- آیا با مفاهیم پایهای مانند “تار و پود” یا “گراماژ پارچه” آشنا هستید؟
- تفاوت بین الیاف طبیعی، مصنوعی و بازیافتی در چیست و هرکدام چه کاربردی دارند؟
- فرآیندهای کلیدی در تولید پارچه از ریسندگی تا رنگرزی و تکمیل شامل چه مراحلی میشوند؟
- مهمترین لغات تخصصی نساجی که برای ورود به صنعت پوشاک باید بدانید کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری از پرسشهای دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای نساجی و پوشاک پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که در نگاه اول ممکن است پیچیده به نظر برسند. اما برای هر کسی که قصد فعالیت در این صنعت پویا را دارد، از طراحان لباس گرفته تا تولیدکنندگان و بازرگانان، تسلط بر لغات تخصصی نساجی یک ضرورت مطلق است. شناخت این واژگان نه تنها به شما کمک میکند تا با متخصصان این حوزه به زبان مشترک صحبت کنید، بلکه درک عمیقتری از کیفیت، ویژگیها و فرآیندهای تولید پارچه و لباس به شما میدهد. با ما همراه باشید تا سفری به دنیای جذاب اصطلاحات کلیدی صنعت نساجی و پوشاک داشته باشیم.
مفاهیم پایه: از الیاف تا پارچه
هر سفری یک نقطه شروع دارد و نقطه شروع در دنیای نساجی، الیاف است. الیاف، رشتههای نازک و بلندی هستند که ماده اولیه تشکیلدهنده نخ و در نهایت پارچه محسوب میشوند. درک دستهبندی الیاف، اولین قدم برای یادگیری لغات تخصصی نساجی است.
انواع الیاف (Fibers)
الیاف به طور کلی به دو دسته اصلی طبیعی و مصنوعی (ساخت بشر) تقسیم میشوند:
- الیاف طبیعی (Natural Fibers): این الیاف مستقیماً از منابع طبیعی گیاهی یا حیوانی به دست میآیند.
- گیاهی (Plant-based): مانند پنبه (Cotton)، کتان (Linen)، کنف (Hemp) و جوتی (Jute). پنبه به دلیل نرمی و تنفسپذیری، پرکاربردترین لیف طبیعی در جهان است.
- حیوانی (Animal-based): مانند پشم (Wool) که از گوسفند به دست میآید، ابریشم (Silk) که از پیله کرم ابریشم تولید میشود و کشمیر (Cashmere) که از بز کشمیر به دست میآید.
- الیاف مصنوعی (Man-made Fibers): این الیاف از طریق فرآیندهای شیمیایی تولید میشوند و خود به دو زیرگروه تقسیم میگردند:
- بازیافتی (Regenerated): این الیاف از منابع طبیعی سلولزی مانند چوب درختان ساخته میشوند اما فرآیند تولید آنها شیمیایی است. معروفترین آنها ویسکوز (Viscose)، مودال (Modal) و لیوسل (Lyocell) هستند.
- سنتتیک (Synthetic): این الیاف کاملاً از مواد شیمیایی و پتروشیمیایی تولید میشوند. پلیاستر (Polyester)، نایلون (Nylon)، اکریلیک (Acrylic) و اسپندکس (Spandex) در این دسته قرار دارند.
از لیف تا نخ: فرآیند ریسندگی (Spinning)
پس از تهیه الیاف، آنها باید به نخ تبدیل شوند. این فرآیند ریسندگی نام دارد. در این مرحله، الیاف کوتاه (Staple Fibers) یا بلند (Filament Fibers) به دور هم تابیده شده و رشتهای پیوسته به نام نخ (Yarn) را تشکیل میدهند.
- نمره نخ (Yarn Count/Number): یکی از مهمترین لغات تخصصی نساجی است که به ظرافت یا ضخامت نخ اشاره دارد. سیستمهای نمرهگذاری مختلفی مانند سیستم انگلیسی (Ne) برای پنبه و سیستم دنیر (Denier) برای الیاف سنتتیک وجود دارد. هرچه نمره نخ بالاتر باشد (در سیستم Ne)، نخ ظریفتر است.
- تاب نخ (Yarn Twist): به میزان پیچش الیاف به دور یکدیگر در واحد طول گفته میشود. تاب نخ بر استحکام، ظاهر و زیردست (حس لامسه) پارچه تأثیر مستقیم دارد. تاب نخ میتواند به صورت “S” یا “Z” باشد.
تولید پارچه: بافندگی و کشبافی
پس از تولید نخ، نوبت به ساخت پارچه میرسد. دو روش اصلی برای تبدیل نخ به پارچه وجود دارد: بافندگی (Weaving) و کشبافی یا تریکوبافی (Knitting).
پارچههای تاری-پودی (Woven Fabrics)
این پارچهها از در هم تنیدن دو دسته نخ عمود بر هم به نام تار (Warp) و پود (Weft) تولید میشوند. نخهای تار به صورت طولی در دستگاه بافندگی قرار میگیرند و نخهای پود به صورت عرضی از میان آنها عبور میکنند.
- تراکم بافت (Fabric Density): به تعداد نخهای تار و پود در یک اینچ یا سانتیمتر مربع از پارچه گفته میشود. تراکم بالاتر معمولاً به معنای پارچهای محکمتر و با کیفیتتر است.
- انواع بافت (Weave Types): ساختارهای مختلف درهمتنیدگی تار و پود، انواع بافت را ایجاد میکنند. سه بافت اصلی عبارتند از:
- بافت ساده یا تافته (Plain Weave): سادهترین و محکمترین نوع بافت که در آن هر نخ پود به صورت یکی در میان از زیر و روی یک نخ تار عبور میکند. پارچههایی مانند پوپلین و چیت این نوع بافت را دارند.
- بافت سرژه (Twill Weave): این بافت خطوط مورب مشخصی روی سطح پارچه ایجاد میکند. پارچه جین (Denim) معروفترین مثال از بافت سرژه است. این بافت انعطافپذیری بیشتری نسبت به بافت ساده دارد.
- بافت ساتن (Satin/Sateen Weave): در این نوع بافت، نخها با فاصله از روی هم عبور میکنند که باعث ایجاد سطحی بسیار صاف، براق و لطیف میشود.
پارچههای حلقوی یا کشباف (Knitted Fabrics)
این پارچهها برخلاف پارچههای تاری-پودی، از یک یا چند نخ ممتد که به صورت حلقههایی در هم تنیده شدهاند، تشکیل میشوند. این ساختار حلقوی به پارچههای کشباف خاصیت کشسانی و انعطافپذیری بالایی میبخشد. تیشرتها، جورابها و لباسهای ورزشی اغلب از این نوع پارچه هستند.
- بافت جودون (Jersey Knit): سادهترین نوع بافت حلقوی که یک روی صاف و یک روی طرحدار (حلقههای برجسته) دارد. پارچه تیشرت یک مثال کلاسیک است.
- بافت ریب (Rib Knit): این بافت دارای خطوط عمودی برجسته در هر دو روی پارچه است و کشسانی عرضی بسیار بالایی دارد. معمولاً برای سرآستین و یقه لباسها استفاده میشود.
- بافت اینترلاک (Interlock Knit): این پارچه مانند دو لایه جودون است که به هم بافته شدهاند و هر دو روی آن کاملاً صاف است. این پارچه ضخیمتر و باثباتتر از جودون است.
فرآیندهای تکمیلی: رنگرزی و چاپ
پارچهای که مستقیماً از دستگاه بافندگی یا کشبافی خارج میشود، پارچه خام (Greige Fabric) نامیده میشود. این پارچه باید مراحل مختلفی را طی کند تا به محصول نهایی قابل استفاده تبدیل شود. این مراحل در مجموع به عنوان “تکمیل” (Finishing) شناخته میشوند.
آمادهسازی و رنگرزی (Preparation & Dyeing)
قبل از رنگرزی، پارچه خام باید تمیز و آماده شود. این فرآیند شامل مراحل زیر است:
- آهارگیری (Desizing): حذف مواد آهار که برای افزایش استحکام نخهای تار در مرحله بافندگی به آنها زده میشود.
- مرسریزه کردن (Mercerization): فرآیندی که روی پارچههای پنبهای انجام میشود تا درخشندگی، استحکام و قدرت جذب رنگ آنها افزایش یابد.
- سفیدگری (Bleaching): حذف رنگ طبیعی الیاف برای به دست آوردن یک زمینه کاملاً سفید قبل از رنگرزی یا چاپ.
پس از آمادهسازی، پارچه وارد مرحله رنگرزی (Dyeing) میشود. رنگرزی میتواند در مراحل مختلفی از تولید انجام شود: رنگرزی الیاف، رنگرزی نخ یا رنگرزی پارچه.
چاپ (Printing)
چاپ فرآیندی است که در آن طرح یا رنگ به صورت موضعی روی سطح پارچه اعمال میشود. انواع مختلفی از چاپ وجود دارد:
- چاپ اسکرین یا سیلک (Screen Printing): یکی از متداولترین روشها که در آن از یک توری با منافذ مشخص برای انتقال رنگ به پارچه استفاده میشود.
- چاپ روتاری (Rotary Printing): نسخهی صنعتی و سریعتر چاپ اسکرین که برای تولید انبوه استفاده میشود.
- چاپ دیجیتال (Digital Printing): مدرنترین روش که مانند یک پرینتر جوهرافشان، طرح را مستقیماً روی پارچه چاپ میکند و برای تیراژهای پایین و طرحهای پیچیده ایدهآل است.
- چاپ حرارتی یا سابلیمیشن (Heat Transfer/Sublimation): در این روش، طرح روی یک کاغذ مخصوص چاپ شده و سپس با استفاده از حرارت و فشار به پارچه (معمولاً پلیاستر) منتقل میشود.
اصطلاحات کلیدی در صنعت پوشاک و کنترل کیفیت
پس از تولید و تکمیل پارچه، نوبت به مرحله تولید لباس میرسد. در این بخش نیز با مجموعهای از لغات تخصصی نساجی و پوشاک روبرو هستیم.
برش و دوخت
- الگو (Pattern): نقشه قطعات مختلف یک لباس که بر روی کاغذ یا به صورت دیجیتال طراحی میشود و برای برش پارچه از آن استفاده میشود.
- مارکر (Marker): چیدمان بهینه الگوها بر روی طاقه پارچه برای به حداقل رساندن ضایعات و دورریز پارچه.
- درز (Seam): خطی که در آن دو یا چند لایه پارچه به یکدیگر دوخته میشوند.
- دوخت زنجیرهای (Chain Stitch): نوعی دوخت که با یک نخ ایجاد میشود و ظاهری شبیه به زنجیر دارد. کشسانی بیشتری دارد اما به راحتی شکافته میشود.
- دوخت قفلی (Lockstitch): متداولترین نوع دوخت که با دو نخ (یکی از رو و یکی از زیر) ایجاد میشود و بسیار محکم و با دوام است.
مفاهیم کنترل کیفیت
کیفیت پارچه و لباس نهایی با معیارهای مختلفی سنجیده میشود. آشنایی با این اصطلاحات برای ارزیابی محصول ضروری است.
| اصطلاح (Term) | توضیح (Description) |
|---|---|
| گراماژ (GSM – Grams per Square Meter) | وزن پارچه در واحد سطح (گرم بر متر مربع). این معیار نشاندهنده ضخامت و تراکم پارچه است. گراماژ بالاتر معمولاً به معنای پارچه ضخیمتر و سنگینتر است. |
| آبرفت (Shrinkage) | درصد کاهش ابعاد پارچه یا لباس پس از شستشو. کنترل آبرفت یکی از مهمترین مراحل تکمیل پارچه است. |
| ثبات رنگ (Color Fastness) | مقاومت رنگ پارچه در برابر عوامل مختلفی مانند شستشو، نور خورشید، سایش و تعریق. |
| پیلینگ یا پرزدهی (Pilling) | تمایل سطح پارچه به تشکیل گلولههای کوچک الیاف در اثر سایش. این پدیده در الیاف کوتاه و مصنوعی شایعتر است. |
| زیردست (Hand/Handle) | توصیف حسی که از لمس کردن پارچه به دست میآید. اصطلاحاتی مانند نرم، زبر، خشک، لغزنده و لطیف برای توصیف زیردست به کار میروند. |
تسلط بر این لغات تخصصی نساجی و پوشاک به شما یک دیدگاه حرفهای و عمیق برای تحلیل، خرید، تولید و فروش محصولات در این صنعت بزرگ میبخشد. این واژگان زبان مشترک بین تمام فعالان این حوزه است و دانستن آنها شما را یک گام بزرگ به جلو میبرد.




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت دقیق بین Fabric و Textile چی هست؟ من همیشه این دو تا رو به جای هم استفاده میکردم.
سارای عزیز، سوال بسیار هوشمندانهای بود! Textile یک اصطلاح کلیتر هست که شامل الیاف، نخ و پارچه (هر چیزی که بافته بشه) میشه. اما Fabric اختصاصاً به همان محصول نهایی یا «پارچه» گفته میشه که برای دوخت لباس یا پرده استفاده میکنیم. در واقع هر Fabric یک نوع Textile هست، اما هر Textile لزوماً Fabric نیست.
اصطلاح Warp and Weft رو توی یه فیلم شنیدم که به صورت استعاری استفاده شده بود. برام جالب بود که اینجا معادل فنیش رو یاد گرفتم.
تلفظ کلمه Synthetic برای من یکم سخته. میشه بگید تاکید یا Stress کلمه روی کدوم بخش هست؟
زهرا جان، در کلمه Synthetic /sɪnˈθet.ɪk/ استرس روی بخش دوم یعنی «the» هست. میتونی اینطوری تمرین کنی: سین-ثِ-تیک.
آیا برای «نخ» کلمات دیگهای هم جز Yarn داریم؟ مثلاً Thread چه تفاوتی باهاش داره؟
امیرحسین عزیز، بله تفاوت ظریفی دارن. Yarn معمولاً به نخی گفته میشه که برای بافندگی (Knitting or Weaving) استفاده میشه و ضخیمتره. اما Thread نخی هست که برای دوخت و دوز (Sewing) با چرخ خیاطی یا سوزن به کار میره.
در مورد GSM یا همون گراماژ، آیا اصطلاح دیگهای هم در انگلیسی برای ضخامت پارچه به کار میره؟
نیلوفر جان، علاوه بر GSM که مخفف Grams per Square Meter هست، اصطلاح Fabric Weight هم به طور کلی استفاده میشه که پارچهها رو به دستههای Light-weight، Medium-weight و Heavy-weight تقسیم میکنه.
خیلی مقاله کاربردی بود، مخصوصاً بخش مربوط به الیاف بازیافتی یا Recycled fibers که امروزه خیلی ترند شده.
کلمه Spinning فقط به معنی ریسندگی هست یا در زبان روزمره هم کاربرد داره؟
سپیده عزیز، Spinning در نساجی به معنی ریسندگیه، اما در زبان روزمره به معنی «چرخیدن» (مثل چرخیدن سر) یا حتی در ورزش به دوچرخهسواری سالنی هم گفته میشه. همچنین اصطلاح Spin a yarn رو داریم که به معنی داستانسرایی و طول و تفصیل دادن به یک ماجراست!
میشه لطفاً بگید فعل Dyeing با Dieing (مردن) از نظر تلفظ تفاوتی داره یا نه؟
حامد جان، این دو کلمه Homophones هستند، یعنی دقیقاً مثل هم تلفظ میشن (/daɪ.ɪŋ/). تنها راه تشخیصشون توی جمله و از طریق کلمات اطراف (Context) هست.
اصطلاح Finishing در نساجی دقیقاً شامل چه کارهایی میشه؟ آیا معادل فارسی دیگهای هم داره؟
نگار عزیز، در فارسی بهش «تکمیل» میگیم. شامل تمام فرآیندهایی هست که بعد از بافت روی پارچه انجام میشه تا ظاهر، لمس و کاراییش بهتر بشه؛ مثل ضدآب کردن یا ضدچروک کردن پارچه.
بسیار عالی. اگر ممکنه در مورد اصطلاحات بخش بازرگانی پوشاک مثل Lead time هم در مقالات بعدی بنویسید.
آیا برای «پنبه خالص» باید بگیم Pure Cotton یا 100% Cotton؟ کدومش رایجتره؟
مریم جان، هر دو استفاده میشن، اما روی برچسب لباسها (Care labels) معمولاً عبارت 100% Cotton رایجتر و استانداردتر هست.
تفاوت بین Weaving و Knitting رو همیشه قاطی میکنم. میشه یه راهنمایی بکنید؟
فرزانه عزیز، یک راه ساده برای یادگیری: Weaving (تار و پودی) مثل پارچههای پیراهنی هست که از تلاقی دو ردیف نخ درست میشه. اما Knitting (گردباف یا کشباف) مثل بافتنیها یا تیشرتهاست که از گره خوردن یک نخ در خودش ایجاد میشه.
مقاله خیلی کامل بود. من که توی کار واردات پارچه هستم خیلی از لغات تخصصی مثل Raw materials برام کاربردی بود.
کلمه Man-made fibers همون Synthetic fibers هست؟
غزل جان، تقریباً بله. Man-made یک اصطلاح کلیتره که شامل الیاف کاملاً مصنوعی (مثل نایلون) و الیاف بازیافتی از طبیعت (مثل ویسکوز) میشه.
ممنون. کلمه Garment دقیقا چه فرقی با Clothes داره؟
شاهین عزیز، Garment یک کلمه رسمیتر و صنعتیتر هست. در صنعت و تجارت به جای لباس از «پوشاک» یا Garment استفاده میکنیم، در حالی که Clothes کلمهای عمومی برای استفاده روزمره است.
اصطلاح Natural fibers شامل چرم (Leather) هم میشه؟
مهسا جان، Leather معمولاً در دستهبندی Textiles قرار نمیگیره چون بافته نمیشه، اما منشأ طبیعی داره. وقتی صحبت از الیاف طبیعی یا Natural fibers هست، بیشتر منظور پنبه، پشم، ابریشم و کتان هست.
فکر میکنم یادگیری این لغات برای کسانی که میخوان توی آزمونهای آیلتس در مورد محیط زیست و صنایع صحبت کنن هم خیلی مفیده.
معادل انگلیسی «پارچه جین» چی میشه؟ فقط Denim بگیم کافیه؟
پریسا جان، بله Denim نام خود پارچه هست. Jeans به شلواری گفته میشه که از جنس Denim ساخته شده باشه.
برای پارچههایی که ترکیبی از دو نوع الیاف هستن چه اصطلاحی به کار میره؟
کاوه عزیز، به این نوع پارچهها Blended fabrics گفته میشه. مثلاً Cotton-Polyester blend یکی از معروفترین اونهاست.
تلفظ Wool (پشم) گاهی با Will اشتباه میشه. نکتهای داره؟
دنیای عزیز، بله! در Wool صدای /ʊ/ کوتاه (مثل کلمه Book) داریم، اما در Will صدای /ɪ/ کوتاه (مثل Sit) شنیده میشه. دقت به گرد شدن لبها در Wool خیلی کمک میکنه.