مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی مددکاری اجتماعی (Social Work)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای مددکاری اجتماعی پر از مفاهیم و اصطلاحات تخصصی است که درک عمیق آن‌ها برای هر دانشجو، متخصص و علاقه‌مند به این حوزه ضروری است. تسلط بر لغات تخصصی مددکاری اجتماعی نه تنها به شما کمک می‌کند تا با همکاران و سایر متخصصان به زبان مشترک صحبت کنید، بلکه ابزارهای مفهومی لازم برای تحلیل، ارزیابی و مداخله مؤثر را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، به بررسی دسته‌بندی شده مهم‌ترین این اصطلاحات می‌پردازیم.

📌 این مقاله را از دست ندهید:چالش “Old Money Aesthetic”: کلماتی که پولدارها استفاده میکنن

مفاهیم بنیادین در مددکاری اجتماعی

هر رشته‌ای بر پایه‌ی مجموعه‌ای از مفاهیم کلیدی بنا شده است. مددکاری اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. این مفاهیم، چارچوب فکری و عملیاتی مددکاران را شکل می‌دهند و درک آن‌ها برای هرگونه فعالیت حرفه‌ای الزامی است. این واژگان صرفاً کلمه نیستند، بلکه نمایانگر فلسفه و رویکرد این رشته در مواجهه با مشکلات انسانی و اجتماعی هستند.

توانمندسازی (Empowerment)

توانمندسازی یکی از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین لغات تخصصی مددکاری اجتماعی است. این مفهوم فراتر از صرفاً «کمک کردن» به افراد است. توانمندسازی فرآیندی است که در آن به افراد، گروه‌ها و جوامع کمک می‌شود تا کنترل بیشتری بر زندگی و شرایط خود پیدا کنند. در این رویکرد، مددکار اجتماعی به مراجع به چشم یک فرد منفعل و نیازمند نگاه نمی‌کند، بلکه او را به عنوان فردی دارای توانایی‌ها و پتانسیل‌های بالقوه می‌بیند که برای شکوفایی آن‌ها نیاز به حمایت و راهنمایی دارد.

دیدگاه نقاط قوت (Strengths-Based Perspective)

این دیدگاه مکمل مفهوم توانمندسازی است. رویکرد مبتنی بر نقاط قوت، تمرکز را از مشکلات، کمبودها و آسیب‌شناسی‌ها به سمت توانایی‌ها، استعدادها، منابع و آرزوهای مراجع تغییر می‌دهد. مددکار اجتماعی به جای پرسیدن «مشکل شما چیست؟»، می‌پرسد «چه توانایی‌هایی دارید که به شما در عبور از این شرایط کمک کرده است؟». این تغییر نگاه، به ایجاد یک رابطه مثبت و سازنده بین مددکار و مراجع کمک شایانی می‌کند.

عدالت اجتماعی (Social Justice)

عدالت اجتماعی قلب تپنده حرفه مددکاری اجتماعی است. این مفهوم به معنای تلاش برای توزیع عادلانه منابع، فرصت‌ها و حقوق در جامعه و مبارزه با موانع ساختاری مانند فقر، تبعیض و ستم است. مددکاران اجتماعی معتقدند که بسیاری از مشکلات فردی، ریشه در بی‌عدالتی‌های اجتماعی دارند و برای حل پایدار آن‌ها باید در سطح کلان نیز فعالیت کرد. این فعالیت‌ها شامل حمایت‌گری، تغییر سیاست‌ها و آگاهی‌بخشی عمومی می‌شود.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:مرغ همسایه غازه: Neighbor’s Chicken is a Goose؟!

اصطلاحات مرتبط با فرآیند مددکاری اجتماعی

فرآیند کار با مراجع در مددکاری اجتماعی، یک مسیر ساختاریافته و علمی است که از مراحل مختلفی تشکیل شده است. هر یک از این مراحل، اصطلاحات و واژگان خاص خود را دارند که درک آن‌ها برای اجرای صحیح این فرآیند ضروری است.

پذیرش و برقراری رابطه حرفه‌ای (Intake and Engagement)

این اولین قدم در فرآیند مددکاری است. پذیرش (Intake) شامل جمع‌آوری اطلاعات اولیه در مورد مراجع و دلیل مراجعه اوست. اما بخش حیاتی‌تر، برقراری رابطه حرفه‌ای (Engagement) است. این به معنای ایجاد یک فضای امن، مبتنی بر اعتماد، احترام و همدلی است تا مراجع احساس راحتی کند و بتواند مسائل خود را به صورت شفاف در میان بگذارد. بدون یک رابطه حرفه‌ای قوی، ادامه فرآیند مددکاری با چالش مواجه خواهد شد.

