مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی (Social Media Marketing)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری از پرسش‌های دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای پویای دیجیتال مارکتینگ و به ویژه بازاریابی در پلتفرم‌های اجتماعی، زبان خاص خود را دارد. برای موفقیت در این عرصه، تنها تولید محتوای جذاب کافی نیست؛ بلکه باید بتوانید نتایج را به درستی تحلیل کرده و با همکاران و مدیران خود با استفاده از ادبیات صحیح این حوزه ارتباط برقرار کنید. تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی شبکه های اجتماعی به شما کمک می‌کند تا با دیدی بازتر استراتژی بچینید، کمپین‌های خود را بهینه‌سازی کنید و در نهایت به اهداف کسب‌وکار خود دست یابید. با ما همراه باشید تا مهم‌ترین و پرکاربردترین اصطلاحات این حوزه را با هم مرور کنیم.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی “Whitepaper”: شناسنامه ارز دیجیتال به زبان ساده!

اصطلاحات بنیادی و کلیدی (Core Concepts)

پیش از ورود به مفاهیم پیچیده‌تر، لازم است با پایه‌ای‌ترین واژگان این حوزه آشنا شویم. این اصطلاحات سنگ بنای درک شما از تمام فعالیت‌های بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی هستند و در تمام گزارش‌ها و تحلیل‌ها با آن‌ها مواجه خواهید شد.

Engagement (تعامل)

Engagement یا تعامل، هرگونه کنش و واکنشی است که کاربر نسبت به محتوای شما نشان می‌دهد. این معیار نشان‌دهنده میزان علاقه‌مندی و درگیری مخاطبان با برند شماست. هرچه نرخ تعامل بالاتر باشد، یعنی محتوای شما موفق‌تر عمل کرده است. مصادیق تعامل عبارتند از:

Reach (دسترسی)

Reach به تعداد کاربران منحصر به فردی گفته می‌شود که پست یا محتوای شما را حداقل یک بار دیده‌اند. اگر یک کاربر پست شما را ۵ بار ببیند، Reach آن همچنان عدد ۱ خواهد بود. این معیار برای سنجش میزان گستردگی و پخش شدن پیام برند شما بسیار حیاتی است.

Impression (نمایش)

Impression به تعداد کل دفعاتی گفته می‌شود که محتوای شما به کاربران نمایش داده شده است. برخلاف Reach، اگر یک کاربر پست شما را ۵ بار ببیند، ۵ ایمپرشن برای آن پست ثبت می‌شود. به همین دلیل، عدد Impression همیشه مساوی یا بزرگتر از Reach است. این شاخص برای ارزیابی فرکانس نمایش تبلیغات و محتوا اهمیت دارد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Pump and Dump”: بازی کثیف اینفلوئنسرها

مقایسه Reach و Impression

برای درک بهتر تفاوت این دو مفهوم کلیدی، جدول زیر را بررسی کنید:

سناریو Reach Impression
کاربر A پست شما را ۱ بار می‌بیند. ۱ ۱
کاربر A پست شما را ۳ بار و کاربر B آن را ۲ بار می‌بیند. ۲ ۵
صد کاربر مختلف، هر کدام پست شما را فقط یک بار می‌بینند. ۱۰۰ ۱۰۰
📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی “Airdrop”: پول مفت از آسمون!

شاخص‌های عملکردی و تحلیلی (Performance Metrics)

برای سنجش موفقیت کمپین‌ها و فعالیت‌های خود، باید با شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPI ها آشنا باشید. این لغات تخصصی بازاریابی شبکه های اجتماعی به شما کمک می‌کنند تا داده‌ها را به اطلاعات قابل فهم تبدیل کنید.

Engagement Rate (نرخ تعامل)

این شاخص، درصد تعامل کاربران نسبت به تعداد دنبال‌کنندگان (Followers) یا تعداد بازدیدکنندگان (Reach) را نشان می‌دهد. فرمول محاسبه آن معمولاً به این صورت است: (مجموع تعاملات / تعداد دنبال‌کنندگان) * ۱۰۰. نرخ تعامل بالا، نشان‌دهنده سلامت صفحه و جذابیت محتوا برای مخاطبان هدف است.

Click-Through Rate (CTR) – نرخ کلیک

CTR یا نرخ کلیک، به درصد کاربرانی گفته می‌شود که پس از دیدن یک پست یا تبلیغ حاوی لینک، روی آن کلیک کرده‌اند. این معیار برای سنجش اثربخشی فراخوان به اقدام (CTA) و جذابیت محتوای تبلیغاتی بسیار مهم است. فرمول آن به این شکل است: (تعداد کلیک‌ها / تعداد Impression) * ۱۰۰.

Conversion Rate (نرخ تبدیل)

نرخ تبدیل، درصدی از کاربرانی است که پس از کلیک بر روی لینک و ورود به صفحه فرود (Landing Page)، اقدام مورد نظر شما را انجام داده‌اند. این اقدام می‌تواند خرید محصول، ثبت‌نام در سایت، دانلود یک فایل یا پر کردن یک فرم باشد. این شاخص مستقیماً با اهداف اصلی کسب‌وکار در ارتباط است.

Cost Per Click (CPC) – هزینه به ازای هر کلیک

در کمپین‌های تبلیغاتی پولی، CPC به میانگین هزینه‌ای گفته می‌شود که شما برای هر کلیکی که روی تبلیغتان انجام شده، پرداخت کرده‌اید. این معیار به شما کمک می‌کند تا بودجه تبلیغاتی خود را بهینه‌سازی کنید.

Cost Per Mille (CPM) – هزینه به ازای هزار نمایش

CPM که به آن Cost Per Thousand Impressions نیز می‌گویند، هزینه‌ای است که شما به ازای هر ۱۰۰۰ بار نمایش تبلیغ خود پرداخت می‌کنید. این مدل قیمت‌گذاری بیشتر برای کمپین‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) کاربرد دارد که هدف اصلی آن‌ها دیده شدن است، نه لزوماً کلیک کردن.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Wolf of Wall Street” یعنی چی؟ فقط دیکاپریو نیست!

اصطلاحات مرتبط با محتوا و استراتژی

موفقیت در شبکه‌های اجتماعی بدون یک استراتژی محتوای قدرتمند ممکن نیست. در این بخش، با لغات تخصصی مرتبط با تولید و توزیع محتوا آشنا می‌شویم.

Content Marketing (بازاریابی محتوا)

یک رویکرد استراتژیک که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و یکپارچه برای جذب و حفظ مخاطبان تعریف شده تمرکز دارد. هدف نهایی بازاریابی محتوا، هدایت این مخاطبان به سمت انجام یک اقدام سودآور برای کسب‌وکار است.

User-Generated Content (UGC) – محتوای تولید شده توسط کاربر

هر نوع محتوایی (شامل عکس، ویدیو، متن، نظر و…) که توسط کاربران عادی و مشتریان شما درباره برندتان تولید و منتشر می‌شود. UGC یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازاریابی است، زیرا از اعتبار و اصالت بالایی برخوردار است و به نوعی یک تایید اجتماعی (Social Proof) برای برند شما محسوب می‌شود.

Call to Action (CTA) – فراخوان به اقدام

CTA دستوری است که شما به مخاطب می‌دهید تا اقدام مشخصی را انجام دهد. این دستور می‌تواند به شکل یک دکمه، یک لینک یا یک جمله در کپشن باشد. نمونه‌هایی از CTA عبارتند از: «همین حالا خرید کنید»، «بیشتر بدانید»، «دوستان خود را تگ کنید» یا «برای ثبت‌نام کلیک کنید».

Hashtag (هشتگ)

کلمات یا عباراتی که با علامت # شروع می‌شوند و برای دسته‌بندی محتوا و افزایش قابلیت کشف شدن (Discoverability) آن به کار می‌روند. استفاده هوشمندانه از هشتگ‌های مرتبط می‌تواند به افزایش Reach و جذب مخاطبان جدید کمک شایانی کند.

Algorithm (الگوریتم)

مجموعه‌ای از قوانین و سیگنال‌ها که هر شبکه اجتماعی برای تصمیم‌گیری در مورد نمایش محتوا به کاربران از آن استفاده می‌کند. الگوریتم‌ها فاکتورهای مختلفی مانند علاقه کاربر، زمان انتشار پست، نرخ تعامل و نوع محتوا را تحلیل کرده و فید هر کاربر را شخصی‌سازی می‌کنند. درک نحوه کار الگوریتم هر پلتفرم برای موفقیت در آن ضروری است.

A/B Testing (تست A/B)

روشی برای مقایسه دو نسخه متفاوت از یک متغیر (مثلاً دو کپشن مختلف برای یک پست یا دو تصویر متفاوت برای یک تبلیغ) تا مشخص شود کدام یک عملکرد بهتری دارد. این تست به شما کمک می‌کند تا تصمیمات خود را بر اساس داده‌های واقعی بگیرید و کمپین‌های خود را بهینه کنید.

📌 بیشتر بخوانید:چرا توییتریا میگن “Touch Grass”؟ (توهین مودبانه به معتادان نت)

جمع‌بندی نهایی

دنیای بازاریابی شبکه‌های اجتماعی مملو از اصطلاحات و مفاهیم تخصصی است که در نگاه اول ممکن است کمی گیج‌کننده به نظر برسند. اما همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، با صرف کمی وقت و یادگیری تعاریف آن‌ها، می‌توانید به درک عمیق‌تری از این حوزه دست یابید. تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی شبکه های اجتماعی نه تنها به شما کمک می‌کند تا گزارش‌های بهتری تهیه کنید و با متخصصان این حوزه به زبان مشترک صحبت کنید، بلکه به شما قدرت می‌دهد تا استراتژی‌های هوشمندانه‌تری طراحی کرده و نتایج کمپین‌های خود را به شکل موثرتری تحلیل و بهینه‌سازی نمایید. به یاد داشته باشید که این دنیا دائماً در حال تغییر است و یادگیری مستمر، کلید موفقیت پایدار در آن خواهد بود.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 404

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. واقعاً تفاوت Reach و Impression همیشه برام چالش بود. ممنون که این‌قدر ساده توضیح دادید. آیا اصطلاح Impression در جاهای دیگه هم به معنی «بازدید» به کار می‌ره یا فقط مخصوص شبکه‌های اجتماعیه؟

    1. سلام سارای عزیز. خوشحالیم که مفید بود! کلمه Impression در لغت به معنی «اثر» یا «تصور ذهنی» هم هست (مثلاً First Impression). اما در دنیای تبلیغات، چه آنلاین و چه بیلبوردهای محیطی، به معنی دفعات دیده شدن محتواست.

  2. من کلمه Engagement رو بیشتر به معنی «نامزدی» شنیده بودم. جالبه که اینجا برای تعامل کاربر استفاده می‌شه. مترادف دیگه‌ای هم برای این واژه در مارکتینگ وجود داره؟

    1. دقیقاً امیرمحمد جان! کلمات در انگلیسی نسبت به Context یا متن تغییر معنی می‌دن. برای تعامل، گاهی از واژه Interaction هم استفاده می‌شه، اما Engagement تخصصی‌تر و رایج‌تره.

  3. تلفظ دقیق CTR چیه؟ حروف رو جدا می‌گیم یا مثل یک کلمه خونده می‌شه؟

    1. نیلوفر عزیز، این یک Abbreviation هست و حروف به‌صورت جداگانه تلفظ می‌شن: (سی-تی-آر). مخفف عبارت Click-Through Rate هست.

  4. یک سوال در مورد Conversion داشتم. آیا این کلمه فقط برای خرید مستقیم استفاده می‌شه یا اگه کسی توی خبرنامه هم عضو بشه می‌گیم Conversion اتفاق افتاده؟

    1. سوال خیلی خوبیه رضا! هر هدفی (Goal) که شما تعیین کنید، اگه توسط کاربر انجام بشه تبدیل یا Conversion محسوب می‌شه؛ چه خرید باشه، چه ثبت‌نام در خبرنامه یا حتی دانلود یک فایل PDF.

  5. مقاله عالی بود! ای کاش در مورد اصطلاح ROI هم بیشتر توضیح می‌دادید. توی جلسات خیلی ازش استفاده می‌کنن.

    1. حتماً مهسا جان، در مقالات بعدی عمیق‌تر بهش می‌پردازیم. ROI مخفف Return on Investment هست، یعنی «نرخ بازگشت سرمایه». به زبان ساده یعنی چقدر هزینه کردیم و در مقابل چقدر سود گرفتیم.

  6. من شنیدم که به CTA می‌گن «فراخوان به عمل». به نظرتون توی کپشن‌های اینستاگرام از چه فعل‌هایی برای CTA استفاده کنیم که رسمی نباشه؟

    1. علی عزیز، برای فضاهای غیررسمی مثل اینستاگرام بهتره از عباراتی مثل ‘Check this out’ یا ‘Swipe up’ یا حتی ‘Drop a comment’ استفاده کنی که صمیمی‌تر هستن.

  7. آیا کلمه Viral هم یک اصطلاح تخصصی بازاریابیه یا فقط یک اصطلاح عامیانه‌ست؟

    1. هر دو! در مارکتینگ به محتوایی که با سرعت خیلی زیاد و به‌صورت ارگانیک دست‌به‌دست می‌شه Viral Content می‌گن. ریشه‌اش هم از Virus می‌آید، چون مثل ویروس پخش می‌شه!

    1. حامد جان، Goal اون هدف نهایی شماست (مثلاً افزایش فروش). اما KPI (شاخص کلیدی عملکرد) متریال و عددیه که به شما نشون می‌ده چقدر به اون هدف نزدیک شدید. مثل سرعت‌سنج ماشین که نشون می‌ده چقدر مونده به مقصد برسید.

  8. خیلی ممنون، برای منی که تازه ادمین شدم این لغات حیاتی بود. اصطلاح Organic Reach رو هم اگر ممکنه توضیح بدید.

    1. خواهش می‌کنم فاطمه جان. Organic Reach یعنی تعداد افرادی که محتوای شما رو بدون هیچ هزینه‌ی تبلیغاتی و به‌صورت طبیعی دیدن. در مقابلش Paid Reach قرار داره.

  9. من همیشه فکر می‌کردم View و Impression یکی هستن. ممنون که روشنم کردید. برای ویدیو، View حساب می‌شه یا Impression؟

    1. مریم عزیز، برای ویدیو هر دو ثبت می‌شه. Impression یعنی ویدیو روی صفحه ظاهر شده، اما View زمانی ثبت می‌شه که کاربر واقعاً ویدیو رو (معمولاً برای چند ثانیه مشخص) تماشا کرده باشه.

  10. اصطلاح ‘Target Audience’ هم توی این حوزه خیلی شنیده می‌شه. یعنی همون مخاطب هدف خودمون؟

    1. بله بابک جان، دقیقاً. Audience یعنی مخاطب و Target یعنی هدف. شناسایی Target Audience اولین قدم برای هر استراتژی مارکتینگی هست.

  11. لطفاً در مورد لغات تخصصی سئو هم مطلب بذارید. کلماتی مثل Backlink یا Bounce Rate خیلی پرکاربردن.

  12. کلمه ‘Handle’ توی شبکه های اجتماعی یعنی چی؟ شنیدم می‌گن My Instagram Handle.

    1. سینا جان، Handle در اینجا به معنی همان ‘نام کاربری’ یا Username هست که با @ شروع می‌شه. یک اصطلاح کاملاً رایج بین انگلیسی‌زبان‌هاست.

  13. بسیار عالی. یادگیری این لغات به انگلیسی خیلی کمک می‌کنه که بتونیم از منابع دست اول خارجی هم استفاده کنیم.

    1. جواد عزیز، «دعوت به اقدام» معادل رایجیه، اما در عمل می‌تونیم بگیم «از مخاطب بخواهیم کاری رو انجام بده». اصطلاح انگلیسیش توی محیط‌های کاری ایران خیلی جا افتاده.

  14. اصطلاح ‘Evergreen Content’ هم جزو بازاریابی شبکه های اجتماعی حساب می‌شه؟

    1. صد در صد رویا جان! به محتوایی که همیشه تازه و کاربردیه و زمان انقضا نداره (مثل یک مقاله آموزشی) می‌گن Evergreen یا «همیشه‌سبز».

  15. من توی یک پادکست کلمه ‘Influencer Outreach’ رو شنیدم. منظورشون همون تبلیغ دادن به اینفلوئنسرهاست؟

    1. تقریباً بله هومن جان. Outreach به معنی برقراری ارتباط و تعامل با افراد (در اینجا اینفلوئنسرها) برای همکاری یا تبلیغات هست.

  16. تلفظ صحیح Entrepreneur رو هم می‌گید؟ ربط مستقیم نداره ولی توی بیوهای اینستاگرام زیاد دیده می‌شه.

    1. آرزوی عزیز، کلمه سختیه چون ریشه فرانسوی داره! تقریباً به‌صورت (آن-ترا-پرِ-نِر) تلفظ می‌شه. به معنی کارآفرین هست.

  17. خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. استفاده از کلمات انگلیسی در گزارش‌های فارسی کلاس کار رو می‌بره بالا!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *