- آیا تا به حال هنگام مطالعه Service Manual یا نقشههای شماتیک یک گوشی جدید، با اصطلاحات پیچیده روبرو شده و احساس سردرگمی کردهاید؟
- آیا برای شما هم پیش آمده که بخواهید یک قطعه الکترونیکی خاص را از تامینکنندگان خارجی سفارش دهید اما نام دقیق انگلیسی آن را ندانید؟
- آیا تماشای ویدیوهای آموزشی یوتیوب در زمینه تعمیرات سختافزاری به دلیل متوجه نشدن لغات تخصصی برایتان دشوار و خستهکننده است؟
- آیا نگران این هستید که به دلیل عدم تسلط بر اصطلاحات بینالمللی، از تکنولوژیهای روز دنیای تعمیرات عقب بمانید؟
یادگیری زبان تخصصی در دنیای تکنولوژی، شباهت زیادی به یادگیری یک ابزار جدید در تعمیرگاه دارد؛ همانطور که بدون هویه نمیتوان مدار را تعمیر کرد، بدون شناخت لغات تخصصی تعمیرات موبایل نیز نمیتوان به منابع دست اول جهانی دسترسی داشت. در این مقاله جامع، ما این واژگان را از سطح پایه تا پیشرفته به شکلی ساده و کاربردی دستهبندی کردهایم تا یک بار برای همیشه، ترس شما از متون انگلیسی فنی ریخته شود و با اعتماد به نفس کامل، از منابع بینالمللی استفاده کنید.
| دستهبندی اصلی | اصطلاح کلیدی (English) | معادل و کاربرد فارسی |
|---|---|---|
| سختافزار (Hardware) | Logic Board / Motherboard | برد اصلی – مرکز کنترل تمامی قطعات موبایل |
| عیبیابی (Diagnostics) | Troubleshooting | عیبیابی – فرآیند پیدا کردن منشا مشکل دستگاه |
| ابزارآلات (Tools) | Soldering Iron | هویه – ابزار اصلی برای اتصال قطعات روی برد |
| نرمافزار (Software) | Firmware Update | آپدیت فریمور – بهروزرسانی نرمافزار سیستمی دستگاه |
بخش اول: قطعات داخلی و اجزای سختافزاری
برای شروع مسیر حرفهای، ابتدا باید نام دقیق اجزایی را که هر روز با آنها سر و کار دارید، به انگلیسی بدانید. در متون تخصصی، به ندرت از کلمات عمومی استفاده میشود و هر قطعه نام منحصر به فرد خود را دارد.
اجزای اصلی برد (PCB Components)
- Integrated Circuit (IC): مدار مجتمع یا همان آیسی که قلب تپنده بخشهای مختلف موبایل است.
- Capacitor: خازن؛ قطعهای که انرژی الکتریکی را ذخیره میکند.
- Resistor: مقاومت؛ برای کنترل جریان الکتریسیته در مدار.
- Inductor / Coil: سلف یا سیمپیچ که در بخشهای تغذیه و آنتن بسیار کاربردی است.
- Diode: دیود؛ قطعهای که جریان را فقط از یک سو عبور میدهد.
بخشهای نمایشی و اتصالات
بسیاری از کارآموزان در تفکیک اصطلاحات مربوط به صفحه نمایش دچار اشتباه میشوند. فرمول زیر به شما کمک میکند تا ساختار نمایشگر را بهتر درک کنید:
Digitizer (Touch Layer) + LCD/OLED (Display Layer) = Screen Assembly
- Flex Cable: کابل فلت؛ رابطهای منعطفی که قطعات را به برد متصل میکنند.
- Charging Port / Dock Connector: سوکت شارژ که محل ورود کابل شارژر است.
- Chassis / Frame: شاسی یا قاب داخلی که قطعات روی آن سوار میشوند.
بخش دوم: ابزارهای ضروری در تعمیرگاه (The Technician’s Toolkit)
اگر قصد مطالعه کاتالوگ ابزارهای برندهایی مثل Quick یا Sugon را داشته باشید، دانستن این لغات ضروری است. بسیاری از این واژگان ریشه در زبان فنی مهندسی دارند.
ابزارهای اندازهگیری و تست
- Multimeter: مولتیمتر؛ ابزار حیاتی برای تست ولتاژ، جریان و مقاومت.
- DC Power Supply: منبع تغذیه مستقیم برای روشن کردن گوشی بدون باتری.
- Oscilloscope: نوساننما؛ برای مشاهده تغییرات ولتاژ در طول زمان (بسیار پیشرفته).
ابزارهای لحیمکاری و باز و بسته کردن
- Hot Air Station: هیتر یا دستگاه هوای گرم برای جدا کردن آیسیها.
- Tweezers: پنس؛ برای جابجایی قطعات بسیار ریز SMD.
- Spudger: قاببازکن پلاستیکی که برای باز کردن گوشی بدون آسیب زدن به بدنه استفاده میشود.
- Flux: روغن فلکس؛ مادهای که به ذوب بهتر قلع و تمیزی کار کمک میکند.
بخش سوم: اصطلاحات نرمافزاری و عیبیابی (Software & Troubleshooting)
بسیاری از مشکلات موبایل با یک عملیات نرمافزاری حل میشوند. در این بخش، تفاوتهای ظریفی وجود دارد که ندانستن آنها ممکن است باعث حذف اطلاعات مشتری شود.
تفاوت در فرآیندهای بازنشانی
بسیاری از زبانآموزان بین دو اصطلاح زیر دچار تردید میشوند، اما تفاوت آنها حیاتی است:
- Soft Reset: راه اندازی مجدد دستگاه (Restart) بدون پاک شدن اطلاعات.
- Hard Reset / Factory Reset: بازگشت به تنظیمات کارخانه که منجر به حذف تمامی دادهها میشود.
سایر لغات کلیدی نرمافزار
- Bootloop: زمانی که گوشی روی لوگو گیر میکند و مدام ریاستارت میشود.
- Brick: اصطلاحی برای گوشی که به دلیل مشکل نرمافزاری کاملاً از کار افتاده و مانند “آجر” بیمصرف شده است.
- Flashing: فرآیند نصب مجدد سیستمعامل یا رام روی گوشی.
- Debug Mode: حالت عیبیابی که به توسعهدهندگان اجازه دسترسی عمیقتر به سیستم را میدهد.
تفاوت اصطلاحات در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی (US vs. UK)
در دنیای تعمیرات، اکثر منابع تحت تاثیر انگلیسی آمریکایی هستند، اما اگر از منابع اروپایی استفاده کنید، ممکن است با کلمات متفاوتی روبرو شوید.
| موضوع | American English (US) | British English (UK) |
|---|---|---|
| دستگاه ارتباطی | Cell phone | Mobile phone | Flashlight | Torch |
| برد اصلی | Motherboard | Mainboard |
بخش چهارم: ریشهشناسی و درک عمیق لغات (Applied Linguistics)
دانستن ریشه لغات به شما کمک میکند تا معنای کلمات جدید را حدس بزنید. برای مثال، واژه Circuit از ریشه لاتین “Circuire” به معنای “دور زدن یا چرخیدن” گرفته شده است. این دقیقاً همان اتفاقی است که برای الکتریسیته در یک مدار میافتد؛ جریانی که یک مسیر بسته را طی میکند.
یا واژه Transistor که ترکیبی از دو واژه “Transfer” (انتقال) و “Resistor” (مقاومت) است. در واقع ترانزیستور قطعهای است که مقاومت را منتقل یا تغییر میدهد تا جریان کنترل شود. با درک این ریشهها، لغات تخصصی تعمیرات موبایل دیگر فقط یک سری حروف خشک و خالی نخواهند بود، بلکه معنای فیزیکی پیدا میکنند.
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در یادگیری زبان تخصصی، برخی اشتباهات میان تعمیرکاران ایرانی بسیار رایج است که میتواند در ارتباطات بینالمللی سوءتفاهم ایجاد کند.
- اشتباه اول: استفاده از کلمه “Burn” برای هر نوع خرابی برد. در انگلیسی، اگر بگویید “The board is burnt”، یعنی واقعاً اثر سوختگی و دود روی آن است. برای خرابیهای الکترونیکی بدون سوختگی فیزیکی، بهتر است از واژه Defective یا Faulty استفاده کنید.
- اشتباه دوم: قاطی کردن “Short Circuit” با “Open Circuit”.
- ✅ Short Circuit: اتصال کوتاه (زمانی که مثبت و منفی به هم میخورند).
- ❌ Open Circuit: مدار باز (زمانی که مسیر قطع شده و جریان عبور نمیکند).
- اشتباه سوم: استفاده از “Ampere” به جای “Current”. آمپر واحد اندازهگیری است، اما خودِ جریان الکتریسیته در جملات باید Current گفته شود.
سوالات متداول (FAQ)
۱. بهترین راه برای یادگیری سریع لغات تخصصی چیست؟
بهترین روش، استفاده از “یادگیری بصری” است. هنگام تعمیر هر قطعه، نام انگلیسی آن را روی یک برچسب بنویسید و در کنار میز کار خود داشته باشید. همچنین دیدن ویدیوهای کالبدشکافی (Teardown) سایت iFixit به شدت توصیه میشود.
۲. آیا لازم است گرامر قوی داشته باشم تا متون تعمیرات را بخوانم؟
خیر، متون فنی معمولاً از ساختار ساده Subject + Verb + Object پیروی میکنند. تمرکز شما باید روی یادگیری اسمها (قطعات) و افعال حرکتی (مانند Uncrew, Solder, Replace) باشد.
۳. تفاوت Schematic با Layout چیست؟
این یک سوال بسیار مهم است. Schematic نقشه منطقی و نمادین مدار است که نشان میدهد قطعات چگونه به هم وصل هستند، اما Layout نقشه فیزیکی برد است که جای دقیق هر قطعه را روی برد واقعی نشان میدهد.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی تعمیرات موبایل کلید ورود شما به بازار کار جهانی و ارتقای دانش فنیتان است. نگران نباشید اگر در ابتدا برخی کلمات طولانی به نظر میرسند؛ زبان انگلیسی فنی بسیار منطقی و تکرارپذیر است. با تکرار این واژگان در حین کار عملی، به زودی متوجه خواهید شد که میتوانید سختترین نقشههای سرویس را به راحتی تحلیل کنید. فراموش نکنید که یادگیری زبان، یک سفر است، نه یک مقصد. از همین امروز با یادگیری ۵ لغت جدید شروع کنید و تاثیر آن را در دقت و سرعت تعمیرات خود مشاهده کنید. شما پتانسیل تبدیل شدن به یک تکنسین در سطح بینالمللی را دارید، پس با انگیزه ادامه دهید!




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا اصطلاح Logic Board فقط برای محصولات اپل استفاده میشه یا برای گوشیهای اندرویدی هم میتونیم بگیم؟ چون بیشتر جاها برای اندروید همون Motherboard رو میشنوم.
سلام رضا جان، سوال بسیار هوشمندانهای بود! بله، به طور دقیق اصطلاح Logic Board بیشتر در ادبیات فنی شرکت Apple رایج هست، در حالی که سایر برندها و بردهای کامپیوتری بیشتر از Motherboard یا Mainboard استفاده میکنند. اما در دنیای تعمیرات، اگر اینها رو به جای هم به کار ببری، همه منظورت رو متوجه میشن.
واقعاً خوندن نقشههای Schematic بدون دونستن این لغات غیرممکنه. من همیشه توی تلفظ کلمه Schematic مشکل داشتم، میشه راهنمایی کنید؟
مریم عزیز، این کلمه ممکنه در ابتدا کمی فریبدهنده باشه. تلفظ صحیح آن /skɪˈmætɪk/ هست؛ یعنی بخش اول شبیه ‘اسکی’ (Ski) تلفظ میشه و حرف ‘ch’ صدای ‘ک’ میده. پس بگویید: اسکی-مَتیک.
دمتون گرم. کلمه Troubleshooting رو من توی ویدیوهای یوتیوب زیاد میشنوم. آیا این کلمه فقط برای سختافزاره یا برای مشکلات نرمافزاری هم به کار میره؟
درود بر شما فرهاد جان. اصطلاح Troubleshooting یک کلمه کلیدی کلی در دنیای تکنولوژی هست و برای هر دو حوزه سختافزار (Hardware) و نرمافزار (Software) به معنی ‘عیبیابی و رفع خطا’ استفاده میشه.
تفاوت دقیق بین Service Manual و User Manual چیه؟ من فکر میکردم هر دو یکی هستن.
سارا جان، تفاوت بزرگی دارند! User Manual دفترچه راهنمای کاربر برای استفاده معمولی از دستگاهه، اما Service Manual مخصوص تعمیرکارانه و شامل جزئیات فنی، نقشههای برد و نحوه باز و بسته کردن قطعاته.
من شنیدم تعمیرکارها به جای Short Circuit فقط میگن Short. مثلا میگن The board has a short. آیا این درسته؟
کاملاً درسته امیرحسین عزیز! در زبان عامیانه و فنی (Jargon)، واژه Short به تنهایی به عنوان اسم به معنی ‘اتصال کوتاه’ به کار میره. مثال شما کاملاً دقیق و رایج بود.
لطفاً در مورد واژه Refurbished هم توضیح بدید. من زیاد توی سایتهای خارجی مثل آمازون میبینم که گوشیها رو با این عنوان میفروشن.
نیلوفر عزیز، Refurbished به کالاهایی گفته میشه که به دلیل نقص فنی به کارخانه مرجوع شده، تعمیر شده و دوباره با تاییدیه سلامت و قیمت کمتر به فروش میرسند. در فارسی گاهی به آن ‘بازسازی شده’ میگویند.
مقاله خیلی کاربردی بود. یک سوال فنی: واژه Solder رو چطور تلفظ میکنید؟ من شنیدم بعضیها ‘L’ رو تلفظ نمیکنن.
دقت فوقالعادهای داشتی سینا جان! در لهجه آمریکایی، حرف ‘L’ در کلمه Solder اصلاً تلفظ نمیشه و چیزی شبیه ‘سادِر’ (/ˈsɑːdər/) شنیده میشه. اما در لهجه بریتانیایی، ‘L’ تلفظ میشه (سولدِر).
کلمه Connector و Socket چه تفاوتی با هم دارن؟ من گاهی قاطی میکنم کدوم رو کجا به کار ببرم.
الناز جان، به زبان ساده: Connector یک اصطلاح کلی برای هر نوع اتصالدهنده است. Socket معمولاً به بخش مادگی (Female) گفته میشه که قطعه دیگه درونش قرار میگیره (مثل سوکت شارژ).
برای یادگیری تعمیرات موبایل، یاد گرفتن این لغات واقعاً از نون شب واجبتره. مخصوصاً وقتی میخوای از انجمنهایی مثل XDA استفاده کنی.
کاملاً باهات موافقم آرش جان. دسترسی به منابعی مثل XDA یا iFixit بدون دانستن این اصطلاحات تخصصی تقریباً غیرممکنه. موفق باشی!
آیا کلمه IC مخفف عبارت خاصیه؟ و اینکه جمع بسته شدنش چطوریه؟
بله هانیه عزیز، IC مخفف Integrated Circuit (مدار مجتمع) هست. برای جمع بستن هم خیلی ساده یک ‘s’ کوچک به آخرش اضافه میکنیم: ICs.
من توی یک ویدیو شنیدم که تعمیرکار گفت ‘The phone is bricked’. این یعنی چی؟ منظورش همون خرابه؟
سوال جالبی بود حامد! Bricked یک اصطلاح عامیانه است. وقتی گوشی به دلیل مشکلات نرمافزاری شدید (مثلاً موقع فلش کردن) دیگه روشن نمیشه و مثل یک ‘آجر’ (Brick) بیاستفاده میشه، از این کلمه استفاده میکنن.
کلمه Component به چه معناست؟ توی متن چند بار تکرار شده بود.
مهسا جان، Component یعنی ‘قطعه’ یا ‘اجزاء’. در الکترونیک به خازن، مقاومت، دیود و… که روی برد قرار دارن، Electronic Components گفته میشه.
واقعا کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به عیبیابی. کاش در مورد ابزارهایی مثل Multimeter هم بیشتر مطلب بذارید.
حتماً کیوان جان، در مقالات بعدی حتماً به صورت تخصصی به ابزارهای اندازهگیری و اصطلاحات مربوط به تست قطعات خواهیم پرداخت.
اصطلاح Water Damage فقط برای افتادن توی آب هست یا رطوبت رو هم شامل میشه؟
پریسا عزیز، شامل هر دو مورد میشه. هر نوع آسیبی که بر اثر ورود مایعات یا نفوذ رطوبت بالا به داخل دستگاه ایجاد بشه رو Water Damage میگن.
تلفظ Multimeter رو هم اگه بگید ممنون میشم. من همیشه میگم مولتیمتر، درسته؟
مرتضی جان، در فارسی ما میگیم ‘مولتیمتر’ که رایجه، اما تلفظ صحیح انگلیسی آن /mʌltiˌmiːtər/ (مالتیمیتر) هست. تاکید (Stress) روی بخش اول کلمه است.
خیلی ممنون، برای من که تازه تعمیرات رو شروع کردم عالی بود. اصطلاحات بخش Hardware خیلی به کارم اومد.
یه سوال، تفاوت Repair و Replace در متون فنی چیه؟
امید جان، Repair یعنی تعمیر کردن یک قطعه خراب، اما Replace یعنی تعویض کامل اون قطعه با یک قطعه نو یا سالم.
کلمه Teardown رو توی عنوان بعضی ویدیوها میبینم، معادل فارسیش چی میشه؟
نگین عزیز، Teardown به معنی کالبدشکافی یا باز کردن کامل تمام قطعات یک دستگاه برای بررسی محتویات داخلی یا نحوه ساخت اون هست.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی لغات رو هم اضافه کنید.
کلمه ‘Faulty’ که برای قطعات به کار میره به چه معناست؟
فرناز جان، Faulty یعنی ‘معیوب’ یا ‘دارای نقص’. وقتی یک قطعه درست کار نمیکنه، بهش میگن a faulty part.