- آیا زمانی که با فرمهای مالیاتی انگلیسیزبان روبرو میشوید، احساس سردرگمی و اضطراب میکنید؟
- آیا تفاوت دقیق بین مفاهیمی مثل Tax Deduction و Tax Credit را میدانید یا آنها را به جای هم به کار میبرید؟
- آیا برای مکاتبات بینالمللی یا مطالعه گزارشهای مالی، به دنبال یادگیری اصطلاحات انگلیسی مالیات به شکل حرفهای هستید؟
- آیا نگران این هستید که به دلیل عدم تسلط بر واژگان تخصصی، در محاسبات یا اظهارنامههای خود دچار اشتباهات پرهزینه شوید؟
تسلط بر حسابداری مالیاتی به زبان انگلیسی، نه تنها یک مهارت شغلی برجسته است، بلکه دریچهای به سوی بازارهای جهانی و درک بهتر استانداردهای مالی بینالمللی محسوب میشود. در این راهنمای جامع، ما اصطلاحات انگلیسی مالیات را به سادهترین شکل ممکن و از سطح پایه تا پیشرفته دستهبندی کردهایم تا یک بار برای همیشه، این مفاهیم پیچیده را به درستی درک کرده و در جای مناسب به کار ببرید.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| Tax Return | اظهارنامه مالیاتی | You must file your tax return by April 15th. |
| Tax Liability | بدهی مالیاتی | The company’s tax liability increased this year. |
| Tax Exempt | معاف از مالیات | Charitable donations are often tax exempt. |
| Fiscal Year | سال مالی | Our fiscal year ends in December. |
چرا یادگیری اصطلاحات انگلیسی مالیات برای شما ضروری است؟
از دیدگاه روانشناسی آموزشی، «اضطراب زبان» (Language Anxiety) زمانی رخ میدهد که فرد احساس میکند کنترل کافی بر کلمات تخصصی یک حوزه ندارد. مالیات به خودی خود موضوعی حساس است؛ وقتی زبان انگلیسی را هم به آن اضافه کنیم، این فشار دوچندان میشود. اما نگران نباشید! بسیاری از زبانآموزان و حتی حسابداران حرفهای در ابتدا با این کلمات مشکل دارند. هدف ما در اینجا، سادهسازی این مفاهیم با استفاده از متد “Scaffolding” (داربستبندی آموزشی) است؛ یعنی حرکت از مفاهیم ساده به سمت ساختارهای پیچیدهتر.
دسته اول: اصطلاحات پایهای و درآمدهای مالیاتی
اولین گام برای درک اصطلاحات انگلیسی مالیات، شناخت انواع درآمد و وضعیتهای مالیاتی است. در حسابداری بینالمللی، کلمه “Income” به تنهایی کافی نیست و باید جزئیات آن را بدانید.
1. Gross Income vs. Net Income
این یکی از حیاتیترین تفاوتها در حسابداری است. Gross Income به معنای درآمد ناخالص (قبل از کسر هرگونه هزینه یا مالیات) است، در حالی که Net Income درآمد خالص شماست که پس از تمامی کسرها باقی میماند.
2. Taxable Income
این اصطلاح به بخشی از درآمد شما اشاره دارد که طبق قانون، مشمول پرداخت مالیات میشود. همه درآمدها لزوماً مالیاتپذیر نیستند.
3. Withholding Tax
مالیات تکلیفی یا مالیاتی که کارفرما مستقیماً از حقوق کارمند کسر کرده و به اداره مالیات میپردازد. این مفهوم در سیستمهای مالیاتی تمام دنیا بسیار رایج است.
دسته دوم: انواع مالیات در کشورهای مختلف (تفاوتهای لهجهای)
به عنوان یک زبانشناس کاربردی، باید اشاره کنم که اصطلاحات مالیاتی در کشورهای انگلیسیزبان (به ویژه آمریکا و بریتانیا) تفاوتهای چشمگیری دارند. عدم آگاهی از این تفاوتها میتواند باعث سوءتفاهم در جلسات کاری شود.
- VAT (Value Added Tax): این اصطلاح در بریتانیا و اروپا برای «مالیات بر ارزش افزوده» استفاده میشود.
- Sales Tax: در ایالات متحده، معمولاً به جای VAT از اصطلاح “Sales Tax” استفاده میشود که ساختار متفاوتی دارد.
- Internal Revenue Service (IRS): سازمان امور مالیاتی در آمریکا.
- HM Revenue and Customs (HMRC): سازمان امور مالیاتی در بریتانیا.
- Tax Year vs. Fiscal Year: در حالی که این دو اغلب به جای هم استفاده میشوند، Tax Year معمولاً به تقویم مالیاتی افراد حقیقی و Fiscal Year به چرخه گزارشدهی شرکتها اشاره دارد.
دسته سوم: کسورات، معافیتها و اعتبارات مالیاتی
بسیاری از زبانآموزان تفاوت بین Deduction و Credit را نمیدانند. این بخش برای کاهش بدهی مالیاتی شما بسیار مهم است.
Tax Deduction (کسورات مالیاتی)
هزینههایی که از درآمد کل شما کسر میشود تا “Taxable Income” شما کاهش یابد. به فرمول زیر دقت کنید:
Gross Income – Tax Deductions = Taxable Income
Tax Credit (اعتبار مالیاتی)
این مورد بسیار جذابتر است! “Tax Credit” مبلغی است که مستقیماً از کل مالیاتی که باید بپردازید کسر میشود. در واقع ارزش آن بیشتر از Deduction است.
Total Tax Owed – Tax Credits = Final Tax Bill
Tax Exemption (معافیت مالیاتی)
وضعیتی که در آن طبق قانون، بخشی از درآمد یا یک فعالیت خاص کاملاً از پرداخت مالیات معاف میشود.
دسته چهارم: فرآیندهای بازرسی و حسابرسی
وقتی صحبت از اصطلاحات انگلیسی مالیات میشود، کلماتی که مربوط به بررسیهای قانونی هستند، بیشترین استرس را ایجاد میکنند. بیایید آنها را شفاف کنیم.
- Audit: حسابرسی یا بازرسی دقیق دفاتر مالی توسط مراجع قانونی.
- Tax Evasion: فرار مالیاتی (غیرقانونی و دارای مجازات).
- Tax Avoidance: اجتناب مالیاتی (استفاده قانونی از روشهایی برای پرداخت مالیات کمتر).
- Compliance: تمکین مالیاتی یا پایبندی به قوانین و مقررات.
- Penalty: جریمهای که به دلیل تاخیر در پرداخت یا اشتباه در اظهارنامه اعمال میشود.
اشتباهات رایج و اصلاحات (Common Errors)
در یادگیری زبان تخصصی، برخی اشتباهات به تکرار دیده میشوند. به مقایسههای زیر برای درک بهتر دقت کنید:
- ❌ Incorrect: I need to pay my tax return.
- ✅ Correct: I need to file my tax return and pay my tax liability.
- نکته: شما اظهارنامه (Return) را پرداخت نمیکنید، بلکه آن را ارسال یا ثبت (File) میکنید. چیزی که پرداخت میکنید بدهی (Liability) است.
- ❌ Incorrect: My company is tax-free.
- ✅ Correct: My company is tax-exempt.
- نکته: در متون تخصصی و رسمی، به جای کلمه عمومی “Tax-free”، از واژه دقیقتر “Tax-exempt” استفاده کنید.
فرمولهای کاربردی برای جملهسازی حرفهای
برای اینکه بتوانید به درستی از اصطلاحات انگلیسی مالیات در جملات خود استفاده کنید، این الگوها را به خاطر بسپارید:
- Subject + File + Tax Return: (e.g., Small businesses must file a tax return annually.)
- Subject + Be eligible for + Tax Deduction: (e.g., You may be eligible for a tax deduction if you work from home.)
- Subject + Impose + Tax on + Object: (e.g., The government imposed a new tax on luxury goods.)
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
1. باور غلط: Tax Avoidance همان Tax Evasion است
بسیاری از افراد تصور میکنند هر روشی برای کمتر پرداخت کردن مالیات جرم است. اما در دنیای اصطلاحات انگلیسی مالیات، Tax Avoidance کاملاً قانونی و در واقع یک هنر حسابداری است، در حالی که Tax Evasion پنهانکاری مجرمانه است.
2. باور غلط: Revenue و Income تفاوتی ندارند
در حسابداری مالیاتی، Revenue کل پولی است که وارد شرکت میشود (فروش کل)، اما Income یا Profit چیزی است که پس از کسر هزینهها باقی میماند. مالیات معمولاً بر Income بسته میشود، نه Revenue.
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Tax Year و Fiscal Year چیست؟
Tax Year دورهای است که دولت برای محاسبه مالیات تعیین میکند (مثلاً در آمریکا از اول ژانویه تا 31 دسامبر). اما Fiscal Year هر دوره ۱۲ ماههای است که یک شرکت برای گزارشهای مالی داخلی خود انتخاب میکند.
2. آیا اصطلاح “Tax Bracket” به چه معناست؟
این اصطلاح به «پله مالیاتی» اشاره دارد. در سیستمهای مالیاتی پلکانی، هرچه درآمد شما بالاتر برود، درصد مالیاتی که برای بخشهای بالاتر درآمدتان میپردازید، افزایش مییابد.
3. کلمه “Levy” در متون مالیاتی چه کاربردی دارد؟
واژه Levy به معنای وضع کردن یا جمعآوری مالیات به صورت قانونی و اجباری توسط دولت است.
4. تفاوت “Direct Tax” و “Indirect Tax” چیست؟
Direct Tax (مالیات مستقیم) مثل مالیات بر درآمد مستقیماً از شخص گرفته میشود. Indirect Tax (مالیات غیرمستقیم) مثل مالیات بر ارزش افزوده، بر کالاها و خدمات وضع میشود و مصرفکننده نهایی آن را میپردازد.
نتیجهگیری (Conclusion)
یادگیری اصطلاحات انگلیسی مالیات ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با درک تفاوتهای ظریف بین کلماتی مثل Credit و Deduction یا شناخت تفاوتهای ساختاری بین سیستم بریتانیایی و آمریکایی، میتوانید با اعتماد به نفس کامل در محیطهای بینالمللی فعالیت کنید. به یاد داشته باشید که حسابداری مالیاتی فقط بازی با اعداد نیست، بلکه بازی با کلمات دقیق و حقوقی است.
پیشنهاد ما به شما این است که این مقاله را ذخیره کرده و هر بار که با یک گزارش مالی روبرو شدید، کلمات آن را با لیست بالا مطابقت دهید. با تمرین مستمر، اضطراب شما جای خود را به تسلط و مهارت خواهد داد. شما پتانسیل تبدیل شدن به یک متخصص مالی در سطح جهانی را دارید؛ فقط کافی است از کلمات درست استفاده کنید!




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه Tax Deduction و Tax Credit رو با هم قاطی میکردم. میشه دقیقتر بگید کدومش به نفع مودی مالیاتیه؟
خواهش میکنم سارا جان! سوال خیلی خوبیه. Tax Credit معمولاً جذابتره چون مستقیماً از مبلغ مالیات نهایی کم میشه، اما Tax Deduction اول از درآمد کل کم میشه و بعد مالیات روی باقیمانده حساب میشه. پس Credit باعث کاهش بیشتری در مبلغ پرداختی میشه.
توی سریال Suits خیلی اصطلاح Fiscal Year رو میشنیدم. آیا فرقی با Financial Year داره یا هر دو یکی هستن؟
آرش عزیز، در اکثر موارد این دو اصطلاح به جای هم به کار میرن. اما Fiscal Year بیشتر جنبه قانونی و دولتی برای بودجهبندی داره، در حالی که Financial Year ممکنه توسط شرکتها برای گزارشهای داخلی خودشون استفاده بشه.
یک سوال داشتم، برای عبارت «اظهارنامه مالیاتی دادن» حتماً باید از فعل File استفاده کنیم؟ مثلاً نمیشه گفت Send or Give a tax return؟
مریم عزیز، در محیطهای حرفهای و رسمی فعل File رایجترین و درستترین انتخاب برای اظهارنامهست (To file a tax return). کلمه Submit هم گزینه رسمی و خوبیه، اما Give خیلی غیررسمیه و پیشنهاد نمیشه.
اصطلاح Tax Liability فقط برای شرکتهاست یا برای افراد عادی هم به کار میره؟
برای هر دو مهران جان. هر کسی که طبق قانون موظف به پرداخت مالیات باشه، اون مبلغی که بدهکاره رو Tax Liability میگن.
مقاله خیلی کاربردی بود. ای کاش در مورد Tax Refund هم توضیح میدادید. این یعنی همون برگشت پول مالیات؟
دقیقاً نیلوفر عزیز! Tax Refund زمانی اتفاق میافته که شما در طول سال بیشتر از حد نیاز مالیات پرداخت کردید و حالا دولت اون مبلغ اضافه رو به شما برمیگردونه.
من کلمه Tax Haven رو شنیدم، ربطی به این مفاهیم داره؟
بله فرهاد جان. Tax Haven به کشورهایی گفته میشه که نرخ مالیاتشون خیلی پایینه یا اصلاً مالیات نمیگیرن (به فارسی میگیم بهشت مالیاتی) تا سرمایهگذارهای خارجی رو جذب کنن.
تلفظ صحیح کلمه Exempt چطوریه؟ استرس روی بخش اوله یا دوم؟
نازنین عزیز، تلفظ صحیح آن /ɪɡˈzempt/ هست و استرس (تکیه) روی بخش دوم یعنی ‘zempt’ قرار میگیره.
به نظرم برای کسانی که میخوان در آزمونهای حسابداری بینالمللی شرکت کنن، یادگیری تفاوت Tax Avoidance و Tax Evasion هم خیلی ضروریه. یکی قانونیه و اون یکی جرمه!
نکته فوقالعادهای بود علیرضا جان! بله، Avoidance استفاده قانونی از خلاءهاست ولی Evasion فرار مالیاتی و غیرقانونیه. ممنون که این نکته رو اضافه کردی.
واقعاً لغات سختی هستن ولی با مثالهایی که زدید خیلی بهتر درک میشن. کلمه Levy هم در متنهای مالیاتی زیاد دیده میشه، معنیش چی میشه؟
هانیه عزیز، Levy به معنی «وضع کردن» یا «جمعآوری» مالیات به صورت رسمی توسط دولته. مثلاً To levy a tax یعنی مالیات وضع کردن.
من برای رزومهام نیاز داشتم اصطلاحات مالیاتی رو به انگلیسی یاد بگیرم. این مقاله خیلی کمکم کرد. ممنون از تیم خوبتون.
آیا عبارت Tax-free با Tax-exempt فرقی داره؟ من هر دو رو توی سایتهای خرید میبینم.
الناز جان، Tax-free معمولاً برای کالاهایی به کار میره که مالیات فروش ندارن (مثل خریدهای فرودگاهی)، اما Tax-exempt بیشتر یک اصطلاح فنی و حقوقی برای اشخاص یا سازمانهایی هست که طبق قانون از پرداخت مالیات معاف شدن.
میشه لطفاً در مورد کلمه Audit هم توضیح بدید؟ چون معمولاً بعد از فرستادن Tax Return ممکنه پیش بیاد.
حتماً امیرحسین عزیز. Audit به معنی «حسابرسی» هست. یعنی زمانی که سازمان امور مالیاتی مدارک شما رو بررسی میکنه تا مطمئن بشه اعداد و ارقام اظهارنامه درست هستن.
کاش برای هر کدوم از این لغات یه فایل صوتی کوتاه هم میذاشتید که تلفظها رو بهتر یاد بگیریم.
کلمه Bracket در عبارت Tax Bracket به چه معناست؟
بابک عزیز، Bracket در اینجا به معنی «طبقه» یا «پله» هست. Tax Bracket یعنی پله مالیاتی که مشخص میکنه با توجه به سطح درآمدتون، چند درصد باید مالیات بدید.
خیلی عالی بود. من همیشه فکر میکردم Tax و Duty یکی هستن.
توی آمریکا به سازمان مالیاتی میگن IRS، درسته؟ توی کشورهای دیگه هم همین اسم رو داره؟
بله جواد جان، IRS مخصوص آمریکاست (Internal Revenue Service). در بریتانیا بهش میگن HMRC و در کشورهای دیگه ممکنه اسامی متفاوتی مثل Tax Office داشته باشه.
تفاوت Gross Income و Net Income در بحث مالیات چیه؟
رویا عزیز، Gross Income درآمد کل شما قبل از کسر مالیات و هزینههاست، و Net Income مبلغی هست که بعد از کسر تمام مالیاتها برای شما باقی میمونه (درآمد خالص).
این اصطلاحات برای آیلتس هم کاربرد دارن؟
بله کامران جان، بخصوص در بخش Reading یا Writing Task 1 که ممکنه نمودارهایی مربوط به اقتصاد و بودجه داده بشه، دانستن این واژگان سطح نمره شما رو بالا میبره.
لطفاً در مورد VAT هم مطلب بذارید، خیلی پرکاربرده.
عبارت Flat Tax به چه معناست؟ جایی خوندم ولی متوجه نشدم.
وحید عزیز، Flat Tax یعنی «مالیات با نرخ ثابت». یعنی فرقی نمیکنه چقدر درآمد دارید، همه یک درصد ثابت (مثلاً ۱۵ درصد) مالیات پرداخت میکنن.