- آیا تا به حال در یک محیط بینالمللی برای مدیریت کارکنان رستوران به زبان انگلیسی دچار استرس شدهاید؟
- آیا نگران این هستید که هنگام سفارش مواد اولیه یا گفتگو با تأمینکنندگان خارجی، منظور خود را دقیق نرسانید؟
- آیا اصطلاحات تخصصی مانند COGS یا Turnover Rate برای شما مبهم و گیجکننده به نظر میرسند؟
- آیا میخواهید با تسلط بر اصطلاحات مدیریت رستوران، سطح حرفهایگری خود را در استانداردهای جهانی ارتقا دهید؟
در این راهنمای جامع، ما قصد داریم تمامی اصطلاحات مدیریت رستوران و فستفود را به سادهترین شکل ممکن و با دستهبندیهای کاربردی به شما آموزش دهیم. هدف ما این است که با یادگیری این واژگان، اضطراب زبانی شما کاهش یافته و بتوانید با اعتماد به نفس کامل در محیطهای کاری انگلیسیزبان فعالیت کنید.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | کاربرد در مدیریت |
|---|---|---|
| Front of House (FOH) | بخش جلویی رستوران | تمامی نقاطی که مشتری با آنها در تماس است (سالن، پذیرش). |
| Back of House (BOH) | بخش پشتی رستوران | بخشهایی که مشتری نمیبیند (آشپزخانه، انبار، دفتر مدیریت). |
| Inventory Management | مدیریت موجودی | کنترل و نظارت بر مواد اولیه و کالاهای موجود در انبار. |
| Labor Cost | هزینه نیروی کار | محاسبه دستمزد و هزینههای مربوط به پرسنل نسبت به فروش. |
بخش اول: درک ساختار رستوران (FOH vs. BOH)
برای شروع مدیریت در سطح استاندارد، ابتدا باید بدانید که رستوران به دو دنیای متفاوت تقسیم میشود. درک این تفاوتها به شما کمک میکند تا وظایف را بهتر برونسپاری (Delegate) کنید.
اصطلاحات بخش Front of House (FOH)
- Maitre d’hotel: مدیر سالن که مسئولیت رزروها و خوشآمدگویی را بر عهده دارد.
- Table Turnover: نرخ چرخش میز؛ یعنی در یک شیفت کاری، هر میز چند بار توسط مشتریان مختلف اشغال میشود.
- Upselling: تکنیک فروش پیشنهادی؛ مثلاً وقتی گارسون به مشتری پیشنهاد میدهد که در کنار غذای اصلی، پیشغذا هم سفارش دهد.
- POS System: سیستم پایانه فروش که برای ثبت سفارشها و پرداختها استفاده میشود.
اصطلاحات بخش Back of House (BOH)
- Line Cook: آشپزی که در بخش خاصی از خط تولید غذا (مثلاً گریل یا سالاد) کار میکند.
- Expeditor (Expo): فردی که رابط میان آشپزخانه و سالن است و نهایی شدن سفارشها را کنترل میکند.
- Food Cost: قیمت تمام شده غذا؛ یکی از حیاتیترین اعداد برای یک مدیر رستوران.
- FIFO (First In, First Out): سیستمی در انبارداری که میگوید موادی که زودتر وارد شدهاند، باید زودتر مصرف شوند تا از فساد جلوگیری شود.
بخش دوم: مدیریت مالی و عملیاتی در رستوران
بسیاری از زبانآموزان هنگام برخورد با اعداد و اصطلاحات مالی دچار “اضطراب زبان” میشوند. نگران نباشید؛ این فرمولها بسیار سادهتر از آن چیزی هستند که فکر میکنید. برای موفقیت در اصطلاحات مدیریت رستوران، باید با این عبارات کلیدی آشنا باشید:
شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs)
- Gross Profit: سود ناخالص؛ مابهالتفاوت فروش و هزینه مواد اولیه.
- COGS (Cost of Goods Sold): بهای تمام شده کالای فروخته شده.
- Waste Log: دفتر ثبت ضایعات؛ لیستی از غذاهایی که به هر دلیل دور ریخته شدهاند.
- Overhead Costs: هزینههای سربار (اجاره، برق، گاز و غیره).
فرمول ساده برای محاسبه سود:
Total Sales – COGS – Labor Cost – Overhead = Net Profit
بخش سوم: مدیریت منابع انسانی و برخورد با مشتری
در مدیریت رستوران، نحوه بیان جملات به اندازه معنای کلمات اهمیت دارد. به عنوان یک مدیر، شما باید بتوانید از ساختارهای “نرمکننده” (Softeners) استفاده کنید تا اقتدار خود را همراه با احترام حفظ کنید.
جملات کاربردی برای مدیریت پرسنل
- ✅ Correct: “Could you please double-check the inventory list by the end of your shift?” (محترمانه و حرفهای)
- ❌ Incorrect: “Check the inventory now!” (دستوری و تنشزا)
مدیریت شکایات مشتری (Complaint Handling)
زمانی که مشتری ناراضی است، استفاده از کلمات تسکیندهنده ضروری است. به این مراحل دقت کنید:
- Acknowledge: تایید مشکل (I understand your concern).
- Apologize: عذرخواهی رسمی (We sincerely apologize for the delay).
- Act: اقدام برای جبران (I will talk to the chef immediately and offer you a complimentary dessert).
بخش چهارم: تفاوتهای لهجه و فرهنگ (US vs. UK)
بسته به اینکه در کدام کشور فعالیت میکنید یا منوی شما بر چه اساسی نوشته شده، واژگان میتوانند متفاوت باشند. یک مدیر حرفهای باید به این تفاوتهای گویشی (Dialect Differences) آگاه باشد.
| موضوع | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| صورتحساب | Check | Bill |
| پیشغذا | Appetizer | Starter | Dessert | Pudding / Afters |
| نظافتچی/ظرفشور | Busser | Kitchen Porter |
بخش پنجم: اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از مدیران تصور میکنند که هرچه کلمات پیچیدهتری به کار ببرند، حرفهایتر به نظر میرسند. اما در دنیای واقعی رستورانداری، شفافیت (Clarity) حرف اول را میزند.
- اشتباه اول: استفاده از کلمه “Customer” به جای “Guest”. در مدیریت مدرن، واژه Guest حس میهماننوازی بیشتری منتقل میکند.
- اشتباه دوم: خلط میان “Recipe” (دستور پخت) و “Menu”. دستور پخت جزئیات فنی برای آشپز است، اما منو لیست انتخابی مشتری.
- اشتباه سوم: نادیده گرفتن کلمه “Comp”. این اصطلاح (مخفف Complimentary) به معنای رایگان دادن چیزی به مشتری برای جلب رضایت اوست و نباید با تخفیف معمولی اشتباه شود.
سوالات متداول (FAQ)
1. اصطلاح “86” در رستوران به چه معناست؟
این یک اصطلاح بسیار رایج در مدیریت رستوران است و زمانی به کار میرود که موجودی یک غذا تمام شده باشد و دیگر قابل سفارش نباشد. مثلاً: “86 the Salmon!” یعنی سالمون تمام شد، دیگر سفارش نگیرید.
2. تفاوت بین Service Charge و Tip چیست؟
Service Charge مبلغی است که به صورت رسمی و درصدی به صورتحساب اضافه میشود (معمولاً برای گروههای بزرگ)، اما Tip مبلغی اختیاری است که مشتری به میل خود به گارسون میدهد.
3. منظور از “In the Weeds” چیست؟
وقتی رستوران بسیار شلوغ میشود و پرسنل از حجم کار عقب میافتند و دچار سردرگمی میشوند، اصطلاحاً میگویند: “We are in the weeds!”
4. کلمه “Covers” در گزارشات مدیریتی به چه معناست؟
در اصطلاحات مدیریت رستوران، Cover به معنای تعداد مشتریانی است که در یک بازه زمانی خاص (مثلاً وعده ناهار) سرویس گرفتهاند.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات مدیریت رستوران نه تنها توانایی ارتباطی شما را افزایش میدهد، بلکه مستقیماً بر کارایی و سودآوری کسبوکار شما تأثیر میگذارد. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است. نگران فراموش کردن برخی لغات نباشید؛ مهمترین اصل در رستورانداری، برقراری ارتباط موثر و ایجاد تجربهای عالی برای میهمانان است.
پیشنهاد میکنیم از کلمات کلیدی این مقاله یک لیست کوچک (Cheat Sheet) تهیه کنید و در محیط کار همراه خود داشته باشید. با تکرار و تمرین، این لغات به بخشی از هویت حرفهای شما تبدیل خواهند شد. موفقیت در دستان شماست!




واقعاً مقاله کاربردی و دقیقی بود! من همیشه تو محیط کارم با اصطلاحات FOH و BOH مشکل داشتم، ولی توضیح شما خیلی واضح و روشن بود. ممنون از این راهنمای جامع!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا جان! درک دقیق تفاوت FOH و BOH برای مدیریت کارآمد رستوران حیاتیه. اگر سوال دیگهای در مورد نقشها یا مسئولیتهای هر بخش داشتید، حتماً بپرسید.
سلام. ممنون بابت مقاله عالی. میشه لطفاً COGS رو یه کم بیشتر توضیح بدید؟ دقیقاً چه مواردی رو شامل میشه و تلفظش چطوریه؟
سلام علی عزیز. COGS مخفف ‘Cost of Goods Sold’ هست و به معنی ‘بهای تمامشده کالای فروختهشده’ است. این شامل تمام هزینههای مستقیم مربوط به تولید کالاهای فروخته شده توسط یک شرکت (در اینجا، غذا و نوشیدنی) میشه. مثلاً قیمت مواد اولیه، هزینه نیروی کار مستقیم (آشپزها و گارسونها) و هزینههای بستهبندی. تلفظش هم به صورت ‘کگز’ (kogz) هست. امیدواریم واضح باشه!
توضیح ‘Turnover Rate’ خیلی به دردم خورد. من همیشه فکر میکردم فقط مربوط به مشتریه، نه کارکنان! میشه یه مثال عملی از نحوه محاسبهش تو رستوران بدید؟
مریم جان، خوشحالیم که مفید بوده! بله، ‘Turnover Rate’ هم برای مشتری (Customer Turnover) و هم برای کارکنان (Employee Turnover) استفاده میشه، اما در مدیریت رستوران معمولاً به معنی ‘نرخ خروج کارکنان’ است. برای محاسبه نرخ خروج کارکنان، تعداد کارکنانی که در یک دوره خاص (مثلاً یک سال) رستوران رو ترک کردن رو تقسیم بر میانگین تعداد کل کارکنان در همون دوره میکنید و ضربدر ۱۰۰. مثلاً اگه ۱۰ نفر در سال ترک کردن و میانگین ۴۰ کارمند داشتید، نرخ خروج ۲۵% میشه. این عدد نشوندهنده پایداری نیروی کار شماست.
بحث ‘Labor Cost’ خیلی مهمه. آیا فقط حقوق و دستمزد رو شامل میشه یا بیمه و مزایای دیگه هم توش محاسبه میشه؟
رضا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدید. ‘Labor Cost’ فراتر از صرفاً حقوق و دستمزد پایه است. این هزینه شامل تمام مخارج مرتبط با استخدام و نگهداری کارکنان میشه، از جمله حقوق پایه، اضافهکاری، مالیات حقوق و دستمزد، بیمه، مزایا (مثل بیمه درمانی، پاداشها) و حتی هزینههای مربوط به آموزش پرسنل. محاسبه دقیق ‘Labor Cost’ برای سودآوری رستوران حیاتیه.
توضیح ‘Inventory Management’ خیلی مفید بود. میشه بگید بهترین نرمافزارهای مدیریت موجودی برای رستورانها چی هستن؟ البته اگه تو حیطه تخصص شما باشه!
امیر عزیز، اگرچه تمرکز ما بیشتر روی آموزش زبان هست، اما برای ‘Inventory Management’ نرمافزارهای زیادی وجود داره که میتونن کمککننده باشن. برخی از محبوبترینها و کارآمدترینها عبارتند از: Toast POS (که ماژول مدیریت موجودی هم داره)، Square for Restaurants، و Upserve. اینها به شما کمک میکنن تا موجودی مواد اولیه رو بهینهسازی کنید، از هدر رفت جلوگیری کنید و هزینهها رو کاهش بدید.
سلام. ممنون بابت مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم تلفظ دقیق FOH و BOH چطوریه؟ مثل کلمههای عادی میخونیم یا مخففها رو تکتک؟
سلام نازنین گرامی. سوال خیلی خوبیه! در مورد FOH و BOH، معمولاً حروف رو به صورت تکتک تلفظ میکنن، یعنی ‘اِف-او-اِیچ’ و ‘بی-او-اِیچ’. این روش برای اکثر مخففهایی که به صورت حروف جداگانه نوشته میشن رایجه. اما بعضی مخففها مثل ‘NASA’ یا ‘NATO’ مثل یک کلمه کامل خونده میشن. خوشحالیم که به جزئیات تلفظ هم توجه دارید!
من یه مدتی تو یه رستوران بینالمللی کار میکردم، کاش اون موقع این مقاله رو داشتم! خیلی از این اصطلاحات رو نمیفهمیدم و حدس میزدم. الان که معنی دقیقشون رو خوندم، خیلی چیزها برام روشن شد.
پویا جان، خوشحالیم که این مقاله تونسته ابهامات گذشته رو براتون رفع کنه. تجربه کاری عملی در کنار دانش تخصصی اصطلاحات، ترکیب بسیار قدرتمندی رو میسازه. امیدواریم در آینده هم بتونیم مطالب مفیدی براتون ارائه بدیم.
مقاله عالی بود. پیشنهاد میکنم اگه ممکنه در آینده درباره اصطلاحات مرتبط با ‘Customer Service’ یا ‘Marketing’ تو حوزه رستوران هم بنویسید.
ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون، ژوبین عزیز! حتماً این موضوع رو برای مقالات آینده در نظر میگیریم. ‘Customer Service’ و ‘Marketing’ دو جنبه بسیار مهم در صنعت رستورانداری هستند که اصطلاحات تخصصی خودشون رو دارن و قطعاً برای زبانآموزان مفید خواهند بود.
وای این مقاله دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتم! من دارم برای مهاجرت اقدام میکنم و قصد دارم تو این حوزه کار کنم، این لغات خیلی کمکم میکنه تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم.
توضیحات BOH خیلی خوب بود. میشه چند نمونه دیگه از موقعیتهای شغلی که تو بخش Back of House قرار میگیرن رو نام ببرید؟ مثلاً سرآشپز هم جزو BOH هست؟
آرش عزیز، بله، سرآشپز (Head Chef) قطعاً جزو BOH محسوب میشه. علاوه بر سرآشپز، سایر نقشهای کلیدی در BOH عبارتند از: آشپزهای خط (Line Cooks)، کمکآشپزها (Prep Cooks)، ظرفشورها (Dishwashers)، مدیر انبار (Store Manager) و کارکنان مسئول دریافت و ذخیرهسازی مواد اولیه (Receiving Staff). همه اینها در پشت صحنه فعالیت میکنند تا عملیات رستوران به خوبی پیش بره.
همیشه فکر میکردم مکالمات انگلیسی توی محیط کار رستوران خیلی سخته، ولی با این توضیحات حس میکنم دیگه اونقدر هم ترسناک نیست. ممنون بابت این مقاله آرامشبخش و مفید!
شیما جان، دقیقاً هدف ما همین بوده که ‘اضطراب زبانی’ شما رو کاهش بدیم! با یادگیری اصطلاحات کلیدی و درک کاربردشون، اعتماد به نفس شما به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه. ادامه بدید و هر سوالی داشتید، حتماً بپرسید.
آیا این اصطلاحات مثل FOH و BOH، اصطلاحات رسمی محسوب میشن یا تو محیطهای غیررسمیتر هم میشه ازشون استفاده کرد؟
کیمیا جان، اصطلاحات FOH و BOH در محیطهای حرفهای صنعت رستورانداری کاملاً رایج و استاندارد هستند. نه تنها رسمی محسوب میشوند، بلکه استفاده از آنها نشاندهنده آشنایی شما با پروتکلها و دانش تخصصی این حوزه است. در مکالمات روزمره خارج از محیط کار رستوران کمتر شنیده میشوند، اما در هرگونه بحث حرفهای مربوط به مدیریت رستوران، کاملاً مناسب و معمول هستند.
من خودم یه رستوران دارم و الان که این مقاله رو خوندم، تازه متوجه شدم چقدر از این اصطلاحات رو اشتباه متوجه شده بودم. باید حتماً بیشتر روی اینا کار کنم.
میشه در بخش Inventory Management، چند مثال از مشکلاتی که ممکنه پیش بیاد و چطوری باید با این لغات بهش اشاره کرد رو توضیح بدید؟
هدیه عزیز، حتماً. در ‘Inventory Management’ ممکن است با چالشهایی مثل ‘food spoilage’ (فساد مواد غذایی)، ‘stockouts’ (تمام شدن موجودی یک قلم خاص)، ‘overstocking’ (موجودی بیش از حد) یا ‘theft/shrinkage’ (سرقت/کاهش موجودی بدون دلیل مشخص) مواجه شوید. برای اشاره به اینها میتوانید بگویید: ‘We have a high rate of food spoilage this week’ یا ‘We need to optimize our inventory to reduce shrinkage.’ این اصطلاحات به شما کمک میکنند تا مشکلات را به دقت بیان کنید.
توضیحاتی که درباره Labor Cost دادید عالی بود. آیا ما در فارسی اصطلاح دقیق و معادل همین رو داریم؟
فرهاد جان، بله، در فارسی ‘Labor Cost’ رو معمولاً به ‘هزینه نیروی کار’ یا ‘هزینههای پرسنلی’ ترجمه میکنیم. هرچند مفهوم دقیق و جامع ‘Labor Cost’ در انگلیسی که شامل همه مزایا و بیمهها هم میشه، ممکنه در ‘هزینه نیروی کار’ فارسی کمی نیاز به توضیح بیشتر داشته باشه، اما این ترجمهها رایجترین معادلها هستند.
سلام، این مقاله برای من که تازه وارد صنعت هتلداری شدم، فوقالعاده مفید بود. آیا اصطلاحات FOH و BOH در هتلداری هم کاربرد مشابهی دارند؟
سلام آتوسا جان. سوال بسیار خوبی است! بله، در صنعت هتلداری نیز مفاهیم مشابهی وجود دارد، اما ممکن است از اصطلاحات کمی متفاوت استفاده شود. مثلاً FOH تا حد زیادی به ‘Front Office’ یا بخش پذیرش هتل مرتبط است و BOH شامل بخشهایی مانند ‘Housekeeping’, ‘Kitchen’, ‘Laundry’ و ‘Maintenance’ میشود که مشتری مستقیماً با آنها در تماس نیست. هرچند اصطلاحات دقیقاً یکی نیستند، اما ایده ‘بخشهای در معرض دید مشتری’ و ‘بخشهای پشتیبانی’ کاملاً مشابه است.
با تشکر از مطلب پربارتون. آیا ‘Turnover Rate’ فقط برای کارکنان خروجی استفاده میشه یا شامل جابجایی بین بخشها هم میشه؟
بهرام عزیز، سوال دقیق و کاربردی! ‘Employee Turnover Rate’ عمدتاً بر خروج کارکنان از سازمان تمرکز دارد (چه داوطلبانه و چه غیرداوطلبانه). جابجایی بین بخشها در یک سازمان واحد معمولاً به عنوان ‘Internal Mobility’ یا ‘Internal Transfer’ شناخته میشود و جزو ‘Turnover Rate’ محاسبه نمیشود، زیرا فرد هنوز بخشی از شرکت است. هدف ‘Turnover Rate’ ارزیابی از دست دادن استعدادها و هزینههای استخدام مجدد است.
یکی از بزرگترین دغدغههای من همیشه فهمیدن اصطلاحات تخصصی بود که انگلیسیزبانها سریع میگن. این دستهبندی خیلی کمک کرد. میشه لطفاً مقالاتی هم درباره اصطلاحات مرتبط با ‘Menu Engineering’ بذارید؟
خوشحالیم که این مقاله به شما در درک بهتر کمک کرده، سحر جان. ‘Menu Engineering’ یک حوزه بسیار جذاب و حیاتی در مدیریت رستوران است که اصطلاحات خاص خود را دارد (مانند ‘Star’, ‘Plowhorse’, ‘Puzzle’, ‘Dog’). پیشنهاد شما را حتماً برای موضوعات آینده در نظر خواهیم گرفت تا به شما در تسلط بر این جنبه مهم نیز کمک کنیم.
سلام، مقاله عالی بود. به نظرتون برای شروع یادگیری این اصطلاحات، بهتره اول روی کدوم بخش تمرکز کنیم؟ مثلاً FOH یا BOH؟
سلام کاوه عزیز. برای شروع، بهترین رویکرد بستگی به نقشی دارد که قصد دارید در آن فعالیت کنید یا بیشترین تعامل را با آن دارید. اگر هدف شما مدیریت سالن یا ارتباط مستقیم با مشتری است، تمرکز بر اصطلاحات FOH (مانند ‘Host/Hostess’, ‘Server’, ‘Table Turn Time’) منطقیتر است. اما اگر علاقهمند به آشپزخانه یا لجستیک هستید، اصطلاحات BOH (مانند ‘Prep Station’, ‘Food Cost’, ‘Waste Management’) اولویت دارند. در حالت ایدهآل، آشنایی با هر دو بخش ضروری است.
مقاله خیلی خوبی بود، واقعاً بهش نیاز داشتم! الان میفهمم چرا همیشه موقع گفتگو با تأمینکنندگان خارجی مشکل داشتم. ممنون از زحماتتون.