مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی توسعه بدون کد (No-Code/Low-Code)

یادگیری یک مهارت جدید همواره با چالش‌های ذهنی همراه است، اما خبر خوب این است که در دنیای مدرن امروز، برای خلق ابزارهای دیجیتال دیگر نیازی نیست که یک نابغه ریاضی یا متخصص علوم کامپیوتر باشید. در این راهنمای جامع، ما قصد داریم اصطلاحات توسعه نو-کد را به شکلی ساده و گام‌به‌گام کالبدشکافی کنیم تا شما بتوانید بدون ترس، اولین قدم خود را در این مسیر هیجان‌انگیز بردارید. هدف ما این است که مفاهیم پیچیده را به قطعاتی قابل درک تبدیل کنیم تا هرگز دوباره در مواجهه با این واژگان احساس ناتوانی نکنید.

اصطلاح کلیدی معادل و مفهوم ساده مثال کاربردی
No-Code (بدون کد) ساخت نرم‌افزار بدون نوشتن حتی یک خط کد سنتی. استفاده از Drag-and-Drop برای چیدن المان‌های سایت.
Visual Programming برنامه‌نویسی از طریق رابط‌های گرافیکی به جای متن. وصل کردن بلوک‌های منطقی به هم برای ایجاد یک فرمان.
Workflow (جریان کار) مجموعه‌ای از مراحل که یک وظیفه را به سرانجام می‌رساند. اگر فرم پر شد، یک ایمیل تایید ارسال کن.
Integration (یکپارچه‌سازی) اتصال دو یا چند نرم‌افزار برای تبادل اطلاعات. وصل کردن فرم وب‌سایت به لیست مخاطبین در Google Sheets.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Airdrop”: پول مفت از آسمون!

بخش اول: درک فلسفه دنیای بدون کد (No-Code)

بسیاری از زبان‌آموزان و علاقه‌مندان به تکنولوژی تصور می‌کنند که “برنامه‌نویسی” تنها به معنای تایپ کردن هزاران خط متن سیاه و سفید روی یک صفحه تاریک است. اما حقیقت این است که برنامه‌نویسی در واقع “حل مسئله” و “طراحی منطق” است. جنبش اصطلاحات توسعه نو-کد بر این پایه استوار است که ابزارها باید در خدمت خلاقیت انسان باشند، نه مانعی در برابر آن.

وقتی از پلتفرم‌های نو-کد استفاده می‌کنید، در واقع در حال استفاده از لایه‌های انتزاعی (Abstraction) هستید. به زبان ساده‌تر، برنامه‌نویسان قبلاً کدهای سخت را نوشته‌اند و آن‌ها را در قالب بلوک‌های آماده در اختیار شما قرار داده‌اند. این دقیقاً مثل ساختن یک خانه با قطعات لگو است؛ شما نیازی به دانستن فرمول شیمیایی پلاستیک ندارید، بلکه فقط باید بدانید قطعات چگونه روی هم سوار می‌شوند.

اگر در ابتدای راه احساس می‌کنید که واژگان فنی زیاد هستند، اصلاً نگران نباشید. این یک واکنش طبیعی مغز به ورود به یک قلمرو جدید است. با یادگیری اصطلاحات توسعه نو-کد، شما در واقع در حال یادگیری یک “زبان مشترک” برای ارتباط با دنیای دیجیتال هستید.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:سندروم “لهجه خارجی”: وقتی بعد از ضربه به سر، بریتیش میشی!

بخش دوم: واژگان کلیدی در طراحی رابط کاربری (Front-end)

رابط کاربری یا همان چیزی که کاربر نهایی مشاهده می‌کند، اولین بخش از یادگیری شماست. در این بخش، واژگانی را بررسی می‌کنیم که به ظاهر و ساختار بصری اپلیکیشن مربوط می‌شوند.

1. Drag-and-Drop (بکش و رها کن)

این اساسی‌ترین مفهوم در دنیای نو-کد است. به جای نوشتن کدهای HTML یا CSS برای ایجاد یک دکمه، شما به سادگی آیکون دکمه را از پنل ابزار برداشته و در صفحه قرار می‌دهید.

2. Responsive Design (طراحی واکنش‌گرا)

این اصطلاح به این معناست که وب‌سایت یا اپلیکیشن شما باید در موبایل، تبلت و لپ‌تاپ به درستی نمایش داده شود. در پلتفرم‌های نو-کد، این تنظیمات معمولاً با چند کلیک ساده انجام می‌شود.

3. Components (اجزا/مولفه‌ها)

اجزا، قطعات کوچک و قابل استفاده مجدد در برنامه شما هستند. مثلاً یک “هدر” (Header) یا یک “فرم تماس”. به جای طراحی مجدد در هر صفحه، شما یک بار مولفه را می‌سازید و در همه جا از آن استفاده می‌کنید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت “Ripped”, “Shredded” و “Jacked” (کدوم خفن‌تره؟)

بخش سوم: منطق و اتوماسیون (The Logic & Backend)

اینجاست که جادوی واقعی اتفاق می‌افتد. برنامه‌ای که فقط ظاهر زیبایی داشته باشد، یک پوسته خالی است. شما باید به آن یاد بدهید که چگونه فکر کند و واکنش نشان دهد. در ادامه با اصطلاحات توسعه نو-کد در بخش منطق آشنا می‌شویم.

Triggers & Actions (محرک‌ها و اقدامات)

این فرمول طلایی دنیای اتوماسیون است: “اگر [محرک] اتفاق افتاد، پس [اقدام] را انجام بده.”

به این ساختار ساده توجه کنید:

  1. Trigger (محرک): کاربر روی دکمه خرید کلیک می‌کند.
  2. Action (اقدام): مبلغ از حساب کسر شده و رسید ایمیل می‌شود.

API (رابط برنامه‌نویسی اپلیکیشن)

شاید این ترسناک‌ترین کلمه برای مبتدیان باشد. اما بیایید آن را ساده کنیم: API مثل یک گارسون در رستوران است. شما (اپلیکیشن شما) سفارش را به گارسون (API) می‌دهید، گارسون به آشپزخانه (یک نرم‌افزار دیگر مثل نقشه گوگل) می‌رود و غذا (اطلاعات) را برای شما برمی‌گرداند. در توسعه نو-کد، شما یاد می‌گیرید که چگونه این گارسون‌ها را بدون نوشتن کد مدیریت کنید.

Database (پایگاه داده)

جایی که تمام اطلاعات (نام کاربری، قیمت‌ها، پیام‌ها) ذخیره می‌شود. در نو-کد، پایگاه داده معمولاً شبیه به یک فایل Excel بسیار پیشرفته و هوشمند است که داده‌ها را در جداول و ستون‌ها مرتب می‌کند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:چرا باید تا “Failure” تمرین کنیم؟ (ناتوانی یا شکست؟)

بخش چهارم: تفاوت‌های فرهنگی و گویشی (US vs. UK)

اگرچه اصطلاحات تکنولوژی عمدتاً جهانی هستند، اما تفاوت‌های ظریفی در نحوه بیان آن‌ها در محیط‌های کاری ایالات متحده و بریتانیا وجود دارد. زبان‌شناسان معتقدند که درک این تفاوت‌ها به شما کمک می‌کند حرفه‌ای‌تر به نظر برسید.

مفهوم رایج در ایالات متحده (US) رایج در بریتانیا (UK)
سفارشی‌سازی Customization (با z) Customisation (با s)
برنامه‌نویسی Programming Coding (بیشتر استفاده می‌شود)
زمان‌بندی پروژه‌ Timeline / Schedule Programme of works

نکته آموزشی: در دنیای نو-کد، اکثر ابزارها (مثل Bubble، Webflow، Zapier) از استانداردهای انگلیسی آمریکایی استفاده می‌کنند. بنابراین بهتر است در تنظیمات فنی از دیکته US استفاده کنید تا با مستندات ابزارها هماهنگ باشید.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Wolf of Wall Street” یعنی چی؟ فقط دیکاپریو نیست!

اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)

بسیاری از زبان‌آموزان هنگام یادگیری اصطلاحات توسعه نو-کد دچار سوءتفاهم می‌شوند. بیایید چند مورد را اصلاح کنیم:

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Glitch in the Matrix”: وقتی واقعیت باگ میخوره!

سوالات متداول (Common FAQ)

آیا با یادگیری اصطلاحات توسعه نو-کد می‌توانم درآمد داشته باشم؟

بله، قطعاً! امروزه تقاضا برای “توسعه‌دهندگان نو-کد” (No-code Developers) به شدت در حال افزایش است. شرکت‌ها ترجیح می‌دهند پروژه‌های خود را با سرعت بیشتر و هزینه کمتر توسط این متخصصان انجام دهند.

آیا این ابزارها برای پروژه‌های بزرگ هم مناسب هستند؟

بله، بسیاری از استارتاپ‌های موفق نسخه اولیه (MVP) خود را با این ابزارها ساخته‌اند. اصطلاح Scalability (مقیاس‌پذیری) به توانایی برنامه برای رشد و مدیریت کاربران زیاد اشاره دارد که اکثر پلتفرم‌های مدرن نو-کد آن را به خوبی پشتیبانی می‌کنند.

یادگیری این مفاهیم چقدر زمان می‌برد؟

یادگیری مفاهیم اولیه و اصطلاحات توسعه نو-کد حدود یک تا دو هفته زمان می‌برد، اما برای تسلط بر ابزارهای خاص، باید تمرین مستمر داشته باشید. خبر خوب این است که منحنی یادگیری بسیار مهربان‌تر از برنامه‌نویسی سنتی است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:قانون “Never Skip Leg Day” (پای مرغی نباش!)

نتیجه‌گیری و گام بعدی

در این مقاله، ما سفری را از دل سوالات و ترس‌های اولیه آغاز کردیم و به عمق اصطلاحات توسعه نو-کد نفوذ کردیم. آموختیم که نو-کد صرفاً یک ابزار نیست، بلکه یک “تغییر پارادایم” در دنیای تکنولوژی است که قدرت خلق کردن را از انحصار عده‌ای خاص خارج کرده و در اختیار همگان قرار داده است.

به یاد داشته باشید که هر متخصص بزرگی، روزی یک مبتدی بوده که از کلمات فنی می‌ترسیده است. مهم نیست چقدر این مسیر در ابتدا پیچیده به نظر می‌رسد؛ هر اصطلاحی که امروز یاد گرفتید، یک آجر از بنای موفقیت آینده شماست. اجازه ندهید کلمات فنی شما را متوقف کنند. آن‌ها فقط نام‌هایی برای مفاهیم ساده هستند.

پیشنهاد نهایی: همین امروز در یکی از پلتفرم‌های رایگان مثل Airtable یا Glide ثبت‌نام کنید و سعی کنید سه اصطلاحی را که امروز یاد گرفتید (مثل Trigger یا Database) در محیط واقعی پیدا کنید. شما شگفت‌زده خواهید شد که چقدر سریع می‌توانید اولین اپلیکیشن خود را بسازید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 130

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

29 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون. همیشه برام سوال بود که این ‘No-‘ تو ‘No-Code’ چیه و چطور استفاده میشه. آیا تو اصطلاحات دیگه هم میتونیم از ‘No-‘ به این شکل استفاده کنیم؟ مثلاً ‘No-Budget’ یا ‘No-Effort’؟

    1. خواهش می‌کنم سارا جان! بله، پیشوند ‘No-‘ در انگلیسی بسیار رایج است و برای نشان دادن عدم وجود یا نبود چیزی استفاده می‌شود. مثال‌های شما ‘No-Budget’ (بدون بودجه) و ‘No-Effort’ (بدون زحمت) کاملاً درست و مصطلح هستند. از دیگر مثال‌های رایج می‌توان به ‘No-Smoking’ (ممنوعیت سیگار کشیدن) یا ‘No-Go Zone’ (منطقه ممنوعه) اشاره کرد.

  2. واقعاً نیاز داشتم به همچین راهنمایی‌ای. همیشه ‘API’ رو می‌شنیدم ولی معنی دقیقش رو نمی‌دونستم. این مخفف چی هست دقیقاً و چطور تلفظ میشه؟ مثل ‘ای.پی.آی’ یا مدل دیگه ای؟

    1. خوشحالیم که مفید بوده علیرضا! ‘API’ مخفف ‘Application Programming Interface’ است. تلفظ صحیح آن معمولاً به صورت حروف جداگانه ‘A-P-I’ (ای-پی-آی) است. اغلب افراد انگلیسی‌زبان همین تلفظ را به کار می‌برند.

  3. ممنون از مقاله جامع و کاربردیتون. بخش ‘Backend’ و ‘Frontend’ همیشه برام گیج‌کننده بود. آیا ‘Backend’ همیشه با هایفن (hyphen) نوشته میشه یا ‘Back End’ هم درسته؟ تفاوت نوشتاری خاصی برای این جور اصطلاحات هست؟

    1. سوال خوبی پرسیدید پریسا! هر دو شکل ‘Backend’ (یک کلمه) و ‘Back-end’ (هایفن‌دار) رایج هستند، به خصوص وقتی به عنوان صفت (مثل ‘back-end development’) استفاده می‌شوند. اما وقتی به عنوان اسم (مثل ‘the backend of the system’) به کار می‌روند، اغلب به صورت یک کلمه ‘backend’ نوشته می‌شود. ‘Front end’ هم دقیقاً همین قواعد را دارد.

  4. ممنون بابت شفاف‌سازی! ‘Drag-and-Drop’ خیلی عبارت جالبیه. این رو میشه یه نوع اصطلاح (idiom) حساب کرد یا فقط یک عبارت فنیه؟

    1. محسن عزیز، ‘Drag-and-Drop’ بیشتر یک عبارت فنی-توصیفی است تا یک اصطلاح (idiom) به معنای سنتی آن. اصطلاحات معمولاً معنایی غیر تحت‌اللفظی دارند (مثل ‘kick the bucket’ به معنای مردن)، در حالی که ‘Drag-and-Drop’ دقیقاً کاری را که توصیف می‌کند انجام می‌دهد: گرفتن (drag) و رها کردن (drop). با این حال، استفاده از آن در زبان روزمره رایج شده است.

  5. عالی بود، خسته نباشید! ‘Logic Flow’ واقعاً برای من روشن شد. ‘Flow’ اینجا به معنی ‘جریان’ یا ‘سیر’ هست؟ آیا ‘Workflow’ هم مشابه همین ‘Logic Flow’ هست یا فرق داره؟

    1. کاملاً درست فهمیدید نگین جان! ‘Flow’ در ‘Logic Flow’ به معنای ‘جریان’ یا ‘سیر منطقی’ مراحل است. ‘Workflow’ (جریان کار) و ‘Logic Flow’ (جریان منطق) هر دو به ترتیب مراحل یا عملیات اشاره دارند، اما ‘Logic Flow’ بیشتر بر منطق پشت آن مراحل و تصمیم‌گیری‌ها تمرکز دارد، در حالی که ‘Workflow’ بیشتر به ترتیب عمومی فعالیت‌ها در یک فرایند کاری اشاره می‌کند.

  6. مقاله بسیار کاربردی و برای من که تازه می‌خوام وارد دنیای نو-کد بشم، مثل یه گنج بود. ممنونم از تیم خوب Englishvocabulary.ir!

  7. با سلام و احترام، این اصطلاح ‘Low-Code’ هم مثل ‘No-Code’ برام جدید بود. آیا میشه از ‘Low-‘ برای ساختن کلمات دیگه هم استفاده کرد؟ مثلاً ‘Low-Impact’ یا ‘Low-Risk’؟

    1. سلام ژاله جان! بله، پیشوند ‘Low-‘ هم مثل ‘No-‘ بسیار رایج است و به معنای ‘کم’ یا ‘سطح پایین’ چیزی است. مثال‌های شما ‘Low-Impact’ (کم‌تأثیر) و ‘Low-Risk’ (کم‌ریسک) کاملاً صحیح و رایج هستند. ‘Low-cost’ (کم‌هزینه) و ‘Low-quality’ (کیفیت پایین) نیز از دیگر مثال‌های پرکاربرد هستند.

  8. خیلی وقت بود دنبال یه توضیح ساده برای ‘API’ می‌گشتم. فکر کنم تو یه فیلم خارجی شنیدم که یه کاراکتر می‌گفت ‘We need to integrate their API’. آیا این واژه فقط تو حوزه برنامه‌نویسی استفاده میشه یا کاربردهای دیگه هم داره؟

    1. کاوه عزیز، گرچه ‘API’ بیشتر در حوزه برنامه‌نویسی و فناوری اطلاعات کاربرد دارد، اما مفهوم آن – یعنی یک رابط برای تعامل با یک سیستم – گاهی اوقات به صورت استعاری یا در زمینه‌های مشابه نیز استفاده می‌شود. مثلاً در مورد نحوه تعامل دو سازمان. اما در ۹۹% موارد، منظور همان ‘Application Programming Interface’ است.

  9. باورم نمیشه چقدر این مقاله مفید بود! دیگه از اصطلاحات مثل ‘Backend’ و ‘Logic Flow’ تو جلسات کاری گیج نمیشم. ممنونم از توضیح روان و ساده‌تون.

  10. من همیشه ‘No-Code’ رو با ‘Zero-Code’ اشتباه می‌گرفتم. این مقاله تفاوت رو برام روشن کرد. عالی بود!

    1. خوشحالیم که مقاله توانسته این تفاوت مهم را برای شما روشن کند وحید جان! هرچند ‘Zero-Code’ گاهی اوقات به جای ‘No-Code’ استفاده می‌شود، اما هر دو به این معنی هستند که شما بدون نیاز به نوشتن کد سنتی، می‌توانید نرم‌افزار بسازید. تمرکز هر دو بر سادگی و دسترسی‌پذیری توسعه نرم‌افزار است.

  11. این اصطلاح ‘Drag-and-Drop’ واقعاً توصیفیه. آیا فعلش همینه؟ مثلاً میگیم ‘I dragged and dropped the file’؟

    1. بله نیما جان، کاملاً درست است! ‘Drag’ و ‘Drop’ هر دو فعل هستند و می‌توانند در زمان‌های مختلف استفاده شوند. جمله شما ‘I dragged and dropped the file’ (من فایل را کشیدم و رها کردم) کاملاً صحیح و رایج است.

  12. من خودم سال‌ها برنامه‌نویسی کردم، ولی توضیحاتتون درباره مفاهیم ‘No-Code’ و ‘Low-Code’ از دیدگاه سادگی و برای کسانی که تازه وارد میشن، واقعاً عالی بود. دست مریزاد!

  13. بسیار آموزنده بود. در مورد ‘Backend’ شنیدم که بعضی اوقات بهش ‘server-side’ هم میگن. آیا این دو مفهوم دقیقاً یکسانند؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید کوروش عزیز! بله، ‘Backend’ و ‘server-side’ اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، زیرا کد ‘Backend’ روی سرور اجرا می‌شود. این دو مفهوم ارتباط نزدیکی با هم دارند و در اکثر موارد می‌توانند معادل یکدیگر در نظر گرفته شوند، به خصوص وقتی در مورد توسعه وب صحبت می‌کنیم. ‘Frontend’ نیز معادل ‘client-side’ است.

  14. ممنون از توضیحات عالی در مورد ‘Logic Flow’. آیا برای ‘Flow’ در این زمینه کلمات مترادف دیگه ای هم میشه استفاده کرد؟ مثلاً ‘Sequence’ یا ‘Process’؟

    1. بله شقایق جان، قطعاً! کلمات ‘Sequence’ (توالی) و ‘Process’ (فرایند) هر دو می‌توانند در برخی زمینه‌ها به جای ‘Flow’ استفاده شوند و مفهوم مشابهی را منتقل کنند، به خصوص وقتی می‌خواهیم بر ترتیب مراحل یا کلیت یک فرایند تأکید کنیم. اما ‘Flow’ اغلب حس پویایی و حرکت یکپارچه را بهتر منتقل می‌کند.

  15. واقعاً این پست یک مشکل بزرگ رو از ذهن من حل کرد. همیشه از کلمه ‘API’ یه تصور پیچیده داشتم، اما حالا می‌فهمم چیه. ممنون از تلاش تیمتون.

  16. مقاله فوق‌العاده‌ای بود! همیشه می‌خواستم بدونم ‘No-Code’ دقیقاً چیه. آیا کلمات مشابهی مثل ‘codeless’ هم وجود دارند؟

    1. ممنون از لطف شما هاله جان! بله، ‘codeless’ (بدون کد) نیز یک اصطلاح مشابه و رایج است که دقیقاً همین مفهوم ‘No-Code’ را منتقل می‌کند. هر دو به معنای ساخت نرم‌افزار بدون نیاز به نوشتن کد سنتی هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند.

  17. اینکه اصطلاحات انگلیسی تخصصی رو به این شکل ساده توضیح میدید، کار رو برای یادگیری خیلی راحت‌تر می‌کنه. قبلاً با شنیدن این کلمات وحشت می‌کردم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *