- آیا تا به حال هنگام مطالعه یک فراخوان بینالمللی برای جذب بودجه، در میان انبوهی از اصطلاحات تخصصی و پیچیده سردرگم شدهاید؟
- آیا نگران این هستید که استفاده نادرست از واژگان تخصصی باعث رد شدن پروپوزال (پیشنهاد پژوهشی) سازمان شما شود؟
- آیا تفاوت ظریف میان واژگانی مثل Non-profit و Not-for-profit را میدانید و میخواهید مانند یک متخصص بومی در جلسات بینالمللی صحبت کنید؟
- آیا نوشتن بخش مالی و بودجهبندی به زبان انگلیسی برای شما یک چالش اضطرابآور است؟
مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی و خیریه در سطح بینالمللی، بیش از هر چیز به توانایی برقراری ارتباط موثر و دقیق بستگی دارد. در این راهنمای جامع، ما به بررسی عمیق و اصولی واژگان گرنتنویسی و اصطلاحات کلیدی مدیریت سازمانهای خیریه میپردازیم تا شما بتوانید با اعتمادبهنفس کامل، منابع مالی مورد نیاز برای پروژههای انسانی و اجتماعی خود را جذب کنید. ما این مفاهیم را به زبان ساده و با ساختارهای استاندارد بازسازی میکنیم تا دیگر هرگز نگران اشتباهات رایج در این حوزه نباشید.
| اصطلاح (Term) | معادل و مفهوم فارسی | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| Grant Proposal | پروپوزال یا طرح پیشنهادی برای دریافت بودجه | We are submitting a grant proposal to the UN. |
| Stakeholders | ذینفعان (افراد یا گروههای متاثر از پروژه) | Identifying all stakeholders is crucial for success. |
| Capacity Building | ظرفیتسازی (تقویت مهارتها و منابع سازمان) | The fund is dedicated to capacity building. |
| Sustainability | پایداری (تداوم پروژه پس از اتمام بودجه) | How will you ensure the sustainability of this program? |
درک ساختار سازمانهای خیریه: فراتر از کلمات ساده
بسیاری از زبانآموزان و فعالان اجتماعی تصور میکنند که واژه “Charity” تنها راه توصیف یک سازمان بشردوستانه است. اما در دنیای حرفهای، دقت در انتخاب کلمات نشاندهنده تخصص شماست. از دیدگاه یک زبانشناس کاربردی، تفاوتهای فرهنگی و حقوقی میان کشورها باعث ایجاد واژگان متفاوتی شده است.
تفاوت NGO، NPO و Charity
اگرچه این کلمات اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما بارهای معنایی متفاوتی دارند:
- NGO (Non-Governmental Organization): سازمان مردمنهاد. این اصطلاح معمولاً برای سازمانهایی به کار میرود که در سطح بینالمللی یا ملی در حوزههای سیاسی، اجتماعی یا محیطزیستی فعال هستند و به دولت وابسته نیستند.
- NPO (Non-Profit Organization): سازمان غیرانتفاعی. این یک اصطلاح گستردهتر است که شامل هر سازمانی میشود که سود حاصله را بین مالکان تقسیم نمیکند و صرف اهداف خود سازمان میکند.
- Charity: سازمان خیریه. در گویش بریتانیایی (UK English)، این واژه بار حقوقی بسیار مشخصی دارد و به سازمانهایی اطلاق میشود که برای “منافع عمومی” ثبت شدهاند.
آموزش گامبهگام واژگان گرنتنویسی (Grant Writing)
نوشتن یک درخواست بودجه موفق، ترکیبی از هنر متقاعدسازی و دقت علمی است. در این بخش، واژگان را بر اساس مراحل نگارش یک گرنت دستهبندی کردهایم.
۱. مرحله شناسایی و آمادهسازی (Pre-Writing)
قبل از نوشتن، باید بدانید به دنبال چه چیزی هستید. در این مرحله با این واژگان روبرو میشوید:
- Eligibility Criteria: معیارهای واجد شرایط بودن. (آیا سازمان شما اجازه شرکت دارد؟)
- Request for Proposals (RFP): فراخوان رسمی برای ارسال پیشنهادات.
- Letter of Intent (LOI): نامه ابراز تمایل که معمولاً پیش از پروپوزال اصلی ارسال میشود.
۲. بدنه اصلی پروپوزال (The Core Components)
یک روانشناس تربیتی به شما خواهد گفت که برای کاهش اضطراب خواننده (ارزیاب گرنت)، باید از ساختارهای شفاف استفاده کنید. فرمول استاندارد برای توصیف اهداف پروژه معمولاً به این صورت است:
Formula: Action Verb + Target Group + Desired Change + Timeframe
مثال: “To provide (Action) clean water to 500 families (Target) in rural areas to reduce waterborne diseases (Change) by 2025.”
۳. واژگان بخش ارزیابی و تأثیرگذاری
بنیادهای بخشنده میخواهند بدانند پول آنها دقیقاً کجا صرف میشود. استفاده از واژگان گرنتنویسی در این بخش حیاتی است:
- KPIs (Key Performance Indicators): شاخصهای کلیدی عملکرد.
- Impact Measurement: سنجش میزان اثرگذاری پروژه بر جامعه هدف.
- Scalability: قابلیت گسترش پروژه به مناطق یا گروههای دیگر.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی: آمریکا در مقابل بریتانیا
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، بسیار مهم است که بدانید با چه ارگانی مکاتبه میکنید. اگر برای یک بنیاد آمریکایی مینویسید، لحن و واژگان شما باید با استانداردهای US سازگار باشد.
| موضوع | American English (US) | British English (UK) |
|---|---|---|
| نوع سازمان | Non-profit / 501(c)(3) | Registered Charity |
| کمک مالی کوچک | Contribution / Donation | Gift Aid (specific tax scheme) |
| هیئت مدیره | Board of Directors | Board of Trustees |
| جذب سرمایه | Fundraising | Fundraising / Development |
نکات طلایی برای کاهش اضطراب زبانی (Language Anxiety)
بسیاری از مدیران خیریه به دلیل ترس از اشتباهات گرامری، از نوشتن پروپوزالهای بینالمللی خودداری میکنند. به عنوان یک استاد زبان انگلیسی، توصیه میکنم:
- سادگی بر پیچیدگی اولویت دارد: نیازی نیست از کلمات ادبی سنگین استفاده کنید. هدف شما انتقال پیام است، نه خودنمایی زبانی.
- از جملات کوتاه استفاده کنید: جملات طولانی احتمال خطا را بالا میبرند و خواننده را خسته میکنند.
- تکرار واژگان کلیدی: در واژگان گرنتنویسی، تکرار کلماتی که در متن فراخوان (RFP) آمده است، یک استراتژی هوشمندانه برای نشان دادن همسویی با اهداف دهنده بودجه است.
اشتباهات رایج در استفاده از واژگان (Common Mistakes)
بیایید چند اشتباه رایج که باعث غیرحرفهای به نظر رسیدن متن میشود را بررسی کنیم:
- ✅ Correct: The project aims to empower women. (استفاده از فعل قوی)
- ❌ Incorrect: The project wants to give power to women. (استفاده از فعل ضعیف و غیررسمی)
- ✅ Correct: We require seed funding for the pilot phase. (بودجه اولیه برای شروع)
- ❌ Incorrect: We need some money to start the work. (بسیار مبهم و ابتدایی)
اصطلاحات مالی و بودجهبندی در خیریهها
این بخش جایی است که شفافیت حرف اول را میزند. اشتباه در این بخش میتواند منجر به رد صلاحیت کل پروژه شود.
واژگان تخصصی بودجه:
- Overhead / Administrative Costs: هزینههای جاری و اداری (مانند اجاره دفتر و حقوق پرسنل اداری).
- Direct Costs: هزینههای مستقیم پروژه (مانند خرید دارو یا کتاب برای ذینفعان).
- Match Funding: بودجه معادل؛ زمانی که دهنده بودجه شرط میگذارد که بخشی از هزینهها را خودتان یا منبع دیگری تامین کنید.
- In-kind Contributions: کمکهای غیرنقدی (مانند اهدای تجهیزات یا خدمات داوطلبانه).
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در دنیای مدیریت خیریه، سوءتفاهمهای زبانی زیادی وجود دارد که میتواند مانع پیشرفت شما شود.
۱. باور غلط: “هرچه پروپوزال طولانیتر باشد، شانس قبولی بیشتر است.”
واقعیت این است که ارزیابها وقت بسیار کمی دارند. آنها به دنبال Conciseness (ایجاز و اختصار) هستند. استفاده دقیق از واژگان تخصصی به شما کمک میکند با کلمات کمتر، مفهوم بیشتری را برسانید.
۲. اشتباه در تمایز بین Outputs و Outcomes
این یکی از رایجترین خطاها در واژگان گرنتنویسی است:
- Outputs (خروجیها): نتایج مستقیم و کمی (مثلاً: برگزاری ۱۰ کارگاه آموزشی).
- Outcomes (پیامدها): تغییرات کیفی و بلندمدت ناشی از خروجیها (مثلاً: افزایش سطح آگاهی شرکتکنندگان درباره بهداشت).
سوالات متداول (FAQ)
۱. بهترین روش برای یادگیری واژگان گرنتنویسی چیست؟
بهترین روش، مطالعه پروپوزالهای موفق (Sample Proposals) در سایتهای بزرگی مثل بنیاد گیتس یا سازمان ملل است. یادداشتبرداری از عبارات تکراری و ساختارهای جملهبندی آنها بسیار کمککننده است.
۲. آیا باید در متن پروپوزال از کلمات احساسی استفاده کنیم؟
در حالی که انگیزه کار خیریه احساسی است، زبان پروپوزال باید Objective (عینی و بیطرفانه) و مبتنی بر دادهها باشد. به جای کلمات “غمانگیز” یا “دلخراش”، از آمار و ارقام واقعی استفاده کنید.
۳. اصطلاح “Beneficiaries” بهتر است یا “Target Group”؟
هر دو درست هستند، اما امروزه در رویکردهای مدرن، واژگانی مثل Participants یا Community Members ترجیح داده میشوند تا حس برابری بیشتری منتقل کنند.
نتیجهگیری
تسلط بر واژگان گرنتنویسی و اصطلاحات مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی، تنها یک مهارت زبانی نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای تغییر جهان است. با درک تفاوتهای ظریف بین واژگان، رعایت ساختارهای استاندارد و کاهش اضطراب زبانی از طریق تمرین و الگوبرداری، شما میتوانید صدای رسای کسانی باشید که به خدمات سازمان شما نیاز دارند. فراموش نکنید که حرفهای بودن در کلام، اولین قدم برای جلب اعتماد حامیان مالی بینالمللی است. از قدمهای کوچک شروع کنید و با استفاده از این راهنما، پروپوزال بعدی خود را با استانداردهای جهانی بنویسید.


ممنون از این مقاله مفید. واقعا تفاوت Non-profit و Not-for-profit همیشه برام سوال بوده. میشه مثالهای بیشتری برای هر کدوم ارائه بدین؟ گاهی اوقات توی متنهای مختلف جابهجا استفاده میشن.
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که براتون مفید بوده. بله، حق با شماست، گاهی اوقات این دو به جای هم استفاده میشوند اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Non-profit’ بیشتر به وضعیت حقوقی و مالی یک سازمان اشاره دارد که هدف اصلی آن کسب سود نیست. مثلا یک دانشگاه یا بیمارستان. ‘Not-for-profit’ بیشتر روی این نکته تاکید دارد که هر سودی که به دست میآید، دوباره در خود سازمان سرمایهگذاری میشود و بین سهامداران تقسیم نمیشود. هر دو تقریباً در یک راستا هستند اما ‘Not-for-profit’ بیشتر بر جنبه عملیاتی و توزیع نکردن سود تاکید میکند. در واقع هر ‘Not-for-profit’ یک ‘Non-profit’ است، اما نه برعکس.
مطلب خیلی کاربردی بود. من همیشه با واژه Grant Proposal مشکل داشتم که چطور رسمیتر یا غیررسمیتر استفاده کنم. آیا میشه به جای proposal، از terms دیگهای هم استفاده کرد؟
سلام علی عزیز. ‘Grant Proposal’ یک اصطلاح کاملا استاندارد و رسمی در حوزه جذب سرمایه است و معمولاً جایگزین مستقیمی ندارد که دقیقا همین بار معنایی را داشته باشد. البته میتوانید از کلماتی مثل ‘application’ یا ‘submission’ در مورد فرایند کلی درخواست استفاده کنید، اما برای خود طرح، ‘Proposal’ بهترین و رایجترین انتخاب است.
اصطلاح ‘Stakeholders’ واقعا کلیدی و مهم بود. قبلاً نمیدونستم انقدر جزئیات داره. آیا میشه در فارسی به جای ذینفعان، از واژه سادهتری مثل ‘افراد مرتبط’ هم استفاده کرد؟
ممنون مینا جان. ‘ذینفعان’ در فارسی بهترین معادل برای ‘Stakeholders’ است چون دقیقا مفهوم افراد یا گروههایی را میرساند که تحت تاثیر پروژه قرار میگیرند یا در آن منافعی دارند. ‘افراد مرتبط’ کمی کلیتر است و ممکن است آن عمق معنایی ‘ذینفع بودن’ را منتقل نکند. در متون تخصصی بهتر است از ‘ذینفعان’ استفاده کنید.
مقاله عالی بود! آیا منابعی هم برای تمرین ‘writing financial sections’ به انگلیسی پیشنهاد میکنید؟ این بخش همیشه کابوس من بوده.
سلام رضا. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. برای تمرین ‘writing financial sections’ پیشنهاد میکنیم از نمونههای پروپوزالهای موفق (مثلاً از سایتهای USAID، UNDP یا بنیادهای خیریه بزرگ) استفاده کنید. همچنین، دورههای آنلاینی در Coursera یا edX درباره ‘Grant Writing’ وجود دارد که به طور خاص به این بخشها میپردازند. به زودی مقالهای جامعتر درباره این موضوع در بلاگ منتشر خواهیم کرد!
چقدر خوب که این اصطلاحات رو به زبان ساده توضیح دادید! واقعا لازم بود. میشه لطفا در مورد اصطلاحات رایج در ‘Project Management’ هم مقالهای بنویسید؟ اون هم پر از واژههای گیجکننده است.
ممنون از پیشنهاد خوبتون نارگس جان! حتماً این موضوع را در برنامهریزیهای آینده برای مطالب جدید در نظر میگیریم. ‘Project Management’ هم حوزه بسیار مهمی است و اصطلاحات خاص خودش را دارد.
واقعا خسته نباشید. این مطالب برای ما که در سازمانهای مردمنهاد فعالیت میکنیم، گنجینه است. به خصوص بخش تفاوتهای ظریف واژگان.
من همیشه فکر میکردم ‘Non-profit’ و ‘Not-for-profit’ کاملاً یکسان هستند. ممنون که این سوءتفاهم رو برطرف کردید. آیا اصطلاحات مشابه دیگری هم هست که تفاوتهای این چنینی داشته باشند؟
بله لیلا جان، در زبان انگلیسی و به خصوص در حوزههای تخصصی، اصطلاحات زیادی وجود دارند که تفاوتهای ظریفی دارند. مثلاً در حوزه اقتصاد ‘economy’ و ‘finance’، یا در حوزه مدیریت ‘leadership’ و ‘management’. سعی میکنیم در مقالات آینده به این نکات هم بپردازیم.
این مقاله دقیقا چیزی بود که نیاز داشتم. من یک بار سر نوشتن یک پروپوزال بینالمللی برای ‘fundraising’ حسابی به مشکل خوردم چون نمیدونستم از چه کلمهای استفاده کنم. الان دیگه میدونم ‘Grant Proposal’ بهترین گزینه است.
خوشحالیم که این راهنما تونسته به شما کمک کنه امید. ‘Fundraising’ هم خودش یک حوزه بزرگ است که اصطلاحات خاص خود را دارد. شاید در آینده نزدیک به آن هم بپردازیم.
آیا برای ‘Stakeholders’ علاوه بر ‘identifying’، فعلهای رایج دیگهای هم هست که استفاده بشه؟ مثلاً ‘engaging stakeholders’ یا ‘managing stakeholders’؟
سوال خیلی خوبی مریم جان! بله، ‘engaging stakeholders’ (درگیر کردن ذینفعان) و ‘managing stakeholders’ (مدیریت ذینفعان) از ترکیبهای بسیار رایج و مهم در مدیریت پروژه و سازمانهای غیرانتفاعی هستند. این افعال نشاندهنده فعالیتهای بعدی پس از شناسایی ذینفعان هستند.
سپاس از زحمات شما. لطفا مقالات بیشتری در مورد ‘Budgeting’ و ‘Financial Reporting’ در این حوزه بنویسید. این دو بخش واقعا پیچیدهاند.
ممنون از بازخورد شما حسن عزیز. حتماً این دو موضوع مهم را در اولویت محتوای بعدی قرار خواهیم داد. ‘Budgeting’ و ‘Financial Reporting’ در جذب گرنت از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند و نیاز به دقت و اصطلاحات صحیح دارند.
یک سوال: آیا ‘Grant Proposal’ با ‘Business Proposal’ فرق اساسی داره؟ مثلا در لحن و ساختار؟
سوال خیلی مهمیه آذر جان. بله، تفاوتهای اساسی دارند. ‘Business Proposal’ معمولاً با هدف کسب سود و منافع تجاری تهیه میشود و مخاطب آن شرکتها یا سرمایهگذاران خصوصی هستند. در مقابل، ‘Grant Proposal’ با هدف دریافت بودجه برای فعالیتهای اجتماعی، خیریه، پژوهشی یا فرهنگی است و مخاطب آن نهادهای دولتی، بنیادها یا سازمانهای بینالمللی هستند. لحن ‘Grant Proposal’ بیشتر بر تاثیر اجتماعی، نیازها و اهداف بشردوستانه متمرکز است، در حالی که ‘Business Proposal’ بیشتر به بازگشت سرمایه و مدل کسبوکار میپردازد.
عالی بود، من قبلا فکر میکردم ‘fundraiser’ و ‘grant writer’ یک نفرند! این مقاله بهم کمک کرد تفاوتها رو بهتر بفهمم.
خوشحالیم که مفید بوده سامان. اگرچه وظایفشان ممکن است همپوشانی داشته باشد، ‘fundraiser’ به طور کلی بر جذب انواع کمکهای مالی (از افراد، رویدادها، شرکتها) تمرکز دارد، در حالی که ‘grant writer’ متخصص نوشتن درخواستهای بودجه از بنیادها و نهادهای گرنتدهنده است. هر دو برای پایداری یک سازمان غیرانتفاعی حیاتی هستند.
آیا برای ‘Stakeholders’ ترجمه ‘سهامداران’ هم درست است؟ چون در بعضی جاها شنیدم.
الهه جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی که یک اشتباه رایج رو نشون میده! خیر، ‘سهامداران’ معادل ‘Shareholders’ است و به افرادی اشاره دارد که سهام یک شرکت را دارند و مالکیت جزئی در آن دارند. ‘Stakeholders’ مفهومی بسیار گستردهتر است و شامل هر کسی میشود که تحت تاثیر یک پروژه قرار بگیرد، از جمله کارکنان، مشتریان، جامعه محلی، تأمینکنندگان، دولت و حتی خود سهامداران. این دو را نباید به جای هم استفاده کرد.
این اصطلاحات واقعا کاربردی هستن. من یه بار توی یه جلسه بینالمللی با اصطلاح ‘Capacity Building’ مواجه شدم و نمیدونستم دقیقا منظورشون چیه. فکر میکنید این هم جزو همین دسته اصطلاحات هست؟
بله پویا، ‘Capacity Building’ (ظرفیتسازی) قطعاً یکی از اصطلاحات کلیدی در مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی و توسعه بینالمللی است. این اصطلاح به فرآیند تقویت تواناییها، مهارتها، دانش و منابع یک فرد، سازمان یا جامعه برای دستیابی به اهداف خود اشاره دارد. هدف آن ایجاد پایداری و خودکفایی است. بسیار مرتبط با همین مبحث است!
مقاله خیلی خوبی بود. برای pronunciation کلمه ‘crucial’ چطور باید تلفظ کنیم؟ بعضیها ‘کروشال’ میگن بعضیها ‘کروسیال’.
زهره جان، تلفظ صحیح ‘crucial’ به صورت /’kruːʃəl/ است که بیشتر به ‘کرو-شال’ نزدیک است تا ‘کروسیال’. حرف ‘c’ در اینجا صدای ‘ش’ میدهد. تمرین با دیکشنریهای آنلاین که تلفظ صوتی دارند بسیار مفید است.
تشکر از مطلب مفیدتون. آیا این اصطلاحات در همه کشورهای انگلیسی زبان به یک شکل استفاده میشن یا تفاوتهای منطقهای هم دارن؟
سوال جالبی وحید جان. در مورد اصطلاحات تخصصی مثل ‘Grant Proposal’ و ‘Non-profit’ که در این مقاله ذکر شد، به دلیل ماهیت بینالمللی فعالیتهای گرنتنویسی و سازمانهای خیریه، معمولاً یک استاندارد جهانی وجود دارد و تفاوتهای منطقهای بسیار اندک است. اما در مورد اصطلاحات عامتر یا slang، بله، تفاوتهای زیادی بین انگلیسی بریتانیایی، آمریکایی، استرالیایی و … وجود دارد.
من خودم در یک NGO فعالیت میکنم و این مقاله مثل یک کلاس درس بود برام. آیا اصطلاحی مثل ‘Sustainability’ (پایداری) هم در این حوزه خیلی پرکاربرد است؟
کیمیا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، ‘Sustainability’ یکی از کلمات کلیدی و بسیار مهم در حوزه مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی و پروژههای توسعهای است. هر گرنتدهندهای به دنبال پروژههایی است که نه تنها اهداف فعلی را برآورده کنند، بلکه در بلندمدت نیز پایدار باشند و اثرگذاری خود را حفظ کنند. این کلمه در تمام پروپوزالها و گزارشها اهمیت زیادی دارد.
مقاله عالی بود، من همیشه با ‘Budget Proposal’ و ‘Grant Proposal’ مشکل داشتم. میشه توضیح بدین که آیا ‘Budget Proposal’ هم یک اصطلاح جداست یا زیرمجموعه Grant Proposal؟
جواد جان، سوال خوبی است. ‘Budget Proposal’ در واقع بخشی از ‘Grant Proposal’ است. هر ‘Grant Proposal’ باید شامل یک ‘Budget Proposal’ (پیشنهاد بودجه) باشد که جزئیات هزینههای پروژه را نشان میدهد. ‘Budget Proposal’ به تنهایی معمولاً برای اهداف داخلی یا برای درخواست بودجه از یک منبع داخلی استفاده میشود، اما در زمینه جذب گرنت بینالمللی، جزء لاینفک ‘Grant Proposal’ است.
مرسی از این مطلب عالی. من دنبال واژه ‘beneficiaries’ بودم و متوجه شدم که در واقع بخشی از ‘Stakeholders’ هستند. درسته؟
بله سحر جان، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Beneficiaries’ (ذینفعان اصلی یا بهرهمندان) گروه خاصی از ‘Stakeholders’ هستند که مستقیماً از یک پروژه یا برنامه سود میبرند. آنها اغلب گروه هدف اصلی پروژه را تشکیل میدهند. بنابراین، همه ‘beneficiaries’ جزو ‘stakeholders’ هستند، اما همه ‘stakeholders’ لزوماً ‘beneficiaries’ نیستند (مثلاً دولت یا تأمینکنندگان).
به عنوان کسی که تجربه کار با سازمانهای بینالمللی رو دارم، میتونم بگم ‘Impact Assessment’ هم یه اصطلاح خیلی مهمه که همیشه توی گزارشها و پروپوزالها میبینیم. اگه میشه در موردش بنویسید.
ممنون فرناز جان از نکته ارزشمندتون. بله، ‘Impact Assessment’ (ارزیابی تأثیر) قطعاً یکی از ستونهای اصلی در گرنتنویسی و مدیریت پروژههای غیرانتفاعی است. گرنتدهندگان به شدت به دنبال این هستند که پروژهها چه تأثیری در جامعه ایجاد میکنند. حتماً در مقالات آینده به این اصطلاح و مفاهیم مرتبط با آن مثل ‘Outcome’ و ‘Output’ خواهیم پرداخت.