مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی فیلمنامه‌نویسی (Screenwriting)

نگران نباشید، این احساس کاملاً طبیعی است. دنیای فیلمنامه‌نویسی و سینما پر از لغات تخصصی فیلمنامه نویسی است که ممکن است برای تازه‌واردها گیج‌کننده به نظر برسد. در این راهنما، ما این واژگان را به سادگی و به صورت گام به گام شرح می‌دهیم تا نه تنها آن‌ها را بفهمید، بلکه بتوانید به درستی از آن‌ها استفاده کنید و دیگر هرگز در این زمینه دچار اشتباه نشوید.

مفهوم کلیدی اهمیت آن برای شما نتیجه یادگیری
آشنایی با واژگان تخصصی فیلمنامه‌نویسی افزایش درک فیلم و سریال، امکان برقراری ارتباط موثر در محافل سینمایی، توانایی نوشتن فیلمنامه حرفه‌ای صحبت کردن، نوشتن و تحلیل فیلمنامه با اعتماد به نفس و دقت بالا
📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Glitch in the Matrix”: وقتی واقعیت باگ میخوره!

مبانی فیلمنامه‌نویسی: از ایده تا صفحه

پیش از شیرجه زدن به جزئیات، لازم است با مفاهیم پایه‌ای که سنگ بنای هر فیلمنامه هستند آشنا شوید. این‌ها اولین قدم‌های شما در مسیر خلق یک داستان سینمایی هستند.

۱. ایده (Concept)

ایده، جرقه اولیه و هسته مرکزی داستان شماست. معمولاً می‌توان آن را در یک یا دو جمله خلاصه کرد.

۲. لاگ‌لاین (Logline)

لاگ‌لاین یک جمله کوتاه و جذاب است که خلاصه داستان، شخصیت اصلی، کشمکش او و گاهی اوقات ژانر فیلم را مشخص می‌کند. هدف آن جلب توجه مخاطب یا تهیه‌کننده است.

۳. سیناپس (Synopsis)

سیناپس خلاصه‌ای فشرده از داستان کامل فیلم است، معمولاً در یک صفحه یا کمی بیشتر. بر رویدادهای اصلی، شخصیت‌های کلیدی و پایان داستان تمرکز دارد.

۴. تریتمنت (Treatment)

تریتمنت یک نسخه روایی از فیلمنامه است که داستان را به تفصیل، همراه با جزئیات صحنه‌ها، شخصیت‌ها، دیالوگ‌های کلیدی و لحن فیلم بیان می‌کند. بیشتر شبیه یک داستان کوتاه است تا یک فیلمنامه کامل.

۵. پیش‌نویس (Draft)

اولین نسخه کامل و اولیه فیلمنامه که شامل تمام صحنه‌ها، دیالوگ‌ها و دستورالعمل‌های کارگردانی است. این نسخه معمولاً نیاز به بازنویسی‌های متعدد دارد.

۶. بازنویسی (Revision/Rewrite)

فرآیند اصلاح و بهبود فیلمنامه پس از اتمام پیش‌نویس اول. این شامل تغییرات ساختاری، شخصیتی، دیالوگ‌ها و حذف یا اضافه کردن صحنه‌ها می‌شود.

نگران نباشید اگر در ابتدا این مراحل پیچیده به نظر می‌رسند. بسیاری از نویسندگان باتجربه نیز بارها بین این مراحل جابجا می‌شوند. مهم این است که با هر کدام آشنا شوید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:کاسه داغ‌تر از آش: Bowl hotter than soup?

عناصر ساختاری فیلمنامه

فیلمنامه مانند یک ساختمان است که از اجزای مختلفی تشکیل شده است. آشنایی با این اجزا به شما کمک می‌کند تا یک ساختار محکم برای داستان خود بسازید.

۱. پرده (Act)

یک فیلمنامه معمولاً به سه پرده تقسیم می‌شود: پرده اول (معرفی)، پرده دوم (کشمکش و توسعه) و پرده سوم (اوج و گره‌گشایی).

۲. صحنه (Scene)

کوچکترین واحد روایی در یک فیلمنامه که در یک زمان و مکان مشخص اتفاق می‌افتد. هر صحنه با یک اسلاگ‌لاین شروع می‌شود.

۳. سکانس (Sequence)

مجموعه‌ای از صحنه‌ها که با هم یک واحد روایی کامل را تشکیل می‌دهند و به سمت یک هدف خاص حرکت می‌کنند. سکانس‌ها می‌توانند خودشان ساختار سه‌پرده‌ای کوچکی داشته باشند.

۴. بیت (Beat)

یک تغییر کوچک اما مهم در صحنه که می‌تواند باعث تغییر جهت مکالمه، احساسات شخصیت یا پیشرفت داستان شود. بیت‌ها اغلب با مکث‌های کوچک یا تغییر لحن در بازیگری نمایش داده می‌شوند.

۵. نقطه عطف (Plot Point)

رویدادهای کلیدی که داستان را به سمت جلو حرکت می‌دهند و معمولاً بین پرده‌ها قرار می‌گیرند یا جهت داستان را به شکل چشمگیری تغییر می‌دهند.

۶. حادثه محرک (Inciting Incident)

رویدادی که داستان را آغاز می‌کند و شخصیت اصلی را وارد کشمکش اصلی می‌کند. معمولاً در پرده اول رخ می‌دهد.

۷. اوج (Climax)

نقطه نهایی کشمکش اصلی در داستان، جایی که شخصیت اصلی با بزرگترین چالش خود روبرو می‌شود و سرنوشت او مشخص می‌گردد.

۸. گره‌گشایی (Resolution)

بخشی از داستان که پس از اوج اتفاق می‌افتد و عواقب رویدادهای اوج را نشان می‌دهد و به همه خطوط داستانی پایانی می‌بخشد.

یادگیری این ساختارها ممکن است کمی زمان‌بر باشد، اما به شما کمک می‌کند تا فیلمنامه‌ای منسجم و قدرتمند بنویسید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Routine”: فقط روتین پوستی یا داستان چیز دیگه‌ایه؟

اصطلاحات فنی نوشتاری در فیلمنامه

فیلمنامه زبان خاص خود را دارد. این واژگان به شما کمک می‌کنند تا دستورالعمل‌ها را به درستی در متن فیلمنامه بنویسید تا کارگردان، بازیگران و عوامل دیگر بتوانند دیدگاه شما را درک کنند.

۱. اسلاگ‌لاین / سرفصل صحنه (Slugline / Scene Heading)

یک خط کوتاه که زمان و مکان هر صحنه را مشخص می‌کند. فرمت استاندارد آن: INT. (داخلی) یا EXT. (خارجی) – مکان – روز یا شب.

۲. خط عمل / توصیف (Action Line / Description)

متنی که در مورد آنچه روی صفحه نمایش دیده و شنیده می‌شود، صحبت می‌کند. این شامل توصیف شخصیت‌ها، محیط، اعمال و رویدادها است.

۳. دیالوگ (Dialogue)

گفتگوی بین شخصیت‌ها.

۴. پرانتز (Parenthetical)

دستورالعمل‌های کوتاه برای بازیگر در مورد نحوه بیان دیالوگ، احساسات یا عمل کوچکی که همزمان با دیالوگ انجام می‌شود. معمولاً زیر نام شخصیت و قبل از دیالوگ قرار می‌گیرد.

۵. صدای روی تصویر (Voice Over – V.O.)

صدای یک شخصیت (یا راوی) که در حال صحبت کردن است اما در صحنه دیده نمی‌شود.

۶. خارج از صحنه (Off Screen – O.S.)

دیالوگ یا صدایی که از شخصیتی می‌آید که در صحنه حضور دارد اما در کادر دوربین نیست.

۷. مونتاژ (Montage)

مجموعه‌ای از تصاویر و صحنه‌های کوتاه که به سرعت پشت سر هم نمایش داده می‌شوند تا گذشت زمان، سفر یا مجموعه‌ای از رویدادها را نشان دهند.

۸. فلاش‌بک / فلاش‌فوروارد (Flashback / Flashforward)

فلاش‌بک: بازگشت به رویدادی در گذشته. فلاش‌فوروارد: نمایش رویدادی که در آینده اتفاق می‌افتد.

تسلط بر این اصطلاحات به شما کمک می‌کند تا فیلمنامه‌ای استاندارد و قابل درک برای صنعت سینما بنویسید. نگران جزئیات نباشید، با تمرین همه چیز آسان می‌شود.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Off the Grid”: خداحافظی با آنتن و اینترنت

شخصیت‌پردازی و توسعه داستان

داستان بدون شخصیت‌های قوی و یک کشمکش جذاب بی‌معناست. این واژگان به شما در خلق آن‌ها کمک می‌کنند.

۱. قوس شخصیتی (Character Arc)

تغییر و تحول شخصیت اصلی در طول داستان، از آغاز تا پایان. این تغییر می‌تواند مثبت یا منفی باشد.

۲. انگیزه (Motivation)

دلیل و نیروی محرکه اعمال و تصمیمات یک شخصیت. دانستن انگیزه شخصیت برای خلق اعمال منطقی حیاتی است.

۳. کشمکش (Conflict)

نیرویی مخالف که بر سر راه شخصیت اصلی قرار می‌گیرد. این می‌تواند درونی (شخصیت علیه خودش) یا بیرونی (شخصیت علیه دیگران، طبیعت، جامعه) باشد.

۴. زیرمتن (Subtext)

معنای پنهان یا ناگفته در دیالوگ‌ها و اعمال شخصیت‌ها. آنچه که گفته نمی‌شود اما حس می‌شود.

۵. تم / موضوع (Theme)

ایده یا پیام اصلی و کلی که فیلم در پی انتقال آن است. مانند عشق، خیانت، رستگاری یا عدالت.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Overwhelm” شدم (دیگه نمیکشم!)

فونت و فرمت استاندارد فیلمنامه

رعایت فرمت استاندارد، نشانه حرفه‌ای بودن شماست و خواندن فیلمنامه را برای تهیه‌کنندگان آسان‌تر می‌کند. فونت استاندارد Courier 12pt و طول هر صفحه تقریباً معادل یک دقیقه زمان نمایش است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:چرا صدای ضبط شده خودمون به انگلیسی اینقدر “رو مخه”؟

اشتباهات و باورهای غلط رایج

بسیاری از زبان‌آموزان و فیلمنامه‌نویسان تازه‌کار با اشتباهات و تصورات غلطی مواجه می‌شوند. شناختن آن‌ها به شما کمک می‌کند تا از افتادن در دامشان اجتناب کنید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی “It’s Giving…” که جدیدا اول همه جمله‌ها میاد!

پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. چرا یادگیری این لغات تخصصی برای من مهم است؟

یادگیری لغات تخصصی فیلمنامه نویسی به شما کمک می‌کند تا: ۱) فیلم‌ها را عمیق‌تر تحلیل کنید. ۲) ایده‌های خود را به وضوح بیان کنید. ۳) فیلمنامه‌ای با ساختار حرفه‌ای بنویسید. ۴) با اعتماد به نفس در بحث‌های سینمایی شرکت کنید و درک بهتری از فرآیند تولید فیلم داشته باشید.

۲. آیا باید همه این اصطلاحات را حفظ کنم؟

نیازی به حفظ کردن تک تک آن‌ها در یک لحظه نیست. با مطالعه، نوشتن و تماشای فیلم‌ها و توجه به ساختارشان، به تدریج با این واژگان آشنا می‌شوید و آن‌ها در ذهن شما نهادینه می‌شوند. مهم این است که مفهوم و کاربردشان را درک کنید.

۳. بهترین راه برای تمرین و مسلط شدن به این واژگان چیست؟

  1. تماشای فیلم با دقت: سعی کنید عناصر ساختاری (پرده، صحنه، اوج) را در فیلم‌ها شناسایی کنید.
  2. خواندن فیلمنامه‌های منتشر شده: به فرمت، خطوط عمل، دیالوگ‌ها و نحوه استفاده از پرانتزها دقت کنید.
  3. نوشتن: شروع به نوشتن ایده‌های کوچک کنید و سعی کنید از واژگان آموخته شده در توصیف‌ها و ساختاربندی استفاده کنید.
  4. مشارکت در بحث‌ها: با دیگران در مورد فیلم‌ها و فیلمنامه‌ها صحبت کنید و سعی کنید از این اصطلاحات استفاده کنید.

۴. آیا این واژگان در همه جای دنیا یکسان هستند؟

بله، اکثر این واژگان استاندارد بین‌المللی در صنعت فیلمنامه‌نویسی و سینما هستند و در سراسر جهان به همین مفاهیم اشاره دارند. البته ممکن است تفاوت‌های جزئی در لهجه یا اصطلاحات بسیار بومی وجود داشته باشد، اما اصول اولیه ثابت‌اند.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی “Gains” (سود بانکی یا عضله؟)

نتیجه‌گیری

تبریک می‌گوییم! اکنون شما به مجموعه‌ای قدرتمند از لغات تخصصی فیلمنامه نویسی مجهز شده‌اید. این واژگان تنها کلمات نیستند؛ آن‌ها ابزارهایی هستند که به شما کمک می‌کنند تا دنیای پیچیده داستان‌گویی سینمایی را بهتر درک کنید، ایده‌های خود را به شکلی حرفه‌ای‌تر روی کاغذ بیاورید و با اعتماد به نفس بیشتری در مورد هنر هفتم صحبت کنید.

به یاد داشته باشید که سفر یادگیری هرگز به پایان نمی‌رسد. هر فیلمنامه‌ای که می‌خوانید، هر فیلمی که تماشا می‌کنید، و هر ایده‌ای که می‌نویسید، فرصتی جدید برای عمق بخشیدن به دانش شماست. نگران اشتباه کردن نباشید؛ اشتباهات بهترین معلم‌های ما هستند. با پشتکار و کنجکاوی، به زودی خود را یک متخصص در این حوزه خواهید یافت. حالا وقت آن است که قلم به دست بگیرید و داستان خود را روایت کنید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 188

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

34 پاسخ

  1. خیلی ممنون بابت این مقاله. من همیشه کلمه Slugline رو توی آموزش‌های یوتیوب می‌شنیدم ولی دقیق نمی‌دونستم یعنی چی. می‌شه بگید فرقش با Scene Heading چیه؟

    1. سلام امیررضا عزیز. در واقع Slugline و Scene Heading هر دو به یک مفهوم اشاره دارن. این خط اطلاعاتی شامل مکان (INT/EXT)، نام لوکیشن و زمان روز هست که در ابتدای هر صحنه نوشته می‌شه تا گروه تولید بدونن کجا باید فیلمبرداری کنن.

  2. اصطلاح Beat توی فیلمنامه‌نویسی خیلی گیج‌کننده است. گاهی به معنی مکثه و گاهی به معنی یک واحد داستانی. کدومش درست‌تره؟

    1. سارا جان، هر دو درست هستند! در اصطلاحات تخصصی، Beat هم به کوچک‌ترین واحد ساختاری داستان (تغییر احساسی) اشاره داره و هم در دیالوگ‌ها به معنی یک مکث کوتاه (Pause) برای تأثیرگذاری بیشتر به کار می‌ره.

  3. من مقاله رو خوندم، خیلی کاربردی بود. فقط یک سوال، کلمه Inciting Incident رو چطور می‌شه به فارسی روان ترجمه کرد؟ ‘حادثه محرک’ به نظرم یکم ثقیله.

    1. حق با شماست نیلوفر عزیز. در فارسی گاهی بهش ‘نقطه شروع بحران’ یا ‘حادثه آغازگر’ هم می‌گن. این دقیقاً همون اتفاقیه که دنیای قهرمان رو بهم می‌ریزه و داستان رو واقعاً شروع می‌کنه.

  4. دمتون گرم. من همیشه فکر می‌کردم Protagonist یعنی آدم خوبه داستان و Antagonist یعنی آدم بده. ولی انگار بار معناییشون فرق داره درسته؟

    1. دقیقاً بابک جان! Protagonist لزوماً ‘قهرمان اخلاق‌مدار’ نیست، بلکه شخصیت اصلیه که داستان رو پیش می‌بره. Antagonist هم نیروی مقابله‌گره که لزوماً شرور نیست، بلکه فقط مانع رسیدن شخصیت اصلی به هدفش می‌شه.

  5. تفاوت دقیق بین V.O. و O.S. چیه؟ توی پرانتز کنار اسم کاراکترها زیاد دیدم.

    1. سوال خوبیه مهسا! V.O مخفف Voiceover هست (زمانی که صدای گوینده در محیط صحنه نیست، مثل راوی). O.S مخفف Off-screen هست (زمانی که کاراکتر در صحنه حضور داره اما دوربین نشونش نمی‌ده، مثلاً از پشت در حرف می‌زنه).

  6. واقعا یاد گرفتن این لغات تخصصی برای کسی که می‌خواد فیلمنامه‌نویسی رو به زبان اصلی دنبال کنه واجبه. کلمه Subtext خیلی برام جالب بود.

    1. بله سینا جان، Subtext یا همان ‘زیرمتن’ روح فیلمنامه است. یعنی اون چیزی که کاراکترها واقعاً حس می‌کنن ولی مستقیم به زبون نمیارن. یادگیری این ظرافت‌ها سطح نویسندگی شما رو جابجا می‌کنه.

  7. آیا اصطلاح Foreshadowing هم جزو واژگان فیلمنامه محسوب می‌شه یا بیشتر مربوط به ادبیاته؟

    1. فرهاد عزیز، Foreshadowing یا ‘پیش‌آگاهی’ در هر دو مشترکه. در فیلمنامه، این تکنیک یعنی کاشتن کدهایی در ابتدای داستان که به اتفاقات بزرگ در انتهای فیلم اشاره دارن. یک ابزار حیاتی برای فیلمنامه‌نویس‌هاست.

  8. من شنیدم که می‌گن فیلمنامه باید Show, Don’t Tell باشه. این اصطلاحه یا قاعده؟

    1. الناز جان، این طلایی‌ترین قاعده فیلمنامه‌نویسی است! یعنی به جای اینکه در دیالوگ ‘بگویید’ کاراکتر غمگین است (Tell)، در تصویر ‘نشان دهید’ که او در حال گریه است یا عکس‌های قدیمی را می‌سوزاند (Show).

  9. اصطلاح Plot Twist رو هم کاش توضیح می‌دادید. خیلی توی نقدها استفاده می‌شه.

    1. حتماً پیمان عزیز. Plot Twist به معنی ‘گره‌افکنی ناگهانی’ یا همون چرخش غیرمنتظره داستانه که بیننده رو غافلگیر می‌کنه. مثل پایان‌بندی فیلم حس ششم!

  10. بسیار عالی بود. برای نوشتن توصیفات صحنه، چه افعالی بیشتر استفاده می‌شه؟ چون معمولاً می‌گن نباید خیلی ادبی نوشت.

    1. نکته ظریفی بود رویا جان. در فیلمنامه از افعال زمان حال ساده (Simple Present) و اکشن استفاده می‌کنیم. جملات باید کوتاه، تصویری و مستقیم باشن. از به کار بردن صفات و قیدهای طولانی خودداری کنید.

  11. Backstory چقدر باید در متن فیلمنامه بیاد؟ من همیشه نگرانم که توضیح دادنش خسته‌کننده بشه.

    1. احسان عزیز، Backstory یا ‘پیش‌داستان’ نباید مثل یک گزارش ارائه بشه. بهترین راه اینه که ذره‌ذره و از طریق دیالوگ یا واکنش‌های کاراکتر در طول داستان (Exposition) بهش اشاره بشه.

  12. کلمه Treatment رو در قراردادهای سینمایی زیاد می‌شنویم. معادل دقیقش چی می‌شه؟

  13. واقعاً دونستن فرق Plot و Story برای هر کسی که می‌خواد جدی نقد فیلم کنه لازمه. ممنون از تفکیک خوبی که انجام دادید.

  14. آیا کلمه Climax فقط برای آخر فیلمه یا هر سکانس می‌تونه Climax خودش رو داشته باشه؟

    1. سوال حرفه‌ای بود هانیه جان! بله، به جز Climax اصلی فیلم که اوج داستانه، هر سکانس خوب هم باید یک ساختار کوچک داشته باشه که به یک نقطه اوج یا تغییر منتهی بشه.

  15. من می‌خوام فیلمنامه‌نویسی رو به انگلیسی شروع کنم، این لیست واژگان مثل یک نقشه راه بود برام. خسته نباشید.

  16. Logline با Tagline چه فرقی داره؟ همیشه این دوتا رو با هم قاطی می‌کنم.

    1. کتایون عزیز، Logline یک خلاصه یک جمله‌ای از کل داستانه برای فروش فیلمنامه. اما Tagline اون جمله تبلیغاتی کوتاه روی پوستر فیلمه که برای جذب مخاطب نوشته می‌شه.

  17. ممنون، خیلی کاربردی بود. اصطلاح Character Arc هم به معنی تغییر شخصیت در طول داستانه دیگه؟

  18. لطفاً در مورد واژه MacGuffin هم مطلب بذارید، خیلی در فیلم‌های هیچکاک شنیده می‌شه.

  19. تلفظ صحیح Genre همیشه چالش‌برانگیز بوده، بالاخره چجوری باید بگیم؟

    1. کامران جان، این کلمه ریشه فرانسوی داره. در انگلیسی آمریکایی معمولاً بصورت /ˈʒɒn.rə/ (ژان-را) تلفظ می‌شه. دقت کنید که صدای ‘ژ’ در ابتدا خیلی نرم ادا می‌شه.

  20. کاش یک نمونه کوتاه از یک صفحه فیلمنامه استاندارد هم می‌گذاشتید تا کاربرد این واژه‌ها رو عملی ببینیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *