مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

۲۰ فریزال ورب پرکاربرد در محیط کار و بیزینس

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفت‌انگیز و کاربردی «عبارات فعلی» یا همان فریزال ورب‌ها آشنا می‌کنیم. یادگیری و استفاده از فریزال ورب برای محیط کار نه تنها سطح زبان انگلیسی شما را به شکل چشمگیری ارتقا می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کرده و در جلسات، ایمیل‌ها و مکالمات روزمره، ارتباطی موثرتر، دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر برقرار کنید. در ادامه، لیستی از ۲۰ فریزال ورب ضروری را به همراه معنی شفاف و مثال‌های کاملاً کاربردی در محیط کسب‌وکار بررسی خواهیم کرد تا با اعتماد به نفس بیشتری در مسیر پیشرفت شغلی خود قدم بردارید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:چرا ایرانی‌ها به “Parking” میگن پارکینگ؟! (یک اشتباه رایج ولی مهم)

چرا یادگیری فریزال ورب برای محیط کار حیاتی است؟

شاید در نگاه اول، فریزال ورب‌ها کمی پیچیده به نظر برسند. آن‌ها ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا دو حرف اضافه (مانند on, off, up, down, in, out) هستند که با هم معنایی کاملاً متفاوت از فعل اصلی ایجاد می‌کنند. اما واقعیت این است که این عبارات بخش جدایی‌ناپذیر مکالمات روزمره و به‌خصوص، مکالمات حرفه‌ای در زبان انگلیسی هستند. استفاده نکردن از آن‌ها باعث می‌شود کلام شما خشک، کتابی و غیرطبیعی به نظر برسد. با تسلط بر فریزال ورب برای محیط کار، شما می‌توانید:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:خواستن توانستن است (Where there’s a will…)

۲۰ فریزال ورب پرکاربرد در محیط کار و بیزینس

در این بخش، به سراغ لیستی منتخب از ۲۰ فریزال ورب کلیدی می‌رویم که به طور مداوم در جلسات، ایمیل‌ها، گزارش‌ها و مکالمات روزمره کاری استفاده می‌شوند. هر مورد به همراه معنی دقیق و دو مثال کاربردی ارائه شده است.

۱. Carry out (انجام دادن، اجرا کردن)

این فریزال ورب به معنای تکمیل کردن یک وظیفه، دستور یا برنامه است. معمولاً برای وظایف رسمی و برنامه‌ریزی شده استفاده می‌شود.

مثال ۱: The team was asked to carry out a detailed market analysis before launching the new product.
ترجمه: از تیم خواسته شد تا قبل از عرضه محصول جدید، یک تحلیل بازار دقیق را اجرا کنند.

مثال ۲: We need to carry out the manager’s instructions precisely to avoid any issues.
ترجمه: ما باید دستورالعمل‌های مدیر را به دقت انجام دهیم تا از بروز هرگونه مشکلی جلوگیری کنیم.

۲. Bring up (مطرح کردن، پیش کشیدن)

این عبارت به معنای شروع به صحبت کردن در مورد یک موضوع خاص در طول یک جلسه یا گفتگو است.

مثال ۱: I’d like to bring up the issue of the budget for the next quarter in our meeting today.
ترجمه: مایلم امروز در جلسه، موضوع بودجه برای فصل آینده را مطرح کنم.

مثال ۲: She brought up some valid concerns about the project timeline that we need to address.
ترجمه: او نگرانی‌های معتبری را در مورد جدول زمانی پروژه مطرح کرد که باید به آن‌ها رسیدگی کنیم.

۳. Look into (بررسی کردن، تحقیق کردن)

وقتی نیاز به تحقیق و بررسی دقیق‌تر یک مشکل، سوال یا موضوع دارید، از این فریزال ورب استفاده می‌کنید.

مثال ۱: The IT department will look into the network connection issues immediately.
ترجمه: بخش فناوری اطلاعات فوراً مشکلات اتصال شبکه را بررسی خواهد کرد.

مثال ۲: Could you please look into why we received so many customer complaints last week?
ترجمه: آیا ممکن است لطفاً بررسی کنید که چرا هفته گذشته این همه شکایت از مشتری دریافت کردیم؟

۴. Follow up (پیگیری کردن)

این عبارت به معنای انجام اقدامات بعدی پس از یک رویداد اولیه (مانند یک جلسه یا ایمیل) برای اطمینان از پیشرفت کار یا کسب اطلاعات بیشتر است.

مثال ۱: I am writing to follow up on our conversation from last Tuesday.
ترجمه: می‌نویسم تا گفتگوی سه‌شنبه گذشته‌مان را پیگیری کنم.

مثال ۲: It’s important to follow up with potential clients after the initial presentation.
ترجمه: پیگیری مشتریان بالقوه پس از ارائه اولیه بسیار مهم است.

۵. Put off (به تعویق انداختن)

این فریزال ورب به معنای به تعویق انداختن یک کار یا رویداد به زمانی دیگر است.

مثال ۱: We have to put off the team meeting until next Friday because the manager is sick.
ترجمه: مجبوریم جلسه تیم را تا جمعه آینده به تعویق بیندازیم چون مدیر بیمار است.

مثال ۲: Don’t put off writing the report; the deadline is approaching fast.
ترجمه: نوشتن گزارش را به تعویق نینداز؛ مهلت نهایی به سرعت نزدیک می‌شود.

۶. Call off (کنسل کردن، لغو کردن)

این عبارت به معنای لغو کردن یک رویداد یا برنامه از پیش تعیین شده است.

مثال ۱: The client decided to call off the project due to budget cuts.
ترجمه: مشتری به دلیل کاهش بودجه تصمیم گرفت پروژه را لغو کند.

مثال ۲: The annual company picnic was called off because of the bad weather forecast.
ترجمه: پیک‌نیک سالانه شرکت به دلیل پیش‌بینی هوای بد لغو شد.

۷. Take on (به عهده گرفتن)

به معنای پذیرفتن یک مسئولیت، وظیفه یا چالش جدید است.

مثال ۱: She is going to take on the role of project manager starting next month.
ترجمه: او قرار است از ماه آینده نقش مدیر پروژه را به عهده بگیرد.

مثال ۲: I’m not sure if I have the capacity to take on any more tasks right now.
ترجمه: مطمئن نیستم در حال حاضر ظرفیت به عهده گرفتن وظایف بیشتری را داشته باشم.

۸. Go over (مرور کردن، بازبینی کردن)

این عبارت به معنای مرور دقیق و با جزئیات یک سند، گزارش یا طرح است.

مثال ۱: Let’s go over the sales figures one more time before the presentation.
ترجمه: بیایید قبل از ارائه، یک بار دیگر ارقام فروش را مرور کنیم.

مثال ۲: The legal team needs to go over the contract carefully before we sign it.
ترجمه: تیم حقوقی باید قبل از امضای قرارداد، آن را با دقت بازبینی کند.

۹. Come up with (ایده‌ای به ذهن رسیدن، ارائه دادن)

به معنای فکر کردن و تولید یک ایده، طرح یا راه‌حل جدید است.

مثال ۱: We need to come up with a new marketing strategy to boost our sales.
ترجمه: ما باید یک استراتژی بازاریابی جدید برای افزایش فروش خود ارائه دهیم.

مثال ۲: Has anyone come up with a solution to this production delay?
ترجمه: آیا راه‌حلی برای این تاخیر در تولید به ذهن کسی رسیده است؟

۱۰. Set up (برپا کردن، ترتیب دادن)

این عبارت معانی مختلفی دارد، اما در محیط کار اغلب به معنای سازماندهی یا ترتیب دادن یک جلسه، سیستم یا رویداد است.

