مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی فلسفه و منطق به زبان انگلیسی

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک راهنمای جامع و کاربردی برای یادگیری لغات تخصصی فلسفه و منطق به زبان انگلیسی ارائه می‌دهیم. فلسفه، علمی است که با مفاهیم انتزاعی و دقیق سروکار دارد و هر واژه در آن بار معنایی سنگینی را به دوش می‌کشد. به همین دلیل، برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعه متون فلسفی به زبان اصلی، تسلط بر این واژگان امری ضروری است. درک نادرست یک اصطلاح می‌تواند کل یک استدلال فلسفی را بی‌معنا کند. این مقاله با دسته‌بندی موضوعی واژگان و ارائه توضیحات شفاف، شما را در مسیر تسلط بر زبان تخصصی فلسفه یاری خواهد کرد تا بتوانید با اطمینان بیشتری به سراغ آثار فیلسوفان بزرگ بروید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:فرق “Lag” و “Low FPS” (چرا بازی گیر میکنه؟)

چرا یادگیری لغات تخصصی فلسفه اهمیت دارد؟

فلسفه بیش از هر علم دیگری به زبان وابسته است. فلاسفه برای بیان دقیق افکار پیچیده خود، واژگان خاصی را ابداع کرده یا معنای جدیدی به کلمات موجود بخشیده‌اند. بدون درک صحیح این اصطلاحات، مطالعه متون فلسفی غرب مانند خواندن یک نقشه با علائم اشتباه است؛ ممکن است در نهایت به مقصدی کاملاً متفاوت برسید. تسلط بر لغات تخصصی فلسفه به شما کمک می‌کند تا:

📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی “Anabolic” vs “Catabolic” (عضله‌ساز یا عضله‌سوز؟)

واژگان کلیدی در شاخه‌های اصلی فلسفه

فلسفه به شاخه‌های متعددی تقسیم می‌شود که هر کدام مجموعه واژگان تخصصی خود را دارند. در ادامه به بررسی مهم‌ترین اصطلاحات در چند حوزه اصلی می‌پردازیم.

۱. متافیزیک (Metaphysics): کاوش در باب هستی

متافیزیک یا مابعدالطبیعه، به بنیادی‌ترین سوالات درباره واقعیت، وجود و جهان می‌پردازد. این شاخه از فلسفه با مفاهیمی سروکار دارد که فراتر از تجربه فیزیکی ما هستند.

در جدول زیر، برخی از مهم‌ترین لغات تخصصی فلسفه در حوزه متافیزیک آورده شده است:

اصطلاح انگلیسی معادل فارسی توضیح مختصر
Metaphysics متافیزیک، مابعدالطبیعه شاخه‌ای از فلسفه که به ماهیت بنیادین واقعیت، هستی و وجود می‌پردازد.
Ontology هستی‌شناسی زیرشاخه‌ای از متافیزیک که به مطالعه «بودن» یا «وجود» می‌پردازد.
Substance جوهر آنچه به خودی خود وجود دارد و قائم به ذات است؛ در مقابل «عرض» (Accident).
Essence ذات / ماهیت مجموعه ویژگی‌هایی که یک چیز را همان چیزی که هست، می‌سازد.
Existence وجود تحقق یا بودن یک چیز در عالم واقع.
Determinism جبرگرایی این باور که تمام رویدادها، از جمله اعمال انسان، توسط زنجیره‌ای از علت‌های پیشین تعیین شده‌اند.
Free Will اختیار / اراده آزاد توانایی فاعل برای انتخاب آزادانه بین گزینه‌های مختلف، بدون جبر خارجی یا داخلی.
Causality علیت رابطه بین یک علت و معلول آن؛ این اصل که هر رویدادی، علتی دارد.

۲. معرفت‌شناسی (Epistemology): نظریه شناخت

معرفت‌شناسی یا شناخت‌شناسی به بررسی ماهیت، منشأ و حدود دانش بشری می‌پردازد. سوالات اصلی این حوزه عبارتند از: «دانش چیست؟»، «چگونه به دانش دست پیدا می‌کنیم؟» و «چه چیزی یک باور را موجه می‌سازد؟»

درک لغات تخصصی فلسفه در این شاخه برای فهم مناظرات کلیدی تاریخ فلسفه ضروری است.

اصطلاح انگلیسی معادل فارسی توضیح مختصر
Epistemology معرفت‌شناسی، شناخت‌شناسی شاخه‌ای از فلسفه که به مطالعه دانش، باور، توجیه و حقیقت می‌پردازد.
Rationalism عقل‌گرایی / اصالت عقل دیدگاهی که عقل را منبع اصلی دانش می‌داند و بر نقش استدلال تأکید می‌کند.
Empiricism تجربه‌گرایی / اصالت تجربه دیدگاهی که تجربه حسی را منبع اصلی دانش می‌داند.
A Priori پیشینی دانشی که مستقل از تجربه است (مانند حقایق ریاضی و منطقی).
A Posteriori پسینی دانشی که از طریق تجربه حسی به دست می‌آید.
Justification توجیه دلیل یا مبنایی که یک باور را معقول یا قابل قبول می‌سازد.
Skepticism شک‌گرایی دیدگاهی که امکان کسب دانش قطعی را زیر سوال می‌برد.
Idealism ایده‌آل‌گرایی / اصالت تصور نظریه‌ای که واقعیت را اساساً ذهنی یا برساخته از ایده‌ها می‌داند.

۳. اخلاق (Ethics): فلسفه اخلاق

اخلاق به مطالعه مفاهیم خوب و بد، درست و نادرست، و اصول حاکم بر رفتار انسان می‌پردازد. واژگان این حوزه به ما کمک می‌کنند تا نظام‌های مختلف اخلاقی را درک و تحلیل کنیم.

۴. منطق (Logic): ابزار تفکر فلسفی

منطق، علم استدلال صحیح و معتبر است. اگرچه منطق یک رشته مستقل است، اما ابزار اصلی فیلسوفان برای ساختن و ارزیابی براهین محسوب می‌شود. تسلط بر اصطلاحات آن برای هر فلسفه‌پژوهی حیاتی است.

اصطلاح انگلیسی معادل فارسی توضیح مختصر
Deductive Reasoning استدلال استنتاجی روشی که در آن نتیجه به طور ضروری از مقدمات به دست می‌آید. اگر مقدمات صادق باشند، نتیجه حتماً صادق است.
Inductive Reasoning استدلال استقرایی روشی که در آن از مشاهدات جزئی به یک نتیجه کلی می‌رسیم. نتیجه در این روش قطعی نیست، بلکه محتمل است.
Premise مقدمه گزاره‌ای در یک استدلال که برای پشتیبانی از نتیجه ارائه می‌شود.
Conclusion نتیجه گزاره‌ای که مقدمات یک استدلال قصد اثبات آن را دارند.
Fallacy مغالطه خطا در استدلال که باعث می‌شود برهان نامعتبر یا ضعیف باشد.
Validity اعتبار ویژگی یک استدلال استنتاجی که در آن، اگر مقدمات صادق باشند، نتیجه نمی‌تواند کاذب باشد (به ساختار استدلال مربوط است).
Soundness صحت ویژگی یک استدلال معتبر که تمام مقدمات آن در عالم واقع نیز صادق هستند.
📌 بیشتر بخوانید:معنی DCA یا استراتژی میانگین کم کردن به زبان ساده! (فرار از استرس بازار)

راهکارهای عملی برای یادگیری و تثبیت لغات تخصصی فلسفه

صرفاً خواندن لیست لغات کافی نیست. برای تسلط واقعی بر این واژگان، باید آن‌ها را به صورت فعال در فرآیند یادگیری خود به کار بگیرید. در اینجا چند استراتژی موثر ارائه شده است:

  1. یادگیری در بستر (Contextual Learning): به جای حفظ کردن لغات به صورت مجزا، سعی کنید آن‌ها را در متن اصلی بخوانید. مقالات کوتاه فلسفی یا مدخل‌های دایرة‌المعارف‌های فلسفی (مانند Stanford Encyclopedia of Philosophy) منابع عالی برای این کار هستند. ببینید که یک واژه چگونه در یک استدلال به کار رفته است.
  2. ایجاد فلش‌کارت‌های هوشمند: برای هر لغت یک فلش‌کارت بسازید. در یک روی آن واژه انگلیسی، و در روی دیگر معادل فارسی، یک تعریف کوتاه به زبان خودتان، و یک مثال از کاربرد آن در یک جمله بنویسید.
  3. استفاده از درخت‌های مفهومی (Concept Maps): واژگان مرتبط را به هم وصل کنید. برای مثال، زیر شاخه «Epistemology»، می‌توانید شاخه‌های «Rationalism» و «Empiricism» را قرار دهید و زیر هر کدام، فیلسوفان و اصطلاحات کلیدی مربوط به آن را بنویسید. این کار به درک روابط بین مفاهیم کمک می‌کند.
  4. نوشتن و خلاصه‌سازی: پس از مطالعه یک بخش از یک متن فلسفی، سعی کنید خلاصه آن را با استفاده از لغات تخصصی فلسفه که تازه یاد گرفته‌اید، بنویسید. این تمرین به تثبیت معنا و کاربرد واژگان در ذهن شما کمک شایانی می‌کند.
  5. مراجعه به منابع مرجع: همیشه یک دیکشنری تخصصی فلسفه در دسترس داشته باشید. منابعی مانند «The Cambridge Dictionary of Philosophy» یا «Oxford Dictionary of Philosophy» برای این منظور عالی هستند.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Stack” در مکمل‌ها

نتیجه‌گیری

تسلط بر لغات تخصصی فلسفه به زبان انگلیسی یک مهارت ضروری برای هر کسی است که می‌خواهد به صورت جدی با اندیشه‌های فلسفی غرب درگیر شود. این کار در ابتدا ممکن است چالش‌برانگیز به نظر برسد، اما با یک رویکرد ساختاریافته و استفاده از راهکارهای عملی، می‌توانید به تدریج دایره واژگان خود را گسترش دهید. با دسته‌بندی لغات بر اساس شاخه‌های اصلی فلسفه—متافیزیک، معرفت‌شناسی، اخلاق و منطق—و تمرین مداوم از طریق مطالعه متون اصلی و خلاصه‌نویسی، درک شما از این حوزه عمیق‌تر و دقیق‌تر خواهد شد. این سفر به دنیای واژگان فلسفی، در واقع سفری به قلب اندیشه‌هایی است که تمدن بشری را شکل داده‌اند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 501

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. واقعا عالی بود. همیشه برام سوال بود که تفاوت دقیق Ontology و Metaphysics چیه. آیا می‌شه این دوتا رو در متون آکادمیک به جای هم استفاده کرد یا خیلی با هم فرق دارن؟

    1. سلام سارا جان، سوال بسیار خوبی بود. در واقع Ontology (هستی‌شناسی) زیرمجموعه‌ای از Metaphysics (مابعدالطبیعه) است. متافیزیک به مسائل کلی‌تر مثل زمان و علیت می‌پردازه، اما اونتولوژی مشخصاً روی ماهیت ‘بودن’ و انواع موجودات تمرکز داره. در متون دقیق، بهتره تفکیک بشن.

  2. من توی پادکست‌های انگلیسی زیاد کلمه Rationalism و Empiricism رو می‌شنوم. می‌شه یه مثال ساده بزنید که فرق این دوتا رو بهتر درک کنیم؟

    1. سلام امیرحسین عزیز. خیلی ساده: Rationalist‌ها معتقدند دانش از طریق عقل (Reason) به دست میاد (مثل ریاضیات)، اما Empiricist‌ها معتقدند دانش از طریق تجربه حسی (Sensory Experience) و آزمایش حاصل می‌شه.

  3. تلفظ کلمه Epistemology واقعاً سخته! چند بار باید گوش بدم تا یاد بگیرم. استرس کلمه دقیقاً روی کدوم بخشه؟

    1. نازنین جان، حق داری! کلمه طولانی‌ایه. استرس اصلی (Primary Stress) روی بخش سوم یعنی ‘mol’ هست: /ɪˌpɪstəˈmɒlədʒi/. سعی کن بخش‌بخش تلفظش کنی: e-pis-te-MOL-o-gy.

  4. تفاوت بین Deductive Reasoning و Inductive Reasoning رو خیلی خوب توضیح دادید. فقط یه سوال، کدوم یکی در متون علمی رایج‌تره؟

    1. درود بر شما رضا جان. هر دو کاربرد دارن، اما روش علمی مدرن بیشتر بر پایه Inductive (استقرایی) هست، یعنی از مشاهدات جزئی به نتایج کلی می‌رسن. اما در ریاضیات و منطق محض، Deductive (استنتاجی) حاکمه.

  5. ممنون از مقاله خوبتون. من توی دیکشنری دیدم برای Ethics کلمه Morality رو هم به عنوان مترادف آورده. این دوتا فرقی هم با هم دارن؟

    1. مریم عزیز، در زبان روزمره ممکنه جابه‌جا استفاده بشن، اما در فلسفه Ethics معمولاً به ‘نظام‌های اخلاقی’ و مطالعه نظری گفته می‌شه، در حالی که Morality بیشتر به ‘رفتارها و باورهای عملی’ فردی یا اجتماعی اشاره داره.

  6. کلمه Fallacy رو توی مناظره‌های سیاسی یوتیوب زیاد شنیدم. منظورشون دقیقاً همون ‘مغالطه’ خودمونه دیگه؟ معادل دیگه‌ای هم داره؟

    1. بله محمد جان، دقیقاً به معنای مغالطه یا استدلال اشتباهه. واژه‌هایی مثل ‘Misconception’ یا ‘Error in reasoning’ هم به کار می‌رن، ولی Fallacy اصطلاح تخصصی منطق هست.

  7. اصطلاحات A priori و A posteriori به نظر انگلیسی نمیان. ریشه این‌ها از کجاست و آیا هنوز در مقالات مدرن استفاده می‌شن؟

    1. نیلوفر جان، این‌ها اصطلاحات لاتین هستند که وارد زبان انگلیسی شدن. بله، در فلسفه مدرن هنوز بسیار پرکاربرد هستن. A priori یعنی دانش پیشینی (بدون نیاز به تجربه) و A posteriori یعنی دانش پسینی (بر اساس تجربه).

  8. خیلی عالی بود. کاش در مورد واژه Syllogism هم بیشتر توضیح می‌دادید. توی منطق ارسطویی خیلی مهمه.

    1. کاملاً درسته فرهاد عزیز. Syllogism یا ‘قیاس’ نوعی استدلاله که از دو گزاره (Premises) به یک نتیجه (Conclusion) می‌رسه. حتماً در آپدیت‌های بعدی مثال‌های بیشتری ازش می‌زنیم.

  9. من توی متن‌های فلسفی به کلمه Premise زیاد برمی‌خورم. این با کلمه ‘فرضیه’ یا همون Hypothesis فرقی داره؟

    1. سوال دقیقی بود مینا جان. Premise به معنای ‘مقدمه’ استدلاله که نتیجه بر اساس اون بنا می‌شه. Hypothesis یک حدس علمیه که باید ثابت بشه. در واقع در یک استدلال، شما مقدمات (Premises) رو می‌پذیرید تا به نتیجه برسید.

  10. تلفظ واژه Nihilism رو بعضی‌ها ‘نایهیلیسم’ می‌گن و بعضی‌ها ‘نیهیلیسم’. کدومش توی انگلیسی استانداردتره؟

  11. آیا کلمه Subjective همیشه بار منفی داره؟ مثلاً وقتی می‌گن فلان نظر سوبژکتیو هست، یعنی غیرعلمیه؟

    1. نه اصلاً الناز جان. Subjective یعنی ‘ذهنی’ یا وابسته به فاعل. در فلسفه لزوماً بار منفی نداره، بلکه فقط اشاره می‌کنه که این موضوع به تجربه و دیدگاه شخصی فرد برمی‌گرده، در مقابل Objective که ‘عینی’ و مستقل از فرده.

  12. واژه Philosophy از ریشه یونانی Philo و Sophia میاد. جالبه که توی انگلیسی هم دقیقاً همون ساختار حفظ شده. ممنون از توضیحات.

    1. بله پویا جان، ریشه‌شناسی (Etymology) لغات فلسفی خیلی به درک معناشون کمک می‌کنه. Love of wisdom یا همون دوستدار دانش بودن.

  13. برای کلمه Valid در منطق، آیا می‌شه از مترادف‌هایی مثل True استفاده کرد؟

    1. نکته ظریفیه مهسا جان. در منطق، Valid (معتبر) مربوط به ساختار استدلاله، اما True مربوط به محتوای جملات. ممکنه یک استدلال Valid باشه ولی چون مقدماتش غلطه، نتیجه‌اش True نباشه.

  14. کلمه Dialectic رو چطور باید در جملات استفاده کرد؟ بیشتر به معنای گفتگو هست یا تضاد؟

    1. حامد عزیز، Dialectic (دیالکتیک) در اصل به معنای روش بحث و گفتگو برای رسیدن به حقیقته، اما در فلسفه هگل و مارکس به معنای تضاد بین دو ایده (تز و آنتی‌تز) برای رسیدن به یک سنتز جدید به کار می‌ره.

  15. واقعا خسته نباشید. یاد گرفتن این لغات برای کسی که می‌خواد متون اصلی کانت یا هایدگر رو بخونه واجبه.

  16. اصطلاح Categorical Imperative که برای کانت هست رو چطور ترجمه می‌کنید؟ توی متون انگلیسی خیلی سنگین به نظر میاد.

    1. آرش جان، معمولاً به ‘امر مطلق’ ترجمه می‌شه. کلمه Categorical یعنی بدون قید و شرط، و Imperative یعنی فرمان یا دستور. یعنی قانونی که در هر شرایطی باید اجرا بشه.

  17. معادل انگلیسی ‘پدیدارشناسی’ چی می‌شه؟ فکر کنم با P شروع می‌شد.

    1. بله نگار جان، واژه‌اش Phenomenology هست. تلفظش هم به این صورته: /fəˌnɒmɪˈnɒlədʒi/.

  18. لطفاً در مورد واژه Utilitarianism هم مطلب بذارید. توی مباحث اخلاق سیاسی خیلی تکرار می‌شه.

  19. کلمه Paradox رو هم به لغات اضافه کنید. گرچه توی فارسی هم می‌گیم پارادوکس، ولی کاربردش در منطق انگلیسی خیلی دقیق‌تره.

    1. حتماً سامان عزیز. پارادوکس یا ‘متناقض‌نما’ در منطق به گزاره‌ای گفته می‌شه که از خودش به ضد خودش می‌رسه. پیشنهاد خوبت رو یادداشت کردم.

  20. این لیست برای من که دانشجوی فلسفه هستم مثل یه گنج بود. ممنون از تیم خوبتون برای تولید این محتوا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *