- آیا هنگام مطالعه مقالات تخصصی مهندسی عمران، با دیدن اصطلاحات تونلسازی پیچیده احساس سردرگمی میکنید؟
- آیا نگران این هستید که در جلسات فنی بینالمللی، منظور دقیق همکاران خود را درباره روشهای حفاری متوجه نشوید؟
- آیا تفاوت ظریف میان واژگانی مثل Boring، Drilling و Excavation در بافتار تونلسازی برایتان مبهم است؟
- آیا به دنبال منبعی هستید که لغات تخصصی را نه فقط به صورت ترجمه، بلکه به صورت مفهومی و کاربردی آموزش دهد؟
یادگیری زبان تخصصی مهندسی، فراتر از حفظ کردن لیست کلمات است؛ این مهارتی است که به شما اعتمادبهنفس میدهد تا در پروژههای بزرگ بینالمللی بدرخشید. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات تونلسازی و لغات ضروری فضاهای زیرزمینی را به زبانی ساده و دستهبندی شده بررسی میکنیم تا یک بار برای همیشه این چالش را پشت سر بگذارید.
| اصطلاح (Term) | توضیح به زبان ساده | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| TBM | دستگاه حفاری تمام مقطع (Tunnel Boring Machine) | The TBM reached the breakthrough point. |
| Overburden | روباره یا ضخامت لایههای زمین بالای سقف تونل | The overburden pressure must be calculated. |
| Lining | پوشش نهایی یا موقت بدنه داخلی تونل | Concrete lining prevents water leakage. |
| Adit | دسترسی افقی به بدنه اصلی تونل | The adit provides ventilation during work. |
بخش اول: مفاهیم پایه و اجزای اصلی تونل
قبل از ورود به مباحث پیچیده، باید با “آناتومی” یک تونل آشنا شوید. در مهندسی عمران، هر بخش از فضای زیرزمینی نام خاص خود را دارد. نگران نباشید اگر در ابتدا این واژهها زیاد به نظر میرسند؛ بسیاری از آنها ریشه در کلمات روزمره دارند که در مهندسی بازتعریف شدهاند.
۱. اجزای هندسی تونل
- Portal: دهانه ورودی یا خروجی تونل. جایی که تونل از سطح زمین شروع میشود.
- Crown: سقف یا بالاترین نقطه در مقطع عرضی تونل.
- Invert: کف تونل یا پایینترین نقطه مقطع.
- Springline: خطی که در آن دیوارههای جانبی به قوس سقف متصل میشوند.
- Face: جبهه کار؛ سطحی که در حال حاضر حفاری روی آن انجام میشود.
۲. فضاهای دسترسی
در پروژههای بزرگ، تنها یک مسیر اصلی وجود ندارد. برای تهویه، انتقال مصالح و دسترسی اضطراری از واژگان زیر استفاده میشود:
- Shaft: شفت یا چاه دسترسی عمودی.
- Cross-passage: راهروی عرضی که معمولاً بین دو تونل موازی برای ایمنی ساخته میشود.
- Cavern: مغار یا فضاهای بزرگ زیرزمینی (مانند ایستگاههای مترو).
بخش دوم: روشهای حفاری و اصطلاحات فنی
یکی از مهمترین بخشهای اصطلاحات تونلسازی، مربوط به روشهای اجرای پروژه است. هر روش واژگان اختصاصی خود را دارد که در گزارشهای فنی بسیار تکرار میشوند.
روش حفاری و انفجار (Drill and Blast)
این روش کلاسیک که هنوز در زمینهای سنگی کاربرد دارد، شامل مراحل زیر است:
- Drilling: ایجاد سوراخ در جبهه کار برای قرار دادن مواد منفجره.
- Charging: بارگذاری مواد منفجره در چالها.
- Mucking: بارگیری و تخلیه سنگهای خرد شده پس از انفجار.
- Scaling: لقگیری یا جدا کردن تکه سنگهای سست از سقف.
روشهای مکانیزه و مدرن
امروزه استفاده از دستگاههای TBM بسیار رایج است. در اینجا با چند اصطلاح کلیدی روبرو هستیم:
- Shield: سپر فلزی دستگاه که از ریزش خاک در حین حفاری جلوگیری میکند.
- Cutterhead: کلهحفار؛ بخش چرخان جلوی دستگاه که دیسکهای برش روی آن نصب شدهاند.
- Segment: قطعات پیشساخته بتنی که بدنه تونل را تشکیل میدهند.
- Grouting: تزریق دوغاب پشت سگمنتها برای پر کردن فضاهای خالی.
بخش سوم: تفاوتهای لهجهای و نگارشی (US vs. UK)
زبان انگلیسی مهندسی در کشورهای مختلف تفاوتهای جزئی دارد که ندانستن آنها ممکن است باعث سوءتفاهم شود. به عنوان یک متخصص، بهتر است این تفاوتها را بشناسید.
| موضوع | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| نحوه نگارش لغت اصلی | Tunneling | Tunnelling |
| متروی شهری | Subway | Underground / Tube |
| پوشش بتنی | Pavement | Carriageway (in tunnels) |
بخش چهارم: سیستمهای نگهداری و تحکیم (Support Systems)
در دنیای اصطلاحات تونلسازی، ایمنی حرف اول را میزند. کلماتی که برای توصیف نگهداری تونل استفاده میشوند، حیاتی هستند.
فرمول ساده برای یادگیری لغات تحکیم:
[Action] + [Method] = Stability
- Installing + Rock bolts: نصب نیل یا بولتهای سنگی برای دوختن لایههای زمین.
- Applying + Shotcrete: پاشش بتن (شاتکریت) برای جلوگیری از هوازدگی.
- Placing + Steel sets: قرار دادن قابهای فولادی در مناطق با فشار زیاد.
اشتباهات رایج در کاربرد واژگان:
- ✅ Correct: The tunnel was excavated through limestone.
- ❌ Incorrect: The tunnel was digged through limestone. (واژه Dig برای کارهای کوچک و غیرمهندسی است).
- ✅ Correct: We need to increase the ventilation rate.
- ❌ Incorrect: We need more airing in the tunnel. (واژه Airing تخصصی نیست).
بخش پنجم: مفاهیم ژئوتکنیکی در تونلسازی
بسیاری از دانشجویان هنگام صحبت درباره زمینشناسی دچار اضطراب میشوند. اما بیایید این واژهها را با دید مهندسی ساده کنیم:
- Groundwater Table: سطح تراز آب زیرزمینی که در حفر تونل بسیار چالشبرانگیز است.
- In-situ stress: تنشهای در جای زمین قبل از اینکه حفاری انجام شود.
- Squeezing ground: زمینهای مچاله شونده که بعد از حفاری به داخل تونل حرکت میکنند.
- Settlement: نشست زمین در سطح، ناشی از عملیات زیرزمینی.
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در مسیر یادگیری اصطلاحات تونلسازی، برخی تصورات اشتباه ممکن است شما را به غلط بیندازد:
- باور غلط ۱: کلمه “Tube” فقط برای متروی لندن است.
واقعیت: در متون مهندسی، Tube میتواند به شکل هندسی خاصی از مقطع تونل نیز اشاره داشته باشد. - باور غلط ۲: “Boring” و “Drilling” یکسان هستند.
واقعیت: Boring معمولاً برای ایجاد حفرههای بزرگ (مثل مقطع تونل) و Drilling برای حفرههای کوچک (مثل چال انفجار) به کار میرود. - باور غلط ۳: هر پوششی در تونل Lining نامیده میشود.
واقعیت: ما پوشش اولیه (Initial Support) و پوشش نهایی (Final Lining) داریم که کاربردهای متفاوتی دارند.
سوالات متداول (FAQ)
۱. بهترین معادل برای NATM در فارسی چیست؟
این مخفف عبارت New Austrian Tunneling Method است که در فارسی به “روش جدید تونلسازی اتریشی” معروف است و بر استفاده از ظرفیت باربری خود زمین تمرکز دارد.
۲. تفاوت واژه Pipe-jacking با Tunneling در چیست؟
در Pipe-jacking، لولهها از یک شفت به داخل زمین رانده میشوند (보통 برای قطرهای کوچک)، در حالی که Tunneling مفهوم عامتری برای ایجاد فضاهای بزرگتر است.
۳. واژه Muck به چه معناست؟
به خاک و سنگ حاصل از حفاری که باید از تونل خارج شود، اصطلاحاً Muck گفته میشود.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات تونلسازی نه تنها دانش فنی شما را نشان میدهد، بلکه پل ارتباطی شما با دنیای مهندسی مدرن است. به یاد داشته باشید که هیچ مهندسی تمام این لغات را در یک روز نیاموخته است. یادگیری زبان تخصصی یک فرآیند گامبهگام است.
پیشنهاد ما این است که ابتدا با اجزای اصلی (مانند Crown و Invert) شروع کنید و سپس به سراغ روشهای حفاری بروید. با تمرین و تکرار این واژهها در گزارشهای خود، به زودی خواهید دید که خواندن پیچیدهترین متون مهندسی نیز برایتان لذتبخش و ساده خواهد شد. دنیای زیرزمین منتظر تخصص شماست، پس با اعتمادبهنفس به مسیر خود ادامه دهید!




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت دقیق Boring و Drilling رو خیلی خوب توضیح دادید. فقط یک سوال، آیا Boring همیشه برای فضاهای بزرگ استفاده میشه؟
سلام آرش عزیز، بله دقیقاً. واژه Boring معمولاً برای ایجاد حفرههای بزرگ (مثل تونل) با ماشینآلات سنگین استفاده میشه، در حالی که Drilling بیشتر برای سوراخهای با قطر کم و عمیق (مثل چاه) به کار میره.
من همیشه کلمه Lining رو با Coating اشتباه میگرفتم. ممنون که شفافسازی کردید.
خواهش میکنم سارا جان. نکته هوشمندانهای بود؛ Lining برای پوشش داخلی سطوح (مثل بدنه تونل) استفاده میشه، اما Coating معمولاً یک لایه محافظ روی سطح خارجی هست.
اصطلاح Breakthrough که در مثال TBM آوردید، در فضای غیرمهندسی هم کاربرد داره؟
بله مهدی عزیز، Breakthrough یک اصطلاح بسیار پرکاربرد در انگلیسی عمومی هم هست و به معنی ‘موفقیت بزرگ’ یا ‘پیشرفت غیرمنتظره’ در یک پروژه یا تحقیق علمی استفاده میشه.
تلفظ صحیح Adit به چه صورته؟ استرس روی بخش اوله یا دوم؟
نیلوفر عزیز، در کلمه Adit استرس روی بخش اول هست: /ˈæd.ɪt/. یادت باشه که این کلمه در مهندسی معدن و تونل بسیار کلیدی هست.
آیا کلمه Overburden فقط برای ضخامت خاک استفاده میشه یا برای فشار وارده هم به کار میره؟
علیرضا جان، Overburden هم به خودِ لایههای زمین بالای تونل اشاره داره و هم در ترکیب Overburden pressure برای توصیف فشار ناشی از اون لایهها استفاده میشه.
کلمه Excavation خیلی رسمی به نظر میاد. آیا معادل عامیانهتری هم در محیط کارگاه برای ‘حفاری’ دارن؟
مریم عزیز، در محیطهای غیررسمیتر ممکنه از فعل Digging استفاده کنن، اما در گزارشهای فنی و جلسات مهندسی، حتماً باید از Excavation استفاده کنی تا حرفهای به نظر برسی.
من شنیدم به سنگهای خرد شده حاصل از حفاری میگن Muck. درسته؟
دقیقاً امیرحسین جان! Muck کلمهای هست که مهندسان برای مواد حفاری شده (خاک و سنگ) که باید از تونل خارج بشه استفاده میکنن. اصطلاح Mucking out هم به عمل تخلیه این مواد گفته میشه.
واقعاً کاربردی بود. اگر ممکنه در مورد تفاوت Shaft و Adit هم بیشتر توضیح بدید.
حتماً بهناز جان. Adit یک ورودی افقی یا شیبدار هست، اما Shaft یک چاه عمودی هست که برای دسترسی به تونل یا تهویه حفر میشه. هر دو راه دسترسی هستن اما با جهتهای متفاوت.
برای نوشتن یک مقاله ISI در مورد تونلسازی، استفاده از کلمه Segments به جای Lining اشتباهه؟
رضا عزیز، خیر اشتباه نیست. Segments در واقع قطعات پیشساختهای هستن که Lining رو تشکیل میدن. یعنی شما میتونید بگید: Segmental Lining.
مثالهایی که برای TBM زدید خیلی به درکم از متنهای تخصصی کمک کرد. خسته نباشید.
آیا کلمه Face در تونلسازی همون معنی جبهه کار رو میده؟
بله حامد جان، Tunnel Face دقیقاً به معنای ‘سینه کار’ یا ‘جبهه کار’ هست، یعنی جایی که حفاری در حال انجامه.
من توی یک ویدیو یوتیوب شنیدم که میگفتن Grouting. این هم جزو لغات پایه محسوب میشه؟
سپیده عزیز، بله Grouting به معنای ‘تزریق دوغاب’ هست و برای تثبیت خاک اطراف تونل یا پر کردن فضاهای خالی پشت Lining بسیار حیاتیه.
مقاله خیلی کامل بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مرتبط با ‘نشست زمین’ (Settlement) هم مطلب بذارید.
ممنون از پیشنهادت فرزاد جان. Settlement یکی از چالشهای اصلی تونلسازی در مناطق شهری هست و حتماً در مقالات بعدی بهش میپردازیم.
تفاوت Portal با Entrance در بافتار تونل چیه؟
الناز جان، Portal واژهای تخصصیتر هست که به سازه ورودی و خروجی تونل (دهانه تونل) گفته میشه، در حالی که Entrance عمومیتره.
دمتون گرم، برای منی که تازه وارد این رشته شدم خیلی مفید بود. اصطلاح Support system رو هم کاش توضیح میدادید.
کلمه Advance rate به چه معناست؟ در مورد سرعت TBM شنیدمش.
جواد عزیز، Advance rate یعنی ‘نرخ پیشروی’، یعنی در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً یک روز) چند متر از تونل حفاری شده.
این لغات برای آزمونهای تخصصی زبان دکتری عمران هم کاربرد داره؟
صد در صد رویا جان. کلماتی مثل Excavation و Overburden از لغات پرتکرار در متون تخصصی آزمونهای تحصیلات تکمیلی هستن.
یک سوال: آیا TBM فقط برای خاکهای نرمه؟ چون کلمه Boring من رو یاد سنگ میاندازه.
سوال خوبیه امید جان. TBMها انواع مختلفی دارن (Hard Rock و Soft Ground). پس برای هر دو نوع زمین از کلمه Boring استفاده میشه.
خیلی ممنون. کاش لیست کلمات رو به صورت PDF هم برای دانلود میذاشتید.
کلمه Invert و Crown هم در بخش اجزای تونل خیلی مهم هستن. Crown سقف تونل و Invert کف تونل میشه.
ممنون پیمان عزیز که این دو لغت کلیدی رو اضافه کردی. کاملاً درسته، Crown بالاترین نقطه قوس و Invert پایینترین نقطه هست.