- آیا هنگام مطالعه مقالات علمی یا کاتالوگهای دستگاههای خارجی، در میان انبوهی از لغات تخصصی مهندسی نساجی سردرگم میشوید؟
- آیا تفاوت دقیق اصطلاحات فنی مانند Tenacity و Strength را در توصیف الیاف میدانید؟
- آیا برای شرکت در آزمونهای تخصصی یا مصاحبههای کاری در صنعت نساجی، احساس میکنید دایره لغات انگلیسیتان نیاز به تقویت دارد؟
- آیا به دنبال منبعی هستید که مفاهیم پیچیده ریسندگی را به زبان ساده و با معادلهای دقیق فارسی توضیح دهد؟
یادگیری زبان تخصصی نساجی، به ویژه در بخش الیاف و ریسندگی، شباهت زیادی به یادگیری یک زبان جدید دارد؛ زبانی که در آن هر واژه بار فنی و مهندسی خاصی را حمل میکند. در این راهنمای جامع، ما قصد داریم لغات تخصصی مهندسی نساجی را به شکلی ساختاریافته و از ساده به پیچیده بررسی کنیم تا شما بتوانید با اعتماد به نفس کامل، متون تخصصی را مطالعه کرده و در محیطهای حرفهای ارتباط برقرار کنید.
| اصطلاح تخصصی (Term) | معادل فارسی (Equivalent) | کاربرد اصلی (Primary Usage) |
|---|---|---|
| Staple Fiber | لیف بریده (کوتاه) | الیافی با طول محدود مانند پنبه یا پشم |
| Filament | فیلامنت (یکسره) | الیاف با طول نامحدود مانند ابریشم یا نایلون |
| Yarn Count | نمره نخ | بیانگر ظرافت یا ضخامت نخ |
| Drafting | کشش | نازک کردن دسته الیاف در فرآیند ریسندگی |
| Tenacity | ظرافتتابی (استحکام نسبی) | میزان نیروی لازم برای پاره کردن لیف بر اساس نمره آن |
بنیان مهندسی نساجی: واژگان کلیدی الیاف (Fiber Science)
اولین گام در تسلط بر لغات تخصصی مهندسی نساجی، شناخت الیاف است. در دنیای آکادمیک، الیاف به دو دسته کلی تقسیم میشوند که هر کدام اصطلاحات منحصر به فرد خود را دارند. نگران نباشید اگر در ابتدا این اسامی زیاد به نظر میرسند؛ با تکرار و مشاهده کاربرد آنها در صنعت، ملکه ذهن شما خواهند شد.
دستهبندی الیاف از نظر منشاء
- Natural Fibers: الیاف طبیعی که شامل الیاف گیاهی (Vegetable/Cellulosic) و حیوانی (Protein) میشود.
- Man-made / Synthetic Fibers: الیاف بشرساخت یا مصنوعی که در آزمایشگاهها تولید میشوند.
- Regenerated Fibers: الیاف بازیافتی که از پلیمرهای طبیعی با فرآیندهای شیمیایی ساخته میشوند (مانند ویسکوز).
خواص فیزیکی و مکانیکی الیاف
برای توصیف کیفیت یک لیف، مهندسان از واژگان دقیقی استفاده میکنند. در اینجا چند مورد از حیاتیترین آنها آورده شده است:
- Hygroscopicity: قابلیت جذب رطوبت. این ویژگی برای راحتی پوشش بسیار مهم است.
- Crimp: موج یا تجعد لیف. الیاف پشم به طور طبیعی دارای Crimp هستند که به خاصیت ارتجاعی کمک میکند.
- Luster: جلا یا درخشندگی لیف. الیاف فیلامنتی معمولاً Luster بیشتری نسبت به الیاف Staple دارند.
- Elongation at Break: میزان زیاد شدن طول لیف در لحظه پارگی که به صورت درصد بیان میشود.
سفر از لیف به نخ: واژگان تخصصی فرآیند ریسندگی (Spinning)
فرآیند ریسندگی یا Spinning، هنر و علم تبدیل الیاف پراکنده به یک رشته ممتد به نام نخ است. این بخش شامل ماشینآلات و مراحل متعددی است که هر کدام لغات تخصصی خاص خود را دارند. بیایید این مراحل را به صورت گامبهگام بررسی کنیم.
مراحل مقدماتی ریسندگی (Preparatory Processes)
- Opening and Cleaning: باز کردن عدلهای الیاف و زدودن ناخالصیها (Trash).
- Carding (کاردینگ/شانه زدن مقدماتی): در این مرحله الیاف به صورت موازی درآمده و به شکل یک لایه نازک به نام Sliver (فتیله) خارج میشوند.
- Combing (شانه زنی): فرآیندی اختیاری برای تولید نخهای با کیفیت بالا (Combed Yarn) که الیاف کوتاه را حذف میکند.
- Drawing: مخلوط کردن چندین فتیله و اعمال کشش برای یکنواختسازی نهایی.
تکنولوژیهای ریسندگی
بسته به نوع نخ مورد نیاز، از سیستمهای مختلفی استفاده میشود:
- Ring Spinning: قدیمیترین و متداولترین روش که با استفاده از مسافر (Traveler) و رینگ، تاب و کشش اعمال میکند.
- Open-end (Rotor) Spinning: روشی سریعتر که برای تولید نخهای ضخیمتر و ارزانتر به کار میرود.
- Air-jet Spinning: استفاده از جریان هوای فشرده برای ایجاد تاب در نخ.
تفاوتهای اصطلاحی در لهجههای انگلیسی (US vs. UK)
در زبان تخصصی نساجی، تفاوتهای اندکی بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد که دانستن آنها برای یک متخصص ضروری است. به یاد داشته باشید که هر دو شکل صحیح هستند، اما ثبات در استفاده از یک لهجه در نگارش مقالات توصیه میشود.
| موضوع | انگلیسی بریتانیایی (UK) | انگلیسی آمریکایی (US) |
|---|---|---|
| املای کلمه لیف | Fibre | Fiber |
| واحد وزن پنبه | Gramme | Gram |
| املای درخشش | Lustre | Luster |
| واحد طول (در برخی متون قدیمی) | Metre | Meter |
ساختارهای دستوری پرکاربرد در متون نساجی
بسیاری از دانشجویان نساجی هنگام توصیف فرآیندها دچار اشتباه میشوند. بهترین ساختار برای توضیح مراحل تولید، استفاده از Passive Voice یا حالت مجهول است. چرا؟ چون در مهندسی، تمرکز بر روی محصول و فرآیند است، نه شخصی که آن را انجام میدهد.
فرمول مجهول در نساجی: Object + be (am/is/are) + Past Participle
- ✅ Correct: The cotton fibers are cleaned in the blowroom. (الیاف پنبه در سالن حلاجی تمیز میشوند.)
- ❌ Incorrect: The machine clean the cotton fibers. (این جمله از نظر گرامری ضعیف است و در متون علمی استفاده نمیشود.)
همچنین برای توصیف ویژگیها از صفتهای مرکب استفاده کنید:
- High-tenacity fibers (الیاف با استحکام بالا)
- Short-staple cotton (پنبه با طول لیف کوتاه)
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان در ابتدای راه دچار سوءتفاهمهای اصطلاحی میشوند. بیایید چند مورد را شفافسازی کنیم:
1. اشتباه گرفتن Spinning با Weaving
بسیاری تصور میکنند هر دو به معنای پارچهبافی هستند. اما Spinning به معنای تولید نخ از الیاف است، در حالی که Weaving مرحله بعدی یعنی تبدیل نخ به پارچه (تاری-پودی) است.
2. کاربرد غلط Strength به جای Tenacity
در حالی که در زبان عمومی هر دو به معنای “قدرت” هستند، در لغات تخصصی مهندسی نساجی، کلمه Tenacity به معنای استحکام نسبت به وزن (نمره) است و واحد آن معمولاً cN/tex یا g/den میباشد.
