مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی مغز و اعصاب (Neurology)

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای پیچیده و شگفت‌انگیز نورولوژی آشنا خواهیم کرد. درک لغات تخصصی مغز و اعصاب اولین قدم برای فهم عمیق‌تر بیماری‌ها، روش‌های تشخیصی و فرایندهای درمانی است. چه بیمار باشید، چه همراه بیمار یا صرفاً یک فرد کنجکاو، این راهنمای جامع به شما کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری با مفاهیم این شاخه مهم از علم پزشکی روبرو شوید و مکالمات معنادارتری با تیم درمانی خود داشته باشید. با ما همراه باشید تا کلیدی‌ترین واژگان این حوزه را به زبانی ساده و کاربردی بیاموزید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Cheat Day”: روز خیانت یا تقلب؟

مفاهیم پایه و ساختار سیستم عصبی

برای درک بهتر بیماری‌ها و اختلالات، ابتدا باید با اجزای اصلی سیستم عصبی آشنا شویم. این سیستم به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: سیستم عصبی مرکزی و سیستم عصبی محیطی. در ادامه، اصطلاحات کلیدی مربوط به این ساختارها را بررسی می‌کنیم.

سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System – CNS)

این بخش فرماندهی کل بدن را بر عهده دارد و شامل مغز و نخاع می‌شود. تمام اطلاعات حسی در این بخش پردازش شده و دستورات حرکتی از آن صادر می‌شود.

سیستم عصبی محیطی (Peripheral Nervous System – PNS)

این سیستم شامل تمام اعصابی است که از مغز و نخاع منشعب شده و به سایر قسمت‌های بدن مانند عضلات، پوست و اندام‌های داخلی می‌روند. وظیفه آن انتقال پیام‌ها بین CNS و بقیه بدن است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چطور به انگلیسی درخواست “افزایش حقوق” کنیم؟ (بدون اینکه اخراج بشیم!)

اصطلاحات مربوط به بیماری‌های شایع مغز و اعصاب

نورولوژی با طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها سروکار دارد. آشنایی با لغات تخصصی مغز و اعصاب که برای توصیف این بیماری‌ها به کار می‌روند، بسیار مهم است.

سکته مغزی (Stroke)

سکته مغزی زمانی رخ می‌دهد که جریان خون به بخشی از مغز قطع شده (سکته ایسکمیک) یا یک رگ خونی در مغز پاره شود (سکته هموراژیک). این وضعیت منجر به مرگ سلول‌های مغزی می‌شود.

بیماری ام‌اس (Multiple Sclerosis – MS)

ام‌اس یک بیماری خودایمنی مزمن است که در آن سیستم ایمنی بدن به غلاف میلین (پوشش محافظ اعصاب) در سیستم عصبی مرکزی حمله می‌کند. این آسیب ارتباط بین مغز و سایر نقاط بدن را مختل می‌کند.

صرع (Epilepsy)

صرع یک اختلال عصبی است که با فعالیت الکتریکی غیرطبیعی و ناگهانی در مغز مشخص می‌شود و منجر به تشنج‌های مکرر می‌گردد.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:فرق House و Home: چرا هیچوقت نمی‌گیم “I am going to house”؟

اصطلاحات مربوط به ابزارهای تشخیصی

پزشکان برای تشخیص بیماری‌های عصبی از ابزارها و تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند. درک اصطلاحات مربوط به این روش‌ها به فهم بهتر گزارش‌های پزشکی کمک می‌کند.

روش‌های تصویربرداری عصبی (Neuroimaging)

این روش‌ها به پزشکان اجازه می‌دهند تا ساختار و عملکرد مغز و نخاع را مشاهده کنند.

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (Magnetic Resonance Imaging – MRI): این روش با استفاده از یک میدان مغناطیسی قوی و امواج رادیویی، تصاویر بسیار دقیقی از بافت‌های نرم مانند مغز، نخاع و اعصاب ایجاد می‌کند. MRI برای تشخیص تومورها، ضایعات ام‌اس، سکته مغزی و سایر ناهنجاری‌های ساختاری بسیار مفید است.

توموگرافی کامپیوتری (Computed Tomography – CT Scan): در این روش از اشعه ایکس برای ایجاد تصاویر مقطعی از بدن استفاده می‌شود. سی‌تی اسکن سریع‌تر از MRI است و برای تشخیص خونریزی حاد مغزی (در سکته هموراژیک)، شکستگی‌های جمجمه و آسیب‌های تروماتیک بسیار کارآمد است.

آنژیوگرافی (Angiography): روشی برای تصویربرداری از عروق خونی مغز. در این روش، یک ماده حاجب به داخل رگ‌ها تزریق می‌شود تا در تصاویر اشعه ایکس یا MRI به وضوح دیده شوند. این تکنیک برای شناسایی آنوریسم، تنگی عروق یا انسدادها استفاده می‌شود.

آزمایش‌های الکتروفیزیولوژی

این آزمایش‌ها عملکرد الکتریکی سیستم عصبی را ارزیابی می‌کنند.

نوار عصب و عضله (Electromyography – EMG / Nerve Conduction Velocity – NCV): این آزمایش سلامت عضلات و اعصابی که آن‌ها را کنترل می‌کنند، ارزیابی می‌کند. EMG فعالیت الکتریکی عضلات را ثبت می‌کند و NCV سرعت انتقال پیام در طول یک عصب را اندازه‌گیری می‌کند. این آزمایش برای تشخیص بیماری‌هایی مانند سندروم تونل کارپال، نوروپاتی محیطی و بیماری‌های عضلانی کاربرد دارد.

پتانسیل‌های برانگیخته (Evoked Potentials – EP): این آزمایش سرعت پاسخ سیستم عصبی به محرک‌های حسی خاص (مانند دیداری، شنیداری یا حسی) را اندازه‌گیری می‌کند. این روش می‌تواند به تشخیص آسیب در مسیرهای عصبی کمک کند، به ویژه در بیماری ام‌اس.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “No Pain, No Gain”: فقط یه شعار نیست!

جدول مقایسه اصطلاحات کلیدی

برای درک بهتر تفاوت بین برخی از مفاهیم نزدیک به هم، جدول زیر می‌تواند مفید باشد.

اصطلاح توضیح کلیدی مثال کاربردی
نورون (Neuron) سلول اصلی انتقال‌دهنده پیام در سیستم عصبی. در بیماری پارکینسون، نورون‌های تولیدکننده دوپامین از بین می‌روند.
عصب (Nerve) مجموعه‌ای از آکسون‌های نورونی که در خارج از مغز و نخاع قرار دارند. عصب سیاتیک بزرگترین عصب بدن است که درد آن می‌تواند از کمر تا پا کشیده شود.
ایسکمیک (Ischemic) مربوط به کاهش یا قطع جریان خون به یک بافت. سکته مغزی ایسکمیک به دلیل انسداد رگ خونی اتفاق می‌افتد.
هموراژیک (Hemorrhagic) مربوط به خونریزی. سکته مغزی هموراژیک ناشی از پارگی یک رگ خونی در مغز است.
MRI تصویربرداری دقیق از بافت‌های نرم با استفاده از میدان مغناطیسی. برای مشاهده پلاک‌های دمیلیناسیون در بیماران ام‌اس استفاده می‌شود.
CT Scan تصویربرداری سریع با اشعه ایکس، مناسب برای اورژانس‌ها. اولین اقدام تشخیصی برای رد کردن خونریزی مغزی در یک بیمار مشکوک به سکته.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Sync” شدن: بیا با هم سینک بشیم!

نتیجه‌گیری

آشنایی با لغات تخصصی مغز و اعصاب یک ابزار قدرتمند برای بیماران و خانواده‌های آن‌هاست. این دانش به شما کمک می‌کند تا گزارش‌های پزشکی را بهتر درک کنید، سوالات دقیق‌تری از پزشک خود بپرسید و در تصمیم‌گیری‌های مربوط به درمان نقش فعال‌تری داشته باشید. اگرچه دنیای نورولوژی بسیار وسیع است، اما یادگیری اصطلاحات کلیدی که در این مقاله به آن‌ها اشاره شد، نقطه شروعی عالی برای توانمندسازی شما در مسیر مدیریت سلامت عصبی است. به یاد داشته باشید که این مقاله جایگزین مشاوره پزشکی نیست، اما می‌تواند به عنوان یک منبع آموزشی معتبر در کنار راهنمایی‌های تیم درمانی شما مورد استفاده قرار گیرد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 263

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه Neurology برای من کمی سخته، ممکنه راهنمایی کنید که بخش‌بندی درستش چطوریه؟

    1. سلام سارا جان، خوشحالم که مقاله برات مفید بوده. این کلمه به این صورت بخش‌بندی و تلفظ می‌شه: /nʊˈrɒl.ə.dʒi/ (نیو-رال-اُ-جی). تکیه یا Stress اصلی کلمه روی بخش دوم یعنی ‘rol’ هست.

  2. تفاوت دقیق Stroke با Seizure چیه؟ من توی فیلم‌های پزشکی هر دو رو زیاد می‌شنوم ولی دقیق متوجه نشدم جفتشون به معنی سکته هستن یا نه.

    1. سوال خیلی خوبیه امیررضا! Stroke به معنی ‘سکته مغزی’ هست که بر اثر اختلال در خون‌رسانی اتفاق می‌افته، اما Seizure به معنی ‘تشنج’ هست که ممکنه ناشی از صرع (Epilepsy) یا عوامل دیگه باشه. این دو از نظر پزشکی کاملاً متفاوت هستند.

  3. من توی گزارش MRI کلمه Lesion رو دیدم، این دقیقاً به چه معنیه؟ آیا همیشه بار معنایی منفی داره؟

    1. کلمه Lesion در اصطلاحات پزشکی به معنی ‘ضایعه’ یا ‘آسیب’ هست. لزوماً به معنی یک بیماری بدخیم نیست و فقط نشون‌دهنده اینه که در اون ناحیه بافت تغییر شکل پیدا کرده یا آسیب دیده. حتماً باید توسط متخصص بررسی بشه.

  4. اصطلاح Spinal Cord به کل ستون فقرات گفته می‌شه یا فقط به نخاع؟

    1. علیرضا عزیز، Spinal Cord فقط به ‘نخاع’ (بافت عصبی) اشاره داره. برای کل ‘ستون فقرات’ معمولاً از واژه Spine یا Backbone استفاده می‌کنیم.

  5. خیلی عالی بود، مخصوصاً بخش مربوط به سیستم عصبی مرکزی و محیطی. کاش برای لغات مربوط به آلزایمر هم یک مقاله جدا بنویسید.

  6. سلام، واژه Numbness که در متن آوردید، آیا برای ‘خواب رفتن دست و پا’ که موقع نشستن طولانی اتفاق می‌افته هم استفاده می‌شه یا فقط برای بیماری‌های عصبی خاصه؟

    1. بله بابک جان، Numbness به معنی عمومی ‘بی‌حسی’ هست. اما اگر بخوای به صورت عامیانه بگی ‘پام خواب رفته’، می‌تونی از اصطلاح My foot is asleep یا My foot has pins and needles استفاده کنی.

  7. من کلمه Chronic رو با Acute همیشه قاطی می‌کنم. کدومش به معنی بیماری طولانی‌مدته؟

    1. فرزانه عزیز، Chronic به معنی ‘مزمن’ یا طولانی‌مدت هست (مثل کمردرد مزمن). در مقابل، Acute به معنی ‘حاد’ یا ناگهانی هست که معمولاً شدت زیادی داره ولی در زمان کوتاهی رخ می‌ده.

  8. آیا کلمه Nerve ریشه مشترکی با Nervous داره؟ وقتی می‌گیم I’m nervous یعنی مشکلی در سیستم عصبی داریم؟

    1. نکته ظریفی بود! بله، ریشه هر دو به عصب برمی‌گرده. اما در انگلیسی روزمره Nervous به معنی ‘مضطرب و نگران’ هست. در حالی که Nervous System یک اصطلاح علمی و بیولوژیکی به معنی ‘سیستم عصبی’ هست.

  9. بخش مربوط به MRI عالی بود. اصطلاح Contrast-enhanced هم در آزمایش‌ها خیلی میاد، معنیش ‘با تزریق’ هست درسته؟

    1. دقیقاً زهرا جان! Contrast در اینجا به معنی ‘ماده حاجب’ هست و وقتی می‌گن Enhanced یعنی با استفاده از اون ماده، تصویر دقیق‌تر و واضح‌تر (تقویت‌شده) شده که معمولاً از طریق تزریق انجام می‌شه.

  10. ممنون از مطالب مفیدتون. برای کلمه Vertigo چه معادل‌های دیگه‌ای در انگلیسی وجود داره؟ مثلاً Dizziness هم همون معنی رو می‌ده؟

    1. سوال خوبیه. Dizziness یک اصطلاح کلی برای ‘سرگیجه’ هست، اما Vertigo تخصصی‌تره و زمانی به کار می‌ره که فرد احساس می‌کنه محیط دور سرش می‌چرخه (دوار). در واقع Vertigo نوع خاصی از Dizziness هست.

  11. من توی یک پادکست شنیدم که می‌گفت Brain Fog، این هم جزو اصطلاحات نورولوژی حساب می‌شه؟

    1. بله مینا جان، Brain Fog یا ‘مه مغزی’ یک اصطلاح پزشکی رسمی نیست ولی در نورولوژی برای توصیف حالتی که فرد تمرکز نداره، افکارش شفاف نیست و احساس گیجی می‌کنه (مثلاً بعد از کرونا یا در بیماری MS) خیلی زیاد استفاده می‌شه.

    1. تلفظش به این صورته: /pəˈræl.ə.sɪs/. این کلمه به معنی کلی ‘فلج’ هست. اگه بخواهیم به ‘نیمه‌فلج’ اشاره کنیم، معمولاً از واژه Paresis استفاده می‌شه.

  12. چقدر خوب که معادل فارسی این لغات تخصصی رو نوشتید. واقعاً برای فهمیدن نتایج آزمایش‌ها کمک می‌کنه.

  13. واژه Reflex که در متن بود، فقط برای زانو استفاده می‌شه یا کلی‌تره؟

    1. کیان عزیز، Reflex به هر واکنش غیرارادی بدن در پاسخ به یک محرک گفته می‌شه. تست زانو معروف‌ترینشه، اما ما رفلکس‌های چشمی، رفلکس بلع و موارد زیاد دیگه‌ای هم داریم که در معاینات نورولوژی بررسی می‌شن.

  14. تفاوت کاربرد Brain با Mind در کجاست؟ توی متون علمی کدوم رو بیشتر به کار می‌برن؟

    1. فاطمه جان، Brain به عضو فیزیکی بدن یعنی ‘مغز’ اشاره داره (بافت، سلول‌ها و رگ‌ها). اما Mind به جنبه‌های غیرفیزیکی مثل ‘ذهن’، افکار و آگاهی اشاره می‌کنه. در نورولوژی بیشتر با Brain سروکار داریم.

  15. خیلی عالی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مربوط به ستون فقرات مثل Disc Herniation هم بیشتر مطلب بذارید.

  16. من کلمه Tremor رو شنیدم که برای بیماران پارکینسون استفاده می‌کنن. آیا همون لرزشه؟

    1. بله شیوا جان، Tremor به معنی ‘لرزش’ غیرارادی هست که یکی از علائم شایع در بیماری‌هایی مثل پارکینسون (Parkinson’s disease) به حساب میاد.

    1. آرش عزیز، Cognitive function به معنی ‘عملکرد شناختی’ هست. یعنی توانایی‌های مغز برای فکر کردن، یادگیری، یادآوری و قضاوت کردن.

  17. مقاله بسیار جامع و کاربردی بود. ممنون از تیم خوبتون برای ترجمه دقیق اصطلاحات.

  18. یک سوال، Concussion با Brain Injury چه فرقی داره؟ توی ورزش‌های رزمی خیلی این لغت Concussion رو می‌شنوم.

    1. نوید جان، Concussion در واقع نوعی Traumatic Brain Injury (TBI) یا آسیب مغزی هست که بر اثر ضربه ایجاد می‌شه و بهش ‘ضربه مغزی’ یا ‘تکان مغزی’ می‌گن. معمولاً آسیب خفیف‌تریه ولی نیاز به مراقبت جدی داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *