- آیا در مواجهه با متون تخصصی طراحی صحنه و لباس در تئاتر و سینما دچار سردرگمی میشوید؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری در مورد پروژههای سینمایی و تئاتری صحبت کنید و ایدههای خود را بیان کنید؟
- آیا تاکنون به دلیل ندانستن اصطلاحات رایج، در فهم ایدههای هنری یا گفتگو با متخصصان این حوزه با چالش مواجه شدهاید؟
- آیا آرزو دارید لغات تخصصی این حوزه را مانند یک حرفهای به کار ببرید و مهارتهای ارتباطی و درک خود را ارتقا دهید؟
در این راهنما، ما لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس در تئاتر و سینما را به سادگی و گام به گام تشریح خواهیم کرد تا دیگر هرگز در مسیر یادگیری این واژگان حیاتی دچار تردید یا اشتباه نشوید. آمادهاید تا با واژهنامه تخصصی این دنیای پررمز و راز آشنا شوید؟
| واژه کلیدی | تعریف مختصر | حوزه کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| میزانسن (Mise-en-scène) | چیدمان همه عناصر دیداری در صحنه یا قاب تصویر | تئاتر و سینما |
| آکسسوار (Props/Accessory) | لوازم و اشیاء کوچک مورد استفاده در صحنه | تئاتر و سینما |
| دکور (Décor/Set) | مجموعه عناصر ساختاری و تزئینی صحنه | تئاتر و سینما |
| پالت رنگی (Color Palette) | مجموعه رنگهای انتخابی برای طراحی | طراحی لباس و صحنه |
| سیلوئت (Silhouette) | خطوط کلی و فرم ظاهری لباس | طراحی لباس |
آشنایی با جهان واژگان طراحی صحنه و لباس
دنیای تئاتر و سینما سرشار از اصطلاحات و واژگان خاص خود است که هر یک نقش مهمی در انتقال مفاهیم، ایدهها و دستورالعملها ایفا میکنند. تسلط بر لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس، نه تنها درک شما را از این هنرها عمیقتر میکند، بلکه ابزار قدرتمندی برای ارتباط موثر با کارگردانان، بازیگران، طراحان و سایر اعضای تیم به شما میدهد. نگران نباشید اگر در ابتدا برخی از این لغات پیچیده به نظر میرسند. این کاملا طبیعی است و با تمرین و مطالعه مداوم به آنها مسلط خواهید شد.
چرا یادگیری این لغات ضروری است؟
- افزایش درک: به شما کمک میکند تا نمایشنامهها، فیلمنامهها و نقدهای هنری را با عمق بیشتری درک کنید.
- ارتباط موثر: امکان میدهد تا ایدهها و دیدگاههای خود را به صورت حرفهای و دقیق بیان کنید.
- رشد حرفهای: برای دانشجویان، هنرمندان نوپا و حتی علاقهمندان به این حوزهها، یک گام مهم برای ورود به دنیای حرفهای و توسعه شغلی محسوب میشود.
- کاهش اضطراب زبانی: با دانستن واژگان درست، در بحثها و محیطهای کاری احساس اطمینان بیشتری خواهید کرد و از بیان دیدگاههای خود هراس نخواهید داشت.
لغات کلیدی در طراحی صحنه
طراحی صحنه ستون فقرات بصری هر اثر تئاتری یا سینمایی است. این بخش به شما کمک میکند تا با مهمترین لغات تخصصی طراحی صحنه آشنا شوید.
عناصر ساختاری صحنه
- میزانسن (Mise-en-scène):
«میزانسن» (برگرفته از فرانسه به معنای «قرار دادن در صحنه») به چیدمان همه عناصر دیداری در صحنه یا قاب تصویر (از جمله دکور، بازیگران، لباس، نورپردازی و حرکت) اشاره دارد. این مفهوم کلیدی برای خلق فضای بصری و انتقال معنای اثر استفاده میشود.
- ✅ صحیح: «کارگردان با یک میزانسن دقیق، حس اضطراب را در تماشاگر ایجاد کرد.» (The director created a sense of anxiety in the audience with a precise mise-en-scène.)
- ❌ غلط: «او یک میزانسن روی دیوار نصب کرد.» (He installed a mise-en-scène on the wall.)
(میزانسن یک شیء فیزیکی نیست که نصب شود، بلکه یک مفهوم و چیدمان است.)
- دکور (Décor/Set):
به مجموعه عناصر ساختاری و تزئینی گفته میشود که فضای فیزیکی صحنه را تشکیل میدهند؛ مانند دیوارها، پنجرهها، درها و سایر سازهها.
- ✅ صحیح: «دکور نمایش به گونهای طراحی شده بود که دوران قرون وسطی را تداعی میکرد.» (The set of the play was designed to evoke the Middle Ages.)
- ❌ غلط: «او دکور جدیدی از بازیگر خرید.» (He bought a new décor from the actor.)
(دکور یک شیء ثابت صحنه است، نه چیزی که بتوان از بازیگر خرید.)
- بکدراپ (Backdrop):
به پرده یا صفحهای نقاشیشده یا پروژکتوری در پشت صحنه که محیط یا منظرهای را برای تماشاگران شبیهسازی میکند، بکدراپ گفته میشود.
- ✅ صحیح: «طراح صحنه، بکدراپ جنگلی برای صحنه آخر انتخاب کرد.» (The set designer chose a forest backdrop for the final scene.)
- پلتفرم (Platform):
سکوی مرتفعی که برای ایجاد سطوح مختلف در صحنه به کار میرود و میتواند برای ایجاد عمق یا تاکید بر بازیگران استفاده شود.
- ✅ صحیح: «بازیگر اصلی روی پلتفرم ایستاد تا دید بهتری از او باشد.» (The main actor stood on the platform for better visibility.)
- سایکلوراما (Cyclorama – Cyc):
یک پرده بزرگ منحنی یا دیوار سفید یا آبی در پشت صحنه که معمولاً برای ایجاد جلوههای آسمان، افق یا نمایش نورپردازیهای خاص به کار میرود.
- ✅ صحیح: «با استفاده از سایکلوراما و نورپردازی آبی، حس شب ایجاد شد.» (The feeling of night was created using the cyclorama and blue lighting.)
لوازم و جزئیات صحنه (Props and Details)
- آکسسوار (Props/Accessory):
به تمام اشیاء متحرک و کوچکی گفته میشود که بازیگران با آنها در تعامل هستند یا جزئی از محیط صحنه به حساب میآیند (مانند کتاب، فنجان، اسلحه و…). در فارسی، کلمه «لوازم صحنه» نیز کاربرد دارد.
- ✅ صحیح: «مأمور صحنه مسئول نگهداری و آمادهسازی تمام آکسسوارها بود.» (The stagehand was responsible for maintaining and preparing all props.)
- پروپزیشن (Proposition / Prop):
اصطلاح انگلیسی رایج برای آکسسوار است که در محافل سینمایی و تئاتری ایران نیز گاهی استفاده میشود.
- ✅ صحیح: «لیست پروپزیشنهای مورد نیاز برای فیلمبرداری آماده شد.» (The list of propositions/props needed for filming was prepared.)
- صحنهآرایی (Set Dressing):
فرایند چیدمان و تزئین دکور با آکسسوار، مبلمان و جزئیات دیگر برای ایجاد حس واقعیت یا فضای مورد نظر.
- ✅ صحیح: «صحنهآرایی اتاق خواب کاراکتر، جزئیات زیادی داشت که به شخصیت او اشاره میکرد.» (The set dressing of the character’s bedroom had many details that hinted at their personality.)
جنبههای فنی و نورپردازی
- فلت (Flat):
یک پنل سبک و قابل حمل که برای ساخت دیوارها یا پسزمینههای دکور استفاده میشود. معمولاً از چوب و پارچه ساخته میشود.
- ✅ صحیح: «کارگران صحنه، فلتهای نقاشیشده را برای صحنه بعدی آماده کردند.» (The stagehands prepared the painted flats for the next scene.)
- پروژکتور (Projector):
دستگاهی برای نمایش تصاویر ثابت یا متحرک روی پرده یا بکدراپ.
- فیلتر رنگی (Color Filter/Gel):
ورقههای شفاف رنگی که جلوی چراغهای نورپردازی قرار میگیرند تا رنگ نور را تغییر دهند و حس و حال متفاوتی ایجاد کنند.
لغات کلیدی در طراحی لباس
لباس نقش حیاتی در تعریف شخصیت، دوره زمانی و فضای یک اثر هنری دارد. آشنایی با این لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس در حوزه کاستوم به شما کمک میکند تا نگاه دقیقتری به این هنر داشته باشید.
مواد و متریال
- بافت (Texture):
حسی که سطح یک پارچه یا ماده به هنگام لمس یا مشاهده ایجاد میکند (مانند ابریشمی، زبر، نرم، خشن).
- ✅ صحیح: «طراح لباس از بافتهای مخمل برای نشان دادن شکوه شخصیت استفاده کرد.» (The costume designer used velvet textures to show the character’s splendor.)
- جنس پارچه (Fabric Type):
نوع خاصی از پارچه (مانند کتان، ابریشم، چرم، پشم) که هر کدام ویژگیها و کاربردهای خاص خود را دارند.
- ✅ صحیح: «او برای لباس شخصیت فقیر از جنس پارچه زبر و ساده استفاده کرد.» (She used a rough and simple fabric type for the poor character’s costume.)
- پترن (Pattern):
طرح یا الگوی تکراری روی پارچه (مانند راه راه، چهارخانه، گلدار).
عناصر طراحی و جزئیات
- پالت رنگی (Color Palette):
مجموعه رنگهای انتخابی و هماهنگ که در طراحی لباس (و صحنه) برای انتقال حس و حال خاصی به کار میرود.
- ✅ صحیح: «پالت رنگی سرد و آبی برای لباسهای این فیلم، فضایی غمانگیز ایجاد کرد.» (The cold and blue color palette for the film’s costumes created a melancholic atmosphere.)
- سیلوئت (Silhouette):
فرم کلی و خطوط خارجی لباس که بدون توجه به جزئیات، شکل اصلی آن را نشان میدهد.
- ✅ صحیح: «سیلوئت لباس عروسی، بلند و پفدار بود و به آن شکوه خاصی میداد.» (The wedding dress silhouette was long and puffy, giving it a special grandeur.)
- تم (Theme):
ایده اصلی یا موضوع محوری که الهامبخش طراحی لباس است و به آن انسجام میبخشد.
سبکها و دورهها
- وینتیج (Vintage):
لباسهایی که از سبکها و مدهای دهههای گذشته الهام گرفته شدهاند و حس نوستالژی یا گذشته را منتقل میکنند.
- معاصر (Contemporary):
لباسهایی با طراحی مدرن و امروزی که منعکسکننده مدهای فعلی هستند.
- فانتزی (Fantasy):
لباسهایی با طراحی خیالی و غیرواقعی که اغلب در ژانرهای فانتزی و علمی-تخیلی دیده میشوند.
تفاوتهای ظریف: نکات کاربردی
در حالی که بسیاری از لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس جهانی هستند، برخی تفاوتها در کاربرد یا پذیرش واژگان قرضی بین فرهنگها وجود دارد. در اینجا به برخی نکات مهم اشاره میکنیم:
- «Props» در مقابل «آکسسوار»: در حالی که «Props» (برگرفته از properties) اصطلاح رایج انگلیسی است، در فارسی معمولاً از «آکسسوار» (برگرفته از Accessory فرانسه) یا «لوازم صحنه» استفاده میشود. هر دو در ایران فهمیده میشوند، اما «آکسسوار» رایجتر است.
- تلفظ و نوشتار: برخی کلمات مانند «Mise-en-scène» یا «Décor» از فرانسه وارد انگلیسی شدهاند و سپس وارد فارسی. هنگام استفاده از این کلمات، توجه به تلفظ صحیح و نوشتار اصیل آنها (همراه با نیمفاصله در فارسی) اهمیت دارد.
- استفاده از واژگان بومی: همیشه به یاد داشته باشید که در کنار اصطلاحات بینالمللی، زبان فارسی نیز دارای واژگان غنی برای بیان مفاهیم هنری است. ترکیب هوشمندانه واژگان بومی و قرضی میتواند بیان شما را قدرتمندتر کند.
چگونه این لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری واژگان جدید، به خصوص لغات تخصصی، نیازمند استراتژی و تکرار است. نگران نباشید اگر در ابتدا برخی از این لغات پیچیده به نظر میرسند. این کاملا طبیعی است و بسیاری از زبانآموزان با این چالش مواجه هستند. با این روشها، میتوانید به تدریج بر آنها مسلط شوید:
- تماشای فعال: فیلمها و تئاترهای مورد علاقه خود را با دقت بیشتری تماشا کنید. سعی کنید عناصری مانند دکور، لباسها، نورپردازی و چیدمان صحنه را شناسایی کرده و نامگذاری کنید.
- یادداشتبرداری و فلشکارت: یک دفترچه یادداشت برای لغات جدید داشته باشید. برای هر کلمه، تعریف، مثال و حتی یک تصویر کوچک رسم کنید. ساخت فلشکارت نیز روشی موثر برای مرور سریع است.
- استفاده در مکالمه: سعی کنید این لغات را در بحثها و مکالمات خود به کار ببرید، حتی اگر با خودتان صحبت میکنید. هر چه بیشتر از آنها استفاده کنید، بهتر در ذهن شما تثبیت میشوند.
- مطالعه منابع تخصصی: مقالات، کتابها و وبسایتهای تخصصی در زمینه تئاتر و سینما را مطالعه کنید. این کار به شما کمک میکند تا لغات را در بافت واقعی خود ببینید.
- تجسم و ارتباط: برای هر کلمه، یک تصویر ذهنی ایجاد کنید. مثلاً برای «بکدراپ»، تصویری از یک صحنه تئاتر با پرده پشت صحنه را به خاطر بیاورید. این ارتباطات بصری به حفظ بهتر کمک میکنند.
- پروژههای عملی: اگر فرصت دارید، در پروژههای دانشجویی یا گروههای آماتور تئاتر شرکت کنید. کار عملی بهترین راه برای یادگیری و به کارگیری این واژگان است.
اشتباهات رایج و افسانههای غلط
اشتباهات رایج
- استفاده نادرست از مترادفها: گاهی برخی از هنرجویان کلماتی مانند «دکور» و «آکسسوار» را به جای یکدیگر به کار میبرند، در حالی که هر یک معنای دقیق و کاربرد خاص خود را دارند. دکور شامل سازههای ثابت است، در حالی که آکسسوار اشیاء متحرک کوچک.
- نادیده گرفتن بافت (Context): یک کلمه ممکن است در حوزههای مختلف معنای متفاوتی داشته باشد. همیشه به بافت جمله یا مکالمه توجه کنید تا معنای صحیح کلمه را درک و استفاده کنید.
- ترجمه تحت اللفظی: سعی نکنید مفاهیم تخصصی را کلمه به کلمه از انگلیسی (یا هر زبان دیگر) به فارسی ترجمه کنید. بسیاری از این اصطلاحات معادلهای مشخص خود را دارند.
افسانههای غلط
- «این لغات فقط برای طراحان حرفهای است!»: این یک تصور غلط است. هر کسی که به تئاتر و سینما علاقهمند است، چه بازیگر، کارگردان، نویسنده یا حتی تماشاگر، از آشنایی با این لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس بهرهمند خواهد شد.
- «برای یادگیری این واژگان حتماً باید مدرک دانشگاهی داشت!»: در حالی که آموزش آکادمیک بسیار مفید است، بسیاری از افراد از طریق خودآموزی، مطالعه و تجربه عملی به این واژگان مسلط میشوند. انگیزه و پشتکار مهمتر از مدرک است.
سوالات متداول (FAQ)
آیا این لغات فقط برای طراحان صحنه و لباس است؟
خیر، هرچند این واژگان در درجه اول برای طراحان ضروری هستند، اما برای بازیگران، کارگردانان، نویسندگان، منتقدان و حتی علاقهمندان جدی به هنر نمایش و سینما نیز کاربرد فراوانی دارند. تسلط بر آنها درک و ارتباط شما را در این حوزهها بهبود میبخشد.
چقدر زمان میبرد تا به این واژگان مسلط شویم؟
زمان لازم برای تسلط به این واژگان به میزان تلاش، روشهای یادگیری و میزان مواجهه شما با این مفاهیم بستگی دارد. با مطالعه منظم و تمرین عملی، میتوانید در چند ماه به درک قابل قبولی برسید و به تدریج آن را عمیقتر کنید. هدف این است که یادگیری را به یک فرآیند مداوم و لذتبخش تبدیل کنید.
آیا منابع فارسی برای یادگیری بیشتر وجود دارد؟
بله، کتابها، مقالات و وبسایتهای متعددی در زمینه تاریخ تئاتر، سینما و رشتههای طراحی صحنه و لباس به زبان فارسی وجود دارد که میتوانید برای تکمیل دانش خود از آنها استفاده کنید. فرهنگهای لغت تخصصی هنر نیز منابع خوبی هستند.
چگونه میتوانم این لغات را در عمل به کار ببرم؟
بهترین راه این است که خود را در محیطهایی قرار دهید که این لغات استفاده میشوند. به تماشای تئاتر و فیلم بروید، نقدها و مصاحبهها را بخوانید، در کارگاهها شرکت کنید و سعی کنید با افراد فعال در این حوزهها صحبت کنید. شروع با جملات ساده و تمرین مداوم، کلید موفقیت است.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی طراحی صحنه و لباس در تئاتر و سینما، فراتر از صرفاً دانستن چند کلمه است. این به معنای ورود به یک جهان جدید از درک و بیان هنری است. با واژگانی که امروز آموختید، قدمهای محکمی در این مسیر برداشتهاید. به خود اعتماد داشته باشید و به یاد داشته باشید که هر متخصص بزرگی، زمانی یک یادگیرنده بوده است. با پشتکار و کنجکاوی، نه تنها دانش خود را گسترش میدهید، بلکه دریچههای جدیدی به سوی درک عمیقتر هنر باز خواهید کرد و با اعتماد به نفس بیشتری در این دنیای جذاب مشارکت خواهید داشت.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Props و Accessory در دنیای تئاتر چیه؟ انگار خیلی به هم نزدیک هستن.
سلام سارا جان، سوال هوشمندانهای بود! به طور کلی Props (مخفف Properties) به اشیائی گفته میشه که بازیگر باهاشون تعامل داره (مثل چتر یا نامه)، اما Accessory بیشتر به جزئیات لباس مثل ساعت یا جواهرات اشاره داره که مکمل پوشش هستن.
من کلمه Mise-en-scène رو توی نقدهای فیلم یوتیوب زیاد شنیده بودم ولی تلفظش برام سخت بود. مرسی که معادل دقیقش رو نوشتید.
خواهش میکنم امیررضا عزیز. یادت باشه چون این واژه ریشه فرانسوی داره، در انگلیسی هم تقریباً به همون شکل فرانسوی تلفظ میشه (میزانسِن) و توی نقدها نشونهی تسلط منتقد به مبانی بصری فیلمه.
آیا کلمه Set با Décor کاملاً هممعنی هستن؟ یعنی میتونیم به جای هم به کار ببرمشون؟
مریم عزیز، Set بیشتر به ساختار کلی و فیزیکی صحنه اشاره داره (مثل دیوارها و درها)، در حالی که Décor بیشتر جنبههای تزئینی و چیدمان داخلی (مثل پردهها یا تابلوها) رو شامل میشه. در گفتگوهای روزمره گاهی به جای هم استفاده میشن اما در تخصص طراحی صحنه تفاوت ظریفی دارن.
من شنیدم که به طراح لباس میگن Costume Designer. آیا اصطلاح دیگهای هم برای این شغل در انگلیسی داریم؟
بله نیما جان، اصطلاح اصلی همینه. اما در تیمهای بزرگتر ممکنه با واژههایی مثل Wardrobe Supervisor (سرپرست جامه خانه) یا Costumier (لباسآرا) هم برخورد کنی.
تلفظ کلمه Silhouette خیلی برام جالب بود. همیشه فکر میکردم یه جور دیگه خونده میشه. برای طراحی لباس، این کلمه فقط به معنای سایه هست؟
فاطمه جان، در طراحی لباس Silhouette به خطوط بیرونی و فرم کلی لباس روی بدن گفته میشه، نه لزوماً سایه سیاه. مثلاً میگیم: ‘An A-line silhouette’ یعنی لباسی که فرم کلیاش شبیه حرف A هست.
مقاله عالی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات نورپردازی مثل Gaffer یا Key Light هم مطلب بذارید، چون اینها هم بخشی از میزانسن هستن.
حتماً حامد عزیز! پیشنهاد خیلی خوبیه. در مقالات بعدی حتماً به واژگان تخصصی Lighting و عوامل فنی پشت صحنه خواهیم پرداخت.
کلمه Color Palette توی دنیای مد هم خیلی پرکاربرده. آیا توی سینما بهش Color Scheme هم میگن؟
دقیقاً نازنین جان! Color Scheme و Color Palette هر دو به ترکیب رنگی انتخابی اشاره دارن، با این تفاوت که Palette بیشتر به خودِ رنگها و Scheme به نحوه هماهنگی و اجرای اونها در صحنه اشاره میکنه.
خیلی خوب بود. من برای آزمون آیلتس نیاز داشتم در مورد هنر مطالعه کنم و این لغات مثل Props و Mise-en-scène خیلی به کارم میاد.
آیا کلمه Accessory فقط برای چیزای کوچیکه؟ مثلاً یه کیف دستی بزرگ هم Accessory محسوب میشه؟
بله رویا جان، کیف دستی با هر اندازهای جزو Accessories (اکسسوریها) محسوب میشه چون بخشی از پوشش و استایل بازیگره، نه بخشی از دکور ثابت صحنه.
یه جا خوندم که به وسایل صحنه که بازیگر بهشون دست نمیزنه میگن Dressing. درسته؟
بله مهدی عزیز، عالی بود! به اونها Set Dressing میگن. یعنی وسایلی که فقط برای خوشگل کردن و واقعی کردن صحنه هستن و بازیگر باهاشون کاری انجام نمیده.
توی متون تخصصی کلمه Backdrop رو زیاد دیدم. این هم جزو دکور حساب میشه؟
بله الناز جان، Backdrop به پرده یا پسزمینهای گفته میشه که پشت صحنه آویزون میکنن تا منظرهای (مثل آسمان یا خیابان) رو نشون بده. بخشی از دکور (Set) هست.
کلمه Props جمع هست یا مفرد؟ یعنی اگه فقط یک وسیله باشه باز هم میگیم Props؟
آرش عزیز، Prop حالت مفرد هست و Props حالت جمع. مثلاً میگیم: ‘That sword is a key prop in this scene’ (اون شمشیر یک وسیله کلیدی در این صحنه است).
چقدر خوب که معادلهای انگلیسی رو کنار فارسی گذاشتید. یاد گرفتن اصطلاحاتی مثل Mise-en-scène برای فهمیدن نقد فیلمهای کلاسیک ضروریه.
تفاوت Costume با Clothes چیه؟ چرا برای سینما همیشه از Costume استفاده میکنن؟
سوال فوقالعادهای بود علیرضا! Clothes لباسهاییه که ما هر روز میپوشیم، اما Costume لباسی هست که برای یک نقش، یک دوره تاریخی خاص یا یک هدف هنری طراحی شده. در واقع Costume شخصیتپردازی میکنه.
من رشتهام طراحی لباسه و واقعاً به این لغات نیاز داشتم. پالت رنگی یا Color Palette چقدر روی اتمسفر فیلم تاثیر داره؟
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Silhouette رو توی فتوشاپ هم دیده بودم، ولی نمیدونستم توی طراحی لباس تئاتر هم اینقدر تخصصیه.
اصطلاح Period Costume به چه معناست؟ توی یک مستند شنیدمش.
هانیه جان، Period Costume به لباسهایی گفته میشه که مربوط به یک دوره تاریخی خاص در گذشته هستن (مثل دوره قاجار در ایران یا دوران ویکتوریا در انگلیس).
کلمه Set Dressing رو قبلاً شنیده بودم. آیا با Props فرق داره؟
مازیار عزیز، بله. Props رو بازیگرها استفاده میکنن، اما Set Dressing اشیایی هستن که فقط برای پر کردن فضا و هویت دادن به صحنه استفاده میشن و کسی بهشون دست نمیزنه.
واقعاً عالی بود. مخصوصاً بخش مربوط به میزانسن. کاش در مورد استوریبرد (Storyboard) هم توضیح میدادید.
خیلی کاربردی بود. برای کسی که میخواد خارج از ایران تئاتر بخونه، دونستن این واژهها از نون شب واجبتره! خسته نباشید.