- آیا تا به حال در جلسات فنی پروژههای بینالمللی به دلیل ندانستن اصطلاحات بازرسی جوش احساس سردرگمی کردهاید؟
- آیا هنگام مطالعه استانداردهای مرجعی مثل ASME یا AWS، واژگان تخصصی مانع درک دقیق شما از متن میشوند؟
- آیا نگران این هستید که در گزارشنویسی فنی (Reporting) از کلمات اشتباه استفاده کنید و دقت علمی کارتان زیر سوال برود؟
یادگیری زبان تخصصی مهندسی، بهویژه در حوزه حساس جوشکاری، فراتر از حفظ کردن چند لغت ساده است. این موضوع مستقیماً با ایمنی سازهها و اعتبار حرفهای شما در سطح بینالمللی ارتباط دارد. در این مقاله جامع، ما به زبانی ساده و کاربردی تمامی اصطلاحات بازرسی جوش و تستهای غیرمخرب (NDT) را دستهبندی و تشریح میکنیم تا یک بار برای همیشه بر این مفاهیم مسلط شوید و با اعتماد به نفس کامل در پروژههای فنی حضور یابید.
| دسته بندی اصطلاح | واژه کلیدی (English) | معادل فارسی و کاربرد |
|---|---|---|
| مفاهیم پایه | Discontinuity | ناپیوستگی؛ هرگونه وقفه در ساختار یکنواخت جوش |
| شدت عیب | Defect | عیب؛ ناپیوستگی که فراتر از حد پذیرش استاندارد است |
| روش بازرسی | NDT / NDE | تستهای غیرمخرب؛ بررسی سلامت قطعه بدون آسیب به آن |
| مستندسازی | WPS / PQR | دستورالعمل جوشکاری و تاییدیه فرآیند |
چرا یادگیری اصطلاحات بازرسی جوش برای مسیر شغلی شما حیاتی است؟
بسیاری از متخصصان با تجربه در جوشکاری، علیرغم دانش فنی بالا، در محیطهای بینالمللی با سد زبان روبرو میشوند. زبان انگلیسی در صنعت جوشکاری، “زبان مشترک ایمنی” است. از دیدگاه روانشناسی آموزشی، زمانی که شما بر اصطلاحات تخصصی مسلط هستید، “اضطراب زبان” (Language Anxiety) در شما کاهش یافته و تمرکزتان صرفاً بر حل مسائل مهندسی معطوف میشود. همچنین از منظر سئو و اعتبار علمی، استفاده از ترمینولوژی دقیق در گزارشها، نشاندهنده سطح تخصص و دقت (Precision) بازرس است.
تفاوت حیاتی میان Discontinuity و Defect
یکی از بزرگترین اشتباهات زبانآموزان در این رشته، مترادف فرض کردن این دو کلمه است. از نظر زبانشناسی فنی، هر Defect یک Discontinuity است، اما هر Discontinuity لزوماً یک Defect نیست.
- Discontinuity: هرگونه شکست در ساختار متالورژیکی (مانند یک تخلخل بسیار ریز).
- Defect: ناپیوستگی که به دلیل اندازه یا مکان، بر اساس کد (Code) رد شده است.
واژگان ضروری فرآیندهای جوشکاری و اجزای اتصال
قبل از ورود به مباحث بازرسی، باید با کلمات زیربنایی آشنا باشید. این لغات شالوده اصلی هر گزارش بازرسی را تشکیل میدهند.
انواع فرآیندهای جوشکاری (Welding Processes)
- SMAW (Shielded Metal Arc Welding): جوشکاری برق دستی (الکترود روپوشدار).
- GMAW (Gas Metal Arc Welding): جوشکاری MIG/MAG.
- GTAW (Gas Tungsten Arc Welding): جوشکاری آرگون یا TIG.
- SAW (Submerged Arc Welding): جوشکاری زیرپودری.
اجزای اتصال و هندسه جوش
- Base Metal: فلز پایه؛ قطعهای که قرار است جوش داده شود.
- Filler Metal: فلز پرکننده یا همان الکترود و سیم جوش.
- Heat-Affected Zone (HAZ): منطقه متاثر از حرارت؛ بخشی از فلز پایه که ذوب نشده اما خواص آن تغییر کرده است.
- Root Opening: فاصله ریشه؛ فاصله بین دو قطعه در لبه اتصال.
- Bevel Angle: زاویه پخزنی؛ زاویهای که روی لبه قطعه ایجاد میشود.
اصطلاحات تخصصی تستهای غیرمخرب (NDT)
تستهای غیرمخرب قلب تپنده بازرسی جوش هستند. هر روش، دایره واژگان مخصوص به خود را دارد که یک بازرس باید به آنها مسلط باشد.
1. بازرسی چشمی (VT – Visual Testing)
ابتداییترین و در عین حال مهمترین روش بازرسی است. لغات کلیدی این بخش عبارتند از:
- Illumination: میزان روشنایی محیط بازرسی.
- Magnifying Glass: ذرهبین برای بررسی دقیقتر.
- Weld Gauge: گیج جوشکاری برای اندازهگیری ابعاد گرده و گلوگاه.
2. تست ذرات مغناطیسی (MT) و مایعات نافذ (PT)
- Capillary Action: خاصیت موینگی (در تست PT).
- Developer: ماده آشکارساز.
- Dwell Time: مدت زمانی که ماده نافذ باید روی سطح بماند.
- Yoke: یوک؛ دستگاه ایجاد میدان مغناطیسی در تست MT.
- Indication: نشان؛ علامتی که پس از تست روی سطح ظاهر میشود و نیاز به تفسیر دارد.
3. تستهای پیشرفته: التراسونیک (UT) و رادیوگرافی (RT)
در این بخش، دقت در انتخاب واژه بسیار حیاتی است چون با عیوب زیرسطحی سر و کار داریم.
- Probe/Transducer: پروب یا جستجوگر در تست التراسونیک.
- Attenuation: تضعیف انرژی صوتی در طول مسیر.
- Film Interpretation: تفسیر فیلم رادیوگرافی.
- Sensitivity: حساسیت تست در تشخیص عیوب ریز.
واژگان مربوط به عیوب جوش (Weld Defects)
در زمان گزارشنویسی، شما باید بتوانید نوع دقیق عیب را نام ببرید. استفاده از واژه کلی “Bad Weld” در دنیای مهندسی جایی ندارد.
| نام انگلیسی عیب | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| Porosity | تخلخل | حبس شدن گاز در داخل فلز جوش |
| Slag Inclusion | سرباره محبوس | باقی ماندن ناخالصیهای غیرفلزی در جوش |
| Undercut | سوختگی کناره جوش | ایجاد شیار در فلز پایه در کنار لبه جوش |
| Lack of Fusion (LOF) | عدم ذوب | عدم اتصال کامل فلز جوش به فلز پایه |
| Spatter | پاشش | ذرات فلزی پرتاب شده به اطراف خط جوش |
| Crack (Longitudinal/Transverse) | ترک (طولی یا عرضی) | خطرناکترین نوع عیب در جوشکاری |
ساختار جملهبندی در گزارشهای بازرسی (Technical Writing)
برای اینکه گزارش شما حرفهای به نظر برسد، از فرمولهای زیر برای توصیف مشاهدات خود استفاده کنید. به عنوان یک استاد زبان، توصیه میکنم از جملات مجهول (Passive) یا ساختارهای رسمی استفاده کنید.
فرمول پیشنهادی:
[Location] + [Observation] + [Result/Action]
- ✅ Correct: “Excessive porosity was observed in the root pass of weld #102.”
- ❌ Incorrect: “I saw many holes in the first part of weld.” (این جمله غیررسمی و غیرتخصصی است).
مثالی دیگر برای رد یا قبول جوش:
- “The weldment meets the acceptance criteria of AWS D1.1.” (جوش مطابق با استاندارد است).
- “The indication was classified as a defect due to its length.” (نشان به دلیل طولش، به عنوان عیب طبقهبندی شد).
تفاوتهای لهجهای و استانداردی (US vs UK)
در دنیای بازرسی جوش، استانداردها تعیینکننده هستند. معمولاً استانداردهای آمریکایی (ASME, AWS) در ایران و بسیاری از نقاط جهان رایجترند، اما دانستن تفاوتهای نگارشی برای پروژههای اروپایی نیز مفید است.
- Aluminum (US) vs Aluminium (UK): آلومینیوم (تفاوت در دیکته و تلفظ).
- Center (US) vs Centre (UK): مرکز.
- Millimeter (US) vs Millimetre (UK): میلیمتر.
- در بحث اصطلاحات، آمریکاییها بیشتر از واژه NDE (Non-Destructive Examination) استفاده میکنند، در حالی که در سیستمهای اروپایی NDT (Non-Destructive Testing) رایجتر است.
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از هنرجویان تصور میکنند که یادگیری این لغات فقط برای امتحان است. اما حقیقت این است که اشتباه در یک کلمه میتواند منجر به فاجعه شود.
- اشتباه: استفاده از کلمه “Hole” به جای Porosity یا Blowhole.
- اشتباه: اشتباه گرفتن Lamination (عیب ورق) با Lack of Fusion (عیب جوش).
- باور غلط: “اگر دست و پا شکسته صحبت کنم، منظورم را میفهمند.” در بازرسی جوش، کلمات بار حقوقی دارند. اگر در گزارش بنویسید Crack در حالی که صرفاً یک Scratch (خراش سطحی) بوده، ممکن است هزینههای هنگفتی به پروژه تحمیل کنید.
سوالات متداول (FAQ)
1. بهترین روش برای حفظ کردن این حجم از لغات تخصصی چیست؟
سعی کنید لغات را به صورت تصویری یاد بگیرید. هر عیب جوش را با تصویر آن در استاندارد تطبیق دهید. استفاده از فلشکارتهای تخصصی نیز بسیار موثر است.
2. آیا برای بازرس جوش شدن، باید مدرک زبان انگلیسی داشته باشم؟
داشتن مدرک الزامی نیست، اما برای دریافت گواهینامههای بینالمللی مثل CSWIP یا AWS CWI، شما باید بتوانید سوالات امتحان را که تماماً به زبان تخصصی هستند، درک و تحلیل کنید.
3. تفاوت Acceptance Criteria و Specification چیست؟
Specification نقشه راه و الزامات کلی پروژه است، اما Acceptance Criteria مرزی است که تعیین میکند یک جوش سالم است یا باید اصلاح شود.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات بازرسی جوش نه تنها یک مهارت زبانی، بلکه یک ضرورت مهندسی است. با یادگیری دقیق این واژگان، شما پل ارتباطی قدرتمندی میان دانش فنی خود و استانداردهای جهانی ایجاد میکنید. به یاد داشته باشید که یادگیری این مسیر، تدریجی است. پیشنهاد میکنیم از لغات پایه شروع کرده و به مرور با مطالعه کدهای استاندارد، دایره واژگان خود را در زمینه NDT گسترش دهید. تداوم در مطالعه و استفاده از این کلمات در گزارشهای روزانه، کلید موفقیت شما در پروژههای بینالمللی خواهد بود.




خیلی ممنون بابت این مقاله. یه سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Discontinuity و Defect چیه؟ من فکر میکردم هر دو به معنی «عیب» هستن.
سلام امیررضا جان، سوال بسیار هوشمندانهای بود! در اصطلاحات مهندسی، Discontinuity به هرگونه شکستگی یا وقفه در ساختار یکنواخت جوش گفته میشه که ممکنه طبق استاندارد مجاز باشه. اما Defect زمانی به کار میره که اون ناپیوستگی از حد مجاز استاندارد (Acceptance Criteria) فراتر بره و باعث رد شدن قطعه بشه. به عبارتی: Every defect is a discontinuity, but not every discontinuity is a defect.
تلفظ مخففهای NDT و NDE به صورت حرف به حرف هست یا کلمه متصل؟ مثلاً میگیم «اِندیتی» یا طور دیگه؟
زهرا عزیز، اینها Initialism هستن و دقیقاً به صورت حرف به حرف تلفظ میشن: N-D-T (اِن-دی-تی). در محیطهای آکادمیک و پروژههای بینالمللی هم به همین صورت شنیده میشه.
واقعاً برای بخش Reporting پروژههای نفت و گاز به این لغات نیاز داشتم. کلمه Procedure با WPS چه فرقی داره؟
محسن عزیز، Procedure یک کلمه کلی به معنی «دستورالعمل» هست، اما WPS (Welding Procedure Specification) یک اصطلاح کاملاً فنی و تخصصی برای سندیه که جزئیات متغیرهای جوشکاری رو مشخص میکنه. در واقع WPS نوعی Procedure تخصصی در جوشکاریه.
من شنیدم بعضی جاها به جای NDT از اصطلاح NDE استفاده میکنن. آیا این دو تا مترادف هستن یا فرقی دارن؟
در اکثر متون مهندسی به جای هم به کار میرن، اما NDE (Non-Destructive Evaluation) بار معنایی گستردهتری داره و علاوه بر تست کردن، شامل تفسیر و ارزیابی نتایج هم میشه. در استانداردهای ASME معمولاً NDE رایجتره.
برای نوشتن یک Report حرفهای، بهتره از کلمه Flaw استفاده کنیم یا Defect؟
بابک جان، Flaw بیشتر به معنای «نقص» یا «خدشه» هست و در متون عمومیتر به کار میره. در گزارشهای بازرسی رسمی، اگر میخوای بگی قطعه رد شده حتماً از Defect یا Rejectable Indication استفاده کن تا دقت علمی گزارشت حفظ بشه.
مطالب عالی بود. لطفاً درباره لغات مربوط به Visual Testing یا همون VT هم مطلب بذارید.
حتماً فاطمه عزیز! بازرسی چشمی (Visual Inspection) یکی از مهمترین بخشهای NDT هست و لغاتی مثل Undercut، Spatter و Porosity رو در مقالههای بعدی حتماً پوشش میدیم.
آیا کلمه Indication همون معنی Discontinuity رو میده؟ من توی کاتالوگ دستگاه التراسونیک دیدمش.
دقیقاً سعید جان! Indication یعنی «نشانه». وقتی تستی رو انجام میدیم، هر پاسخی که از دستگاه میگیریم یک Indication هست. بعد بازرس بررسی میکنه که آیا این نشانه یک ناپیوستگی (Discontinuity) هست یا خیر.
بسیار کاربردی بود. من همیشه فکر میکردم PQR فقط یک فرم ساده است، نمیدونستم مخفف Procedure Qualification Record هست.
خوشحالم که مفید بوده مریم عزیز. دانستن ریشه و مخفف کلمات (Acronyms) کمک میکنه که در جلسات فنی با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید.
اصطلاح Destructive Testing چیه؟ مخالف NDT هست؟
بله جواد عزیز. DT یا تست مخرب یعنی برای فهمیدن خواص مکانیکی جوش، قطعه رو میشکنیم یا میبریم (مثل تست کشش)، در حالی که در NDT قطعه کاملاً سالم باقی میمونه.
توی استانداردهای AWS لغت Mandatory خیلی تکرار میشه. به چه معنیه؟
سارا جان، Mandatory یعنی «الزامی» یا «اجباری». وقتی در استاندارد AWS یا ASME این کلمه رو میبینی، یعنی اجرای اون بند قانوناً لازمه و اختیاری نیست.
من توی یک فیلم دیدم بازرس میگفت ‘This weld is sound’. کلمه Sound اینجا به معنی صداست؟
سوال خیلی جالبی بود علی جان! در اصطلاحات مهندسی، Sound Weld به معنی «جوش سالم و بیعیب» هست. اینجا Sound صفتی به معنای سالم، استوار و بدون نقص هست و ربطی به صدا نداره.
کلمه Porosity همون «تخلخل» در فارسی هست دیگه؟ معادل دیگهای هم داره؟
بله هانیه عزیز، در فارسی بهش تخلخل یا حفرههای گازی هم میگن. در محیط کارگاهی ممکنه بهش Blowhole هم بگن، اما Porosity اصطلاح استاندارد و علمی هست.
ممنون از سایت خوبتون. برای آزمونهای بینالمللی مثل CSWIP یا CWI این لغات خیلی حیاتی هستن.
فرق بین Interpretation و Evaluation در گزارشهای NDT چیه؟
نازنین جان، Interpretation یعنی تشخیص اینکه چیزی که دیدیم چیه (مثلاً این ترک هست یا سرباره)، اما Evaluation یعنی تصمیمگیری درباره اینکه این مورد طبق استاندارد پذیرفته است یا خیر (Accept or Reject).
خیلی عالی بود. اگه امکان داره درباره انواع عیوب مثل Lack of Fusion هم بنویسید.
تلفظ صحیح ASME رو بعضیها میگن ‘آسمی’ و بعضیها میگن ‘اِیاِساِمئی’. کدوم درسته؟
سپیده عزیز، تلفظ رایج در محیطهای بینالمللی و نیتیو معمولاً ‘Az-mee’ (آز-می) هست، اما تلفظ حروف به صورت جداگانه (A-S-M-E) هم کاملاً درسته و اشتباه محسوب نمیشه.
لغت Specification رو میشه با Standard یکی دونست؟
نه دقیقاً حسین جان. Standard یک قانون کلی و جامع هست (مثل ASME)، اما Specification معمولاً به جزئیات فنی یک پروژه خاص یا یک متریال خاص اشاره داره و محدودتره.
واقعا Reporting توی پروژههای خارجی کابوس بود برام. مرسی که این لغات رو دستهبندی کردید.
معادل انگلیسی «تست ذرات مغناطیسی» همون MT هست؟
بله مهدی عزیز، مخفف Magnetic Particle Testing هست که به اختصار MT یا گاهی MPI (Magnetic Particle Inspection) گفته میشه.
مقاله بسیار جامع و کاربردی بود، خسته نباشید.