3. نمره نخ مستقیم در مقابل معکوس
فراموش نکنید که در سیستمهای مستقیم (Direct) مانند Tex و Denier، هرچه عدد بزرگتر باشد نخ ضخیمتر است. اما در سیستمهای معکوس (Indirect) مانند English Count (Ne)، هرچه عدد بزرگتر باشد نخ ظریفتر است.
سوالات متداول (FAQ)
بهترین روش برای حفظ کردن لغات تخصصی نساجی چیست؟
استفاده از “فلشکارت” و مشاهده فیلمهای یوتیوب از نحوه کارکرد ماشینآلات نساجی بهترین راه است. وقتی حرکت قطعات را میبینید و همزمان نام انگلیسی آنها را میشنوید، یادگیری عمیقتر اتفاق میافتد.
آیا یادگیری لغات قدیمی ریسندگی هنوز لازم است؟
بله، زیرا بسیاری از مفاهیم نوین ریسندگی (مانند نانو-ریسندگی) بر پایه همان اصول کلاسیک بنا شدهاند و اصطلاحات پایهای همچنان در مقالات مدرن تکرار میشوند.
تفاوت Yarn و Thread در چیست؟
به طور کلی Yarn اصطلاح عام برای نخهایی است که در بافندگی استفاده میشود، اما Thread معمولاً به نخهای خیاطی که ظریفتر و مقاومتر هستند اطلاق میگردد.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی مهندسی نساجی در حوزه الیاف و ریسندگی، دریچهای رو به دنیای تکنولوژیهای نوین و فرصتهای شغلی بینالمللی است. از یادگیری تفاوتهای ظریف بین Staple و Filament گرفته تا درک پیچیدگیهای سیستمهای نمره دهی نخ، هر کلمهای که میآموزید ابزاری است برای درک بهتر این صنعت عظیم.
فراموش نکنید که یادگیری زبان تخصصی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. با مطالعه روزانه حتی ۵ لغت و بررسی کاربرد آنها در متون فنی، پس از مدتی کوتاه متوجه خواهید شد که مقالات تخصصی دیگر برایتان “متونی ناآشنا” نیستند، بلکه منابعی الهامبخش برای پیشرفت حرفهای شما هستند. به مسیر خود ادامه دهید و از هر اشتباهی به عنوان فرصتی برای یادگیری دقیقتر استفاده کنید.




سلام و خسته نباشید. واقعاً به همچین منبعی نیاز داشتم. همیشه بین Tenacity و Strength توی متون انگلیسی مهندسی نساجی سردرگم میشدم. توضیحتون کمک کرد تفاوت دقیق این دو واژه رو بهتر بفهمم. آیا در مکالمات روزمره یا غیرتخصصی هم این دو واژه با این دقت استفاده میشن؟
سلام علی جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. در انگلیسی عامیانه، کلمه ‘Strength’ کاربرد بسیار گستردهتری داره و معمولاً به معنای کلی قدرت یا استحکام به کار میره. اما ‘Tenacity’ یک اصطلاح تخصصی در علم مواد و نساجی است که به مقاومت یک الیاف یا نخ در برابر شکستگی تحت کشش، نسبت به وزن یا ضخامت خودش اشاره میکنه. پس در مکالمات روزمره، به ندرت ‘Tenacity’ رو میشنوید، مگر اینکه بحث فنی باشه.
ممنون از مقاله جامع و کاربردیتون! برای ما که دانشجوی نساجی هستیم، این واژهنامه واقعاً راهگشاست. کاش برای تلفظ صحیح این کلمات، مثلاً Filament یا Drafting، هم یه راهنما یا فایل صوتی کوچیک اضافه میکردید. گاهی تلفظ صحیح کلمات تخصصی خیلی چالشبرانگیزه.
ممنون از پیشنهاد خوبتون فاطمه خانم. حق با شماست، تلفظ صحیح کلمات تخصصی اهمیت زیادی داره. برای ‘Filament’ تلفظ /ˈfɪləmənt/ و برای ‘Drafting’ تلفظ /ˈdræftɪŋ/ هست. میتونید از دیکشنریهای آنلاین معتبر مثل Longman یا Oxford استفاده کنید که امکان شنیدن تلفظ رو هم دارن. حتماً در برنامهریزیهای آینده برای بهبود تلفظ کاربران، این مورد رو در نظر میگیریم.
مقاله عالی بود! ‘Staple Fiber’ و ‘Filament’ رو خیلی خوب توضیح دادید. میخواستم بپرسم آیا ‘Yarn Count’ فقط در انگلیسی با همین عبارت استفاده میشه یا اصطلاحات جایگزین دیگهای هم در صنعت برای اشاره به ظرافت نخ وجود داره؟
رضا جان، خوشحالیم که براتون مفید بوده. ‘Yarn Count’ اصطلاح استاندارد و رایجی برای اشاره به ظرافت یا ضخامت نخ هست. البته سیستمهای نمرهگذاری مختلفی مثل Tex, Denier, Cotton Count (Ne), Metric Count (Nm) و… وجود دارن که هر کدوم روش محاسبه متفاوتی دارن، اما همگی زیرمجموعه مفهوم کلی ‘Yarn Count’ قرار میگیرن. پس بله، در واقع از ‘Yarn Count’ به عنوان یک چتر مفهومی برای همه این سیستمها استفاده میشه.
همیشه فکر میکردم ‘Filament’ فقط برای رشتههای داخل لامپ استفاده میشه! خیلی ممنون که مفهوم تخصصی اون رو در نساجی به عنوان ‘لیف یکسره’ توضیح دادید. این نشون میده چقدر مهمه که کلمات رو توی بستر خودشون یاد بگیریم.
مریم خانم، دقیقاً همینطوره! بسیاری از کلمات در انگلیسی معانی متعددی دارن و در هر حوزه معنای خاص خودشون رو پیدا میکنن. ‘Filament’ به معنای ‘رشته باریک’ یا ‘تار’ در زمینههای مختلفی کاربرد داره، از لامپ گرفته تا نساجی. کلید یادگیری، توجه به ‘Context’ یا همان بستر و موضوع مکالمه یا متن هست.
واقعاً مطالب مفید و دستهبندی شدهای بود. برای فهم بهتر اصطلاحات مثل ‘Drafting’، آیا پیشنهاد میکنید ویدئوهای صنعتی مربوط به فرآیند ریسندگی رو ببینیم؟ به نظرتون کمککنندهاست؟
سارا خانم، بله، قطعاً! دیدن ویدئوهای صنعتی و آموزشی مربوط به فرآیندهای ریسندگی میتونه درک عمیقتر و بصریتری از اصطلاحاتی مثل ‘Drafting’ به شما بده. وقتی عملیات کشش و نازک کردن دسته الیاف رو در حال انجام میبینید، مفهومش خیلی بهتر در ذهن شما تثبیت میشه. توصیه میکنم در YouTube با عباراتی مثل ‘Textile Spinning Process’ یا ‘Drafting in Spinning’ جستجو کنید.
چقدر خوب که به اصطلاحات اصلی و کاربردشون اشاره کردید. من برای مصاحبههای کاری در صنعت نساجی همیشه نگران لغات تخصصی بودم. آیا این لغات ‘Term’, ‘Equivalent’, ‘Primary Usage’ هم خودشون اصطلاحات رایج در هر رشتهای برای تعریف واژگان هستن؟
سلام حسین جان. بله، دقیقاً همینطوره. ‘Term’ (اصطلاح)، ‘Equivalent’ (معادل) و ‘Primary Usage’ (کاربرد اصلی) واژگانی هستند که در فرهنگ لغتنویسی، تدریس زبان تخصصی و حتی در مستندسازی فنی برای توضیح و دستهبندی واژگان به صورت عمومی استفاده میشوند. فهم این meta-terms یا اصطلاحات فرادستی به شما کمک میکنه تا ساختار و منطق دایره لغات تخصصی رو بهتر درک کنید.
میشه لطفاً چند تا مثال دیگه از ‘Staple Fiber’ و ‘Filament’ توی محصولات روزمره بگید؟ مثلاً لباسهای جین بیشتر از کدوم نوع الیاف درست میشن؟
سلام نرگس خانم. حتماً! لباسهای جین معمولاً از پنبه (Cotton) تهیه میشن و پنبه یک مثال بارز از ‘Staple Fiber’ یا لیف بریده هست. از دیگر ‘Staple Fibers’ میشه به پشم (Wool) اشاره کرد که در فرش، لباسهای بافتنی یا پتو استفاده میشه. در مقابل، ‘Filament’ (لیف یکسره) رو میتونید در جورابهای نایلونی (Nylon hosiery)، ابریشم طبیعی (Natural Silk) و بسیاری از پارچههای ورزشی یا مقاوم (که از پلیاستر فیلامنتی ساخته میشن) پیدا کنید.
آیا ‘Drafting’ در انگلیسی معانی دیگهای هم داره؟ یعنی فقط به کشش و نازک کردن الیاف محدود میشه یا در حوزههای دیگه هم با این کلمه برخورد میکنیم؟
امیر جان، سؤال خوبی پرسیدید. کلمه ‘Drafting’ در انگلیسی چند معنی مختلف داره: 1. در معماری و مهندسی به معنای ‘طراحی’ یا ‘نقشهکشی’ (Drafting a blueprint) 2. در نوشتار به معنای ‘پیشنویس کردن’ (Drafting a letter/report) 3. در ورزش یا مسابقات، به معنای ‘قرار گرفتن در پشت وسیله نقلیه دیگر برای کاهش مقاومت هوا’ (Slipstreaming) 4. در ارتش به معنای ‘اجباری کردن افراد برای خدمت سربازی’ (Conscription / Draft). 5. و البته، در نساجی به معنای ‘کشش و نازک کردن الیاف’. همانطور که میبینید، ‘context’ یا بستر جمله تعیین کننده معناست.
مقاله فوقالعادهای بود. این تفکیک و توضیح دقیق لغات تخصصی مهندسی نساجی به شدت کاربردیه. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. لطفاً همین روند رو ادامه بدید.
زهرا خانم، از انرژی مثبت شما متشکریم! هدف ما دقیقاً همین هست که یادگیری زبان تخصصی رو براتون سادهتر و موثرتر کنیم. حتماً در آینده مقالات بیشتری با همین رویکرد در زمینههای مختلف خواهیم داشت. با ما همراه باشید.
میشه در مورد ‘Yarn Count’ یک مثال عملیتر بزنید؟ مثلاً وقتی میگن نخ شماره ۲۰ یا ۴۰، دقیقاً چی رو نشون میده و چه تاثیری توی پارچه نهایی داره؟
کیوان جان، حتماً. ‘Yarn Count’ یا نمره نخ، به طور کلی نشاندهنده ظرافت یا ضخامت نخ هست. مثلاً در سیستم نمره کتان (Ne)، هرچه عدد ‘Yarn Count’ بیشتر باشه (مثل Ne 40)، نخ ظریفتره و پارچههای لطیفتر و سبکتری میشه باهاش تولید کرد. برعکس، اگر عدد ‘Yarn Count’ کمتر باشه (مثل Ne 20)، نخ ضخیمتره و برای پارچههای سنگینتر و مقاومتر استفاده میشه. این پارامتر در انتخاب نخ برای کاربردهای مختلف از جمله لباس، حوله یا پرده بسیار حیاتیه.
این مطالب برای کسانی که میخوان برای آزمونهای تخصصی نساجی اقدام کنن، عالیه. آیا برنامهای برای پوشش دادن لغات مربوط به بخش ‘بافندگی’ (Weaving) و ‘رنگرزی’ (Dyeing) هم دارید؟
نسرین خانم، خوشحالیم که مقاله برای آمادگی آزمونها براتون مفید بوده. بله، قطعاً! برنامهریزی برای پوشش دادن سایر حوزههای مهم مهندسی نساجی مثل بافندگی (Weaving)، رنگرزی (Dyeing) و تکمیل (Finishing) رو هم داریم. هدف ما ارائه یک مجموعه جامع از لغات تخصصی نساجی هست. منتظر مقالات بعدی ما باشید!
بسیار سپاسگزارم از مقاله آموزندهتون. آیا کلمه ‘Staple’ در ‘Staple Fiber’ به معنی ‘اصلی’ یا ‘ماده اولیه’ هست؟ ریشه کلمه انگلیسیش چیه؟
سامان جان، سؤال خوبی پرسیدید. بله، کلمه ‘Staple’ در اینجا به معنی ‘اصلی’ یا ‘محصول اصلی’ است و به همان ریشهای برمیگردد که به معنای ‘ماده غذایی اصلی’ (staple food) یا ‘کالای اساسی’ (staple commodity) استفاده میشود. در نساجی، ‘Staple fiber’ اشاره به الیافی با طول محدود دارد که معمولاً شامل الیاف طبیعی (مثل پنبه و پشم) هستند و به عنوان ‘ماده اولیه اصلی’ در بسیاری از فرآیندهای ریسندگی استفاده میشوند. پس معنی آن در اینجا کاملاً با ریشه کلمهاش همخوانی دارد.
این مقالات واقعاً زندگی دانشجویی رو راحتتر میکنه. ممنون از توضیحات شفاف. آیا ‘Drafting’ فقط به صورت اسمی (gerund) استفاده میشه یا فعل ‘to draft’ هم در همین معنی در نساجی رایجه؟
پریا خانم، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، فعل ‘to draft’ نیز در همین معنی در نساجی کاربرد دارد. مثلاً میتوان گفت ‘The machine drafts the fibers’ (دستگاه الیاف را میکشد/نازک میکند) یا ‘We need to draft the sliver to achieve the desired count’ (باید اسلیور را بکشیم تا نمره مورد نظر را به دست آوریم). ‘Drafting’ اسم فعلی است که به خود فرآیند اشاره دارد.
فکر میکردم ‘Equivalent’ فقط به معنی ‘مساوی’ هست، اما اینجا به معنای ‘معادل فارسی’ اومده. این نشون میده چقدر مهمه که در متون تخصصی، معادل دقیق واژهها رو بدونیم.
مهدی جان، دقیقاً همینطوره. کلمه ‘Equivalent’ هم میتواند به معنی ‘مساوی’ (equal in value or amount) باشد و هم به معنای ‘معادل’ (a word or phrase that has the same or a similar meaning as another word or phrase). در این مقاله، ما از معنای ‘معادل’ برای نشان دادن کلمات فارسی متناظر با اصطلاحات انگلیسی استفاده کردهایم. فهم این تفاوتهای ظریف در ترجمه متون تخصصی بسیار کلیدی است.
برای کسایی که میخوان کاتالوگهای دستگاههای خارجی رو بخونن، کدوم یکی از این لغات از اهمیت بالاتری برخورداره؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
لیلا خانم، برای مطالعه کاتالوگهای دستگاههای خارجی، تمام این واژگان پایه اهمیت دارند، اما بهویژه لغاتی که به ‘مشخصات الیاف و نخ’ (مثل Tenacity, Strength, Yarn Count) و ‘مراحل اصلی فرآیند’ (مثل Drafting, Spinning) اشاره میکنند، بسیار حیاتی هستند. شما باید بتوانید تشخیص دهید که دستگاه چه نوع الیافی را پردازش میکند و چه عملیاتی را روی آن انجام میدهد. درک دقیق این اصطلاحات به شما کمک میکند تا قابلیتها و مشخصات فنی دستگاه را بهدرستی متوجه شوید.
ممنون بابت این مقاله مفید. در مورد Tenacity و Strength، آیا اصطلاحات دیگری هم هستند که برای استحکام الیاف به کار بروند و ممکن است با این دو اشتباه گرفته شوند؟
فرهاد جان، بله، اصطلاحات مرتبط دیگری هم هستند که میتوانند باعث سردرگمی شوند. مثلاً ‘Modulus’ (مدول) که به سختی و مقاومت در برابر تغییر شکل الاستیک اشاره دارد، یا ‘Elongation’ (ازدیاد طول) که به میزان کشیدگی لیف تا نقطه شکستگی مربوط میشود. هرچند اینها مستقیماً مترادف Tenacity یا Strength نیستند، اما همگی پارامترهایی برای توصیف خواص مکانیکی الیاف هستند و در کنار هم در تحلیل استحکام مواد استفاده میشوند.
توضیحاتی که برای ‘Primary Usage’ هر کلمه دادید، واقعاً در تثبیت معنا در ذهن کمککننده است. آیا این قالب مقاله را برای سایر رشتههای مهندسی هم ادامه میدهید؟
شبنم خانم، از بازخورد مثبت شما سپاسگزاریم! بله، این رویکرد که شامل اصطلاح تخصصی، معادل فارسی و کاربرد اصلی است، یک روش موثر برای یادگیری واژگان تخصصی محسوب میشود. ما در Englishvocabulary.ir قصد داریم این قالب را برای پوشش دادن لغات تخصصی سایر رشتههای مهندسی و علوم نیز گسترش دهیم تا به مخاطبان بیشتری کمک کنیم. با ما همراه باشید.
چقدر خوب که به جزئیات پرداختهاید. آیا ‘Yarn Count’ برای همه انواع الیاف (طبیعی و مصنوعی) یکسان محاسبه میشود یا فرمولهای متفاوتی دارد؟ این موضوع هم در فهم متون تخصصی خیلی مهم است.
مجید جان، سؤال بسیار دقیق و مهمی پرسیدید. خیر، ‘Yarn Count’ برای همه انواع الیاف با یک فرمول یکسان محاسبه نمیشود. سیستمهای نمرهگذاری نخ (Yarn Count Systems) به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: 1. سیستمهای طول ثابت (Direct Systems) مثل Tex و Denier که در آنها، هرچه عدد بالاتر باشد، نخ ضخیمتر است و بیشتر برای الیاف مصنوعی و فیلامنت استفاده میشوند. 2. سیستمهای وزن ثابت (Indirect Systems) مثل Cotton Count (Ne) و Metric Count (Nm) که در آنها، هرچه عدد بالاتر باشد، نخ ظریفتر است و بیشتر برای الیاف طبیعی و Staple fibers کاربرد دارند. فهم این تفاوتها در تفسیر مشخصات فنی نخها بسیار حیاتی است.
واقعاً این مقاله یه گنجینه برای ماست! من یک تکنسین نساجی هستم و هر روز با این اصطلاحات انگلیسی سروکار دارم. ممنون که اینقدر دقیق و روان توضیح دادید. لطفاً مقالات بیشتری در مورد اصطلاحات کنترل کیفیت (Quality Control) نساجی هم بنویسید.
رویا خانم، خوشحالیم که محتوای ما برای شما که در محیط کار با این اصطلاحات سروکار دارید، اینقدر مفید بوده. این بهترین نوع بازخورد برای ماست. حتماً درخواست شما برای مقالات تخصصی در زمینه کنترل کیفیت (Quality Control) نساجی را در برنامهریزیهای آینده لحاظ خواهیم کرد. به نظر شما، کدام اصطلاحات QC بیشتر نیاز به توضیح دارند؟