مثال ۱: Can you please set up a meeting with the marketing team for tomorrow afternoon?
ترجمه: آیا می‌توانی لطفاً یک جلسه با تیم بازاریابی برای فردا بعدازظهر ترتیب دهی؟

مثال ۲: We need to set up a new filing system to organize our documents better.
ترجمه: ما باید یک سیستم بایگانی جدید برای سازماندهی بهتر اسنادمان برپا کنیم.

۱۱. Figure out (فهمیدن، سر درآوردن از)

به معنای درک کردن چیزی یا پیدا کردن راه‌حل یک مشکل پس از مقداری فکر کردن است.

مثال ۱: We need to figure out how to reduce our operational costs.
ترجمه: ما باید بفهمیم چگونه هزینه‌های عملیاتی خود را کاهش دهیم.

مثال ۲: I can’t figure out why the software is crashing. I’ll ask IT for help.
ترجمه: نمی‌توانم سر در بیاورم که چرا نرم‌افزار از کار می‌افتد. از بخش IT کمک خواهم گرفت.

۱۲. Fill in for (جای کسی را پر کردن، جانشین شدن)

زمانی که به طور موقت وظایف فرد دیگری را که غایب است انجام می‌دهید، از این عبارت استفاده می‌کنید.

مثال ۱: Could you fill in for me at the client meeting on Friday? I have a doctor’s appointment.
ترجمه: آیا می‌توانی روز جمعه در جلسه با مشتری جای من را پر کنی؟ من وقت دکتر دارم.

مثال ۲: Sarah will be filling in for John while he is on vacation.
ترجمه: سارا در مدتی که جان در تعطیلات است، جانشین او خواهد بود.

۱۳. Get back to (پاسخ دادن، دوباره تماس گرفتن)

به معنای پاسخ دادن به کسی در زمانی دیگر است، چه از طریق تلفن، ایمیل یا حضوری.

مثال ۱: I don’t have the answer right now, but I will find out and get back to you by the end of the day.
ترجمه: الان جواب را ندارم، اما مطلع می‌شوم و تا پایان روز به شما پاسخ خواهم داد.

مثال ۲: Thank you for your email. I will review it and get back to you shortly.
ترجمه: از ایمیل شما متشکرم. آن را بررسی کرده و به زودی به شما پاسخ خواهم داد.

۱۴. Turn down (رد کردن)

به معنای نپذیرفتن یک پیشنهاد، درخواست یا فرصت است.

مثال ۱: He had to turn down the job offer because the salary was too low.
ترجمه: او مجبور شد پیشنهاد شغلی را رد کند چون حقوق آن خیلی پایین بود.

مثال ۲: Unfortunately, we have to turn down your proposal as it does not meet our current needs.
ترجمه: متاسفانه، ما مجبوریم پیشنهاد شما را رد کنیم زیرا نیازهای فعلی ما را برآورده نمی‌کند.

۱۵. Sort out (حل و فصل کردن، مرتب کردن)

این عبارت به معنای حل کردن یک مشکل یا سازماندهی و مرتب کردن چیزی است.

مثال ۱: We need to sort out the issues with the supplier as soon as possible.
ترجمه: ما باید هر چه سریع‌تر مشکلات با تامین‌کننده را حل و فصل کنیم.

مثال ۲: Let’s have a meeting to sort out the details of the upcoming event.
ترجمه: بیایید جلسه‌ای داشته باشیم تا جزئیات رویداد پیش رو را مرتب کنیم.

۱۶. Take over (به دست گرفتن کنترل، تحویل گرفتن)

به معنای به دست گرفتن کنترل یا مسئولیت چیزی از شخص دیگری است.

مثال ۱: The new CEO will take over the company in January.
ترجمه: مدیرعامل جدید در ماه ژانویه کنترل شرکت را به دست خواهد گرفت.

مثال ۲: When my manager retired, I had to take over many of his responsibilities.
ترجمه: وقتی مدیرم بازنشسته شد، مجبور شدم بسیاری از مسئولیت‌های او را تحویل بگیرم.

۱۷. Draw up (تنظیم کردن، تهیه کردن)

معمولاً برای تهیه و نوشتن اسناد رسمی مانند قرارداد، برنامه یا پیشنهاد استفاده می‌شود.

مثال ۱: Our legal team will draw up a new contract for the client.
ترجمه: تیم حقوقی ما قرارداد جدیدی برای مشتری تنظیم خواهد کرد.

مثال ۲: We need to draw up a business plan for the next five years.
ترجمه: ما باید یک طرح تجاری برای پنج سال آینده تهیه کنیم.

۱۸. Back up (پشتیبانی کردن، حمایت کردن)

این فریزال ورب دو معنی رایج در محیط کار دارد: حمایت از یک همکار یا ایده، و تهیه نسخه پشتیبان از داده‌های کامپیوتری.

مثال ۱ (حمایت کردن): I will back you up in the meeting if you present this idea.
ترجمه: اگر این ایده را ارائه دهی، من در جلسه از تو حمایت خواهم کرد.

مثال ۲ (نسخه پشتیبان): It’s crucial to back up all important files at the end of each workday.
ترجمه: تهیه نسخه پشتیبان از تمام فایل‌های مهم در پایان هر روز کاری حیاتی است.

۱۹. Deal with (رسیدگی کردن به، سر و کار داشتن با)

به معنای مدیریت کردن یک موقعیت، مشکل یا شخص خاص است.

مثال ۱: The customer service department is trained to deal with difficult clients.
ترجمه: بخش خدمات مشتریان برای رسیدگی به مشتریان دشوار آموزش دیده‌اند.

مثال ۲: I have to deal with a lot of paperwork in my job.
ترجمه: من در شغلم باید با حجم زیادی از کاغذبازی سر و کار داشته باشم.

۲۰. Wrap up (به پایان رساندن، جمع‌بندی کردن)

این عبارت برای به پایان رساندن یک جلسه، پروژه یا وظیفه به کار می‌رود.

مثال ۱: Let’s try to wrap up this meeting in the next 10 minutes.
ترجمه: بیایید سعی کنیم این جلسه را در ۱۰ دقیقه آینده به پایان برسانیم.

مثال ۲: We need to wrap up the project by the end of the month.
ترجمه: ما باید تا پایان ماه پروژه را جمع‌بندی کنیم.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Red Flag”: پرچم قرمزهای رابطه

جمع‌بندی و نکات نهایی برای استفاده از فریزال ورب‌ها

تسلط بر فریزال ورب برای محیط کار یک شبه اتفاق نمی‌افتد و نیازمند تمرین و تکرار است. این ۲۰ عبارت نقطه‌ی شروعی عالی برای شما هستند. سعی کنید هر روز یک یا دو مورد از آن‌ها را در ایمیل‌ها یا مکالمات خود به کار ببرید. به مکالمات همکاران انگلیسی‌زبان خود با دقت گوش دهید و سعی کنید فریزال ورب‌هایی را که استفاده می‌کنند، شناسایی و یادداشت کنید. با گذشت زمان، استفاده از این عبارات برای شما طبیعی و آسان خواهد شد و متوجه تاثیر شگرف آن بر مهارت‌های ارتباطی و وجهه حرفه‌ای خود خواهید شد. به یاد داشته باشید که درک و استفاده صحیح از این عبارات، شما را یک گام بزرگ به صحبت کردن مانند یک فرد نیتیو نزدیک‌تر می‌کند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 313

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون! واقعاً به همچین لیستی نیاز داشتم برای محیط کار.

  2. سلام. ممنون از مطلب خوبتون. می‌خواستم بپرسم ‘put off’ در محیط‌های خیلی رسمی هم استفاده میشه یا بهتره از ‘postpone’ استفاده کنیم؟

    1. سلام امیر جان. سوال خوبی پرسیدید. ‘Put off’ یک فریزال ورب رایج و کاملاً قابل قبول در محیط کار است، حتی در مکالمات نسبتاً رسمی. با این حال، ‘postpone’ کمی رسمی‌تر به حساب می‌آید و در اسناد یا نامه‌های بسیار رسمی ممکن است ترجیح داده شود. در مکالمات روزمره کاری و ایمیل‌های عادی، ‘put off’ کاملاً طبیعی و مناسب است.

  3. وای ‘follow up’ رو چقدر توی ایمیل‌های کاری می‌بینم! همیشه برام سوال بود که چرا فقط نمی‌گن ‘check’ یا ‘review’. حالا فهمیدم که منظور دقیق‌ترش چیه. دمتون گرم!

  4. مقاله خیلی مفید بود. یک سوال داشتم راجع به ‘set up’. آیا میشه به جای اون از ‘establish’ هم استفاده کرد؟ تفاوتشون چیه؟

    1. سلام علی عزیز. بله، هر دو می‌توانند در معنای ‘تأسیس کردن’ یا ‘راه‌اندازی کردن’ به کار روند، اما تفاوت‌های ظریفی دارند. ‘Set up’ کاربرد وسیع‌تری دارد و می‌تواند شامل راه‌اندازی یک جلسه، یک سیستم، یا حتی یک شخص برای یک کار باشد. ‘Establish’ بیشتر بر روی بنیان‌گذاری دائمی و رسمی‌تر تمرکز دارد، مثلاً ‘establish a company’ یا ‘establish a rule’. در بیشتر موارد کاری، ‘set up’ طبیعی‌تر و رایج‌تر است.

  5. ممنون از این مقاله جامع. یه نکته ای که من خودم همیشه باهاش مشکل داشتم این بود که کدوم فریزال ورب جدا میشه و کدوم نه. مثلاً ‘bring up’ رو میشه گفت ‘bring it up’ ولی ‘look into’ رو نه. اگه یه راهنما برای این هم می‌ذاشتید عالی بود.

    1. مریم جان، نکته بسیار مهمی را اشاره کردید! بله، ‘separable’ (جداشونده) و ‘inseparable’ (جدانشدنی) بودن فریزال ورب‌ها یکی از چالش‌های اصلی است. متاسفانه قانون کلی و ساده‌ای برای تشخیص همه آن‌ها وجود ندارد و بیشتر به تمرین و حفظ کردن برمی‌گردد. با این حال، به طور کلی، اگر فریزال ورب ‘transitive’ (متعدی) باشد و مفعول آن یک ضمیر (مثل it, them) باشد، معمولاً جدا می‌شود (مثلاً ‘pick it up’). اما اگر مفعول اسم باشد، هم می‌توان جدا کرد و هم نکرد (‘pick up the book’ یا ‘pick the book up’). در مقالات آینده حتماً بیشتر به این موضوع می‌پردازیم.

  6. خدایی این فریزال ورب‌ها از سخت‌ترین قسمت‌های زبان انگلیسیه! مخصوصاً چون معنی فعل اصلی با حرف اضافه کلاً فرق می‌کنه. ممنون که اینا رو برای ما جدا کردید.

  7. سلام، من ‘call off’ رو توی یک فیلم شنیده بودم و به معنی ‘لغو کردن’ بود. اینجا هم همون معنی رو داره؟ میشه برای کنسل کردن یه جلسه هم استفاده بشه؟

    1. سلام الهام جان. بله، کاملاً درسته. ‘Call off’ به معنای ‘لغو کردن’ یا ‘کنسل کردن’ است و بسیار رایج است که برای لغو کردن یک جلسه، قرار ملاقات، یا حتی یک رویداد بزرگ‌تر استفاده شود. مثلاً: ‘We had to call off the meeting due to an emergency.’

  8. مثال‌های کاربردیتون واقعاً به فهم بهتر کمک می‌کنه. اگه برای هر کدوم، یه مثال دیگه هم می‌ذاشتید که هم مفعولش ضمیر باشه و هم اسم، خیلی بهتر بود.

    1. رضا جان، پیشنهاد بسیار خوبی است. سعی می‌کنیم در نسخه‌های بعدی مقالات یا در قالب مثال‌های بیشتر در بخش نظرات، این مورد را در نظر بگیریم. هدف ما همیشه ارائه محتوایی است که به بهترین شکل نیازهای شما را برطرف کند.

  9. ممنون از مقاله خوبتون. می‌خواستم بپرسم ‘take on’ دقیقا چه فرقی با ‘accept’ یا ‘undertake’ داره؟

    1. فاطمه عزیز، تفاوت‌های ظریفی دارند. ‘Take on’ بیشتر به معنای ‘قبول مسئولیت’ یا ‘عهده‌دار شدن یک کار یا چالش’ است که اغلب نیازمند تلاش و تعهد است. مثلاً ‘take on a new project’ یا ‘take on more responsibility’. در حالی که ‘accept’ معنای عمومی‌تر ‘پذیرفتن’ دارد و ‘undertake’ کمی رسمی‌تر بوده و بیشتر به شروع یک کار یا پروژه بزرگ و رسمی اشاره دارد. ‘Take on’ در مکالمات کاری روزمره بسیار طبیعی‌تر و رایج‌تر است.

  10. اینا رو که یاد بگیری واقعاً حرفه‌ای‌تر به نظر میای و اعتماد به نفست میره بالا. مرسی که اینقدر خوب توضیح دادید.

  11. سلام. ‘Work out’ رو من بیشتر به معنی ‘ورزش کردن’ می‌شناختم، اینجا به معنی ‘حل کردن مشکل’ یا ‘نتیجه دادن’ اومده. این دوتا چقدر با هم فرق دارن؟ ‘Figure out’ هم شبیه ‘work out’ نیست؟

    1. سلام پرویز جان. بله، ‘work out’ چندین معنی دارد. در کنار ‘ورزش کردن’، در محیط کار معمولاً به معنای ‘حل کردن یک مشکل’، ‘به نتیجه رسیدن’ یا ‘خوب پیش رفتن’ است. مثلاً: ‘I hope things work out for you’ یا ‘We need to work out a solution’. ‘Figure out’ بیشتر به معنای ‘کشف کردن’ یا ‘فهمیدن’ چیزی پس از فکر کردن است، مثلاً ‘I can’t figure out how to do this’. هر دو در زمینه حل مشکل می‌توانند همپوشانی داشته باشند اما با تاکیدات کمی متفاوت.

  12. من با ‘deal with’ خیلی مشکل دارم! همیشه یادم میره حرف اضافه‌اش ‘with’ هست. مقاله شما کمک کرد که بیشتر بهش توجه کنم.

    1. شقایق جان، این چالش برای بسیاری از زبان‌آموزان رایج است. بهترین راه برای به خاطر سپردن حرف اضافه‌های صحیح، تمرین مداوم و ساختن جملات متعدد در ذهن یا روی کاغذ است. سعی کنید جملاتی با ‘deal with’ در مورد کارهای روزمره خودتان بسازید تا ملکه ذهنتان شود.

  13. محتواتون همیشه درجه یکه. این لیست فریزال ورب‌ها که برای بیزینس جمع آوری کردید واقعاً کاربردیه. منتظر لیست‌های بعدی در زمینه‌های دیگه هستیم!

    1. کامیار عزیز، از حمایت و بازخورد مثبت شما سپاسگزاریم. خوشحالیم که محتوای ما برایتان مفید است. حتماً در برنامه‌های آینده، لیست‌های مشابهی را برای سایر زمینه‌ها نیز منتشر خواهیم کرد.

  14. یکی از همکارام دیروز گفت ‘I need to go over the report’. اینجا ‘go over’ یعنی ‘بررسی کردن’؟

    1. ژاله جان، بله کاملاً درست متوجه شدید. ‘Go over’ در این جمله به معنای ‘بررسی دقیق کردن’، ‘بازبینی کردن’ یا ‘مرور کردن’ است. یکی از پرکاربردترین فریزال ورب‌ها در محیط کار برای اشاره به مطالعه یا بررسی دقیق اسناد یا اطلاعات است.

  15. یکی از سختی‌های فریزال ورب‌ها اینه که معنی فعل اصلی رو کلاً تغییر میدن. مثلاً ‘look’ میشه نگاه کردن، ولی ‘look into’ میشه تحقیق کردن! واقعاً باید حفظ کرد.

    1. محسن عزیز، نکته‌ای که به آن اشاره کردید بسیار دقیق و درست است. همین تغییر معنی باعث جذابیت و در عین حال چالش‌برانگیز بودن فریزال ورب‌ها می‌شود. بله، بهترین راه برای تسلط بر آن‌ها، یادگیری در بافتار و تمرین مداوم است. به جای حفظ کردن تک‌تک کلمات، سعی کنید آن‌ها را در جملات کامل و کاربردی بیاموزید.

  16. سلام. ممنون از مقاله خوبتون. اگه امکان داره برای فریزال ورب‌های مهم، فایل صوتی تلفظ رو هم بذارید خیلی عالی میشه. من با تلفظ ‘carry out’ مشکل دارم.

    1. سلام نسترن جان. پیشنهاد شما برای اضافه کردن فایل صوتی تلفظ بسیار ارزشمند است و حتماً این موضوع را برای بهبود تجربه کاربران در نظر خواهیم گرفت. تا آن زمان، می‌توانید از دیکشنری‌های آنلاین معتبری مانند Cambridge یا Oxford استفاده کنید که تلفظ بریتیش و آمریکایی را ارائه می‌دهند. برای ‘carry out’، تاکید روی ‘carry’ است.

  17. با این مقاله اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم برای استفاده از این عبارات توی ایمیل‌ها و جلساتم. مخصوصاً ‘point out’ و ‘stand out’ خیلی کاربردی هستند.

  18. تفاوت ‘bring up’ با ‘mention’ چیه؟ فکر کنم هر دو به معنی مطرح کردن باشن.

    1. پریسا عزیز، هر دو می‌توانند به معنای ‘مطرح کردن’ باشند اما با تفاوت‌های جزئی. ‘Bring up’ اغلب به معنای ‘آغاز کردن یک بحث’ یا ‘پیش کشیدن یک موضوع’ است که ممکن است نیاز به بررسی یا واکنش داشته باشد (مثلاً: ‘She brought up a good point’). ‘Mention’ بیشتر به معنای ‘اشاره کردن کوتاه و گذرا’ به چیزی است (مثلاً: ‘He mentioned the meeting briefly’). ‘Bring up’ معمولاً قوی‌تر و با اهمیت بیشتری است.

  19. من ‘lay off’ رو متاسفانه زیاد شنیدم این روزا، امیدوارم کسی تجربه نکنه. ممنون که معنی دقیقش رو گذاشتید.

    1. آرمان جان، بله متاسفانه ‘lay off’ واژه‌ای است که در شرایط اقتصادی دشوار زیاد به کار می‌رود. یادگیری آن برای درک بهتر اخبار و مکالمات کاری ضروری است، هرچند امیدواریم هیچ‌کس مجبور به تجربه آن نباشد.

  20. با تشکر از تیم Englishvocabulary.ir. لطفاً مقالات بیشتری در مورد Idioms و Collocations در محیط کار هم بذارید.

    1. سحر عزیز، حتماً! ما همیشه به دنبال پاسخگویی به نیازهای شما هستیم. پیشنهاد شما برای Idioms و Collocations در محیط کار بسیار عالی است و در برنامه محتوایی ما قرار خواهد گرفت. از اینکه با ما همراه هستید سپاسگزاریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *