- آیا تا به حال در مکالمهای به زبان انگلیسی گیر افتادهاید چون نمیدانستید به `بچه حیوانات به انگلیسی` چه میگویند؟
- آیا از اینکه مجبورید همیشه از عبارت کلی “baby animal” استفاده کنید و دقیق نباشید، خسته شدهاید؟
- آیا این اصطلاحات انگلیسی برایتان گیجکننده به نظر میرسند و باعث `اضطراب زبان` شما میشوند؟
- آیا دوست دارید دایره لغات انگلیسی خود را در مورد حیوانات گسترش دهید و طبیعیتر صحبت کنید؟
در این راهنمای جامع، ما به طور ساده و گام به گام، موضوع “بچههای حیوانات” در زبان انگلیسی را بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در بیان نام دقیق `بچه حیوانات به انگلیسی` دچار اشتباه نشوید و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید.
| حیوان مادر (Mother Animal) | بچه حیوان (Baby Animal) | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| Dog | Puppy / Pup | سگ / توله سگ |
| Cat | Kitten | گربه / بچه گربه |
| Sheep | Lamb | گوسفند / بره |
| Cow | Calf | گاو / گوساله |
| Horse | Foal | اسب / کرّه اسب |
| Pig | Piglet | خوک / بچه خوک |
چرا یادگیری نام بچههای حیوانات در انگلیسی اینقدر مهم است؟
شاید در نگاه اول، یادگیری نامهای خاص برای بچههای حیوانات کمی دشوار یا حتی غیرضروری به نظر برسد. “Baby dog” یا “baby cat” که هم کار راه میاندازد، درست است؟ اما حقیقت این است که استفاده از واژگان دقیق، نه تنها نشاندهنده تسلط بیشتر شما به زبان انگلیسی است، بلکه ارتباطات شما را نیز غنیتر و طبیعیتر میکند. تصور کنید در حال تماشای یک مستند حیات وحش هستید یا داستانی برای کودکی تعریف میکنید؛ در این حالت، استفاده از کلماتی مانند “puppy” به جای “baby dog” یا “lamb” به جای “baby sheep”، تأثیرگذاری و وضوح کلام شما را چندین برابر میکند.
یادگیری این واژگان به شما کمک میکند تا:
- دقیقتر صحبت کنید: تفاوت ظریفی بین گفتن “baby animal” و استفاده از نام خاص آن وجود دارد که نشاندهنده دقت شماست.
- طبیعیتر به نظر برسید: بومیزبانان انگلیسی به ندرت از “baby dog” استفاده میکنند. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند مانند یک بومیزبان صحبت کنید.
- اعتماد به نفس بیشتری کسب کنید: هر چه دایره لغات شما غنیتر باشد، در موقعیتهای مختلف مکالمهای، احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.
- مهارت شنیداری خود را تقویت کنید: با شنیدن این کلمات در فیلمها، آهنگها و مکالمات، بهتر متوجه منظور گوینده میشوید.
رایجترین بچههای حیوانات در انگلیسی (و کاربرد آنها)
در این بخش، به بررسی نامهای متداول برای بچههای حیوانات میپردازیم. نگران نباشید اگر تعداد آنها زیاد به نظر میرسد؛ با تمرین و تکرار، این کلمات به زودی بخشی طبیعی از واژگان شما خواهند شد.
سگ و بچهاش: `Pup` و `Puppy`
وقتی صحبت از سگها به میان میآید، دو کلمه رایج برای اشاره به بچههای آنها وجود دارد: `Puppy` و `Pup`. کلمه `Puppy` بسیار رایجتر و رسمیتر است، در حالی که `Pup` کمی خودمانیتر و کوتاهتر است، اما هر دو به معنی “توله سگ” هستند.
- Puppy: به توله سگ کوچک و جوان اطلاق میشود.
- Pup: میتواند برای اشاره به توله سگ یا حتی بچههای بعضی از پستانداران دریایی (مانند فوک) نیز به کار رود، اما در مورد سگها مترادف با `Puppy` است.
مثالها:
- ✅ The puppy is playing with a ball. (توله سگ دارد با توپ بازی میکند.)
- ❌ The baby dog is playing with a ball. (این جمله غلط نیست اما طبیعی نیست و کمتر استفاده میشود.)
- ✅ Our dog just had a litter of five pups. (سگ ما تازه پنج توله به دنیا آورده است.)
- ✅ I saw a cute puppy at the pet store. (یک توله سگ بامزه در پتشاپ دیدم.)
گربه و بچهاش: `Kitten`
برای گربهها، یک کلمه بسیار محبوب و شناختهشده وجود دارد: `Kitten`. این کلمه به “بچه گربه” اشاره دارد و معمولاً تا زمانی که گربه کاملاً بالغ نشده باشد، استفاده میشود.
مثالها:
- ✅ The kitten is sleeping peacefully on the sofa. (بچه گربه روی کاناپه آرام خوابیده است.)
- ❌ The baby cat is sleeping peacefully on the sofa.
- ✅ She adopted a black kitten from the shelter. (او یک بچه گربه سیاه از پناهگاه به سرپرستی گرفت.)
- ✅ Kittens love to play with yarn. (بچه گربهها عاشق بازی با کاموا هستند.)
گوسفند و بچهاش: `Lamb`
برای اشاره به “بره”، یعنی بچه گوسفند، از کلمه `Lamb` استفاده میشود. این کلمه هم برای برههای نر و هم برای برههای ماده به کار میرود و یکی از پرکاربردترین واژگان در مورد دامپروری یا طبیعت است.
مثالها:
- ✅ A young lamb was grazing in the field. (یک بره جوان در مرتع چرا میکرد.)
- ❌ A young baby sheep was grazing in the field.
- ✅ The shepherd carefully carried the newborn lamb. (چوپان با دقت بره تازه متولد شده را حمل کرد.)
- ✅ Lambs are known for their playful nature. (برهها به طبیعت بازیگوش خود معروف هستند.)
گاو و بچهاش: `Calf`
بچه گاو را “گوساله” مینامیم که در انگلیسی معادل `Calf` است. این کلمه نیز هم برای گوسالههای نر و هم برای گوسالههای ماده استفاده میشود.
مثالها:
- ✅ The cow was protecting her calf from the wolves. (گاو از گوسالهاش در برابر گرگها محافظت میکرد.)
- ❌ The cow was protecting her baby cow from the wolves.
- ✅ A newborn calf can stand within an hour of birth. (یک گوساله تازه متولد شده میتواند ظرف یک ساعت پس از تولد بایستد.)
- ✅ Calves are often raised for dairy or meat. (گوسالهها اغلب برای لبنیات یا گوشت پرورش داده میشوند.)
اسب و بچهاش: `Foal`
بچه اسب را “کُرّه اسب” مینامند و در انگلیسی از کلمه `Foal` برای آن استفاده میشود. این کلمه نیز جنسیت خاصی ندارد و برای کُرّه اسبهای نر و ماده به کار میرود.
مثالها:
- ✅ A beautiful foal galloped across the pasture. (یک کُرّه اسب زیبا در مرتع تاخت.)
- ❌ A beautiful baby horse galloped across the pasture.
- ✅ The mare stayed close to her foal. (مادیان نزدیک کُرّه خود ماند.)
خوک و بچهاش: `Piglet`
برای “بچه خوک” یا “خوکچه”، کلمه `Piglet` استفاده میشود. پسوند “-let” اغلب در انگلیسی برای اشاره به نسخههای کوچک یا بچههای حیوانات به کار میرود.
مثالها:
- ✅ The mother pig had a litter of ten tiny piglets. (خوک مادر ده بچه خوک کوچک داشت.)
- ❌ The mother pig had a litter of ten tiny baby pigs.
- ✅ Piglets are very cute and playful. (بچهخوکها بسیار بامزه و بازیگوش هستند.)
بز و بچهاش: `Kid`
بچه بز را “بزغاله” میگویند که در انگلیسی با کلمه `Kid` شناخته میشود. نکته جالب این است که کلمه `Kid` برای اشاره به “بچه انسان” (فرزند) نیز به طور غیررسمی استفاده میشود. پس، مراقب باشید که در چه بافتی از این کلمه استفاده میکنید!
مثالها:
- ✅ The baby goat, also known as a kid, playfully jumped around. (بزغاله، که به آن کید هم میگویند، با بازیگوشی به اطراف میپرید.)
- ✅ Goats usually give birth to one or two kids at a time. (بزها معمولاً هر بار یک یا دو بزغاله به دنیا میآورند.)
پرندگان و بچههایشان: `Chick`, `Fledgling`, `Nestling`
برای پرندگان، اصطلاحات کمی متنوعتر هستند:
- Chick: این کلمه عمومیترین اصطلاح برای “جوجه” است، به ویژه برای جوجه مرغ.
- Nestling: به جوجهای گفته میشود که هنوز در لانه است و قادر به پرواز نیست.
- Fledgling: به جوجهای گفته میشود که تازه پر درآورده و آماده پرواز کردن یا تازه پرواز را شروع کرده است.
مثالها:
- ✅ The hen was surrounded by her fluffy chicks. (مرغ با جوجههای پشمالویش احاطه شده بود.)
- ✅ We found a nestling that had fallen from its nest. (ما یک جوجهای پیدا کردیم که از لانهاش افتاده بود.)
- ✅ The fledgling took its first wobbly flight. (جوجهای که تازه پر درآورده بود، اولین پرواز لرزان خود را انجام داد.)
تفاوتهای ظریف و نکات مهم
یادگیری واژگان تنها بخشی از ماجراست. درک کاربردها و تفاوتهای ظریف نیز برای تسلط بر این کلمات ضروری است.
جمع بستن نام بچههای حیوانات
اکثر این کلمات مانند اسمهای عادی در انگلیسی جمع بسته میشوند. فقط کافی است یک “s” به انتهای آنها اضافه کنید:
- Puppy -> Puppies (y به ies تغییر میکند)
- Kitten -> Kittens
- Lamb -> Lambs
- Calf -> Calves (f به ves تغییر میکند)
- Foal -> Foals
- Piglet -> Piglets
- Kid -> Kids
- Chick -> Chicks
همانطور که میبینید، تنها `Puppy` و `Calf` قوانین کمی متفاوت دارند که با تمرین به راحتی به خاطر سپرده میشوند.
تفاوتهای آمریکایی و بریتانیایی
برای کلماتی که در این مقاله بررسی کردیم (Puppy, Kitten, Lamb, Calf, Foal, Piglet, Kid, Chick)، تفاوت عمدهای بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وجود ندارد. این کلمات در هر دو گویش به طور یکسان استفاده میشوند. این خبر خوبی است، چون نیازی به یادگیری دو کلمه مختلف ندارید!
غلبه بر اضطراب یادگیری
یادگیری زبان جدید میتواند گاهی اوقات دلهرهآور باشد، به خصوص وقتی با واژگان و قوانین جدیدی روبرو میشوید. اما نگران نباشید! این حس کاملاً طبیعی است و با استراتژیهای درست میتوانید بر آن غلبه کنید و از فرآیند یادگیری لذت ببرید.
- شروع کوچک: لازم نیست همه چیز را یکباره یاد بگیرید. با چهار پنج کلمه رایجتر شروع کنید (مثل Puppy, Kitten, Lamb, Calf) و وقتی در آنها مسلط شدید، به سراغ بقیه بروید.
- تمرین مداوم و گوش دادن فعال: سعی کنید این کلمات را در متون انگلیسی، فیلمها، مستندات و پادکستها شناسایی کنید. هر چه بیشتر بشنوید و بخوانید، راحتتر در ذهن شما جای میگیرند.
- استفاده از فلشکارتها و بازیها: برای یادگیری و تکرار این واژگان، فلشکارتهای تصویری درست کنید. میتوانید از بازیهای آنلاین یا اپلیکیشنهای آموزشی نیز برای تمرین استفاده کنید.
- جملهسازی: سعی کنید با هر کلمه، حداقل یک یا دو جمله بسازید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد کلمات را در بافت واقعی به خاطر بسپارید.
به یاد داشته باشید، هر قدم کوچکی که برمیدارید، شما را به هدف بزرگتان نزدیکتر میکند. به خودتان افتخار کنید و دلسرد نشوید!
افسانهها و اشتباهات رایج
برای جلوگیری از سردرگمی، بیایید به چند تصور غلط و اشتباه رایج در مورد نام بچههای حیوانات نگاهی بیندازیم:
۱. استفاده از “Baby” برای همه حیوانات
بزرگترین و رایجترین اشتباه، استفاده از فرمول “baby + [animal]” برای همه حیوانات است. اگرچه در برخی موارد (مانند “baby bird” یا “baby elephant”) قابل قبول است، اما در بسیاری از موارد دیگر، نامهای خاصی وجود دارد که استفاده از آنها صحیحتر و طبیعیتر است.
- ❌ Baby dog (به جای Puppy / Pup)
- ❌ Baby cat (به جای Kitten)
- ❌ Baby sheep (به جای Lamb)
- ❌ Baby cow (به جای Calf)
استفاده از “baby” به عنوان صفت قبل از نام حیوان، معمولاً برای حیواناتی است که نام خاصی برای فرزندشان در انگلیسی ندارند یا نام خاص آنها کمتر شناخته شده است. اما در مورد حیوانات رایج، همیشه سعی کنید از کلمات دقیق استفاده کنید.
۲. فرض کردن قوانین یکسان برای همه
برخی زبانآموزان ممکن است فکر کنند که یک قانون کلی (مثلاً اضافه کردن “-let” یا “-y”) برای نامگذاری بچههای همه حیوانات وجود دارد. اما همانطور که دیدیم، اینطور نیست. هر حیوان میتواند نام خاص خود را داشته باشد و تنها راه یادگیری آنها، حفظ کردن و تمرین است.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. چرا نام بچههای حیوانات اینقدر متفاوت است و از قانون خاصی پیروی نمیکند؟
این تفاوتها ریشه در تاریخچه زبان انگلیسی و نحوه تکامل آن دارد. بسیاری از این کلمات، ریشههای باستانی از زبانهای آلمانی، نورس باستان یا فرانسوی دارند و در طول قرنها به شکل کنونی خود رسیدهاند. این کلمات بخشی از میراث زبانی هستند که باعث غنای زبان انگلیسی شدهاند، نه یک قانون مدرن.
۲. آیا میتوانم همیشه از “baby + [حیوان]” استفاده کنم و مشکلی پیش نمیآید؟
در اکثر مواقع، منظور شما فهمیده میشود، اما این کار ممکن است مکالمه شما را کمی غیرطبیعی یا ابتدایی جلوه دهد. برای بهبود روان بودن و دقت در انگلیسی، توصیه میشود نامهای خاص بچههای حیوانات را یاد بگیرید و استفاده کنید.
۳. بهترین راه برای یادگیری این لغات چیست؟
بهترین راه ترکیب یادگیری فعال و قرار گرفتن در معرض زبان است. از فلشکارتها، اپلیکیشنها، ساخت جمله، تماشای مستندات حیات وحش و خواندن کتابهای انگلیسی استفاده کنید. سعی کنید آنها را در مکالمات خود به کار ببرید. هر چه بیشتر با این کلمات درگیر شوید، سریعتر آنها را به خاطر میسپارید.
۴. آیا یادگیری نام بچههای همه حیوانات ضروری است؟
خیر، ضروری نیست که نام بچههای همه حیوانات نادر را بدانید. با تمرکز بر حیوانات رایجتر که در زندگی روزمره یا متون عمومی بیشتر به آنها برمیخورید (مانند سگ، گربه، گاو، گوسفند، اسب)، میتوانید پیشرفت قابل توجهی داشته باشید و دایره لغات کاربردی خود را گسترش دهید.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! اکنون شما به دانش ارزشمندی در مورد نام `بچه حیوانات به انگلیسی` دست یافتهاید. با یادگیری کلماتی مانند `Puppy`، `Kitten`، `Lamb`، و `Calf`، نه تنها دایره واژگان خود را غنیتر کردهاید، بلکه گامی بزرگ به سوی صحبت کردن طبیعیتر و دقیقتر در انگلیسی برداشتهاید.
به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد. با صبر، تمرین و کنجکاوی، میتوانید بر چالشها غلبه کرده و به اهداف خود دست یابید. این پیشرفت را جشن بگیرید و به خودتان افتخار کنید. ادامه دهید، شما در مسیر درستی هستید!



چقدر عالی! همیشه برای من سوال بود که به بچه گربه یا توله سگ چی میگن و مجبور بودم بگم baby cat. الان کامل متوجه شدم. ممنون از مطلب خوبتون!
خواهش میکنم سارا! خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده تا اصطلاحات دقیقتر رو یاد بگیرید. استفاده از ‘kitten’ و ‘puppy’ قطعاً مکالمه انگلیسی شما رو طبیعیتر و دقیقتر میکنه. در مسیر یادگیری زبان موفق باشید!
خیلی ممنون از این مطلب مفید. من همیشه با اینا مشکل داشتم. میشه در مورد بچه حیوانات دیگه مثل جوجه (chick) یا بچه خرس (cub) هم یه مقاله بذارید؟
بله، حتماً علی! پیشنهاد شما عالیه. ما در حال برنامهریزی برای مقالات آینده هستیم که شامل اسامی بچههای حیوانات بیشتری مثل ‘chick’، ‘cub’ و موارد مشابه خواهد بود. با ما همراه باشید!
ممنون بابت این آموزش جامع. میخواستم بپرسم ‘pup’ و ‘puppy’ چه فرقی دارن؟ آیا ‘pup’ بیشتر محاوره ایه؟
سوال خیلی خوبیه مریم! ‘Pup’ در واقع نسخه کوتاهتر و کمی غیررسمیتر از ‘puppy’ هست، اما هر دو به طور رایج استفاده میشن. همچنین ‘pup’ میتونه به بچههای حیوانات دیگری مثل فوک یا گرگ هم اطلاق بشه.
وای چقدر این مشکل ‘اضطراب زبان’ رو درک میکنم! یه بار تو یه مکالمه گیر کردم و هی میگفتم baby horse، اونم متوجه نمیشد چی میگم. الان فهمیدم باید از ‘foal’ استفاده میکردم. مرسی!
رضا جان کاملاً درک میکنیم! این یک تجربه رایج برای زبانآموزانه. دقیقاً به همین دلیل یادگیری این اصطلاحات خاص مثل ‘foal’ بسیار ارزشمنده. این کار اعتماد به نفس شما رو بالا میبره و ارتباطتون رو واضحتر میکنه.
خیلی جالبه که Calf هم برای گوساله استفاده میشه، هم برای بچه فیل و بعضی حیوانات دیگه. اینو نمیدونستم. مثلاً baby elephant رو همیشه شنیده بودم.
بله فاطمه، کاملاً درست میگید! ‘Calf’ در واقع برای بچههای چندین پستاندار بزرگتر، از جمله گاو، فیل، نهنگ و حتی اسب آبی استفاده میشه. این یک مثال عالی از کاربرد یک کلمه انگلیسی برای گونههای مختلف حیوانیه.
آیا این کلمات هم جمع بسته میشن؟ مثلاً برای چند تا توله سگ، میگیم Puppies؟ یا یه شکل خاصی داره؟
بله حمید، این کلمات هم از قوانین جمع بستن استاندارد انگلیسی پیروی میکنن! بنابراین، جمع ‘puppy’ میشه ‘puppies’ (y تبدیل به ies میشه). برای ‘kitten’ میشه ‘kittens’. ‘Lamb’ میشه ‘lambs’، و ‘calf’ میشه ‘calves’ (f تبدیل به ves میشه).
این مطلب خیلی کاربردیه. من همیشه Lamb و Calf رو با هم قاطی میکردم. الان دیگه یه ترفند یادآوری برای خودم پیدا کردم. ممنون!
خوشحالیم که نسترن! پیدا کردن ترفندهای شخصی برای یادگیری واژگان یک استراتژی فوقالعاده است. با تمرین بیشتر، این کلمات برای شما طبیعیتر خواهند شد.
خیلی خوب توضیح داده بودید. به خصوص قسمت اهمیت یادگیری این کلمات. واقعاً فرق میکنه وقتی طبیعی صحبت میکنیم.
این قسمت ‘piglet’ خیلی برام جالب بود. تا حالا نشنیده بودم. یعنی ‘pig’ به معنی خوک و ‘let’ که پسوند کوچککننده هست؟
آرزو شما خیلی نکتهسنج هستید! مشاهده شما کاملاً درسته. پسوند ‘-let’ به معنی چیز کوچک یا نسخه جوان چیزی هست، درست مثل ‘piglet’ (خوک کوچک) یا ‘booklet’ (کتابچه).
آیا ‘foal’ فقط برای اسب استفاده میشه یا برای الاغ و گورخر هم کاربرد داره؟
سوال عالیه فرشید! ‘Foal’ یک اصطلاح کلی برای بچههای حیوانات تکسمی (equine) هست که شامل اسبها، الاغها و گورخرها میشه. پس بله، برای همه اینها کاربرد داره!
من کلمه ‘kitten’ رو توی کارتونهای انگلیسی خیلی شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان به لطف این مقاله متوجه شدم. واقعاً کمککننده بود.
چه عالی، نازنین! شنیدن کلمات در محیطهایی مثل کارتونها روش فوقالعادهای برای آشنایی با واژگان جدیده. درک معنی دقیق اونها این تجربهها رو حتی غنیتر میکنه.
مطلب خیلی خوبی بود، مرسی از تیم Englishvocabulary.ir.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. در مورد بچه مرغ یا اردک چی؟ اونا هم اسم خاصی دارن؟
بله ستاره، قطعاً! بچه مرغ ‘chick’ و بچه اردک ‘duckling’ نامیده میشه. پسوند ‘-ling’ هم، مثل ‘duckling’، نشاندهنده نسخه جوان یا کوچک یک چیزه. در مطالب آینده به این موارد هم خواهیم پرداخت!
واقعاً جالبه که بعضی از این کلمات مثل ‘lamb’ یا ‘calf’ اینقدر متفاوتن از اسم مادرشون. ریشه این تفاوتها چیه؟
این یک مشاهده بسیار جذابه کوروش! اغلب، این تفاوتها در نام بچههای حیوانات از تحولات زبانی تاریخی، از جمله ریشههای انگلیسی باستان یا تأثیرات سایر زبانها نشأت میگیره که منجر به ایجاد کلمات متمایز برای فرزندان شده.
من خودم یه Puppy دارم و همیشه مجبور بودم به انگلیسی بگم baby dog. از این به بعد با افتخار میگم Puppy! ممنون از توضیحات عالی.
چه عالی الهام! خیلی خوشحالیم که مقاله ما به شما کمک کرده تا از واژه صحیح و طبیعیتر برای دوست پشمالوتون استفاده کنید. از ‘puppy’ گفتن لذت ببرید!
این مطالب باعث میشه آدم انگیزه پیدا کنه زبان بخونه. دمتون گرم!
پس الان اگه بخوام بگم ‘یه بره بامزه دیدم’، باید بگم ‘I saw a cute lamb’؟ درسته؟
کاملاً درسته سمیرا! این بهترین و طبیعیترین راه برای گفتنشه. ‘I saw a cute lamb’ صحیح و سلیس است. آفرین!
مقاله عالی بود و به خصوص برای کسانی که میخوان انگلیسی رو مثل native speakerها صحبت کنن خیلی مهمه. سعی کنیم دایره لغاتمون رو مدام گسترش بدیم.
با شما کاملاً موافقیم حسام! گسترش دایره واژگان با این اصطلاحات خاص، گام مهمی به سمت طبیعیتر و روانتر صحبت کردن در انگلیسیه. تشویق شما به سایر خوانندگان بسیار ارزشمنده!
من همیشه فکر میکردم ‘kid’ فقط به معنی بچه انسانه، اما دیدم برای بچه بز هم استفاده میشه. آیا این درسته؟
بله مژگان، مشاهده شما کاملاً درسته! در زبان انگلیسی، ‘kid’ هم به معنی بچه انسان و هم به معنی بچه بز استفاده میشود. این یک مثال دیگر از کلماتی با معانی چندگانه در انگلیسی است.
میشه لطفاً تلفظ این کلمات رو هم در مقالاتتون قرار بدید؟ مثلاً Calf رو نمیدونم چجوری تلفظ کنم.
ممنون از پیشنهاد خوبتون آرمین! حتماً این نکته رو برای بهبود مقالات آینده در نظر میگیریم. در مورد ‘calf’، تلفظ اون /kɑːf/ هست (مثل کاف در فارسی با کمی کشیدگی). حرف ‘l’ در اینجا صامت و بیصداست.