- چگونه میتوانم به عنوان یک معلم زبان انگلیسی، حرفهایتر و مسلطتر به نظر برسم؟
- برای مدیریت کلاس درس به زبان انگلیسی به چه واژگانی نیاز دارم؟
- کدام اصطلاحات برای توضیح گرامر و ساختارهای زبان ضروری هستند؟
- چطور مفاهیم مربوط به ارزیابی و آزمون را به درستی بیان کنم؟
- مهمترین لغات تخصصی تدریس که هر مدرسی باید بداند کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. تسلط بر لغات تخصصی تدریس (Pedagogical Terminology) نه تنها به شما کمک میکند تا مفاهیم پیچیده را با دقت و وضوح بیشتری به زبانآموزان خود منتقل کنید، بلکه اعتبار و تسلط شما را به عنوان یک مدرس حرفهای به نمایش میگذارد. آشنایی با این واژگان، مرز بین یک معلم خوب و یک معلم عالی را مشخص میکند. در ادامه، مجموعهای از ضروریترین لغات و اصطلاحات را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم تا با اطمینان کامل در هر محیط آموزشی، از کلاس درس گرفته تا کارگاههای تربیت مدرس، بدرخشید.
واژگان کلیدی برای مدیریت کلاس (Classroom Management Vocabulary)
مدیریت کلاس یکی از مهمترین مهارتهای هر معلم است. استفاده از عبارات و دستورالعملهای صحیح و استاندارد به زبان انگلیسی، به ایجاد یک محیط یادگیری منظم و کارآمد کمک شایانی میکند. این لغات به شما کمک میکنند تا بدون نیاز به ترجمه فارسی، کلاس را به طور کامل کنترل کنید.
دستورالعملهای اولیه و شروع کلاس (Opening Instructions)
- Settle down: لطفاً آرام باشید و سر جای خود بنشینید.
- Let’s get started: بیایید شروع کنیم.
- Take out your books/notebooks: کتابها/دفترهای خود را بیرون بیاورید.
- Open your books to page…: کتابهای خود را در صفحه … باز کنید.
- Pay attention, please: لطفاً توجه کنید.
فعالیتهای کلاسی و گروهبندی (Classroom Activities and Grouping)
این دسته از لغات تخصصی تدریس برای سازماندهی فعالیتهای تعاملی در کلاس ضروری است.
- Work in pairs/groups: به صورت دو نفره/گروهی کار کنید.
- Find a partner: یک همگروهی برای خود پیدا کنید.
- Brainstorm ideas: ایدههای خود را مطرح کنید (طوفان فکری).
- Role-play the situation: این موقعیت را به صورت نمایشی بازی کنید.
- Mingle and find someone who…: در کلاس بگردید و کسی را پیدا کنید که…
- Jigsaw reading: یک نوع فعالیت خواندن که در آن هر گروه بخشی از متن را میخواند و بعد به دیگران توضیح میدهد.
حفظ نظم و انضباط (Maintaining Discipline)
- One at a time, please: لطفاً یک نفر صحبت کند.
- Raise your hand: دست خود را بالا ببرید.
- No talking/chatting: صحبت نکنید.
- Face the front: رو به تخته باشید.
- That’s enough: کافی است.
اصطلاحات مربوط به تدریس گرامر و ساختار زبان (Grammar & Structure Terminology)
هنگام توضیح مفاهیم گرامری، استفاده از اصطلاحات درست و دقیق بسیار مهم است. این کار به زبانآموزان کمک میکند تا با ترمینولوژی استاندارد زبان انگلیسی آشنا شوند و درک عمیقتری از ساختارها پیدا کنند.
اجزای کلام (Parts of Speech)
تسلط بر این واژگان پایهای برای هر مدرس زبان انگلیسی الزامی است.
- Noun: اسم (e.g., book, student)
- Verb: فعل (e.g., go, teach)
- Adjective: صفت (e.g., beautiful, important)
- Adverb: قید (e.g., quickly, well)
- Pronoun: ضمیر (e.g., he, she, it)
- Preposition: حرف اضافه (e.g., in, on, at)
- Conjunction: حرف ربط (e.g., and, but, so)
- Interjection: حرف ندا (e.g., Wow!, Oh!)
مفاهیم ساختاری و جملهشناسی (Syntax and Sentence Structure)
برای تحلیل و آموزش ساختار جملات، این لغات تخصصی تدریس بسیار کاربردی هستند.
- Subject: فاعل
- Predicate: گزاره
- Object (Direct/Indirect): مفعول (مستقیم/غیرمستقیم)
- Clause (Independent/Dependent): جملهواره (مستقل/وابسته)
- Phrase: عبارت
- Tense (e.g., Present Simple, Past Perfect): زمان فعل
- Voice (Active/Passive): وجه (معلوم/مجهول)
- Mood (e.g., Indicative, Imperative, Subjunctive): وجه فعل (اِخباری، امری، التزامی)
واژگان ضروری برای ارزیابی و سنجش (Assessment and Evaluation)
بخش مهمی از فرآیند تدریس، ارزیابی پیشرفت زبانآموزان است. استفاده از اصطلاحات صحیح در این زمینه، حرفهای بودن شما را نشان میدهد و به زبانآموزان کمک میکند تا بازخورد شما را بهتر درک کنند.
انواع آزمون و ارزیابی (Types of Tests and Assessments)
آشنایی با تفاوتهای این مفاهیم برای طراحی یک سیستم ارزیابی کارآمد ضروری است.
| نوع ارزیابی (Assessment Type) | توضیح مختصر | مثال |
|---|---|---|
| Diagnostic Assessment | ارزیابی تشخیصی؛ برای سنجش دانش اولیه زبانآموز قبل از شروع دوره. | Placement Test (آزمون تعیین سطح) |
| Formative Assessment | ارزیابی تکوینی؛ ارزیابی مستمر در طول دوره برای نظارت بر یادگیری. | کوئیز کلاسی، تکالیف، پرسش و پاسخ |
| Summative Assessment | ارزیابی تراکمی؛ ارزیابی پایانی برای سنجش میزان یادگیری در انتهای یک بخش یا دوره. | Final Exam (آزمون پایان ترم) |
| Proficiency Test | آزمون بسندگی؛ برای سنجش مهارت کلی فرد در زبان، بدون ارتباط با دوره خاص. | IELTS, TOEFL |
| Achievement Test | آزمون پیشرفت تحصیلی؛ برای سنجش میزان یادگیری مطالب تدریس شده در یک دوره خاص. | آزمون پایان فصل کتاب |
اصطلاحات مربوط به بازخورد (Feedback Terminology)
- Feedback (Constructive/Positive): بازخورد (سازنده/مثبت)
- Correction (Self-correction/Peer-correction): تصحیح (خود-اصلاحی/اصلاح توسط همکلاسی)
- Error vs. Mistake: تفاوت بین خطا (ناشی از عدم دانش) و اشتباه (لغزش یا سهو)
- Fossilization: تثبیت شدن یک خطای زبانی که دیگر به سختی اصلاح میشود.
- Accuracy: دقت (صحیح بودن ساختار گرامری و واژگان)
- Fluency: روانی (توانایی صحبت کردن روان و بدون مکثهای طولانی)
- Rubric: جدول راهنمای نمرهدهی که معیارها را مشخص میکند.
لغات مرتبط با رویکردها و متدهای تدریس (Teaching Methodologies)
به عنوان یک مدرس بهروز، باید با رویکردهای مختلف تدریس آشنا باشید. دانستن این لغات تخصصی تدریس به شما امکان میدهد تا در مورد روشهای خود با دیگر همکاران به صورت حرفهای بحث و تبادل نظر کنید.
رویکردهای اصلی (Major Approaches)
- Communicative Language Teaching (CLT): رویکرد ارتباطی؛ تمرکز اصلی بر توانایی برقراری ارتباط معنادار است. هدف نهایی، دستیابی به
communicative competence (صلاحیت ارتباطی) است. - Task-Based Learning (TBL): یادگیری وظیفهمحور؛ زبانآموزان با انجام یک وظیفه یا تسک واقعی (مانند برنامهریزی یک سفر) زبان را یاد میگیرند.
- Project-Based Learning (PBL): یادگیری پروژهمحور؛ مشابه TBL است اما در مقیاس بزرگتر و طی یک دوره زمانی طولانیتر انجام میشود.
- Content and Language Integrated Learning (CLIL): یادگیری یکپارچه محتوا و زبان؛ تدریس یک موضوع درسی (مانند علوم یا تاریخ) به زبان انگلیسی.
- Lexical Approach: رویکرد واژگانی؛ تاکید بر یادگیری کلمات و اصطلاحات (chunks) به جای قواعد گرامری مجزا.
تکنیکها و مفاهیم کاربردی (Practical Techniques and Concepts)
- Scaffolding: داربستبندی؛ حمایت موقتی معلم از زبانآموز برای انجام کاری که به تنهایی قادر به انجام آن نیست.
- Elicitation: استخراج اطلاعات از زبانآموز به جای ارائه مستقیم آن.
- Input (Comprehensible Input): ورودی قابل فهم؛ زبانی که زبانآموز در معرض آن قرار میگیرد و کمی بالاتر از سطح فعلی اوست (مفهوم i+1 از کراشن).
- Output (Forced Output): خروجی؛ فرصتهایی که زبانآموز مجبور به تولید زبان میشود تا مهارتهایش را به کار گیرد.
- Differentiation: تمایزگذاری؛ تطبیق دادن محتوا، فرآیند یا محصول یادگیری برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت زبانآموزان در یک کلاس.
واژگان مرتبط با تکنولوژی در آموزش (EdTech Vocabulary)
در دنیای امروز، استفاده از ابزارهای دیجیتال در کلاس درس اجتنابناپذیر است. آشنایی با این اصطلاحات به شما کمک میکند تا با اعتماد به نفس بیشتری از تکنولوژی در فرآیند تدریس خود استفاده کنید.
- Learning Management System (LMS): سامانه مدیریت یادگیری؛ پلتفرمی برای مدیریت دورههای آموزشی آنلاین (مانند Moodle یا Google Classroom).
- Blended Learning: یادگیری ترکیبی؛ ترکیبی از آموزش حضوری و آنلاین.
- Flipped Classroom: کلاس معکوس؛ زبانآموزان محتوای درسی را در خانه (مثلاً از طریق ویدیو) مشاهده میکنند و در کلاس به تمرین و فعالیتهای تعاملی میپردازند.
- Gamification: بازیوارسازی؛ استفاده از عناصر بازی (مانند امتیاز، رقابت و نشان) در محیط یادگیری برای افزایش انگیزه.
- Synchronous vs. Asynchronous Learning: یادگیری همزمان (کلاس آنلاین زنده) در مقابل یادگیری غیرهمزمان (مطالعه محتوای ضبط شده در زمان دلخواه).
- Digital Natives: بومیان دیجیتال؛ نسلی که در عصر دیجیتال بزرگ شده و با تکنولوژی خو گرفته است.
در نهایت، تسلط بر لغات تخصصی تدریس یک سرمایهگذاری ارزشمند برای آینده شغلی شما به عنوان یک معلم زبان انگلیسی است. این واژگان نه تنها ابزاری برای ارتباط دقیقتر و آموزش مؤثرتر هستند، بلکه نشاندهنده تعهد شما به پیشرفت و توسعه حرفهای مداوم (Continuous Professional Development – CPD) میباشند. با استفاده هوشمندانه از این اصطلاحات در کلاس درس، جلسات با همکاران و رزومه خود، میتوانید جایگاه خود را به عنوان یک مدرس برجسته و آگاه تثبیت کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه توی کلاس برای استفاده از کلمه Rapport مشکل داشتم. میشه بگید دقیقا چطور در جملات حرفهای استفادهاش کنیم؟
سارای عزیز، Rapport به معنی ایجاد رابطه صمیمانه و اعتماد متقابل با زبانآموزان است. مثلاً میتوانید بگویید: Building a good rapport with students is essential for a productive learning environment. این جمله نشاندهنده تسلط شماست.
واقعا لغات مربوط به Classroom Management برای من که تازه تدریس رو شروع کردم حیاتی بود. تفاوت دقیق بین Instruction و Direction چیه؟
امیرحسین جان، Instruction بیشتر به فرآیند آموزش و انتقال دانش اشاره دارد، در حالی که Direction بیشتر برای دادن دستورالعملهای گامبهگام در فعالیتهای کلاسی استفاده میشود.
من شنیدم که اساتید خیلی روی TTT یا Teacher Talking Time تاکید دارن. چطور میتونیم این موضوع رو در کلاس مدیریت کنیم؟
نیلوفر عزیز، نکته هوشمندانهای بود! برای کاهش TTT، باید از تکنیک Eliciting (بیرون کشیدن پاسخ از دانشآموز) استفاده کنید و اجازه دهید آنها بیشتر صحبت کنند (STT).
آیا اصطلاح Icebreaker فقط برای جلسه اول استفاده میشه؟ من توی یوتیوب دیدم که وسط ترم هم استفاده میکنن.
بله رضا جان، Icebreakerها فعالیتهای کوتاهی برای شکستن یخ کلاس هستند. هر زمان که انرژی کلاس افت کند یا فعالیت جدیدی بخواهید شروع کنید، میتوانید از آنها استفاده کنید.
ممنون از لیست لغات. میخواستم بدونم معادل دقیق ‘نمره منفی’ در انگلیسی چیه؟ چون توی بخش ارزیابی بهش اشاره نشد.
سپیده عزیز، معمولاً از عبارت Negative Marking یا Penalty برای نمره منفی استفاده میشود. مثلاً: There is no penalty for incorrect answers.
مقاله بسیار مفیدی بود. من لغت Scaffolding رو قبلاً در کتابهای روانشناسی دیده بودم، اینجا هم کاربرد داره؟
دقیقا مهدی جان! در تدریس، Scaffolding یا ‘داربستبندی’ به معنای حمایتهای موقتی است که معلم به دانشآموز میدهد تا به تدریج مستقل شود.
برای تصحیح اشتباهات زبانآموز در حین صحبت کردن، چه اصطلاحی بهتر از Correcting هست که بار منفی نداشته باشه؟
الهام عزیز، میتوانید از Providing feedback یا عبارت لطیفتر Polishing استفاده کنید. همچنین تکنیک Reformulation (تکرار درست جمله دانشآموز بدون اشاره مستقیم به غلط) بسیار حرفهای است.
من همیشه برای مدیریت کلاسهای شلوغ از کلمه Quiet استفاده میکردم. جایگزین رسمیتری هم داریم؟
فرهاد جان، میتوانید از عبارت Settle down (آرام شدن) استفاده کنید. مثلاً: Okay class, please settle down so we can begin.
خیلی ممنون، بخش Pedagogical Terminology عالی بود. کاش درباره تفاوت Assessment و Evaluation هم بیشتر توضیح میدادید.
مریم عزیز، Assessment فرآیند مستمر بررسی یادگیری در طول ترم است (تکوینی)، اما Evaluation قضاوت نهایی در مورد عملکرد کل دوره یا دانشآموز است (تجمعی).
به عنوان یک مدرس، دونستن این لغات به آدم اعتماد به نفس میده. واژه Eliciting که توی متن بود رو میشه با مثال توضیح بدید؟
حتماً علی جان. به جای اینکه بگویید ‘معنی Apple یعنی سیب’، بپرسید ‘What do we call a red fruit that is crunchy?’. این کار یعنی شما دارید دانش را Elicit میکنید.
من توی فیلم Dead Poets Society دیدم معلم از کلمه Curriculum استفاده کرد. این همون Lesson Plan هست؟
سوال خوبی بود نازنین! Curriculum برنامه کلی آموزشی یک موسسه یا مدرسه است، اما Lesson Plan نقشه راه معلم برای فقط یک جلسه تدریس است.
بسیار کاربردی بود. برای کلاسهای آنلاین هم اصطلاحات خاصی پیشنهاد میدید؟
من همیشه از لغت Homework استفاده میکنم. کلمه Assignment رسمیتره یا فرقی ندارن؟
پگاه عزیز، Assignment بار آکادمیک و رسمیتری دارد و معمولاً به پروژهها یا تحقیقها اطلاق میشود، در حالی که Homework عمومیتر است.
اصطلاح Mixed-ability class رو خیلی دوست داشتم چون واقعاً مدیریت چنین کلاسهایی سخته.
کاملاً درسته آرش جان. در این کلاسها استراتژی Differentiation (متمایزسازی آموزش برای هر سطح) کلید موفقیت است.
برای تشویق زبانآموز به غیر از Good، چه کلمات دیگهای پیشنهاد میدید که حرفهای باشه؟
شیوا جان، میتوانید از کلماتی مثل: Splendid, Impressive, Spot on, یا That’s a valid point استفاده کنید.
تلفظ لغت Pedagogical برام سخت بود، ممنون که فایل صوتی یا راهنما هم اگر میشد میگذاشتید.
حق با شماست کامران عزیز. تلفظ آن به صورت /ˌped.əˈɡɒdʒ.ɪ.kəl/ است. در آپدیتهای بعدی حتماً فایل صوتی را اضافه میکنیم.
لغت Peer correction خیلی برای من مفید بود چون باعث میشه بچهها با هم تعامل داشته باشن.
بله هانیه عزیز، Peer correction نه تنها فشار را از روی معلم برمیدارد، بلکه باعث تقویت مهارت Critical Thinking در زبانآموزان میشود.
آیا CCQ همون مفهوم درک مطلب هست؟
نوید جان، CCQ مخفف Concept Check Questions است. سوالات کوتاهی هستند که معلم میپرسد تا مطمئن شود دانشآموز مفهوم گرامر یا واژه جدید را دقیق فهمیده است.
واقعاً لغات مدیریت کلاس (Classroom Management) مرز بین یک مدرس آماتور و حرفهای رو مشخص میکنه. ممنون از این مقاله.
تفاوت بین Warm-up و Lead-in چیه؟ من حس میکنم جفتشون یکی هستن.
بهنام عزیز، Warm-up برای بالا بردن انرژی کلی کلاس است، اما Lead-in مستقیماً ذهن دانشآموز را برای موضوع خاصی که قرار است تدریس شود آماده میکند.
لطفاً در مورد لغات تخصصی مربوط به تصحیح رایتینگ هم یک مقاله بنویسید.
پیشنهاد عالی بود پرستو جان! حتماً در لیست مقالات آینده قرار میدهیم تا به اصطلاحاتی مثل Cohesion و Coherence بپردازیم.
اصطلاح Drill کردن در آموزش زبان دقیقاً یعنی چی؟
کیوان جان، Drill به معنای تکرار منظم و الگومند یک ساختار یا کلمه برای ملکه شدن در ذهن زبانآموز است (مثل تکرار دستهجمعی تلفظ).
من مقاله رو خوندم و خیلی خوشم اومد. استفاده از لغت ‘Authentic materials’ در کلاس چقدر ضرورت داره؟
آتنای عزیز، استفاده از منابع واقعی (مثل اخبار یا پادکستهای اصلی) به زبانآموز کمک میکند با زبان واقعی در دنیای خارج آشنا شود و بسیار توصیه میشود.
به عنوان یک مدرس با سابقه، تایید میکنم که دونستن این لغات برای شرکت در دورههای بینالمللی مثل CELTA و DELTA ضروریه.
چطور میتونیم به انگلیسی به شاگردمون بگیم که ‘صداتو بلند کن’ که مودبانه باشه؟
مونا جان، بهترین و رایجترین جمله این است: Could you speak up a bit, please? یا Can you project your voice more?