- چگونه میتوانم با لغات تخصصی مغز و اعصاب آشنا شوم تا درک بهتری از وضعیت پزشکی خود یا عزیزانم داشته باشم؟
- مهمترین اصطلاحات مربوط به بیماریهای شایع عصبی مانند سکته مغزی، اماس و صرع چه هستند؟
- پزشکان از چه واژگانی برای توصیف ساختار مغز، نخاع و سیستم عصبی استفاده میکنند؟
- معنی اصطلاحات رایج در گزارشهای تصویربرداری مغز مانند MRI و CT اسکن چیست؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای پیچیده و شگفتانگیز نورولوژی آشنا خواهیم کرد. درک لغات تخصصی مغز و اعصاب اولین قدم برای فهم عمیقتر بیماریها، روشهای تشخیصی و فرایندهای درمانی است. چه بیمار باشید، چه همراه بیمار یا صرفاً یک فرد کنجکاو، این راهنمای جامع به شما کمک میکند تا با اطمینان بیشتری با مفاهیم این شاخه مهم از علم پزشکی روبرو شوید و مکالمات معنادارتری با تیم درمانی خود داشته باشید. با ما همراه باشید تا کلیدیترین واژگان این حوزه را به زبانی ساده و کاربردی بیاموزید.
مفاهیم پایه و ساختار سیستم عصبی
برای درک بهتر بیماریها و اختلالات، ابتدا باید با اجزای اصلی سیستم عصبی آشنا شویم. این سیستم به دو بخش اصلی تقسیم میشود: سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی محیطی. در ادامه، اصطلاحات کلیدی مربوط به این ساختارها را بررسی میکنیم.
سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System – CNS)
این بخش فرماندهی کل بدن را بر عهده دارد و شامل مغز و نخاع میشود. تمام اطلاعات حسی در این بخش پردازش شده و دستورات حرکتی از آن صادر میشود.
- مغز (Brain): مرکز اصلی پردازش اطلاعات، تفکر، حافظه، احساسات و کنترل حرکات بدن. مغز خود از بخشهای مختلفی تشکیل شده است.
- نخاع (Spinal Cord): طناب بلندی از بافت عصبی که از ساقه مغز تا پایین کمر امتداد دارد. نخاع پیامهای عصبی را بین مغز و سایر نقاط بدن منتقل میکند و مسئول بسیاری از بازتابهای (رفلکسهای) غیرارادی است.
- نرون (Neuron): سلول اصلی سیستم عصبی که وظیفه انتقال پیامهای الکتریکی و شیمیایی را بر عهده دارد. هر نرون از جسم سلولی، دندریتها و یک آکسون تشکیل شده است.
- سیناپس (Synapse): فضای میکروسکوپی بین دو نرون که پیامهای عصبی از طریق مواد شیمیایی به نام انتقالدهندههای عصبی (Neurotransmitters) از آن عبور میکنند.
- ماده خاکستری (Gray Matter): بخشی از مغز و نخاع که عمدتاً از جسم سلولی نرونها تشکیل شده و محل پردازش اطلاعات است.
- ماده سفید (White Matter): این بخش بیشتر از آکسونهای پوشیده از میلین تشکیل شده و وظیفه آن ایجاد ارتباط بین نواحی مختلف ماده خاکستری است.
سیستم عصبی محیطی (Peripheral Nervous System – PNS)
این سیستم شامل تمام اعصابی است که از مغز و نخاع منشعب شده و به سایر قسمتهای بدن مانند عضلات، پوست و اندامهای داخلی میروند. وظیفه آن انتقال پیامها بین CNS و بقیه بدن است.
- عصب (Nerve): دستهای از رشتههای عصبی (آکسونها) که در کنار هم قرار گرفتهاند و پیامها را در مسافتهای طولانی منتقل میکنند.
- سیستم عصبی سوماتیک (Somatic Nervous System): بخشی از PNS که مسئول کنترل حرکات ارادی عضلات اسکلتی و دریافت اطلاعات حسی از پوست، بینایی و شنوایی است.
- سیستم عصبی خودمختار (Autonomic Nervous System – ANS): این بخش عملکردهای غیرارادی بدن مانند ضربان قلب، تنفس، گوارش و فشار خون را کنترل میکند. این سیستم خود به دو زیرمجموعه تقسیم میشود: سمپاتیک (مسئول واکنشهای جنگ یا گریز) و پاراسمپاتیک (مسئول آرامسازی و گوارش).
اصطلاحات مربوط به بیماریهای شایع مغز و اعصاب
نورولوژی با طیف گستردهای از بیماریها سروکار دارد. آشنایی با لغات تخصصی مغز و اعصاب که برای توصیف این بیماریها به کار میروند، بسیار مهم است.
سکته مغزی (Stroke)
سکته مغزی زمانی رخ میدهد که جریان خون به بخشی از مغز قطع شده (سکته ایسکمیک) یا یک رگ خونی در مغز پاره شود (سکته هموراژیک). این وضعیت منجر به مرگ سلولهای مغزی میشود.
- سکته ایسکمیک (Ischemic Stroke): شایعترین نوع سکته که به دلیل انسداد یک شریان مغزی توسط لخته خون ایجاد میشود.
- حمله ایسکمیک گذرا (Transient Ischemic Attack – TIA): به آن “سکته خفیف” نیز میگویند. علائم آن شبیه سکته مغزی است اما موقتی بوده و معمولاً طی چند دقیقه تا چند ساعت برطرف میشود. TIA یک علامت هشداردهنده جدی برای سکته مغزی کامل است.
- سکته هموراژیک (Hemorrhagic Stroke): ناشی از خونریزی در داخل یا اطراف مغز است که باعث فشار بر بافت مغز و آسیب به آن میشود.
- آنوریسم (Aneurysm): یک نقطه ضعیف و برجسته در دیواره یک رگ خونی که میتواند پاره شده و باعث سکته هموراژیک شود.
بیماری اماس (Multiple Sclerosis – MS)
اماس یک بیماری خودایمنی مزمن است که در آن سیستم ایمنی بدن به غلاف میلین (پوشش محافظ اعصاب) در سیستم عصبی مرکزی حمله میکند. این آسیب ارتباط بین مغز و سایر نقاط بدن را مختل میکند.
- میلین (Myelin): ماده چربی که رشتههای عصبی (آکسونها) را میپوشاند و به انتقال سریع پیامهای عصبی کمک میکند.
- دمیلیناسیون (Demyelination): فرایند تخریب غلاف میلین که مشخصه اصلی بیماری اماس است.
- پلاک (Plaque) یا ضایعه (Lesion): نواحی آسیبدیده یا اسکار در مغز و نخاع که در تصاویر MRI قابل مشاهده هستند و در نتیجه دمیلیناسیون ایجاد میشوند.
- عود (Relapse/Flare-up): دورهای که علائم جدید اماس ظاهر میشوند یا علائم قبلی تشدید مییابند و بیش از ۲۴ ساعت طول میکشند.
صرع (Epilepsy)
صرع یک اختلال عصبی است که با فعالیت الکتریکی غیرطبیعی و ناگهانی در مغز مشخص میشود و منجر به تشنجهای مکرر میگردد.
- تشنج (Seizure): یک دوره کوتاه از علائم ناشی از فعالیت الکتریکی بیش از حد و همزمان سلولهای مغزی. انواع مختلفی از تشنج وجود دارد.
- تشنج کانونی (Focal Seizure): تشنجی که از یک ناحیه مشخص در مغز شروع میشود. ممکن است با یا بدون از دست دادن هوشیاری باشد.
- تشنج عمومی (Generalized Seizure): تشنجی که هر دو نیمکره مغز را از ابتدا درگیر میکند. مانند تشنج تونیک-کلونیک (که قبلاً گرندمال نامیده میشد).
- اورا (Aura): یک حس یا علامت هشداردهنده که برخی افراد قبل از شروع تشنج تجربه میکنند. اورا خود یک نوع تشنج کانونی است.
- الکتروانسفالوگرام (Electroencephalogram – EEG): آزمایشی که فعالیت الکتریکی مغز را با استفاده از الکترودهای متصل به پوست سر ثبت میکند و ابزار اصلی برای تشخیص صرع است.
اصطلاحات مربوط به ابزارهای تشخیصی
پزشکان برای تشخیص بیماریهای عصبی از ابزارها و تکنیکهای مختلفی استفاده میکنند. درک اصطلاحات مربوط به این روشها به فهم بهتر گزارشهای پزشکی کمک میکند.
روشهای تصویربرداری عصبی (Neuroimaging)
این روشها به پزشکان اجازه میدهند تا ساختار و عملکرد مغز و نخاع را مشاهده کنند.
تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (Magnetic Resonance Imaging – MRI): این روش با استفاده از یک میدان مغناطیسی قوی و امواج رادیویی، تصاویر بسیار دقیقی از بافتهای نرم مانند مغز، نخاع و اعصاب ایجاد میکند. MRI برای تشخیص تومورها، ضایعات اماس، سکته مغزی و سایر ناهنجاریهای ساختاری بسیار مفید است.
توموگرافی کامپیوتری (Computed Tomography – CT Scan): در این روش از اشعه ایکس برای ایجاد تصاویر مقطعی از بدن استفاده میشود. سیتی اسکن سریعتر از MRI است و برای تشخیص خونریزی حاد مغزی (در سکته هموراژیک)، شکستگیهای جمجمه و آسیبهای تروماتیک بسیار کارآمد است.
آنژیوگرافی (Angiography): روشی برای تصویربرداری از عروق خونی مغز. در این روش، یک ماده حاجب به داخل رگها تزریق میشود تا در تصاویر اشعه ایکس یا MRI به وضوح دیده شوند. این تکنیک برای شناسایی آنوریسم، تنگی عروق یا انسدادها استفاده میشود.
آزمایشهای الکتروفیزیولوژی
این آزمایشها عملکرد الکتریکی سیستم عصبی را ارزیابی میکنند.
نوار عصب و عضله (Electromyography – EMG / Nerve Conduction Velocity – NCV): این آزمایش سلامت عضلات و اعصابی که آنها را کنترل میکنند، ارزیابی میکند. EMG فعالیت الکتریکی عضلات را ثبت میکند و NCV سرعت انتقال پیام در طول یک عصب را اندازهگیری میکند. این آزمایش برای تشخیص بیماریهایی مانند سندروم تونل کارپال، نوروپاتی محیطی و بیماریهای عضلانی کاربرد دارد.
پتانسیلهای برانگیخته (Evoked Potentials – EP): این آزمایش سرعت پاسخ سیستم عصبی به محرکهای حسی خاص (مانند دیداری، شنیداری یا حسی) را اندازهگیری میکند. این روش میتواند به تشخیص آسیب در مسیرهای عصبی کمک کند، به ویژه در بیماری اماس.
جدول مقایسه اصطلاحات کلیدی
برای درک بهتر تفاوت بین برخی از مفاهیم نزدیک به هم، جدول زیر میتواند مفید باشد.
| اصطلاح | توضیح کلیدی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| نورون (Neuron) | سلول اصلی انتقالدهنده پیام در سیستم عصبی. | در بیماری پارکینسون، نورونهای تولیدکننده دوپامین از بین میروند. |
| عصب (Nerve) | مجموعهای از آکسونهای نورونی که در خارج از مغز و نخاع قرار دارند. | عصب سیاتیک بزرگترین عصب بدن است که درد آن میتواند از کمر تا پا کشیده شود. |
| ایسکمیک (Ischemic) | مربوط به کاهش یا قطع جریان خون به یک بافت. | سکته مغزی ایسکمیک به دلیل انسداد رگ خونی اتفاق میافتد. |
| هموراژیک (Hemorrhagic) | مربوط به خونریزی. | سکته مغزی هموراژیک ناشی از پارگی یک رگ خونی در مغز است. |
| MRI | تصویربرداری دقیق از بافتهای نرم با استفاده از میدان مغناطیسی. | برای مشاهده پلاکهای دمیلیناسیون در بیماران اماس استفاده میشود. |
| CT Scan | تصویربرداری سریع با اشعه ایکس، مناسب برای اورژانسها. | اولین اقدام تشخیصی برای رد کردن خونریزی مغزی در یک بیمار مشکوک به سکته. |
نتیجهگیری
آشنایی با لغات تخصصی مغز و اعصاب یک ابزار قدرتمند برای بیماران و خانوادههای آنهاست. این دانش به شما کمک میکند تا گزارشهای پزشکی را بهتر درک کنید، سوالات دقیقتری از پزشک خود بپرسید و در تصمیمگیریهای مربوط به درمان نقش فعالتری داشته باشید. اگرچه دنیای نورولوژی بسیار وسیع است، اما یادگیری اصطلاحات کلیدی که در این مقاله به آنها اشاره شد، نقطه شروعی عالی برای توانمندسازی شما در مسیر مدیریت سلامت عصبی است. به یاد داشته باشید که این مقاله جایگزین مشاوره پزشکی نیست، اما میتواند به عنوان یک منبع آموزشی معتبر در کنار راهنماییهای تیم درمانی شما مورد استفاده قرار گیرد.




ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه Neurology برای من کمی سخته، ممکنه راهنمایی کنید که بخشبندی درستش چطوریه؟
سلام سارا جان، خوشحالم که مقاله برات مفید بوده. این کلمه به این صورت بخشبندی و تلفظ میشه: /nʊˈrɒl.ə.dʒi/ (نیو-رال-اُ-جی). تکیه یا Stress اصلی کلمه روی بخش دوم یعنی ‘rol’ هست.
تفاوت دقیق Stroke با Seizure چیه؟ من توی فیلمهای پزشکی هر دو رو زیاد میشنوم ولی دقیق متوجه نشدم جفتشون به معنی سکته هستن یا نه.
سوال خیلی خوبیه امیررضا! Stroke به معنی ‘سکته مغزی’ هست که بر اثر اختلال در خونرسانی اتفاق میافته، اما Seizure به معنی ‘تشنج’ هست که ممکنه ناشی از صرع (Epilepsy) یا عوامل دیگه باشه. این دو از نظر پزشکی کاملاً متفاوت هستند.
من توی گزارش MRI کلمه Lesion رو دیدم، این دقیقاً به چه معنیه؟ آیا همیشه بار معنایی منفی داره؟
کلمه Lesion در اصطلاحات پزشکی به معنی ‘ضایعه’ یا ‘آسیب’ هست. لزوماً به معنی یک بیماری بدخیم نیست و فقط نشوندهنده اینه که در اون ناحیه بافت تغییر شکل پیدا کرده یا آسیب دیده. حتماً باید توسط متخصص بررسی بشه.
اصطلاح Spinal Cord به کل ستون فقرات گفته میشه یا فقط به نخاع؟
علیرضا عزیز، Spinal Cord فقط به ‘نخاع’ (بافت عصبی) اشاره داره. برای کل ‘ستون فقرات’ معمولاً از واژه Spine یا Backbone استفاده میکنیم.
خیلی عالی بود، مخصوصاً بخش مربوط به سیستم عصبی مرکزی و محیطی. کاش برای لغات مربوط به آلزایمر هم یک مقاله جدا بنویسید.
سلام، واژه Numbness که در متن آوردید، آیا برای ‘خواب رفتن دست و پا’ که موقع نشستن طولانی اتفاق میافته هم استفاده میشه یا فقط برای بیماریهای عصبی خاصه؟
بله بابک جان، Numbness به معنی عمومی ‘بیحسی’ هست. اما اگر بخوای به صورت عامیانه بگی ‘پام خواب رفته’، میتونی از اصطلاح My foot is asleep یا My foot has pins and needles استفاده کنی.
من کلمه Chronic رو با Acute همیشه قاطی میکنم. کدومش به معنی بیماری طولانیمدته؟
فرزانه عزیز، Chronic به معنی ‘مزمن’ یا طولانیمدت هست (مثل کمردرد مزمن). در مقابل، Acute به معنی ‘حاد’ یا ناگهانی هست که معمولاً شدت زیادی داره ولی در زمان کوتاهی رخ میده.
آیا کلمه Nerve ریشه مشترکی با Nervous داره؟ وقتی میگیم I’m nervous یعنی مشکلی در سیستم عصبی داریم؟
نکته ظریفی بود! بله، ریشه هر دو به عصب برمیگرده. اما در انگلیسی روزمره Nervous به معنی ‘مضطرب و نگران’ هست. در حالی که Nervous System یک اصطلاح علمی و بیولوژیکی به معنی ‘سیستم عصبی’ هست.
بخش مربوط به MRI عالی بود. اصطلاح Contrast-enhanced هم در آزمایشها خیلی میاد، معنیش ‘با تزریق’ هست درسته؟
دقیقاً زهرا جان! Contrast در اینجا به معنی ‘ماده حاجب’ هست و وقتی میگن Enhanced یعنی با استفاده از اون ماده، تصویر دقیقتر و واضحتر (تقویتشده) شده که معمولاً از طریق تزریق انجام میشه.
ممنون از مطالب مفیدتون. برای کلمه Vertigo چه معادلهای دیگهای در انگلیسی وجود داره؟ مثلاً Dizziness هم همون معنی رو میده؟
سوال خوبیه. Dizziness یک اصطلاح کلی برای ‘سرگیجه’ هست، اما Vertigo تخصصیتره و زمانی به کار میره که فرد احساس میکنه محیط دور سرش میچرخه (دوار). در واقع Vertigo نوع خاصی از Dizziness هست.
من توی یک پادکست شنیدم که میگفت Brain Fog، این هم جزو اصطلاحات نورولوژی حساب میشه؟
بله مینا جان، Brain Fog یا ‘مه مغزی’ یک اصطلاح پزشکی رسمی نیست ولی در نورولوژی برای توصیف حالتی که فرد تمرکز نداره، افکارش شفاف نیست و احساس گیجی میکنه (مثلاً بعد از کرونا یا در بیماری MS) خیلی زیاد استفاده میشه.
تلفظ کلمه Paralysis رو لطفاً بذارید. به معنی فلج کامل هست یا نیمه؟
تلفظش به این صورته: /pəˈræl.ə.sɪs/. این کلمه به معنی کلی ‘فلج’ هست. اگه بخواهیم به ‘نیمهفلج’ اشاره کنیم، معمولاً از واژه Paresis استفاده میشه.
چقدر خوب که معادل فارسی این لغات تخصصی رو نوشتید. واقعاً برای فهمیدن نتایج آزمایشها کمک میکنه.
واژه Reflex که در متن بود، فقط برای زانو استفاده میشه یا کلیتره؟
کیان عزیز، Reflex به هر واکنش غیرارادی بدن در پاسخ به یک محرک گفته میشه. تست زانو معروفترینشه، اما ما رفلکسهای چشمی، رفلکس بلع و موارد زیاد دیگهای هم داریم که در معاینات نورولوژی بررسی میشن.
تفاوت کاربرد Brain با Mind در کجاست؟ توی متون علمی کدوم رو بیشتر به کار میبرن؟
فاطمه جان، Brain به عضو فیزیکی بدن یعنی ‘مغز’ اشاره داره (بافت، سلولها و رگها). اما Mind به جنبههای غیرفیزیکی مثل ‘ذهن’، افکار و آگاهی اشاره میکنه. در نورولوژی بیشتر با Brain سروکار داریم.
خیلی عالی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مربوط به ستون فقرات مثل Disc Herniation هم بیشتر مطلب بذارید.
من کلمه Tremor رو شنیدم که برای بیماران پارکینسون استفاده میکنن. آیا همون لرزشه؟
بله شیوا جان، Tremor به معنی ‘لرزش’ غیرارادی هست که یکی از علائم شایع در بیماریهایی مثل پارکینسون (Parkinson’s disease) به حساب میاد.
اصطلاح Cognitive function که توی متن اومده یعنی چی؟
آرش عزیز، Cognitive function به معنی ‘عملکرد شناختی’ هست. یعنی تواناییهای مغز برای فکر کردن، یادگیری، یادآوری و قضاوت کردن.
مقاله بسیار جامع و کاربردی بود. ممنون از تیم خوبتون برای ترجمه دقیق اصطلاحات.
یک سوال، Concussion با Brain Injury چه فرقی داره؟ توی ورزشهای رزمی خیلی این لغت Concussion رو میشنوم.
نوید جان، Concussion در واقع نوعی Traumatic Brain Injury (TBI) یا آسیب مغزی هست که بر اثر ضربه ایجاد میشه و بهش ‘ضربه مغزی’ یا ‘تکان مغزی’ میگن. معمولاً آسیب خفیفتریه ولی نیاز به مراقبت جدی داره.