- آیا در مواجهه با واژگان تخصصی گفتاردرمانی به زبان انگلیسی احساس سردرگمی میکنید؟
- آیا نگرانید که عدم درک صحیح این اصطلاحات، بر کیفیت تحصیل یا کار شما تأثیر بگذارد؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس کامل، متون تخصصی یا مقالات حوزه گفتاردرمانی را به زبان انگلیسی مطالعه کنید؟
- آیا به دنبال راهی ساده و جامع برای تسلط بر لغات ضروری گفتاردرمانی هستید؟
در این راهنما، لغات تخصصی گفتاردرمانی را به سادگی و گام به گام شرح میدهیم تا دیگر هرگز در این زمینه دچار سردرگمی یا اشتباه نشوید و بتوانید با اطمینان کامل از آنها استفاده کنید.
| موضوع اصلی | اهمیت برای یادگیرنده | نکات کلیدی |
|---|---|---|
| آشنایی با لغات تخصصی گفتاردرمانی | افزایش دقت علمی و حرفهای، بهبود ارتباطات در محیط بینالمللی | درک مفهوم، کاربرد در جمله، تفاوتهای ظریف |
| دستهبندی واژگان | یادگیری ساختارمند و سازمانیافته، کاهش اضطراب | اختلالات، ارزیابی، درمان، آناتومی |
| مثالهای کاربردی | فهم عمیقتر، کاربرد عملی، پیشگیری از اشتباهات رایج | مقایسه ✅ صحیح و ❌ غلط |
| راهکارهای یادگیری | افزایش سرعت و پایداری یادگیری، تقویت انگیزه | مرور فعال، استفاده در متن، تمرین مداوم |
اهمیت تسلط بر لغات تخصصی گفتاردرمانی در زبان انگلیسی
حوزه گفتاردرمانی (Speech Therapy) یک رشته علمی و بالینی پویاست که دائماً در حال رشد و توسعه است. بخش عمدهای از تحقیقات، مقالات، کنفرانسها و منابع آموزشی برجسته در این زمینه به زبان انگلیسی ارائه میشوند. بنابراین، برای دانشجویان، متخصصان، و حتی والدین علاقهمند به این حوزه، درک دقیق و صحیح لغات تخصصی گفتاردرمانی در زبان انگلیسی از اهمیت حیاتی برخوردار است.
تسلط بر این واژگان نه تنها به شما کمک میکند تا منابع بینالمللی را به راحتی مطالعه کنید، بلکه امکان برقراری ارتباط مؤثر با همکاران و متخصصان از سراسر جهان را نیز فراهم میآورد. این مهارت به شما اعتماد به نفس میبخشد و اضطراب ناشی از عدم درک را به شدت کاهش میدهد.
دستهبندیهای کلیدی لغات گفتاردرمانی
برای تسهیل یادگیری، میتوانیم واژگان گفتاردرمانی را به چند دسته اصلی تقسیم کنیم. این روش به شما کمک میکند تا ساختارمندتر به یادگیری بپردازید و ارتباط بین مفاهیم مختلف را بهتر درک کنید. نگران نباشید اگر در ابتدا این دستهبندیها کمی دشوار به نظر میرسند؛ بسیاری از زبانآموزان با این چالش مواجه هستند و با تمرین و تکرار بر آن غلبه خواهند کرد.
۱. اختلالات گفتاری و زبانی (Speech and Language Disorders)
این دسته شامل اصطلاحاتی است که انواع مشکلات و اختلالات رایج در زمینه گفتار و زبان را توصیف میکنند.
- Aphasia (آفازی / زبانپریشی): از دست دادن یا اختلال در توانایی تولید یا فهم زبان، معمولاً ناشی از آسیب مغزی.
- Dysarthria (دیسآرتری / اختلال تکلم): وضعیتی که در آن عضلات مورد استفاده برای تولید گفتار ضعیف یا دشوار کنترل میشوند.
- Apraxia (آپراکسی / کژگویی): اختلالی عصبی که باعث میشود فرد در انجام حرکات ارادی، به ویژه حرکات مربوط به گفتار، مشکل داشته باشد.
- Stuttering (لکنت زبان): اختلالی در روانی گفتار که با تکرار صداها، کشیدگی کلمات یا بلوکه شدن در گفتار مشخص میشود.
- Voice Disorder (اختلال صدا): هرگونه مشکل در کیفیت، زیر و بمی، بلندی یا طنین صدا.
- Dysphagia (دیسفاژی / اختلال بلع): مشکل یا دشواری در بلع غذا یا مایعات.
- Receptive Language Disorder (اختلال زبان دریافتی): دشواری در فهم زبان گفتاری یا نوشتاری.
- Expressive Language Disorder (اختلال زبان بیانی): دشواری در بیان افکار و نیازها از طریق گفتار، نوشتن یا اشاره.
- Phonological Disorder (اختلال آواشناختی): الگوی ناهنجار در استفاده از صداهای گفتاری (مانند جایگزینی یک صدا با صدای دیگر).
- Articulation Disorder (اختلال تلفظ): دشواری در تولید صداهای خاص گفتاری.
۲. اصطلاحات ارزیابی و تشخیص (Assessment and Diagnosis Terms)
این واژگان مربوط به فرآیند شناسایی، تحلیل و تشخیص اختلالات گفتاری و زبانی هستند.
- Assessment (ارزیابی): فرآیند جمعآوری اطلاعات برای شناسایی ماهیت و شدت یک اختلال.
- Diagnosis (تشخیص): شناسایی دقیق نوع اختلال بر اساس نتایج ارزیابی.
- Screening (غربالگری): آزمایشی اولیه و سریع برای شناسایی افرادی که ممکن است نیاز به ارزیابی کاملتر داشته باشند.
- Prognosis (پیشآگهی): پیشبینی نتیجه احتمالی درمان یا بهبود یک اختلال.
- Baseline (خط مبنا): سطحی از عملکرد فرد قبل از شروع درمان، که برای سنجش پیشرفت استفاده میشود.
- Standardized Test (آزمون استاندارد): آزمونی که به روشی ثابت و یکسان اجرا و نمرهگذاری میشود تا نتایج آن با نمونههای نرمال مقایسه شود.
- Case History (تاریخچه موردی): اطلاعات جامع درباره سابقه پزشکی، رشد و نمو و محیط زندگی بیمار.
۳. واژگان مربوط به درمان و مداخله (Treatment and Intervention Vocabulary)
این دسته شامل اصطلاحاتی است که به روشها، تکنیکها و مراحل درمانی اشاره دارند.
- Intervention (مداخله): برنامهای درمانی که برای بهبود یک اختلال طراحی شده است.
- Therapy Plan (برنامه درمانی): سند مکتوبی که اهداف، روشها و مدت زمان درمان را مشخص میکند.
- Goal Setting (هدفگذاری): فرآیند تعیین اهداف مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندی شده برای درمان.
- Reinforcement (تقویت): هر عملی که احتمال تکرار یک رفتار مطلوب را افزایش میدهد.
- Cueing (نشانهدهی): ارائه سرنخها یا راهنماییها برای کمک به بیمار در انجام یک کار.
- Modeling (مدلسازی): نشان دادن رفتار یا گفتار صحیح توسط درمانگر برای تقلید بیمار.
- Augmentative and Alternative Communication (AAC) (ارتباط تقویتی و جایگزین): روشهایی برای برقراری ارتباط برای افرادی که نمیتوانند از گفتار طبیعی استفاده کنند (مانند استفاده از تصاویر یا دستگاههای ارتباطی).
- Generalization (تعمیم): توانایی استفاده از مهارتهای آموخته شده در درمان در محیطهای مختلف و با افراد دیگر.
۴. آناتومی و فیزیولوژی مرتبط (Relevant Anatomy and Physiology)
درک ساختارهای بدن که در تولید گفتار و بلع نقش دارند، برای هر متخصص گفتاردرمانی ضروری است.
- Larynx (حنجره): جعبه صدا که حاوی تارهای صوتی است.
- Vocal Cords (تارهای صوتی): نوارهای عضلانی در حنجره که ارتعاش آنها صدا تولید میکند.
- Pharynx (حلق): گلو که در پشت دهان و بینی قرار دارد.
- Esophagus (مری): لولهای که غذا را از حلق به معده میرساند.
- Trachea (نای): لوله تنفسی که هوا را به ریهها میرساند.
- Tongue (زبان): عضلهای در دهان که در گفتار، بلع و چشایی نقش دارد.
- Palate (کام): سقف دهان که به دو بخش سخت (hard palate) و نرم (soft palate) تقسیم میشود.
- Alveolar Ridge (برجستگی لثهای): ناحیه پشت دندانهای جلویی بالایی که در تولید برخی صداها نقش دارد.
- Diaphragm (دیافراگم): عضله اصلی تنفس که در زیر ریهها قرار دارد.
مثالهای کاربردی و جملات نمونه
یادگیری لغات در قالب جمله و با مثالهای کاربردی، به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح آنها را درک کنید و از اشتباهات رایج جلوگیری نمایید. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم کلید تسلط است.
مثال ۱: Aphasia
استفاده صحیح:
- ✅ Correct: “The patient was diagnosed with aphasia after the stroke, affecting his ability to speak fluently.”
- ✅ Correct: “Speech therapy can significantly improve communication for individuals with aphasia.”
اشتباه رایج:
- ❌ Incorrect: “He has aphasia because he’s just confused about words.” (آفازی یک اختلال زبانی مشخص است، نه صرفاً سردرگمی.)
مثال ۲: Dysphagia
استفاده صحیح:
- ✅ Correct: “The speech-language pathologist evaluated the elderly patient for dysphagia symptoms.”
- ✅ Correct: “Modifying food textures is a common intervention for patients with severe dysphagia.”
اشتباه رایج:
- ❌ Incorrect: “He has dysphagia, so he can’t talk.” (دیسفاژی مشکل بلع است، نه مشکل گفتاری.)
مثال ۳: Articulation Disorder
استفاده صحیح:
- ✅ Correct: “The child had an articulation disorder, substituting ‘w’ for ‘r’ sounds.”
- ✅ Correct: “Articulation therapy helps children learn to produce specific speech sounds correctly.”
اشتباه رایج:
- ❌ Incorrect: “She has an articulation disorder because she doesn’t know many words.” (اختلال تلفظ مربوط به تولید صداهاست، نه واژگان.)
نکات مهم برای یادگیری و بهکارگیری صحیح
یادگیری واژگان تخصصی نیازمند رویکردی هدفمند است. این نکات به شما کمک میکنند تا فرآیند یادگیری را مؤثرتر و لذتبخشتر کنید:
- خواندن منابع معتبر: مقالات علمی، کتابهای درسی و وبسایتهای تخصصی (مانند ASHA) را به زبان انگلیسی بخوانید. قرار گرفتن در معرض متنهای واقعی، کاربرد لغات را در بستر صحیح به شما نشان میدهد.
- فلشکارتها (Flashcards): برای هر کلمه، فلشکارتی با تعریف، مثال و در صورت لزوم، تصویر تهیه کنید. مرور فعال با فلشکارتها بسیار مؤثر است.
- تهیه دفترچه واژگان تخصصی: یک دفترچه اختصاصی برای این لغات داشته باشید. کلمات جدید را همراه با معنی، تلفظ (فونتیک)، ریشهشناسی (در صورت جذابیت) و حداقل دو جمله مثال یادداشت کنید.
- استفاده در مکالمه و نوشتار: سعی کنید این لغات را در مکالمات خود (حتی با خودتان) یا در یادداشتبرداریها و خلاصه نویسیها به کار ببرید. این کار به تثبیت آنها در حافظه کمک میکند.
- تمرین مداوم: زبانآموزی یک مسیر پیوسته است. هر روز زمان کوتاهی را به مرور و یادگیری لغات جدید اختصاص دهید.
- پیدا کردن LSI Keywords: در کنار کلمه اصلی، به کلمات و عبارات مرتبط (LSI – Latent Semantic Indexing) نیز توجه کنید. مثلاً برای “Aphasia”، کلماتی مانند “stroke,” “brain injury,” “speech disorder,” “language impairment” مرتبط هستند و درک عمیقتری ارائه میدهند.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی (US/UK)
در حوزه واژگان تخصصی پزشکی و گفتاردرمانی، هسته اصلی اصطلاحات علمی و بالینی معمولاً در هر دو لهجه آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) یکسان و مورد پذیرش بینالمللی است. واژگانی مانند “Aphasia,” “Dysphagia,” یا “Articulation Disorder” بدون تغییر در معنا و کاربرد در هر دو منطقه استفاده میشوند.
با این حال، ممکن است در اصطلاحات مربوط به سیستم آموزشی یا نحوه ارجاع به متخصصین، تفاوتهای جزئی وجود داشته باشد:
- US: “Speech-Language Pathologist (SLP)” رایج است.
- UK: “Speech and Language Therapist (SALT)” بیشتر استفاده میشود.
این تفاوتها عموماً در ساختار حرفهای و اداری است و کمتر بر درک واژگان بالینی اصلی تأثیر میگذارد. نکته مهم این است که به زمینه و مرجع متنی که مطالعه میکنید توجه داشته باشید.
ریشهشناسی (Etymology) برخی اصطلاحات
درک ریشه کلمات میتواند به شما در به خاطر سپردن و فهم عمیقتر آنها کمک کند. بسیاری از اصطلاحات پزشکی و علمی ریشههای لاتین یا یونانی دارند:
- Aphasia: از یونانی
a-
(به معنی “بدون” یا “عدم”) وphasis
(به معنی “گفتار”). به طور تحتاللفظی یعنی “بدون گفتار”. - Dysphagia: از یونانی
dys-
(به معنی “دشوار” یا “بد”) وphagein
(به معنی “خوردن” یا “بلعیدن”). به طور تحتاللفظی یعنی “بلع دشوار”. - Dysarthria: از یونانی
dys-
(دشوار) وarthroun
(به معنی “مفصلبندی کردن” یا “تلفظ کردن”). به طور تحتاللفظی یعنی “تلفظ دشوار”. - Phonology: از یونانی
phone
(به معنی “صدا”) و-logy
(به معنی “مطالعه”). یعنی “مطالعه صداها”.
اشتباهات رایج و باورهای غلط
آگاهی از اشتباهات متداول میتواند از سردرگمیهای بعدی جلوگیری کند. بسیاری از زبانآموزان در ابتدا با این موارد دست و پنجه نرم میکنند.
- اشتباه ۱: خلط مفهوم Aphasia و Dysarthria:
- ❌ باور غلط: هر دو به معنی ناتوانی در صحبت کردن هستند.
- ✅ حقیقت: Aphasia مشکل در فهم یا تولید زبان است (مغزی). Dysarthria مشکل در کنترل عضلات گفتاری است (فیزیکی).
- اشتباه ۲: استفاده از “Speech Problem” برای تمام اختلالات:
- ❌ باور غلط: میتوان برای هر نوع مشکل گفتاری یا زبانی از
speech problem
استفاده کرد. - ✅ حقیقت: در محیطهای تخصصی، استفاده از اصطلاحات دقیق مانند
articulation disorder
,language delay
,stuttering
و غیره ضروری است تا نوع دقیق مشکل مشخص شود.Speech problem
بسیار عمومی و نامشخص است.
- ❌ باور غلط: میتوان برای هر نوع مشکل گفتاری یا زبانی از
- اشتباه ۳: نادیده گرفتن زمینه (Context):
- ❌ باور غلط: یک کلمه همیشه یک معنی ثابت دارد.
- ✅ حقیقت: اگرچه لغات تخصصی معمولاً دارای معانی مشخصی هستند، اما درک کامل آنها مستلزم توجه به جملهبندی و زمینه استفاده است. مثلاً
fluency
(روانی) میتواند به روانی گفتار در لکنت یا روانی در خواندن اشاره داشته باشد.
پرسشهای متداول (FAQ)
در این بخش به برخی از پرسشهای رایج درباره یادگیری لغات تخصصی گفتاردرمانی پاسخ میدهیم.
- آیا برای یک دانشجو، یادگیری تمام این لغات ضروری است؟
بله، برای یک دانشجو یا متخصص در این رشته، تسلط بر این واژگان حیاتی است. آنها اساس درک مفاهیم، تشخیصها و روشهای درمانی را تشکیل میدهند و برای موفقیت تحصیلی و حرفهای ضروری هستند.
- چگونه میتوانم این لغات را برای مدت طولانی در حافظه نگه دارم؟
راز ماندگاری در تکرار و کاربرد فعال است. از روشهایی مانند فلشکارتها، آزمون گرفتن از خود، استفاده از لغات در نوشتن خلاصه مطالب، و خواندن مداوم منابع انگلیسی استفاده کنید. همچنین، آموزش دادن این مفاهیم به دیگران نیز به تثبیت آنها کمک میکند.
- آیا دانستن ریشهشناسی کلمات واقعاً مفید است؟
بله، ریشهشناسی (Etymology) یک ابزار قدرتمند است. با دانستن ریشههای لاتین و یونانی، میتوانید معنای بسیاری از کلمات ناشناخته را حدس بزنید و ارتباط منطقی بین کلمات را درک کنید که این امر به یادگیری پایدارتر منجر میشود.
- به جز متون تخصصی، چه منابع دیگری برای یادگیری این لغات پیشنهاد میشود؟
تماشای مستندهای علمی، پادکستها، ویدئوهای آموزشی از متخصصان گفتاردرمانی در یوتیوب یا پلتفرمهای دیگر (مانند کانالهای دانشگاهی یا سازمانهای معتبر) میتواند بسیار مفید باشد. گوش دادن به گفتار طبیعی در این زمینهها، تلفظ و کاربرد لغات را در بستر واقعی نشان میدهد.
نتیجهگیری
یادگیری و تسلط بر لغات تخصصی گفتاردرمانی به زبان انگلیسی، گامی اساسی در مسیر تبدیل شدن به یک متخصص حرفهای و بهروز در این حوزه است. این فرآیند ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با رویکردی ساختارمند، تمرین مداوم و استفاده از منابع مناسب، قطعاً به موفقیت دست خواهید یافت.
به یاد داشته باشید که هر کلمه جدید، دریچهای به سوی دانشی تازه است. با گسترش دایره واژگان خود، نه تنها تواناییهای زبانیتان را بهبود میبخشید، بلکه درک عمیقتری از پیچیدگیهای گفتار و زبان انسانی پیدا خواهید کرد. به خودتان اعتماد داشته باشید، با انگیزه پیش بروید و از هر قدم کوچکی که در این مسیر برمیدارید، لذت ببرید.




ممنون از مقاله عالیتون. میخواستم بپرسم تفاوت دقیق بین Stuttering و Stammering چیه؟ هر دو رو لکنت معنی میکنن ولی حس میکنم یکیشون رسمیتره.
سوال خیلی خوبیه سارا جان! در واقع هر دو به معنی لکنت زبان هستن، اما Stuttering بیشتر در انگلیسی آمریکایی و محیطهای علمی رایجه، در حالی که Stammering بیشتر در انگلیسی بریتانیایی استفاده میشه. در متون تخصصی گفتاردرمانی معمولاً از Stuttering استفاده میکنن.
تلفظ کلمه Aphasia یکم برام سخت بود. میشه راهنمایی کنید چطور خونده میشه؟ آیا به معنی لال شدنه؟
تلفظ این واژه به صورت /əˈfeɪziə/ (اِ-فِی-ژیا) هست. در مورد معنی هم، Aphasia یا ‘زبانپریشی’ با لالی متفاوته؛ این یک اختلال زبانیه که بر اثر آسیب مغزی ایجاد میشه و روی درک یا بیان کلمات اثر میذاره، نه لزوماً توانایی فیزیکی تولید صدا.
من دانشجو هستم و همیشه کلمه Articulation رو با Pronunciation اشتباه میگیرم. این دوتا توی محیط بالینی فرقی دارن؟
بله نیلوفر عزیز، تفاوت ظریفی دارن. Pronunciation به نحوه صحیح ادای کلمات طبق استاندارد لغتنامه اشاره داره، اما Articulation (تولید یا مفصلبندی) به حرکت فیزیکی اندامهای گفتاری (مثل زبان و دندان) برای ایجاد صداهای خاص مربوط میشه.
آیا اصطلاح Speech-Language Pathologist با Speech Therapist فرق داره یا هر دو یکی هستن؟
در عمل هر دو به یک تخصص اشاره دارن، اما Speech-Language Pathologist (SLP) عنوان رسمی و حرفهایتر این رشته در کشورهایی مثل آمریکا و کاناداست. Speech Therapist اصطلاح عمومیتریه که در مکالمات روزمره بیشتر شنیده میشه.
مقاله خیلی کاربردی بود. برای کلمه ‘اختلال بلع’ از چه واژهای استفاده میشه؟ چون فکر کنم به حوزه گفتاردرمانی هم مربوطه.
دقیقاً درسته زهرا جان. واژه تخصصی برای اختلال بلع Dysphagia (دیسفاژیا) هست که گفتاردرمانگرها نقش مهمی در درمانش دارن. یادگیری این کلمه برای مطالعه مقالات تخصصی خیلی ضروریه.
من توی یک فیلم دیدم که شخصیت داستان ‘Lisp’ داشت. این هم جزو اختلالات گفتاریه؟
بله رضا، Lisp به نوعی اختلال در تولید صداهای ‘s’ و ‘z’ گفته میشه که فرد زبانش رو بین دندانها میذاره (نوکزبانی حرف زدن). در گفتاردرمانی بهش Sigmatism هم میگن.
ممنون از دستهبندی لغات. کلمه Rehabilitation رو برای توانبخشی گفتاری هم به کار میبرن یا فقط برای فیزیوتراپیه؟
بله مهدیه عزیز، Rehabilitation یک اصطلاح کلی برای توانبخشیه و در گفتاردرمانی هم به وفور استفاده میشه، به خصوص در مواردی که فرد بعد از سکته مغزی میخواد توانایی گفتارش رو بازیابی کنه.
تفاوت بین Delay و Disorder در یادگیری زبان چیه؟ مثلاً Language Delay با Language Disorder فرق داره؟
بله علی جان، تفاوت مهمی دارن. Delay (تأخیر) یعنی کودک با همان ترتیب طبیعی رشد میکنه اما سرعتش کمتره. اما Disorder (اختلال) یعنی رشد زبانی از مسیر عادی خارج شده و الگوهای غیرطبیعی داره.
واقعاً به این واژهها نیاز داشتم. واژه Fluency فقط برای سطح زبان انگلیسی به کار میره یا در گفتاردرمانی هم معنای خاصی داره؟
در گفتاردرمانی، Fluency به معنی ‘روانی کلام’ هست. اختلالات روانی گفتار (مثل لکنت) رو Fluency Disorders مینامند. پس اینجا منظور تسلط به زبان نیست، بلکه پیوستگی صداها و کلمات حین حرف زدنه.
کلمه Assessment در متن شما بود. آیا میشه به جاش از Evaluation استفاده کرد؟
در اکثر محیطهای بالینی این دو کلمه به جای هم استفاده میشن، اما Assessment معمولاً به فرآیند جمعآوری اطلاعات و تست گرفتن اشاره داره، در حالی که Evaluation بیشتر به قضاوت نهایی در مورد نتایج اون تستها مربوط میشه.
برای تقویت مهارتهای شنیداری در این حوزه، چه پادکستهایی رو پیشنهاد میدید؟
پادکستهایی مثل ‘Speech Science’ یا ‘SLP Now’ گزینههای فوقالعادهای هستن. شنیدن مکالمات تخصصی به شما کمک میکنه تا تلفظ درست اصطلاحاتی که امروز یاد گرفتید رو در جملات واقعی بشنوید.
ممنون، اصطلاح Non-verbal communication هم خیلی در این حیطه تکرار میشه. معادل دقیق فارسیش چی میشه؟
معادل دقیقش ‘ارتباط غیرکلامی’ هست. شامل زبان بدن، حالات چهره و هر نوع ارتباطیه که بدون استفاده از کلمات و جملات صورت میگیره.
من شنیدم به گفتاردرمانی ‘Speech and Language Therapy’ هم میگن. درسته؟
بله کاملاً درسته. این نام کاملتره چون نشون میده که متخصص نه تنها روی صداها (Speech)، بلکه روی ساختار زبان و درک مفاهیم (Language) هم کار میکنه.
خیلی عالی بود. لطفا در مورد اصطلاحات مربوط به اوتیسم و گفتاردرمانی هم مطلب بذارید.
حتماً کیوان عزیز. واژگانی مثل Echolalia (تکرار طوطیوار) یا Pragmatics (کاربردشناسی زبان) در حوزه اوتیسم خیلی مهم هستند که در مقالات بعدی حتماً بهشون میپردازیم.
ببخشید واژه Screening با Assessment چه فرقی داره؟ هر دو رو غربالگری معنی میکنیم؟
Screening یا غربالگری یک تست سریع و کوتاهه تا ببینیم آیا فرد ‘ممکنه’ مشکلی داشته باشه یا نه. اگه در غربالگری رد بشه، اونوقت Assessment انجام میشه که یک ارزیابی جامع و طولانی برای تشخیص دقیقه.
کلمه Vocal Cords در آناتومی گفتاردرمانی خیلی میاد. معادل فارسیش همون تارهای صوتیه؟
بله حسین جان، Vocal Cords یا Vocal Folds به معنی تارهای صوتی هست که در حنجره (Larynx) قرار دارن و منبع اصلی تولید صدا هستن.
مرسی از مطالب خوبتون. اصطلاح Expressive Language یعنی چی؟
Expressive Language یا ‘زبان بیانی’ به توانایی فرد در استفاده از کلمات و جملات برای رساندن منظور خودش اشاره داره. در مقابلش Receptive Language رو داریم که به معنی توانایی درک صحبتهای دیگرانه.
تلفظ Larynx خیلی عجیبه. میشه بگید چطور خونده میشه؟
حق داری امید جان! تلفظش به صورت /ˈlærɪŋks/ (لَ-رینگس) هست. اون ‘y’ صدای ‘ای’ کوتاه میده و آخرش هم صدای ‘ک’ و ‘س’ با هم شنیده میشه.
این لغات برای آزمونهای تخصصی مثل OET هم کاربرد دارن؟
بله صد در صد! آزمون OET که مخصوص کادر درمانه، دقیقاً روی همین واژگان تخصصی و نحوه ارتباط با بیمار تمرکز داره. تسلط بر این کلمات برای بخش Speaking و Writing این آزمون حیاتیه.
بسیار آموزنده بود. من همیشه فکر میکردم Phonetics و Phonology یکی هستن. ممنون که تفاوتها رو روشن کردید.