- آیا تا به حال در یک فروشگاه لوازم ورزشی خارج از کشور ایستادهاید و با وجود دانستن کاربرد یک وسیله، نام دقیق آن را به انگلیسی به یاد نیاوردهاید؟
- آیا نگران این هستید که هنگام رزرو تجهیزات برای یک تور طبیعتگردی بینالمللی، به دلیل عدم تسلط بر واژگان تخصصی، وسیلهای اشتباه یا ناکارآمد اجاره کنید؟
- آیا میدانید که استفاده اشتباه از واژگان وسایل کمپینگ به انگلیسی میتواند در شرایط اضطراری در طبیعت، باعث سوءتفاهم و حتی به خطر افتادن امنیت شما شود؟
بسیاری از زبانآموزان در مواجهه با واژگان تخصصی طبیعتگردی دچار اضطراب میشوند، اما جای نگرانی نیست. در این راهنمای جامع، ما تمام وسایل کمپینگ به انگلیسی را از سطح مبتدی تا پیشرفته دستهبندی کردهایم تا یک بار برای همیشه، این لغات را به حافظه بلندمدت خود بسپارید و در سفرهای خود با اعتماد به نفس کامل صحبت کنید.
| دستهبندی تجهیزات | واژه کلیدی (English) | معادل فارسی |
|---|---|---|
| سرپناه (Shelter) | Tent | چادر مسافرتی |
| خواب (Sleeping) | Sleeping Bag | کیسه خواب |
| روشنایی (Lighting) | Flashlight / Torch | چراغ قوه |
| آشپزی (Cooking) | Camping Stove | اجاق گاز سفری |
ضروریترین وسایل کمپینگ به انگلیسی: سرپناه و استراحت
اولین قدم در هر سفر طبیعتگردی، اطمینان از داشتن یک سرپناه ایمن است. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند تا هنگام خرید یا اجاره، دقیقا همان چیزی را که نیاز دارید بخواهید.
1. چادر و متعلقات (Tent and Accessories)
چادر تنها یک پارچه ساده نیست؛ اجزای مختلفی دارد که هر کدام نام خاص خود را دارند:
- Tent: چادر (اصلیترین وسیله).
- Tent Pegs / Stakes: میخهای چادر که برای فیکس کردن آن روی زمین استفاده میشوند.
- Rainfly: پوش دوم یا لایه ضدباران که روی چادر کشیده میشود.
- Groundsheet: زیرانداز مخصوص چادر که مانع نفوذ رطوبت زمین میشود.
- Tent Poles: ستونها یا تیرکهای چادر که ساختار آن را حفظ میکنند.
2. تجهیزات خواب (Sleeping Gear)
خواب باکیفیت در طبیعت، انرژی شما را برای ادامه مسیر حفظ میکند. این واژگان را به خاطر بسپارید:
- Sleeping Bag: کیسه خواب. (نکته: همیشه به درجه دمایی یا Temperature Rating آن توجه کنید).
- Sleeping Pad / Mat: زیرانداز کیسه خواب که بین شما و زمین قرار میگیرد.
- Inflatable Pillow: بالش بادی که جای بسیار کمی در کوله اشغال میکند.
- Cot: تختخواب سفری (معمولاً در کمپینگهای ثابت با ماشین استفاده میشود).
لوازم آشپزی و تغذیه در طبیعت (Camping Kitchen)
یکی از لذتبخشترین بخشهای سفر، آشپزی در هوای آزاد است. برای بیان نیازهای خود در این بخش، از لیست زیر استفاده کنید:
تجهیزات پختوپز
- Camping Stove: اجاق خوراکپزی سفری.
- Fuel / Gas Canister: سوخت یا کپسول گاز.
- Mess Kit: مجموعه ظروف غذاخوری سبک و قابل حمل.
- Cooler: یخدان برای نگهداری مواد غذایی فاسدشدنی.
- Can Opener: دربازکن بطری و کنسرو.
- Thermos / Flask: فلاسک برای گرم یا سرد نگه داشتن مایعات.
فرمول جملهسازی برای درخواست لوازم آشپزی
برای اینکه بتوانید در محیط واقعی از این کلمات استفاده کنید، از این ساختار ساده استفاده کنید:
Subject + Need + Item + for + Action
- Example: I need a can opener for these beans.
- Example: We need more fuel for the stove.
تفاوتهای لهجهای: آمریکایی (US) در مقابل بریتانیایی (UK)
به عنوان یک زبانآموز حرفهای، باید بدانید که برخی وسایل کمپینگ به انگلیسی در کشورهای مختلف نامهای متفاوتی دارند. این بخش از نظر زبانشناسی بسیار حائز اهمیت است:
| نام وسیله | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| چراغ قوه | Flashlight | Torch |
| کوله پشتی | Backpack | Rucksack / Knapsack |
| کفش پیادهروی | Hiking Boots | Walking Boots |
| کاپشن بارانی | Raincoat | Mackintosh / Mac |
لوازم ایمنی و مسیریابی (Navigation and Safety)
در طبیعت، ایمنی حرف اول را میزند. گم شدن یا مصدومیت بدون داشتن واژگان مناسب برای درخواست کمک، میتواند چالشبرانگیز باشد.
1. ابزارهای جهتیابی
- Compass: قطبنما.
- GPS Device: دستگاه جیپیاس.
- Map: نقشه (ترجیحاً Topographic Map یا نقشه پستیوبلندیها).
2. لوازم ایمنی و بقا
- First Aid Kit: جعبه کمکهای اولیه (بسیار حیاتی).
- Multi-tool / Swiss Army Knife: چاقوی چندکاره.
- Whistle: سوت برای علامت دادن در مواقع اضطراری.
- Matches / Lighter: کبریت یا فندک.
- Fire Starter: آتشزنه.
- Sunscreen: کرم ضدآفتاب.
- Insect Repellent: اسپری دفع حشرات.
افعال و اصطلاحات کاربردی در زمان کمپینگ
صرفاً دانستن نام وسایل کمپینگ به انگلیسی کافی نیست؛ شما باید بدانید چگونه از آنها در قالب فعل استفاده کنید:
- To pitch a tent: برپا کردن چادر (به جای make یا build حتماً از pitch یا set up استفاده کنید).
- To build a campfire: درست کردن آتش.
- To go trekking / hiking: به کوهپیمایی یا پیادهروی طولانی رفتن.
- To pack/unpack: جمع کردن یا باز کردن وسایل از کوله.
- To leave no trace: شعار معروف طبیعتگردان به معنای “ردی از خود به جای نگذاریم” (حفاظت از محیط زیست).
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از واژگان طبیعتگردی دچار خطاهای تکراری میشوند. بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:
- اشتباه در انتخاب واژه کفش: بسیاری فکر میکنند Sneakers برای کوه مناسب است.
❌ Incorrect: I am wearing my sneakers for the mountain climb.
✅ Correct: I am wearing my hiking boots for the mountain climb. - استفاده نادرست از فعل برپا کردن:
❌ Incorrect: Let’s open the tent here.
✅ Correct: Let’s pitch the tent here. - تفاوت Hiking و Walking: کلمه Walking معمولاً برای پیادهروی آرام در شهر یا پارک است، اما Hiking به معنای پیمایش در مسیرهای طبیعی و ناهموار است.
چگونه این لغات را بدون استرس یاد بگیریم؟
روانشناسان آموزشی معتقدند که “اضطراب زبان” (Language Anxiety) زمانی رخ میدهد که شما سعی میکنید لیستهای طولانی را حفظ کنید. برای یادگیری وسایل کمپینگ به انگلیسی پیشنهاد میکنیم:
- تصویرسازی کنید: یک عکس از یک کمپ مجهز پیدا کنید و سعی کنید روی هر وسیله برچسب انگلیسی بزنید.
- سناریو بسازید: تصور کنید در حال توضیح دادن وسایل داخل کولهپشتی خود به یک دوست انگلیسیزبان هستید.
- از ساده به سخت بروید: ابتدا با ۵ وسیله اصلی (Tent, Bag, Stove, Light, Water) شروع کنید و سپس به سراغ جزئیات بروید.
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Backpack و Rucksack چیست؟
در واقع هر دو به کولهپشتی اشاره دارند. Backpack در لهجه آمریکایی رایجتر است، در حالی که Rucksack بیشتر در بریتانیا و برای کولههای بزرگتر و نظامی یا حرفهای به کار میرود.
2. برای “کیسه خواب” از چه کلمهای استفاده نکنیم؟
هرگز از Sleep bag استفاده نکنید. واژه درست و استاندارد همیشه Sleeping bag است.
3. “زیرانداز” را به انگلیسی چه میگویند؟
بسته به نوع کاربرد، اگر برای زیر چادر باشد Groundsheet و اگر برای زیر کیسه خواب باشد Sleeping pad یا Sleeping mat نامیده میشود.
4. چطور بگویم “آتش را خاموش کن”؟
از عبارت Put out the fire یا Extinguish the fire استفاده کنید.
نتیجهگیری
یادگیری لیست وسایل کمپینگ به انگلیسی نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما این اطمینان را میدهد که در سفرهای ماجراجویانه خود، چه در حال تعامل با سایر طبیعتگردان باشید و چه در حال خرید تجهیزات، دچار مشکل نخواهید شد. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند پلهپله است. لازم نیست همه این کلمات را در یک روز حفظ کنید؛ کافی است در سفر بعدی خود، چند واژه جدید را به کار ببرید.
امیدواریم این چکلیست و راهنما، همراه خوبی برای سفرهای آتی شما در دل طبیعت باشد. با تمرین و تکرار، این واژگان بخشی از دانش زبانی همیشگی شما خواهند شد. سفر خوش و کمپینگ لذتبخشی داشته باشید!




وای عالی بود! همیشه این مشکل رو داشتم که وسایل کمپینگ رو چطور به انگلیسی بگم. ‘Sleeping Bag’ واقعا یکی از لغاتی بود که همیشه شک داشتم.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. بله، ‘Sleeping Bag’ اصطلاح استاندارد و رایج برای کیسهخواب است. اگر سوالی در مورد تلفظ یا کاربرد جملگی آن داشتید، حتما بپرسید.
ممنون از این راهنمای جامع. به نظرم یک ‘First Aid Kit’ هم از ضروریاته و باید تو لیست باشه. میشه اسم انگلیسیش رو بگید؟
نکته بسیار درستی اشاره کردید، علی آقا! ‘First Aid Kit’ (جعبه کمکهای اولیه) واقعاً ضروری است و دقیقاً همین نام انگلیسی را دارد. حتما در نسخههای بعدی مقاله به آن اضافه خواهیم کرد. ممنون از مشارکت شما!
تفاوت ‘Flashlight’ و ‘Torch’ چیست؟ من همیشه فکر میکردم هر دو یکی هستند و در تمام مکالمات میشه جای هم استفاده کرد.
سوال بسیار خوبی است مریم خانم! ‘Flashlight’ بیشتر در انگلیسی آمریکایی (American English) رایج است، در حالی که ‘Torch’ در انگلیسی بریتانیایی (British English) استفاده میشود. هر دو به معنای چراغ قوه هستند، اما بسته به مخاطب و منطقهای که هستید، ممکن است یکی رایجتر باشد.
این مقاله واقعا کاربردی بود. یک بار توی آلمان برای خرید ‘Camping Stove’ حسابی مشکل پیدا کردم و آخرش با اشاره فهموندم چی میخوام! ای کاش زودتر این مقاله رو میدیدم.
رضا آقا، متوجه نگرانی شما هستم. این نوع تجربیات به ما یادآوری میکنند که واژگان تخصصی چقدر در سفر اهمیت دارند. حالا با داشتن این لیست، سفر بعدی شما حتما راحتتر خواهد بود!
سلام، مقاله خیلی خوبی بود. آیا کلمه ‘backpack’ هم جزو وسایل ضروری کمپینگ حساب میشه؟ اگه بله، تو کدوم دسته قرار میگیره؟
سلام نازنین خانم. بله، ‘backpack’ (کوله پشتی) قطعاً یکی از ضروریترین وسایل کمپینگ است و اغلب در دستهبندی ‘Transportation’ یا ‘Carrying Gear’ قرار میگیرد. در برخی موارد هم آن را ذیل ‘Personal Gear’ طبقهبندی میکنند.
چقدر دقیق و دستهبندی شده! دست مریزاد. برای کسی که تازه میخواد شروع به یادگیری لغات تخصصی کنه، این مقاله بهترین شروع بود.
خوشحالیم که مطلب برای شما مفید واقع شده، حسین آقا. هدف ما هم دقیقاً این بود که یادگیری را برای مبتدیان و حتی زبانآموزان پیشرفته، سازمانیافته و آسان کنیم. موفق باشید!
اگر بخواهیم بگوییم ‘چادر مسافرتی دو نفره’، باید بگیم ‘two-person Tent’ یا ‘double Tent’؟
پریسا خانم، اصطلاح رایجتر و صحیحتر ‘two-person tent’ است. ‘Double tent’ کمتر شنیده میشود و ممکن است به چادری با فضای داخلی بزرگتر یا دو بخش جداگانه اشاره کند، نه لزوماً ظرفیت نفرات.
آیا ‘water bottle’ هم در دسته ‘نوشیدنی و تغذیه’ جزو ضروریات به حساب میاد؟
بله، امیر آقا، ‘water bottle’ (بطری آب) و ‘water filter’ (فیلتر آب) از مهمترین اقلام در دسته ‘نوشیدنی و تغذیه’ هستند. حفظ آب بدن در طبیعتگردی حیاتی است.
ممنون از این اطلاعات خوب. آیا برای ‘اجاق گاز سفری’ کلمه دیگری مثل ‘portable stove’ هم میشه استفاده کرد؟
بله زهرا خانم، ‘Portable Stove’ (اجاق قابل حمل) کاملا درست است و معادل خوبی برای ‘Camping Stove’ محسوب میشود. هر دو این اصطلاحات رایج هستند.
این اصطلاحات واقعا کار آدم رو راحت میکنه. همیشه دنبال یه لیست جامع اینجوری بودم. مخصوصا بخش ‘سرپناه و استراحت’ خیلی مهم بود.
خوشحالیم که توانستیم نیاز شما را برطرف کنیم، کیانوش عزیز. انتخاب سرپناه و تجهیزات استراحت مناسب، پایهی یک سفر طبیعتگردی امن و لذتبخش است.
محتوای عالی! من یک بار توی یک سفر به نیوزلند برای ‘headlamp’ دنبال ‘flashlight’ میگشتم و فروشنده متوجه نمیشد! الان فهمیدم تفاوتش رو.
تجربه خوبی را به اشتراک گذاشتید فاطمه خانم! ‘Headlamp’ (چراغ پیشانی) یک نوع خاص از ‘flashlight’ است که برای روشنایی دستها را آزاد میگذارد و در کمپینگ بسیار کاربردی است. این مثال نشان میدهد دقت در انتخاب واژه چقدر مهم است.
آیا کلمات دیگری برای ‘چادر مسافرتی’ وجود داره که در مکالمات رایج باشه؟ غیر از Tent؟
مجید آقا، ‘Tent’ رایجترین و استانداردترین کلمه برای چادر مسافرتی است. اما گاهی اوقات در متون تخصصیتر یا برای انواع خاصی از چادر، ممکن است اصطلاحاتی مانند ‘shelter’ (به معنی کلی سرپناه) یا ‘bivouac sack’ (برای کیسه بیواک) را ببینید که هرچند دقیقاً چادر نیستند، اما کارکرد مشابهی دارند.
ممنونم از این مقاله. خیلی نیاز داشتم بهش. کاش زودتر پیداش میکردم. واقعا ‘Flashlight’ و ‘Torch’ همیشه سوال من بود.
خوشحالیم که ابهام شما برطرف شد لیلا خانم. هدف ما این است که با ارائه محتوای دقیق و کاربردی، یادگیری انگلیسی را برای شما آسانتر کنیم. اگر سوال دیگری دارید، بپرسید.
فوق العاده بود! این دستهبندیها کمک میکنه لغات رو بهتر تو ذهنمون نگه داریم. من همیشه ‘Sleeping Bag’ رو با ‘bedroll’ اشتباه میگرفتم.
یاسمن خانم، خوشحالیم که دستهبندیها برایتان مفید بوده. ‘Bedroll’ بیشتر به یک رختخواب ساده و قابل جمعشدن (معمولاً شامل پتو یا ملحفه) اشاره دارد، در حالی که ‘Sleeping Bag’ یک کیسه عایقبندی شده برای خواب در فضای باز است. تفاوتشان در کاربرد و طراحی است.
خیلی عالی! یه سوال، برای ‘کیسه خواب’ آیا اصطلاح ‘sleeping mat’ هم مرتبط هست؟
سروش عزیز، ‘Sleeping mat’ (زیرانداز کیسه خواب) یک وسیله مکمل برای ‘Sleeping Bag’ است، نه جایگزین آن. ‘Sleeping mat’ برای عایق کردن بدن از سرما و رطوبت زمین و همچنین راحتی بیشتر استفاده میشود. پس بله، مرتبط هستند اما هر کدام کارکرد متفاوتی دارند.
مقاله خیلی خوبی بود. من همیشه مشکل داشتم که چطور بگم ‘کولهپشتی کوهنوردی’ به انگلیسی. فکر کنم ‘hiking backpack’ درسته.
الهام خانم، بله، ‘hiking backpack’ (کوله پشتی کوهنوردی یا پیادهروی) کاملا صحیح و رایج است. همچنین میتوانید از ‘trekking backpack’ یا به سادگی ‘pack’ (در زمینه کمپینگ) استفاده کنید.
سلام، این لیست عالیه. میشه بگید ‘cook set’ به چه معناست؟ آیا برای آشپزی ضروریه؟
سلام میلاد عزیز. ‘Cook set’ به مجموعهای از ظروف آشپزی (معمولا سبک و تاشو) گفته میشود که مخصوص کمپینگ و سفر طراحی شدهاند. بله، برای آشپزی در طبیعت بسیار ضروری و کاربردی است، مخصوصا اگر قصد پخت و پز جدیتر از گرم کردن غذا را داشته باشید.
این مقاله دقیقا چیزی بود که برای آماده شدن به سفر طبیعتگردی خارج از کشور نیاز داشتم. واقعا ازتون ممنونم.
خوشحالیم که توانستیم به شما کمک کنیم آیدا خانم. امیدواریم سفر خوبی داشته باشید و بتوانید با اعتماد به نفس کامل از این واژگان استفاده کنید!
کلمه ‘matches’ (کبریت) هم خیلی مهمه و فکر میکنم باید تو دسته ‘روشنایی’ یا ‘ضروریات’ گنجونده بشه.
کاملا با شما موافقم مهدی عزیز! ‘Matches’ یا ‘Lighter’ (فندک) هر دو برای روشن کردن آتش ضروری هستند و معمولا در دسته ‘Fire Starting’ یا ‘Essentials’ قرار میگیرند. ممنون از پیشنهاد شما.
آیا ‘compass’ (قطبنما) هم جزو وسایل ضروریه؟ تو لیست شما نبود، ولی فکر میکنم خیلی مهمه.
بله ثریا خانم، ‘Compass’ (قطبنما) و ‘Map’ (نقشه) از ابزارهای حیاتی برای ‘Navigation’ (ناوبری) در طبیعت هستند، به خصوص در مناطق ناشناخته. اینها هم جزو ضروریات برای ایمنی و جهتیابی محسوب میشوند و حتما در مقالات بعدی به آنها خواهیم پرداخت.