سنجش و ارزیابی (Assessment)

سنجش، فرآیندی مستمر برای جمع‌آوری اطلاعات جامع در مورد مراجع و موقعیت اوست. این ارزیابی صرفاً بر روی مشکل متمرکز نیست، بلکه جنبه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد:

یکی از ابزارهای مهم در این مرحله، ژنوسازی (Genogram) و اکومپ (Ecomap) است که به ترتیب به ترسیم ساختار خانواده و شبکه ارتباطات اجتماعی فرد کمک می‌کنند.

برنامه‌ریزی مداخله (Intervention Planning)

پس از ارزیابی جامع، مددکار اجتماعی با مشارکت فعال مراجع، یک برنامه عملیاتی تدوین می‌کند. این برنامه باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:

  1. اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری: اهداف باید واضح، واقع‌بینانه و قابل سنجش باشند (مثلاً: «افزایش اعتماد به نفس از طریق شرکت در دو کارگاه آموزشی در سه ماه آینده»).
  2. مشارکت مراجع: مراجع باید در تعیین اهداف و انتخاب راهکارها نقش اصلی را داشته باشد.
  3. مبتنی بر نقاط قوت: برنامه باید بر اساس توانایی‌ها و منابع موجود مراجع طراحی شود.

مداخله (Intervention)

این مرحله به اجرای برنامه تدوین‌شده اطلاق می‌شود. مداخلات در مددکاری اجتماعی بسیار متنوع هستند و بسته به نیاز مراجع و سطح کار (فردی، گروهی یا جامعه‌ای) متفاوت خواهند بود. در ادامه به برخی از مهم‌ترین لغات تخصصی مددکاری اجتماعی در این حوزه اشاره می‌کنیم.

ارزیابی نهایی و خاتمه (Evaluation and Termination)

در این مرحله، میزان دستیابی به اهداف تعیین‌شده در برنامه مداخله، ارزیابی می‌شود. این کار به مددکار و مراجع کمک می‌کند تا میزان پیشرفت را بسنجند. پس از دستیابی به اهداف یا رسیدن به یک نقطه رضایت‌بخش، فرآیند خاتمه رابطه حرفه‌ای به صورت برنامه‌ریزی‌شده انجام می‌شود. خاتمه باید به گونه‌ای باشد که مراجع احساس رهاشدگی نکند و برای ادامه مسیر به صورت مستقل آماده باشد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:ماشینت هر روز خرابه؟ به انگلیسی بهش میگن “Lemon”!

انواع مداخلات و رویکردهای درمانی

مددکاران اجتماعی از طیف وسیعی از نظریه‌ها و مدل‌های مداخله‌ای برای کمک به مراجعان خود استفاده می‌کنند. آشنایی با این اصطلاحات برای درک عمق کار آن‌ها ضروری است.

مداخله در بحران (Crisis Intervention)

این نوع مداخله، یک رویکرد کوتاه‌مدت و فوری برای کمک به افرادی است که در یک بحران حاد (مانند از دست دادن ناگهانی عزیز، تجربه خشونت یا اقدام به خودکشی) قرار دارند. هدف اصلی، بازگرداندن فرد به سطح عملکرد قبلی و اطمینان از ایمنی اوست. تمرکز بر حل مشکل فوری و ایجاد ثبات است، نه حل مشکلات ریشه‌ای و بلندمدت.

مددکاری اجتماعی گروهی (Group Work)

در این رویکرد، از پویایی و تعاملات گروهی به عنوان ابزاری برای رشد و تغییر افراد استفاده می‌شود. گروه‌ها می‌توانند اهداف مختلفی داشته باشند، مانند گروه‌های حمایتی (برای بیماران مبتلا به یک بیماری خاص)، گروه‌های آموزشی (برای والدین) یا گروه‌های درمانی (برای معتادان). حضور در گروه به اعضا این امکان را می‌دهد که از تجربیات یکدیگر بیاموزند، احساس تنهایی کمتری کنند و مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت نمایند.

مددکاری اجتماعی جامعه‌ای (Community Social Work)

این سطح از کار بر روی بهبود شرایط زندگی در یک جامعه یا محله تمرکز دارد. فعالیت‌ها می‌تواند شامل سازماندهی جامعه (Community Organizing) برای مطالبه حقوق ساکنین، توسعه جامعه (Community Development) از طریق ایجاد برنامه‌ها و خدمات محلی، یا حمایت‌گری (Advocacy) برای تغییر سیاست‌های کلان به نفع جامعه باشد.

رویکرد سیستمی (Systems Theory)

این یک نظریه کلیدی در مددکاری اجتماعی است که فرد را به عنوان بخشی از یک سیستم بزرگ‌تر (خانواده، مدرسه، جامعه) در نظر می‌گیرد. بر اساس این دیدگاه، مشکلات فرد را نمی‌توان به صورت مجزا از محیط و روابط او درک کرد. برای حل مشکل، باید به کل سیستم و تعاملات بین اجزای آن توجه نمود. به همین دلیل مددکاران اغلب با کل خانواده یا شبکه اجتماعی فرد کار می‌کنند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاحات گیمرها در Call of Duty: نوب سگ نباش!

اصطلاحات اخلاقی و حرفه‌ای

مددکاری اجتماعی یک حرفه مبتنی بر ارزش‌ها و اصول اخلاقی است. این اصطلاحات، راهنمای عمل مددکاران در موقعیت‌های پیچیده حرفه‌ای هستند.

اصطلاح کلیدی توضیح مختصر
رازداری (Confidentiality) یک اصل بنیادین که طبق آن، مددکار موظف است تمام اطلاعات مربوط به مراجع را محرمانه نگه دارد، مگر در موارد استثنایی مانند خطر آسیب به خود یا دیگران.
خودمختاری مراجع (Client Self-Determination) احترام به حق مراجع برای گرفتن تصمیمات مستقل در مورد زندگی خود، حتی اگر مددکار با آن تصمیم‌ها موافق نباشد. نقش مددکار، تسهیل‌گری و ارائه اطلاعات است نه تصمیم‌گیری به جای مراجع.
روابط دوگانه (Dual Relationships) پرهیز از برقراری هرگونه رابطه غیرحرفه‌ای (مانند رابطه دوستانه، عاطفی یا تجاری) با مراجع که می‌تواند بر قضاوت حرفه‌ای مددکار تأثیر بگذارد و به مراجع آسیب برساند.
صلاحیت فرهنگی (Cultural Competence) داشتن دانش، آگاهی و مهارت‌های لازم برای کار مؤثر با افراد از فرهنگ‌ها، نژادها و پیشینه‌های اجتماعی متنوع. این شامل درک ارزش‌ها، باورها و هنجارهای فرهنگی مراجع و پرهیز از قضاوت‌های کلیشه‌ای است.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Sync” شدن: بیا با هم سینک بشیم!

جمع‌بندی نهایی

تسلط بر لغات تخصصی مددکاری اجتماعی تنها یک مهارت آکادمیک نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای کار عملی و مؤثر است. هر یک از این اصطلاحات—از توانمندسازی و دیدگاه نقاط قوت گرفته تا مداخله در بحران و عدالت اجتماعی—پنجره‌ای به سوی درک عمیق‌تر فلسفه و روش‌های این حرفه می‌گشاید. یک مددکار اجتماعی حرفه‌ای با به کارگیری صحیح این مفاهیم، می‌تواند به جای ارائه راه‌حل‌های سطحی و موقتی، به ایجاد تغییرات پایدار در زندگی افراد و جوامع کمک کند. امیدواریم این راهنمای جامع به شما در درک بهتر این واژگان کلیدی و دنیای پیچیده و ارزشمند مددکاری اجتماعی کمک کرده باشد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 308

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

38 پاسخ

  1. واژه Empowerment خیلی برام جالب بود. آیا این اصطلاح فقط در مددکاری کاربرد داره یا در محیط‌های سازمانی و مدیریتی هم استفاده میشه؟

    1. سارا جان، اتفاقاً Empowerment یکی از آن واژه‌های پرکاربرد است که از حوزه مددکاری و روانشناسی به مدیریت هم راه پیدا کرده. در محیط‌های کاری به معنای «تفویض اختیار» و دادن اعتماد به نفس به کارکنان برای تصمیم‌گیری است.

  2. من همیشه بین دو واژه Empathy و Sympathy اشتباه می‌کنم. در متون مددکاری کدوم یکی بیشتر توصیه میشه؟

    1. امیرحسین عزیز، در مددکاری اجتماعی تمرکز اصلی روی Empathy (همدلی) است؛ یعنی درک احساسات مراجع بدون اینکه لزوماً با او هم‌نوا شویم. Sympathy (دلسوزی) ممکن است باعث از بین رفتن مرزهای حرفه‌ای شود.

  3. تلفظ صحیح واژه Rapport چیه؟ من حس می‌کنم حرف ‘t’ آخرش رو نباید تلفظ کنیم، درسته؟

    1. دقیقاً نیلوفر جان! این واژه ریشه فرانسوی دارد و حرف ‘t’ در انتهای آن کاملاً ساکت است. تلفظ درست آن شبیه به ‘رَپو’ (ræˈpɔːr) است.

  4. اصطلاح Advocacy رو توی سریال‌های حقوقی زیاد شنیدم. اینجا به معنی وکالته یا همون حمایتگری مراجع؟

    1. آفرین به دقتت رضا! در حقوق به معنای وکالت است، اما در Social Work به معنای دفاع از حقوق مراجعینی است که خودشان توانایی دفاع از خودشان را ندارند.

  5. ممنون از مقاله خوبتون. یک سوال داشتم: آیا واژه Assessment با Evaluation فرقی داره؟ چون هر دو ارزیابی معنی میشن.

    1. مریم عزیز، تفاوت ظریفی وجود دارد. Assessment معمولاً در ابتدای کار برای شناخت وضعیت مراجع انجام می‌شود، اما Evaluation معمولاً در انتهای کار برای سنجش میزان موفقیت مداخلات صورت می‌گیرد.

  6. واژه Confidentiality خیلی طولانی و سخته! راهی هست که راحت‌تر یادش بگیریم؟

    1. حامد جان، بهترین راه این است که آن را بخش‌بندی کنی: Con-fi-den-ti-al-i-ty. ریشه آن از Confidence (اعتماد) می‌آید، پس Confidentiality یعنی حفظ چیزی که به ما اعتماد شده (رازداری).

  7. توی متن به Crisis Intervention اشاره کردید. آیا این اصطلاح برای حوادث ناگهانی مثل سیل و زلزله هم به کار میره؟

    1. بله فاطمه جان، کاملاً. Crisis Intervention یا «مداخله در بحران» شامل هر نوع اقدام فوری برای کاهش آسیب‌های روانی و اجتماعی در شرایط اضطراری است.

  8. اصطلاح Case Management رو چطور می‌تونیم به فارسی ترجمه کنیم که حق مطلب رو ادا کنه؟ مدیریت پرونده یا مدیریت مورد؟

    1. مهدی عزیز، در منابع دانشگاهی ایران معمولاً از «مدیریت مورد» استفاده می‌شود، چون تمرکز بر روی فرد (Case) و نیازهای خاص اوست، نه فقط یک پرونده کاغذی.

  9. من کلمه Vulnerable رو خیلی در متون مربوط به اطفال و زنان می‌بینم. معادل دقیقش چی میشه؟

    1. الناز جان، Vulnerable به معنای «آسیب‌پذیر» است و به گروه‌هایی اشاره دارد که بیشتر در معرض خطر یا سوءاستفاده قرار دارند.

  10. آیا Social Worker با Social Activist فرق داره؟ من همیشه این دوتا رو یکی می‌دونستم.

    1. سوال جالبی بود پیمان. Social Worker یک تخصص دانشگاهی و حرفه‌ای است، اما Social Activist (فعال اجتماعی) لزوماً تحصیلات مددکاری ندارد و بیشتر بر تغییرات سیاسی و اجتماعی تمرکز می‌کند.

  11. خیلی عالی بود. لطفاً درباره اصطلاحات مربوط به Burnout در مددکاری هم مطلب بذارید.

    1. حتماً سپیده جان. Burnout یا همان «فرسودگی شغلی» یکی از چالش‌های بزرگ در این حرفه است و در مقالات بعدی حتماً به واژگان تخصصی آن خواهیم پرداخت.

  12. کلمه Referral رو بیشتر در محیط‌های پزشکی شنیده بودم، کاربردش در مددکاری چطوریه؟

    1. علی عزیز، در مددکاری هم وقتی مراجع نیاز به خدماتی خارج از توان مددکار دارد (مثل درمان تخصصی یا مشاوره حقوقی)، او را به مراکز دیگر Referral یا «ارجاع» می‌دهند.

    1. نکته بسیار مهمی است نرگس جان! Intervention بار معنایی مثبت و حرفه‌ای دارد (مداخله برای بهبود)، اما Interference بار معنایی منفی دارد و به معنای «دخالت بیجا» است.

  13. من دنبال اصطلاح Self-determination بودم که اینجا پیداش کردم. واقعاً مفهوم مهمیه در حقوق بشر.

    1. بله سعید عزیز، Self-determination یا «حق تعیین سرنوشت» یکی از اصول اخلاقی پایه در مددکاری اجتماعی است.

    1. خیر بابک جان، در این سیاق Client به معنای «مراجع» یا «مددجو» است و ترجمه آن به «مشتری» در متون تخصصی مددکاری درست نیست.

    1. الهام عزیز، معادل رایج آن «جوانان در معرض خطر» است؛ یعنی کسانی که به دلیل شرایط محیطی احتمال دارد دچار آسیب‌های اجتماعی شوند.

    1. آرش جان، Ethics معمولاً به کدهای اخلاقی «حرفه‌ای» و سازمان‌یافته اشاره دارد، در حالی که Morality بیشتر به باورهای اخلاقی شخصی و درونی مربوط می‌شود.

  14. بسیار آموزنده بود. برای آزمون‌های تخصصی زبان خیلی به دردم خورد.

    1. کاوه عزیز، هر دو معادل درست هستند. در ایران سازمان بهزیستی معادل State Welfare Organization است، اما در معنای کلی به «رفاه اجتماعی» اشاره دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *