- آیا تا به حال هنگام تماشای یک فیلم یا سریال، در درک اصطلاحات تخصصی مربوط به ساختار داستان یا فرمت فیلمنامه دچار سردرگمی شدهاید؟
- آیا با شنیدن واژگانی مانند «اسلاگلاین»، «بیت» یا «کشمکش» در محافل سینمایی، احساس میکنید زبان مشترکی با دیگران ندارید؟
- آیا علاقه دارید که خودتان فیلمنامه بنویسید اما نمیدانید از کجا شروع کنید و چه واژگانی برای بیان ایدههایتان لازم است؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری در مورد تحلیل فیلم و داستانگویی صحبت کنید و دانش خود را به رخ بکشید؟
نگران نباشید، این احساس کاملاً طبیعی است. دنیای فیلمنامهنویسی و سینما پر از لغات تخصصی فیلمنامه نویسی است که ممکن است برای تازهواردها گیجکننده به نظر برسد. در این راهنما، ما این واژگان را به سادگی و به صورت گام به گام شرح میدهیم تا نه تنها آنها را بفهمید، بلکه بتوانید به درستی از آنها استفاده کنید و دیگر هرگز در این زمینه دچار اشتباه نشوید.
| مفهوم کلیدی | اهمیت آن برای شما | نتیجه یادگیری |
|---|---|---|
| آشنایی با واژگان تخصصی فیلمنامهنویسی | افزایش درک فیلم و سریال، امکان برقراری ارتباط موثر در محافل سینمایی، توانایی نوشتن فیلمنامه حرفهای | صحبت کردن، نوشتن و تحلیل فیلمنامه با اعتماد به نفس و دقت بالا |
مبانی فیلمنامهنویسی: از ایده تا صفحه
پیش از شیرجه زدن به جزئیات، لازم است با مفاهیم پایهای که سنگ بنای هر فیلمنامه هستند آشنا شوید. اینها اولین قدمهای شما در مسیر خلق یک داستان سینمایی هستند.
۱. ایده (Concept)
ایده، جرقه اولیه و هسته مرکزی داستان شماست. معمولاً میتوان آن را در یک یا دو جمله خلاصه کرد.
- ✅ صحیح: “ایده من برای فیلم این است که یک ربات خدمتکار خانگی ناگهان هوشیار میشود و تصمیم میگیرد جهان را نجات دهد.”
- ❌ غلط: “من یه فیلمنامه دارم درباره یک ربات، آدمها، آینده، فضا و عشق…” (بسیار مبهم و بدون تمرکز)
۲. لاگلاین (Logline)
لاگلاین یک جمله کوتاه و جذاب است که خلاصه داستان، شخصیت اصلی، کشمکش او و گاهی اوقات ژانر فیلم را مشخص میکند. هدف آن جلب توجه مخاطب یا تهیهکننده است.
- ✅ صحیح: “هنگامی که یک کارآگاه تنها به پرونده قتل دختری جوان رسیدگی میکند، خود را درگیر توطئهای عمیق مییابد که میتواند کل شهر را به نابودی بکشاند.”
- ❌ غلط: “داستان درباره یک کارآگاه است که دنبال قاتل میگردد.” (بسیار کلی و فاقد جذابیت)
۳. سیناپس (Synopsis)
سیناپس خلاصهای فشرده از داستان کامل فیلم است، معمولاً در یک صفحه یا کمی بیشتر. بر رویدادهای اصلی، شخصیتهای کلیدی و پایان داستان تمرکز دارد.
- ✅ صحیح: “در سیناپس، تمام خطوط داستانی اصلی و گرهگشایی نهایی را آوردم تا تهیهکننده دید کاملی پیدا کند.”
- ❌ غلط: “سیناپس فقط مقدمه فیلم است.” (اشتباه است، سیناپس کل داستان را شامل میشود.)
۴. تریتمنت (Treatment)
تریتمنت یک نسخه روایی از فیلمنامه است که داستان را به تفصیل، همراه با جزئیات صحنهها، شخصیتها، دیالوگهای کلیدی و لحن فیلم بیان میکند. بیشتر شبیه یک داستان کوتاه است تا یک فیلمنامه کامل.
- ✅ صحیح: “پیش از نوشتن دیالوگها، تریتمنت را آماده کردم تا مطمئن شوم جریان داستان منطقی و جذاب است.”
- ❌ غلط: “تریتمنت همان فیلمنامه است.” (خیر، تریتمنت فاقد فرمت استاندارد فیلمنامه و دیالوگهای کامل است.)
۵. پیشنویس (Draft)
اولین نسخه کامل و اولیه فیلمنامه که شامل تمام صحنهها، دیالوگها و دستورالعملهای کارگردانی است. این نسخه معمولاً نیاز به بازنویسیهای متعدد دارد.
- ✅ صحیح: “پیشنویس اول هرگز کامل نیست؛ باید بارها روی آن کار کرد.”
- ❌ غلط: “پیشنویس نهایی من آماده است.” (کلمه “نهایی” با “پیشنویس” در تضاد است، معمولاً اشاره به نسخه بازنویسی شده نهایی دارد.)
۶. بازنویسی (Revision/Rewrite)
فرآیند اصلاح و بهبود فیلمنامه پس از اتمام پیشنویس اول. این شامل تغییرات ساختاری، شخصیتی، دیالوگها و حذف یا اضافه کردن صحنهها میشود.
- ✅ صحیح: “بعد از بازخوردها، بازنویسیهای متعددی روی فیلمنامه انجام دادم تا نقصهای آن را برطرف کنم.”
- ❌ غلط: “بازنویسی فقط تصحیح غلط املایی است.” (بازنویسی شامل تغییرات عمیقتر در داستان و ساختار است.)
نگران نباشید اگر در ابتدا این مراحل پیچیده به نظر میرسند. بسیاری از نویسندگان باتجربه نیز بارها بین این مراحل جابجا میشوند. مهم این است که با هر کدام آشنا شوید.
عناصر ساختاری فیلمنامه
فیلمنامه مانند یک ساختمان است که از اجزای مختلفی تشکیل شده است. آشنایی با این اجزا به شما کمک میکند تا یک ساختار محکم برای داستان خود بسازید.
۱. پرده (Act)
یک فیلمنامه معمولاً به سه پرده تقسیم میشود: پرده اول (معرفی)، پرده دوم (کشمکش و توسعه) و پرده سوم (اوج و گرهگشایی).
- ✅ صحیح: “در پرده اول، قهرمان داستان و دنیای او را معرفی میکنیم.”
- ❌ غلط: “پردهها فقط برای تئاتر هستند، نه فیلم.” (تقسیمبندی پردهای در فیلمنامهنویسی بسیار رایج است.)
۲. صحنه (Scene)
کوچکترین واحد روایی در یک فیلمنامه که در یک زمان و مکان مشخص اتفاق میافتد. هر صحنه با یک اسلاگلاین شروع میشود.
- ✅ صحیح: “صحنه دعوا در کافه، نقطه عطف مهمی در فیلم بود.”
- ❌ غلط: “صحنه همان سکانس است.” (سکانس میتواند شامل چندین صحنه باشد.)
۳. سکانس (Sequence)
مجموعهای از صحنهها که با هم یک واحد روایی کامل را تشکیل میدهند و به سمت یک هدف خاص حرکت میکنند. سکانسها میتوانند خودشان ساختار سهپردهای کوچکی داشته باشند.
- ✅ صحیح: “سکانس تعقیب و گریز در فیلم، بسیار هیجانانگیز بود.”
- ❌ غلط: “سکانس فقط یک صحنه طولانی است.” (خیر، سکانس مجموعهای از صحنههای مرتبط است.)
۴. بیت (Beat)
یک تغییر کوچک اما مهم در صحنه که میتواند باعث تغییر جهت مکالمه، احساسات شخصیت یا پیشرفت داستان شود. بیتها اغلب با مکثهای کوچک یا تغییر لحن در بازیگری نمایش داده میشوند.
- ✅ صحیح: “در این نقطه، قهرمان داستانی یک بیت مهم دارد که باعث میشود تصمیم جدیدی بگیرد.”
- ❌ غلط: “بیتها فقط برای موسیقی هستند.” (در فیلمنامه، بیت به تغییرات ظریف در صحنه اشاره دارد.)
۵. نقطه عطف (Plot Point)
رویدادهای کلیدی که داستان را به سمت جلو حرکت میدهند و معمولاً بین پردهها قرار میگیرند یا جهت داستان را به شکل چشمگیری تغییر میدهند.
- ✅ صحیح: “کشف راز بزرگ در پایان پرده اول، یک نقطه عطف حیاتی بود.”
- ❌ غلط: “هر اتفاقی در داستان یک نقطه عطف است.” (نقطه عطف رویدادی مهم با تأثیر چشمگیر بر داستان است.)
۶. حادثه محرک (Inciting Incident)
رویدادی که داستان را آغاز میکند و شخصیت اصلی را وارد کشمکش اصلی میکند. معمولاً در پرده اول رخ میدهد.
- ✅ صحیح: “خبر مرگ پدرش، حادثه محرکی بود که قهرمان را راهی سفری طولانی کرد.”
- ❌ غلط: “حادثه محرک همان پایان داستان است.” (خیر، این آغاز کشمکش اصلی است.)
۷. اوج (Climax)
نقطه نهایی کشمکش اصلی در داستان، جایی که شخصیت اصلی با بزرگترین چالش خود روبرو میشود و سرنوشت او مشخص میگردد.
- ✅ صحیح: “در اوج فیلم، قهرمان باید بین نجات جهان یا نجات عزیزش یکی را انتخاب کند.”
- ❌ غلط: “اوج فقط صحنه اکشن است.” (اوج نقطه نهایی کشمکش است که میتواند فکری یا احساسی نیز باشد.)
۸. گرهگشایی (Resolution)
بخشی از داستان که پس از اوج اتفاق میافتد و عواقب رویدادهای اوج را نشان میدهد و به همه خطوط داستانی پایانی میبخشد.
- ✅ صحیح: “گرهگشایی فیلم نشان داد که قهرمان چگونه با زندگی جدیدش سازگار شده است.”
- ❌ غلط: “گرهگشایی بخش بیاهمیت فیلم است.” (گرهگشایی به مخاطب حس پایان و رضایت میدهد.)
یادگیری این ساختارها ممکن است کمی زمانبر باشد، اما به شما کمک میکند تا فیلمنامهای منسجم و قدرتمند بنویسید.
اصطلاحات فنی نوشتاری در فیلمنامه
فیلمنامه زبان خاص خود را دارد. این واژگان به شما کمک میکنند تا دستورالعملها را به درستی در متن فیلمنامه بنویسید تا کارگردان، بازیگران و عوامل دیگر بتوانند دیدگاه شما را درک کنند.
۱. اسلاگلاین / سرفصل صحنه (Slugline / Scene Heading)
یک خط کوتاه که زمان و مکان هر صحنه را مشخص میکند. فرمت استاندارد آن: INT. (داخلی) یا EXT. (خارجی) – مکان – روز یا شب.
- ✅ صحیح:
INT. COFFEE SHOP – DAYEXT. ABANDONED WAREHOUSE – NIGHT - ❌ غلط:
داخل کافی شاپ – در طول روز(نباید به فارسی نوشته شود)کافه(بسیار مبهم)
۲. خط عمل / توصیف (Action Line / Description)
متنی که در مورد آنچه روی صفحه نمایش دیده و شنیده میشود، صحبت میکند. این شامل توصیف شخصیتها، محیط، اعمال و رویدادها است.
- ✅ صحیح:
سارا (۳۰ ساله)، با عجله وارد کافه میشود. او با نگاهی مضطرب اطراف را میکاود و سپس به سمت میز خالی میرود. - ❌ غلط:
سارا حس میکند که باید سریع باشد.(احساسات داخلی نباید در خط عمل مستقیم بیان شوند مگر اینکه قابل مشاهده باشند.)
۳. دیالوگ (Dialogue)
گفتگوی بین شخصیتها.
- ✅ صحیح:
سارامن نمیدانم چرا دیر کرده است! - ❌ غلط:
سارا گفت: من نمیدانم چرا دیر کرده است.(نباید از افعال گزارشی استفاده شود.)
۴. پرانتز (Parenthetical)
دستورالعملهای کوتاه برای بازیگر در مورد نحوه بیان دیالوگ، احساسات یا عمل کوچکی که همزمان با دیالوگ انجام میشود. معمولاً زیر نام شخصیت و قبل از دیالوگ قرار میگیرد.
- ✅ صحیح:
سارا(با نگرانی)آیا او میآید؟ - ❌ غلط:
سارا با نگرانی گفت: آیا او میآید؟(باید در پرانتز و فرمت استاندارد باشد.)
۵. صدای روی تصویر (Voice Over – V.O.)
صدای یک شخصیت (یا راوی) که در حال صحبت کردن است اما در صحنه دیده نمیشود.
- ✅ صحیح:
راوی (V.O.)آن روز، زندگی من برای همیشه تغییر کرد. - ❌ غلط:
صدای راوی: آن روز، زندگی من برای همیشه تغییر کرد.(باید از فرمت V.O. استفاده شود.)
۶. خارج از صحنه (Off Screen – O.S.)
دیالوگ یا صدایی که از شخصیتی میآید که در صحنه حضور دارد اما در کادر دوربین نیست.
- ✅ صحیح:
جان (O.S.)من همین جا هستم! - ❌ غلط:
جان، که پشت در است، میگوید: من همین جا هستم!(باید از فرمت O.S. استفاده شود.)
۷. مونتاژ (Montage)
مجموعهای از تصاویر و صحنههای کوتاه که به سرعت پشت سر هم نمایش داده میشوند تا گذشت زمان، سفر یا مجموعهای از رویدادها را نشان دهند.
- ✅ صحیح:
مونتاژ: سفر قهرمان از شهر به کوهستان – او در حال قدم زدن، سوار قطار، و بالا رفتن از صخرهها دیده میشود. - ❌ غلط:
یک سری صحنه سریع.(مونتاژ یک اصطلاح فنی مشخص است.)
۸. فلاشبک / فلاشفوروارد (Flashback / Flashforward)
فلاشبک: بازگشت به رویدادی در گذشته. فلاشفوروارد: نمایش رویدادی که در آینده اتفاق میافتد.
- ✅ صحیح:
INT. اتاق خواب – سال ۲۰۰۵ (فلاشبک)INT. همان اتاق خواب – ۲۰ سال بعد (فلاشفوروارد) - ❌ غلط:
صحنههای گذشته.(باید از اصطلاح استاندارد استفاده شود.)
تسلط بر این اصطلاحات به شما کمک میکند تا فیلمنامهای استاندارد و قابل درک برای صنعت سینما بنویسید. نگران جزئیات نباشید، با تمرین همه چیز آسان میشود.
شخصیتپردازی و توسعه داستان
داستان بدون شخصیتهای قوی و یک کشمکش جذاب بیمعناست. این واژگان به شما در خلق آنها کمک میکنند.
۱. قوس شخصیتی (Character Arc)
تغییر و تحول شخصیت اصلی در طول داستان، از آغاز تا پایان. این تغییر میتواند مثبت یا منفی باشد.
- ✅ صحیح: “قوس شخصیتی قهرمان داستان او را از فردی ترسو به یک رهبر شجاع تبدیل کرد.”
- ❌ غلط: “قوس شخصیتی فقط برای قهرمانان است.” (هر شخصیت مهمی میتواند قوس داشته باشد.)
۲. انگیزه (Motivation)
دلیل و نیروی محرکه اعمال و تصمیمات یک شخصیت. دانستن انگیزه شخصیت برای خلق اعمال منطقی حیاتی است.
- ✅ صحیح: “انگیزه اصلی او برای انتقام، از دست دادن خانوادهاش بود.”
- ❌ غلط: “انگیزه شخصیتها بیاهمیت است.” (انگیزه، عمق و واقعگرایی به شخصیت میبخشد.)
۳. کشمکش (Conflict)
نیرویی مخالف که بر سر راه شخصیت اصلی قرار میگیرد. این میتواند درونی (شخصیت علیه خودش) یا بیرونی (شخصیت علیه دیگران، طبیعت، جامعه) باشد.
- ✅ صحیح: “کشمکش اصلی داستان، مبارزه قهرمان با سیستم فاسد شهر بود.”
- ❌ غلط: “فیلم بدون کشمکش هم جذاب است.” (کشمکش موتور محرکه هر داستان است.)
۴. زیرمتن (Subtext)
معنای پنهان یا ناگفته در دیالوگها و اعمال شخصیتها. آنچه که گفته نمیشود اما حس میشود.
- ✅ صحیح: “اگرچه آنها در ظاهر دوستانه صحبت میکردند، اما زیرمتن دیالوگهایشان پر از کینه بود.”
- ❌ غلط: “زیرمتن برای فیلمهای پیچیده است.” (هر دیالوگ خوبی باید زیرمتن داشته باشد.)
۵. تم / موضوع (Theme)
ایده یا پیام اصلی و کلی که فیلم در پی انتقال آن است. مانند عشق، خیانت، رستگاری یا عدالت.
- ✅ صحیح: “تم اصلی این فیلم، کشف معنای آزادی بود.”
- ❌ غلط: “تم همان داستان است.” (تم یک مفهوم انتزاعی است، در حالی که داستان مجموعه رویدادهاست.)
فونت و فرمت استاندارد فیلمنامه
رعایت فرمت استاندارد، نشانه حرفهای بودن شماست و خواندن فیلمنامه را برای تهیهکنندگان آسانتر میکند. فونت استاندارد Courier 12pt و طول هر صفحه تقریباً معادل یک دقیقه زمان نمایش است.
اشتباهات و باورهای غلط رایج
بسیاری از زبانآموزان و فیلمنامهنویسان تازهکار با اشتباهات و تصورات غلطی مواجه میشوند. شناختن آنها به شما کمک میکند تا از افتادن در دامشان اجتناب کنید.
- باور غلط: فقط نوشتن دیالوگ مهم است؛ توصیف و خطوط عمل کماهمیتاند.
- واقعیت: خطوط عمل و توصیف، فضای فیلم را میسازند و اقدامات شخصیتها را نشان میدهند. یک فیلمنامه خوب بین دیالوگ و عمل تعادل دارد.
- باور غلط: نباید از فرمت استاندارد فیلمنامه استفاده کنم تا خلاقانه به نظر برسم.
- واقعیت: فرمت استاندارد جهانی است و تهیهکنندگان انتظار آن را دارند. عدم رعایت آن نشان از ناآشنایی با صنعت است. خلاقیت شما در داستان و شخصیتهاست، نه در بهم ریختن فرمت.
- باور غلط: لازم نیست تمام این لغات تخصصی فیلمنامه نویسی را بدانم، مهم این است که داستانم خوب باشد.
- واقعیت: درک این واژگان به شما کمک میکند تا داستانتان را بهتر ساختاربندی کنید، ایدههایتان را واضحتر بیان کنید و با دیگران در صنعت سینما به زبان مشترک صحبت کنید. اینها ابزارهای حرفهای شدن شما هستند.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. چرا یادگیری این لغات تخصصی برای من مهم است؟
یادگیری لغات تخصصی فیلمنامه نویسی به شما کمک میکند تا: ۱) فیلمها را عمیقتر تحلیل کنید. ۲) ایدههای خود را به وضوح بیان کنید. ۳) فیلمنامهای با ساختار حرفهای بنویسید. ۴) با اعتماد به نفس در بحثهای سینمایی شرکت کنید و درک بهتری از فرآیند تولید فیلم داشته باشید.
۲. آیا باید همه این اصطلاحات را حفظ کنم؟
نیازی به حفظ کردن تک تک آنها در یک لحظه نیست. با مطالعه، نوشتن و تماشای فیلمها و توجه به ساختارشان، به تدریج با این واژگان آشنا میشوید و آنها در ذهن شما نهادینه میشوند. مهم این است که مفهوم و کاربردشان را درک کنید.
۳. بهترین راه برای تمرین و مسلط شدن به این واژگان چیست؟
- تماشای فیلم با دقت: سعی کنید عناصر ساختاری (پرده، صحنه، اوج) را در فیلمها شناسایی کنید.
- خواندن فیلمنامههای منتشر شده: به فرمت، خطوط عمل، دیالوگها و نحوه استفاده از پرانتزها دقت کنید.
- نوشتن: شروع به نوشتن ایدههای کوچک کنید و سعی کنید از واژگان آموخته شده در توصیفها و ساختاربندی استفاده کنید.
- مشارکت در بحثها: با دیگران در مورد فیلمها و فیلمنامهها صحبت کنید و سعی کنید از این اصطلاحات استفاده کنید.
۴. آیا این واژگان در همه جای دنیا یکسان هستند؟
بله، اکثر این واژگان استاندارد بینالمللی در صنعت فیلمنامهنویسی و سینما هستند و در سراسر جهان به همین مفاهیم اشاره دارند. البته ممکن است تفاوتهای جزئی در لهجه یا اصطلاحات بسیار بومی وجود داشته باشد، اما اصول اولیه ثابتاند.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! اکنون شما به مجموعهای قدرتمند از لغات تخصصی فیلمنامه نویسی مجهز شدهاید. این واژگان تنها کلمات نیستند؛ آنها ابزارهایی هستند که به شما کمک میکنند تا دنیای پیچیده داستانگویی سینمایی را بهتر درک کنید، ایدههای خود را به شکلی حرفهایتر روی کاغذ بیاورید و با اعتماد به نفس بیشتری در مورد هنر هفتم صحبت کنید.
به یاد داشته باشید که سفر یادگیری هرگز به پایان نمیرسد. هر فیلمنامهای که میخوانید، هر فیلمی که تماشا میکنید، و هر ایدهای که مینویسید، فرصتی جدید برای عمق بخشیدن به دانش شماست. نگران اشتباه کردن نباشید؛ اشتباهات بهترین معلمهای ما هستند. با پشتکار و کنجکاوی، به زودی خود را یک متخصص در این حوزه خواهید یافت. حالا وقت آن است که قلم به دست بگیرید و داستان خود را روایت کنید!




خیلی ممنون بابت این مقاله. من همیشه کلمه Slugline رو توی آموزشهای یوتیوب میشنیدم ولی دقیق نمیدونستم یعنی چی. میشه بگید فرقش با Scene Heading چیه؟
سلام امیررضا عزیز. در واقع Slugline و Scene Heading هر دو به یک مفهوم اشاره دارن. این خط اطلاعاتی شامل مکان (INT/EXT)، نام لوکیشن و زمان روز هست که در ابتدای هر صحنه نوشته میشه تا گروه تولید بدونن کجا باید فیلمبرداری کنن.
اصطلاح Beat توی فیلمنامهنویسی خیلی گیجکننده است. گاهی به معنی مکثه و گاهی به معنی یک واحد داستانی. کدومش درستتره؟
سارا جان، هر دو درست هستند! در اصطلاحات تخصصی، Beat هم به کوچکترین واحد ساختاری داستان (تغییر احساسی) اشاره داره و هم در دیالوگها به معنی یک مکث کوتاه (Pause) برای تأثیرگذاری بیشتر به کار میره.
من مقاله رو خوندم، خیلی کاربردی بود. فقط یک سوال، کلمه Inciting Incident رو چطور میشه به فارسی روان ترجمه کرد؟ ‘حادثه محرک’ به نظرم یکم ثقیله.
حق با شماست نیلوفر عزیز. در فارسی گاهی بهش ‘نقطه شروع بحران’ یا ‘حادثه آغازگر’ هم میگن. این دقیقاً همون اتفاقیه که دنیای قهرمان رو بهم میریزه و داستان رو واقعاً شروع میکنه.
دمتون گرم. من همیشه فکر میکردم Protagonist یعنی آدم خوبه داستان و Antagonist یعنی آدم بده. ولی انگار بار معناییشون فرق داره درسته؟
دقیقاً بابک جان! Protagonist لزوماً ‘قهرمان اخلاقمدار’ نیست، بلکه شخصیت اصلیه که داستان رو پیش میبره. Antagonist هم نیروی مقابلهگره که لزوماً شرور نیست، بلکه فقط مانع رسیدن شخصیت اصلی به هدفش میشه.
تفاوت دقیق بین V.O. و O.S. چیه؟ توی پرانتز کنار اسم کاراکترها زیاد دیدم.
سوال خوبیه مهسا! V.O مخفف Voiceover هست (زمانی که صدای گوینده در محیط صحنه نیست، مثل راوی). O.S مخفف Off-screen هست (زمانی که کاراکتر در صحنه حضور داره اما دوربین نشونش نمیده، مثلاً از پشت در حرف میزنه).
واقعا یاد گرفتن این لغات تخصصی برای کسی که میخواد فیلمنامهنویسی رو به زبان اصلی دنبال کنه واجبه. کلمه Subtext خیلی برام جالب بود.
بله سینا جان، Subtext یا همان ‘زیرمتن’ روح فیلمنامه است. یعنی اون چیزی که کاراکترها واقعاً حس میکنن ولی مستقیم به زبون نمیارن. یادگیری این ظرافتها سطح نویسندگی شما رو جابجا میکنه.
آیا اصطلاح Foreshadowing هم جزو واژگان فیلمنامه محسوب میشه یا بیشتر مربوط به ادبیاته؟
فرهاد عزیز، Foreshadowing یا ‘پیشآگاهی’ در هر دو مشترکه. در فیلمنامه، این تکنیک یعنی کاشتن کدهایی در ابتدای داستان که به اتفاقات بزرگ در انتهای فیلم اشاره دارن. یک ابزار حیاتی برای فیلمنامهنویسهاست.
من شنیدم که میگن فیلمنامه باید Show, Don’t Tell باشه. این اصطلاحه یا قاعده؟
الناز جان، این طلاییترین قاعده فیلمنامهنویسی است! یعنی به جای اینکه در دیالوگ ‘بگویید’ کاراکتر غمگین است (Tell)، در تصویر ‘نشان دهید’ که او در حال گریه است یا عکسهای قدیمی را میسوزاند (Show).
اصطلاح Plot Twist رو هم کاش توضیح میدادید. خیلی توی نقدها استفاده میشه.
حتماً پیمان عزیز. Plot Twist به معنی ‘گرهافکنی ناگهانی’ یا همون چرخش غیرمنتظره داستانه که بیننده رو غافلگیر میکنه. مثل پایانبندی فیلم حس ششم!
بسیار عالی بود. برای نوشتن توصیفات صحنه، چه افعالی بیشتر استفاده میشه؟ چون معمولاً میگن نباید خیلی ادبی نوشت.
نکته ظریفی بود رویا جان. در فیلمنامه از افعال زمان حال ساده (Simple Present) و اکشن استفاده میکنیم. جملات باید کوتاه، تصویری و مستقیم باشن. از به کار بردن صفات و قیدهای طولانی خودداری کنید.
Backstory چقدر باید در متن فیلمنامه بیاد؟ من همیشه نگرانم که توضیح دادنش خستهکننده بشه.
احسان عزیز، Backstory یا ‘پیشداستان’ نباید مثل یک گزارش ارائه بشه. بهترین راه اینه که ذرهذره و از طریق دیالوگ یا واکنشهای کاراکتر در طول داستان (Exposition) بهش اشاره بشه.
کلمه Treatment رو در قراردادهای سینمایی زیاد میشنویم. معادل دقیقش چی میشه؟
واقعاً دونستن فرق Plot و Story برای هر کسی که میخواد جدی نقد فیلم کنه لازمه. ممنون از تفکیک خوبی که انجام دادید.
آیا کلمه Climax فقط برای آخر فیلمه یا هر سکانس میتونه Climax خودش رو داشته باشه؟
سوال حرفهای بود هانیه جان! بله، به جز Climax اصلی فیلم که اوج داستانه، هر سکانس خوب هم باید یک ساختار کوچک داشته باشه که به یک نقطه اوج یا تغییر منتهی بشه.
من میخوام فیلمنامهنویسی رو به انگلیسی شروع کنم، این لیست واژگان مثل یک نقشه راه بود برام. خسته نباشید.
Logline با Tagline چه فرقی داره؟ همیشه این دوتا رو با هم قاطی میکنم.
کتایون عزیز، Logline یک خلاصه یک جملهای از کل داستانه برای فروش فیلمنامه. اما Tagline اون جمله تبلیغاتی کوتاه روی پوستر فیلمه که برای جذب مخاطب نوشته میشه.
ممنون، خیلی کاربردی بود. اصطلاح Character Arc هم به معنی تغییر شخصیت در طول داستانه دیگه؟
لطفاً در مورد واژه MacGuffin هم مطلب بذارید، خیلی در فیلمهای هیچکاک شنیده میشه.
تلفظ صحیح Genre همیشه چالشبرانگیز بوده، بالاخره چجوری باید بگیم؟
کامران جان، این کلمه ریشه فرانسوی داره. در انگلیسی آمریکایی معمولاً بصورت /ˈʒɒn.rə/ (ژان-را) تلفظ میشه. دقت کنید که صدای ‘ژ’ در ابتدا خیلی نرم ادا میشه.
کاش یک نمونه کوتاه از یک صفحه فیلمنامه استاندارد هم میگذاشتید تا کاربرد این واژهها رو عملی ببینیم.