- آیا هنگام مطالعه مستندات فنی و کاتالوگهای زیمنس، با انبوهی از اصطلاحات مخفف و گیجکننده روبرو میشوید؟
- آیا نگران هستید که درک نادرست یک عبارت تخصصی باعث بروز خطا در برنامهنویسی یا آسیب به تجهیزات گرانقیمت صنعتی شود؟
- آیا به دنبال راهی هستید تا در جلسات فنی و پروژههای بینالمللی، مانند یک مهندس اتوماسیون حرفهای به زبان انگلیسی صحبت کنید؟
یادگیری زبان فنی اتوماسیون، فراتر از حفظ کردن چند واژه ساده است؛ این مهارتی است که مستقیماً بر دقت کار و اعتمادبهنفس شما تأثیر میگذارد. در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق و کاربردی لغات تخصصی PLC و مفاهیم کلیدی اتوماسیون زیمنس میپردازیم تا شما بتوانید با زبانی ساده اما تخصصی، بر این حوزه مسلط شوید و دیگر هیچ متن فنی برایتان مبهم باقی نماند.
| اصطلاح کلیدی | معادل فارسی | کاربرد در اتوماسیون |
|---|---|---|
| PLC (Programmable Logic Controller) | کنترلگر منطقی برنامهپذیر | مغز متفکر سیستم که تصمیمات منطقی را اتخاذ میکند. |
| CPU (Central Processing Unit) | واحد پردازش مرکزی | بخش اصلی PLC که اجرای برنامه را بر عهده دارد. |
| I/O (Input/Output) | ورودی و خروجی | نقاط اتصال سنسورها (ورودی) و عملگرها (خروجی) به PLC. |
| Scan Cycle | سیکل اسکن | مدت زمانی که طول میکشد تا PLC کل برنامه را یک بار اجرا کند. |
| TIA Portal | پرتال تیا | نرمافزار جامع زیمنس برای مهندسی و برنامهنویسی. |
بخش اول: لغات پایه و سختافزار (Hardware Basics)
در دنیای اتوماسیون زیمنس، شناخت قطعات فیزیکی اولین قدم است. بسیاری از زبانآموزان و مهندسان تازه کار، لغات عمومی را با اصطلاحات تخصصی اشتباه میگیرند. برای مثال، کلمه “Rack” در دنیای عمومی به معنای قفسه است، اما در لغات تخصصی PLC به شاسی یا ریلی اشاره دارد که ماژولها روی آن سوار میشوند.
اصطلاحات حیاتی بدنه PLC
- Chassis / Rack: ساختار فیزیکی که ماژولهای PLC در آن قرار میگیرند.
- Power Supply (PS): واحدی که برق مورد نیاز بخشهای مختلف را تأمین میکند.
- Communication Processor (CP): ماژولی که وظیفه برقراری ارتباط با سایر شبکهها را دارد.
- Signal Module (SM): ماژولهایی که ورودی یا خروجیهای دیجیتال و آنالوگ را به سیستم اضافه میکنند.
نکته آموزشی: در منابع آلمانی و مستندات قدیمی زیمنس، ممکن است با واژه SPS روبرو شوید. نگران نباشید! این همان معادل آلمانی PLC (Speicherprogrammierbare Steuerung) است که در متون انگلیسی تخصصی زیمنس نیز گاهی دیده میشود.
بخش دوم: زبانهای برنامهنویسی و استانداردهای IEC
یکی از چالشهای اصلی در یادگیری لغات تخصصی PLC، درک تفاوت بین زبانهای مختلف برنامهنویسی است. طبق استاندارد IEC 61131-3، چندین روش برای نوشتن کد وجود دارد که در محیط نرمافزاری زیمنس (Step 7 یا TIA Portal) با نامهای خاصی شناخته میشوند.
انواع زبانهای برنامهنویسی زیمنس
- LAD (Ladder Diagram): زبان نردبانی که بصورت گرافیکی و شبیه مدارات فرمان برقی است. محبوبترین زبان بین مهندسان برق.
- FBD (Function Block Diagram): نمودار بلوکی تابع که از گیتهای منطقی برای نمایش برنامه استفاده میکند.
- STL (Statement List): لیست جملات که شباهت زیادی به زبان اسمبلی (Assembly) دارد و متنی است.
- SCL (Structured Control Language): زبان کنترل ساختاریافته که شباهت زیادی به زبان Pascal یا C دارد و برای محاسبات پیچیده عالی است.
| زبان | فرمول/ساختار ذهنی | سطح دشواری |
|---|---|---|
| LAD | Contact + Coil = Result | ساده (تصویری) |
| SCL | IF…THEN…ELSE | متوسط تا پیشرفته |
بخش سوم: متغیرها و انواع دادهها (Data Types)
به عنوان یک زبانآموز حوزه اتوماسیون، باید دقت کنید که هر داده در حافظه PLC فضای مشخصی اشغال میکند. استفاده اشتباه از نوع داده میتواند منجر به سرریز شدن حافظه (Overflow) یا خطاهای محاسباتی شود.
انواع دادههای رایج در زیمنس
- BOOL (Boolean): کوچکترین واحد که فقط شامل ۰ یا ۱ (True/False) است.
- BYTE: شامل ۸ بیت.
- WORD: شامل ۱۶ بیت یا ۲ بایت.
- DWORD (Double Word): شامل ۳۲ بیت یا ۴ بایت.
- INT (Integer): اعداد صحیح ۱۶ بیتی.
- REAL: اعداد اعشاری ۳۲ بیتی (Floating point).
تفاوت لهجههای فنی (US vs UK): در متون آمریکایی بیشتر از کلمه “Tag” برای متغیرها استفاده میشود، در حالی که در منابع اروپایی و زیمنس، گاهی به جای آن از “Operand” یا “Symbol” نیز استفاده میکنند. در محیط TIA Portal، واژه رسمی PLC Tag است.
بخش چهارم: ساختار برنامه در زیمنس (Blocks)
زیمنس از یک ساختار بلوکی منحصر به فرد استفاده میکند. اگر این واژگان را بلد نباشید، درک ساختار یک پروژه بزرگ غیرممکن خواهد بود. در یادگیری لغات تخصصی PLC، این بخش حکم “گرامر” را در زبان انگلیسی دارد.
- OB (Organization Block): بلوکهای سازماندهی که رابط بین سیستم عامل و برنامه هستند (مانند OB1 که سیکل اصلی است).
- FC (Function): توابعی که حافظه اختصاصی ندارند و برای کارهای تکراری استفاده میشوند.
- FB (Function Block): بلوکهای تابعی که دارای یک حافظه اختصاصی به نام Instance DB هستند.
- DB (Data Block): بلوکهای داده که برای ذخیرهسازی مقادیر و متغیرها در کل پروژه استفاده میشوند.
شاید در ابتدا این مفاهیم پیچیده به نظر برسند، اما نگران نباشید! بسیاری از زبانآموزان در ابتدا تفاوت FC و FB را درک نمیکنند. فقط به یاد داشته باشید: FB مثل یک گوشی موبایل است که دفترچه تلفن (Memory) دارد، اما FC مثل یک تلفن عمومی است که هیچ شمارهای را در خود ذخیره نمیکند.
بخش پنجم: شبکه و ارتباطات صنعتی
در اتوماسیون مدرن، PLCها باید با هم صحبت کنند. واژگانی که در این بخش استفاده میشوند، شباهت زیادی به دنیای IT دارند اما با پروتکلهای صنعتی خاص.
- PROFINET: استاندارد اترنت صنعتی زیمنس برای تبادل دادههای سریع.
- Baud Rate: سرعت انتقال داده در شبکه.
- Node: به هر دستگاهی که در شبکه دارای یک آدرس مشخص باشد، نود یا گره میگویند.
- Master/Slave: معماری قدیمی که در آن یک دستگاه کنترلکننده (Master) و بقیه فرمانبر (Slave) بودند (امروزه بیشتر از اصطلاح Controller/Device استفاده میشود).
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
در ادامه به برخی از اشتباهات زبانی و مفهومی که مهندسان در استفاده از لغات تخصصی PLC مرتکب میشوند، میپردازیم:
- اشتباه ۱: استفاده از کلمه “Code” به جای “Logic”. در دنیای PLC، معمولاً به جای نوشتن کد، ما “منطق” (Logic) را پیادهسازی میکنیم.
- اشتباه ۲: یکی دانستن “Download” و “Upload”.
- ✅ Download: فرستادن برنامه از کامپیوتر به PLC.
- ✅ Upload: گرفتن برنامه از داخل PLC به کامپیوتر.
- ❌ اشتباه رایج: بسیاری از مبتدیان این دو را برعکس به کار میبرند.
- اشتباه ۳: تفاوت بین “Stop” و “Halt”. در مستندات زیمنس، حالت Stop به معنای توقف اجرای برنامه توسط کاربر یا خطا است، در حالی که Halt معمولاً به توقفهای اضطراری سختافزاری اشاره دارد.
سوالات متداول (Common FAQ)
۱. بهترین منبع برای یادگیری لغات تخصصی زیمنس چیست؟
بهترین منبع، مطالعه Siemens Service & Support (SIOS) و داکیومنتهای رسمی TIA Portal است. همچنین راهنماهای آنلاین (Online Help) نرمافزار که با کلید F1 باز میشوند، منبع بینظیری برای یادگیری اصطلاحات هستند.
۲. آیا یادگیری زبان آلمانی برای اتوماسیون زیمنس ضروری است؟
خیر. با اینکه زیمنس یک شرکت آلمانی است، اما تمامی مستندات و نرمافزارهای آن به زبان انگلیسی استاندارد بینالمللی هستند. تسلط بر انگلیسی فنی برای موفقیت شما کافی است.
۳. تفاوت Tag و Address در PLC چیست؟
آدرس (Address) مکان فیزیکی در حافظه است (مانند I0.0)، اما تگ (Tag) نامی است که ما برای راحتی به آن آدرس اختصاص میدهیم (مانند Start_Button). همیشه سعی کنید در برنامهنویسی از تگهای بامعنی استفاده کنید.
۴. مفهوم “Force” در عیبیابی چیست؟
Force کردن یعنی تحمیل کردن یک مقدار (۰ یا ۱) به یک ورودی یا خروجی، بدون توجه به وضعیت واقعی سنسور یا منطق برنامه. این کار برای تست بسیار خطرناک است و باید با احتیاط انجام شود.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی PLC، اولین و مهمترین قدم برای تبدیل شدن به یک متخصص اتوماسیون در سطح جهانی است. ما در این مقاله از مفاهیم سختافزاری مانند Rack و Module شروع کردیم، به زبانهای برنامهنویسی مانند LAD و SCL پرداختیم و با ساختار بلوکها و شبکههای صنعتی آشنا شدیم.
یادگیری این اصطلاحات نه تنها ترس شما را از مطالعه کاتالوگهای انگلیسی از بین میبرد، بلکه دقت و حرفهایگری شما را در محیط کار به شدت افزایش میدهد. فراموش نکنید که زبان فنی، یک موجود زنده است؛ پس با تمرین مداوم و مطالعه مستندات جدید، دایره واژگان خود را به روز نگه دارید. شما پتانسیل این را دارید که در پروژههای بزرگ بینالمللی بدرخشید، فقط کافی است گامبهگام با استانداردهای جهانی پیش بروید!




سلام، ممنون از مطلب مفیدتون. همیشه با کلماتی مثل ‘ambiguous’ در متون فنی مشکل داشتم. آیا کلمات مشابه دیگهای هم هست که معنی ‘مبهم’ یا ‘دوپهلو’ رو بده؟
سلام سارا خانم، خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. بله، برای ‘ambiguous’ میتوانید از کلماتی مثل ‘vague’, ‘unclear’, ‘obscure’, ‘equivocal’ یا ‘hazy’ استفاده کنید. هر کدام بسته به بافت کمی تفاوت معنایی دارند، اما همگی به معنای مبهم و غیرواضح هستند. ‘Vague’ بیشتر برای عدم وضوح کلی، و ‘obscure’ برای چیزی که سخت فهمیده میشود به کار میرود.
مقاله عالی بود! ‘CPU’ که مخفف ‘Central Processing Unit’ هست، آیا تلفظ صحیحش ‘سی-پی-یو’ هست یا ‘سنترال پروسسینگ یونیت’ رو باید کامل گفت؟ در محیطهای کاری معمولاً چطور گفته میشه؟
ممنون علی جان! بله، تلفظ رایج و صحیحش در محیطهای کاری و فنی ‘سی-پی-یو’ (C-P-U) به صورت حروف جداگانه است. تقریباً هیچکس عبارت کامل ‘Central Processing Unit’ را در مکالمات روزمره یا فنی نمیگوید. استفاده از مخفف کاملاً استاندارد و رایج است.
خیلی ممنون از این راهنمای جامع. ‘Scan Cycle’ اصطلاح خیلی مهمی در PLC هست. آیا کلمه ‘cycle’ به تنهایی در انگلیسی معنی خاصی داره که به این کاربردش نزدیک باشه؟ مثلاً چرخه؟
خواهش میکنم نرجس خانم. بله دقیقاً! ‘Cycle’ به تنهایی در انگلیسی به معنای ‘چرخه’ یا ‘دوره’ است. در بسیاری از زمینهها به یک توالی از رویدادها که به صورت منظم تکرار میشوند، اشاره دارد، مثل ‘life cycle’ (چرخه زندگی) یا ‘business cycle’ (چرخه کسب و کار). در ‘Scan Cycle’ هم همین مفهوم تکرار یک چرخه عملیات (اسکن برنامه) مطرح است.
سلام. ‘I/O’ مخفف ‘Input/Output’ خیلی کاربردیه. میخواستم بدونم کلماتی مثل ‘input’ و ‘output’ وقتی به عنوان فعل استفاده میشن، معنی مشابهی دارند؟ مثلاً ‘input data’ و ‘output results’؟
سلام رضا جان. سوال خوبی پرسیدید. بله، ‘input’ و ‘output’ هر دو میتوانند هم اسم باشند و هم فعل. وقتی به عنوان فعل به کار میروند، ‘input’ به معنای ‘وارد کردن’ یا ‘وارد کردن داده’ (مثلاً input data into the system) و ‘output’ به معنای ‘خروجی دادن’ یا ‘تولید خروجی’ (مثلاً the printer outputs documents) هستند. کاملاً با مفهوم اسمیشان در ارتباطند.
بخش مربوط به ‘sensors’ و ‘actuators’ واقعاً مفید بود. تلفظ ‘actuators’ چیه؟ و آیا کلمه ‘activator’ هم میتونه به جای اون استفاده بشه؟
پروانه خانم عزیز، تلفظ ‘actuator’ به صورت /ak-choo-ey-ter/ است. در مورد ‘activator’، این کلمه معمولاً برای چیزی استفاده میشود که یک فرایند شیمیایی یا بیولوژیکی را ‘فعال’ میکند، نه یک حرکت فیزیکی را. در زمینه اتوماسیون صنعتی، ‘actuator’ (عملگر) دقیقاً به معنای دستگاهی است که با تبدیل انرژی به حرکت فیزیکی، کاری را انجام میدهد، پس نمیتوان آنها را به جای هم استفاده کرد.
ممنون از این مطلب کاربردی. دنبال منابع بیشتری برای یادگیری ‘technical English’ در حوزه مهندسی هستم. آیا سایت شما بخشهای دیگهای هم داره که به این موضوع بپردازه؟
سلام کیان جان. خوشحالیم که به ‘technical English’ علاقه دارید. بله، در وبلاگ ما مطالب متنوعی در مورد واژگان تخصصی رشتههای مختلف و نکات کلی یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد. میتوانید بخش ‘واژگان تخصصی’ را بررسی کنید یا با جستجوی کلمات کلیدی مثل ‘مهندسی’ یا ‘فنی’ به مطالب مرتبط دسترسی پیدا کنید.
سلام و خسته نباشید. در عنوان ‘Programmable Logic Controller’، چرا از ‘Logic’ استفاده شده و نه ‘Logical’؟ تفاوت این دو چیه؟
سلام مینا خانم، سوال بسیار دقیقی است! ‘Logic’ (اسم) به معنای ‘منطق’ است، در حالی که ‘Logical’ (صفت) به معنای ‘منطقی’. در اینجا ‘Logic’ به عنوان یک اسم مرکب عمل میکند که نوع کنترلر را مشخص میکند، یعنی کنترلری که بر اساس ‘منطق’ (Boolean logic) برنامهریزی میشود. ‘Logic Controller’ به معنای ‘کنترلگر منطق’ است، در حالی که ‘Logical Controller’ معنی ‘کنترلگر منطقی’ میدهد که در این بافت، عبارت اول صحیحتر است و به نوع مکانیزم کنترل اشاره دارد.
بسیار عالی! در مورد ‘programmable’، آیا در انگلیسی روزمره هم برای چیزهای دیگه به جز دستگاهها استفاده میشه؟ مثلاً ‘a programmable schedule’?
امیر عزیز، بله، ‘programmable’ قطعاً در انگلیسی روزمره هم کاربرد دارد! مثال ‘a programmable schedule’ کاملاً درست است. همچنین برای دستگاههای خانگی مثل ‘programmable thermostat’ (ترموستات قابل برنامهریزی) یا حتی ‘programmable coffee maker’ (قهوهساز قابل برنامهریزی) استفاده میشود. به هر چیزی که بتوان تنظیمات یا دستورالعملهای خاصی را برایش تعریف کرد، ‘programmable’ میگویند.
مطلب بسیار کاربردی بود. ممنون. آیا ‘PLC’ فقط در صنعت اتوماسیون کاربرد داره یا در زمینههای دیگه هم از این مخفف استفاده میشه؟
خواهش میکنم زهرا خانم. اصطلاح ‘PLC’ (Programmable Logic Controller) به صورت گسترده و تقریباً انحصاری در صنعت اتوماسیون و کنترل فرآیندها استفاده میشود. اگرچه کلمات ‘Programmable’, ‘Logic’ و ‘Controller’ هر کدام به تنهایی کاربردهای وسیعی در سایر علوم دارند، اما ترکیب ‘PLC’ مشخصاً به همان دستگاهی اشاره دارد که در اتوماسیون صنعتی به کار میرود و در سایر زمینهها با این مخفف رایج نیست.
کاش این مقاله رو زودتر میخوندم! همیشه ‘Scan Cycle’ و ‘Cycle Time’ رو با هم قاطی میکردم. تفاوت ‘duration’ و ‘time’ هم همینجوریه؟
سلام بهزاد عزیز، خوبه که الان متوجه تفاوتها شدید! ‘Duration’ و ‘Time’ بسیار شبیه هم هستند اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Time’ یک مفهوم کلیتر است (مثل زمان، ساعت، دوره)، اما ‘duration’ به طور خاص به ‘مدت زمان’ یا ‘طول یک بازه زمانی’ اشاره دارد. مثلاً ‘The duration of the meeting was one hour’ (مدت زمان جلسه یک ساعت بود). پس ‘Scan Cycle’ خودش یک ‘duration’ دارد. در این مورد، بله، تفاوتشان مشابه تفاوت ‘Scan Cycle’ و ‘Cycle Time’ نیست، بلکه ‘duration’ زیرمجموعهای از ‘time’ با مفهوم خاص مدت زمان است.
مطلب عالی بود! مخصوصاً قسمت ‘مغز متفکر سیستم’. آیا این ‘brain of the system’ یک اصطلاح idiom در انگلیسیه یا فقط یک توصیف ساده؟
ممنون گلناز خانم. ‘Brain of the system’ یک ‘idiom’ یا اصطلاح به آن معنای که مفهومش از معنای تک تک کلمات قابل استنباط نیست، نیست. بلکه یک ‘figurative expression’ یا عبارت مجازی و استعاری است. یعنی با استفاده از استعاره ‘مغز’ برای بخش اصلی و کنترلکننده یک سیستم، به عملکرد حیاتی و تصمیمگیرنده آن اشاره میکند. در متون فنی و حتی روزمره برای توصیف قسمت مرکزی و حیاتی چیزی کاربرد زیادی دارد و فهمش آسان است.
سلام. برای ‘execute the program’ آیا میشه از ‘run the program’ هم استفاده کرد؟ تفاوتشون چیه؟
سلام فرهاد جان. بله، هر دو عبارت ‘execute the program’ و ‘run the program’ به معنای ‘اجرای برنامه’ هستند و در بسیاری موارد به جای یکدیگر استفاده میشوند. تفاوتشان بسیار ناچیز و بیشتر در میزان رسمیت است. ‘Execute’ کمی رسمیتر و فنیتر است و اغلب در متون رسمی یا دستورالعملهای برنامهنویسی دیده میشود. ‘Run’ بیشتر در مکالمات روزمره یا هنگام اشاره به اجرای یک برنامه توسط کاربر عادی به کار میرود. هر دو کاملاً صحیح هستند.
واقعاً به همچین مقالهای نیاز داشتم. خسته نباشید. کلمه ‘specialized’ که در متن به کار رفته، آیا با ‘technical’ فرق داره؟ یعنی ‘specialized language’ و ‘technical language’?
شادی خانم عزیز، ممنون از انرژی مثبت شما. بله، ‘specialized’ و ‘technical’ مفاهیم نزدیکی دارند اما تفاوتهای ظریفی هم بینشان هست. ‘Technical’ بیشتر به واژگان مربوط به یک حوزه خاص علوم، مهندسی یا فناوری اشاره دارد. ‘Specialized’ کمی کلیتر است و میتواند به هر حوزهای (نه فقط فنی) که نیاز به دانش یا مهارت خاصی دارد، اطلاق شود. در این مورد خاص، ‘technical language’ و ‘specialized language’ میتوانند به جای یکدیگر به کار روند و هر دو صحیح هستند، اما ‘technical’ دقیقتر به حوزه مهندسی و فنآوری اشاره دارد.
ممنون از مقاله. ‘TIA Portal’ اسم یک نرمافزار هست. کلمه ‘portal’ در انگلیسی آیا معنی دیگهای غیر از ‘دروازه’ یا ‘ورودی’ داره؟ مثلاً به ‘وبسایت جامع’ هم ‘portal’ میگن؟
خواهش میکنم حسین جان. بله، کلمه ‘portal’ در انگلیسی معانی مختلفی دارد و کاربردش فراتر از ‘دروازه’ یا ‘ورودی فیزیکی’ است. به طور خاص، در حوزه فناوری اطلاعات، به یک ‘وبسایت جامع’ یا ‘نقطه دسترسی واحد’ به منابع و خدمات مختلف، ‘portal’ گفته میشود، مثل ‘web portal’ یا ‘corporate portal’. در واقع، ‘TIA Portal’ هم با همین مفهوم اشاره به یک ‘دروازه یکپارچه اتوماسیون’ دارد که همه ابزارهای برنامهنویسی و پیکربندی را در خود جمع کرده است.
خیلی ممنون بابت مقاله عالی و توضیحات دقیق. همیشه تلفظ ‘Siemens’ برام سوال بود، آیا ‘سی-منز’ درسته؟ و آیا ‘Siemens’ در انگلیسی معنی خاصی غیر از اسم شرکت داره؟
خواهش میکنم لیلا خانم. بله، تلفظ صحیح ‘Siemens’ به طور عمومی ‘سی-مِنز’ (SEE-mens) است. در مورد قسمت دوم سوالتون، ‘Siemens’ یک نام خانوادگی آلمانی است و به جز نام این شرکت معروف، در انگلیسی به تنهایی معنی خاصی به عنوان یک کلمه رایج ندارد. معمولاً وقتی این کلمه را میشنویم، بلافاصله شرکت زیمنس و محصولات آن در ذهن تداعی میشود.
مرسی بابت محتوای خوبتون! ‘Self-confidence’ خیلی کلمه مهمیه. آیا مترادفهای دیگه ای هم برای ‘self-confidence’ هست که بشه استفاده کرد؟
سلام آرش جان، خوشحالیم که مفید بوده! بله، برای ‘self-confidence’ میتوانید از مترادفهای دیگری نیز استفاده کنید که هر کدام کمی تفاوت معنایی دارند. مثلاً ‘self-assurance’ (خودباوری)، ‘poise’ (متانت و آرامش در رفتار)، ‘aplomb’ (اعتماد به نفس و آرامش در شرایط سخت) یا ‘composure’ (خونسردی). ‘Confidence’ به تنهایی هم در بسیاری از بافتها میتواند به همین معنی به کار رود.
سلام، خیلی ممنون از مقاله. اصطلاح ‘مفاهیم کلیدی’ که ترجمه ‘key concepts’ هست، آیا ‘crucial concepts’ یا ‘vital concepts’ هم همین معنی رو میده؟
سلام نگین خانم. بله، هر سه عبارت ‘key concepts’, ‘crucial concepts’ و ‘vital concepts’ به معنای ‘مفاهیم کلیدی’ یا ‘مفاهیم حیاتی’ هستند و در بسیاری از موارد میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند. ‘Key’ بیشتر به معنای ‘اصلی’ یا ‘مهمترین’ است (مثل کلید که قفل را باز میکند). ‘Crucial’ و ‘vital’ هر دو به معنای ‘بسیار مهم’ یا ‘حیاتی’ هستند و بر اهمیت و ضرورت بیشتر تأکید دارند. انتخاب بین آنها بیشتر به لحن و میزان تأکیدی که میخواهید روی اهمیت بگذارید بستگی دارد.
مطلب بسیار عالی بود. اصلاً فکر نمیکردم یادگیری واژگان فنی اینقدر مهم باشه. آیا ‘accuracy of work’ معادل ‘precision’ در انگلیسیه یا تفاوتی دارن؟
خواهش میکنم سامان جان. ‘Accuracy’ (دقت) و ‘precision’ (صحت یا تکرارپذیری) دو مفهوم بسیار نزدیک و حیاتی در مهندسی و علوم هستند، اما تفاوت ظریفی دارند. ‘Accuracy’ به نزدیکی اندازهگیری به مقدار واقعی یا هدف اشاره دارد. ‘Precision’ به نزدیکی اندازهگیریهای تکراری به یکدیگر اشاره میکند، حتی اگر همگی از مقدار واقعی دور باشند. در اصطلاح ‘accuracy of work’ بیشتر به معنای ‘درستی و بیخطا بودن کار’ است که هر دو مفهوم دقت و صحت در آن نهفته است. پس میتوانند در یک بافت مشابه به کار روند، اما فنیتر نگاه کنیم، تفاوت دارند.
ممنون از مقاله خوبتون. ‘Catalogs’ در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی چطور نوشته میشه؟
سلام سیمین خانم، سوال بسیار خوبی است! ‘Catalogs’ در انگلیسی آمریکایی به همین شکل نوشته میشود. اما در انگلیسی بریتانیایی، املای رایجتر آن ‘catalogues’ است. هر دو صحیح هستند، فقط باید دقت کنید که در یک متن، از یک سبک املایی ثابت استفاده کنید (یا آمریکایی یا بریتانیایی).