- آیا تا به حال در یک فروشگاه لوازم هنری یا گالری بینالمللی بودهاید و برای پیدا کردن **وسایل نقاشی به انگلیسی** دچار لکنت زبان شدهاید؟
- آیا تماشای آموزشهای یوتیوب برایتان سخت است چون تفاوت بین **Palette knife** و **Putty knife** را نمیدانید؟
- آیا نگران این هستید که در یک کلاس هنری به زبان انگلیسی، منظور استاد را درباره **تکنیکهای ترکیب رنگ** اشتباه متوجه شوید؟
یادگیری واژگان تخصصی هنر نه تنها اعتماد به نفس شما را در محیطهای آکادمیک و هنری افزایش میدهد، بلکه پنجرهای جدید به سوی منابع آموزشی دست اول دنیا میگشاید. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات مربوط به وسایل نقاشی به انگلیسی را از سطح مبتدی تا پیشرفته بررسی میکنیم تا دیگر هرگز در نام بردن ابزارهای مورد علاقهتان دچار اشتباه نشوید.
| نام فارسی | معادل انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| بوم نقاشی | Canvas | I need a stretched canvas for my oil painting. |
| قلممو | Paintbrush | Wash your paintbrushes after using acrylics. |
| سهپایه نقاشی | Easel | Set the easel near the window for better light. |
| کاردک | Palette knife | He uses a palette knife to create texture. |
بوم و سطوح نقاشی (Surfaces and Supports)
اولین قدم در شروع یک اثر هنری، انتخاب سطح مناسب است. در زبان انگلیسی به این سطوح Support یا Surface میگویند. بسیاری از زبانآموزان به اشتباه برای هر سطحی از کلمه Paper استفاده میکنند، اما دنیای هنر واژگان دقیقتری دارد.
انواع بوم (Canvas Types)
- Stretched Canvas: بومی که روی چهارچوب چوبی کشیده شده و آماده نقاشی است.
- Canvas Board / Panel: بومی که روی یک مقوای سخت چسبانده شده و فضای کمتری اشغال میکند.
- Canvas Roll: بوم متری که هنرمندان حرفهای خودشان آن را برش داده و روی چهارچوب میکشند.
- Primed Canvas: بومی که قبلاً با لایه زیرسازی (Gesso) پوشانده شده است.
کاغذها و مقواها (Papers and Pads)
اگر با آبرنگ یا مداد کار میکنید، باید این واژگان را بدانید:
- Watercolor Paper: کاغذ مخصوص آبرنگ که معمولاً ضخیمتر است (به وزن کاغذ Grammage میگویند).
- Sketchpad / Sketchbook: دفتر طراحی برای تمرینهای روزانه.
- Acid-free Paper: کاغذ بدون اسید که با گذشت زمان زرد و پوسیده نمیشود.
انواع قلممو و اجزای آن (Paintbrushes and Anatomy)
بسیاری از هنرجویان تصور میکنند دانستن کلمه Paintbrush کافی است، اما وقتی میخواهید یک قلمموی خاص بخرید، باید جزئیات بیشتری بدانید. از نظر روانشناسی آموزشی، یادگیری اجزای یک وسیله به شما کمک میکند تا درک عمیقتری از کاربرد آن داشته باشید.
اجزای قلممو
- Bristles / Hair: موهای قلممو که میتواند طبیعی (Natural) یا مصنوعی (Synthetic) باشد.
- Ferrule: بخش فلزی که موها را به دسته متصل میکند.
- Handle: دسته قلممو که معمولاً چوبی یا پلاستیکی است.
اشکال مختلف قلممو (Brush Shapes)
دانستن این نامها برای خرید آنلاین وسایل نقاشی به انگلیسی حیاتی است:
- Flat Brush: قلمموی تخت برای رنگآمیزی سطوح وسیع.
- Round Brush: قلمموی گرد برای جزئیات و خطوط ظریف.
- Fan Brush: قلمموی بادبزنی که برای کشیدن درخت، چمن و ابرها فوقالعاده است.
- Filbert Brush: قلمموی زبانگربهای که ترکیبی از تخت و گرد است.
- Angled Brush: قلمموی سرکج برای گوشهها و خطوط زاویهدار.
رنگها و مدیومها (Paints and Mediums)
بخش هیجانانگیز ماجرا، دنیای رنگهاست. در زبان انگلیسی تخصصی، ما فقط درباره رنگ (Color) صحبت نمیکنیم، بلکه درباره ماهیت ماده رنگی نیز بحث میکنیم.
انواع رنگ (Types of Paint)
- Oil Paint: رنگ روغن که دیر خشک میشود (Slow-drying).
- Acrylic Paint: رنگ اکریلیک که بر پایه آب است و سریع خشک میشود.
- Watercolor: آبرنگ که شفاف (Transparent) است.
- Gouache: گواش که بر خلاف آبرنگ، مات (Opaque) است.
اصطلاحات تخصصی ترکیب رنگ
برای توصیف رنگها از این فرمول استفاده کنید: [Adjective] + [Color Name]
- Primary Colors: رنگهای اصلی (قرمز، آبی، زرد).
- Secondary Colors: رنگهای ثانویه (نارنجی، سبز، بنفش).
- Pigment: رنگدانه خام که پودری است.
- Hue: خودِ ماهیت رنگ (مثلاً آبی یا قرمز).
- Value: میزان روشنی یا تیرگی یک رنگ.
- Saturation / Intensity: میزان خلوص و درخشش رنگ.
تجهیزات آتلیه و ابزارهای جانبی (Studio Gear)
یک هنرمند به چیزی فراتر از رنگ و قلم نیاز دارد. این بخش شامل وسایل نقاشی به انگلیسی است که محیط کار شما را تکمیل میکند.
- Palette: پالت یا تخته رنگ که رنگها را روی آن میریزید.
- Easel: سهپایه که در اندازههای رومیزی (Tabletop) یا ایستاده (Floor easel) وجود دارد.
- Apron: پیشبند برای جلوگیری از کثیف شدن لباس.
- Turpentine / Odorless Thinner: تربانتین یا تینر بیبو برای شستن قلمموهای رنگ روغن.
- Linseed Oil: روغن برزک که برای رقیق کردن رنگ روغن استفاده میشود.
- Varnish: وارنیش که در پایان کار برای محافظت از نقاشی روی آن زده میشود.
تفاوتهای لهجهای و اصطلاحات رسمی (US vs. UK)
زبانشناسی کاربردی به ما میگوید که تفاوتهای کوچکی در نامگذاری وسایل بین لهجه آمریکایی و بریتانیایی وجود دارد:
| مفهوم | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| رنگ (املا) | Color | Colour |
| مداد رنگی | Colored Pencils | Colouring Pencils |
| روپوش کار | Smock / Apron | Overall / Smock |
چگونه درباره نقاشی خود به انگلیسی صحبت کنیم؟
صرفاً دانستن نام وسایل نقاشی به انگلیسی کافی نیست. شما باید بتوانید از این کلمات در جمله استفاده کنید. نگران نباشید اگر در ابتدا جملاتتان ساده است؛ این بخشی از روند یادگیری است.
- I am priming the canvas with gesso. (دارم بوم را با گسو زیرسازی میکنم.)
- You should blend these two colors to get a smoother transition. (باید این دو رنگ را با هم ترکیب کنی تا انتقال نرمتری داشته باشی.)
- The paint is too thick; add some medium. (رنگ خیلی غلیظ است؛ کمی مدیوم اضافه کن.)
- ✅ درست: I paint with oils.
- ❌ نادرست: I paint with oil colors. (در انگلیسی رایج، معمولاً فقط از کلمه Oils یا Acrylics استفاده میشود.)
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل شباهتهای ساختاری یا ترجمه تحتاللفظی، دچار اشتباه میشوند:
- اشتباه در کلمه Paint: کلمه Paint هم اسم است (رنگ) و هم فعل (نقاشی کردن). اما برای طراحی با مداد هرگز از Paint استفاده نکنید؛ فعل درست Draw است.
- اشتباه در Palette: مراقب املای این کلمه باشید! آن را با Palate (سقف دهان) یا Pallet (تخته حمل بار) اشتباه نگیرید.
- تفاوت بین Shade و Tint: بسیاری فکر میکنند این دو یکی هستند. در واقع Tint یعنی اضافه کردن سفید به رنگ، و Shade یعنی اضافه کردن مشکی.
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Drawing و Painting چیست؟
Drawing معمولاً با ابزارهای خشک مثل مداد، زغال (Charcoal) یا پاستل انجام میشود و تمرکز روی خطوط است. Painting با ابزارهای خیس و مدیومهای رنگی انجام میشود.
2. به سهپایههای بزرگ که در فضای باز استفاده میشوند چه میگویند؟
به این سهپایهها French Easel یا Field Easel گفته میشود که قابلیت تاشو بودن دارند.
3. “قلممو را در آب زدن” به انگلیسی چه میشود؟
از فعل Dip استفاده میکنیم: “Dip your brush into the water.”
4. بهترین راه برای یادگیری نام وسایل تخصصی چیست؟
توصیه ما به عنوان متخصصان آموزش، تماشای ویدئوهای “Speed Painting” یا “Studio Tour” در یوتیوب است. شنیدن نام ابزار همزمان با دیدن آن، یادگیری را در حافظه تصویری شما تثبیت میکند.
نتیجهگیری (Conclusion)
یادگیری واژگان مربوط به وسایل نقاشی به انگلیسی، اولین قدم برای پیوستن به جامعه جهانی هنرمندان است. ما در این مقاله از بوم و سهپایه تا ریزترین اجزای قلممو را بررسی کردیم. به خاطر داشته باشید که اشتباه کردن بخشی از مسیر یادگیری است؛ حتی بزرگترین نقاشان جهان هم روزی نمیدانستند چطور قلممو را به دست بگیرند.
تمرین پیشنهاد ما: همین امروز لیست خریدی به زبان انگلیسی برای پروژهی هنری بعدی خود بنویسید و سعی کنید نام ابزارهایی که در خانه دارید را با برچسبهای انگلیسی مشخص کنید. این کار “اضطراب زبان” شما را به شدت کاهش میدهد و کلمات را در ذهن شما ماندگار میکند.




چقدر مقاله کاربردیای بود! همیشه موقع دیدن ویدئوهای آموزشی خارجی به مشکل میخوردم با این واژهها. تفاوت “Palette knife” و “Putty knife” برام خیلی جالب بود. ممنون از شما.
سلام، ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم تلفظ صحیح “Easel” چیه؟ خیلی شنیدم اما همیشه شک دارم.
بله امیر عزیز، تلفظ صحیح “Easel” به صورت “ایزِل” ( /ˈiːzəl/ ) هست. حرف “a” در اینجا صدای “ee” کشیده میده و استرس روی بخش اول کلمه قرار میگیره.
واقعا لازم بود این مقاله! من یه بار تو یه فروشگاه تو ترکیه دنبال “stretched canvas” بودم و نمیدونستم چی باید بگم. آخرش با اشاره فهموندم!
عالی بود! آیا برای “رنگ گواش” هم اصطلاح خاصی تو انگلیسی هست؟ یا همون “gouache paint” استفاده میشه؟
رضا جان، سوال خوبی پرسیدی. بله، معمولاً برای رنگ گواش از اصطلاح “gouache paint” یا به سادگی “gouache” استفاده میشه. این کلمه ریشهی فرانسوی داره و تلفظش هم نزدیک به همون “گواش” هست.
ممنون از توضیح خوبتون. برای “قلممو” فقط “Paintbrush” استفاده میشه یا اصطلاحات دیگهای مثل “brush” خالی هم کاربرد داره؟
مریم عزیز، هر دو کلمه “Paintbrush” و “brush” کاربرد دارند. “Paintbrush” دقیقاً به قلمموی نقاشی اشاره داره، در حالی که “brush” یک کلمهی کلیتره و میتونه شامل برس مو، برس تمیزکاری و… هم بشه. اما در بافت هنری، وقتی صحبت از نقاشی باشه، معمولاً “brush” هم به معنای قلممو استفاده میشه و مشکلی نداره.
خیلی ممنون از این اطلاعات مفید. جمع “Canvas” میشه “Canvases”؟
علی جان، دقیقاً درسته. جمع کلمه “Canvas” به صورت “Canvases” تلفظ میشه و “es” به آخرش اضافه میشه. مثل “glasses” یا “boxes”.
سلام، من تو یکی از کلاسهای آنلاین شنیدم استاد گفت “prime your canvas”. منظورش دقیقاً چی بود؟ آیا همون “gesso” زدن هست؟
نرگس گرامی، بله، “prime your canvas” دقیقاً به معنای آمادهسازی بوم برای نقاشی هست که معمولاً با زدن لایهای از “gesso” (جسو) انجام میشه تا سطح بوم برای جذب رنگ آماده بشه و رنگها بهتر روی اون بنشینند.
خیلی عالی بود! واقعاً کمک کننده است. اگه میشه یه مقاله هم در مورد انواع “paint” (آبرنگ، اکریلیک و…) و اصطلاحات مربوط بهشون بذارید.
من قبلاً فکر میکردم “Palette knife” فقط برای مخلوط کردن رنگه. تو مثال شما نوشته “to create texture”. یعنی کاربرد دیگهای هم داره؟
فاطمه جان، نکتهی بسیار مهمی رو اشاره کردی. “Palette knife” نه تنها برای ترکیب رنگ روی پالت استفاده میشه، بلکه یکی از ابزارهای فوقالعاده برای ایجاد بافت (texture) در نقاشیهای روغنی و اکریلیک هست. با استفاده از لبهها و سطح کاردک میشه بافتهای متنوع و جالبی رو به کار اضافه کرد.
سلام، تلفظ “Support” تو این زمینه که “سطح نقاشی” هست، با “حمایت کردن” متفاوته؟ استرسش کجا میفته؟
پیمان عزیز، تلفظ “Support” در این مفهوم (سطح نقاشی) با فعل “support” (حمایت کردن) یکسان هست: /səˈpɔːrt/. استرس روی بخش دوم کلمه میفته. در انگلیسی معمولاً در کلمات دو بخشی، اگر فعل باشند، استرس روی بخش دوم و اگر اسم باشند روی بخش اول میفته، اما “support” هم به عنوان اسم و هم فعل، استرسش روی بخش دومه.
واقعاً به این مقاله نیاز داشتم! آیا برای “بوم آماده نقاشی” که روش گسو خورده، اصطلاح خاصی به جز “stretched canvas” هست؟
زهرا عزیز، بله، برای بوم آماده نقاشی که گسو خورده، معمولاً از اصطلاحات “primed canvas” یا “gessoed canvas” استفاده میشه. اینها به وضوح نشان میدهند که بوم از قبل برای نقاشی آماده شده است.
یادمه یه بار تو یه فیلم مستند هنری شنیدم “easel” رو، ولی معنیشو نمیدونستم. الان فهمیدم چی بوده! مرسی از این توضیحات کامل.
برای “قلممو” چه افعالی بیشتر استفاده میشه؟ مثلاً “use a paintbrush” یا چیز دیگهای هم هست؟
الناز گرامی، برای “paintbrush” افعال مختلفی به کار میره. علاوه بر “use a paintbrush”، افعال رایج دیگهای مثل “clean a paintbrush” (قلممو رو تمیز کردن)، “load a paintbrush” (رنگ زدن به قلممو)، “dip a paintbrush” (قلممو رو فرو بردن)، و “hold a paintbrush” (قلممو رو گرفتن) هستند.
مقاله عالی بود! تفاوت “Oil paint” و “Oil pastels” چیه؟ خیلی شبیه به نظر میان ولی ابزارشون فرق داره.
کاوه جان، سوال بسیار خوبی مطرح کردی! “Oil paint” رنگ روغنی هست که به صورت مایع یا خمیری در تیوپ عرضه میشه و برای کار باهاش به قلممو و حلال (مثل تینر) نیاز داریم. اما “Oil pastels” مداد رنگی روغنی یا پاستل روغنی هست که به صورت مدادی و خشکتر هستند و بیشتر برای اسکیس و کار بافت استفاده میشن و معمولاً نیازی به قلممو یا حلال ندارند. هر دو بر پایه روغن هستند اما ابزار و تکنیک کار باهاشون متفاوته.
ممنون از مطلب مفیدتون. واقعاً جامع و کاربردی بود.
آیا “Canvas” فقط برای نقاشی استفاده میشه یا کاربردهای دیگه هم داره که باید تو انگلیسی بهش دقت کنیم؟
بهرام عزیز، “Canvas” فراتر از دنیای نقاشی هم کاربرد داره! به پارچههای ضخیم و محکم که برای ساخت چادر (canvas tent)، کفشهای کتانی (canvas shoes) و حتی برخی کیفها (canvas bag) استفاده میشه هم “canvas” گفته میشه. دقت به بافت جمله به شما کمک میکنه تا معنی صحیح رو متوجه بشید.
در مثال “Wash your paintbrushes after using acrylics.” منظور از “acrylics” همون رنگ اکریلیک هست؟
سمیرا جان، بله دقیقاً. در مثال “Wash your paintbrushes after using acrylics.” منظور از “acrylics” همان رنگهای اکریلیک (acrylic paints) هست. در زبان انگلیسی، گاهی اوقات برای اشاره به نوع خاصی از رنگ یا مواد، از شکل جمع اسم اون استفاده میشه.
“Support” برای بوم، آیا یک اصطلاح رسمی و تخصصی هست یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازش استفاده کرد؟
فرهاد گرامی، “Support” در زمینه هنر و نقاشی یک اصطلاح تخصصی و آکادمیک هست که به سطحی که اثر هنری روی آن ایجاد میشود، اطلاق میگردد. اگرچه در مکالمات روزمره هنری هم ممکن است استفاده شود، اما بیشتر در متون و مباحث تخصصیتر کاربرد دارد.
وااااای چقدر لازم بود این مقاله! دمتون گرم. همیشه مشکل داشتم با این اصطلاحات!
من همیشه “Palette knife” رو با چاقوی آشپزخونه اشتباه میگرفتم! ممنون که این تفاوت رو روشن کردید.
سعید عزیز، خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده تا تفاوتها رو بهتر درک کنید! تشخیص دقیق ابزارها نه تنها در یادگیری زبان، بلکه در درک عمیقتر تکنیکها و روشهای هنری هم نقش کلیدی داره. عالیه که همیشه در حال یادگیری هستید!