- آیا با دیدن یک نسخه چشمپزشکی، از درک کلمات و اختصارات آن عاجز ماندهاید؟
- میخواهید بدانید رایجترین بیماریهای چشم مانند آب مروارید یا آستیگماتیسم به انگلیسی چه نامیده میشوند؟
- آیا با لغات تخصصی چشم پزشکی که برای توصیف آناتومی چشم به کار میروند، آشنا هستید؟
- به دنبال درک بهتر اصطلاحات مربوط به عیوب انکساری مانند نزدیکبینی و دوربینی هستید؟
در این مقاله جامع، به تمامی این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای چشمپزشکی پر از اصطلاحات و کلماتی است که شاید در نگاه اول پیچیده به نظر برسند. اما با یادگیری آنها، نه تنها میتوانید درک عمیقتری از سلامت چشمان خود پیدا کنید، بلکه قادر خواهید بود نسخههای پزشکی را بخوانید و در مکالمات تخصصی با اطمینان بیشتری شرکت کنید. این راهنما به صورت یک واژهنامه کامل، شما را با مهمترین لغات تخصصی چشم پزشکی از آناتومی چشم گرفته تا بیماریها و تجهیزات رایج آشنا میکند.
درک آناتومی چشم: آشنایی با اجزای اصلی
برای ورود به دنیای لغات تخصصی چشم پزشکی، ابتدا باید با اجزای تشکیلدهنده چشم آشنا شویم. هر بخش از چشم وظیفه منحصربهفردی در فرآیند بینایی دارد. درک این اجزا، پایه و اساس فهم بیماریها و روشهای درمانی است.
ساختارهای خارجی و داخلی چشم
چشم انسان یک عضو پیچیده و شگفتانگیز است. در ادامه لیستی از مهمترین بخشهای آن به همراه معادل انگلیسی و توضیحات مختصر آورده شده است:
- Cornea (قرنیه): لایه شفاف و گنبدیشکل در جلوی چشم که نور را متمرکز میکند.
- Sclera (صلبیه): بخش سفید و محکم چشم که از ساختارهای داخلی محافظت میکند.
- Iris (عنبیه): قسمت رنگی چشم که با کنترل اندازه مردمک، میزان نور ورودی را تنظیم میکند.
- Pupil (مردمک): دریچه سیاه در مرکز عنبیه که نور از طریق آن وارد چشم میشود.
- Lens (عدسی): ساختاری شفاف در پشت عنبیه که با تغییر شکل، به تمرکز نور بر روی شبکیه کمک میکند.
- Retina (شبکیه): لایه حساس به نور در پشت چشم که تصاویر را دریافت و از طریق عصب بینایی به مغز ارسال میکند.
- Optic Nerve (عصب بینایی): دستهای از رشتههای عصبی که سیگنالهای بینایی را از شبکیه به مغز منتقل میکند.
- Vitreous (زجاجیه): ماده ژلهای و شفافی که فضای داخلی چشم را پر میکند و به حفظ شکل کروی آن کمک میکند.
- Conjunctiva (ملتحمه): غشای نازک و شفافی که سطح داخلی پلکها و سفیدی چشم را میپوشاند.
عیوب انکساری رایج: اصطلاحات کلیدی
عیوب انکساری (Refractive Errors) شایعترین مشکلات بینایی هستند که زمانی رخ میدهند که شکل چشم مانع از تمرکز صحیح نور بر روی شبکیه میشود. این مشکلات معمولاً با عینک، لنز تماسی یا جراحی اصلاح میشوند.
نزدیکبینی (Myopia)
Myopia یا Nearsightedness که در فارسی به آن نزدیکبینی میگویند، وضعیتی است که در آن فرد اشیاء نزدیک را به وضوح میبیند، اما اجسام دور تار به نظر میرسند. در نسخههای چشمپزشکی، نمره نزدیکبینی با علامت منفی (-) نشان داده میشود.
دوربینی (Hyperopia)
Hyperopia یا Farsightedness به معنای دوربینی است. در این حالت، فرد ممکن است اشیاء دور را واضح ببیند، اما برای دیدن اجسام نزدیک دچار مشکل میشود و دید او تار است. نمره دوربینی در نسخهها با علامت مثبت (+) مشخص میگردد.
آستیگماتیسم (Astigmatism)
Astigmatism یا کژبینی، یکی دیگر از عیوب انکساری رایج است که به دلیل انحنای نامنظم قرنیه یا عدسی چشم ایجاد میشود. این وضعیت باعث تاری دید هم در فواصل دور و هم نزدیک میشود. در نسخههای پزشکی، آستیگماتیسم با دو پارامتر مشخص میشود: Cylinder (CYL) که قدرت آن را نشان میدهد و Axis (AX) که محور یا جهت آن را مشخص میکند.
پیرچشمی (Presbyopia)
Presbyopia یا پیرچشمی، یک فرآیند طبیعی است که با افزایش سن رخ میدهد. در این حالت، عدسی چشم انعطافپذیری خود را از دست میدهد و توانایی تمرکز بر روی اشیاء نزدیک کاهش مییابد. این وضعیت معمولاً از سن ۴۰ سالگی به بعد شروع میشود.
بیماریها و اختلالات شایع چشم
علاوه بر عیوب انکساری، بیماریهای مختلفی میتوانند سلامت چشم را تهدید کنند. آشنایی با لغات تخصصی چشم پزشکی مرتبط با این بیماریها بسیار حائز اهمیت است.
در جدول زیر، برخی از مهمترین بیماریهای چشمی و معادل انگلیسی آنها آورده شده است:
| نام بیماری (فارسی) | معادل (انگلیسی) | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| آب مروارید | Cataract | کدر شدن عدسی طبیعی چشم که منجر به تاری دید میشود. |
| آب سیاه | Glaucoma | بیماری پیشروندهای که با آسیب به عصب بینایی همراه است و معمولاً به دلیل افزایش فشار داخل چشم رخ میدهد. |
| تنبلی چشم | Amblyopia / Lazy Eye | کاهش دید در یک چشم که به دلیل عدم رشد طبیعی بینایی در دوران کودکی ایجاد میشود. |
| ورم ملتحمه | Conjunctivitis / Pink Eye | التهاب یا عفونت ملتحمه که باعث قرمزی، خارش و ترشح از چشم میشود. |
| خشکی چشم | Dry Eye Syndrome | وضعیتی که در آن چشم به اندازه کافی اشک برای مرطوب نگه داشتن سطح خود تولید نمیکند. |
| دژنراسیون ماکولا | Macular Degeneration | بیماری مرتبط با افزایش سن که باعث تخریب ماکولا (مرکز شبکیه) و از دست رفتن دید مرکزی میشود. |
| جداشدگی شبکیه | Retinal Detachment | یک وضعیت اورژانسی که در آن شبکیه از جایگاه طبیعی خود در پشت چشم جدا میشود. |
| التهاب قرنیه | Keratitis | التهاب قرنیه که میتواند ناشی از عفونت یا آسیب باشد. |
رمزگشایی از نسخه چشمپزشکی
یکی از کاربردیترین جنبههای یادگیری لغات تخصصی چشم پزشکی، توانایی خواندن و درک نسخه عینک یا لنز است. این نسخهها پر از اختصارات لاتین و انگلیسی هستند.
- OD (Oculus Dexter): به معنای چشم راست است. گاهی از مخفف RE (Right Eye) نیز استفاده میشود.
- OS (Oculus Sinister): به معنای چشم چپ است. گاهی از مخفف LE (Left Eye) نیز استفاده میشود.
- OU (Oculus Uterque): به معنای هر دو چشم است.
- SPH (Sphere): قدرت اصلی عدسی برای اصلاح نزدیکبینی یا دوربینی را نشان میدهد و واحد آن دیوپتر (Diopter) است.
- CYL (Cylinder): قدرت عدسی برای اصلاح آستیگماتیسم را مشخص میکند. اگر این ستون خالی باشد، یعنی شما آستیگماتیسم ندارید.
- Axis (محور): جهتی از آستیگماتیسم را نشان میدهد و عددی بین ۰ تا ۱۸۰ درجه است. این عدد فقط در صورتی وجود دارد که مقدار CYL مشخص شده باشد.
- ADD (Addition): قدرت بزرگنمایی اضافه شده در بخش پایینی لنزهای دودید یا تدریجی است که برای اصلاح پیرچشمی به کار میرود.
- PD (Pupillary Distance): فاصله بین مراکز دو مردمک را بر حسب میلیمتر نشان میدهد. این عدد برای ساخت صحیح عینک ضروری است.
تجهیزات و روشهای تشخیصی و درمانی
چشمپزشکان برای تشخیص و درمان بیماریها از ابزارها و تکنیکهای مختلفی استفاده میکنند. آشنایی با نام این تجهیزات میتواند به درک بهتر فرآیندهای معاینه کمک کند.
ابزارهای تشخیصی کلیدی
- Ophthalmoscope (افتالموسکوپ): ابزاری دستی برای مشاهده ساختارهای داخلی چشم، به ویژه شبکیه و عصب بینایی.
- Slit Lamp (اسلیت لمپ): یک میکروسکوپ با نور شدید که به پزشک اجازه میدهد ساختارهای جلویی چشم (قرنیه، عنبیه، عدسی) را با بزرگنمایی مشاهده کند.
- Tonometer (تونومتر): وسیلهای برای اندازهگیری فشار داخل چشم (IOP) که برای غربالگری بیماری آب سیاه (گلوکوم) حیاتی است.
- Phoropter (فوروپتر): دستگاهی با عدسیهای مختلف که در حین معاینه برای تعیین دقیق نمره عینک در مقابل چشمان بیمار قرار میگیرد.
- Snellen Chart (چارت اسنلن): چارت استاندارد بیناییسنجی با ردیفهایی از حروف که به تدریج کوچکتر میشوند.
درک لغات تخصصی چشم پزشکی تنها یک مهارت زبانی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای مراقبت بهتر از سلامت چشمان شماست. با تسلط بر این واژگان، شما میتوانید با متخصصان سلامت چشم خود ارتباط مؤثرتری برقرار کرده، روند درمان خود را بهتر درک کنید و با آگاهی کامل در مورد گزینههای درمانی تصمیمگیری نمایید.




خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. یه سوال داشتم، تفاوت بین Myopia و Nearsightedness چیه؟ کدومش رو توی مکالمات روزمره بیشتر استفاده میکنند؟
سلام نیما جان. Myopia اصطلاح تخصصی و پزشکی هست که بیشتر در نسخهها و توسط پزشکان استفاده میشه، اما Nearsightedness اصطلاح رایج بین مردم عامه (Layman’s term) هست. در مکالمات روزمره بهتره از Nearsighted استفاده کنی.
من همیشه کلمه Cataract رو با کلمات دیگه اشتباه میگرفتم. ممنون که توضیح دادید معادل آب مروارید هست. راستی تلفظ صحیحش کاتاراکت هست یا کترکت؟
خواهش میکنم سارا عزیز. تلفظ صحیح این کلمه /ˈkæt.ə.rækt/ (کَتَرَکت) هست. دقت کن که استرس روی بخش اول کلمه قرار داره.
توی نسخه چشمپزشکی من علائم OD و OS نوشته شده بود که اصلا نمیفهمیدم چی هستن. الان با خوندن این مقاله متوجه شدم مخفف کلمات لاتین برای چشم راست و چپ هستن. عالی بود!
دقیقاً رضا جان! OD مخفف Oculus Dexter (چشم راست) و OS مخفف Oculus Sinister (چشم چپ) هست. یادگیری این اختصارات برای خوندن نسخهها حیاتیه.
آیا کلمه Pupil به جز مردمک چشم، معنی دیگهای هم داره؟ حس میکنم توی کتابهای مدرسهام یه معنی دیگه داشت.
بله مهسا جان، هوش بالایی داری! Pupil یک کلمه Homonym هست؛ یعنی هم به معنی ‘مردمک چشم’ هست و هم در بریتانیا به دانشآموزان مدرسه (به خصوص دبستانیها) گفته میشه.
برای عبارت ‘تاری دید’ بهترین معادل چیه؟ من توی یک فیلم شنیدم گفت Blurry vision، آیا درسته؟
کاملاً درسته امیرحسین عزیز. Blurry vision رایجترین ترکیب برای تاری دید هست. فعل Blur هم به تنهایی برای مات شدن تصویر به کار میره.
ممنون از لیست کاملتون. کاش کلمه ‘Stye’ به معنی گلمژه رو هم اضافه میکردید. من تازه یادش گرفتم و برام جالب بود.
ممنون از پیشنهاد خوبت فاطمه جان. بله، Stye اصطلاح رایج برای گلمژه هست و در متون تخصصیتر ممکنه بهش Hordeolum هم بگن.
فرق بین Ophthalmologist و Optometrist دقیقاً چیه؟ هر دو رو میشه دکتر چشم صدا کرد؟
سوال خیلی خوبیه آرش. Ophthalmologist جراح و متخصص بیماریهای چشم هست (پزشک متخصص)، اما Optometrist (بیناییسنج) بیشتر روی معاینات اولیه، تعیین نمره چشم و تجویز عینک تمرکز داره.
من کلمه Iris رو توی آهنگهای زیادی شنیدم. پس در واقع به معنی عنبیه چشم هست؟
بله نازنین جان، Iris به معنی عنبیه (بخش رنگی چشم) هست. جالبه بدونی که در اساطیر یونان، آیریس الهه رنگینکمان هم بوده.
برای عینک آفتابی طبی چه اصطلاحی به کار میره؟ Prescription sunglasses درسته؟
بله دقیقاً. هر نوع وسیله نوری که با نسخه پزشک باشه از کلمه Prescription براش استفاده میکنیم. مثل Prescription lenses.
مقاله خیلی مفیدی بود. کلمه Cornea (قرنیه) رو چطور باید تلفظ کنیم؟
مریم عزیز، تلفظ این کلمه به صورت /kɔːrˈni.ə/ (کُر-نی-آ) هست. بخش دوم یعنی ‘ni’ بلندتر و با تاکید بیشتری تلفظ میشه.
آیا کلمه Conjunctivitis همون چیزی هست که بهش میگن Pink eye؟
بله امید جان. Conjunctivitis اصطلاح علمی التهاب ملتحمه هست و چون باعث قرمز شدن چشم میشه، مردم عادی بهش Pink eye میگن.
بسیار عالی. لطفاً در مورد اصطلاحات مربوط به عملهای چشم مثل Lasik هم بیشتر بنویسید.
حتماً فرزانه جان، در مقالات آینده به صورت تخصصی به روشهای جراحی اصلاح بینایی مثل LASIK و PRK خواهیم پرداخت.
من شنیدم به عینک میگن Spectacles. آیا این کلمه هنوز کاربرد داره یا خیلی قدیمیه؟
کلمه Spectacles کمی رسمی و قدیمی هست. امروزه بیشتر از کلمه Glasses استفاده میشه، اما در متون فنی یا بریتانیایی ممکنه هنوز Spec یا Spectacles رو بشنوی.
معادل فارسی Retina شبکیه میشه دیگه؟ من همیشه این رو با قرنیه قاطی میکنم.
بله الهام عزیز. Retina شبکیه (انتهای چشم) و Cornea قرنیه (بخش جلویی و شفاف) هست. یه ترفند برای حفظ کردن: Retina با R شروع میشه مثل Rear (پشت)، چون ته چشمه.
بسیار کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به آستیگماتیسم. تلفظش برای ما ایرانیها یکم سخته.
درسته کاوه جان. تلفظش /əˈstɪɡ.mə.tɪ.zəm/ هست. دقت کن که حروف ‘g’ و ‘m’ پشت سر هم بیان میشن.
برای لنزهای تماسی همون Contact lenses کافیه یا مخفف دیگهای دارن؟
بیشتر مردم به اختصار فقط میگن Contacts. مثلاً: I need to take out my contacts.
در مورد Glaucoma یا همون آب سیاه، آیا اصطلاح دیگهای هم وجود داره؟
سعید عزیز، در انگلیسی اصطلاح غیررسمی خاصی مثل ‘آب سیاه’ نداریم و همون Glaucoma (گلاکُما) در اکثر سطوح استفاده میشه.
ممنون از سایت خوبتون. کلمات مربوط به آناتومی چشم واقعاً برای منی که دانشجوی پرستاری هستم عالی بود.
خوشحالیم که برای مسیر تحصیلیت مفید بوده سپیده جان. موفق باشی!
کلمه Visually impaired به چه معناست؟ توی یک بروشور خوندم.
جواد عزیز، این عبارت یک اصطلاح محترمانه و رسمی برای افرادی هست که دچار ‘اختلال بینایی’ یا کمبینایی هستند.
تفاوت Far-sighted و Long-sighted چیه؟ هر دو به معنی دوربینی هستن؟
بله شیرین جان. Far-sighted بیشتر در انگلیسی آمریکایی و Long-sighted در انگلیسی بریتانیایی برای ‘دوربینی’ استفاده میشه.