- آیا هنگام گوش دادن به پادکستها، ویدیوهای آموزشی یا مقالات تخصصی مهندسی صدا، با اصطلاحاتی مواجه میشوید که درک آنها برایتان دشوار است؟
- آیا تا به حال احساس کردهاید که نداشتن تسلط بر لغات تخصصی مهندسی صدا مانع اصلی شما برای پیشرفت در پروژههای صوتی یا ارتباط با متخصصان این حوزه است؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس کامل در مورد مباحث پیچیده طراحی و مهندسی صدا صحبت کنید و مفاهیم را به درستی به کار ببرید؟
- آیا به دنبال یک منبع جامع و قابل اعتماد هستید که اصطلاحات کلیدی طراحی صدا و مهندسی صدا را به زبان ساده و کاربردی توضیح دهد؟
نگران نباشید! در این راهنما، ما اصطلاحات کلیدی طراحی صدا و مهندسی صدا را به سادگی هرچه تمامتر تشریح میکنیم تا دیگر هرگز در درک یا استفاده از این مفاهیم اشتباه نکنید و بر لغات تخصصی مهندسی صدا مسلط شوید. هدف ما این است که شما با یک دید جامع و کاربردی، دنیای جذاب صدا را کشف کنید.
| اصطلاح | معنای ساده | کاربرد کلیدی |
|---|---|---|
| فرکانس (Frequency) | تعداد نوسانات صدا در یک ثانیه (زیر و بمی صدا) | تعیین زیر یا بم بودن یک صدا (هنگام استفاده از اکولایزر) |
| دامنه (Amplitude) | قدرت یا بلندی صدا | تنظیم ولوم و شدت صدا (در میکسر یا کمپرسور) |
| دسیبل (Decibel – dB) | واحد اندازهگیری بلندی صدا | اندازهگیری سطح صدا در محیط یا تجهیزات صوتی |
| میکس (Mix) | ترکیب و تنظیم عناصر مختلف صوتی یک آهنگ | ایجاد تعادل و هماهنگی بین سازها و وکالها |
درک بنیادین صدا: مفاهیم اصلی که باید بدانید
قبل از غرق شدن در دنیای ابزارها و تکنیکها، لازم است مفاهیم پایهای فیزیک صوت را درک کنید. این اصول، ستون فقرات مهندسی و طراحی صدا را تشکیل میدهند. نگران نباشید اگر این مفاهیم در ابتدا کمی انتزاعی به نظر میرسند؛ با چند مثال کاربردی، به راحتی آنها را درک خواهید کرد.
فرکانس (Frequency)
فرکانس به تعداد چرخههای یک موج صوتی در یک ثانیه اشاره دارد و واحد اندازهگیری آن هرتز (Hertz – Hz) است. این مفهوم تعیینکننده زیر و بمی (Pitch) یک صداست. هرچه فرکانس بالاتر باشد، صدا زیرتر (مانند صدای سوت یا فلوت) و هرچه پایینتر باشد، صدا بمتر (مانند صدای درام کیک یا صدای رعد و برق) خواهد بود.
- مثال: یک نت موسیقی که فرکانس بالایی دارد، صدایی تیز و گوشنواز (یا گاهی گوشخراش) تولید میکند.
- کاربرد: در اکولایزرها (EQ)، با تنظیم فرکانسها میتوانیم قسمتهای خاصی از طیف صوتی را تقویت یا تضعیف کنیم تا صدای مورد نظر را شکل دهیم.
دامنه (Amplitude)
دامنه بیانگر شدت یا قدرت یک موج صوتی است و مستقیماً با بلندی صدا (Loudness) ارتباط دارد. دامنه بیشتر به معنای صدای بلندتر و دامنه کمتر به معنای صدای آهستهتر است. این مفهوم معمولاً با واحد دسیبل (dB) اندازهگیری میشود.
- مثال: وقتی صدای موسیقی را در سیستم پخش خود زیاد میکنید، در واقع دامنه امواج صوتی را افزایش میدهید.
- کاربرد: ابزارهایی مانند کمپرسور و لیمیتر برای کنترل دامنه صدا استفاده میشوند تا نوسانات بلندی را مدیریت کنند و صدا یکنواختتر شود.
دسیبل (Decibel – dB)
دسیبل (dB) یک واحد لگاریتمی برای اندازهگیری نسبت دو کمیت، معمولاً قدرت یا شدت صدا است. این واحد به ما کمک میکند تا طیف وسیع بلندی صدا را که گوش انسان قادر به شنیدن آن است (از آهستهترین نجوا تا بلندترین فریاد)، به روشی قابل فهم و مدیریتپذیر بیان کنیم.
- مثال: 0 dB به طور معمول نشاندهنده آستانه شنوایی انسان است، در حالی که 120 dB میتواند بسیار بلند، آزاردهنده و حتی مضر باشد.
- نکته: در مهندسی صدا، دسیبل در مقیاسهای مختلفی مانند dBFS (مقیاس دیجیتال برای نرمافزارها)، dBu و dBV (مقیاسهای آنالوگ برای سختافزار) به کار میرود که هر کدام نقطه مرجع متفاوتی دارند.
طول موج (Wavelength)
طول موج فاصله بین دو نقطه متوالی مشابه در یک موج (مانند دو قله یا دو دره متوالی) است. طول موج با فرکانس رابطه معکوس دارد: هرچه فرکانس بالاتر باشد، طول موج کوتاهتر و برعکس. درک طول موج به ویژه در طراحی آکوستیک اتاقها و جایگذاری بلندگوها اهمیت زیادی پیدا میکند.
- مثال: صداهای بم (فرکانس پایین) دارای طول موجهای بسیار بلندتری هستند که برای کنترل صحیح آنها در یک فضای بسته، به جاذبهای بزرگتر و چیدمان دقیقتری نیاز داریم.
تجهیزات و ابزارهای ضروری در مهندسی صدا
شناخت ابزارهای اصلی، گام بعدی برای ورود به دنیای عملیاتی مهندسی صدا است. هر ابزار نقش منحصربهفردی در زنجیره سیگنال صوتی ایفا میکند و دانش کار با لغات تخصصی مهندسی صدا مربوط به آنها، شما را قادر به استفاده مؤثر از این ابزارها میسازد.
میکروفون (Microphone)
میکروفون ابزاری حیاتی است که امواج صوتی (مانند صدای خواننده یا ساز) را به سیگنالهای الکتریکی قابل پردازش تبدیل میکند. انواع مختلفی از میکروفونها برای کاربردهای متفاوت وجود دارند و هر کدام ویژگیهای صوتی خاص خود را دارند.
- انواع رایج:
- میکروفون دینامیک (Dynamic Microphone): مقاوم، مناسب برای اجراهای زنده، ضبط صدای سازهای بلند (مانند درام) و وکال در محیطهای پر سر و صدا. (مثال: شور SM58 یا SM57)
- میکروفون کاندنسر (Condenser Microphone): حساسیت بالا، کیفیت صدای دقیق و با جزئیات، مناسب برای ضبط استودیویی وکال، سازهای آکوستیک و محیطهایی که نیاز به دریافت جزئیات ظریف دارند. (معمولاً نیاز به فانتوم پاور 48V دارد)
- مثال: برای ضبط آواز اصلی (Lead Vocal) در استودیو، اغلب از یک میکروفون کاندنسر با کیفیت بالا استفاده میشود تا تمام ظرایف اجرا ثبت گردد.
مانیتورینگ (Monitoring) – بلندگوها و هدفونها
مانیتورینگ به فرآیند گوش دادن به صدا در حین مراحل ضبط، میکس و مسترینگ اشاره دارد. بلندگوهای مانیتورینگ (Studio Monitors) و هدفونها (Headphones) ابزارهای اصلی این کار هستند و باید صدایی شفاف و بدون رنگشدگی ارائه دهند.
- مانیتورهای استودیویی: بلندگوهایی هستند که به طور خاص برای تولید صدای تخت (Flat Frequency Response) و بدون رنگشدگی طراحی شدهاند، به منظور ارزیابی دقیق و بیطرفانه صدا.
- هدفونها: برای شنیدن جزئیات دقیق، کنترل صدا در محیطهای پر سر و صدا و بررسی سازگاری میکس در شرایط مختلف. (انواع پشت باز (Open-back) برای میکس و پشت بسته (Closed-back) برای ضبط).
نکته مهم: “نگران نباشید اگر در ابتدا تفاوت صدای مانیتورهای مختلف یا ظرایف یک میکس برایتان آشکار نیست. با تمرین و تجربه، گوش شما به تدریج تربیت میشود و قادر به تشخیص تفاوتهای ظریف خواهید شد. مهم این است که به گوش دادن فعال ادامه دهید.”
رابط صوتی (Audio Interface)
رابط صوتی یا کارت صدا (Sound Card) دستگاهی کلیدی است که سیگنالهای آنالوگ (مانند صدای خروجی از میکروفون یا ساز) را به سیگنالهای دیجیتال (برای پردازش در کامپیوتر) و برعکس تبدیل میکند. این دستگاه پل ارتباطی بین دنیای آنالوگ (جهان واقعی) و دیجیتال (کامپیوتر شما) در استودیوی خانگی یا حرفهای شماست.
- مثال: شما میکروفون خود را به ورودی رابط صوتی وصل میکنید تا صدای شما با کیفیت بالا توسط نرمافزار آهنگسازی در کامپیوتر ضبط و پردازش شود.
پردازش و افکتهای صوتی: شکلدهی و زیباسازی صدا
این بخش شامل اصطلاحاتی است که به ما امکان میدهند صدا را تغییر داده، بهبود بخشیده و به شکلی خلاقانه با آن کار کنیم تا به نتیجه نهایی مطلوب دست یابیم. آشنایی با این لغات تخصصی مهندسی صدا برای ایجاد یک میکس حرفهای ضروری است.
اکولایزر (Equalizer – EQ)
اکولایزر ابزاری قدرتمند است که به شما امکان میدهد فرکانسهای خاصی از یک صدا را تقویت (Boost) یا تضعیف (Cut) کنید. این کار برای شکلدهی به تُن صدا، حذف فرکانسهای ناخواسته (مانند هوم نویز) یا برجستهکردن قسمتهای دلخواه یک ساز یا وکال استفاده میشود.
- مثال: برای “شفافتر” کردن صدای وکال و جدا کردن آن از سایر سازها، ممکن است فرکانسهای میانی بالا (High-Mid) را در اکولایزر کمی تقویت کنید.
- ❌ نادرست: “برای بلندتر کردن صدای ساز، اکولایزر را تا انتها زیاد کردم.” (بلندتر کردن کلی صدا با Gain یا Volume است، نه صرفاً اکولایزر که فقط بر محدوده فرکانسی تأثیر میگذارد).
- ✅ صحیح: “برای حذف نویزهای بم و گلآلود از صدای گیتار آکوستیک، فرکانسهای زیر 80 هرتز را با اکولایزر قطع کردم (High-pass Filter).”
کمپرسور (Compressor)
کمپرسور ابزاری است که محدوده داینامیک (Dynamic Range) یک سیگنال صوتی را کاهش میدهد. این یعنی تفاوت بین بلندترین و آهستهترین بخشهای یک صدا را کمتر میکند و باعث میشود صدا یکنواختتر، پرقدرتتر و با ثباتتر به گوش برسد.
- مثال: برای یکنواخت کردن صدای خوانندهای که گاهی بلند و گاهی آهسته میخواند، از کمپرسور استفاده میشود تا نوسانات بلندی کنترل شود و صدای او همیشه شنیده شود.
- پارامترهای کلیدی: Threshold (آستانه), Ratio (نسبت), Attack (حمله), Release (رهایی), Gain (افزایش). بسیاری از هنرجویان در تنظیم این پارامترها مشکل دارند؛ نگران نباشید، تمرین و گوش دادن دقیق کلید موفقیت است.
ریورب (Reverb)
ریورب یا طنین، شبیهسازی فضای صوتی است که در آن صدا پخش میشود (مانند یک اتاق بزرگ، سالن کنسرت، کلیسا یا حتی حمام). این افکت با ایجاد بازتابهای متعدد و محو شونده، به صدا عمق، فضا و حس واقعگرایی میبخشد.
- مثال: اضافه کردن ریورب ملایم به صدای وکال میتواند به آن حسی از حجم و بودن در یک فضای خاص بدهد و صدا را غنیتر کند.
دیلی (Delay)
دیلی یا تأخیر، تکرار یک سیگنال صوتی پس از یک مدت زمان مشخص است. این افکت میتواند از یک تکرار ساده (اکو) تا تکرارهای پیچیده و ریتمیک متغیر باشد که میتواند به ایجاد حس پهنا، عمق یا حتی ریتمهای جدید کمک کند.
- مثال: یک دیلی کوتاه و سریع (Slapback Delay) میتواند به صدای گیتار یا وکال حس “فراخی” و پهنا بدهد، در حالی که دیلیهای طولانیتر برای ایجاد اکوهای مشخص به کار میروند.
گیت (Gate)
گیت ابزاری است که تنها زمانی اجازه عبور سیگنال را میدهد که دامنه آن از یک حد مشخص (Threshold) فراتر رود. این افکت برای حذف نویزهای پسزمینه، صداهای ناخواسته یا خونریزی میکروفون (Bleed) در بین قطعات صوتی (به خصوص درامز) استفاده میشود.
- مثال: میتوان از گیت برای حذف صدای “هیس” میکروفون در زمان سکوت، یا نویز آمپلیفایر گیتار زمانی که نوازنده نمینوازد، استفاده کرد.
فرایندهای کاری و نرمافزارهای تخصصی
درک مراحل تولید یک اثر صوتی و ابزارهای نرمافزاری مرتبط، برای هر مهندس صدا حیاتی است. این اصطلاحات به شما کمک میکنند تا مسیر یک پروژه صوتی را از ابتدا تا انتها دنبال کنید.
نرمافزار میزبان صوتی دیجیتال (Digital Audio Workstation – DAW)
DAW نرمافزار اصلی است که مهندسان و تهیهکنندگان صدا برای ضبط، ویرایش، میکس و مسترینگ موسیقی و سایر پروژههای صوتی از آن استفاده میکنند. این نرمافزارها محیط کاری اصلی شما در دنیای دیجیتال هستند و شامل تمام ابزارهای مورد نیاز برای خلق صدا میشوند.
- مثالها: Pro Tools (صنعت استاندارد)، Ableton Live (محبوب برای موسیقی الکترونیک و اجراهای زنده), Logic Pro (فقط برای Mac), FL Studio, Cubase, Reaper. انتخاب DAW به سلیقه و نیاز شما بستگی دارد.
میکس (Mixing)
میکس فرآیند هنری و فنی ترکیب و تنظیم تمام ترکهای صوتی مجزای یک پروژه (مانند وکال، درام، گیتار، بیس، سینتسایزر) به گونهای است که با هم هماهنگ و متعادل باشند. هدف، ایجاد یک صدای واحد، منسجم و قدرتمند است که تمام عناصر در آن به خوبی شنیده شوند و هیچ چیزی پنهان نماند.
- مثال: در مرحله میکس، مهندس صدا ولوم، پنینگ (جایگاه چپ و راست در میدان استریو)، اکولایزر و افکتهای هر ساز را تنظیم میکند تا صدایی شفاف و متعادل حاصل شود.
مسترینگ (Mastering)
مسترینگ مرحله نهایی و بسیار حساس در تولید یک اثر صوتی است. در این مرحله، آهنگ میکسشده برای انتشار در پلتفرمهای مختلف (مانند اسپاتیفای، رادیو، CD) آماده میشود. این شامل بهینهسازی بلندی کلی، تعادل تُنال (باس، مید، تریبل), عرض استریو و اطمینان از سازگاری آهنگ در سیستمهای پخش گوناگون است.
- مثال: یک آلبوم بعد از میکس تمام آهنگهایش، به مرحله مسترینگ میرود تا برای پخش در رادیو، پلتفرمهای استریم و آلبومهای CD آماده شود و بلندی و کیفیت یکسانی داشته باشد.
تفاوت مهم: “بسیاری از هنرجویان تفاوت میکس و مسترینگ را در ابتدا دشوار مییابند. به یاد داشته باشید که میکس به تعادل و شکلدهی عناصر درون یک آهنگ میپردازد تا یک آهنگ واحد ایجاد شود، در حالی که مسترینگ بهینهسازی آهنگ به عنوان یک کل برای پخش نهایی و اطمینان از سازگاری آن با استانداردهای صنعت است.”
اصطلاحات آکوستیک: درک فضا و تعامل صدا
دانش آکوستیک برای هر مهندس صدایی که به دنبال بهبود کیفیت ضبط و پخش است، ضروری است. این بخش به شما کمک میکند تا رفتار صدا در فضاهای مختلف را درک کنید.
آکوستیک اتاق (Room Acoustics)
آکوستیک اتاق به چگونگی رفتار صدا در یک فضای بسته اشاره دارد. این شامل چگونگی بازتاب (Reflection)، جذب (Absorption) و پراکندگی (Diffusion) صدا در اتاق است که بر کیفیت ضبط و شنیدن تأثیر مستقیم و بسزایی دارد.
- مثال: یک اتاق با آکوستیک ضعیف ممکن است دارای بازتابهای زیاد و نامطلوب (مانند “فلتر اکو”) باشد که ضبطهای شما را گلآلود و غیرحرفهای کند.
جاذب صدا (Sound Absorber)
جاذب صدا موادی هستند که برای کاهش بازتاب صدا، کنترل زمان طنین (Reverberation Time) و کاهش انرژی صوتی در یک فضا استفاده میشوند. این مواد انرژی صوتی را به گرما تبدیل میکنند و از بازگشت آن به داخل اتاق جلوگیری میکنند.
- مثال: پنلهای آکوستیک فومی یا پشمی که روی دیوارها و سقف استودیو نصب میشوند، جاذب صدا هستند و به کنترل امواج ایستاده کمک میکنند.
پراکندهکننده صدا (Sound Diffuser)
پراکندهکننده صدا سطوحی با طراحی خاص هستند که امواج صوتی را به جهات مختلف و به صورت ناهمسان بازتاب میدهند. هدف آنها جلوگیری از ایجاد بازتابهای مستقیم و امواج ساکن (Standing Waves) و در عین حال حفظ “زنده بودن” و انرژی طبیعی اتاق است.
- مثال: دیفیوزرهای چوبی یا پلاستیکی با طراحی نامنظم که در پشت مانیتورهای استودیویی یا دیوارهای عقبی قرار میگیرند، صدا را به صورت یکنواختتر در فضا پخش میکنند و از ایجاد “نقاط مرده” جلوگیری میکنند.
Common Myths & Mistakes – اشتباهات رایج و باورهای غلط
در دنیای مهندسی صدا، سوءتفاهمها و باورهای غلط زیادی وجود دارد که میتواند مانع پیشرفت شما شود. درک این موارد به شما کمک میکند تا از افتادن در دام آنها جلوگیری کنید و با اطمینان بیشتری بر لغات تخصصی مهندسی صدا مسلط شوید.
باور غلط: “افزایش بلندی صدا (Volume) همان افزایش کیفیت صداست.”
- توضیح: بلندتر کردن صدا، به معنی افزایش دامنه است و لزوماً به بهبود کیفیت یا وضوح صدا نمیانجامد. گاهی اوقات حتی میتواند با ایجاد دیستورشن یا “خستگی گوش” به کیفیت کلی آسیب برساند. کیفیت صدا به عوامل بسیاری مانند ضبط خوب، میکس متعادل و مسترینگ صحیح بستگی دارد، نه صرفاً بلندی.
اشتباه رایج: “همیشه باید از ریورب زیاد استفاده کنیم تا صدا پرحجمتر و حرفهایتر به نظر برسد.”
- توضیح: استفاده بیش از حد از ریورب میتواند صدا را گلآلود، نامفهوم و دور از شنونده نشان دهد، به خصوص اگر در فرکانسهای بم زیاد باشد. ریورب باید به اندازه و با هدف ایجاد حس فضا، عمق یا شخصیت خاص به صدا استفاده شود، نه پنهان کردن نواقص. قانون کلی این است که “کمتر، بیشتر است.”
باور غلط: “برای رسیدن به یک میکس و مسترینگ عالی، فقط به تجهیزات گرانقیمت و نرمافزارهای پیچیده نیاز داریم.”
- توضیح: در حالی که تجهیزات خوب و با کیفیت کمککننده هستند، مهارت، دانش، تجربه و گوش تربیتشده مهندس صدا بسیار مهمتر است. یک مهندس با دانش کافی و تسلط بر لغات تخصصی مهندسی صدا میتواند با تجهیزات متوسط نیز نتایج بسیار خوبی کسب کند. تمرکز بر یادگیری و تقویت مهارتهای شنیداری و عملی، سرمایهگذاری بهتری است تا صرفاً خرید گرانترین ابزارها.
Common FAQ – پرسشهای متداول
در این بخش به برخی از سوالات رایج که ممکن است برای شما پیش آمده باشد، پاسخ میدهیم تا درک جامعتری از لغات تخصصی مهندسی صدا و کاربرد آنها پیدا کنید.
آیا یادگیری این اصطلاحات برای نوازندگان هم ضروری است؟
پاسخ: بله، درک لغات تخصصی مهندسی صدا برای نوازندگان نیز بسیار مفید است. این دانش به آنها کمک میکند تا:
- با مهندس صدا در استودیو بهتر ارتباط برقرار کنند و منظور خود را دقیقتر بیان کنند.
- در فرآیند ضبط نقش فعالتری داشته باشند و بتوانند مشکلات احتمالی را شناسایی کنند.
- صدای ساز یا وکال خود را بهتر تنظیم کرده و در حین اجرا نیز کنترل بیشتری بر روی خروجی صوتی خود داشته باشند.
چگونه میتوانم این اصطلاحات را بهتر به خاطر بسپارم و درک عمیقتری پیدا کنم؟
- پاسخ: بهترین راه، استفاده عملی و مداوم از این اصطلاحات است. سعی کنید:
- این اصطلاحات را در گفتگوهای مرتبط با موسیقی یا صدا به کار ببرید.
- مقالات و ویدیوهای تخصصی را به زبان انگلیسی و فارسی دنبال کنید.
- هنگام کار با نرمافزارهای DAW، به معانی و کاربرد هر پارامتر (مانند Threshold در کمپرسور) توجه کنید و تأثیر آن را با گوش خود بشنوید.
- فلشکارت بسازید و به طور منظم مرور کنید.
- با پروژههای کوچک عملی شروع کنید و سعی کنید دانش خود را به کار ببندید.
تفاوت اصلی بین Gain و Volume چیست؟
پاسخ: این دو اصطلاح اغلب به اشتباه به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما تفاوتهای مهمی دارند:
- Gain (گین): به میزان ورودی سیگنال به یک دستگاه (مانند میکروفون پریامپ یا ورودی میکسر) اشاره دارد. کنترل Gain معمولاً قبل از هرگونه پردازش دیگر سیگنال اعمال میشود و بر قدرت سیگنال اولیه تأثیر میگذارد. هدف از تنظیم Gain، رساندن سیگنال به سطح بهینه برای جلوگیری از نویز یا دیستورشن است.
- Volume (ولوم): به میزان خروجی نهایی سیگنال پس از تمام پردازشها اشاره دارد. Volume معمولاً میزان شنیداری صدا را کنترل میکند و برای تنظیم بلندی نهایی که به گوش ما میرسد، استفاده میشود.
به زبان ساده، Gain ورودی را تنظیم میکند و Volume خروجی را. تنظیم صحیح Gain برای دریافت یک سیگنال پاک و قوی بسیار حیاتی است، در حالی که Volume بلندی نهایی را مدیریت میکند.
نتیجهگیری: دریچهای به دنیای بیپایان صدا
تبریک میگوییم! شما اکنون با مجموعهای گسترده و کاربردی از اصطلاحات کلیدی طراحی صدا و مهندسی صدا آشنا شدهاید. تسلط بر لغات تخصصی مهندسی صدا نه تنها به شما در درک بهتر این رشته کمک میکند، بلکه دروازههای جدیدی برای خلاقیت، ارتباط مؤثر با جامعه متخصصان صدا و دستیابی به نتایج صوتی با کیفیت بالا را به روی شما میگشاید.
به یاد داشته باشید که این تازه آغاز راه است. دنیای صدا پیوسته در حال تحول و گسترش است و یادگیری مداوم، کنجکاوی و تمرین عملی، کلید موفقیت شما در این مسیر خواهد بود. هرگز از پرسیدن سوال و کاوش دست نکشید؛ هر اصطلاح جدیدی که یاد میگیرید، قطعهای ارزشمند از یک پازل بزرگتر است که شما را به یک مهندس صدای خبره و یک هنرمند صوتی آگاه تبدیل میکند. به خودتان اعتماد داشته باشید و با اشتیاق به مسیر یادگیری ادامه دهید؛ پاداش آن، خلق آثاری است که گوش شنونده را نوازش میدهد!




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، کلمه Frequency به جز مهندسی صدا، در مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟ مثلا بخوایم بگیم «اغلب اوقات»؟
سلام رضا جان، بله دقیقا! کلمه frequency به معنای «تکرار» یا «بسامد» هست. قید اون یعنی frequently به معنای «اغلب» یا «به کرات» در جملات رسمی و عمومی خیلی پرکاربرده.
تلفظ کلمه Amplitude برام کمی سخته. میشه بگید استرس کلمه روی کدوم بخشه؟
مریم عزیز، در کلمه Amplitude استرس روی بخش اول یعنی AM-pli-tude هست. بخش اول رو با تاکید بیشتری تلفظ کن.
من توی تیتراژ فیلمها زیاد کلمه Sound Design رو میبینم. آیا با Audio Engineering متفاوته؟
سوال هوشمندانهای بود! Sound Design بیشتر جنبه خلاقانه و هنری خلق صدا رو شامل میشه، اما Audio Engineering بیشتر به مباحث فنی، ضبط و میکس مربوطه. هرچند خیلی وقتها این دو حوزه همپوشانی دارن.
آیا کلمه Pitch همون معنی Frequency رو میده؟ من توی یوتیوب شنیدم که موزیسینها از Pitch استفاده میکنن.
سارا جان، این دو مفهوم به هم نزدیک هستن اما یکی نیستن. Frequency یک واحد اندازهگیری فیزیکی (هرتز) هست، اما Pitch توصیف حسی ما از اون صداست (اینکه صدا زیر هست یا بم).
واقعا کاربردی بود. من همیشه Gain و Volume رو با هم اشتباه میگرفتم. ممنون که شفافسازی کردید.
میشه چند تا مترادف برای کلمه Loudness بگید؟ میخوام دایره لغاتم توی نقد موسیقی بالا بره.
حتما الناز عزیز! کلماتی مثل Intensity (شدت)، Volume (بلندی) و در اصطلاحات تخصصیتر کلمه Magnitude میتونن استفاده بشن، اما Loudness رایجترین اصطلاح برای درک بلندی صداست.
اصطلاح EQ که مخفف Equalization هست، توی انگلیسی به صورت فعل هم به کار میره؟ مثلا بگیم I need to EQ this track?
بله کیوان جان، دقیقا! در اصطلاحات فنی استودیو، EQ هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل (to EQ something) به کار میره و کاملاً رایجه.
من این اصطلاحات رو توی پادکستهای تخصصی میشنیدم و واقعا گیج میشدم. این مقاله مثل یک دیکشنری کوچک برام بود.
تفاوت بین Sound و Audio چیه؟ حس میکنم Audio رسمیتره.
نکته ظریفی بود حسین عزیز. Sound به هر چیزی که شنیده میشه (فیزیک صدا) میگن، اما Audio معمولاً به صدای ضبط شده، انتقال یافته یا بازتولید شده به صورت الکتریکی اشاره داره.
کلمه نوسان رو به انگلیسی چی میگیم؟ توی متن نوشتید تعداد نوسانات.
آیدای عزیز، معادل انگلیسی نوسان کلمه Oscillation هست. در بحث صدا، لرزش یا همون Vibration هم زیاد به کار میره.
مقاله خیلی خوبی بود. برای تقویت زبان تخصصی در زمینه مهندسی صدا، دیدن ویدیوهای سایت Sound on Sound رو هم پیشنهاد میکنم.
آیا اصطلاح High-pitched voice به معنی صدای خیلی بلنده؟
نسترن جان، نه لزوماً. High-pitched به معنی صدای «نازک» یا «زیر» هست (مثل صدای سوت). برای صدای بلند از کلماتی مثل Loud یا Powerful استفاده میکنیم.
من شنیدم به جای ولوم از اصطلاح Level هم استفاده میکنن. درسته؟
کاملاً درسته بابک عزیز. مهندسان صدا معمولاً به جای Volume از کلمه Levels استفاده میکنن، مثلاً میگن: Check the input levels.
توی مهندسی صدا، کلمه ‘Decibel’ همون واحد اندازهگیری Amplitude هست؟
بله مهسا جان، دسیبل (Decibel یا به اختصار dB) واحدی هست که برای اندازهگیری شدت یا دامنه (Amplitude) صدا به کار میره.
بسیار عالی. اگر ممکنه در مورد اصطلاحاتی مثل Reverb و Delay هم در مقالات بعدی بنویسید.
ممنون از پیشنهادت فرهاد عزیز! حتماً در قسمتهای بعدی به افکتهای صوتی و اصطلاحات محیطی صدا هم میپردازیم.
من فکر میکردم Frequency یعنی سرعت صدا! مرسی که اصلاح کردید.
کلمه ‘Acoustics’ چه فرقی با ‘Sound’ داره؟
زهرا جان، Acoustics علم مطالعه صدا و نحوه حرکت اون در محیط هست، در حالی که Sound خودِ پدیده صوتیه که ما میشنویم.
توی فارسی به Amplitude میگیم دامنه، ولی توی انگلیسی عمومی معنی ‘وسعت’ یا ‘فراخی’ هم میده؟
دقیقاً پیمان عزیز. در کاربرد عمومی، Amplitude به معنای بزرگی و وسعت یک چیز هم هست، اما در فیزیک و صدا منحصراً به بیشینه جابجایی موج میگن.
برای منی که تازه پادکست ساختن رو شروع کردم، یاد گرفتن این اصطلاحات انگلیسی خیلی واجب بود.
یک سوال؛ اصطلاح ‘Mute’ که همون بیصدا کردنه، ریشه لغویاش به معنی ‘لال’ هست؟
بله آرش جان، هوشمندانه بود! کلمه Mute به عنوان صفت به معنای کسی است که توانایی تکلم ندارد (لال)، و در تکنولوژی به معنای قطع کردن کامل صداست.