- تا به حال شده در یک جمع دوستانه بخواهید بگویید «حوصلهام سر رفته» اما به اشتباه بگویید «من آدم خستهکنندهای هستم»؟
- آیا تشخیص تفاوت صفتهای مختوم به -ed و -ing برای شما گیجکننده است و باعث میشود اعتمادبهنفس خود را در مکالمه از دست بدهید؟
- آیا میخواهید یک بار برای همیشه فرمول طلایی برای استفاده درست از کلماتی مثل Bored و Boring را یاد بگیرید؟
یادگیری گرامر زبان انگلیسی گاهی شبیه به عبور از یک هزارتو است، اما نگران نباشید؛ این چالش یکی از رایجترین دغدغههای زبانآموزان در سراسر جهان است. در این مقاله جامع، ما تفاوت bored و boring و سایر صفتهای مشابه را به زبانی بسیار ساده و با جزئیات دقیق بررسی میکنیم تا دیگر هرگز در استفاده از آنها دچار تردید نشوید و با خیالی آسوده به انگلیسی صحبت کنید.
| نوع صفت | کاربرد اصلی | مثال ساده |
|---|---|---|
| صفتهای مختوم به -ed | توصیف احساسات و وضعیت درونی یک فرد (مفعولی) | I am bored. (من حوصلهام سر رفته) |
| صفتهای مختوم به -ing | توصیف ویژگیِ یک شخص، شیء یا موقعیت (فاعلی) | The movie is boring. (فیلم خستهکننده است) |
درک عمیق تفاوت bored و boring از نگاه زبانشناسی
برای اینکه تفاوت bored و boring را به درستی درک کنیم، ابتدا باید بدانیم که این کلمات در واقع از فعل مشتق شدهاند و به آنها «صفتهای فاعلی و مفعولی» یا (Participle Adjectives) میگویند. وقتی به ریشه فعل نگاه میکنیم، متوجه میشویم که این صفتها رابطهای مستقیم با «علت» و «معلول» دارند.
صفتهای مختوم به -ed: دریافتکننده احساس
صفتهایی که به -ed ختم میشوند، نشاندهنده احساسی هستند که در فرد به وجود آمده است. در واقع، فرد در اینجا «دریافتکننده» یا مفعولِ یک حس است. اگر شما تحت تاثیر چیزی قرار بگیرید، از پسوند -ed استفاده میکنید. نکته مهم این است که این صفتها معمولاً (نه همیشه) برای انسانها و گاهی حیوانات به کار میروند، چون اشیاء بیجان احساس ندارند.
صفتهای مختوم به -ing: ایجادکننده احساس
صفتهایی که به -ing ختم میشوند، ویژگی یا ماهیت چیزی را توصیف میکنند که باعث ایجاد آن حس در دیگران میشود. در اینجا، آن چیز «ایجادکننده» یا فاعلِ حس است. این صفت میتواند یک فیلم، یک کتاب، یک وضعیت یا حتی یک فرد باشد که باعث میشود دیگران احساس خاصی پیدا کنند.
فرمولهای کاربردی برای جملهسازی درست
استفاده از ساختارهای زیر به شما کمک میکند تا بدون اشتباه جملات خود را بسازید:
ساختار جملات با پسوند -ed:
[Subject (Person)] + [Verb be] + [Adjective-ed] + [at/with/by…]
- I am interested in history. (من به تاریخ علاقهمندم.)
- She was exhausted after work. (او بعد از کار از پا افتاده و خسته بود.)
ساختار جملات با پسوند -ing:
[Subject (Thing/Person)] + [Verb be] + [Adjective-ing]
- History is interesting. (تاریخ جالب است.)
- Working 12 hours a day is exhausting. (۱۲ ساعت کار در روز طاقتفرساست.)
جدول مقایسهای صفتهای رایج و پرکاربرد
در اینجا لیستی از پرکاربردترین جفتصفتهایی که زبانآموزان را به اشتباه میاندازند، آورده شده است. مطالعه این جدول برای درک کامل تفاوت bored و boring ضروری است:
| صفت (احساس فرد) -ed | صفت (ویژگیِ چیز) -ing | معنی فارسی (تقریبی) |
|---|---|---|
| Excited | Exciting | هیجانزده / هیجانانگیز |
| Tired | Tiring | خسته / خستهکننده |
| Confused | Confusing | گیج / گیجکننده |
| Surprised | Surprising | متعجب / غافلگیرکننده |
| Annoyed | Annoying | عصبی و کلافه / آزاردهنده |
| Frightened | Frightening | ترسیده / ترسناک |
چرا دچار اشتباه میشویم؟ (تحلیل روانشناختی)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل «ترجمه مستقیم» از زبان مادری به انگلیسی دچار خطا میشوند. در زبان فارسی، ما گاهی برای هر دو حالت از یک کلمه استفاده میکنیم. برای مثال، کلمه «خسته» هم برای فرد و هم برای توصیف کار به کار میرود. اما در انگلیسی، ذهن شما باید بین عامل و اثر تفکیک قائل شود.
نکته آموزشی: اگر احساس اضطراب میکنید که مبادا اشتباه بگویید، به یاد داشته باشید که حتی سخنوران حرفهای هم گاهی در یادگیری زبانهای دوم دچار این لغزشها میشوند. کلید موفقیت، تمرین و تکرار در بستر (Context) است.
مثالهای مقابلهای: درست در مقابل غلط
بیایید با چند مثال عینی، تفاوت bored و boring را در عمل ببینیم:
- ✅ Correct: I was bored because the lecture was boring.
- ❌ Incorrect: I was boring because the lecture was bored. (معنی: من آدم خستهکنندهای بودم چون سخنرانی حوصلهاش سر رفته بود! – کاملاً اشتباه)
- ✅ Correct: The news was shocking, so everyone was shocked.
- ❌ Incorrect: The news was shocked. (معنی: اخبار شوکه شده بود! – اخبار که احساسات ندارد.)
- ✅ Correct: Are you interested in this book?
- ❌ Incorrect: Are you interesting in this book? (معنی: آیا شما در این کتاب جذاب هستید؟ – بیمعنی است.)
تفاوتهای ظریف در گویشهای آمریکایی و بریتانیایی
در بحث تفاوت bored و boring، تفاوت ساختاری فاحشی بین انگلیسی آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) وجود ندارد. با این حال، در استفاده از حروف اضافه بعد از صفتهای -ed ممکن است تفاوتهای کوچکی مشاهده شود. به عنوان مثال، در مورد کلمه Bored:
- در بریتانیا (UK): رایج است که بگویند I am bored with this game یا گاهی bored of (که البته در نوشتار رسمی کمتر توصیه میشود).
- در آمریکا (US): استفاده از bored with بسیار استاندارد است، اما در محاوره ممکن است bored by را هم بشنوید.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths)
باور غلط ۱: کلمات مختوم به -ing فقط برای اشیاء هستند.
این بزرگترین اشتباه است! یک فرد هم میتواند Boring باشد. اگر بگویید “Ali is boring”، یعنی علی آدم خستهکنندهای است و باعث میشود دیگران حوصلهشان سر برود. اما اگر بگویید “Ali is bored”، یعنی خودِ علی در حال حاضر حوصلهاش سر رفته است. پس -ing برای توصیف «ویژگی» است، چه آن ویژگی متعلق به یک میز باشد، چه یک انسان.
باور غلط ۲: اینها همیشه فعل هستند.
اگرچه این کلمات از فعل مشتق شدهاند، اما در این ساختارها دقیقاً نقش صفت را بازی میکنند. نباید آنها را با زمانهای استمراری (مثل I am boring meaning I am making someone bored right now) اشتباه گرفت، هرچند که ریشه مشترکی دارند.
سوالات متداول (FAQ)
۱. چگونه سریع تشخیص دهم کدام را به کار ببرم؟
از خودتان بپرسید: «آیا دارم درباره احساس درونی حرف میزنم؟» اگر بله، از -ed استفاده کنید. «آیا دارم درباره علت آن احساس یا ویژگیِ چیزی حرف میزنم؟» اگر بله، از -ing استفاده کنید.
۲. آیا کلماتی هستند که هر دو حالت را نداشته باشند؟
بله، اکثر افعال احساسی این دو حالت صفت را دارند، اما نه همه آنها. مثلاً برای فعل “Scare”، صفتهای “Scared” (ترسیده) و “Scary” (ترسناک) را داریم (به جای Scaring که کمتر به عنوان صفت به کار میرود).
۳. چرا به اینها صفتهای مفعولی و فاعلی میگویند؟
چون صفتهای -ed نشان میدهند که مفعول تحت تاثیر فعل قرار گرفته (Bored = کسی که کسالت به او وارد شده) و صفتهای -ing نقش فاعل یا انجامدهنده آن حالت را دارند (Boring = چیزی که کسالت ایجاد میکند).
نتیجهگیری و گام بعدی
تسلط بر تفاوت bored و boring یکی از سنگبناهای رسیدن به سطح متوسط و پیشرفته در زبان انگلیسی است. به یاد داشته باشید که -ed برای احساسات شما و -ing برای توصیف دنیا و آدمهای اطرافتان است.
برای اینکه این موضوع ملکه ذهن شما شود، همین حالا سه جمله درباره خودتان بنویسید: یکی درباره چیزی که شما را Excited میکند، یکی درباره موقعیتی که Tiring است و دیگری درباره موضوعی که به آن Interested هستید. تمرین مداوم و نترسیدن از اشتباه، تنها راه رسیدن به روانی (Fluency) در کلام است. شما پتانسیل بالایی دارید، پس با انگیزه به یادگیری ادامه دهید!




وای چقدر مفید بود این مقاله! من همیشه میگفتم I am boring وقتی حوصلهام سر میرفت. تازه فهمیدم چه اشتباهی میکردم. ممنون از توضیح خوبتون!
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. این یکی از رایجترین اشتباهات بین زبانآموزان هست و هدف ما هم همین بود که این سوءتفاهم رو برطرف کنیم. حالا دیگه با اعتمادبهنفس بیشتر صحبت میکنید!
مقاله خیلی خوبی بود. میخواستم ببینم مثال دیگهای از صفتهای -ed که کمتر رایج باشن هم میتونید بگید؟ مثلاً برای confused یا amazed؟
حتماً علی عزیز. برای `confused` (گیجشده): “I am `confused` by the instructions.” (من از دستورالعملها گیج شدهام). و برای `amazing` (شگفتانگیز) و `amazed` (شگفتزده): “The magic show was `amazing`.” (نمایش شعبدهبازی شگفتانگیز بود.) “I was `amazed` by his performance.” (من از اجرای او شگفتزده شدم.) میبینید که `amazed` حس درونی شما رو نشون میده.
چقدر آشنا بود این موقعیت! یه بار با یه انگلیسیزبان حرف میزدم و گفتم I am bored, he is boring. منظورم این بود که خودم حوصلهام سر رفته و اون آدم خستهکنندهایه. فکر کنم درست گفتم اون موقع! مرسی که این مطلب رو بازم یادآوری کردین.
عالیه محمد! بله، کاملاً درست گفتید و از اینکه این مقاله تونسته نکات قبلی رو براتون مرور و تثبیت کنه، خوشحالیم. همین که در مکالمههای واقعی به این نکات دقت میکنید، نشونه پیشرفت شماست. Keep up the good work!
یه راهی که من برای یادگیری اینا داشتم این بود که فکر کنم -ed مثل passive هست، یعنی شما تحت تاثیر قرار گرفتین. و -ing مثل active هست، یعنی شما دارید تاثیر میذارید. درست میفهمم؟
بله فاطمه جان، دقیقاً! این یک استراتژی عالی برای به خاطر سپردن تفاوتشون هست. `ed-` نشان میدهد که شما (یا سوژه) احساسی را “تجربه میکنید” (مفعولی/منفعل)، و `ing-` نشان میدهد که چیزی یا کسی “باعث ایجاد” آن احساس میشود (فاعلی/فعال). خیلی ممنون که این نکته مفید رو با بقیه به اشتراک گذاشتید!
فوقالعاده بود. یه گرامر پیچیده رو انقدر ساده توضیح دادید. واقعاً ممنونم!
با `interested` و `interesting` هم همین قانون برقراره؟ مثلاً “I am interested in this book” ولی “This book is interesting”?
دقیقاً مریم عزیز! شما نکته رو گرفتید. “I am `interested` in this book” یعنی من به این کتاب علاقه دارم (حس درونی من). و “This book is `interesting`” یعنی این کتاب جذاب است (ویژگی کتاب). این جفت کلمات هم از همین قاعده پیروی میکنند و مثال خیلی خوبی زدید.
وای خدای من! پس اون روز که گفتم “My job is so bored” کاملا اشتباه گفتم و باید میگفتم “My job is so boring”! یعنی من از کارم خسته میشم، نه اینکه کارم خسته شده باشه! مرسی!
بله امیر جان، دقیقاً متوجه تفاوت شدید! این تغییر کوچک، معنی جمله شما رو کاملاً اصلاح میکنه. حالا میدونید که کارتون `boring` هست و شما به خاطرش `bored` میشید. خوشحالیم که این مقاله تونسته این سوءتفاهم رو برطرف کنه.
خیلی عالی و کاربردی. از اینکه با مثالهای ساده توضیح دادید خیلی کمک کرد.
آیا این قاعده برای همه صفتهای -ed و -ing صدق میکنه یا استثنا هم داره؟ مثلاً برای `excited` و `exciting` چطور؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید حسین جان. بله، این قاعده کلی برای اکثر قریب به اتفاق صفتهایی که از افعال با این پسوندها ساخته میشوند، صدق میکند. `excited` (هیجانزده): “I am `excited` about the trip.” (من برای سفر هیجانزدهام.) `exciting` (هیجانانگیز): “The news was `exciting`.” (خبر هیجانانگیز بود.) استثنائات بسیار کمی وجود دارد که معمولاً مربوط به معنای ریشهای فعل نیستند، اما برای این دسته از صفتها که از افعال حالتدهنده (مثل `bore`, `excite`, `interest`) میآیند، این قاعده کاملاً پابرجاست.
دیگه هیچوقت اشتباه نمیکنم! از امروز با دقت استفاده میکنم. عالی بود.
با این توضیح، حالا وقتی پادکست گوش میدم یا فیلم میبینم، این تفاوت رو بهتر متوجه میشم. قبلاً گاهی گیج میشدم که چرا `bored` یا `boring` استفاده شده.
این دقیقاً یکی از اهداف ماست بهرام عزیز! درک این نکات گرامری نه تنها به شما در صحبت کردن کمک میکنه، بلکه مهارت شنیداری و درکتون رو هم بالا میبره. حالا با گوش حساستری به مکالمات گوش میدید و تفاوتها رو سریعتر تشخیص میدید.
آیا این صفتها توی مکالمات رسمی هم به همین شکل استفاده میشن یا توی موقعیتهای رسمیتر باید از کلمات دیگهای استفاده کرد؟
سوال خوبی مطرح کردید کیمیا! بله، این صفتها (`bored`, `boring`, `interested`, `interesting` و غیره) کاملاً استاندارد هستند و هم در مکالمات روزمره و هم در موقعیتهای رسمی، با همین قواعد استفاده میشوند. نیاز نیست نگران باشید که برای موقعیتهای رسمی کلمه جایگزین پیدا کنید؛ فقط کافیه مطمئن بشید که از پسوند درست (`-ed` یا `-ing`) استفاده میکنید تا معنی دقیق منظورتون رو برسونه.
یه بار تو کلاس زبان یه دوست خارجی بهم گفت “You are so bored!” و من فکر کردم داره از اینکه من خستهکننده هستم تعریف میکنه! حالا فهمیدم که منظورش این بوده که من حوصلهام سر رفته بوده! چه سوءتفاهمی!
(خنده) مهدی جان، این خاطره شما چقدر بامزه و در عین حال آموزنده بود! دقیقاً نشون میده که چقدر این تفاوتهای ظریف در زبان انگلیسی میتونن معنی جمله رو تغییر بدن. خوشحالیم که این مقاله تونست پرده از این سوءتفاهم گذشته برداره!
پس من باید به خودم بگم I am tired، نه I am tiring! و این فیلم tiring هست. دیگه واقعاً این قاعده تو ذهنم نشست!
دقیقاً نگین جان، شما کاملاً درست متوجه شدید! “I am `tired`” (من خستهام – حس خودم) و “This movie is `tiring`” (این فیلم خستهکننده است – ویژگی فیلم). با همین تمرینها و مثالهای عملی، این قاعده برای همیشه در ذهنتون حک میشه. آفرین!
کاش برای `confused` و `confusing` هم مثال میذاشتید. این دوتا هم خیلی شبیه `bored` و `boring` هستن و من همیشه اشتباه میکنم.
ممنون از پیشنهاد خوبتون پیمان جان! `confused` (گیجشده) و `confusing` (گیجکننده) هم مثالهای فوقالعادهای برای این قاعده هستند. “I am `confused` by the question.” (من از سوال گیج شدهام.) “The instructions are `confusing`.” (دستورالعملها گیجکننده هستند.) این قاعده برای همه افعالی که حالت ایجاد میکنند، مثل `surprise` (surprised/surprising) یا `frustrate` (frustrated/frustrating) هم کاربرد داره.
ممنون بابت مقاله خوبتون. کلا برای یادگیری گرامر چه توصیهای دارین؟ اینطوری ریز نکات رو یاد گرفتن خیلی کمک میکنه.
در نتیجه میتونم بگم که اگر خودم دارم یه احساسی رو تجربه میکنم -ed میگیره، و اگه چیزی باعث اون احساس میشه -ing میگیره. خلاصه و مفید!
کاملاً درسته سامان جان! شما فرمول طلایی رو به بهترین شکل خلاصه کردید. این همون نکته کلیدی هست که باید به خاطر بسپارید. این قانون ساده اما بسیار کاربردیه.
همیشه یادم میرفت که کدوم برای حس درونیه و کدوم برای عامل بیرونی. با این توضیحات کامل متوجه شدم. واقعاً دمتون گرم!
خوشحالیم شیما جان که این مقاله تونسته ابهامات شما رو برطرف کنه! همین که تونستید این تفاوت اساسی بین “حس درونی” و “عامل بیرونی” رو درک کنید، یعنی دیگه راه رو درست رفتید. موفق باشید!