مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات ضروری حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری پرسش‌های دیگر پاسخ خواهیم داد. ورود به دنیای استارتاپ‌ها و جذب سرمایه، بدون تسلط بر زبان مشترک این اکوسیستم، یعنی لغات تخصصی سرمایه گذاری خطرپذیر، تقریباً غیرممکن است. چه بنیان‌گذار یک استارتاپ باشید که به دنبال جذب سرمایه است، چه سرمایه‌گذاری که قصد ورود به این حوزه را دارد، یا حتی فردی علاقه‌مند به دنیای نوآوری، درک این اصطلاحات برای شما یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب می‌شود. این راهنما به شما کمک می‌کند تا با اعتمادبه‌نفس بیشتری در جلسات با سرمایه‌گذاران حاضر شوید، قراردادها را بهتر درک کنید و مسیر رشد کسب‌وکار خود را هوشمندانه‌تر ترسیم نمایید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Gym Rat” یعنی چی؟ (موش باشگاه؟!)

درک مفاهیم پایه‌ای: بازیگران اصلی و مفاهیم بنیادی

قبل از ورود به جزئیات پیچیده، باید با مفاهیم اصلی و بازیگران کلیدی این حوزه آشنا شویم. این اصطلاحات، الفبای دنیای سرمایه‌گذاری خطرپذیر هستند و سنگ بنای درک سایر مفاهیم را تشکیل می‌دهند.

سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital – VC)

سرمایه‌گذاری خطرپذیر که به آن سرمایه‌گذاری جسورانه نیز می‌گویند، نوعی تأمین مالی خصوصی است که توسط شرکت‌ها یا صندوق‌های VC در اختیار استارتاپ‌ها، کسب‌وکارهای نوپا و شرکت‌های کوچکی قرار می‌گیرد که پتانسیل رشد بلندمدت بالایی دارند. این نوع سرمایه‌گذاری به دلیل ریسک بالای شکست استارتاپ‌ها، «خطرپذیر» نامیده می‌شود، اما در صورت موفقیت، بازدهی بسیار بالایی را برای سرمایه‌گذاران به همراه خواهد داشت. سرمایه‌گذاران VC در ازای پولی که تزریق می‌کنند، بخشی از سهام (Equity) شرکت را دریافت می‌کنند.

شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC Firm)

این‌ها شرکت‌هایی هستند که پول را از منابع مختلف جمع‌آوری کرده و یک صندوق (Fund) تشکیل می‌دهند تا آن را در استارتاپ‌های مستعد سرمایه‌گذاری کنند. آن‌ها نه‌تنها سرمایه مالی، بلکه تخصص، شبکه ارتباطی و راهنمایی‌های استراتژیک را نیز در اختیار استارتاپ‌ها قرار می‌دهند تا به رشد آن‌ها کمک کنند.

شرکای تضامنی و شرکای با مسئولیت محدود

سرمایه‌گذار فرشته (Angel Investor)

یک سرمایه‌گذار فرشته، فردی ثروتمند است که سرمایه شخصی خود را مستقیماً در مراحل بسیار اولیه یک استارتاپ (معمولاً در مرحله Seed) سرمایه‌گذاری می‌کند. آن‌ها اغلب کارآفرینان باتجربه‌ای هستند که علاوه بر پول، دانش و شبکه ارتباطی خود را نیز به استارتاپ ارائه می‌دهند. تفاوت اصلی آن‌ها با VCها در این است که از پول شخصی خود استفاده می‌کنند و معمولاً مبالغ کمتری نسبت به صندوق‌های VC سرمایه‌گذاری می‌کنند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Plastic Fan” (هوادار پلاستیکی نباش!)

سفر جذب سرمایه: مراحل مختلف تأمین مالی

یک استارتاپ معمولاً سرمایه را در چند مرحله یا «راند» (Round) جذب می‌کند. هر مرحله متناسب با سطح بلوغ، رشد و نیازهای مالی شرکت تعریف می‌شود.

پیش‌بذری (Pre-Seed Funding)

این اولین مرحله جذب سرمایه است، حتی قبل از اینکه شرکت محصولی رسمی داشته باشد. سرمایه در این مرحله معمولاً از سوی خود بنیان‌گذاران، خانواده، دوستان (FFF: Friends, Family, and Fools) یا سرمایه‌گذاران فرشته تأمین می‌شود و صرفاً برای اثبات ایده اولیه، ساخت یک نمونه اولیه (Prototype) و تحقیقات بازار اولیه هزینه می‌شود.

سرمایه بذری (Seed Funding)

سرمایه بذری اولین مرحله رسمی جذب سرمایه از سرمایه‌گذاران خارجی مانند فرشتگان یا صندوق‌های VC اولیه است. در این مرحله، استارتاپ معمولاً یک محصول حداقلی قابل عرضه (MVP) دارد و به دنبال جذب سرمایه برای توسعه محصول، استخدام تیم اولیه و پیدا کردن تناسب محصول با بازار (Product-Market Fit) است.

راند سری A، B، C و بعد از آن

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:قانون ۵ دقیقه: چطور تنبل‌ترین آدم‌ها هم زبان یاد می‌گیرند؟

واژگان کلیدی در ارزش‌گذاری و سهام

مذاکره با سرمایه‌گذاران بدون درک مفاهیم مربوط به ارزش‌گذاری و سهام، مانند رفتن به میدان جنگ بدون سلاح است. این لغات تخصصی سرمایه گذاری خطرپذیر هسته اصلی هر قرارداد سرمایه‌گذاری را تشکیل می‌دهند.

ارزش‌گذاری (Valuation)

ارزش‌گذاری فرآیند تخمین ارزش مالی یک شرکت است. در دنیای استارتاپ، این کار به دلیل عدم وجود تاریخچه مالی طولانی، بسیار چالش‌برانگیز است و بیشتر بر اساس پتانسیل رشد آینده، تیم، بازار هدف و فناوری شرکت انجام می‌شود.

ارزش‌گذاری قبل از سرمایه‌گذاری (Pre-Money Valuation)

این ارزشی است که سرمایه‌گذار و کارآفرین بر سر آن برای شرکت، قبل از تزریق سرمایه جدید توافق می‌کنند. برای مثال، اگر یک استارتاپ ارزشی معادل ۸ میلیارد تومان داشته باشد، Pre-Money Valuation آن ۸ میلیارد تومان است.

ارزش‌گذاری بعد از سرمایه‌گذاری (Post-Money Valuation)

این ارزش، حاصل جمع Pre-Money Valuation و مقدار سرمایه‌ای است که تزریق می‌شود. در مثال قبل، اگر سرمایه‌گذار ۲ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کند، Post-Money Valuation شرکت ۱۰ میلیارد تومان خواهد بود (۸ میلیارد + ۲ میلیارد).

برگه شرایط کلیدی (Term Sheet)

یک سند غیرالزام‌آور است که شرایط و ضوابط اصلی یک سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کند. این سند پایه‌ای برای قرارداد نهایی است و مواردی مانند میزان سرمایه، ارزش‌گذاری، درصد سهام، حقوق سرمایه‌گذاران و ترکیب هیئت مدیره را پوشش می‌دهد.

جدول سهامداران (Capitalization Table – Cap Table)

Cap Table یک جدول یا صفحه گسترده است که جزئیات مالکیت سهام یک شرکت را نشان می‌دهد. این جدول مشخص می‌کند که هر فرد یا نهاد (بنیان‌گذاران، سرمایه‌گذاران، کارمندان) چند سهم و چه درصدی از شرکت را در اختیار دارد.

رقیق شدن سهام (Dilution)

وقتی یک شرکت سهام جدیدی را (مثلاً برای جذب سرمایه) منتشر می‌کند، درصد مالکیت سهامداران فعلی کاهش می‌یابد. به این فرآیند «رقیق شدن» می‌گویند. این یک بخش طبیعی از فرآیند رشد و جذب سرمایه است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:“دستت درد نکنه” رو چجوری بگیم؟ (Pain in your hand نه!)

اصطلاحات حقوقی و قراردادی مهم

قراردادهای سرمایه‌گذاری پر از بندهای حقوقی است که درک آن‌ها برای بنیان‌گذاران حیاتی است. در ادامه به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم.

وستینگ (Vesting)

وستینگ یک مکانیزم است که طی آن، بنیان‌گذاران و کارمندان کلیدی سهام خود را به مرور زمان به دست می‌آورند، نه یک‌باره. برای مثال، یک برنامه وستینگ ۴ ساله به این معناست که فرد باید ۴ سال در شرکت بماند تا مالکیت کامل سهام خود را به دست آورد. این کار از خروج زودهنگام افراد کلیدی جلوگیری کرده و تعهد آن‌ها را تضمین می‌کند.

کلیف (Cliff)

کلیف معمولاً یک دوره یک‌ساله در ابتدای برنامه وستینگ است. اگر فرد قبل از پایان این دوره یک‌ساله شرکت را ترک کند، هیچ سهمی دریافت نخواهد کرد. پس از پایان دوره کلیف، بخشی از سهام (مثلاً ۲۵٪ در یک برنامه ۴ ساله) به یک‌باره آزاد می‌شود و مابقی به صورت ماهانه وست می‌شود.

حق تقدم نقدشوندگی (Liquidation Preference)

این بند به سرمایه‌گذاران این حق را می‌دهد که در زمان فروش یا انحلال شرکت، پول خود را قبل از سایر سهامداران (مانند بنیان‌گذاران و کارمندان) پس بگیرند. برای مثال، یک حق تقدم 1X به این معناست که سرمایه‌گذار ابتدا معادل اصل سرمایه خود را پس می‌گیرد و سپس در باقی‌مانده پول با دیگران شریک می‌شود.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Hardgainer”: چرا هرچی میخورم چاق نمیشم؟

پایان بازی: استراتژی‌های خروج (Exit Strategies)

سرمایه‌گذاران VC به دنبال بازگشت سرمایه خود هستند. این بازگشت از طریق یک رویداد «خروج» اتفاق می‌افتد. دو استراتژی خروج متداول عبارت‌اند از:

عرضه اولیه عمومی سهام (Initial Public Offering – IPO)

در این روش، شرکت سهام خود را برای اولین بار در بورس اوراق بهادار به عموم مردم عرضه می‌کند. این کار به شرکت اجازه می‌دهد سرمایه بسیار زیادی جذب کند و به سهامداران اولیه (از جمله VCها) این امکان را می‌دهد که سهام خود را در بازار آزاد بفروشند و سود خود را نقد کنند.

خریداری شدن (Acquisition or M&A)

این متداول‌ترین استراتژی خروج است. در این سناریو، یک شرکت بزرگ‌تر، استارتاپ را خریداری می‌کند. این خرید می‌تواند به دلایل استراتژیک مانند دستیابی به فناوری، تیم یا سهم بازار استارتاپ باشد. با این کار، سرمایه‌گذاران سهام خود را به شرکت خریدار فروخته و از سرمایه‌گذاری خود خارج می‌شوند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “NPC” یعنی چی؟ چرا همه تو لایو تیک‌تاک اینجوری شدن؟

جدول خلاصه لغات تخصصی سرمایه گذاری خطرپذیر

برای مرور سریع، در اینجا جدولی از مهم‌ترین اصطلاحات و تعاریف آن‌ها آورده شده است.

اصطلاح (فارسی) معادل انگلیسی توضیح کوتاه
سرمایه‌گذاری خطرپذیر Venture Capital (VC) تأمین مالی استارتاپ‌های پرپتانسیل در ازای دریافت سهام.
سرمایه‌گذار فرشته Angel Investor فرد ثروتمندی که با پول شخصی در مراحل اولیه سرمایه‌گذاری می‌کند.
سرمایه بذری Seed Funding اولین راند رسمی جذب سرمایه برای توسعه محصول اولیه.
ارزش‌گذاری Valuation فرآیند تعیین ارزش مالی یک شرکت.
برگه شرایط کلیدی Term Sheet سند اولیه شامل شرایط اصلی سرمایه‌گذاری.
جدول سهامداران Cap Table جدولی که ساختار مالکیت و درصد سهام هر فرد را نشان می‌دهد.
رقیق شدن سهام Dilution کاهش درصد مالکیت سهامداران فعلی به دلیل انتشار سهام جدید.
نرخ سوخت Burn Rate سرعتی که شرکت سرمایه خود را برای پوشش هزینه‌ها مصرف می‌کند.
استراتژی خروج Exit Strategy روشی که سرمایه‌گذاران سرمایه و سود خود را از شرکت خارج می‌کنند (مانند IPO یا M&A).
یونیکورن (تک‌شاخ) Unicorn یک استارتاپ خصوصی که به ارزش‌گذاری بیش از ۱ میلیارد دلار دست یافته است.
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Swolemate” یعنی چی؟ (فقط یه رفیق تمرینی ساده نیست!)

نتیجه‌گیری

دنیای سرمایه‌گذاری خطرپذیر ممکن است در ابتدا پیچیده و پر از اصطلاحات ناآشنا به نظر برسد. اما تسلط بر این لغات تخصصی سرمایه گذاری خطرپذیر یک ضرورت استراتژیک برای هر کارآفرین و فعال اکوسیستم استارتاپی است. درک این مفاهیم به شما کمک می‌کند تا با دیدی بازتر وارد مذاکرات شوید، از حقوق خود و شرکتتان دفاع کنید و تصمیمات مالی هوشمندانه‌تری بگیرید. این دانش، مرز بین یک مذاکره موفق و یک توافق ضعیف را تعیین می‌کند و در نهایت، نقشی کلیدی در سرنوشت استارتاپ شما خواهد داشت.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 771

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. کلمه Venture رو من بیشتر در عبارت Joint Venture شنیده بودم. آیا در اینجا هم همون معنای همکاری مشترک رو میده یا صرفاً به معنی ریسک کردنه؟

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود سارا جان! کلمه Venture در اصل به معنای یک ‘پروژه یا فعالیت تجاری جسورانه و ریسک‌دار’ است. در Joint Venture تمرکز بر ‘مشترک بودن’ آن فعالیت بین دو شرکت است، اما در Venture Capital تمرکز بر ‘سرمایه‌ای’ است که وارد این فعالیت‌های پرریسک (استارتاپ‌ها) می‌شود.

  2. تلفظ صحیح کلمه Valuation چطوریه؟ من همیشه بین وا-لیو-ایشن و وَ-لیو-ایشن شک دارم.

    1. آرش عزیز، تلفظ صحیح آن /ˌvæljuˈeɪʃn/ است. یعنی بخش اول با صدای ‘وَ’ (مثل کلمه Value) شروع می‌شود. پیشنهاد می‌کنم به جای کلمه ‘ارزش‌گذاری’، در مکالمات انگلیسی بیزینسی حتماً از خود Valuation استفاده کنی چون رایج‌تر است.

  3. چقدر اصطلاح Angel Investor جالبه. چرا بهشون میگن فرشته؟ آیا اصطلاح دیگه‌ای هم برای این افراد در انگلیسی وجود داره؟

    1. نیلوفر عزیز، این اصطلاح ریشه در تئاترهای برادوی دارد؛ زمانی که افراد ثروتمند برای نجات نمایش‌های در حال شکست پول می‌دادند. در دنیای استارتاپ هم چون در مراحل اولیه و پرخطر کمک می‌کنند، به آن‌ها ‘فرشته’ می‌گویند. معادل‌های دیگر آن Business Angel یا Private Investor هستند.

  4. کلمه Dilution رو من توی آزمایشگاه شیمی شنیده بودم به معنی رقیق کردن. اینجا در بحث سهام دقیقاً چه کاربردی داره؟

    1. دقیقاً همان مفهوم است مهدی جان! وقتی سرمایه‌گذار جدید وارد می‌شود، تعداد کل سهام زیاد شده و درصد مالکیت بنیان‌گذاران قبلی ‘رقیق’ یا کم می‌شود. به این فرآیند در انگلیسی Stock Dilution یا کاهش درصد مالکیت می‌گویند.

  5. من توی سریال Silicon Valley کلمه Term Sheet رو زیاد شنیدم. آیا این یه قرارداد رسمی و قانونیه یا فقط در حد توافق اولیه است؟

    1. نکته خوبی بود زهرا! معمولاً Term Sheet به عنوان Non-binding شناخته می‌شود، یعنی ‘غیر الزام‌آور’. در واقع سندی است که شرایط اصلی معامله (Key Terms) در آن لیست شده تا بعداً بر اساس آن قرارداد نهایی و قانونی نوشته شود.

    1. رضا جان، علاوه بر مبلغ، تفاوت در ‘مرحله رشد’ هم هست. Pre-seed زمانی است که شما هنوز در حال ساخت محصول اولیه (MVP) هستید، اما Seed معمولاً زمانی است که محصول آماده شده و می‌خواهید بازار را تست کنید. کلمه Seed به معنی ‘بذر’ است و استعاره از کاشتن نهال یک کسب‌وکار دارد.

  6. ممنون از آموزش این لغات. لطفا در مورد کلمه Unicorn هم توضیح بدید. خیلی در اخبار استارتاپی شنیده میشه.

    1. حتماً فاطمه عزیز. Unicorn یا ‘تک‌شاخ’ به استارتاپ‌های خصوصی گفته می‌شود که ارزش (Valuation) آن‌ها به بیش از یک میلیارد دلار رسیده باشد. چون این اتفاق خیلی نادر است، از نام این موجود افسانه‌ای استفاده می‌کنند.

    1. خیر علی جان. Capital در بیزینس معانی مختلفی دارد. مثلاً Human Capital به معنی ‘سرمایه انسانی’ (مهارت‌ها و تجربه کارکنان) است. اما در حوزه VC، منظور همان Financial Capital یا منابع مالی است.

  7. من متوجه نشدم کلمه Series A و Series B چرا به این اسم نامگذاری شدن؟ حروف A و B مخفف کلمه خاصی هستند؟

    1. مریم جان، خیر مخفف نیستند. این‌ها صرفاً نشان‌دهنده ترتیب الفبایی راندهای سرمایه‌گذاری هستند. راند اول بعد از مرحله بذری می‌شود A، راند بعدی B و به همین ترتیب. این یک استاندارد نامگذاری در دنیای مالی است.

  8. اصطلاح Pitch Deck رو هم کاش توضیح می‌دادید. توی جلسات با VCها خیلی کاربرد داره.

    1. حق با شماست حسن عزیز. Pitch Deck همان فایل پرزنتیشن (معمولاً ۱۰ تا ۲۰ اسلاید) است که بنیان‌گذاران برای معرفی بیزینس خود به سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهند. فعل Pitch کردن هم به معنی ‘ارائه دادن ایده برای متقاعد کردن دیگران’ است.

  9. خیلی مقاله مفیدی بود. برای من که تازه وارد دنیای کارآفرینی شدم، یادگیری این لغات انگلیسی واقعاً حیاتی بود.

    1. دنیا جان، Stock به برگه‌های سهام در بازار بورس اشاره دارد، اما Equity مفهوم کلی‌تری از ‘مالکیت’ است. در استارتاپ‌ها معمولاً می‌گویند Founders’ Equity یعنی سهم مالکیت بنیان‌گذاران، چه هنوز سهمی صادر شده باشد و چه فقط یک توافق روی کاغذ باشد.

    1. تلفظش /ˌduː ˈdɪlɪdʒəns/ (دو دیلی‌جنس) است. بله، به مرحله‌ای گفته می‌شود که سرمایه‌گذار تمام مدارک و ادعاهای استارتاپ را به دقت بررسی می‌کند تا مطمئن شود مشکلی وجود ندارد. معادل فارسی دقیقش ‘راستی‌آزمایی’ یا ‘ارزیابی موشکافانه’ است.

    1. نگار عزیز، از ریشه Scale به معنی مقیاس می‌آید. Scalability یعنی ‘مقیاس‌پذیری’؛ یعنی توانایی یک بیزینس برای رشد خیلی سریع و بزرگ شدن بدون اینکه هزینه‌هایش به همان اندازه زیاد شود.

    1. بله امیر جان. Burn Rate به سرعتی گفته می‌شود که یک استارتاپ پول نقد خود را خرج می‌کند (می‌سوزاند) قبل از اینکه به سوددهی برسد. معمولاً به صورت ماهیانه بیان می‌شود، مثلاً ‘Our monthly burn rate is $50k’.

  10. ممنون، اصطلاحات خیلی کاربردی بودن. برای آزمون آیلتس هم بخش لغات بیزینس خیلی به کار میاد.

    1. اتفاقاً برعکس، فرزاد عزیز! Exit Strategy یا ‘استراتژی خروج’ یعنی زمانی که بنیان‌گذار و سرمایه‌گذار سهامشان را می‌فروشند و پول خوبی به جیب می‌زنند؛ مثلاً از طریق فروش شرکت به یک کمپانی بزرگتر یا رفتن به بورس (IPO).

  11. برای سرمایه‌گذار کلمه غیررسمی‌تری هم داریم؟ مثلاً توی فیلم‌ها چی میگن؟

    1. تینا جان، کلمه Backer خیلی رایج است. مثلاً می‌گویند: ‘We need to find some financial backers’. کلمه Sponsor هم گاهی استفاده می‌شود اما Backer بار معنایی حمایت‌گری بیشتری دارد.

    1. بهناز عزیز، Pre-money یعنی ارزش شرکت ‘قبل’ از ورود پول جدید. Post-money یعنی ارزش شرکت ‘بعد’ از اضافه شدن مبلغ سرمایه‌گذاری. این تفکیک برای محاسبه دقیق درصد سهام سرمایه‌گذار بسیار حیاتی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *