- ورود به بازار سهام بدون دانستن الفبای آن ممکن است؟
- پرتفوی، عرضه اولیه، و صف خرید به چه معنا هستند؟
- تفاوت تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی در چیست؟
- چگونه با یادگیری لغات تخصصی بورس، سرمایهگذاری هوشمندانهتری انجام دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و دهها پرسش دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای بورس و بازار سهام پر از اصطلاحات و واژگانی است که در نگاه اول ممکن است پیچیده و ترسناک به نظر برسند. اما واقعیت این است که یادگیری این مفاهیم، کلید ورود به دنیای سرمایهگذاری آگاهانه و کاهش ریسک معاملات است. بدون تسلط بر لغات تخصصی بورس، درک تحلیلها، اخبار و گزارشهای مالی تقریباً غیرممکن است. این مقاله مانند یک واژهنامه کامل، شما را با ضروریترین اصطلاحات بازار سهام، از مفاهیم پایه گرفته تا واژگان پیشرفته در تحلیلهای تکنیکال و بنیادی، آشنا میکند تا با اعتمادبهنفس بیشتری در این بازار قدم بردارید.
اصطلاحات پایه و ضروری در بازار بورس
برای شروع هر مسیری، ابتدا باید با مفاهیم اولیه آن آشنا شد. بازار سرمایه نیز از این قاعده مستثنا نیست. در این بخش، به معرفی کلیدیترین واژگانی میپردازیم که هر روز در اخبار و گفتگوهای بورسی خواهید شنید.
مفاهیم اصلی بازار
- بورس (Stock Exchange): بازاری سازمانیافته که در آن اوراق بهادار مانند سهام شرکتها، اوراق مشارکت و سایر ابزارهای مالی، تحت قوانین و مقررات مشخصی خرید و فروش میشوند.
- سهام (Stock/Share): هر سهم نشاندهنده بخش کوچکی از مالکیت یک شرکت است. با خرید سهام یک شرکت، شما به نسبت تعداد سهام خود در آن شرکت شریک میشوید.
- نماد (Ticker Symbol): نام اختصاری هر شرکت در بازار بورس است که معمولاً از حرف اول صنعت مربوطه و خلاصهای از نام شرکت تشکیل میشود (مانند «خودرو» برای ایران خودرو یا «فملی» برای ملی صنایع مس ایران).
- شاخص کل (Total Index – TEDPIX): عددی که میانگین سطح عمومی قیمتها و سودآوری سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس را نشان میدهد. تغییرات شاخص کل، نمایانگر میانگین بازدهی کل بازار است.
- شاخص کل هموزن: برخلاف شاخص کل که در آن شرکتهای بزرگتر تأثیر بیشتری دارند، در شاخص هموزن، تمام شرکتها تأثیر یکسانی بر عدد شاخص دارند. این شاخص وضعیت کلیت بازار، بهخصوص سهام شرکتهای کوچک و متوسط را بهتر نشان میدهد.
فرآیند معامله
- کارگزاری (Brokerage): شرکتهای واسطهای هستند که مجوز انجام معاملات خرید و فروش سهام برای سرمایهگذاران را دارند. برای فعالیت در بورس، حتماً باید از طریق یک کارگزاری اقدام کنید.
- کد بورسی (Trading Code): شناسهای منحصربهفرد که پس از ثبتنام در سامانه سجام و یک کارگزاری، به هر فرد حقیقی یا حقوقی اختصاص داده میشود و برای انجام معاملات ضروری است.
- عرضه اولیه (IPO – Initial Public Offering): زمانی که سهام یک شرکت برای اولین بار در بازار بورس عرضه میشود تا عموم مردم بتوانند آن را خریداری کنند. عرضههای اولیه معمولاً به دلیل پتانسیل رشد، جذابیت بالایی برای سرمایهگذاران دارند.
- پرتفوی یا سبد سهام (Portfolio): به مجموعه داراییهای یک سرمایهگذار که شامل سهام شرکتهای مختلف، اوراق مشارکت و سایر ابزارهای مالی است، پرتفوی گفته میشود. تشکیل سبد سهام متنوع یکی از اصول مدیریت ریسک است.
اصطلاحات مرتبط با قیمت و حجم
- دامنه نوسان (Price Fluctuation Limit): حداکثر درصد افزایش یا کاهشی است که قیمت یک سهم میتواند در یک روز معاملاتی تجربه کند. این محدوده توسط سازمان بورس تعیین میشود (مثلاً مثبت و منفی ۵ درصد).
- قیمت پایانی (Closing Price): میانگین وزنی قیمت معاملات یک سهم در طول یک روز معاملاتی است. این قیمت، مبنای محاسبه دامنه نوسان برای روز بعد خواهد بود.
- حجم معاملات (Trading Volume): به تعداد کل سهامی که در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً یک روز) معامله شده است، حجم معاملات میگویند. حجم بالا میتواند نشاندهنده اعتبار و اهمیت یک روند قیمتی باشد.
- حجم مبنا (Base Volume): حداقل تعداد سهامی از یک شرکت که باید در طول یک روز معامله شود تا قیمت پایانی آن سهم بتواند به اندازه دامنه نوسان کامل، افزایش یا کاهش یابد.
- صف خرید و صف فروش: زمانی که تقاضا برای خرید یک سهم در بالاترین قیمت ممکن (سقف دامنه نوسان) بسیار زیاد است اما فروشندهای وجود ندارد، صف خرید تشکیل میشود. برعکس، زمانی که عرضه برای فروش یک سهم در پایینترین قیمت ممکن (کف دامنه نوسان) زیاد است اما خریداری وجود ندارد، صف فروش شکل میگیرد.
لغات تخصصی بورس در تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) روشی برای پیشبینی حرکت قیمت در آینده بر اساس مطالعه نمودارها و دادههای تاریخی قیمت و حجم معاملات است. فعالان این حوزه از اصطلاحات خاصی استفاده میکنند که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
روندها و الگوها
- روند (Trend): جهت کلی حرکت قیمت در یک بازه زمانی مشخص را روند میگویند. روند میتواند صعودی (Uptrend)، نزولی (Downtrend) یا خنثی (Sideways) باشد.
- حمایت (Support): محدودهای از قیمت که در آن تقاضا به قدری قوی است که از کاهش بیشتر قیمت جلوگیری میکند. در این سطح، خریداران تمایل بیشتری به ورود به معامله دارند.
- مقاومت (Resistance): محدودهای از قیمت که در آن عرضه بر تقاضا غلبه کرده و مانع از افزایش بیشتر قیمت میشود. در این سطح، فروشندگان قدرت بیشتری دارند.
- شکست (Breakout): زمانی که قیمت با قدرت از یک سطح حمایت یا مقاومت عبور میکند، به آن شکست میگویند که معمولاً نشانه آغاز یک حرکت قوی در جهت شکست است.
- پولبک (Pullback): پس از شکست یک سطح (مثلاً مقاومت)، قیمت ممکن است برای مدت کوتاهی به سمت همان سطح شکسته شده بازگردد و سپس به حرکت اصلی خود ادامه دهد. این بازگشت موقت را پولبک یا “بوسه خداحافظی” مینامند.
بازارهای نمادین
- بازار گاوی (Bull Market): به بازاری گفته میشود که روند کلی آن صعودی است و قیمتها در حال افزایش هستند. در این بازار، خوشبینی حاکم است و سرمایهگذاران به خرید تمایل دارند.
- بازار خرسی (Bear Market): به بازاری گفته میشود که روند کلی آن نزولی است و قیمتها در حال کاهش هستند. در این بازار، بدبینی و ترس غالب بوده و سرمایهگذاران تمایل به فروش دارند.
این نامگذاریها از شیوه حمله این دو حیوان الهام گرفته شده است؛ گاو با شاخهایش از پایین به بالا حمله میکند (نماد صعود) و خرس با پنجههایش از بالا به پایین ضربه میزند (نماد نزول).
لغات تخصصی بورس در تحلیل بنیادی
تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) روشی برای ارزیابی ارزش ذاتی یک دارایی با بررسی عوامل اقتصادی، مالی و کیفی است. هدف این تحلیل، یافتن سهامی است که قیمت فعلی آن در بازار کمتر از ارزش واقعیاش باشد.
مفاهیم کلیدی مالی
- صورتهای مالی (Financial Statements): گزارشهای رسمی که وضعیت مالی، عملکرد و جریانهای نقدی یک شرکت را نشان میدهند. مهمترین آنها شامل ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد است.
- سود هر سهم (EPS – Earnings Per Share): یکی از مهمترین لغات تخصصی بورس که از تقسیم سود خالص شرکت پس از کسر مالیات بر تعداد کل سهام آن به دست میآید. EPS نشاندهنده سودآوری شرکت به ازای هر سهم است.
- سود تقسیمی هر سهم (DPS – Dividend Per Share): بخشی از EPS که شرکت تصمیم میگیرد بین سهامداران خود تقسیم کند. این مبلغ در مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت تصویب میشود.
- نسبت قیمت به درآمد (P/E Ratio): این نسبت از تقسیم قیمت روز سهم بر سود هر سهم (EPS) به دست میآید. P/E نشان میدهد که سرمایهگذاران حاضرند به ازای هر یک ریال سود شرکت، چند ریال پرداخت کنند.
ارزشگذاری سهام
- ارزش اسمی (Par Value): قیمتی که در زمان تأسیس شرکت برای هر سهم تعیین و در اساسنامه ثبت میشود. در ایران، ارزش اسمی هر سهم معمولاً ۱۰۰ تومان (۱۰۰۰ ریال) است.
- ارزش دفتری (Book Value): از تقسیم کل حقوق صاحبان سهام (که در ترازنامه شرکت ثبت شده) بر تعداد سهام آن به دست میآید. این ارزش، داراییهای شرکت را بر اساس هزینههای تاریخی نشان میدهد.
- ارزش ذاتی (Intrinsic Value): ارزش واقعی یک سهم که بر اساس تحلیلهای بنیادی و بررسی پتانسیلهای آینده شرکت تخمین زده میشود. هدف تحلیلگران بنیادی، مقایسه ارزش ذاتی با قیمت بازار است.
- ارزش خالص داراییها (NAV – Net Asset Value): این اصطلاح بیشتر برای شرکتهای سرمایهگذاری و صندوقها به کار میرود و از کسر کل بدهیها از کل داراییهای شرکت (به ارزش روز) به دست میآید.
سایر اصطلاحات مهم و کاربردی بازار سهام
علاوه بر موارد فوق، اصطلاحات دیگری نیز وجود دارند که دانستن آنها برای هر سرمایهگذاری مفید است.
| اصطلاح | توضیح مختصر |
|---|---|
| افزایش سرمایه | یکی از روشهای تأمین مالی شرکتها که از طریق افزایش تعداد سهام و با روشهایی مانند آورده نقدی، سود انباشته یا تجدید ارزیابی داراییها انجام میشود. |
| سهام شناور آزاد (Free Float) | درصدی از سهام یک شرکت که در دست سهامداران خرد قرار دارد و انتظار میرود در آینده نزدیک قابل معامله باشد. بالا بودن سهام شناور به معنای نقدشوندگی بهتر سهم است. |
| حق تقدم خرید سهام | در زمان افزایش سرمایه از محل آورده نقدی، به سهامداران فعلی اولویتی برای خرید سهام جدید به قیمت اسمی داده میشود که به آن حق تقدم میگویند. |
| بازارگردان (Market Maker) | شخصیت حقوقی که با هدف افزایش نقدشوندگی، تنظیم عرضه و تقاضا و کاهش نوسانات شدید، به طور همزمان سفارشهای خرید و فروش برای یک نماد خاص ثبت میکند. |
| سهامدار عمده/درصدی | به سهامدارانی (حقیقی یا حقوقی) که مالک بیش از یک درصد از سهام یک شرکت باشند، سهامدار درصدی گفته میشود. معاملات این سهامداران به دلیل تأثیرگذاری بر روند سهم، به دقت رصد میشود. |
| نقدشوندگی (Liquidity) | سرعتی که با آن میتوان یک دارایی (سهم) را بدون تأثیر قابل توجه بر قیمت آن، به پول نقد تبدیل کرد. سهامی که حجم معاملات بالایی دارد، نقدشوندگی بیشتری دارد. |
جمعبندی: چرا یادگیری لغات تخصصی بورس حیاتی است؟
ورود به بازار بورس بدون تسلط بر زبان آن، مانند سفر به یک کشور خارجی بدون دانستن زبان مردمانش است. شما ممکن است بتوانید مسیر خود را پیدا کنید، اما از درک عمیق فرهنگ، ارتباط مؤثر و بهرهمندی از فرصتهای واقعی باز خواهید ماند. یادگیری لغات تخصصی بورس به شما این قدرت را میدهد که تحلیلها را بهتر بفهمید، تصمیمات معاملاتی خود را بر پایه منطق و دانش بنا کنید و در نهایت، از سرمایه خود در برابر ریسکهای غیرضروری محافظت نمایید. این مقاله تلاشی بود برای فراهم کردن یک راهنمای جامع و کاربردی از این اصطلاحات. امیدواریم با مطالعه و به کارگیری این مفاهیم، گامی بلند در مسیر تبدیل شدن به یک سرمایهگذار موفق بردارید.




سلام، مقاله خیلی خوبی بود. برای من که تازه وارد دنیای بورس شدم، واقعاً راهنما بود. میخواستم بپرسم ‘عرضه اولیه’ که بهش IPO میگن، دقیقاً مخفف چه عبارت انگلیسی هست؟
سلام سینای عزیز، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. IPO مخفف عبارت ‘Initial Public Offering’ هستش که به معنای اولین عرضه سهام یک شرکت به عموم در بازار بورس است. یک اصطلاح کلیدی در دنیای سرمایهگذاری!
خیلی ممنون از مقاله جامع تون. من همیشه با تلفظ ‘portfolio’ مشکل داشتم. میشه لطفا راهنمایی کنید که تلفظ صحیحش چطوریه؟
سلام نرگس خانم، خواهش میکنم. تلفظ صحیح ‘portfolio’ به صورت /pɔːrtˈfoʊli.oʊ/ (پورتفولیو) است. حرف ‘r’ معمولاً در انگلیسی آمریکایی واضحتر تلفظ میشود. میتوانید با جستجو در دیکشننریهای آنلاین به همراه صوت، تلفظ آن را به خوبی تمرین کنید.
مقاله عالی بود، مخصوصاً قسمت مربوط به تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی. آیا ‘technical analysis’ اصطلاح دیگری هم در انگلیسی دارد که کمتر رسمی باشد یا مثلاً در گفتار عامیانه استفاده شود؟
سلام علیرضا، خوشحالیم که لذت بردید! برای ‘technical analysis’ معمولاً همین اصطلاح استفاده میشود و کمتر معادل عامیانه یا slang دارد، چون یک اصطلاح تخصصی است. گاهی اوقات ممکن است به صورت مخفف ‘TA’ نیز استفاده شود، اما این بیشتر در نوشتار تخصصی رایج است تا گفتار عامیانه.
من قبلاً ‘bull market’ و ‘bear market’ رو توی فیلمهای انگلیسی شنیده بودم اما دقیقاً معنی شون رو نمیدونستم. الان که با این مقاله آشنا شدم، فهمیدم چقدر این اصطلاحات مهم هستند. آیا این دو اصطلاح با مفهوم ‘بازار صعودی’ و ‘بازار نزولی’ در فارسی کاملا مطابقت دارند؟
سلام زهرا خانم، بله دقیقاً! ‘Bull market’ به معنای ‘بازار صعودی’ است که در آن قیمت سهام روند رو به رشد دارد و سرمایهگذاران خوشبین هستند. ‘Bear market’ نیز به معنای ‘بازار نزولی’ است که در آن قیمتها در حال افت هستند و فضای ناامیدی بر بازار حاکم است. این دو اصطلاح تقریباً معادلهای یک به یک در فارسی دارند.
ممنون از این همه اطلاعات مفید. واقعاً بدون آشنایی با این لغات تخصصی، ورود به بورس مثل کارهایی که در تاریکی انجام میشود. برای ‘صف خرید’ یا ‘صف فروش’، دقیقا چه معادل انگلیسی استفاده میشود؟ آیا ‘buy queue’ یا ‘sell queue’ اصطلاحات رایجی هستند؟
سلام کیان عزیز، بله کاملاً درست میگویید. برای ‘صف خرید’ معمولاً از ‘bid queue’ یا ‘buy order queue’ و برای ‘صف فروش’ از ‘ask queue’ یا ‘sell order queue’ استفاده میشود. ‘Buy queue’ و ‘sell queue’ هم ممکن است استفاده شوند اما ‘bid/ask queue’ تخصصیتر و رایجتر هستند، مخصوصاً در context بازار.
یه سوال داشتم، توی این مقاله به ‘stock’ اشاره شده. آیا ‘stock’ و ‘share’ با هم فرق دارن یا یک معنی میدن؟ ممنون میشم توضیح بدید.
سلام سارا خانم، سوال بسیار خوبی است. ‘Stock’ به معنای کل مالکیت در یک شرکت است و اغلب به عنوان یک اصطلاح کلی برای سهام استفاده میشود. ‘Share’ به یک واحد از آن مالکیت (یک سهم) اشاره دارد. مثلاً شما ‘stock’ یک شرکت را دارید و میتوانید 1000 ‘shares’ از آن شرکت داشته باشید. در واقع ‘share’ واحد اندازهگیری ‘stock’ است.
مقاله بسیار کاربری بود. کاش زودتر با این سایت آشنا میشدم. آیا ‘day trading’ یا ‘swing trading’ جزء اصطلاحات رایج در تحلیل تکنیکال هستند یا بیشتر در دسته سبکهای معاملاتی قرار میگیرند؟
سلام امیر عزیز، خوشحالیم که به کارتان آمده. ‘Day trading’ (معاملات روزانه) و ‘swing trading’ (نوسانگیری) هر دو سبکهای معاملاتی هستند که از ابزارها و مفاهیم تحلیل تکنیکال برای تصمیمگیری استفاده میکنند. پس بله، آنها به شدت با تحلیل تکنیکال مرتبط هستند اما خودشان مستقیماً ‘ابزار تحلیل’ نیستند، بلکه ‘روش معامله’ هستند.
مطلب خیلی خوب و روشن بود. در مورد واژه ‘portfolio’، آیا ریشه فرانسوی یا لاتین داره؟ و اینکه چرا برای مجموعه داراییها از این کلمه استفاده میشه؟
سلام مینا خانم، سوال جالبی پرسیدید. واژه ‘portfolio’ ریشهای ایتالیایی-لاتین دارد. از ‘portare’ (حمل کردن) و ‘foglio’ (برگ کاغذ) میآید، به معنای محفظهای برای حمل اسناد و برگهها. به مرور زمان، معنای آن گسترش یافت و در دنیای مالی برای اشاره به مجموعهای از داراییها، مانند سهام، اوراق قرضه و… که در یک مجموعه نگهداری میشوند، به کار رفت. مثل اینکه همه اسناد داراییهای شما در یک کیف (portfolio) جمع شدهاند.
برای یادگیری بهتر این اصطلاحات انگلیسی، پیشنهاد میکنم حتماً پادکستها یا اخبار مالی انگلیسی زبان رو گوش بدید. خیلی کمک میکنه که تلفظ و کاربردش رو تو جمله بشنوید. مرسی از مقاله خوبتون.
ممنون از نکته بسیار خوب و کاربردی رضا! شنیدن محتوای صوتی انگلیسی زبان، بهخصوص در حوزه مالی، یکی از بهترین راهها برای تثبیت لغات و اصطلاحات جدید است. به خصوص پادکستهایی مثل ‘Planet Money’ یا اخبار ‘BBC Business’ میتوانند بسیار مفید باشند.
واقعاً نیاز بود چنین مقالهای. اطلاعات بسیار ارزشمندی بود. آیا ‘dividend’ که به معنای سود نقدی هست، هم جزء واژگان پرکاربرد بورسی انگلیسی محسوب میشه؟
سلام الهه خانم، بله ‘dividend’ یکی از واژگان بسیار پرکاربرد و اساسی در بازار بورس و سرمایهگذاری است. به معنای بخشی از سود یک شرکت که به سهامدارانش پرداخت میشود. در فارسی معادل آن ‘سود تقسیمی’ یا ‘سود نقدی’ است و هر سرمایهگذاری باید با آن آشنا باشد.
برای کاهش ریسک معاملات، اصطلاح ‘risk management’ استفاده میشه. آیا اصطلاحات دیگری هم در انگلیسی برای ‘کاهش ریسک’ وجود دارد که در این حوزه پرکاربرد باشند؟
سلام مهران، ‘Risk management’ اصطلاح کلی و بسیار مهمی است. بله، اصطلاحات مرتبط دیگری هم هستند: ‘Risk mitigation’ (کاهش اثر ریسک)، ‘hedging’ (پوشش ریسک، معمولاً با ابزارهای مالی خاص)، ‘diversification’ (تنوعبخشی به پرتفوی برای کاهش ریسک). هر سه اینها استراتژیهایی برای ‘risk reduction’ یا ‘reducing exposure to risk’ هستند.
مقاله عالی! همیشه فکر میکردم یادگیری این کلمات سخته. الان متوجه شدم که با یه راهنمای خوب مثل این مقاله، میشه خیلی راحتتر پیش رفت. ‘IPO’ چقدر یک اصطلاح رسمی محسوب میشه؟ میشه در مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟
سلام لیلا خانم، خوشحالیم که مطلب به شما کمک کرده! ‘IPO’ یک اصطلاح تخصصی مالی است، اما آنقدر رایج شده که در مکالمات روزمره مربوط به اخبار اقتصادی و کسب و کار به راحتی قابل استفاده است. در محافل غیررسمی ولی آگاه به مسائل مالی، استفاده از آن کاملاً طبیعی است و نشان از آشنایی شما با دنیای سرمایهگذاری دارد.
برای دوستان علاقمند به یادگیری بیشتر، پیشنهاد میکنم کانالهای یوتیوب مربوط به finance در انگلیسی رو هم دنبال کنند. خیلی خوب توضیح میدن و اصطلاحات رو به صورت عملی یاد میگیرید.
فرهاد عزیز، از این پیشنهاد عالی شما متشکریم! مشاهده ویدئوهای آموزشی و تحلیلی به زبان انگلیسی، یکی از مؤثرترین روشها برای یادگیری عمیقتر این اصطلاحات و درک کاربرد آنها در دنیای واقعی است.
یه سوالی داشتم که شاید خیلی ربطی به لغات این مقاله نداشته باشه ولی در مورد بورس بود. تفاوت ‘investor’ و ‘trader’ در انگلیسی چیست؟ آیا هر دو یک معنی میدهند یا تفاوتهایی دارند؟
سلام شادی خانم، سوال شما کاملاً مرتبط و مهم است! ‘Investor’ (سرمایهگذار) کسی است که با دید بلندمدت و با هدف رشد سرمایه در طول زمان، دارایی میخرد. در حالی که ‘trader’ (معاملهگر) با دید کوتاهمدت یا میانمدت و با هدف کسب سود از نوسانات قیمت، به صورت مکرر خرید و فروش میکند. تفاوت اصلی در افق زمانی و استراتژی است.
متشکرم از مقاله بسیار جامع و مفیدتون. ‘Fundamental analysis’ آیا اصطلاح کوتاه شدهای هم در انگلیسی دارد؟ مثل ‘TA’ برای Technical Analysis؟
سلام پویا، بله، برای ‘Fundamental analysis’ نیز معمولاً از مخفف ‘FA’ استفاده میشود. این مخفف در متون و گفتگوهای تخصصی مالی رایج است، دقیقاً شبیه ‘TA’ برای Technical Analysis.
توضیحات خیلی روان و قابل فهم بود. از اینکه این مطالب رو به این خوبی آموزش میدید ممنونم. آیا فعل یا عبارات فعلی خاصی در انگلیسی برای ‘تشکیل پرتفوی’ یا ‘مدیریت پرتفوی’ وجود داره؟
سلام مریم خانم، خوشحالیم که براتون مفید بوده. بله، برای ‘تشکیل پرتفوی’ از ‘to build a portfolio’ یا ‘to construct a portfolio’ استفاده میشود. برای ‘مدیریت پرتفوی’ هم از ‘to manage a portfolio’ یا ‘portfolio management’ (به عنوان اسم) استفاده میشود. این عبارات کاملاً رایج و استاندارد هستند.