مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی تحلیل وب (Web Analytics) و گوگل آنالیتیکس

در دنیای پررقابت امروز، موفقیت هر کسب‌وکار آنلاین به شدت وابسته به درک عمیق از رفتار کاربران و عملکرد وب‌سایت است. این درک تنها با ابزارهای قدرتمند تحلیل وب مانند گوگل آنالیتیکس میسر می‌شود. اما برای بهره‌برداری حداکثری از این ابزار شگفت‌انگیز، صرفاً نصب آن کافی نیست؛ بلکه باید با لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس و اصطلاحات کلیدی تحلیل وب آشنایی کامل داشته باشید. در این مقاله جامع، به تمام سوالات فوق پاسخ خواهیم داد و شما را با مهم‌ترین واژگان و مفاهیم تحلیل وب آشنا خواهیم کرد تا بتوانید داده‌های وب‌سایت خود را به درستی تفسیر کرده و بهترین تصمیمات را برای رشد کسب‌وکارتان اتخاذ کنید. آماده‌اید تا به دنیای اعداد و ارقام وب‌سایت خود سفر کنید؟

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:تفاوت “Noob” و “Newbie” (به همه نگو نوب!)

چرا تسلط بر اصطلاحات تحلیل وب حیاتی است؟

تحلیل وب دیگر یک گزینه لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت است. بدون درک درست از داده‌ها، مانند رانندگی در شب بدون چراغ جلو خواهید بود. هر کلیک، هر بازدید و هر تعاملی در وب‌سایت شما داستانی برای گفتن دارد و اصطلاحات تحلیل وب، زبان این داستان‌ها هستند. تسلط بر این واژگان به شما قدرت می‌دهد تا با وب‌سایت خود صحبت کنید و پیام‌های آن را دریافت کنید.

افزایش درک از عملکرد وب‌سایت

آشنایی با لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس به شما کمک می‌کند تا دقیقا متوجه شوید چه اتفاقی در وب‌سایت شما می‌افتد. مثلاً وقتی گزارش نرخ پرش (Bounce Rate) را می‌بینید، آیا می‌دانید این عدد به چه معناست و چه تاثیری بر تجربه کاربری دارد؟ یا وقتی صحبت از سشن (Session) و کاربر (User) می‌شود، تفاوت‌های کلیدی آن‌ها را درک می‌کنید؟ این درک عمیق، اولین گام برای شناسایی نقاط قوت و ضعف و بهینه‌سازی عملکرد کلی وب‌سایت است.

بهینه‌سازی استراتژی‌های بازاریابی

هر کمپین بازاریابی دیجیتال، اعم از سئو، تبلیغات پولی، بازاریابی محتوایی یا شبکه‌های اجتماعی، برای موفقیت نیاز به اندازه‌گیری دارد. با شناخت اصطلاحاتی مانند کانال‌ها (Channels)، منبع/واسطه (Source/Medium) و نرخ تبدیل (Conversion Rate)، می‌توانید عملکرد هر کانال را ارزیابی کرده و بودجه و تلاش خود را به بهترین شکل ممکن توزیع کنید. این دانش به شما امکان می‌دهد تا کمپین‌های هوشمندانه‌تر و هدفمندتری طراحی کنید که بازده سرمایه (ROI) بالاتری داشته باشند.

تصمیم‌گیری مبتنی بر داده

در دنیای امروز، تصمیم‌گیری‌های کورکورانه جای خود را به رویکردهای مبتنی بر داده داده‌اند. توانایی خواندن و تفسیر صحیح گزارش‌های گوگل آنالیتیکس و درک لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس، ابزاری قدرتمند برای مدیران، بازاریابان و توسعه‌دهندگان وب است. این توانایی به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به جای حدس و گمان، بر اساس شواهد و ارقام مشخص، تغییرات لازم را اعمال کرده و مسیر رشد کسب‌وکار خود را ترسیم کنند.

ارتباط موثر با متخصصین

خواه با یک تیم سئو کار می‌کنید، خواه با یک متخصص PPC یا یک توسعه‌دهنده وب، استفاده از یک زبان مشترک ضروری است. تسلط بر اصطلاحات تحلیل وب، شما را قادر می‌سازد تا سوالات دقیق‌تری بپرسید، نیازهای خود را واضح‌تر بیان کنید و بازخورد‌های معنادارتری ارائه دهید. این امر به بهبود همکاری‌ها و دستیابی به نتایج بهتر کمک شایانی می‌کند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Anabolic” vs “Catabolic” (عضله‌ساز یا عضله‌سوز؟)

مفاهیم بنیادی در گوگل آنالیتیکس (Google Analytics Core Concepts)

برای شروع سفر در دنیای تحلیل وب، ابتدا باید با اساسی‌ترین لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس آشنا شویم. این مفاهیم، ستون فقرات هر گزارشی هستند که در این پلتفرم مشاهده می‌کنید.

کاربر (User)

کاربر (User) به یک بازدیدکننده منحصر به فرد وب‌سایت شما اشاره دارد. گوگل آنالیتیکس با استفاده از کوکی‌ها و شناسه‌های دیگر، تلاش می‌کند تا هر بازدیدکننده را به صورت یکتایی تشخیص دهد. اگر یک نفر در دو روز مختلف از سایت شما بازدید کند، به عنوان یک کاربر در نظر گرفته می‌شود (مگر اینکه کوکی‌هایش را پاک کرده باشد یا از دستگاه دیگری استفاده کند). این معیار به شما کمک می‌کند تا تعداد افرادی را که به وب‌سایت شما سر زده‌اند، درک کنید.

سشن (Session)

یک سشن (Session) دوره زمانی است که یک کاربر به طور فعال در وب‌سایت شما حضور دارد و با آن تعامل می‌کند. این تعامل می‌تواند شامل مشاهده صفحات، کلیک روی لینک‌ها، تماشای ویدئوها و سایر رویدادها باشد. یک سشن معمولاً پس از ۳۰ دقیقه عدم فعالیت یا در نیمه‌شب به وقت محلی کاربر به پایان می‌رسد. اگر همان کاربر پس از اتمام یک سشن مجدداً به سایت بازگردد، یک سشن جدید آغاز می‌شود. درک تفاوت بین کاربر و سشن برای تحلیل دقیق بسیار مهم است.

بازدید صفحه (Pageview)

هر بار که یک صفحه از وب‌سایت شما توسط کاربر مشاهده می‌شود، یک بازدید صفحه (Pageview) ثبت می‌شود. حتی اگر یک کاربر چندین بار یک صفحه را رفرش کند، هر بار به عنوان یک بازدید صفحه جدید شمارش می‌شود. این معیار نشان‌دهنده محبوبیت محتوای شماست و به شما می‌گوید کدام صفحات بیشتر دیده می‌شوند.

بازدیدکننده جدید در مقابل بازدیدکننده بازگشتی (New vs. Returning User)

این دو اصطلاح به شما دیدگاهی ارزشمند درباره وفاداری کاربران و توانایی وب‌سایتتان در جذب مخاطبان جدید می‌دهند. بازدیدکننده جدید (New User) کسی است که برای اولین بار به وب‌سایت شما سر زده است، در حالی که بازدیدکننده بازگشتی (Returning User) قبلاً حداقل یک بار از سایت شما بازدید کرده است. یک ترکیب سالم از هر دو نوع کاربر نشان‌دهنده رشد و حفظ مخاطب است.

نرخ پرش (Bounce Rate)

نرخ پرش (Bounce Rate) درصدی از سشن‌هاست که در آن کاربر فقط یک صفحه از وب‌سایت شما را مشاهده کرده و سپس بدون هیچ تعامل دیگری (مانند کلیک روی لینک یا رفتن به صفحه دیگر) سایت را ترک کرده است. نرخ پرش بالا معمولاً نشان‌دهنده این است که صفحه مورد نظر نتوانسته نیاز کاربر را برآورده کند یا تجربه کاربری ضعیفی دارد. البته، گاهی اوقات یک صفحه (مانند صفحه تماس با ما) ذاتاً نرخ پرش بالایی دارد که طبیعی است.

مدت زمان متوسط سشن (Average Session Duration)

مدت زمان متوسط سشن (Average Session Duration) میانگین زمانی است که کاربران در هر سشن در وب‌سایت شما سپری می‌کنند. این معیار نشان‌دهنده میزان درگیری کاربران با محتوای شماست. هرچه این زمان بیشتر باشد، معمولاً به این معنی است که محتوای شما جذاب‌تر و مرتبط‌تر با نیازهای کاربر است. البته، این معیار باید در کنار سایر شاخص‌ها تفسیر شود.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:فلسفه “Aesthetics”: زیبایی مهم‌تر از حجم

اصطلاحات مربوط به ترافیک و منابع (Traffic & Source Terms)

یکی از مهم‌ترین بخش‌های تحلیل وب، فهمیدن این است که کاربران از کجا وارد وب‌سایت شما می‌شوند. اینجاست که لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس مربوط به ترافیک و منابع به کمک شما می‌آیند.

کانال‌ها (Channels)

کانال‌ها (Channels) گروه‌بندی‌های کلی‌تری هستند که گوگل آنالیتیکس برای طبقه‌بندی منابع ترافیک استفاده می‌کند. برخی از کانال‌های رایج عبارتند از:

منبع/واسطه (Source/Medium)

منبع/واسطه (Source/Medium) یک دیدگاه دقیق‌تر از جایی که ترافیک شما از آنجا می‌آید ارائه می‌دهد.
منبع (Source) معمولاً نام وب‌سایت یا سرویسی است که ترافیک از آن نشات گرفته است (مثل google، facebook.com، linkedin.com).
واسطه (Medium) نشان‌دهنده دسته‌بندی عمومی‌تری از منبع است (مثل organic، cpc، referral، social).
مثال: google / organic (ترافیک از جستجوی ارگانیک گوگل)، direct / none (ترافیک مستقیم)، linkedin.com / referral (ترافیک ارجاعی از لینکدین).

کلمات کلیدی (Keywords)

کلمات کلیدی (Keywords) عباراتی هستند که کاربران در موتورهای جستجو وارد کرده‌اند تا به وب‌سایت شما برسند. هرچند به دلیل سیاست‌های حفظ حریم خصوصی، بسیاری از این کلمات در گوگل آنالیتیکس به صورت “(not provided)” نمایش داده می‌شوند، اما همچنان در ابزارهایی مانند گوگل سرچ کنسول (Google Search Console) قابل مشاهده و تحلیل هستند. درک این کلمات برای استراتژی سئو و بازاریابی محتوا بسیار حیاتی است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Nerf” و “Buff” در آپدیت‌ها (سلاحم ضعیف شد!)

اصطلاحات مربوط به رفتار کاربر (User Behavior Terms)

پس از اینکه فهمیدیم کاربران از کجا می‌آیند، مرحله بعدی درک این است که آن‌ها در وب‌سایت شما چه می‌کنند. این لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس به شما کمک می‌کنند تا مسیر حرکت و تعامل کاربران را تحلیل کنید.

صفحات ورودی (Landing Pages)

صفحات ورودی (Landing Pages) اولین صفحاتی هستند که کاربران پس از کلیک بر روی یک لینک یا وارد کردن آدرس، به طور مستقیم وارد وب‌سایت شما می‌شوند. این صفحات اغلب نقاط ورود مهمی هستند و باید به خوبی بهینه شوند تا نرخ پرش را کاهش داده و کاربران را به ادامه کاوش در سایت تشویق کنند. تحلیل این صفحات به شما نشان می‌دهد که کدام محتواها یا کمپین‌ها در جذب اولیه کاربر موفق‌تر عمل کرده‌اند.

صفحات خروجی (Exit Pages)

صفحات خروجی (Exit Pages) آخرین صفحاتی هستند که کاربران قبل از ترک کامل وب‌سایت شما مشاهده می‌کنند. نرخ خروج بالا در یک صفحه خاص می‌تواند نشان‌دهنده مشکل در محتوا، طراحی، فرایند خرید یا CTA (دعوت به اقدام) آن صفحه باشد. با شناسایی این صفحات و بهبود آن‌ها، می‌توانید نرخ رهاسازی کاربر را کاهش دهید.

رویداد (Event)

یک رویداد (Event) هرگونه تعامل خاصی است که کاربر با محتوای وب‌سایت شما انجام می‌دهد و به عنوان بازدید صفحه مجزا در نظر گرفته نمی‌شود. مثال‌ها شامل: کلیک روی دکمه دانلود، پخش ویدئو، پر کردن فرم، اسکرول کردن به پایین صفحه، یا کلیک بر روی یک لینک خروجی. رویدادها ابزاری قدرتمند برای اندازه‌گیری تعاملات ریزتر و مهم کاربر هستند که فراتر از مشاهده صفحات می‌باشند.

جریان رفتار (Behavior Flow)

گزارش جریان رفتار (Behavior Flow) در گوگل آنالیتیکس یک نقشه بصری از مسیرهایی را ارائه می‌دهد که کاربران در وب‌سایت شما طی می‌کنند. این گزارش نشان می‌دهد کاربران از کدام صفحات وارد شده‌اند، به کدام صفحات رفته‌اند و در نهایت از کجا خارج شده‌اند. تحلیل جریان رفتار می‌تواند به شما کمک کند تا مشکلات ناوبری، صفحات پرطرفدار یا نقاط افت کاربر را شناسایی کنید.

📌 بیشتر بخوانید:هتریک (Hat-trick) یعنی چی؟ (کلاه و خرگوش؟)

اصطلاحات مربوط به تبدیل و اهداف (Conversion & Goal Terms)

هدف نهایی بسیاری از وب‌سایت‌ها، دستیابی به یک تبدیل (Conversion) است؛ خواه فروش یک محصول باشد، خواه پر کردن یک فرم. این لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس به شما کمک می‌کنند تا موفقیت وب‌سایت خود را در رسیدن به اهداف کسب‌وکارتان اندازه‌گیری کنید.

هدف (Goal)

یک هدف (Goal) در گوگل آنالیتیکس یک اقدام مشخص و ارزشمند است که شما می‌خواهید کاربران در وب‌سایتتان انجام دهند. مثال‌ها شامل: تکمیل خرید، پر کردن فرم تماس، ثبت‌نام در خبرنامه، دانلود یک فایل یا رسیدن به یک صفحه تشکر. هر هدف دارای یک ارزش پولی (حتی تخمینی) است که به شما کمک می‌کند ارزش اقدامات کاربران را بسنجید.

نرخ تبدیل (Conversion Rate)

نرخ تبدیل (Conversion Rate) درصدی از سشن‌هاست که در آن کاربر یک هدف مشخص را تکمیل کرده است. به عنوان مثال، اگر از ۱۰۰۰ سشن، ۵۰ مورد منجر به خرید شده باشد، نرخ تبدیل شما ۵% است. این معیار حیاتی برای ارزیابی کارایی وب‌سایت و کمپین‌های بازاریابی شماست. هدف همیشه افزایش نرخ تبدیل با بهینه‌سازی تجربه کاربری و فرایندهای سایت است.

قیف هدف (Goal Funnel)

قیف هدف (Goal Funnel) مجموعه‌ای از گام‌های متوالی است که کاربران برای دستیابی به یک هدف باید طی کنند. مثلاً، برای یک خرید آنلاین، قیف ممکن است شامل مشاهده سبد خرید، صفحه اطلاعات پرداخت، و صفحه تشکر باشد. تحلیل قیف هدف به شما نشان می‌دهد که کاربران در کدام مرحله از فرایند تبدیل، وب‌سایت را ترک می‌کنند (Drop-off points)، که این امر به شناسایی موانع و بهبود تجربه کاربر کمک شایانی می‌کند.

تجارت الکترونیک (E-commerce)

اگر وب‌سایت شما محصولی را می‌فروشد، قابلیت تجارت الکترونیک (E-commerce) در گوگل آنالیتیکس به شما امکان می‌دهد تا فروش‌ها، درآمد، ارزش متوسط سفارش، محصولات محبوب و سایر معیارهای مرتبط با خرید را به دقت ردیابی کنید. این قابلیت برای فروشگاه‌های آنلاین ضروری است تا عملکرد مالی خود را در بستر وب تحلیل کنند.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:قانون “Rerack Your Weights” (دمبل رو بذار سر جاش!)

گزارش‌های کلیدی در گوگل آنالیتیکس (Key Reports in Google Analytics)

پس از آشنایی با لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس، زمان آن رسیده که بدانیم این واژگان را در کدام گزارش‌ها می‌توانیم پیدا کنیم و چگونه از آن‌ها برای کسب بینش استفاده کنیم. گوگل آنالیتیکس گزارش‌ها را در چند دسته اصلی طبقه‌بندی می‌کند:

گزارش مخاطبان (Audience Reports)

این گزارش‌ها اطلاعاتی درباره افرادی که از وب‌سایت شما بازدید می‌کنند، ارائه می‌دهند. در اینجا می‌توانید دموگرافیک (سن، جنسیت)، علایق، جغرافیا (کشور، شهر)، تکنولوژی (مرورگر، سیستم عامل، دستگاه)، و رفتار کلی کاربران (بازدیدکننده جدید/بازگشتی، مدت زمان سشن، تعداد سشن‌ها) را مشاهده کنید. این گزارش‌ها برای درک بهتر مخاطبان هدف و شخصی‌سازی محتوا و بازاریابی بسیار مفید هستند.

گزارش جذب (Acquisition Reports)

همانطور که از نامش پیداست، گزارش‌های جذب به شما نشان می‌دهند که کاربران چگونه وب‌سایت شما را پیدا می‌کنند. در این بخش، می‌توانید عملکرد کانال‌ها، منبع/واسطه و کمپین‌های مختلف را مشاهده کنید. این گزارش‌ها برای ارزیابی اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی و تخصیص بودجه به کانال‌های پربازده، حیاتی هستند.

گزارش رفتار (Behavior Reports)

گزارش‌های رفتار، اطلاعاتی درباره کارهایی که کاربران پس از ورود به وب‌سایت شما انجام می‌دهند، ارائه می‌دهند. این گزارش‌ها شامل: صفحات ورودی، صفحات خروجی، تمام صفحات سایت، رویدادها، سرعت سایت و جریان رفتار هستند. با تحلیل این گزارش‌ها، می‌توانید محتوای محبوب را شناسایی کرده، مشکلات ناوبری را پیدا کنید و تجربه کاربری (UX) را بهبود بخشید.

گزارش تبدیل (Conversions Reports)

این بخش قلب هر وب‌سایت با هدف تجاری است. گزارش‌های تبدیل به شما نشان می‌دهند که وب‌سایت شما تا چه حد در دستیابی به اهداف کسب‌وکارتان موفق بوده است. در اینجا می‌توانید نرخ تبدیل، تکمیل اهداف، عملکرد تجارت الکترونیک و تحلیل قیف هدف را مشاهده کنید. این گزارش‌ها برای اندازه‌گیری ROI و بهبود استراتژی‌های فروش و بازاریابی ضروری هستند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:تفاوت “Compound” و “Isolation” چیه؟ (راهنمای انتخاب حرکات مادر و فرعی تو باشگاه)

اهمیت تحلیل و تفسیر داده‌ها (The Importance of Data Analysis & Interpretation)

آشنایی با لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس و توانایی خواندن گزارش‌ها تنها نیمی از راه است. نیمه دیگر و شاید مهم‌تر، توانایی تحلیل و تفسیر این داده‌ها و تبدیل آن‌ها به بینش‌های عملی است.

از اعداد فراتر روید: داستان داده‌ها

هر عدد در گزارش‌های آنالیتیکس داستان خاصی را روایت می‌کند. نرخ پرش بالا در یک صفحه خاص ممکن است نشان‌دهنده محتوای نامربوط باشد، در حالی که تعداد بالای بازدید از یک صفحه می‌تواند به معنای نیاز به تولید محتوای بیشتر در آن زمینه باشد. تحلیلگر واقعی کسی است که می‌تواند این داستان‌ها را کشف کرده و دلیل پشت اعداد را بفهمد.

شناسایی الگوها و روندها

داده‌ها به تنهایی ممکن است بی‌معنی به نظر برسند، اما وقتی در طول زمان به آن‌ها نگاه می‌کنید، الگوها و روندها ظاهر می‌شوند. آیا ترافیک ارگانیک شما در حال افزایش است؟ آیا نرخ تبدیل در آخر هفته‌ها بهتر است؟ شناسایی این الگوها به شما کمک می‌کند تا پیش‌بینی‌های دقیق‌تری داشته باشید و استراتژی‌های بلندمدت را توسعه دهید.

اقدامات عملی بر اساس بینش‌ها

هدف نهایی از تحلیل داده‌ها، انجام اقدامات عملی (Actionable Insights) است. دانستن اینکه نرخ پرش صفحه اصلی شما ۸۰% است، به خودی خود ارزشی ندارد، مگر اینکه شما را وادار به تغییر عنوان، بهبود تصاویر یا فراخوان به اقدام (CTA) در آن صفحه کند. همیشه از خود بپرسید: “بر اساس این داده، چه کاری می‌توانم انجام دهم تا نتایج را بهبود بخشم؟”

📌 این مقاله را از دست ندهید:ترجمه «خدا خر رو شناخت شاخ بهش نداد» به انگلیسی، این اشتباه رو نکنید!

سخن پایانی

در این مقاله جامع، تلاش کردیم تا شما را با مهم‌ترین اصطلاحات کلیدی تحلیل وب (Web Analytics) و گوگل آنالیتیکس آشنا کنیم. همانطور که مشاهده کردید، هر یک از این واژگان، دریچه‌ای به سوی درک عمیق‌تر از عملکرد وب‌سایت و رفتار کاربران شما باز می‌کنند. تسلط بر لغات تخصصی گوگل آنالیتیکس دیگر تنها برای متخصصین نیست، بلکه برای هر کسی که می‌خواهد در دنیای دیجیتال موفق باشد، یک مهارت اساسی محسوب می‌شود.

با یادگیری و به‌کارگیری این مفاهیم، شما نه تنها قادر خواهید بود گزارش‌های پیچیده را به زبان ساده ترجمه کنید، بلکه می‌توانید نقاط ضعف و قوت وب‌سایت خود را شناسایی کرده و استراتژی‌های بازاریابی و محتوایی خود را به گونه‌ای بهینه‌سازی کنید که منجر به رشد چشمگیر کسب‌وکارتان شود. به یاد داشته باشید که تحلیل وب یک فرآیند مداوم است؛ پس همواره در حال یادگیری باشید، داده‌ها را زیر نظر بگیرید و از بینش‌های به دست آمده برای بهبود مستمر استفاده کنید. موفقیت شما در گرو درک عمیق این زبان دیجیتال است.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 201

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، تفاوت دقیق بین User و Visitor در اصطلاحات آنالیتیکس چیست؟ آیا این‌ها مترادف هستند یا در فضای تخصصی معنای متفاوتی دارند؟

    1. سلام امیرحسین عزیز، سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود. در زبان عمومی این دو کلمه اغلب به جای هم به کار می‌روند، اما در گوگل آنالیتیکس (نسخه قدیمی)، User به فردی اطلاق می‌شود که حداقل یک Session ایجاد کرده باشد، در حالی که Visitor اصطلاح عمومی‌تری است. در نسخه جدید (GA4) بیشتر روی Active Users تمرکز شده است.

  2. اصطلاح Bounce Rate همیشه برای من گیج‌کننده بود. آیا کلمه Bounce اینجا به معنی «پرتاب شدن» یا «در رفتن» است؟ مثل توپ که Bounce می‌کند؟

    1. دقیقا همین‌طوره سارا جان! تصویرسازی خیلی خوبی کردی. Bounce به معنی خارج شدن سریع از سایت بدون تعامل با صفحات دیگر است؛ درست مثل توپی که به زمین می‌خورد و بلافاصله برمی‌گردد. در فارسی به آن «نرخ پرش» می‌گوییم.

  3. من کلمه Metric و Dimension رو زیاد در متن‌های انگلیسی آنالیتیکس می‌بینم. تفاوت کاربردی این دو در جملات چیست؟ کدام یک رسمی‌تر است؟

    1. رضا جان، هر دو کلمه کاملاً رسمی و تخصصی هستند. Metric به اعداد و ارقام (کمی) اشاره دارد (مثلاً تعداد بازدید)، اما Dimension به ویژگی‌ها و دسته‌بندی‌ها (کیفی) اشاره می‌کند (مثلاً نوع مرورگر یا شهر کاربر). همیشه یادت باشد: Metrics are numbers, dimensions are descriptions.

  4. تلفظ صحیح کلمه Analytics به چه صورت است؟ من گاهی می‌شنوم که روی سیلاب دوم تاکید می‌کنند و گاهی روی سیلاب سوم.

    1. مریم عزیز، تلفظ صحیح /ˌæn.əˈlɪt.ɪks/ است. استرس یا تاکید اصلی روی سیلاب سوم یعنی «lɪt» قرار می‌گیرد. شنیدن پادکست‌های تکنولوژی کمک زیادی به جا افتادن این تلفظ می‌کند.

  5. آیا کلمه Session که در اینجا به معنی دوره زمانی حضور کاربر است، در محیط‌های دیگر مثل کلاس درس یا جلسات اداری هم به همین معنی به کار می‌رود؟

    1. بله نیلوفر جان، مفهوم اصلی Session همان «یک بازه زمانی مشخص برای یک فعالیت خاص» است. در دانشگاه به معنی «جلسه کلاس» و در پزشکی به معنی «نوبت ویزیت یا درمان» هم استفاده می‌شود. اینجا یعنی بازه زمانی که کاربر در سایت شما می‌گذراند.

  6. در متن به Organic Traffic اشاره شد. آیا واژه Organic اینجا به معنی «ارگانیک و طبیعی» در مواد غذایی است یا کاربرد استعاره‌ای دارد؟

    1. فرهاد عزیز، دقیقاً کاربرد استعاره‌ای دارد. در دنیای دیجیتال مارکتینگ، Organic یعنی ترافیکی که به صورت «طبیعی» و بدون پرداخت هزینه برای تبلیغات (Paid Ads) از طریق جستجو در گوگل به دست آمده است.

  7. من در یک ویدیو شنیدم که به جای Bounce Rate از اصطلاح Exit Rate استفاده کردند. آیا این دو کاملاً هم‌معنی هستند؟

    1. مهران جان، تفاوت ظریفی دارند. Bounce Rate یعنی کاربر فقط یک صفحه را دیده و رفته، اما Exit Rate درصد افرادی است که از یک صفحه خاص سایت را ترک کرده‌اند (حتی اگر قبلاً صفحات دیگر را دیده باشند). پس هم‌معنی نیستند.

  8. خیلی ممنون از آموزش. کلمه Conversion در لغت به معنی «تبدیل» است، اما در تحلیل وب دقیقاً چه چیزی به چه چیزی تبدیل می‌شود؟

    1. سوال فوق‌العاده‌ای بود فاطمه جان. در دنیای مارکتینگ، Conversion یعنی تبدیل شدن یک «بازدیدکننده معمولی» به یک «مشتری یا انجام‌دهنده هدف مورد نظر ما» (مثلاً ثبت‌نام در سایت یا خرید محصول).

  9. من قبلاً واژه Hit را در آمار وب‌سایت‌ها زیاد می‌دیدم، اما الان کمتر شنیده می‌شود. آیا این کلمه منسوخ شده است؟

    1. امید عزیز، حدست درست است. با ظهور GA4، تمرکز از روی Hit (هر نوع تعامل خام با سرور) به سمت Event (رویدادهای معنادار) تغییر کرده است. واژه Event امروزه در تحلیل وب پرکاربردتر و دقیق‌تر است.

  10. تفاوت بین Insight و Data در جملات تخصصی چیست؟ مقاله شما هر دو را به کار برده بود.

    1. الهام جان، Data همان اعداد و ارقام خام هستند (مثل: امروز ۱۰۰ نفر آمدند). اما Insight یعنی «درک عمیق و تحلیلی» که از آن داده‌ها به دست می‌آید (مثل: چون ۱۰۰ نفر آمدند و هیچکس خرید نکرد، پس دکمه خرید مشکل دارد).

  11. واژه Acquisition در تحلیل وب به چه معناست؟ در دیکشنری به معنی «اکتساب» آمده اما اینجا انگار معنی متفاوتی دارد.

    1. آرش عزیز، در اینجا Acquisition به معنی «جذب» است. یعنی بررسی اینکه کاربران از چه راهی (گوگل، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل و…) با سایت شما آشنا شده و به سمت آن جذب شده‌اند.

  12. یک سوال در مورد پیشوند Geo- در کلمه Geo-location داشتم. آیا این همیشه به معنی جغرافیاست؟

    1. بله سپیده جان، ریشه یونانی دارد و به زمین یا جغرافیا اشاره می‌کند. در آنالیتیکس منظور ردیابی موقعیت مکانی کاربران (کشور، شهر) است.

  13. کلمه Attribution خیلی سنگین و رسمی به نظر می‌رسد. آیا کلمه ساده‌تری در انگلیسی برای جایگزینی آن در بحث‌های روزمره وجود دارد؟

    1. پویا جان، در بحث تخصصی آنالیتیکس جایگزین دقیقی ندارد، اما در مکالمات عمومی می‌توانید از Giving credit استفاده کنید. Attribution یعنی بدانیم اعتبارِ یک فروش یا تبدیل را باید به کدام کانال تبلیغاتی نسبت دهیم.

  14. مخفف KPI که در متن آمده بود دقیقاً مخفف چه کلماتی است و چطور تلفظ می‌شود؟

    1. مینا جان، KPI مخفف Key Performance Indicator است (شاخص کلیدی عملکرد). تلفظ آن هم به صورت حرف به حرف است: کِی-پی-آی.

  15. مقاله بسیار مفیدی بود، مخصوصاً بخش مربوط به تفاوت سشن و کاربر. سپاس از تیم خوبتون.

  16. من همیشه فکر می‌کردم Landing Page همان Home Page است. ممنون که تفاوت‌شان را توضیح دادید.

  17. می‌توانید چند مثال از کلمه Engagement در جملات روزمره بزنید؟ من فقط در مورد نامزدی شنیده بودم!

    1. سمانه جان، Engagement در اینستاگرام یا وب‌سایت به معنی «تعامل و درگیری» کاربر با محتواست. مثلا: The post had high engagement (پست تعامل بالایی داشت). کلمه Engage به معنای جذب کردن و مشغول کردن هم به کار می‌رود.

  18. اصطلاح Direct Traffic در آنالیتیکس به چه معناست؟ یعنی کسی که مستقیماً آدرس سایت را تایپ کرده؟

    1. دقیقاً بابک عزیز. Direct یعنی ترافیکی که منبع مشخصی (مثل گوگل یا سایت‌های دیگر) ندارد؛ یا کاربر آدرس را تایپ کرده یا از بخش Bookmarks مرورگرش وارد شده است.

  19. کلمه Funnel در تحلیل وب به چه معناست؟ در ترجمه تحت‌اللفظی یعنی «قیف»، درست است؟

    1. بله نازنین جان، کاملاً درسته. Funnel یا قیف فروش مسیری است که کاربر طی می‌کند (از ورود تا خرید). چون در هر مرحله تعدادی از کاربران حذف می‌شوند و تعدادشان کمتر می‌شود، شبیه قیف عمل می‌کند.

  20. واقعاً دانستن این اصطلاحات برای هر کسی که می‌خواهد وارد دنیای سئو یا دیجیتال مارکتینگ شود حیاتی است. خسته نباشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *