مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات ضروری برای صحبت در مورد آمار و احتمالات

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و موارد دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای امروز، دنیای داده‌هاست. از تحلیل‌های پیچیده کسب‌وکار گرفته تا مقالات علمی و حتی اخبار روزمره، همه جا با مفاهیم آماری و احتمالات روبرو هستیم. برای دانشجویان، محققان، تحلیل‌گران داده و هر کسی که با دنیای بین‌المللی در ارتباط است، تسلط بر لغات تخصصی آمار به زبان انگلیسی یک مهارت ضروری است. این دانش نه تنها به شما کمک می‌کند تا منابع علمی را بهتر درک کنید، بلکه به شما این قدرت را می‌دهد که یافته‌ها و تحلیل‌های خود را با اطمینان و دقت بیشتری به زبان انگلیسی ارائه دهید. با ما همراه باشید تا سفری به دنیای اصطلاحات آماری داشته باشیم و با زبانی ساده، کاربردی‌ترین واژگان را بیاموزیم.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “Bro Split” و “PPL” (دعوای همیشگی در باشگاه)

مفاهیم بنیادی: ستون‌های اصلی علم آمار

پیش از ورود به مباحث پیچیده، باید با سنگ بنای اصلی آمار آشنا شویم. این مفاهیم پایه‌ای در تمامی تحلیل‌های آماری تکرار می‌شوند و درک معادل انگلیسی آن‌ها اولین قدم برای تسلط بر این حوزه است. هر تحلیل آماری با داده‌ها شروع می‌شود و هدف آن درک یک جامعه آماری بزرگتر از طریق یک نمونه کوچک است.

انواع متغیرها (Types of Variables)

درک انواع متغیرها کلیدی است، زیرا نوع متغیر، روش تحلیل آماری مناسب را تعیین می‌کند. به طور کلی متغیرها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

  1. Qualitative/Categorical Variable (متغیر کیفی یا طبقه‌ای): متغیری که مقادیر آن بر اساس دسته‌بندی یا کیفیت تعریف می‌شوند، نه کمیت عددی. مانند جنسیت (مرد/زن) یا سطح تحصیلات (لیسانس/فوق لیسانس/دکتری).
  2. Quantitative/Numerical Variable (متغیر کمّی یا عددی): متغیری که مقادیر آن به صورت عدد بیان می‌شوند و می‌توان روی آن‌ها عملیات ریاضی انجام داد. این نوع متغیر خود به دو زیرشاخه تقسیم می‌شود:
    • Discrete Variable (متغیر گسسته): متغیری که فقط می‌تواند مقادیر مشخص و قابل شمارشی را بپذیرد. معمولاً این مقادیر اعداد صحیح هستند. برای مثال، تعداد فرزندان یک خانواده یا تعداد ماشین‌های حاضر در یک پارکینگ.
    • Continuous Variable (متغیر پیوسته): متغیری که می‌تواند هر مقداری را در یک بازه مشخص به خود اختصاص دهد. برای مثال، قد یک فرد (مثلاً ۱۷۵.۴ سانتی‌متر) یا دمای هوا (مثلاً ۲۳.۷ درجه سانتی‌گراد).
📌 همراه با این مقاله بخوانید:چرا به چربی پهلو میگن “Love Handles”؟ (دستگیره عشق!)

آمار توصیفی (Descriptive Statistics): خلاصه‌سازی داده‌ها

آمار توصیفی شاخه‌ای از آمار است که به سازماندهی، خلاصه‌سازی و نمایش داده‌ها به شیوه‌ای معنادار می‌پردازد. هدف این است که یک تصویر کلی و سریع از ویژگی‌های اصلی داده‌ها به دست آوریم. لغات تخصصی آمار در این بخش بسیار پرکاربرد هستند.

مقیاس‌های گرایش به مرکز (Measures of Central Tendency)

این مقیاس‌ها نشان می‌دهند که مرکز یا نقطه تجمع داده‌ها کجاست. سه مقیاس اصلی در این دسته عبارتند از:

مقیاس‌های پراکندگی (Measures of Dispersion/Variability)

این مقیاس‌ها نشان می‌دهند که داده‌ها چقدر حول مرکز خود پراکنده یا متغیر هستند. این مقیاس‌ها به ما کمک می‌کنند تا میزان تنوع و پراکندگی در داده‌ها را درک کنیم.

اصطلاح انگلیسی معادل فارسی توضیح مختصر
Range دامنه تغییرات تفاوت بین بیشترین (Maximum) و کمترین (Minimum) مقدار در داده‌ها.
Variance واریانس میانگین مجذور انحرافات مقادیر از میانگین. نشان‌دهنده پراکندگی کلی داده‌هاست.
Standard Deviation انحراف معیار جذر واریانس. این مقیاس پراکندگی را با واحد اصلی داده‌ها بیان می‌کند و تفسیر آن آسان‌تر است.
Percentile صدک درصدی از داده‌ها که از یک مقدار مشخص کمتر هستند. برای مثال، صدک ۷۵ نقطه‌ای است که ۷۵٪ داده‌ها زیر آن قرار دارند.
Quartiles چارک‌ها مقادیری که داده‌های مرتب‌شده را به چهار قسمت مساوی تقسیم می‌کنند (Q1, Q2, Q3). چارک دوم همان میانه است.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:آیا خارجی‌ها “مهریه” دارن؟ (تفاوت با Prenup)

اصطلاحات کلیدی در حوزه احتمالات (Probability)

احتمال، شاخه‌ای از ریاضیات است که با شانس و عدم قطعیت سروکار دارد. این حوزه به ما کمک می‌کند تا احتمال وقوع یک رویداد را به صورت عددی بیان کنیم. درک لغات تخصصی آمار و احتمالات برای تحلیل ریسک، پیش‌بینی و تصمیم‌گیری حیاتی است.

مفاهیم پایه احتمالات

توزیع‌های احتمال (Probability Distributions)

یک توزیع احتمال، تابعی است که احتمال وقوع نتایج مختلف یک متغیر تصادفی را توصیف می‌کند. دو توزیع بسیار معروف و پرکاربرد عبارتند از:

  1. Binomial Distribution (توزیع دوجمله‌ای): برای متغیرهای گسسته به کار می‌رود و احتمال تعداد مشخصی از موفقیت‌ها (Successes) در تعداد ثابتی از آزمایش‌های مستقل (Trials) را مدل‌سازی می‌کند، در حالی که هر آزمایش تنها دو نتیجه ممکن (موفقیت یا شکست) دارد.
  2. Normal Distribution (توزیع نرمال): که به آن «توزیع گوسی» یا «منحنی زنگوله‌ای» (Bell Curve) نیز می‌گویند، یکی از مهم‌ترین توزیع‌ها برای متغیرهای پیوسته است. بسیاری از پدیده‌های طبیعی مانند قد یا IQ از این توزیع پیروی می‌کنند. این توزیع با میانگین (μ) و انحراف معیار (σ) خود کاملاً مشخص می‌شود.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Tie the Knot”: گره زدن سرنوشت

آمار استنباطی (Inferential Statistics): از نمونه به جامعه

در حالی که آمار توصیفی به توصیف داده‌های موجود می‌پردازد، آمار استنباطی یک قدم فراتر می‌رود. این شاخه از آمار از داده‌های یک نمونه برای نتیجه‌گیری، پیش‌بینی و تصمیم‌گیری در مورد کل جامعه آماری استفاده می‌کند. این فرآیند همواره با مقداری عدم قطعیت (Uncertainty) همراه است.

تخمین و آزمون فرضیه

دو ابزار اصلی در آمار استنباطی، تخمین (Estimation) و آزمون فرضیه (Hypothesis Testing) هستند.

اصطلاحات مرتبط با رگرسیون و همبستگی

این تکنیک‌ها برای بررسی رابطه بین دو یا چند متغیر استفاده می‌شوند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:تفاوت خنده‌دار Chips در انگلیس و آمریکا (سیب‌زمینی سرخ کرده؟)

جمع‌بندی

تسلط بر لغات تخصصی آمار و احتمالات به زبان انگلیسی، یک سرمایه‌گذاری ارزشمند برای آینده تحصیلی و شغلی شماست. این مقاله تلاشی بود برای پوشش دادن ضروری‌ترین اصطلاحات، از مفاهیم پایه‌ای و آمار توصیفی گرفته تا مباحث پیشرفته‌تر در آمار استنباطی. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای تثبیت این واژگان، استفاده عملی از آن‌هاست. سعی کنید مقالات آماری ساده را به انگلیسی بخوانید، در تحلیل‌های خود از این اصطلاحات استفاده کنید و به تدریج دایره لغات خود را گسترش دهید. با تمرین و تکرار، به زودی قادر خواهید بود با اعتماد به نفس کامل در مورد تحلیل‌های آماری به زبان انگلیسی صحبت کرده و بنویسید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 428

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. تفاوت بین Mean و Average در چیست؟ من همیشه فکر می‌کردم این دو دقیقاً یک معنا دارند.

    1. سوال بسیار خوبی است علی جان. در مکالمات روزمره، این دو کلمه اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. اما در دنیای آمار، Mean به طور خاص به ‘میانگین حسابی’ اشاره دارد، در حالی که Average می‌تواند مفهوم گسترده‌تری داشته باشد و حتی گاهی شامل میانه و مد هم بشود. در مقالات علمی بهتر است از Mean استفاده کنید.

  2. تلفظ کلمه Probability برای من خیلی سخت است. آیا راهی هست که راحت‌تر بیانش کنیم؟

    1. بله، کلمه چالش‌برانگیزی است! سعی کنید آن را بخش‌بندی کنید: Pro-ba-bi-li-ty. نکته مهم این است که استرس اصلی روی هجای دوم یعنی ‘ba’ قرار دارد. با تمرین و تکرار این بخش‌بندی، زبان شما به آن عادت می‌کند.

  3. اصطلاح Standard Deviation را در یک گزارش مالی دیدم. چطور می‌توانم از آن در یک جمله برای توصیف ریسک استفاده کنم؟

    1. در گزارش‌های مالی، Standard Deviation (انحراف معیار) نشان‌دهنده نوسان است. مثلاً می‌توانید بگویید: ‘The high standard deviation indicates a higher level of investment risk’ یعنی انحراف معیار بالا نشان‌دهنده سطح بالاتری از ریسک سرمایه‌گذاری است.

  4. من اصطلاح Odds are… را در یک سریال شنیدم. آیا این هم به آمار ربط دارد یا یک اصطلاح عامیانه است؟

  5. آیا کلمه Data مفرد است یا جمع؟ من هم Data is دیده‌ام و هم Data are. کدام درست است؟

    1. مهدی عزیز، از نظر سنتی Data جمع کلمه Datum است و باید با فعل جمع (are) بیاید. اما امروزه در انگلیسی مدرن و به خصوص در علوم داده، اکثر مردم از آن به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش با فعل مفرد (is) استفاده می‌کنند. هر دو در متون عمومی پذیرفته شده‌اند، اما در ژورنال‌های خیلی رسمی آکادمیک، هنوز فعل جمع ترجیح داده می‌شود.

  6. ممنون از مقاله عالی شما. کلمه Outlier واقعاً کاربردی است. من همیشه دنبال معادل انگلیسی ‘داده پرت’ می‌گشتم.

    1. خوشحالیم که برایتان مفید بوده فرزانه جان. Outlier دقیقاً همان معنای داده پرت یا استثنایی را می‌دهد که با بقیه داده‌ها همخوانی ندارد.

  7. فرق بین Median و Medium چیست؟ گاهی این دو را با هم اشتباه می‌گیرم.

    1. اشتباه رایجی است! Median یک اصطلاح آماری به معنای ‘میانه’ (عددی که در وسط یک مجموعه داده قرار دارد) است. اما Medium به معنای ‘متوسط’ از نظر اندازه یا ‘رسانه/واسطه’ است. پس وقتی در مورد آمار حرف می‌زنید، حتماً از Median استفاده کنید.

  8. اصطلاح Margin of error در اخبار مربوط به نظرسنجی‌های انتخاباتی خیلی تکرار می‌شود. ممنون که اینجا توضیحش دادید.

  9. کلمه Skewed در چه موادی به کار می‌رود؟ آیا فقط برای نمودارهاست؟

    1. بابک عزیز، Skewed در آمار به معنای ‘دارای چولگی’ یا نامتقارن است. اما در زبان روزمره هم به معنای ‘تحریف شده’ یا ‘یک‌طرفه’ به کار می‌رود. مثلاً: ‘The results were skewed by the small sample size’ (نتایج به دلیل حجم کم نمونه تحریف شده بودند).

  10. توضیحات مربوط به Descriptive vs Inferential Statistics بسیار شفاف بود. برای آزمون آیلتس هم این لغات کاربرد دارند؟

    1. بله مریم جان، قطعاً! در بخش دوم رایتینگ (Task 1) آیلتس که باید نمودارها را تحلیل کنید، استفاده از کلماتی مثل Trend، Distribution و Significant می‌تواند نمره واژگان شما را به شدت بالا ببرد.

  11. وقتی می‌گوییم نتایج Statistically Significant هستند، دقیقاً منظورمان چیست؟

    1. این یعنی نتایج به دست آمده به احتمال زیاد ناشی از شانس نبوده‌اند و یک رابطه واقعی وجود دارد. در فارسی به آن ‘از نظر آماری معنادار’ می‌گوییم.

  12. یک جمله معروف در انگلیسی هست: Correlation does not imply causation. این دقیقاً یعنی چه؟

    1. جمله فوق‌العاده‌ای را اشاره کردی یاسمن! یعنی ‘همبستگی به معنای علیت نیست’. صرف اینکه دو اتفاق با هم رخ می‌دهند (Correlation)، دلیل نمی‌شود که یکی باعث بروز دیگری شده باشد (Causation).

  13. به جای کلمه Predict چه کلمات تخصصی‌تری در آمار می‌توان استفاده کرد؟

    1. می‌توانید از واژگانی مثل Forecast (به خصوص برای سری‌های زمانی)، Estimate (تخمین زدن) یا Project (پیش‌بینی بر اساس روند فعلی) استفاده کنید.

  14. تفاوت Discrete و Continuous را همیشه قاطی می‌کنم. راهی برای حفظ کردنش هست؟

  15. آیا کلمه Sample Size همان حجم نمونه است؟ در جلسات کاری زیاد این را می‌شنوم.

    1. دقیقاً نیما جان. Sample Size یعنی تعداد نفرات یا مواردی که در یک تحقیق مورد بررسی قرار گرفته‌اند. هر چه این عدد بزرگتر باشد، نتایج معمولاً قابل اعتمادترند.

  16. استفاده از عبارت In the long run در تحلیل‌های احتمالات خیلی جالب است. ممنون.

  17. کلمه Bias در آمار یعنی چه؟ آیا با معنای ‘تعصب’ در زبان عادی فرق دارد؟

    1. در آمار، Bias به معنای ‘سوگیری’ یا خطای سیستماتیک در نمونه‌گیری است که باعث می‌شود نتایج به یک سمت خاص متمایل شوند. مفهومش به ‘تعصب’ نزدیک است چون در هر دو حالت، نگاه بی‌طرفانه وجود ندارد.

    1. می‌توانید بگویید: ‘The chart shows a normal distribution of data’ یعنی نمودار نشان‌دهنده توزیع نرمال داده‌هاست. Distribution به نحوه پخش شدن داده‌ها در بازه‌های مختلف اشاره دارد.

    1. هر دو پراکندگی را نشان می‌دهند، اما Standard Deviation ملموس‌تر است چون واحد آن با واحد داده‌های اصلی یکی است. در گزارش‌های شفاهی، بیشتر از Standard Deviation برای توصیف پراکندگی استفاده می‌کنند.

  18. خیلی ممنون، بخش مربوط به داده‌های کیفی و کمی (Qualitative vs Quantitative) برای پروژه‌ی دانشگاهی من خیلی حیاتی بود.

    1. خواهش می‌کنم سحر عزیز. خوشحالیم که به پروژه‌ات کمک کرد. یاد گرفتن تفاوت املایی و معنایی این دو کلمه برای هر محققی واجب است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *