مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی جوشکاری و فلزکاری (Welding)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری از پرسش‌های دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای جوشکاری و فلزکاری پر از اصطلاحات و عبارات فنی است که درک آن‌ها برای هر متخصص، دانشجو یا علاقه‌مند به این حوزه ضروری است. تسلط بر لغات تخصصی جوشکاری نه تنها به شما کمک می‌کند تا فرآیندها را بهتر درک کنید، بلکه ارتباط شما با دیگر متخصصان را نیز بهبود می‌بخشد و به شما امکان می‌دهد تا اسناد فنی و دستورالعمل‌ها را به درستی تفسیر کنید. با ما همراه باشید تا سفری به قلب این دنیای صنعتی داشته باشیم و با کلیدی‌ترین مفاهیم آن آشنا شویم.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Tailgating”: چرا چسبیدی به سپرم؟

مفاهیم بنیادی در جوشکاری: سنگ بنای دانش شما

پیش از آنکه به سراغ فرآیندهای پیچیده برویم، باید با چند مفهوم کلیدی و اساسی آشنا شویم. این اصطلاحات در تقریبا تمام انواع جوشکاری مشترک هستند و درک آن‌ها برای فهم ادامه مطلب ضروری است.

قوس الکتریکی (Electric Arc)

قوس الکتریکی تخلیه الکتریکی بین دو الکترود است که از میان گازها صورت می‌گیرد. در جوشکاری، این قوس بین الکترود (سیم جوش) و فلز پایه (قطعه کار) ایجاد می‌شود. حرارت فوق‌العاده بالای ناشی از این قوس (که می‌تواند به چندین هزار درجه سانتی‌گراد برسد) باعث ذوب شدن لبه‌های قطعه کار و ماده پرکننده (Filler Metal) می‌شود تا اتصال برقرار گردد.

فلز پایه (Base Metal)

به فلز یا آلیاژی که قطعات اصلی کار را تشکیل می‌دهد و قرار است به یکدیگر متصل شوند، فلز پایه گفته می‌شود. انتخاب صحیح فرآیند جوشکاری و الکترود، وابستگی مستقیمی به نوع و ضخامت فلز پایه دارد.

فلز پرکننده (Filler Metal)

ماده‌ای است که در حین جوشکاری به حوضچه جوش اضافه می‌شود تا فضای بین دو قطعه را پر کرده و اتصال را تقویت کند. این ماده معمولاً به شکل سیم، میله (الکترود) یا پودر است. ترکیب شیمیایی فلز پرکننده باید با فلز پایه سازگار باشد تا جوشی مستحکم و بدون عیب ایجاد شود.

حوضچه جوش (Weld Pool / Puddle)

به ناحیه کوچکی از فلز مذاب که در حین جوشکاری در نقطه اتصال ایجاد می‌شود، حوضچه جوش می‌گویند. کنترل اندازه، شکل و دمای حوضچه جوش یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک جوشکار حرفه‌ای است. این حوضچه پس از سرد شدن، گرده جوش (Weld Bead) را تشکیل می‌دهد.

گرده جوش (Weld Bead)

خط یا ردیفی از فلز که پس از انجماد حوضچه جوش بر روی سطح کار باقی می‌ماند. ظاهر یکنواخت و منظم گرده جوش، معمولاً نشان‌دهنده کیفیت بالای جوشکاری است.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

انواع فرآیندهای جوشکاری و لغات تخصصی مرتبط

جوشکاری به روش‌های مختلفی انجام می‌شود که هر کدام مزایا، معایب و کاربردهای خاص خود را دارند. در این بخش به معرفی سه فرآیند بسیار رایج و لغات تخصصی جوشکاری مرتبط با آن‌ها می‌پردازیم.

۱. جوشکاری قوس الکتریکی با الکترود روکش‌دار (SMAW)

این فرآیند که با نام Shielded Metal Arc Welding یا جوشکاری دستی با الکترود (Stick Welding) نیز شناخته می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین روش‌های جوشکاری است.

۲. جوشکاری قوسی با گاز محافظ (GMAW / MIG)

این فرآیند که بیشتر با نام MIG (Metal Inert Gas) شناخته می‌شود، از یک سیم جوش ممتد به عنوان الکترود و فلز پرکننده استفاده می‌کند. یک گاز محافظ (مانند آرگون یا دی‌اکسید کربن) از طریق تورچ جوشکاری، حوضچه جوش را از اتمسفر اطراف محافظت می‌کند.

۳. جوشکاری قوسی با الکترود تنگستن و گاز محافظ (GTAW / TIG)

این فرآیند که به نام TIG (Tungsten Inert Gas) مشهور است، از یک الکترود تنگستنی غیرمصرفی برای ایجاد قوس الکتریکی استفاده می‌کند. فلز پرکننده (در صورت نیاز) به صورت دستی به حوضچه جوش اضافه می‌شود. این روش برای جوشکاری فلزات نازک و ایجاد جوش‌های بسیار دقیق و تمیز کاربرد دارد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:توی کالاف نگو “Help”! اصطلاحات “Revive” و “Res”

اصطلاحات مربوط به طراحی اتصال و هندسه جوش

برای ایجاد یک اتصال جوشی مهندسی‌شده و قابل اعتماد، باید با انواع اتصالات و اجزای مختلف یک جوش آشنا بود. این لغات تخصصی جوشکاری در نقشه‌های مهندسی و دستورالعمل‌های کاری (WPS) به وفور یافت می‌شوند.

انواع اصلی اتصالات (Types of Joints)

  1. اتصال لب به لب (Butt Joint): دو قطعه در یک صفحه و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
  2. اتصال روی هم (Lap Joint): یک قطعه روی قطعه دیگر قرار گرفته و لبه آن جوش داده می‌شود.
  3. اتصال سپری یا T شکل (T-Joint): لبه یک قطعه به صورت عمود بر سطح قطعه دیگر قرار می‌گیرد.
  4. اتصال گوشه (Corner Joint): دو قطعه با زاویه‌ای (معمولاً ۹۰ درجه) در گوشه به هم متصل می‌شوند.
  5. اتصال پیشانی (Edge Joint): لبه‌های دو قطعه به صورت موازی در کنار هم قرار گرفته و جوش داده می‌شوند.

اجزای یک جوش (Weld Anatomy)

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:تفاوت “Fitness” و “Bodybuilding” در زبان انگلیسی

عیوب رایج در جوشکاری: شناخت مشکلات برای پیشگیری

هیچ فرآیندی بی‌نقص نیست و جوشکاری نیز از این قاعده مستثنی نیست. شناخت نام و ماهیت عیوب جوش به بازرسان و جوشکاران کمک می‌کند تا مشکلات را شناسایی کرده و از تکرار آن‌ها جلوگیری کنند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین لغات تخصصی جوشکاری در این حوزه اشاره می‌کنیم.

نام عیب (فارسی) نام عیب (انگلیسی) توضیح مختصر
تخلخل (Porosity) Porosity حفره‌های گازی کوچک که به دلیل حبس شدن گاز در حوضچه جوش مذاب ایجاد می‌شوند. معمولاً ناشی از آلودگی سطح یا گاز محافظ نامناسب است.
بریدگی کناره جوش (Undercut) Undercut ایجاد یک شیار در فلز پایه و در امتداد پنجه جوش که باعث کاهش ضخامت و تمرکز تنش می‌شود.
نفوذ ناقص (Incomplete Penetration) Incomplete Penetration زمانی که فلز جوش به طور کامل به ریشه اتصال نرسیده و آن را پر نکرده است. این عیب به شدت استحکام اتصال را کاهش می‌دهد.
ذوب ناقص (Lack of Fusion) Lack of Fusion عدم اتصال و ذوب شدن صحیح بین فلز جوش و فلز پایه، یا بین پاس‌های مختلف جوشکاری.
ترک (Crack) Crack خطرناک‌ترین عیب جوش که می‌تواند به دلیل تنش‌های داخلی، سرد شدن سریع یا وجود هیدروژن ایجاد شود. ترک‌ها می‌توانند در حین یا پس از جوشکاری به وجود آیند.
پاشش (Spatter) Spatter قطرات ریز فلز مذاب که در حین جوشکاری به اطراف پاشیده شده و به سطح کار می‌چسبند. اگرچه یک عیب ساختاری نیست، اما ظاهر کار را خراب کرده و نیاز به تمیزکاری دارد.
📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Wolf of Wall Street” یعنی چی؟ فقط دیکاپریو نیست!

نتیجه‌گیری: زبان مشترک صنعتگران

دنیای جوشکاری و فلزکاری، دنیایی دقیق و فنی است. تسلط بر لغات تخصصی جوشکاری که در این مقاله به آن‌ها پرداختیم، تنها نقطه شروع است. این اصطلاحات، زبان مشترکی بین مهندسان، طراحان، جوشکاران و بازرسان ایجاد می‌کنند و به همه افراد درگیر در یک پروژه اجازه می‌دهند تا با دقتی بالا و بدون ابهام با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. هرچه درک شما از این مفاهیم عمیق‌تر باشد، توانایی شما در اجرای فرآیندهای جوشکاری، خواندن نقشه‌های فنی و عیب‌یابی مشکلات نیز افزایش خواهد یافت. امیدواریم این راهنما به شما در پیمودن این مسیر کمک کرده باشد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 274

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

28 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، کلمه Arc در عبارت Electric Arc همون معنای «کمان» رو میده که در هندسه می‌خونیم؟

    1. دقیقاً همین‌طوره امیررضا جان! کلمه Arc به معنای قوس یا کمان هست و در جوشکاری به دلیل شکل ظاهری جریان الکتریکی بین الکترود و قطعه کار، بهش Electric Arc یا قوس الکتریکی می‌گن.

  2. تلفظ دقیق کلمه Porosity چیه؟ من همیشه توی دیکته‌اش هم مشکل دارم.

    1. سارا عزیز، تلفظ صحیح آن /pɔːˈrɒsəti/ (پُ-راسِ-تی) است. برای یادگیری دیکته‌اش یادت باشه که از ریشه Porous (متخلخل) میاد که خود کلمه Pore به معنی «منفذ» هست.

  3. من توی یک ویدیو یوتیوب دیدم که به SMAW می‌گفتن Stick Welding. آیا این دوتا اصطلاح با هم فرق دارن؟

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود حمید عزیز. SMAW مخفف Shielded Metal Arc Welding هست که نام رسمی و فنی این روشه، اما در محیط‌های کارگاهی و بین تکنسین‌ها به خاطر شکل الکترودها، به زبان عامیانه بهش Stick Welding (جوشکاری با الکترود دستی) می‌گن.

  4. چقدر اصطلاح Weld Pool جالب بود. یعنی دقیقاً مثل استخر کوچک فلز ذوب شده؟

    1. بله نیلوفر جان، تشبیه خیلی جالبی هست. Pool اینجا به معنای حوضچه یا تجمع مایع هست و Weld Pool دقیقاً به همون منطقه مذاب اشاره داره که بعد از سرد شدن، اتصال رو برقرار می‌کنه.

  5. تفاوت بین Incomplete Penetration و Lack of Fusion در متون مهندسی چیه؟ خیلی نزدیک به هم به نظر میان.

    1. مهران عزیز، Penetration به معنی عمق نفوذ در فلز پایه است، اما Fusion به معنای ذوب شدن و درآمیختن لبه‌های کار با هم هست. ممکنه نفوذ کامل باشه ولی فلز پرکننده به لبه‌ها درست نچسبیده باشه (Lack of Fusion).

  6. خیلی ممنون، برای آزمون آیلتس دارم لغات فنی یاد می‌گیرم، این مقاله خیلی به بخش Reading من کمک کرد.

  7. کلمه Slag که به معنی سرباره هست، در حالت غیررسمی یا Slang هم معنی خاصی داره؟

    1. پویا جان، بله در گویش بریتانیایی Slag ممکنه به عنوان یک توهین به کار بره، اما در متون فنی و مهندسی فقط و فقط به معنای «سرباره جوش» هست. همیشه به کانتکست یا متن توجه کن.

  8. آیا کلمه Fusion فقط در جوشکاری استفاده میشه یا در آشپزی هم کاربرد داره؟

    1. بسیار نکته جالبی بود مهدی جان! کلمه Fusion به معنی «تلفیق» هست. در آشپزی هم به Fusion Cuisine می‌گن که یعنی ترکیب سبک‌های آشپزی ملل مختلف. ریشه‌اش به معنی ذوب شدن و یکی شدن هست.

    1. حق با شماست فاطمه عزیز. MIG مخفف Metal Inert Gas و TIG مخفف Tungsten Inert Gas هست. تفاوت اصلی‌شون در نوع الکترود مصرفی و گازی هست که برای محافظت از حوضچه جوش استفاده میشه.

  9. مقاله خیلی کاربردی بود. من برای کار در استرالیا نیاز داشتم این لغات رو بدونم.

  10. در متن به Defect اشاره شد. آیا می‌توانیم به جای آن از Fault یا Error هم استفاده کنیم؟

    1. آرزوی عزیز، در استانداردهای مهندسی مثل ASME، کلمه Defect بار حقوقی و فنی خاصی داره (عیبی که باعث رد شدن قطعه میشه). Fault بیشتر برای سیستم‌های الکتریکی و Error برای خطاهای انسانی یا محاسباتی به کار میره.

  11. کلمه Spatter یعنی همون جرقه‌هایی که موقع جوشکاری به اطراف پخش میشه؟

    1. کاملاً درسته حسین جان. Spatter به معنی «پاشش» هست. فعل آن هم به معنی پاشیدن مایعات (مثل روغن یا فلز مذاب) به اطراف هست.

  12. برای نوشتن یک رزومه کاری برای جوشکاری، استفاده از عباراتی مثل ‘Proficient in SMAW’ درسته؟

    1. بله نسرین جان، عالیه. استفاده از لغات تخصصی مثل Proficient (مسلط) در کنار مخفف‌های استاندارد مثل SMAW یا GMAW، رزومه شما رو کاملاً حرفه‌ای و تخصصی نشون میده.

  13. Bead در حالت عادی به معنی دانه تسبیح هست، توی جوشکاری منظور همون «گرده جوش» هست؟

    1. دقیقاً کیوان عزیز. Weld Bead به دلیل شباهت ظاهری ردیف جوش به دانه‌های کنار هم چیده شده، به این نام خوانده میشه. در فارسی بهش «گرده جوش» یا «بند جوش» هم می‌گن.

  14. لطفاً در مورد اصطلاحات ایمنی جوشکاری مثل Helmet و Fumes هم یک مطلب بنویسید.

    1. حتماً رویا جان، پیشنهاد خیلی خوبی بود. واژه Welding Fumes (دودهای جوشکاری) و PPE (تجهیزات حفاظت فردی) مباحث بسیار مهمی هستن که در مقالات بعدی بهشون می‌پردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *