- آیا با تفاوت «Macronutrients» و «Micronutrients» آشنا هستید؟
- میدانید «کالری» دقیقاً چیست و چگونه محاسبه میشود؟
- اصطلاحاتی مانند «Glycemic Index» یا «Antioxidants» چه مفهومی در رژیم غذایی شما دارند؟
- وقتی صحبت از «لغات تخصصی تغذیه» میشود، چه کلماتی به ذهن شما میآید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری پرسشهای دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای تغذیه و رژیم درمانی پر از اصطلاحات و واژگان تخصصی است که درک صحیح آنها برای هر فردی که به سلامت خود اهمیت میدهد، ضروری است. چه دانشجوی رشته تغذیه باشید، چه یک ورزشکار حرفهای یا فردی که به دنبال یک سبک زندگی سالمتر است، آشنایی با لغات تخصصی تغذیه به شما کمک میکند تا منابع علمی را بهتر درک کرده، برچسبهای مواد غذایی را هوشمندانهتر بخوانید و کنترل بیشتری بر رژیم غذایی خود داشته باشید. در ادامه، سفری به دنیای این اصطلاحات کلیدی خواهیم داشت و مفاهیم آنها را به زبانی ساده و روان برای شما شرح خواهیم داد.
درشتمغذیها (Macronutrients): سوخت اصلی بدن
درشتمغذیها مواد مغذی هستند که بدن ما برای تأمین انرژی و حفظ ساختار خود به مقادیر زیادی از آنها نیاز دارد. این گروه، سنگ بنای هر رژیم غذایی را تشکیل میدهد و شامل سه دسته اصلی است.
۱. کربوهیدراتها (Carbohydrates)
کربوهیدراتها منبع اصلی انرژی برای بدن، بهویژه برای مغز و عضلات در حین فعالیت، هستند. هر گرم کربوهیدرات حدود ۴ کیلوکالری انرژی تولید میکند. آنها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
- کربوهیدراتهای ساده (Simple Carbs): این نوع به سرعت هضم و جذب میشود و انرژی فوری فراهم میکند. منابع آن شامل قند، شکر، عسل، و میوههاست.
- کربوهیدراتهای پیچیده (Complex Carbs): این نوع دیرتر هضم میشود و انرژی را به صورت پایدارتری آزاد میکند. منابع آن شامل غلات کامل، حبوبات، سیبزمینی و سبزیجات نشاستهای است.
۲. پروتئینها (Proteins)
پروتئینها برای ساخت و ترمیم بافتهای بدن، تولید آنزیمها، هورمونها و تقویت سیستم ایمنی ضروری هستند. هر گرم پروتئین نیز ۴ کیلوکالری انرژی دارد. آمینواسیدها (Amino Acids) واحدهای سازنده پروتئینها هستند.
- پروتئین کامل (Complete Protein): حاوی تمام آمینواسیدهای ضروری است که بدن قادر به ساخت آنها نیست. منابع حیوانی مانند گوشت، مرغ، ماهی، تخممرغ و لبنیات در این دسته قرار دارند.
- پروتئین ناقص (Incomplete Protein): فاقد یک یا چند آمینواسید ضروری است. منابع گیاهی مانند حبوبات، غلات، و آجیلها معمولاً پروتئین ناقص دارند، اما با ترکیب آنها (مانند عدس و برنج) میتوان یک پروتئین کامل دریافت کرد.
۳. چربیها (Fats)
چربیها منبع متراکمی از انرژی هستند (هر گرم ۹ کیلوکالری) و در جذب ویتامینهای محلول در چربی (A, D, E, K)، تولید هورمونها و حفاظت از اندامها نقش حیاتی دارند. شناخت انواع چربی بسیار مهم است:
- چربیهای اشباع (Saturated Fats): عمدتاً در منابع حیوانی و برخی روغنهای گیاهی مانند روغن نارگیل یافت میشوند. مصرف بیش از حد آنها با افزایش کلسترول بد (LDL) مرتبط است.
- چربیهای غیراشباع (Unsaturated Fats): به عنوان چربیهای سالم شناخته میشوند و به دو دسته تقسیم میشوند:
- چربیهای تکغیراشباع (Monounsaturated Fats): در روغن زیتون، آووکادو و آجیلها یافت میشوند.
- چربیهای چندغیراشباع (Polyunsaturated Fats): شامل امگا-۳ (Omega-3) و امگا-۶ (Omega-6) هستند که در ماهیهای چرب، گردو و دانهها وجود دارند.
- چربیهای ترانس (Trans Fats): مضرترین نوع چربی که از طریق فرآیند هیدروژناسیون روغنهای گیاهی تولید میشود و در بسیاری از غذاهای فرآوریشده یافت میشود. این نوع چربی باید به شدت محدود شود.
ریزمغذیها (Micronutrients): ویتامینها و مواد معدنی
ریزمغذیها برخلاف درشتمغذیها به مقادیر کمتری مورد نیاز هستند، اما نقش آنها در حفظ سلامتی و عملکرد صحیح بدن فوقالعاده حیاتی است. کمبود هر یک از آنها میتواند منجر به بیماریهای جدی شود.
۱. ویتامینها (Vitamins)
ویتامینها ترکیبات آلی هستند که بدن برای رشد، متابولیسم و عملکرد سلولی به آنها نیاز دارد. آنها به دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
| نوع ویتامین | مثالها | ویژگی اصلی | منابع غذایی |
|---|---|---|---|
| محلول در چربی (Fat-Soluble) | A, D, E, K | در بافتهای چربی بدن ذخیره میشوند. | لبنیات، روغن ماهی، آجیلها، سبزیجات برگ سبز |
| محلول در آب (Water-Soluble) | ویتامین C و گروه B | در بدن ذخیره نمیشوند و مازاد آنها از طریق ادرار دفع میشود. | میوهها (مرکبات)، سبزیجات، غلات کامل، گوشت |
۲. مواد معدنی (Minerals)
مواد معدنی عناصر غیرآلی هستند که در خاک و آب وجود دارند و از طریق گیاهان و حیوانات وارد زنجیره غذایی ما میشوند. آنها در عملکردهایی مانند تشکیل استخوان، تعادل مایعات و انتقال پیامهای عصبی نقش دارند.
- مواد معدنی اصلی (Macrominerals): بدن به مقادیر بیشتری از آنها نیاز دارد. مانند کلسیم (Calcium)، پتاسیم (Potassium)، سدیم (Sodium) و منیزیم (Magnesium).
- عناصر کمیاب (Trace Minerals): بدن به مقادیر بسیار کمی از آنها نیاز دارد. مانند آهن (Iron)، روی (Zinc)، ید (Iodine) و سلنیوم (Selenium).
اصطلاحات کلیدی در انرژی و متابولیسم
درک نحوه استفاده بدن از انرژی، یکی از پایههای اساسی علم تغذیه است. در این بخش با مهمترین لغات تخصصی تغذیه مرتبط با انرژی آشنا میشویم.
کالری (Calorie)
کالری (Calorie) واحد اندازهگیری انرژی است. به طور دقیقتر، یک کیلوکالری (kcal) مقدار انرژی مورد نیاز برای افزایش دمای یک کیلوگرم آب به اندازه یک درجه سانتیگراد است. انرژی موجود در مواد غذایی بر حسب کیلوکالری بیان میشود.
متابولیسم (Metabolism)
متابولیسم به مجموعه واکنشهای شیمیایی گفته میشود که در سلولهای بدن برای تبدیل غذا به انرژی رخ میدهد. سرعت متابولیسم تحت تأثیر عواملی مانند سن، جنسیت، توده عضلانی و ژنتیک است.
- نرخ متابولیسم پایه (Basal Metabolic Rate – BMR): مقدار کالری که بدن در حالت استراحت کامل برای حفظ عملکردهای حیاتی خود (مانند تنفس و گردش خون) میسوزاند.
- اثر حرارتی غذا (Thermic Effect of Food – TEF): انرژی که بدن برای هضم، جذب و متابولیزه کردن مواد غذایی مصرف میکند.
شاخص گلیسمی (Glycemic Index – GI)
شاخص گلیسمی یک سیستم رتبهبندی برای غذاهای حاوی کربوهیدرات است. این شاخص نشان میدهد که یک غذا پس از مصرف، با چه سرعتی قند خون (گلوکز) را افزایش میدهد. غذاهای با GI بالا (مانند نان سفید) قند خون را به سرعت بالا میبرند، در حالی که غذاهای با GI پایین (مانند حبوبات) این کار را به آرامی انجام میدهند.
سایر لغات تخصصی تغذیه که باید بدانید
دنیای تغذیه بسیار گسترده است و اصطلاحات فراوان دیگری نیز وجود دارند که آشنایی با آنها مفید است.
آنتیاکسیدانها (Antioxidants)
آنتیاکسیدانها مولکولهایی هستند که با رادیکالهای آزاد (مولکولهای ناپایداری که به سلولها آسیب میرسانند) مبارزه میکنند. این مواد به کاهش استرس اکسیداتیو و پیشگیری از بیماریهای مزمن کمک میکنند. منابع غنی از آنتیاکسیدانها شامل انواع توتها، سبزیجات با برگ تیره، و شکلات تلخ است.
فیبر (Fiber)
فیبر نوعی کربوهیدرات است که بدن قادر به هضم آن نیست. فیبر برای سلامت دستگاه گوارش، کنترل قند خون و کاهش کلسترول بسیار مهم است. فیبر به دو دسته تقسیم میشود:
- فیبر محلول (Soluble Fiber): در آب حل شده و یک ماده ژلمانند ایجاد میکند. در جو دوسر، حبوبات و سیب یافت میشود.
- فیبر نامحلول (Insoluble Fiber): در آب حل نمیشود و به افزایش حجم مدفوع کمک میکند. در غلات کامل و سبزیجات یافت میشود.
الکترولیتها (Electrolytes)
الکترولیتها مواد معدنی هستند که هنگام حل شدن در آب، بار الکتریکی پیدا میکنند. آنها برای تعادل مایعات بدن، عملکرد عضلات و انتقال سیگنالهای عصبی ضروری هستند. سدیم، پتاسیم و کلرید نمونههایی از الکترولیتها هستند.
رژیم غذایی (Diet)
کلمه رژیم صرفاً به معنای محدود کردن غذا برای کاهش وزن نیست. در علم تغذیه، «Diet» به الگوی غذایی کلی یک فرد اشاره دارد. برخی از رژیمهای شناختهشده عبارتند از رژیم مدیترانهای (Mediterranean Diet)، رژیم گیاهخواری (Vegetarianism) و وگانیسم (Veganism).
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی تغذیه یک ابزار قدرتمند برای مدیریت سلامتی است. با درک مفاهیمی مانند درشتمغذیها، ریزمغذیها، کالری و شاخص گلیسمی، شما میتوانید تصمیمات آگاهانهتری در مورد آنچه میخورید بگیرید. این دانش به شما کمک میکند تا فراتر از تبلیغات و باورهای رایج، به اصول علمی تغذیه تکیه کنید و یک برنامه غذایی متعادل و پایدار برای خود بسازید که نه تنها به اهداف وزنی شما کمک میکند، بلکه سلامت عمومی شما را نیز در بلندمدت تضمین مینماید.




ممنون از مقاله عالیتون. تلفظ کلمه Micronutrients یکم برام سخته، میشه راهنمایی کنید استرس کلمه روی کدوم بخش هست؟
سلام سینا جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. در کلمه Micronutrients استرس اصلی روی بخش اول یعنی «Mi» هست (مای-کرو-نوتری-ینتس). نکته جالب اینه که در انگلیسی آمریکایی حرف ‘t’ در انتهای کلمه خیلی نرم تلفظ میشه.
آیا کلمه Carbs که توی ویدیوهای یوتیوب زیاد میشنویم، همون مخفف Carbohydrates هست؟ استفاده ازش در محیطهای رسمی درسته؟
بله سارا عزیز، Carbs دقیقاً مخفف Carbohydrates هست. این کلمه در مکالمات روزمره و باشگاههای ورزشی بسیار رایجه (Slang)، اما در مقالات علمی یا آکادمیک بهتره از شکل کامل کلمه استفاده کنی.
من اصطلاح Glycemic Index رو توی یک پادکست شنیدم. آیا مترادف سادهتری هم برای این اصطلاح در انگلیسی وجود داره که مردم عادی استفاده کنن؟
علی عزیز، Glycemic Index یک ترم تخصصی (Technical Term) هست. مردم در مکالمات ساده ممکنه به جای اون از عبارت Blood sugar impact استفاده کنن، ولی خود GI یا Glycemic Index اونقدر معروف هست که اکثر افرادی که رژیم دارن متوجه منظورت میشن.
فرق بین کلمه Diet و Nutrition در کاربرد چیه؟ من همیشه این دوتا رو با هم قاطی میکنم.
سوال خیلی خوبیه مریم جان! Diet معمولاً به «رژیم غذایی» یا اون چیزی که در طول روز میخوریم اشاره داره (مثلاً: I’m on a diet)، اما Nutrition به علم تغذیه و «ارزش غذایی» مواد اشاره میکنه (مثلاً: This fruit has good nutrition).
توی برچسب مواد غذایی کلمه Serving Size رو دیدم، دقیقاً یعنی چی؟
رضا جان، Serving Size به معنای «اندازه هر سهم» هست. یعنی مقدار پیشنهادی برای مصرف در یک وعده که اطلاعات کالری بر اساس اون محاسبه شده. این یکی از کلیدیترین اصطلاحات برای خواندن Food Labels هست.
خیلی مقاله کاملی بود، مخصوصاً بخش مربوط به درشتمغذیها. کاش درباره ریزمغذیها هم بیشتر بنویسید.
معادل انگلیسی «کالریسوزی» چی میشه؟ من از Burn calories استفاده میکنم، درسته؟
بله امیر عزیز، Burn calories کاملاً درسته و رایجترین فعلی هست که برای کالری استفاده میشه. همچنین میتونی از عبارت Caloric expenditure برای متون علمیتر استفاده کنی.
توی متون پزشکی کلمه Antioxidants رو زیاد میبینم. آیا این کلمه فقط مربوط به تغذیه است یا در فیلدهای دیگه هم کاربرد داره؟
زهرا جان، Antioxidants یا آنتیاکسیدانها علاوه بر تغذیه، در محصولات پوستی (Skincare) و شیمی هم کاربرد دارن. ریشه کلمه از Anti (ضد) و Oxidant (اکسیدکننده) میاد.
من شنیدم که میگن Whole foods. منظور همون غذای سالمه یا فرق داره؟
پویا جان، Whole foods به غذاهایی گفته میشه که فرآوری نشدن (Unprocessed)، یعنی به حالت طبیعی خودشون نزدیکترن، مثل میوهها و غلات کامل. لزوماً هر غذای سالمی Whole food نیست، ولی اکثر Whole foodها سالم هستن.
واقعاً لغات تخصصی تغذیه برای کسایی که میخوان منابع زبان اصلی رو بخونن ضروریه. ممنون از تیم خوبتون.
تلفظ Metabolism رو همیشه اشتباه میگفتم، فکر میکردم استرس روی بخش اوله.
فرهاد عزیز، اشتباه رایجیه! در Metabolism استرس روی بخش دوم یعنی «ta» هست: (مه-تَ-بُ-لیزم).
اصطلاح Saturated fats رو چطوری میتونیم در یک جمله برای تشویق کسی به نخوردنشون به کار ببریم؟
مهسا جان، میتونی بگی: ‘You should cut down on saturated fats to keep your heart healthy.’ عبارت Cut down on به معنی کاهش مصرف، اینجا خیلی کاربردیه.
عبارت Fuel the body که توی متن بود خیلی برام جالب بود. مثل سوخترسانی به ماشینه!
دقیقاً آرش جان! این یک استعاره (Metaphor) رایج در انگلیسی هست که بدن رو به یک ماشین و غذا رو به سوخت (Fuel) تشبیه میکنه.
درباره Intermittent fasting هم اگر لغات مرتبطی هست بگید. این روزها خیلی ترند شده.
شیرین عزیز، در این مورد اصطلاحاتی مثل Eating window (بازه زمانی مجاز برای غذا خوردن) و Fasting state (حالت روزهداری) بسیار پرکاربرد هستن.
آیا کلمه Fiber مترادف دیگهای هم داره؟ توی یک کتاب قدیمی کلمه Roughage رو دیدم.
نکتهسنجی عالی بود بابک جان! Roughage یک واژه قدیمیتر و غیررسمیتر برای Fiber هست که بیشتر به بافت فیبری و زبر گیاهان اشاره داره.
اگر بخوام بگم «من رژیم دارم»، جمله I’m on a diet درسته یا I have a diet؟
نیلوفر عزیز، عبارت درست I’m on a diet هست. فعل Have معمولاً برای توصیف نوع رژیم به کار میره، مثلاً: I have a balanced diet (من رژیم متعادلی دارم).
تفاوت Organic و Natural روی بستهبندیها چیه؟ از نظر زبانی کدوم بار معنایی قویتری داره؟
حمید جان، از نظر قانونی Organic استانداردهای خیلی سختگیرانهای داره، اما Natural یک اصطلاح کلیتر و گاهی تبلیغاتیه. در انگلیسی Organic بار معنایی علمیتر و قابلاعتمادتری داره.
ممنون، مطالب خیلی کاربردی و به روز بود.
کلمه Hydration فقط برای آب خوردنه یا شامل نوشیدنیهای دیگه هم میشه؟
مهران عزیز، Hydration به معنای تامین آب بدن هست. معمولاً برای تشویق به نوشیدن آب به کار میره (Stay hydrated)، ولی هر مایعاتی که به هیدراته موندن بدن کمک کنه رو شامل میشه.
اصطلاح Probiotics رو چطوری میتونیم توی محیطهای آکادمیک تعریف کنیم؟
الهام جان، میتونی از این تعریف استفاده کنی: ‘Probiotics are live microorganisms intended to provide health benefits when consumed, generally by improving or restoring the gut flora.’ کلمه Gut flora اینجا خیلی تخصصی و عالیه.