مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی رباتیک و مکاترونیک به انگلیسی

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای رباتیک و مکاترونیک، ترکیبی شگفت‌انگیز از مهندسی مکانیک، الکترونیک، کامپیوتر و کنترل است که با سرعتی باورنکردنی در حال پیشرفت است. برای ورود به این حوزه تخصصی و همگام شدن با آخرین دستاوردها، تسلط بر زبان انگلیسی و به ویژه لغات تخصصی رباتیک، یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک ضرورت مطلق است. این راهنما به شما کمک می‌کند تا با مهم‌ترین اصطلاحات، از مفاهیم پایه تا واژگان پیشرفته در زمینه هوش مصنوعی و کنترل ربات‌ها، به طور کامل آشنا شوید و با اطمینان در مسیر حرفه‌ای خود گام بردارید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:حساب حساب، کاکا برادر: یعنی Account is Account؟ اشتباه نکن!

اهمیت تسلط بر واژگان تخصصی رباتیک و مکاترونیک

رباتیک یک علم میان‌رشته‌ای یا Interdisciplinary است. این یعنی شما برای درک کامل مکانیزم‌ها، مقالات علمی، دیتاشیت قطعات و مستندات فنی، نیاز به دایره واژگان گسترده‌ای دارید. بدون شناخت دقیق اصطلاحات، درک تفاوت‌های ظریف بین مفاهیم و ارتباط با متخصصان دیگر تقریباً غیرممکن خواهد بود. تصور کنید در حال خواندن یک مقاله در مورد “End-Effector” هستید اما معنای دقیق آن را نمی‌دانید یا با واژه “Degrees of Freedom” (DoF) برخورد می‌کنید و نمی‌توانید مفهوم آن را در طراحی یک بازوی رباتیک درک کنید. تسلط بر این لغات، پلی است که شما را از یک علاقه‌مند مبتدی به یک متخصص حرفه‌ای تبدیل می‌کند.

چرا هر مهندس رباتیک به این لغات نیاز دارد؟

دلایل متعددی برای این ضرورت وجود دارد:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:فحش‌های “باکلاس” انگلیسی که شبیه تعریف کردن هستند!

واژگان بنیادی: ستون‌های اصلی علم رباتیک

پیش از ورود به مباحث پیچیده، باید با مفاهیم پایه‌ای آشنا شویم. این کلمات، سنگ بنای درک شما از رباتیک خواهند بود.

مفاهیم اصلی و تعاریف

اجزای اصلی یک ربات (Core Components of a Robot)

هر ربات، صرف نظر از کاربردش، از چند بخش اصلی تشکیل شده است. درک این اجزا برای تحلیل هر سیستم رباتیکی ضروری است.

  1. Manipulator / Actuator: عملگر یا بازوی رباتیک. بخشی از ربات که وظیفه تعامل فیزیکی با محیط را بر عهده دارد. موتورها (Motors)، سرووها (Servos) و سیلندرهای پنوماتیک (Pneumatic Cylinders) نمونه‌هایی از عملگرها هستند.
  2. End-Effector: مجری نهایی. ابزاری که در انتهای بازوی رباتیک نصب می‌شود و کار اصلی را انجام می‌دهد. مانند یک گیره (Gripper)، ابزار جوشکاری (Welding Tool) یا دوربین (Camera).
  3. Sensor: حسگر. قطعه‌ای که اطلاعاتی را از محیط یا وضعیت داخلی ربات جمع‌آوری می‌کند. حسگرها چشم و گوش ربات هستند. نمونه‌ها شامل سنسورهای فاصله (Distance Sensors)، دوربین‌ها، میکروفون‌ها و انکودرها (Encoders) می‌شوند.
  4. Controller: کنترل‌کننده. مغز ربات که داده‌ها را از سنسورها دریافت کرده، پردازش می‌کند و دستورات لازم را به عملگرها ارسال می‌کند. میکروکنترلرها (Microcontrollers) و کامپیوترهای صنعتی (Industrial PCs) در این دسته قرار می‌گیرند.
  5. Power Supply: منبع تغذیه. بخشی که انرژی مورد نیاز ربات را تأمین می‌کند، مانند باتری‌ها یا اتصال مستقیم به برق.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:تیکه کلام “Literally”: چرا همه میگن “لیترالی”؟

لغات تخصصی رباتیک در حوزه مکانیک و حرکت‌شناسی

حرکت، قلب تپنده رباتیک است. برای توصیف، تحلیل و کنترل حرکت ربات‌ها، باید با اصطلاحات زیر آشنا باشید.

سینماتیک و دینامیک (Kinematics and Dynamics)

این دو مفهوم اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند، اما تفاوت‌های اساسی دارند:

درجات آزادی و فضای کاری

📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی DCA یا استراتژی میانگین کم کردن به زبان ساده! (فرار از استرس بازار)

اصطلاحات کلیدی در کنترل و برنامه‌نویسی ربات

کنترل‌کننده، هوش ربات را شکل می‌دهد. تسلط بر لغات تخصصی رباتیک در این حوزه برای پیاده‌سازی الگوریتم‌های هوشمند ضروری است.

سیستم‌های کنترلی (Control Systems)

در جدول زیر، برخی از مفاهیم اصلی در تئوری کنترل ربات‌ها مقایسه شده‌اند.

اصطلاح (Term) توضیح فارسی کاربرد در رباتیک
Open-Loop Control کنترل حلقه-باز سیستمی که در آن خروجی تأثیری بر عمل کنترلی ندارد (بدون فیدبک). برای کارهای ساده و دقیق که اغتشاش (Disturbance) وجود ندارد، استفاده می‌شود.
Closed-Loop Control (Feedback Control) کنترل حلقه-بسته (کنترل با فیدبک) سیستمی که از سنسورها برای اندازه‌گیری خروجی و مقایسه آن با مقدار مطلوب (Setpoint) استفاده می‌کند تا خطا را تصحیح کند. این روش اساس کنترل دقیق ربات‌هاست.
PID Controller کنترل‌کننده PID (تناسبی-انتگرالی-مشتقی) یک مکانیزم کنترل فیدبک بسیار رایج که خطای سیستم را با سه ترم تناسبی (Proportional)، انتگرالی (Integral) و مشتقی (Derivative) به حداقل می‌رساند.
Trajectory Planning برنامه‌ریزی مسیر ایجاد یک مسیر (Path) در فضا و زمان برای حرکت End-Effector از نقطه شروع به نقطه پایان، با در نظر گرفتن قیود سینماتیکی و دینامیکی.

واژگان برنامه‌نویسی و نرم‌افزار

📌 موضوع مشابه و کاربردی:چرا ملکه انگلیس کلمات خاصی رو “ممنوع” کرده بود؟ (اتیکت سلطنتی)

لغات پیشرفته: هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در رباتیک

مرزهای رباتیک مدرن با هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (Machine Learning) گره خورده است. ربات‌های امروزی دیگر فقط دستورات از پیش تعیین‌شده را اجرا نمی‌کنند، بلکه یاد می‌گیرند، تصمیم می‌گیرند و خود را با محیط تطبیق می‌دهند.

حوزه‌های کلیدی هوش مصنوعی

اصطلاحات مهم در رباتیک هوشمند

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت “Ripped”, “Shredded” و “Jacked” (کدوم خفن‌تره؟)

نتیجه‌گیری: یادگیری مداوم، کلید موفقیت

دنیای رباتیک و مکاترونیک دائماً در حال تحول است و هر روز اصطلاحات و فناوری‌های جدیدی ظهور می‌کنند. لیستی که در این مقاله ارائه شد، تنها نقطه شروعی برای سفر شماست. برای تبدیل شدن به یک متخصص برجسته، باید مطالعه و یادگیری را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. خواندن مقالات IEEE، دنبال کردن کنفرانس‌های معتبر مانند ICRA و IROS و مشارکت در پروژه‌های عملی، بهترین راه‌ها برای به‌روز نگه داشتن دانش فنی و گسترش دایره لغات تخصصی رباتیک شما هستند. با تسلط بر این زبان مشترک جهانی، درهای ورود به پیشرفته‌ترین حوزه‌های فناوری به روی شما باز خواهد شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 262

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه تلفظ کلمه Mechatronics برام چالش بود. می‌خواستم بدونم استرس کلمه روی کدوم بخش قرار می‌گیره؟

    1. سلام سپهر عزیز، خوشحالیم که براتون مفید بوده. در واژه Mechatronics استرس اصلی روی بخش سوم یعنی ‘tron’ قرار می‌گیره: /ˌmek.əˈtrɒn.ɪks/. بخش اول هم یک استرس فرعی داره.

  2. تفاوت بین Kinematics و Dynamics رو خیلی خوب توضیح دادید، اما میشه بگید این دو کلمه در متون تخصصی معمولاً با چه فعل‌هایی به کار میرن؟

    1. نکته هوشمندانه‌ای بود سارا جان. معمولاً از فعل‌هایی مثل Analyze، Study یا Model استفاده میشه. مثلا: ‘We need to analyze the kinematics of the robot arm’.

  3. من توی یک پادکست شنیدم که به جای Actuator از کلمه Driver استفاده کردن. آیا این دو تا مترادف هستن در دنیای رباتیک؟

    1. دقیقاً نه! Actuator قطعه‌ایه که حرکت فیزیکی ایجاد می‌کنه (مثل جک یا موتور)، اما Driver معمولاً به مدار الکترونیکی یا نرم‌افزاری گفته میشه که دستورات رو به Actuator می‌فرسته.

  4. کلمه Interdisciplinary واقعا کلمه سنگینیه. توی مکالمات روزمره مهندسی هم از همین استفاده می‌کنن یا کلمه ساده‌تری دارن؟

    1. نیلوفر عزیز، این کلمه کاملاً در محیط‌های آکادمیک و حرفه‌ای استاندارد هست. البته گاهی ممکنه از عبارت ‘Cross-functional team’ هم استفاده کنن که یعنی تیمی متشکل از تخصص‌های مختلف.

  5. من لغت Autonomous رو توی فیلم‌های علمی تخیلی زیاد شنیدم. فرقش با Automatic چیه؟

    1. تفاوت ظریفی دارن رضا جان. Automatic یعنی کاری رو طبق برنامه از پیش تعیین شده تکرار کنه، اما Autonomous (خودمختار) یعنی ربات قدرت تصمیم‌گیری بر اساس محیط رو داره.

  6. کاش در مورد اصطلاح Degree of Freedom (DOF) هم کمی توضیح می‌دادید. توی کاتالوگ ربات‌ها خیلی میبینمش.

    1. حق با شماست عاطفه جان. DOF به معنای ‘درجه آزادی’ هست و نشون میده که یک ربات در چند جهت مختلف می‌تونه حرکت کنه. مثلاً یک بازوی رباتیک ۶ درجه آزادی داره.

  7. خیلی ممنون، لیست لغات AI و Machine Learning خیلی کامل بود. کلمه Dataset هم خیلی پرکاربرده، کاش به لیست اضافه بشه.

    1. ممنون از پیشنهادت فرزاد عزیز. Dataset به مجموعه‌ای از داده‌ها گفته میشه که برای آموزش مدل‌های ماشین لرنینگ استفاده میشه. حتماً به لیست اضافه‌اش می‌کنیم.

  8. آیا کلمه Sensor می‌تونه فعل هم باشه؟ مثلاً بگیم The robot sensed the obstacle؟

    1. بله مریم جان، Sense به عنوان فعل هم به کار میره و به معنای ‘حس کردن’ یا ‘تشخیص دادن’ توسط سنسورهاست. جمله شما کاملاً درسته.

  9. برای نوشتن رزومه مهندسی رباتیک، بهتره از کلمه Expert استفاده کنیم یا Proficient در مورد این مهارت‌ها؟

    1. سوال خیلی خوبی بود. Proficient کمی متواضعانه‌تر و حرفه‌ای‌تره، مگر اینکه واقعاً در اون زمینه سابقه طولانی و درخشانی داشته باشید که بتونید از Expert استفاده کنید.

  10. واقعا یادگیری این لغات برای خوندن مقالات IEEE واجبه. خسته نباشید.

    1. بله پویا جان، Manipulator اصطلاح تخصصی برای بازوهایی هست که برای جابه‌جایی اشیاء طراحی شدن.

  11. تفاوت Machine Learning و Deep Learning چیه؟ من همیشه اینا رو با هم قاطی می‌کنم.

    1. مهسا جان، Machine Learning یک حوزه کلیه و Deep Learning در واقع زیرمجموعه‌ای از اونه که به طور خاص روی شبکه‌های عصبی عمیق (Neural Networks) تمرکز داره.

  12. توی متن کلمه Feedback loop رو دیدم. این اصطلاح فقط توی رباتیک کاربرد داره؟

    1. خیر رویا جان، Feedback loop یا ‘حلقه بازخورد’ در مدیریت، روانشناسی و زیست‌شناسی هم استفاده میشه، اما در رباتیک به معنای استفاده از خروجی سیستم برای اصلاح ورودی‌هاست.

  13. اصطلاح Real-time processing یعنی پردازش در لحظه؟ برای ربات‌های جراح خیلی حیاتیه فکر کنم.

    1. دقیقاً همینطوره کیوان عزیز. Real-time یعنی سیستم باید در کسری از ثانیه پاسخ بده، چون هرگونه تاخیری (Latency) می‌تونه خطرناک باشه.

  14. کلمه Robust توی متون مهندسی یعنی چی؟ من فکر می‌کردم یعنی تنومند!

    1. معنای لغویش درسته، اما در مهندسی Robust یعنی سیستمی که در شرایط سخت یا با وجود نویز و اختلال، باز هم به درستی کار می‌کنه (مقاوم یا پایدار).

    1. حامد عزیز، در فارسی معمولاً به ‘پنجه’ یا ‘مجری نهایی’ ترجمه میشه؛ یعنی بخشی که در انتهای بازو قرار داره و با محیط درگیر میشه (مثل گریپر).

  15. ممنون از سایت خوبتون. ای کاش فایل صوتی تلفظ‌ها رو هم می‌گذاشتید.

  16. کلمه Calibration به چه معناست؟ توی آزمایشگاه رباتیک زیاد می‌شنویم.

    1. شایان جان، Calibration یعنی ‘کالیبره کردن’ یا تنظیم دقیق دستگاه تا اندازه‌گیری‌هاش با استانداردهای واقعی مطابقت داشته باشه.

    1. Integrate یعنی ‘یکپارچه‌سازی’. مثلاً: ‘We need to integrate the vision system with the main controller’ (باید سیستم بینایی رو با کنترل‌کننده اصلی یکپارچه کنیم).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *