- آیا تا به حال در مورد فرآیند **عرضه محصول جدید** در جلسات انگلیسیزبان احساس سردرگمی کردهاید؟
- نگران استفاده از **لغات کسب و کار** اشتباه در مکالمات مهم کاری هستید؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس درباره **استراتژیهای بازاریابی** و معرفی محصول جدید خود صحبت کنید؟
- برای بیان **پیشنهاد ارزش منحصربهفرد** محصول خود به مخاطبان جهانی با چالش روبرو هستید؟
- آیا حس میکنید دانش محدود شما از **واژگان عرضه محصول** میتواند مانع پیشرفت شغلیتان شود؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، نگران نباشید! این راهنما برای شماست. ما در این مقاله، تمام **لغات عرضه محصول** کلیدی و ضروری را به شکلی ساده و کاربردی تشریح میکنیم تا دیگر هرگز در صحبت کردن درباره معرفی محصول جدید در محیطهای انگلیسیزبان دچار اشتباه نشوید و با قدرت و اطمینان کامل ظاهر شوید.
| اصطلاح کلیدی | معنی فارسی | کاربرد در یک جمله |
|---|---|---|
| Product Launch | عرضه محصول | The product launch was carefully planned over several months. |
| Target Audience | مخاطب هدف | We need to clearly define our target audience before designing the campaign. |
| Marketing Campaign | کمپین بازاریابی | The success of the new product depends heavily on an effective marketing campaign. |
| Value Proposition | پیشنهاد ارزش | Our value proposition emphasizes sustainability and innovation. |
| Press Release | بیانیه مطبوعاتی | A press release was issued to announce the upcoming product. |
چرا واژگان عرضه محصول برای شما حیاتی است؟
در دنیای تجارت امروز که مرزها معنای گذشته را ندارند، توانایی برقراری ارتباط موثر در سطح بینالمللی یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود. زمانی که صحبت از معرفی یک محصول جدید به بازار میشود، استفاده دقیق از واژگان صحیح نه تنها شما را حرفهایتر نشان میدهد، بلکه از بروز سوءتفاهمهای پرهزینه نیز جلوگیری میکند. تسلط بر لغات عرضه محصول به شما این امکان را میدهد که با مدیران، بازاریابان، سرمایهگذاران و رسانههای جهانی به طور روان و قدرتمند ارتباط برقرار کنید و مسیر پیشرفت شغلی خود را هموار سازید. این مهارت به شما کمک میکند تا ایدهها، استراتژیها و مزایای محصولات خود را به شکلی قانعکننده و تأثیرگذار بیان کنید.
مفاهیم و واژگان کلیدی پیش از عرضه (Pre-Launch Terminology)
پیش از آنکه محصولی به بازار عرضه شود، مراحل متعددی طی میشود که هر یک واژگان خاص خود را دارند. درک این اصطلاحات برای شرکت در بحثهای استراتژیک و برنامهریزی حیاتی است.
تحقیقات بازار (Market Research)
این مرحله شامل جمعآوری و تحلیل اطلاعات درباره بازار، مشتریان بالقوه و رقبا است تا شرکت بتواند تصمیمات آگاهانهتری بگیرد.
- Market Analysis (تحلیل بازار): مطالعه جامع ویژگیهای بازار، از جمله اندازه، رشد، روندها و فرصتها.
- Competitor Analysis (تحلیل رقبا): ارزیابی نقاط قوت و ضعف رقبا، استراتژیهای آنها و موقعیتشان در بازار.
- Target Market (بازار هدف): گروه خاصی از مصرفکنندگان که یک شرکت قصد دارد محصولات یا خدمات خود را به آنها بفروشد.
- Customer Segmentation (تقسیمبندی مشتریان): تقسیم بازار به گروههای کوچکتر از مشتریان با نیازها یا ویژگیهای مشابه.
مثالها:
- ✅ Correct: Our market analysis revealed a significant demand for eco-friendly products. (تحلیل بازار ما تقاضای قابل توجهی برای محصولات سازگار با محیط زیست را نشان داد.)
- ❌ Incorrect: We did a market study of our competitors. (استفاده از study به جای analysis دقیق نیست، مگر اینکه در بافت خاصی به معنی یک مطالعه موردی باشد.)
- ✅ Correct: Identifying our primary target market is crucial for successful marketing. (شناسایی بازار هدف اصلی ما برای بازاریابی موفق حیاتی است.)
توسعه محصول (Product Development)
مرحله طراحی، مهندسی و ساخت محصول جدید.
- Prototype (نمونه اولیه): یک مدل اولیه از محصول که برای آزمایش و ارزیابی ساخته میشود.
- Beta Testing (آزمایش بتا): آزمایش یک نسخه تقریباً نهایی از محصول توسط گروهی از کاربران واقعی قبل از عرضه عمومی.
- Minimum Viable Product (MVP) (حداقل محصول پذیرفتنی): نسخهای از محصول با حداقل ویژگیها که برای جلب کاربران اولیه و جمعآوری بازخورد کافی است.
- Feature Set (مجموعه ویژگیها): فهرستی از قابلیتها و عملکردهای یک محصول.
مثالها:
- ✅ Correct: The engineers are working on the final prototype before mass production. (مهندسان قبل از تولید انبوه در حال کار بر روی نمونه اولیه نهایی هستند.)
- ❌ Incorrect: We are doing a product trial with our beta users. (product trial بیشتر برای آزمایش محصول نهایی در بازار است. Beta testing اصطلاح دقیقتر است.)
- ✅ Correct: The MVP helped us gather valuable user feedback early on. (MVP به ما کمک کرد بازخورد ارزشمندی از کاربران را زودتر جمعآوری کنیم.)
استراتژیگذاری (Strategy Formulation)
تعیین برنامههای جامع برای موقعیتیابی و فروش محصول در بازار.
- Value Proposition (پیشنهاد ارزش): مجموعهای از مزایای منحصربهفرد که یک محصول به مشتری ارائه میدهد و آن را از رقبا متمایز میکند.
- Unique Selling Proposition (USP) (نقطه فروش منحصربهفرد): ویژگی یا مزیتی خاص که محصول شما را از رقبا جدا میکند.
- Pricing Strategy (استراتژی قیمتگذاری): روش تعیین قیمت برای یک محصول یا خدمت.
- Positioning (موقعیتیابی): نحوه معرفی محصول به بازار و قرار گرفتن آن در ذهن مشتریان نسبت به رقبا.
مثالها:
- ✅ Correct: Our value proposition highlights the product’s superior performance and durability. (پیشنهاد ارزش ما بر عملکرد عالی و دوام محصول تأکید دارد.)
- ❌ Incorrect: We need a good price plan for the new item. (price plan اصطلاح عمومی است. Pricing strategy اصطلاح تجاری دقیقتری است.)
- ✅ Correct: The new smartphone’s USP is its extended battery life. (نقطه فروش منحصربهفرد گوشی هوشمند جدید، عمر باتری طولانی آن است.)
واژگان اصلی در فاز عرضه (Launch Phase Terminology)
هنگامی که محصول آماده است، زمان آن میرسد که آن را به جهان معرفی کنیم. این مرحله نیز دارای اصطلاحات خاص خود است.
رویداد و ارتباطات (Event & Communications)
فعالیتهایی که برای جلب توجه رسانهها و عموم به محصول جدید انجام میشود.
- Launch Event (رویداد عرضه): یک مراسم رسمی برای معرفی عمومی محصول.
- Press Conference (کنفرانس مطبوعاتی): جلسهای رسمی که در آن اطلاعات مهمی به خبرنگاران ارائه میشود.
- Media Kit (کیت رسانهای): مجموعهای از اطلاعات و مواد تبلیغاتی برای ارائه به رسانهها.
- Press Release (بیانیه مطبوعاتی): یک اعلامیه رسمی که به رسانهها ارسال میشود تا خبری را منتشر کنند.
- Embargo (محدودیت انتشار خبر): توافقی که بر اساس آن رسانهها تا زمان مشخصی حق انتشار خبری را ندارند.
مثالها:
- ✅ Correct: The CEO will announce the product at the official launch event next month. (مدیرعامل محصول را در رویداد عرضه رسمی ماه آینده معرفی خواهد کرد.)
- ❌ Incorrect: We will hold a media meeting for the new product. (media meeting عمومی است. Press conference یا media briefing اصطلاحات دقیقتر هستند.)
- ✅ Correct: The press release included high-resolution images of the product. (بیانیه مطبوعاتی شامل تصاویر با کیفیت بالا از محصول بود.)
بازاریابی و تبلیغات (Marketing & Advertising)
استراتژیها و تاکتیکهایی که برای ترویج و فروش محصول به کار میروند.
- Marketing Campaign (کمپین بازاریابی): یک برنامه جامع برای ترویج و فروش محصول در یک دوره زمانی مشخص.
- Promotional Offer (پیشنهاد تبلیغاتی): تخفیف یا مزیت ویژهای که برای تشویق به خرید ارائه میشود.
- Ad Campaign (کمپین تبلیغاتی): مجموعهای از تبلیغات مرتبط که از طریق کانالهای مختلف منتشر میشوند.
- Brand Awareness (آگاهی از برند): میزان شناخته شدن یک برند توسط مصرفکنندگان.
- Lead Generation (تولید سرنخ): فرآیند جذب مشتریان بالقوه و علاقهمند.
مثالها:
- ✅ Correct: The new marketing campaign focuses on digital channels. (کمپین بازاریابی جدید بر کانالهای دیجیتال تمرکز دارد.)
- ❌ Incorrect: We need some good product ads. (product ads عمومی است. Ad campaign یا specific ad placements اصطلاح دقیقتری است.)
- ✅ Correct: Our goal is to increase brand awareness by 30% in the first quarter. (هدف ما افزایش ۳۰ درصدی آگاهی از برند در سه ماهه اول است.)
توزیع و فروش (Distribution & Sales)
چگونگی رساندن محصول به دست مشتری و فرآیندهای مرتبط با فروش.
- Distribution Channel (کانال توزیع): مسیرهایی که محصول از تولیدکننده به مصرفکننده میرسد (مثلاً خردهفروشی، آنلاین، عمدهفروشی).
- Retailer (خردهفروش): شرکتی که کالا را مستقیماً به مصرفکنندگان نهایی میفروشد.
- Wholesaler (عمدهفروش): شرکتی که کالا را به خردهفروشان یا سایر مشاغل میفروشد.
- Sales Forecast (پیشبینی فروش): تخمین میزان فروش محصول در یک دوره زمانی مشخص.
- Inventory (موجودی): تعداد محصولات موجود برای فروش.
مثالها:
- ✅ Correct: We are expanding our distribution channels to include more online platforms. (ما در حال گسترش کانالهای توزیع خود برای شامل شدن پلتفرمهای آنلاین بیشتر هستیم.)
- ❌ Incorrect: We need a better selling prediction for the next quarter. (selling prediction صحیح نیست. Sales forecast اصطلاح استاندارد است.)
- ✅ Correct: The new product will be available through major retailers nationwide. (محصول جدید از طریق خردهفروشان اصلی در سراسر کشور در دسترس خواهد بود.)
اصطلاحات پس از عرضه و ارزیابی (Post-Launch & Evaluation Terminology)
پس از عرضه محصول، کار به پایان نمیرسد. نظارت بر عملکرد، جمعآوری بازخورد و برنامهریزی برای آینده از اهمیت بالایی برخوردار است.
عملکرد و بازخورد (Performance & Feedback)
بررسی موفقیت محصول و واکنش بازار نسبت به آن.
- Key Performance Indicators (KPIs) (شاخصهای کلیدی عملکرد): معیارهایی که برای ارزیابی موفقیت محصول در دستیابی به اهداف استفاده میشوند.
- Sales Figures (ارقام فروش): دادههای مربوط به میزان فروش محصول.
- Customer Feedback (بازخورد مشتری): نظرات، پیشنهادات و انتقادات مشتریان درباره محصول.
- Post-Mortem Analysis (تحلیل پس از عرضه): بررسی جامع فرآیند عرضه محصول برای شناسایی موفقیتها و شکستها و درسهای آموخته شده.
- Market Share (سهم بازار): درصد کلی بازار که توسط محصول شما اشغال شده است.
مثالها:
- ✅ Correct: Our main KPIs for this launch are customer acquisition cost and conversion rate. (KPIهای اصلی ما برای این عرضه، هزینه جذب مشتری و نرخ تبدیل هستند.)
- ❌ Incorrect: We need to see the selling numbers from last month. (selling numbers عامیانه است. Sales figures اصطلاح مناسب است.)
- ✅ Correct: Positive customer feedback is crucial for improving the product in future iterations. (بازخورد مثبت مشتری برای بهبود محصول در نسخههای آینده حیاتی است.)
توسعه و پشتیبانی (Evolution & Support)
برنامهریزی برای بهروزرسانیها و حفظ رضایت مشتری پس از عرضه.
- Product Update (بهروزرسانی محصول): انتشار نسخهای جدید از محصول با بهبودها یا ویژگیهای اضافه شده.
- Bug Fix (رفع اشکال): اصلاح نواقص یا مشکلات نرمافزاری یا سختافزاری محصول.
- Customer Support (پشتیبانی مشتری): خدماتی که به مشتریان برای حل مشکلات یا پاسخ به سوالاتشان ارائه میشود.
- Lifecycle Management (مدیریت چرخه عمر محصول): فرآیند نظارت و مدیریت محصول از معرفی تا پایان عمر آن در بازار.
مثالها:
- ✅ Correct: The next product update will include several new features. (بهروزرسانی بعدی محصول شامل چندین ویژگی جدید خواهد بود.)
- ❌ Incorrect: We need to do a problem fix on the software. (problem fix عمومی است. Bug fix اصطلاح تخصصیتر است.)
- ✅ Correct: Excellent customer support is key to customer retention. (پشتیبانی عالی مشتری برای حفظ مشتریان کلیدی است.)
تفاوتهای ظریف: US vs. UK English در زمینه عرضه محصول
همانطور که میدانید، تفاوتهایی هرچند کوچک بین انگلیسی آمریکایی (US English) و انگلیسی بریتانیایی (UK English) وجود دارد که میتواند بر نحوه استفاده از لغات عرضه محصول نیز تأثیر بگذارد. نگران نباشید اگر در ابتدا این تفاوتها پیچیده به نظر میرسند، بسیاری از زبانآموزان با این چالش روبرو هستند. هدف ما درک این نکات برای ارتباط دقیقتر است.
| اصطلاح | US English | UK English | نکته |
|---|---|---|---|
| Marketing vs. Advertising | غالباً “Marketing” شامل “Advertising” است و به کلیت استراتژی و فرآیند میپردازد. | گاهی اوقات “Advertising” به عنوان زیرمجموعهای خاص از “Marketing” که مربوط به تبلیغات پولی است، متمایزتر استفاده میشود. | هر دو اصطلاح مشابه هستند اما در UK ممکن است روی تمایز بین استراتژی گسترده (Marketing) و اجرای پولی (Advertising) تأکید بیشتری شود. |
| Product Rollout vs. Product Launch | بیشتر اوقات مترادف و به معنای معرفی محصول جدید به بازار استفاده میشوند. “Rollout” ممکن است به معرفی مرحلهای اشاره کند. | “Rollout” بیشتر به معنای معرفی تدریجی و مرحلهای محصول یا سیستم جدید به بازار یا در یک سازمان است، در حالی که “Launch” به رویداد رسمی معرفی اولیه اشاره دارد. | در هر دو لهجه، “Launch” معمولاً به یک رویداد رسمی و نقطه شروع اشاره دارد. “Rollout” میتواند به معنای گسترش تدریجی باشد. |
| Go-to-Market Strategy | اصطلاحی رایج و استاندارد برای برنامهریزی نحوه معرفی یک محصول به بازار. | همین اصطلاح رایج است، اما ممکن است گاهی از عباراتی مانند “Market Entry Strategy” نیز استفاده شود. | در عمل، این اصطلاح در هر دو لهجه کاملاً قابل درک و رایج است. |
همانطور که مشاهده میکنید، تفاوتها معمولاً ظریف هستند و اغلب در زمینه کسب و کار جهانی، این اصطلاحات به صورت متقابل قابل فهم و استفاده هستند. مهم این است که از بستر و مخاطب خود آگاه باشید.
چطور واژگان جدید را به خاطر بسپاریم و به کار ببریم؟
نگران نباشید اگر این حجم از واژگان در ابتدا کمی زیاد به نظر میرسد. بسیاری از زبانآموزان با این احساس دست و پنجه نرم میکنند. کلید موفقیت در یادگیری تدریجی و مداوم است. در اینجا چند استراتژی موثر آورده شده است:
- یادگیری در بافت (Contextual Learning): به جای حفظ کردن فهرست کلمات، سعی کنید آنها را در جملات و پاراگرافها بیاموزید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح و معنی دقیق آنها را درک کنید.
- ساخت فلشکارت (Flashcards): برای هر کلمه، یک فلشکارت با کلمه انگلیسی در یک رو و معنی فارسی، مثال و اصطلاحات مرتبط در روی دیگر تهیه کنید.
- تمرین صحبت کردن (Practice Speaking): سعی کنید این واژگان را در مکالمات خود به کار ببرید. با دوستانتان، همکارانتان یا حتی با خودتان درباره یک “Product Launch” خیالی صحبت کنید.
- مطالعه اخبار و مقالات صنعت (Read Industry News): وبسایتها، وبلاگها و مجلات مربوط به بازاریابی، کسب و کار و فناوری را به زبان انگلیسی بخوانید. این کار شما را با کاربرد واقعی این اصطلاحات آشنا میکند.
- نوشتن (Writing): مقالات کوتاه، ایمیلها یا حتی یادداشتهای روزانه درباره عرضه محصول جدید بنویسید و سعی کنید از واژگان آموخته شده استفاده کنید.
- استفاده از دیکشنریهای دو زبانه و انگلیسی به انگلیسی: برای درک عمیقتر معنا و کاربرد کلمات، از هر دو نوع دیکشنری استفاده کنید.
به یاد داشته باشید که هر اشتباهی یک فرصت یادگیری است. از آزمایش کردن و به کار بردن واژگان جدید نترسید. با تمرین و تکرار، این اصطلاحات به بخشی طبیعی از دایره لغات شما تبدیل خواهند شد.
تصورات غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در فرآیند یادگیری لغات عرضه محصول، برخی اشتباهات و سوءتفاهمها بسیار رایج هستند. آگاهی از این موارد میتواند به شما کمک کند تا از آنها اجتناب کنید و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید.
- اشتباه گرفتن “Launch” و “Release”:
- ❌ Incorrect: We will release the new car next month.
- ✅ Correct: We will launch the new car next month. (Launch به رویداد رسمی معرفی محصول جدید اشاره دارد، در حالی که Release بیشتر برای انتشار نرمافزار، فیلم یا کتاب استفاده میشود.)
- استفاده از “Announce” به جای “Launch” در بافت اشتباه:
- ❌ Incorrect: The company announced its new product to the market.
- ✅ Correct: The company launched its new product to the market. (Announce فقط خبر را میدهد، اما Launch به معنی معرفی رسمی و ورود محصول به بازار است.)
- نادیده گرفتن اهمیت “Target Audience”:
- ❌ Incorrect: Our product is for everyone.
- ✅ Correct: Our product is designed for young professionals aged 25-40, which is our target audience. (هر محصولی مخاطب خاصی دارد و شناسایی دقیق آن برای موفقیت حیاتی است.)
- خلط “Marketing” و “Sales”:
- ❌ Incorrect: Our marketing team is responsible for closing deals.
- ✅ Correct: Our sales team is responsible for closing deals, while the marketing team focuses on lead generation and brand awareness. (بازاریابی به ایجاد علاقه و جذب مشتری میپردازد، در حالی که فروش به تبدیل این علاقهمندان به مشتریان واقعی.)
سوالات متداول (FAQ)
تفاوت بین “Product Launch” و “Product Rollout” چیست؟
“Product Launch” معمولاً به یک رویداد رسمی و مشخص اشاره دارد که در آن یک محصول جدید برای اولین بار به صورت عمومی معرفی میشود. این میتواند شامل یک کنفرانس مطبوعاتی، یک رویداد بزرگ یا کمپین بازاریابی اولیه باشد. اما “Product Rollout” بیشتر به فرآیند تدریجی معرفی یا انتشار یک محصول یا ویژگی به بازار اشاره دارد. ممکن است محصول در فازهای مختلف یا در مناطق جغرافیایی متفاوت به صورت تدریجی عرضه شود. “Rollout” بر جنبههای لجستیکی و مراحل گسترش تمرکز دارد.
چرا “Value Proposition” اهمیت دارد؟
“Value Proposition” (پیشنهاد ارزش) اهمیت حیاتی دارد زیرا به مشتریان بالقوه شما نشان میدهد که چرا محصول شما بهترین انتخاب برای آنهاست. این یک بیانیه واضح است که مزایای اصلی، تفاوتهای منحصربهفرد و مشکلاتی که محصول شما حل میکند را توضیح میدهد. یک پیشنهاد ارزش قوی به محصول شما کمک میکند تا از رقبا متمایز شود، اعتماد مشتری را جلب کند و در نهایت به افزایش فروش منجر شود. بدون یک پیشنهاد ارزش مشخص، محصول شما ممکن است در میان انبوهی از محصولات مشابه گم شود.
بهترین راه برای یادگیری این لغات چیست؟
بهترین راه برای یادگیری مؤثر این لغات عرضه محصول، ترکیبی از مطالعه فعال و تمرین عملی است. همانطور که پیشتر ذکر شد، یادگیری در بافت، استفاده از فلشکارت، تمرین صحبت کردن و نوشتن، و مطالعه منابع معتبر انگلیسیزبان در حوزه کسب و کار بسیار مؤثر هستند. نکته کلیدی این است که خود را در معرض این زبان قرار دهید و فعالانه از آن استفاده کنید. هرچه بیشتر این کلمات را بشنوید، بخوانید و به کار ببرید، سریعتر به آنها مسلط خواهید شد. مهمتر از همه، صبور باشید و از فرآیند یادگیری لذت ببرید!
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس محصول جدید خود را عرضه کنید!
تبریک میگوییم! با مطالعه این راهنما، شما اکنون به یک مجموعه قدرتمند از **لغات عرضه محصول** مجهز شدهاید که به شما امکان میدهد در هر بحث تجاری بینالمللی با اطمینان و اثربخشی کامل شرکت کنید. از تحقیقات بازار و توسعه محصول گرفته تا رویدادهای عرضه و ارزیابی پس از آن، هر مرحله از معرفی یک محصول جدید دارای واژگان خاص خود است که تسلط بر آنها کلید موفقیت شماست. به یاد داشته باشید که یادگیری یک فرآیند مداوم است و هر اشتباهی فرصتی برای پیشرفت است. با تمرین و استفاده فعال از این واژگان، به زودی خود را در موقعیتی خواهید یافت که نه تنها انگلیسی را روانتر صحبت میکنید، بلکه در زمینه کسب و کار نیز به یک متخصص با اعتماد به نفس تبدیل شدهاید. به تواناییهای خود ایمان داشته باشید و آماده باشید تا محصول جدید خود را با کلمات درست به جهانیان معرفی کنید!




سلام، ممنون بابت مقاله عالیتون. یه سوال داشتم: فرق بین Product Launch و Product Release چیه؟ من تو محیط کار هر دو رو میشنوم.
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی بود. معمولاً Launch برای وقتیه که محصول برای اولین بار با کمپین تبلیغاتی وارد بازار میشه، اما Release میتونه نسخههای بعدی یا آپدیتهای جدید نرمافزاری هم باشه.
توی فیلمهای تجاری کلمه Target Market رو هم زیاد میشنویم. این دقیقاً با Target Audience که توی متن گفتید یکیه؟
درود بر شما آرش عزیز. تفاوت ظریفی دارن؛ Target Market به کل بازار هدف و گروه خریداران اشاره داره، اما Target Audience دقیقاً به اون بخشی از افراد اشاره میکنه که کمپین تبلیغاتی فعلی ما اونها رو هدف قرار داده.
من اصطلاح Value Proposition رو توی سریال Silicon Valley شنیدم ولی اون موقع درست متوجه نشدم. الان با مثال شما برام کاملاً روشن شد.
خوشحالیم که براتون مفید بوده مریم جان. این سریال منبع خیلی خوبی برای یادگیری لغات استارتاپی و دنیای تکنولوژی به زبان انگلیسیه!
آیا کلمه Launch رو میتونیم به عنوان فعل هم استفاده کنیم؟ مثلاً بگیم We launched the app yesterday؟
بله امید جان، دقیقاً. Launch هم به عنوان اسم (Noun) و هم به عنوان فعل (Verb) استفاده میشه و جملهتون هم کاملاً درسته.
میشه لطفاً بگید تلفظ کلمه Proposition چطوریه؟ من همیشه با بخش اولش مشکل دارم و نمیدونم چطور خونده میشه.
سلام زهرا جان. تلفظش به صورت /ˌprɒp.əˈzɪʃ.ən/ هست. حرف O اول شبیه ‘آ’ کوتاه شنیده میشه: پراپِزیشِن.
برای کلمه Marketing Campaign مترادف غیررسمیتری هم داریم که توی محیطهای استارتاپی استفاده بشه؟
سلام سینا. در محیطهای غیررسمیتر گاهی از کلمه ‘Push’ استفاده میکنن، مثلاً میگن: We need a big marketing push for the launch. ولی Campaign لغت استاندارد و بیزنسیه.
من جایی اصطلاح Soft Launch رو شنیدم، این با لانچ معمولی چه فرقی داره؟
سوال عالی بود هانیه جان. Soft Launch یعنی عرضه محصول به صورت محدود و بدون تبلیغات گسترده، برای اینکه باگهای احتمالی رو قبل از لانچ اصلی (که بهش Hard Launch هم میگن) پیدا و رفع کنن.
کلمه Audience همیشه جمعه یا مفرد هم استفاده میشه؟ فعلش باید چطوری باشه؟
در انگلیسی Audience یک اسم جمعی (Collective Noun) هست. معمولاً در انگلیسی آمریکایی با فعل مفرد استفاده میشه (The audience is)، اما به گروهی از افراد اشاره داره.
تفاوت Unique Selling Proposition (USP) با Value Proposition چیه؟ خیلی شبیه هم به نظر میان.
ترانه جان، USP روی اون ویژگی خاصی تمرکز داره که محصول شما رو از رقبا ‘متمایز’ میکنه، اما Value Proposition کل پکیج ارزشی رو که به مشتری میرسونید توضیح میده.
به جای Marketing Campaign میتونیم بگیم Advertising Campaign؟ فرقی دارن با هم؟
بله مرتضی عزیز، اما Marketing مفهوم گستردهتری داره و شامل تحقیقات بازار و قیمتگذاری هم میشه، در حالی که Advertising فقط روی جنبه تبلیغات و پیامرسانی تمرکز داره.
آیا کلمه Launch فقط برای محصولات فیزیکیه؟ برای کتاب یا وبسایت هم میشه گفت؟
دقیقاً نگار جان. برای کتاب، وبسایت، اپلیکیشن، سرویسهای آنلاین و حتی شروع یک پروژه یا سازمان جدید هم از Launch استفاده میکنیم.
میشه یک مثال دیگه برای Target Audience بزنید که توی جلسات بشه استفاده کرد؟
حتماً کیان جان. مثلاً: Our primary target audience for this feature is tech-savvy millennials who work remotely.
توی محیطهای خیلی رسمی به جای Launch چه کلمهای میشه استفاده کرد که حرفهایتر به نظر بیاد؟
خود کلمه Launch کاملاً رسمیه، اما کلمه Introduction یا عبارت Rolling out هم در متون بیزنسی و مدیریتی زیاد به کار میره.
معنی واژه Press Release که آخر مقاله اومده رو دقیق متوجه نشدم، میشه بیشتر توضیح بدید؟
بله سروش عزیز، Press Release یعنی ‘بیانیه مطبوعاتی’. یک متن رسمی و کوتاهه که برای خبرگزاریها فرستاده میشه تا خبر لانچ محصول شما رو در رسانهها منتشر کنن.
خیلی ممنون، برای من که به عنوان مارکتر فریلنس کار میکنم این لغات توی پروژههای بینالمللی حیاتی هستن.
اصطلاح Hype هم به فرآیند لانچ مربوط میشه؟ زیاد کنار هم استفاده میشن.
بله رضا جان. Hype به معنی ایجاد هیجان و سر و صدای زیاد دور یک محصول قبل از عرضه است تا همه منتظر خریدنش باشن.
کلمه Campaign رو چطوری تلفظ کنیم؟ حرف G خونده میشه؟
خیر مهسا جان، حرف G در این کلمه کاملاً صامته (Silent G). تلفظش به این صورته: /kæmˈpeɪn/ (کمپین).
به نظر من یادگیری این لغات با مثالهای بیزنسی خیلی ماندگارتره، لطفاً برای استراتژیهای فروش هم مطلب بذارید.
آیا کلمه Audience همیشه برای آدمهاست؟ یا برای ماشینها و سیستمها هم در دنیای تک استفاده میشه؟
معمولاً برای انسانهاست نسترن جان. برای سیستمها یا دستگاهها از کلماتی مثل End-users یا Client systems استفاده میکنیم.
یه سوال فنی: توی استارتاپها میگن Beta Testing قبل از لانچه. این هم جزو فرآیند Launch حساب میشه؟
بله فرهاد عزیز. Beta Testing بخشی از مرحله قبل از عرضه (Pre-launch phase) هست که محصول رو به گروه محدودی میدن تا تستش کنن.