مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی مدیریت ریسک (Risk Management)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای مدیریت پروژه و کسب‌وکار پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که درک دقیق آن‌ها می‌تواند تفاوت بین موفقیت و شکست را رقم بزند. یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها، مدیریت ریسک است. تسلط بر لغات تخصصی مدیریت ریسک نه تنها به شما کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری با ذی‌نفعان و تیم خود ارتباط برقرار کنید، بلکه ابزارهای مفهومی لازم برای شناسایی، تحلیل و کنترل موثر ریسک‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد. با ما همراه باشید تا سفری عمیق به دنیای این اصطلاحات کلیدی داشته باشیم و درک خود را از این دانش حیاتی به سطح بالاتری ببریم.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:رژیم “Carb Cycling” (بازی با کربوهیدرات)

مفاهیم بنیادی: سنگ بنای درک مدیریت ریسک

قبل از ورود به مباحث پیچیده‌تر، باید با واژگان پایه‌ای که شالوده مدیریت ریسک را تشکیل می‌دهند، آشنا شویم. این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما در واقع معانی متمایز و دقیقی دارند که درک آن‌ها برای هر متخصصی ضروری است.

۱. ریسک (Risk)

ریسک یک رویداد یا شرایط نامشخص است که در صورت وقوع، تأثیر مثبت یا منفی بر یک یا چند هدف پروژه یا کسب‌وکار دارد. نکته کلیدی در تعریف ریسک، «عدم قطعیت» آن است. ما مطمئن نیستیم که آیا این رویداد رخ می‌دهد یا خیر. همچنین، توجه داشته باشید که ریسک همیشه منفی نیست. ریسک‌های مثبت که به آن‌ها فرصت (Opportunity) نیز گفته می‌شود، رویدادهایی هستند که در صورت وقوع، تأثیر مثبتی بر اهداف خواهند داشت.

۲. مخاطره (Hazard)

مخاطره منبع بالقوه آسیب یا خسارت است. تفاوت اصلی آن با ریسک این است که مخاطره «وجود دارد» و قطعی است، اما ریسک یک «احتمال» است. برای مثال، وجود مواد شیمیایی قابل اشتعال در انبار یک مخاطره است. اما ریسک مرتبط با آن، احتمال آتش‌سوزی به دلیل نگهداری نادرست این مواد است. مدیریت ریسک به دنبال کنترل این احتمالات است.

۳. عدم قطعیت (Uncertainty)

عدم قطعیت به وضعیتی اشاره دارد که در آن دانش یا اطلاعات کافی برای پیش‌بینی دقیق نتایج آینده وجود ندارد. ریسک، نوعی از عدم قطعیت است که می‌توان احتمال وقوع و تأثیر آن را تخمین زد. اما برخی عدم قطعیت‌ها وجود دارند که اندازه‌گیری آن‌ها تقریباً غیرممکن است. درک تفاوت این دو به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بدانند با چه نوع ناشناخته‌هایی روبرو هستند.

۴. ذی‌نفعان (Stakeholders)

ذی‌نفعان افراد یا گروه‌هایی هستند که تحت تأثیر نتایج یک پروژه یا کسب‌وکار قرار می‌گیرند یا می‌توانند بر آن تأثیر بگذارند. این افراد شامل مدیران، کارمندان، مشتریان، تأمین‌کنندگان و حتی نهادهای نظارتی می‌شوند. شناسایی دقیق ذی‌نفعان در مدیریت ریسک بسیار مهم است، زیرا آستانه تحمل ریسک (Risk Threshold) و دیدگاه‌های آن‌ها بر نحوه مدیریت ریسک‌ها تأثیر مستقیم دارد.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Off the Grid”: خداحافظی با آنتن و اینترنت

فرآیند مدیریت ریسک: از شناسایی تا کنترل

مدیریت ریسک یک فرآیند سیستماتیک و تکرارشونده است. هر مرحله از این فرآیند، مجموعه‌ای از لغات تخصصی مدیریت ریسک را در خود جای داده است که در ادامه به تشریح آن‌ها می‌پردازیم.

۱. شناسایی ریسک (Risk Identification)

این اولین و شاید مهم‌ترین گام در مدیریت ریسک است. هدف این مرحله، تهیه یک لیست جامع از تمام ریسک‌های بالقوه‌ای است که می‌توانند پروژه یا سازمان را تحت تأثیر قرار دهند. برخی از اصطلاحات کلیدی در این بخش عبارتند از:

۲. تحلیل ریسک (Risk Analysis)

پس از شناسایی ریسک‌ها، نوبت به تحلیل آن‌ها می‌رسد. هدف این مرحله، درک بهتر ماهیت هر ریسک و اولویت‌بندی آن‌ها برای اقدامات بعدی است. تحلیل ریسک به دو شکل اصلی انجام می‌شود: کیفی و کمی.

تحلیل کیفی ریسک (Qualitative Risk Analysis)

در این روش، ریسک‌ها بر اساس احتمال وقوع (Probability) و میزان تأثیر (Impact) آن‌ها بر اهداف، اولویت‌بندی می‌شوند. این یک روش سریع و کارآمد برای فیلتر کردن ریسک‌های کم‌اهمیت و تمرکز بر موارد حیاتی است.

تحلیل کمی ریسک (Quantitative Risk Analysis)

این روش به دنبال تحلیل عددی تأثیر ریسک‌های اولویت‌بندی‌شده بر اهداف کلی پروژه یا سازمان است. تحلیل کمی همیشه ضروری نیست و معمولاً برای پروژه‌های بزرگ و پیچیده به کار می‌رود. از مهم‌ترین لغات تخصصی مدیریت ریسک در این حوزه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

برای درک بهتر تفاوت این دو رویکرد، جدول زیر را بررسی کنید:

ویژگی تحلیل کیفی ریسک تحلیل کمی ریسک
هدف اصلی اولویت‌بندی ریسک‌ها برای تحلیل بیشتر تحلیل عددی تأثیر ریسک‌ها بر اهداف
ماهیت داده‌ها ذهنی و مبتنی بر قضاوت (مثلاً کم، متوسط، زیاد) عینی و عددی (مثلاً درصد، دلار، روز)
ابزارها ماتریس احتمال و تأثیر، ارزیابی کیفیت داده‌ها شبیه‌سازی مونت کارلو، تحلیل حساسیت، EMV
زمان اجرا سریع و برای تمام پروژه‌ها قابل اجرا زمان‌بر و معمولاً برای پروژه‌های بزرگ و پیچیده
📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت “AFK” و “BRB” (کجا رفتی؟)

استراتژی‌های پاسخ به ریسک: چگونه با ریسک‌ها مواجه شویم؟

پس از شناسایی و تحلیل ریسک‌ها، باید برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم. استراتژی پاسخ به ریسک (Risk Response Strategy) به معنای تعیین رویکرد و اقداماتی است که برای مقابله با هر ریسک در پیش گرفته می‌شود. این استراتژی‌ها برای ریسک‌های منفی (تهدیدها) و ریسک‌های مثبت (فرصت‌ها) متفاوت هستند.

استراتژی‌های پاسخ به تهدیدها (Threats)

چهار استراتژی اصلی برای مدیریت ریسک‌های منفی وجود دارد:

  1. اجتناب (Avoid): این استراتژی به معنای حذف تهدید یا محافظت از اهداف در برابر تأثیر آن است. این کار معمولاً با تغییر در برنامه پروژه، محدود کردن دامنه یا حتی لغو کامل پروژه انجام می‌شود. این قوی‌ترین استراتژی است اما همیشه ممکن یا مطلوب نیست.
  2. انتقال (Transfer): در این روش، مسئولیت و تأثیر منفی ریسک به یک شخص ثالث منتقل می‌شود. این کار مالکیت ریسک را از بین نمی‌برد، بلکه بار مالی آن را جابجا می‌کند. بهترین مثال برای این استراتژی، خرید بیمه‌نامه یا استفاده از قراردادهای قیمت مقطوع با پیمانکاران است.
  3. کاهش (Mitigate): این متداول‌ترین استراتژی است و هدف آن کاهش احتمال وقوع یا میزان تأثیر یک ریسک به یک سطح قابل قبول است. اقداماتی مانند طراحی پروتکل‌های ایمنی، انجام آزمایش‌های بیشتر یا استخدام نیروی متخصص، نمونه‌هایی از استراتژی کاهش هستند.
  4. پذیرش (Accept): این استراتژی زمانی به کار می‌رود که مقابله با ریسک، هزینه یا زمان بیشتری نسبت به تأثیر بالقوه خود ریسک داشته باشد. پذیرش می‌تواند فعال (Active) باشد، یعنی یک برنامه احتیاطی (Contingency Plan) و ذخیره احتیاطی (Contingency Reserve) برای آن در نظر گرفته شود، یا منفعل (Passive) باشد، یعنی هیچ اقدامی انجام نشود و تیم صرفاً پیامدهای آن را در صورت وقوع بپذیرد.

استراتژی‌های پاسخ به فرصت‌ها (Opportunities)

همانند تهدیدها، برای ریسک‌های مثبت نیز استراتژی‌های مشخصی وجود دارد:

  1. بهره‌برداری (Exploit): این استراتژی به دنبال قطعی کردن وقوع فرصت است. تیم اقداماتی انجام می‌دهد تا اطمینان حاصل کند که مزایای این ریسک مثبت به دست می‌آید. برای مثال، استفاده از یک فناوری جدید و پیشرفته‌تر برای کاهش زمان پروژه.
  2. بهبود (Enhance): هدف این استراتژی، افزایش احتمال وقوع یا میزان تأثیر مثبت یک فرصت است. به عنوان مثال، اختصاص منابع بیشتر به یک فعالیت برای اطمینان از اتمام زودهنگام آن و کسب پاداش مربوطه.
  3. اشتراک‌گذاری (Share): این استراتژی معادل «انتقال» برای تهدیدهاست. در اینجا، مالکیت فرصت به یک شخص ثالث که توانایی بیشتری برای بهره‌برداری از آن دارد، واگذار می‌شود. ایجاد یک شراکت تجاری یا سرمایه‌گذاری مشترک نمونه‌ای از این استراتژی است.
  4. پذیرش (Accept): همانند تهدیدها، به معنای بهره‌برداری از فرصت در صورت وقوع آن بدون انجام هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای است.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:خواستن توانستن است (Where there’s a will…)

مفاهیم تکمیلی و نظارتی در مدیریت ریسک

در کنار فرآیندهای اصلی، چندین اصطلاح دیگر نیز وجود دارند که درک آن‌ها به تکمیل تصویر کلی از مدیریت ریسک کمک می‌کند.

ریسک باقیمانده (Residual Risk)

ریسکی که پس از اجرای برنامه‌های پاسخ به ریسک، همچنان باقی می‌ماند. هیچ‌گاه نمی‌توان تمام ریسک‌ها را به طور کامل حذف کرد. بنابراین، ارزیابی ریسک باقیمانده و تصمیم‌گیری در مورد قابل قبول بودن آن، بخش مهمی از فرآیند است.

ریسک ثانویه (Secondary Risk)

ریسکی که مستقیماً در نتیجه اجرای یک برنامه پاسخ به ریسک ایجاد می‌شود. برای مثال، فرض کنید برای کاهش ریسک تأخیر یک پیمانکار (استراتژی کاهش)، یک پیمانکار جدید و کم‌تجربه‌تر را استخدام می‌کنید. ریسک جدیدی که به دلیل عدم تجربه این پیمانکار ایجاد می‌شود، یک ریسک ثانویه است.

مالک ریسک (Risk Owner)

فردی که مسئولیت نظارت بر یک ریسک خاص و اجرای برنامه پاسخ به آن را بر عهده دارد. تعیین مالک برای هر ریسک، پاسخگویی را افزایش داده و تضمین می‌کند که هیچ ریسکی به حال خود رها نمی‌شود.

آستانه تحمل ریسک (Risk Threshold) و اشتها به ریسک (Risk Appetite)

تسلط بر این لغات تخصصی مدیریت ریسک به شما کمک می‌کند تا نه تنها فرآیندهای مربوطه را بهتر درک کنید، بلکه بتوانید به طور موثرتری با تیم و مدیران خود ارتباط برقرار کرده و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرید. مدیریت ریسک یک فعالیت یک‌باره نیست، بلکه یک فرآیند مستمر و پویا برای هدایت پروژه یا کسب‌وکار در دریای پرتلاطم عدم قطعیت‌هاست.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 277

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. تفاوت دقیق بین Mitigation و Reduction در مدیریت ریسک چیه؟ من حس می‌کنم هر دو به معنی کاهش هستن، اما آیا Mitigation بار معنایی تخصصی‌تری داره؟

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود امیرحسین عزیز! در حالی که هر دو به معنای کاهش هستند، Mitigation در متون تخصصی به معنای کاهش شدت یا اثرات منفی یک ریسک (Severity) یا احتمال وقوع آن (Probability) قبل از رخ دادن است. اما Reduction یک اصطلاح کلی‌تر است که می‌تواند برای هر چیزی (مثل کاهش هزینه‌ها) به کار رود.

  2. تلفظ کلمه Quantitative واقعاً چالش‌برانگیزه! چند بار باید تمرین کنیم تا روان بشه؟ برای من گفتن بخش دومش سخته.

    1. کاملاً درکت می‌کنم مریم جان! برای تسلط بر Quantitative، سعی کن آن را به بخش‌های کوچک تقسیم کنی: /kwɑːn-tɪ-teɪ-tɪv/. نکته طلایی اینه که به ‘t’ دوم خیلی فشار نیاری. در لهجه آمریکایی گاهی شبیه ‘d’ نرم شنیده میشه.

  3. من همیشه Risk و Hazard رو جابجا استفاده می‌کردم. ممنون که تفاوتشون رو توضیح دادید. آیا می‌تونیم بگیم Hazard عامل ایجاد ریسک هست؟

    1. دقیقاً سهراب عزیز! Hazard پتانسیل آسیب‌رسانی است (مثل لغزنده بودن کف زمین)، اما Risk احتمالِ وقوع آن آسیب در اثر آن هازارد است (مثل احتمال زمین خوردن یک نفر). عالی متوجه شدی!

  4. توی این متن کلمه Stakeholder رو دیدم. این با Shareholder چه فرقی داره؟ توی بیزنس خیلی تکرار میشن.

    1. نکته بسیار کلیدی‌ای است! Shareholder فقط به کسانی گفته می‌شود که ‘سهام’ شرکت را دارند. اما Stakeholder (ذی‌نفع) مفهوم بسیار گسترده‌تری دارد و شامل کارمندان، مشتریان، دولت و حتی جامعه‌ای که پروژه در آن اجرا می‌شود هم می‌شود.

  5. اصطلاح Contingency Plan که در مدیریت ریسک به کار میره، همون Plan B خودمون هست؟ یا فرق دارن؟

    1. بله پرهام جان، در زبان محاوره دقیقاً همان Plan B است. اما در محیط‌های آکادمیک و حرفه‌ای مدیریت پروژه، همیشه از Contingency Plan برای اشاره به ‘برنامه ذخیره’ در صورت وقوع ریسک استفاده می‌کنیم.

  6. من توی سریال Billions کلمه Risk Appetite رو شنیدم. منظورشون همون ‘ریسک‌پذیری’ هست؟

    1. دقیقاً مهسا! Appetite به معنای اشتهاست و Risk Appetite یعنی میزان ریسکی که یک سازمان یا فرد حاضر است برای رسیدن به اهدافش ‘ببلعد’ یا بپذیرد.

  7. میشه لطفاً بگید کلمه Avoidance رسمی هست یا در مکالمات روزمره هم استفاده میشه؟

    1. کلمه Avoidance ریشه در فعل Avoid دارد که کاملاً عمومی است. اما Avoidance بیشتر در محیط‌های حقوقی، علمی و مدیریتی کاربرد دارد. در مکالمات روزمره بهتر است از فعل آن استفاده کنی، مثلاً: I want to avoid risk.

  8. خیلی مقاله مفیدی بود، مخصوصاً بخش استراتژی‌های پاسخ به ریسک. ممنون از تیم خوبتون.

  9. یک سوال: آیا ریسک همیشه منفیه؟ آخه توی انگلیسی گاهی می‌گن Take a risk که انگار بار مثبتی داره.

    1. نکته فوق‌العاده‌ای بود آرش! در مدیریت ریسک مدرن، ما Positive Risks هم داریم که به آن‌ها Opportunity (فرصت) می‌گوییم. پس ریسک فقط تهدید نیست، بلکه هرگونه عدم قطعیت است که می‌تواند اثر مثبت یا منفی داشته باشد.

  10. برای Transfer کردن ریسک، آیا کلمه جایگزین دیگه‌ای هم داریم که رسمی‌تر باشه؟ مثلاً توی قراردادها چی می‌نویسن؟

    1. در قراردادها معمولاً از عبارت Risk Shifting استفاده می‌کنند. همچنین وقتی ریسک به بیمه واگذار می‌شود، از کلمه Indemnification هم ممکن است استفاده شود.

  11. اصطلاح Residual Risk رو چطور ترجمه می‌کنید؟ ‘ریسک باقی‌مانده’ درسته؟

    1. بله کامران عزیز، ترجمه استاندارد آن ‘ریسک باقی‌مانده’ است. یعنی ریسکی که حتی بعد از اجرای تمام اقدامات کنترلی و Mitigation همچنان باقی می‌ماند.

  12. تفاوت Uncertainty با Risk در اینه که ریسک قابل اندازه‌گیری هست ولی عدم قطعیت نه؟ درست متوجه شدم؟

    1. احسنت ژاله! این دقیقاً همان تفاوتی است که فرانک نایت (اقتصاددان) مطرح کرد. Risk دارای احتمال (Probability) مشخص است، اما در Uncertainty ما حتی نمی‌دانیم چه اتفاقی ممکن است بیفتد.

  13. کلمه Impact در مدیریت ریسک فقط برای اثرات مالی به کار میره یا شامل اعتبار برند هم میشه؟

    1. شامل همه موارد می‌شود بیژن جان. Impact می‌تواند مالی (Financial)، زمانی (Schedule)، کیفی (Quality) یا حتی حیثیتی (Reputational) باشد.

  14. چقدر خوب که اصطلاحات رو با مثال توضیح دادید. یادگیری لغات تخصصی بدون مثال واقعاً سخته.

  15. من شنیدم که می‌گن Risk Tolerance. این با Risk Appetite فرقی داره یا مترادف هستن؟

    1. تفاوت ظریفی دارند پویا. Appetite سطح کلی تمایل به ریسک است، اما Tolerance حد نهایی و عددیِ ریسکی است که یک سازمان می‌تواند تحمل کند قبل از اینکه دچار بحران شود.

  16. مترادفی برای Hazard که توی محیط‌های کارگاهی (Industrial) زیاد استفاده بشه چیه؟

    1. در محیط‌های صنعتی معمولاً از کلمه Danger استفاده می‌شود، اما یک اصطلاح تخصصی دیگر ‘Peril’ است که البته بیشتر در صنعت بیمه کاربرد دارد.

    1. بله امید جان. Avoid یعنی از ریشه جلوی ریسک را گرفتن (مثلاً انجام ندادن یک کار خطرناک). اما Evade بار معنایی ‘فرار کردن’ یا دور زدنِ مسئولیت را دارد و در مدیریت ریسک حرفه‌ای کمتر به کار می‌رود.

  17. مدیریت ریسک فقط برای پروژه‌های بزرگ هست یا برای استارتاپ‌های کوچک هم این کلمات کاربرد دارن؟

    1. اتفاقاً برای استارتاپ‌ها حیاتی‌تر است! دانستن مفاهیمی مثل Qualitative Analysis به استارتاپ‌ها کمک می‌کند با کمترین هزینه، بزرگترین خطراتی که بقایشان را تهدید می‌کند شناسایی کنند.

    1. نه نگین جان، اتفاقاً برعکس! Risk Owner فردی است که مسئولیت نظارت بر یک ریسک خاص و اجرای برنامه‌های پاسخ (Response) به آن را بر عهده دارد تا از آسیب جلوگیری کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *