- چطور میتوانم با اصطلاحات پیچیده و لغات تخصصی رادیولوژی آشنا شوم؟
- رایجترین کلمات اختصاری در گزارشهای سیتی اسکن و MRI چه معنایی دارند؟
- برای درک بهتر گزارشهای تصویربرداری پزشکی، کدام واژگان کلیدی هستند؟
- آیا راهی برای یادگیری سریع و دستهبندی شده اصطلاحات رادیولوژی وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای تصویربرداری پزشکی پر از اصطلاحات و واژگان منحصر به فردی است که درک آنها برای دانشجویان پزشکی، رادیولوژیستها، تکنسینها و حتی بیماران کنجکاو، امری ضروری است. تسلط بر لغات تخصصی رادیولوژی نه تنها به فهم بهتر گزارشها کمک میکند، بلکه ارتباط میان کادر درمان را نیز دقیقتر و کارآمدتر میسازد. با ما همراه باشید تا سفری به دنیای این واژگان داشته باشیم و به صورت دستهبندی شده و کاربردی، مهمترین اصطلاحات را بیاموزیم.
چرا یادگیری لغات تخصصی رادیولوژی اهمیت دارد؟
رادیولوژی یکی از شاخههای پزشکی است که با استفاده از فناوریهای تصویربرداری به تشخیص و گاهی درمان بیماریها میپردازد. گزارشهایی که توسط متخصصان رادیولوژی نوشته میشوند، زبان مشترک میان پزشکان برای تصمیمگیریهای بالینی است. یک گزارش دقیق و قابل فهم، میتواند مسیر درمان بیمار را به کلی تغییر دهد. به همین دلیل، آشنایی کامل با لغات تخصصی رادیولوژی برای تمام فعالان حوزه سلامت، از جمله پزشکان عمومی، متخصصان سایر رشتهها، پرستاران و دانشجویان پزشکی، یک مهارت حیاتی محسوب میشود. این دانش به آنها کمک میکند تا:
- گزارشهای تصویربرداری را با دقت و سرعت بیشتری تفسیر کنند.
- ارتباط مؤثرتری با متخصصان رادیولوژی برقرار نمایند.
- از خطاهای احتمالی در تشخیص و درمان جلوگیری کنند.
- دانش بالینی خود را عمیقتر کرده و درک بهتری از وضعیت بیمار داشته باشند.
واژگان پایه و کلیدی در رادیولوژی
پیش از ورود به اصطلاحات پیچیده، بهتر است با برخی مفاهیم و کلمات پایهای که در اکثر گزارشهای رادیولوژی تکرار میشوند، آشنا شویم. این کلمات معمولاً برای توصیف ویژگیهای تصاویر به کار میروند.
توصیف چگالی و روشنایی در تصاویر
در تصویربرداری پزشکی، بافتهای مختلف بدن بر اساس میزان جذب یا عبور اشعه، سیگنالهای متفاوتی از خود نشان میدهند که منجر به ایجاد سایههایی با درجات مختلف روشنایی میشود.
- Radiopaque (رادیواپک): به ساختار یا مادهای گفته میشود که اشعه ایکس را به سختی از خود عبور میدهد و در تصویر به رنگ سفید یا روشن دیده میشود. استخوانها و مواد حاجب نمونههای بارز رادیواپک هستند.
- Radiolucent (رادیولوسنت): به ساختاری اطلاق میشود که اشعه ایکس به راحتی از آن عبور میکند و در تصویر به رنگ سیاه یا تیره ظاهر میشود. هوا در ریهها یک مثال خوب از رادیولوسنت است.
- Density (دانسیته): به معنای چگالی است و میزان روشنایی یا تیرگی یک ناحیه در تصویر را توصیف میکند. مثلاً در سیتی اسکن از اصطلاحات Hyperdense (چگالی بالا، روشنتر)، Hypodense (چگالی پایین، تیرهتر) و Isodense (چگالی یکسان با بافت اطراف) استفاده میشود.
- Signal Intensity (شدت سیگنال): این اصطلاح عمدتاً در MRI کاربرد دارد و میزان روشنایی یک بافت را توصیف میکند. از اصطلاحات Hypointense (سیگنال کم، تیره)، Hyperintense (سیگنال بالا، روشن) و Isointense (سیگنال برابر با بافت مجاور) برای توصیف آن استفاده میشود.
اصطلاحات مربوط به جهت و موقعیت
برای توصیف دقیق محل یک یافته در بدن، از واژگان استانداردی استفاده میشود که موقعیت آن را نسبت به سایر ساختارها مشخص میکند.
- Anterior (قدامی): به سمت جلوی بدن.
- Posterior (خلفی): به سمت پشت بدن.
- Superior (فوقانی): به سمت بالای بدن یا سر.
- Inferior (تحتانی): به سمت پایین بدن یا پا.
- Medial (داخلی): نزدیکتر به خط میانی بدن.
- Lateral (خارجی): دورتر از خط میانی بدن.
- Proximal (پروگزیمال): نزدیکتر به تنه یا نقطه شروع یک اندام.
- Distal (دیستال): دورتر از تنه یا نقطه شروع یک اندام.
لغات تخصصی رادیولوژی بر اساس نوع مدالیته تصویربرداری
هر یک از روشهای تصویربرداری، اصطلاحات و مفاهیم خاص خود را دارند. در ادامه، به بررسی مهمترین واژگان در هر مدالیته میپردازیم.
۱. رادیوگرافی ساده (X-ray) و فلوروسکوپی
رادیوگرافی ساده پایهایترین و رایجترین روش تصویربرداری است. فلوروسکوپی نیز نوعی تصویربرداری با اشعه ایکس به صورت زنده و ویدیویی است.
- Projection (نما): به زاویهای که اشعه ایکس از آن به بدن تابیده میشود، اشاره دارد. رایجترین نماها عبارتند از:
- AP (Anteroposterior): اشعه از جلو به پشت تابیده میشود.
- PA (Posteroanterior): اشعه از پشت به جلو تابیده میشود (نمای استاندارد در رادیوگرافی قفسه سینه).
- Lateral (لترال): اشعه از یک سمت (چپ یا راست) تابیده میشود.
- Oblique (اوبلیک): اشعه با زاویه بین نماهای اصلی تابیده میشود.
- Contrast agent (ماده حاجب): مادهای (مانند باریم یا ید) که برای برجسته کردن ساختارهای خاصی مانند عروق یا دستگاه گوارش به بیمار تزریق یا خورانده میشود.
- Air-fluid level (سطح مایع-هوا): خط افقی واضحی که در تصاویر ایستاده، مرز بین هوا و مایع را (مثلاً در روده یا آبسه) نشان میدهد.
- Consolidation (تراکم): پر شدن فضاهای هوایی ریه (آلوئولها) با مایع، چرک یا سلول که باعث ایجاد یک ناحیه رادیواپک در عکس قفسه سینه میشود.
۲. توموگرافی کامپیوتری (CT Scan)
سیتی اسکن با استفاده از اشعه ایکس و پردازش کامپیوتری، تصاویر مقطعی و سهبعدی دقیقی از بدن ایجاد میکند.
- Slice (برش): هر یک از تصاویر مقطعی که توسط دستگاه سیتی اسکن تولید میشود.
- Windowing (پنجرهبندی): تنظیم نرمافزاری روشنایی و کنتراست تصویر برای مشاهده بهتر بافتهای خاص (مانند پنجره استخوان یا پنجره بافت نرم).
- Attenuation (تضعیف): میزان کاهش شدت اشعه ایکس هنگام عبور از یک بافت. این مقدار با واحد هانسفیلد (Hounsfield Unit – HU) اندازهگیری میشود.
- Enhancement (تقویت): افزایش روشنایی یک بافت پس از تزریق ماده حاجب وریدی که نشاندهنده خونرسانی بالای آن ناحیه است.
- Artifact (آرتیفکت): هرگونه نقص یا اعوجاج در تصویر که ناشی از حرکت بیمار، وجود فلز یا محدودیتهای فنی دستگاه باشد.
۳. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI)
MRI از میدانهای مغناطیسی قوی و امواج رادیویی برای تولید تصاویر بسیار دقیق از بافتهای نرم بدن استفاده میکند.
- Sequence (سکانس): یک برنامه مشخص برای ارسال پالسهای رادیویی و دریافت سیگنال که منجر به تولید تصاویری با ویژگیهای خاص میشود. سکانسهای رایج عبارتند از:
- T1-weighted: در این سکانس، چربی روشن و مایعات (مانند آب و CSF) تیره دیده میشوند. برای بررسی آناتومی بسیار مناسب است.
- T2-weighted: در این سکانس، مایعات و آسیبهای بافتی (ادم) روشن دیده میشوند و برای تشخیص ضایعات پاتولوژیک کاربرد فراوانی دارد.
- FLAIR (Fluid-Attenuated Inversion Recovery): یک نوع سکانس T2 است که در آن سیگنال مایع مغزی-نخاعی (CSF) حذف شده تا ضایعات اطراف بطنهای مغزی بهتر دیده شوند.
- Diffusion-Weighted Imaging (DWI): سکانسی که به حرکت مولکولهای آب حساس است و برای تشخیص سکته مغزی حاد بسیار ارزشمند است.
- Gadolinium (گادولینیوم): ماده حاجب رایج در MRI که به صورت وریدی تزریق میشود تا عروق و ضایعات خاصی را برجسته کند.
۴. سونوگرافی (Ultrasound)
سونوگرافی با استفاده از امواج صوتی با فرکانس بالا، تصاویری از اعضای داخلی بدن ایجاد میکند و فاقد اشعه یونیزان است.
- Transducer/Probe (پروب): وسیلهای که امواج صوتی را ارسال و دریافت میکند.
- Echogenicity (اکوژنیسیته): توانایی یک بافت در بازتاب امواج صوتی.
- Hyperechoic (هایپراکو): بافتی که امواج را به شدت بازتاب میدهد و در تصویر روشن دیده میشود (مانند سنگ یا استخوان).
- Hypoechoic (هایپواکو): بافتی که امواج را کمتر بازتاب میدهد و تیرهتر از بافت اطراف است.
- Anechoic (آناکو): ساختاری که هیچ امواجی را بازتاب نمیدهد و کاملاً سیاه دیده میشود (مانند کیستهای حاوی مایع زلال).
- Acoustic shadowing (سایه صوتی): ناحیه تاریکی که در پشت یک ساختار هایپراکو (مانند سنگ کیسه صفرا) ایجاد میشود، زیرا امواج صوتی قادر به عبور از آن نیستند.
- Doppler (داپلر): نوعی از سونوگرافی که برای ارزیابی جریان خون در عروق استفاده میشود.
جدول کلمات اختصاری رایج در گزارشهای رادیولوژی
در گزارشهای رادیولوژی، برای صرفهجویی در وقت و فضا، از کلمات اختصاری زیادی استفاده میشود. آشنایی با این موارد برای درک سریع گزارش ضروری است.
| مخفف (Abbreviation) | عبارت کامل (Full Term) | معنی فارسی |
|---|---|---|
| CXR | Chest X-Ray | رادیوگرافی قفسه سینه |
| CT | Computed Tomography | توموگرافی کامپیوتری |
| MRI | Magnetic Resonance Imaging | تصویربرداری رزونانس مغناطیسی |
| US | Ultrasound | سونوگرافی |
| IVP | Intravenous Pyelogram | پیلوگرام وریدی (عکس رنگی از کلیهها) |
| PACS | Picture Archiving and Communication System | سیستم آرشیو و تبادل تصاویر پزشکی |
| AKA | Above Knee Amputation | قطع عضو بالای زانو |
| Fx | Fracture | شکستگی |
| Dx | Diagnosis | تشخیص |
| Hx | History | تاریخچه پزشکی بیمار |
چگونه لغات تخصصی رادیولوژی را بهتر بیاموزیم؟
یادگیری این حجم از لغات ممکن است در ابتدا دلهرهآور به نظر برسد، اما با استفاده از روشهای صحیح میتوانید این فرآیند را سادهتر کنید.
- یادگیری ریشهای: بسیاری از لغات تخصصی رادیولوژی از پیشوندها، ریشهها و پسوندهای لاتین و یونانی تشکیل شدهاند. با یادگیری معانی این اجزا، میتوانید معنای بسیاری از کلمات جدید را حدس بزنید. (مثلاً پیشوند “hyper” به معنای “زیاد” و “hypo” به معنای “کم” است).
- استفاده از فلشکارت: فلشکارتها، چه فیزیکی و چه دیجیتال، ابزاری عالی برای تکرار و به خاطر سپردن لغات هستند.
- مشاهده و تحلیل گزارشهای واقعی: سعی کنید به گزارشهای رادیولوژی (بدون اطلاعات هویتی بیمار) دسترسی پیدا کرده و همزمان با مشاهده تصاویر، گزارش را بخوانید. این کار به شما کمک میکند تا کلمات را در بستر واقعی خود ببینید.
- دستهبندی لغات: لغات را بر اساس سیستمهای بدن (مثلاً سیستم اسکلتی، عصبی، گوارشی) یا بر اساس نوع مدالیته تصویربرداری دستهبندی کنید تا یادگیری آنها منظمتر شود.
- ایجاد یک واژهنامه شخصی: هرگاه با لغت جدیدی مواجه شدید، آن را همراه با معنی و یک مثال کوتاه در دفترچهای یادداشت کنید.
در نهایت، تسلط بر لغات تخصصی رادیولوژی یک فرآیند مستمر است که نیازمند تکرار و تمرین مداوم است. هرچه بیشتر با این زبان تخصصی درگیر شوید، درک شما از دنیای شگفتانگیز تصویربرداری پزشکی عمیقتر خواهد شد و این مهارت به یک ابزار قدرتمند در حرفه پزشکی شما تبدیل خواهد گشت.




خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. من همیشه کلمه Contrast رو در گزارشها میدیدم ولی دقیقاً نمیدونستم تفاوت Oral Contrast با IV Contrast چیه. میشه بیشتر توضیح بدید؟
خواهش میکنم سارا جان! در اصطلاحات رادیولوژی، Contrast به معنای ‘ماده حاجب’ است. Oral Contrast به صورت خوراکی مصرف میشود تا دستگاه گوارش بهتر دیده شود، اما IV Contrast (مخفف Intravenous) از طریق ورید تزریق میشود تا عروق و اندامهای داخلی در تصویربرداری واضحتر باشند.
من توی سریالهای پزشکی مثل Grey’s Anatomy زیاد میشنوم که میگن ‘Get a CT, STAT’. این STAT دقیقاً مخفف چیه؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود رضا! واژه STAT مخفف کلمه لاتین ‘statim’ به معنای ‘بلافاصله’ یا ‘فوری’ است. در محیطهای درمانی وقتی آزمایشی STAT درخواست میشود، یعنی باید در اولویت قرار بگیرد.
تفاوت بین Benign و Malignant در گزارشهای رادیولوژی خیلی حیاتیه. ممکنه تلفظ صحیحشون رو هم بگید؟
بله حتماً. Benign (بِناین) به معنای خوشخیم و Malignant (مَلیگنِنت) به معنای بدخیم است. یادگیری این دو واژه برای درک نتیجه نهایی گزارش بسیار مهم است.
بسیار عالی بود. برای من بخش مربوط به جهتهای تصویربرداری مثل Sagittal و Axial کمی گیجکننده است. آیا معادل سادهتری در انگلیسی روزمره دارند؟
امیرحسین عزیز، اینها اصطلاحات آناتومیک هستند. Sagittal تصویر را به چپ و راست تقسیم میکند (Side view) و Axial یا Transverse تصویر را به بالا و پایین تقسیم میکند (Cross-section). در انگلیسی عمومی شاید بشه از Longitudinal و Horizontal استفاده کرد اما در رادیولوژی فقط همان اصطلاحات تخصصی به کار میرود.
من دیروز توی گزارشم کلمه Artifact رو دیدم. فکر کردم شاید مشکلی در عضوم وجود داره، ولی بعداً فهمیدم مربوط به دستگاهه. درسته؟
دقیقاً نازنین جان. Artifact در رادیولوژی به معنای هرگونه خطا یا نویز در تصویر است که ناشی از حرکت بیمار یا نقص فنی دستگاه باشد و ربطی به وضعیت فیزیولوژیک بدن ندارد.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش یک لیست از پسوندهای رایج مثل -graphy و -gram هم بذارید.
پیشنهاد عالی بود فرهاد! به طور خلاصه: -graphy به فرآیند تصویربرداری (مثل Angiography) و -gram به محصول نهایی یا همان عکس (مثل Angiogram) اشاره دارد. حتماً در مقالات بعدی بیشتر به این ریشهها میپردازیم.
اصطلاح Incidental finding یعنی چی؟ من این رو در یک مقاله خوندم ولی متوجه مفهومش نشدم.
نیلوفر عزیز، این اصطلاح به معنای ‘یافته اتفاقی’ است. یعنی پزشک در حال بررسی یک مشکل خاص بوده، اما به طور تصادفی متوجه مورد دیگری در تصویر شده که انتظارش را نداشته است.
فرق بین MRI و MRA چیه؟ فقط یک حرف فرق دارن ولی انگار کاربردشون متفاوته.
بله حامد جان، MRA مخفف Magnetic Resonance Angiography است. حرف A مخفف Angiography است که یعنی تمرکز تصویربرداری به طور اختصاصی روی رگهای خونی (Blood vessels) است.
برای گفتن ‘عکس رادیولوژی گرفتن’ از چه فعلی استفاده کنیم بهتره؟ Take an X-ray درسته؟
در مکالمات روزمره ‘Take an X-ray’ کاملاً درسته. اما در متون علمی و رسمیتر معمولاً از فعل ‘Undergo’ استفاده میشود، مثلاً: The patient underwent a CT scan.
کلمات Radiopaque و Radiolucent خیلی شبیه هم هستن. چطوری یادمون بمونه کدوم سفیده و کدوم سیاه؟
یک راه ساده برای حفظ کردن: Opaque یعنی کدر، پس Radiopaque یعنی اشعه از آن رد نمیشود و سفید دیده میشود (مثل استخوان). Lucent از ریشه Light میآید، پس Radiolucent یعنی اشعه راحت رد میشود و سیاه دیده میشود (مثل ریه).
من شنیدم وقتی نتیجه آزمایش ‘Negative’ باشه یعنی خوبه، در حالی که در انگلیسی عمومی منفی بودن بار معنایی بدی داره. این در رادیولوژی هم صدق میکنه؟
بله سامان، این یکی از تفاوتهای جالب زبان پزشکی است! Negative در گزارش رادیولوژی یعنی شواهدی از بیماری یا مورد غیرطبیعی یافت نشده است، پس خبر خوبی محسوب میشود.
کلمه Abnormality خیلی تکرار میشه. آیا مترادف دیگهای هم داره که حرفهایتر باشه؟
بله سپیده جان، واژگانی مثل Anomaly (ناهنجاری) یا Deviation (انحراف از حالت نرمال) هم استفاده میشوند، اما در گزارشهای تصویربرداری واژه ‘Lesion’ (ضایعه) هم بسیار پرکاربرد است.
اصطلاح ‘Unremarkable’ رو در انتهای اکثر گزارشها میبینم. این یعنی پزشک نتونسته چیزی تشخیص بده؟
اتفاقاً برعکس علی عزیز! Unremarkable یعنی ‘هیچ مورد قابل توجه یا غیرطبیعی دیده نشد’. در واقع یعنی آن بخش از بدن کاملاً نرمال و سالم است. این یکی از خوشحالکنندهترین کلمات در گزارش پزشکی است!
تفاوت Acute و Chronic در تشخیصهای تصویربرداری چیه؟
مهسا جان، Acute به معنای حاد است، یعنی مشکلی که ناگهانی و به تازگی به وجود آمده. Chronic به معنای مزمن است، یعنی بیماری یا وضعیتی که برای مدت طولانی (ماهها یا سالها) همراه بیمار بوده است.
مقاله خیلی مفیدی بود، مخصوصاً برای منی که دانشجوی ترم یک رادیولوژی هستم. ممنون از تیم Englishvocabulary.
خوشحالیم که برایت مفید بوده پویا جان! برای موفقیت در رشتهات، حتماً روی اصطلاحات لاتین و ریشههای یونانی کلمات تمرکز کن.
کلمه ‘Lesion’ که در متن بود، فقط برای تومور استفاده میشه؟
خیر میترا جان، Lesion یک اصطلاح کلی برای هر نوع آسیب، زخم، یا تغییر غیرطبیعی در بافت بدن است. میتواند شامل تومور، آبسه، یا حتی یک زخم ساده باشد.
بسیار عالی و دقیق. خسته نباشید.
دمتون گرم، تلفظ صوتی هم اگه اضافه کنید عالی میشه.
بسیار آموزنده بود، لطفاً در مورد اصطلاحات سونوگرافی هم مطلب بذارید.
من همیشه فکر میکردم رادیولوژی فقط یعنی عکس از دست و پا! مرسی که دیدم رو باز کردید.