- آیا هنگام مطالعه داکیومنتهای فنی یا شرکت در جلسات اسکرام، با دیدن انبوهی از اصطلاحات تست نرم افزار احساس سردرگمی میکنید؟
- آیا نگران هستید که در مصاحبههای شغلی بینالمللی، نتوانید تفاوت دقیق بین مفاهیمی مثل Regression و Sanity را توضیح دهید؟
- آیا به دنبال راهی هستید تا گزارشهای باگ خود را حرفهایتر و به زبان استاندارد جهانی بنویسید؟
ورود به دنیای تضمین کیفیت (QA) بدون تسلط بر زبان تخصصی آن، مانند رانندگی در یک شهر غریب بدون نقشه است. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات تست نرم افزار را به زبان ساده و با رویکردی آموزشی کالبدشکافی میکنیم تا یک بار برای همیشه بر این واژگان مسلط شوید و ترس از رویارویی با متون تخصصی را کنار بگذارید.
| اصطلاح کلیدی | تعریف ساده | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Bug / Defect | هرگونه نقص یا خطا در عملکرد برنامه | دکمه ثبتنام کار نمیکند. |
| Test Case | دستورالعمل گامبهگام برای تست یک ویژگی | مراحل ورود به اپلیکیشن با رمز عبور اشتباه. |
| Environment | بستر و شرایطی که تست در آن اجرا میشود | تست روی مرورگر کروم در سیستمعامل ویندوز. |
| User Story | توضیح قابلیت نرمافزار از دید کاربر نهایی | به عنوان کاربر، میخواهم بتوانم رمز عبورم را بازیابی کنم. |
بنیادیترین اصطلاحات تست نرم افزار که هر متخصصی باید بداند
بسیاری از زبانآموزان و تازهکاران حوزه QA، در ابتدای مسیر از حجم کلمات فنی دچار «اضطراب زبانی» میشوند. نگران نباشید؛ این کلمات در واقع ابزارهای شما هستند. بیایید با مفاهیم پایه شروع کنیم که ستون فقرات تست نرمافزار محسوب میشوند.
تفاوت QA و QC (تضمین کیفیت در مقابل کنترل کیفیت)
در دنیای مهندسی نرمافزار، این دو مفهوم اغلب به جای هم به کار میروند، اما تفاوت ظریفی دارند که دانستن آن برای یک متخصص ضروری است:
- QA (Quality Assurance): بر پیشگیری از خطا تمرکز دارد (فرآیندمحور).
- QC (Quality Control): بر شناسایی خطاها در محصول نهایی تمرکز دارد (محصولمحور).
Verification vs. Validation
این دو واژه از پرتکرارترین اصطلاحات تست نرم افزار هستند که حتی متخصصان باسابقه را هم گاهی به چالش میکشند. برای یادگیری راحتتر، از این فرمول استفاده کنید:
- Verification: “Are we building the product right?” (آیا محصول را طبق اصول و مستندات میسازیم؟)
- Validation: “Are we building the right product?” (آیا محصولی که ساختیم، نیاز کاربر را برطرف میکند؟)
انواع تستها: از تستهای سریع تا بررسیهای عمیق
در این بخش، به سراغ دستهبندیهایی میرویم که نوع نگاه شما را به یک پروژه تست تغییر میدهد. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند تا در جلسات فنی، دقیقاً بدانید درباره چه مرحلهای صحبت میشود.
تستهای سطح بالا (High-Level Testing)
- Unit Testing: تست کوچکترین بخشهای کد (معمولاً توسط توسعهدهنده).
- Integration Testing: بررسی اینکه قطعات مختلف کد وقتی کنار هم قرار میگیرند، درست کار میکنند یا خیر.
- System Testing: تست کل نرمافزار به صورت یکپارچه.
- UAT (User Acceptance Testing): مرحله نهایی که در آن کاربر نهایی تایید میکند نرمافزار آماده استفاده است.
تستهای پس از تغییر (Smoke vs. Sanity vs. Regression)
بسیاری از زبانآموزان در تمایز این سه مورد دچار مشکل میشوند. بیایید آنها را ساده کنیم:
- Smoke Testing: تستهای بسیار اولیه برای اینکه بفهمیم نرمافزار اصلاً بالا میآید یا خیر (تستِ زنده بودن سیستم).
- Sanity Testing: بررسی سریع یک قابلیت خاص که تازه تعمیر یا اضافه شده است.
- Regression Testing: تستی جامع برای اطمینان از اینکه کدهای جدید، بخشهای سالمِ قدیمی را خراب نکرده باشند.
چگونه یک گزارش باگ (Bug Report) حرفهای بنویسیم؟
توانایی نوشتن یک گزارش دقیق، مهارتی است که شما را از یک تستر معمولی متمایز میکند. در زبان انگلیسی فنی، برای نوشتن باگ از یک فرمول مشخص پیروی میکنیم:
Formula: [Action] + [Context] + [Expected Result] + [Actual Result]
مثالهایی از نگارش صحیح و غلط
- ✅ Correct: “Application crashes when clicking ‘Save’ button on the Profile page.” (دقیق و واضح)
- ❌ Incorrect: “The button is broken and it doesn’t work.” (مبهم و غیرحرفهای)
| بخشهای اصلی گزارش | توضیح |
|---|---|
| Summary | خلاصهای کوتاه و گویا از مشکل. |
| Steps to Reproduce | مراحلی که برنامه را به خطا میرساند. |
| Severity | میزان آسیبِ باگ به سیستم (Critical, Major, Minor). |
| Priority | اولویتِ زمانی برای اصلاح باگ (High, Medium, Low). |
اصطلاحات مدرن در دنیای تست (Automation & Agile)
با پیشرفت تکنولوژی، اصطلاحات تست نرم افزار نیز به روز شدهاند. اگر در محیطهای چابک (Agile) کار میکنید، این واژگان را زیاد خواهید شنید:
- Test Automation: استفاده از ابزارهای نرمافزاری برای اجرای تستها به صورت خودکار.
- Script: قطعه کدی که برای اجرای یک تست خودکار نوشته میشود.
- CI/CD (Continuous Integration/Continuous Deployment): فرآیندی که در آن کدها مدام تست و منتشر میشوند.
- Framework: مجموعهای از قوانین و ابزارها برای سازماندهی تستهای خودکار.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی (US vs. UK)
در حوزه تکنولوژی، تفاوتهای لغوی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی بسیار ناچیز است، زیرا اکثر استانداردها بر پایه انگلیسی آمریکایی بنا شدهاند. با این حال، در محیطهای اداری ممکن است تفاوتهای ریزی مشاهده کنید:
- در آمریکا بیشتر از واژه “Program” استفاده میشود، در حالی که در نسخههای قدیمیتر بریتانیایی ممکن بود “Programme” دیده شود (البته در دنیای نرمافزار، امروزه Program جهانی شده است).
- واژه “Feature” در هر دو لهجه یکسان است، اما در برخی تیمهای اروپایی ممکن است به جای “Bug”، از کلمه “Defect” به صورت رسمیتر استفاده کنند.
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند که برای کار در QA باید دایره لغات عمومی وسیعی داشته باشند. واقعیت این است که تسلط بر اصطلاحات تست نرم افزار به صورت تخصصی، بسیار مهمتر از دانستن لغات ادبی است.
اشتباهات رایج:
- اشتباه: استفاده از کلمات احساسی در گزارش باگ (مثلاً: This bug is very annoying).
درست: استفاده از کلمات سرد و فنی (مثلاً: High severity issue). - اشتباه: اشتباه گرفتن Severity با Priority.
نکته: یک باگ میتواند Severity بالا داشته باشد (مثلاً لود نشدن لوگو در صفحه اصلی) اما Priority آن پایین باشد چون به عملکرد اصلی برنامه ضربه نمیزند. - اشتباه: تصور اینکه Testing همان Debugging است.
نکته: تستر Testing انجام میدهد (یافتن باگ)، اما برنامهنویس Debugging انجام میدهد (یافتن علت و رفع باگ).
سوالات متداول (Common FAQ)
1. بهترین راه برای به خاطر سپردن این همه اصطلاح چیست؟
بهترین روش، استفاده از “جعبه لایتنر” یا فلشکارتهای دیجیتال است. همچنین سعی کنید هنگام کار با اپلیکیشنهای روزمره، مراحل تست آنها را در ذهن خود به انگلیسی مرور کنید.
2. آیا برای تستر شدن حتماً باید انگلیسی عالی داشته باشیم؟
خیر، شما به “انگلیسی تخصصی” نیاز دارید. یعنی باید بتوانید مستندات را بخوانید و گزارشهای شفاف بنویسید. تمرکز روی اصطلاحات تست نرم افزار این مسیر را برای شما کوتاهتر میکند.
3. تفاوت اصلی بین Manual Testing و Automation Testing چیست؟
در تست دستی (Manual)، یک انسان مراحل را طی میکند. در تست خودکار (Automation)، یک کد یا اسکریپت این کار را با سرعت و دقت بالاتر انجام میدهد.
نتیجهگیری
یادگیری اصطلاحات تست نرم افزار اولین و مهمترین قدم برای تبدیل شدن به یک متخصص QA در سطح بینالمللی است. هدف ما در این مقاله این بود که نه تنها معانی کلمات، بلکه کاربرد صحیح و جایگاه آنها در فرآیند تولید نرمافزار را به شما آموزش دهیم.
به یاد داشته باشید که زبان یک مهارت است و با تکرار نهادینه میشود. نگران اشتباهات ابتدایی نباشید؛ حتی حرفهایترین تسترها هم روزی از تفاوت بین Smoke و Sanity میپرسیدند. با تمرین مستمر و مطالعه داکیومنتهای واقعی، این کلمات به بخشی از حافظه فعال شما تبدیل خواهند شد. مسیر یادگیری را با اشتیاق ادامه دهید!




مقاله تون عالی بود! من همیشه سر تفاوت دقیق بین Bug و Defect مشکل داشتم، اینجا خیلی شفاف توضیح دادین. آیا ‘Bug’ توی انگلیسی محاوره هم برای اشاره به ‘مشکل’ به صورت کلی استفاده میشه یا فقط مختص نرمافزاره؟
ممنون سارا جان! خوشحالیم که براتون مفید بوده. بله، اصطلاح ‘bug’ علاوه بر حوزه نرمافزار، در انگلیسی محاوره هم کاربرد گستردهای داره. مثلاً میتونید بگید: ‘I’ve got a bug in my system’ (یعنی یه مشکل یا اشکال تو کارم پیش اومده) یا ‘There’s a bug in the plan’ (یعنی نقشه یه اشکالی داره). فقط توجه داشته باشید که در این موارد بیشتر به معنی ‘نقص’ یا ‘اشکال’ عمومی هست نه لزوماً حشره!
تشکر از مقاله کاربردیتون. بخش ‘User Story’ واقعاً به دردم خورد. میشه لطفاً تلفظ صحیح ‘Regression’ و ‘Sanity’ رو هم توضیح بدید؟ من همیشه موقع صحبت کردن با خارجیا تو اینا مشکل دارم.
خواهش میکنم علی عزیز. حتماً! تلفظ صحیح ‘Regression’ به این صورت هست: /rɪˈɡrɛʃən/ (ری-گِرِشِن). و ‘Sanity’ هم اینطوری تلفظ میشه: /ˈsænəti/ (سَنِتی). امیدواریم این توضیحات کمکتون کنه تا با اعتماد به نفس بیشتری از این کلمات استفاده کنید!
این اصطلاحات واقعاً برای مصاحبههای شغلی بینالمللی حیاتی هستن. من یه بار سر ‘Environment’ گیر کردم چون فکر میکردم فقط معنی ‘محیط زیست’ میده! ممنون که این قدر خوب و با مثال توضیح دادید.
حق با شماست مریم جان، ‘Environment’ یکی از اون کلماتیه که معانی مختلفی بسته به بستر استفاده داره. در حوزه IT و QA، تقریباً همیشه به معنی ‘بستر اجرایی’ یا ‘فضای کاری’ هست. خوشحالیم که مقاله تونست به رفع این سوءتفاهم کمک کنه!
سلام، مقاله خیلی خوبی بود. من توی پروژههای اسکرام تازه کارم و اصطلاحات زیادی رو نمیدونستم. ‘Test Case’ رو قبلاً شنیده بودم ولی تعریف دقیقش رو نمیدونستم. آیا ‘Test Scenario’ هم مشابه ‘Test Case’ هست یا تفاوت دارن؟
سلام رضا جان، سوال خوبی پرسیدید! ‘Test Scenario’ یک سطح بالاتر از ‘Test Case’ قرار میگیره. ‘Test Scenario’ یک قابلیت کلی رو توصیف میکنه که باید تست بشه (مثلاً ‘ورود به سیستم’). در حالی که ‘Test Case’ گامهای دقیق و جزئی برای تست یک بخش کوچک از اون قابلیت رو شامل میشه (مثلاً ‘ورود با نام کاربری و رمز عبور صحیح’). هر ‘Test Scenario’ میتونه شامل چندین ‘Test Case’ باشه.
به عنوان یه QA Junior، این مقاله مثل یه نقشه راه بود برام. آیا ‘Defect’ و ‘Fault’ هم میتونن به جای هم استفاده بشن یا تفاوت ظریفی دارن؟
فاطمه جان، باعث افتخاره که مقاله براتون مفید بوده. در زمینه QA، اصطلاحات ‘Defect’ و ‘Fault’ اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما اگر بخواهیم دقیقتر باشیم، ‘Fault’ معمولاً به یک مشکل در کد یا طراحی اشاره دارد که منجر به ‘Defect’ (نقص مشاهدهشده در عملکرد نرمافزار) میشود. به عبارت دیگر، ‘Fault’ علت و ‘Defect’ معلول است. اما در مکالمات روزمره، تفاوت آنها کمتر مورد تأکید قرار میگیرد.
مثال ‘دکمه ثبتنام کار نمیکند’ برای ‘Bug / Defect’ واقعاً ملموس بود. ممنون بابت سادگی و روانی متن. آیا این اصطلاحات توی کشورهای مختلف انگلیسیزبان، تفاوتی در کاربرد یا معنی دارن؟
خواهش میکنم حسین جان. خوشحالیم که مثالها کمککننده بودن. به طور کلی، این اصطلاحات در حوزه QA و نرمافزار بین تمام کشورهای انگلیسیزبان و حتی بینالمللی به صورت یکسان و استاندارد استفاده میشوند. ممکنه گاهی اوقات در لحن یا برخی عبارات محاورهای تفاوتهای کوچکی وجود داشته باشه، اما مفاهیم اصلی ثابت هستند و شما میتوانید با اطمینان در هر محیط بینالمللی از آنها استفاده کنید.
عالی بود! من همیشه توی گزارش باگهام مشکل داشتم که چطور حرفهای بنویسم. الان میدونم چطور باید از واژگان استاندارد استفاده کنم. آیا ‘Issue’ هم میتونه به جای ‘Bug’ استفاده بشه؟
بله نگین عزیز، ‘Issue’ یک اصطلاح بسیار رایج و عمومیتر هست که میتونه به جای ‘Bug’ استفاده بشه. ‘Issue’ به هر نوع مشکلی، چه فنی و چه غیرفنی، اشاره داره. ‘Bug’ مشخصاً به یک خطا در کد یا عملکرد نرمافزار اشاره میکنه، اما ‘Issue’ یک چتر بزرگتره که ‘Bug’ زیر اون قرار میگیره. در گزارشها و سیستمهای ردیابی، هر دو کلمه کاربرد دارن.
متشکرم از مقاله جامع و کاملتون. من دنبال منابعی بودم که تفاوت ‘Regression’ و ‘Sanity’ رو به این سادگی توضیح بده و بالاخره پیدا کردم. واقعاً خسته نباشید.
خواهش میکنم امیر عزیز. هدف ما دقیقاً همین بود که مفاهیم پیچیده رو ساده و قابل فهم ارائه بدیم. خوشحالیم که تونستیم در این زمینه بهتون کمک کنیم.
محتوای عالی! به خصوص برای کسایی که میخوان وارد دنیای QA بشن. برای ‘User Story’، آیا میشه گفت که ‘Feature Request’ یک نوع ‘User Story’ هست؟
زهرا جان، سوال بسیار هوشمندانهای پرسیدید! ‘User Story’ و ‘Feature Request’ ارتباط نزدیکی دارند. ‘Feature Request’ بیشتر یک درخواست کلی برای اضافه کردن یک قابلیت جدید است، در حالی که ‘User Story’ همان قابلیت را از دیدگاه کاربر نهایی، با تمرکز بر ارزش و نیازی که برطرف میکند، توصیف میکند. پس ‘User Story’ در واقع راهی ساختاریافته و استاندارد برای بیان ‘Feature Request’ است که برای تیم توسعه قابل فهمتر و عملیاتیتر باشد.
فکر کنم من تنها کسی نیستم که سر تلفظ ‘Scrum’ مشکل داشتم! میشه اینو هم تلفظش رو بگید؟
نگران نباشید مهدی جان، خیلیها این مشکل رو دارن! تلفظ صحیح ‘Scrum’ به این صورت هست: /skrʌm/ (اسکرام)، شبیه به ‘crime’ بدون ‘i’ و با ‘u’ کوتاه. امیدواریم مفید باشه!
مقاله تون واقعاً یک راهنمای ضروریه. من تازه کارم و خیلی از این کلمات رو نمیدونستم. این لیست رو پرینت میگیرم و هر روز مرور میکنم. خیلی ممنون!
بسیار عالی هستی جان! همین نگرش و پشتکار رمز موفقیته. اگه سوالی داشتید حین مرور اصطلاحات، حتماً بپرسید. ما اینجا هستیم تا کمک کنیم.
تفاوت ‘Bug’ و ‘Defect’ رو خیلی وقت بود دنبالش بودم. الان کاملاً متوجه شدم. آیا ‘Error’ هم در همین دسته قرار میگیره یا معنی متفاوتی داره؟
سوال خوبی پرسیدید محمد جان. ‘Error’ یک مفهوم وسیعتر است که به اشتباه انسانی یا عملکرد نادرست یک سیستم اشاره دارد. به عبارت دیگر، یک توسعهدهنده ممکن است ‘Error’ (اشتباهی) در کدنویسی مرتکب شود که منجر به ‘Fault’ (خطا در برنامه) شود و این ‘Fault’ در نهایت به صورت یک ‘Defect’ یا ‘Bug’ (نقص) در عملکرد نرمافزار مشاهده شود. پس ‘Error’ معمولاً به منشأ یا ریشه مشکل اشاره دارد.
واقعا مرسی، با این مقاله ترس من از داکیومنتهای فنی کمتر شد. میشه لطفاً یکم بیشتر در مورد ‘User Story’ و اینکه چطور میتونه به درک بهتر نیاز کاربر کمک کنه توضیح بدید؟
خواهش میکنم لیلا جان! ‘User Story’ با فرمت ساده و کاربرمحور خود (As a [type of user], I want [some goal] so that [some reason/benefit]) تیم رو مجبور میکنه از دیدگاه کاربر به قابلیت نگاه کنه. این باعث میشه تیم به جای تمرکز روی جزئیات فنی، روی ارزشی که اون قابلیت برای کاربر ایجاد میکنه متمرکز بشه، که نتیجهاش محصولی کاربرپسندتر و با کیفیتتره.
این مقاله دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتم. من یک Tester جدیدم و این واژگان برای من چالش بود. ممنون بابت مثالهای کاربردیتون.
خوشحالیم که این مقاله تونسته به شما کمک کنه کامران جان. در شروع کار، تسلط بر واژگان تخصصی میتونه تفاوت بزرگی ایجاد کنه. اگه باز هم سوالی داشتید، در خدمتیم.
من همیشه فکر میکردم ‘Regression Test’ یعنی تست برای پیدا کردن باگهای قدیمی. ممنون که تفاوتش با ‘Sanity Test’ رو واضح گفتید. خیلی به دردم خورد.
خوشحالیم که تونستیم ابهامتون رو برطرف کنیم آیدا جان! ‘Regression Testing’ واقعاً در مورد اطمینان از اینه که تغییرات جدید، عملکرد قبلی رو مختل نکرده باشن. در مقابل، ‘Sanity Testing’ یک تست سریع و سطحی برای تأیید اینه که بعد از تغییرات، سیستم حداقل به طور معقولی کار میکنه و ارزش تستهای عمیقتر رو داره.
سلام. آیا ‘Performance Testing’ هم جزو اصطلاحات بنیادین QA هست که باید یاد بگیریم؟ ممنون میشم یه توضیحی در موردش بدید.
سلام نوید جان. بله، ‘Performance Testing’ یکی از انواع مهم تست هست که باید باهاش آشنا بود. این نوع تست به بررسی پایداری، سرعت و پاسخگویی یک نرمافزار تحت بار کاری مختلف میپردازه. مثلاً، آیا سایت با ۱۰۰۰ کاربر همزمان، سرعتش افت میکنه یا نه؟ این تستها برای اطمینان از تجربه کاربری خوب در مقیاس بزرگ حیاتی هستن.
محتوای بینظیری بود. برای کسی که میخواد توی یک شرکت بینالمللی کار کنه، این اصطلاحات مثل کلید هستن. مرسی بابت وقتی که گذاشتید.
از لطف شما نسترن عزیز سپاسگزاریم. دقیقاً همینطوره، تسلط بر زبان تخصصی بینالمللی، دریچههای جدیدی رو برای فرصتهای شغلی باز میکنه. موفق باشید!
بسیار مقاله آموزندهای بود. به خصوص مثالهایی که آوردید، درک مفاهیم رو خیلی راحتتر کرد. آیا در زبان روزمره، اصطلاح ‘environment’ در IT همیشه به معنی ‘بستر تست’ هست یا معنی دیگهای هم میتونه داشته باشه؟
خواهش میکنم پویا جان. در IT، ‘environment’ اغلب به معنای ‘بستر عملیاتی’ یا ‘محیط کاری’ استفاده میشود، نه فقط ‘بستر تست’. مثلاً ‘Development Environment’ (محیط توسعه)، ‘Staging Environment’ (محیط پیشتولید) یا ‘Production Environment’ (محیط عملیاتی/زنده) همگی انواع مختلفی از محیطها هستند که هر کدام کاربری خاص خود را دارند. پس مفهوم کلی آن ‘مجموعه سختافزار، نرمافزار و تنظیمات لازم برای اجرای یک برنامه’ است.