی یه سرباز به همکارش گفت ‘Clear the area!’ که منظورش این بود که منطقه رو تخلیه کنن. این همون ‘خلوت کردن’ه دیگه؟
بله، دقیقاً! در این جمله، ‘Clear the area’ به معنای ‘منطقه را تخلیه کنید’ یا ‘افراد را از منطقه دور کنید’ است تا منطقه از هرگونه مانع یا وجود انسانی ‘خالی’ شود. این هم یک مثال عالی از کاربرد ‘clear’ در مفهوم برداشتن موانع و ایجاد فضا است.
مرسی از این مقاله مفید. واقعا بهش نیاز داشتم.
آیا برای ‘clear’ در معنی ‘خلوت کردن’ کلمات مترادف دیگه ای هم هست؟ مثلا ’empty’?
بله، ’empty’ میتواند در برخی موارد مترادف ‘clear’ باشد، مخصوصاً وقتی صحبت از ‘خالی کردن’ یک ظرف یا فضا باشد (مثلاً ’empty the box’). اما ‘clear’ طیف وسیعتری از معانی را شامل میشود، از جمله ‘برداشتن موانع’ (clear the path)، ‘شفاف کردن’ (clear the air)، و ‘ترخیص کردن’ (clear customs) که لزوماً با ’empty’ قابل جایگزینی نیستند.
همیشه context یا بافت جمله چقدر مهمه! این مقاله دقیقا اهمیتش رو نشون داد. دستتون درد نکنه.
‘Clean up’ و ‘clear up’ چه فرقی دارن؟ هر دو انگار یه جورایی به معنی جمع و جور کردنه.
سوال بسیار خوبی است آرش جان! ‘Clean up’ بیشتر به معنای مرتب کردن و تمیز کردن محیط از کثیفی و آشغال است (مثلاً ‘Clean up the mess after the party’). اما ‘Clear up’ همانطور که قبلاً اشاره شد، میتواند به معنای ‘شفاف شدن’ (هوا یا یک ابهام) یا ‘حل شدن مشکل’ باشد. در مواردی هم ممکن است به معنای ‘جمعآوری اشیا’ باشد، اما تمرکز آن روی خالی کردن فضا است تا تمیز کردن از آلودگی.
وقتی میخوایم بگیم ‘راه رو باز کن’ باید بگیم ‘Clear the way’ درسته؟ نه ‘Clean the way’.
کاملاً صحیح است سهراب! ‘Clear the way’ دقیقاً به معنای ‘راه را باز کن’ یا ‘موانع را از سر راه بردار’ است. این مثال نشان میدهد که چگونه ‘clear’ به حذف موانع فیزیکی یا حتی مجازی اشاره دارد.
خیلی خوب توضیح دادید. من همیشه فکر میکردم اگه یه جایی به هم ریخته باشه، باید بگم ‘clean it’ ولی الان فهمیدم که اگه منظورم برداشتن اشیا باشه، ‘clear it’ مناسبتره. یادگیری با مثال خیلی بهتره.
عالی بود! یه چالش هم برای ما گذاشتید که دقت کنیم.
این مقاله واقعا اعتماد به نفس من رو تو استفاده از این دو فعل بالا برد. دیگه گیج نمیشم! ممنون از توضیحات تخصصی و در عین حال روانتون.
در مورد ‘clearance sale’ چی؟ اونجا ‘clearance’ به چه معناست؟ آیا با ‘clear’ به معنی خلوت کردن مرتبط میشه؟
سوال بسیار هوشمندانهای است یاسمن خانم! بله، کاملاً مرتبط است. ‘Clearance sale’ به حراجی گفته میشود که فروشگاه برای ‘خلوت کردن’ انبار خود از اجناس قدیمی یا فصلی و ایجاد فضا برای اجناس جدید، آنها را با تخفیف به فروش میرساند. اینجا هم مفهوم ‘برداشتن و خالی کردن’ در ‘clearance’ وجود دارد.
جالب بود که در فارسی ما میگیم ‘میز رو جمع کن’ که هم میتونه برداشتن ظرفا باشه هم تمیز کردن. ولی انگلیسی دقیقاً تفاوت رو نشون میده.
همینطور است فرهاد عزیز. یکی از زیباییها و البته چالشهای یادگیری زبانهای مختلف، همین ظرافتها و تفاوتها در بیان مفاهیم مشابه است. زبان انگلیسی در این مورد خاص، دقت بیشتری را طلب میکند که با درک این نکات، میتوانید بسیار طبیعیتر صحبت کنید.
آیا تلفظ یا استرس کلمه ‘clean’ و ‘clear’ در جملات مختلف تغییر میکنه؟
سوال بسیار خوبی در مورد آواشناسی است شبنم عزیز. خیر، تلفظ و استرس اصلی کلمات ‘clean’ و ‘clear’ به خودی خود در کاربردهای فعلیشان تغییر نمیکند. ‘Clean’ همیشه با صدای کشیده ‘ee’ و ‘clear’ با صدای ‘ea’ که نزدیک به ‘eer’ است، تلفظ میشوند و استرس روی هر دو کلمه در حالت فعلی، تکبخشی و مشخص است.
پس اگه بعد از مهمونی بخوام خونه رو تمیز کنم و هم آشغالا رو بردارم هم جارو کنم، باید بگم ‘I need to clean up and clear out’?
مهسا خانم، شما میتوانید از ‘I need to clean up the house’ برای اشاره به تمیز کردن کلی استفاده کنید. اگر مشخصاً میخواهید بگویید ‘آشغالها را بردارم و فضا را خالی کنم’، استفاده از ‘clear out’ (برای خالی کردن کامل) یا صرفاً ‘clear the clutter’ (برای برداشتن وسایل اضافی) در کنار ‘clean’ (برای تمیز کردن) دقیقتر است. ‘Clean up’ خودش معمولاً هم شامل تمیز کردن و هم مرتب کردن میشود.
خلاصه اینکه Clean برای بهداشته و Clear برای فضاسازی یا شفافیت. این جمله کل مقاله رو برام جمعبندی کرد. ممنون!
دقیقاً همینطور است هادی عزیز! خوشحالیم که این خلاصهسازی کلیدی برای شما مفید بوده است. هدف ما همین بود که تفاوت اصلی را به شکلی واضح و به یاد ماندنی منتقل کنیم. موفق باشید در یادگیری!