- مهمترین واژگان انگلیسی برای توصیف شرایطی مانند اضطراب و افسردگی کدامند؟
- تفاوت دقیق بین یک Psychologist، Psychiatrist و Counselor در زبان انگلیسی چیست؟
- در جلسات مشاوره و رواندرمانی از چه اصطلاحات کلیدی استفاده میشود؟
- چرا یادگیری لغات تخصصی سلامت روان برای درک بهتر فیلمها، کتابها و مقالات انگلیسی ضروری است؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به اهمیت سلامت روان پی برده است و گفتگو درباره آن به بخشی جداییناپذیر از مکالمات روزمره، محیط کار و رسانهها تبدیل شده است. به همین دلیل، آشنایی با لغات تخصصی سلامت روان به زبان انگلیسی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. چه دانشجوی روانشناسی باشید، چه علاقهمند به توسعه فردی و یا فردی که میخواهد محتوای انگلیسی را عمیقتر درک کند، این راهنما به شما کمک میکند تا با اطمینان و دقت بیشتری در این حوزه صحبت کرده و مطالعه کنید.
چرا یادگیری لغات تخصصی سلامت روان اهمیت دارد؟
گفتگو پیرامون سلامت روان در حال شکستن تابوها در سراسر جهان است. امروزه، شخصیتهای معروف، فیلمها، سریالها و پادکستهای پرمخاطب به طور فزایندهای به موضوعاتی مانند اضطراب، افسردگی و مراجعه به درمانگر میپردازند. برای درک کامل این محتواها و مشارکت در این گفتگوهای جهانی، داشتن یک دایره واژگان قوی ضروری است.
علاوه بر این، درک صحیح این اصطلاحات به شما کمک میکند تا اطلاعات نادرست را از منابع معتبر تشخیص دهید. وقتی با واژگانی مانند diagnosis (تشخیص)، symptom (علامت بیماری) یا coping mechanism (مکانیسم مقابله) آشنا باشید، میتوانید مقالات علمی و گزارشهای خبری را با دیدی بازتر تحلیل کنید. این دانش نه تنها درک شما را از زبان انگلیسی بهبود میبخشد، بلکه به شما کمک میکند تا با همدلی و آگاهی بیشتری با تجربیات دیگران و خودتان روبرو شوید.
دستهبندی واژگان: از اختلالات رایج تا مفاهیم درمانی
برای یادگیری مؤثرتر، بهتر است لغات تخصصی سلامت روان را به چند دسته اصلی تقسیم کنیم. در این بخش، به بررسی واژگان مرتبط با شایعترین اختلالات روانی، متخصصان این حوزه و مفاهیم کلیدی در فرآیندهای درمانی میپردازیم.
واژگان مرتبط با بیماریها و اختلالات شایع (Common Disorders)
آشنایی با نام و علائم اختلالات رایج، نقطه شروعی عالی برای ساختن دایره لغات شماست. در ادامه به چند مورد از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
- Depression (افسردگی): این واژه به یک اختلال خلقی اشاره دارد که با احساس غم مداوم و از دست دادن علاقه به فعالیتها شناخته میشود. اصطلاح کاملتر آن Major Depressive Disorder (MDD) است. کلمات مرتبط با آن عبارتند از:
- Symptoms: علائم، مانند low mood (خلق پایین)، loss of interest or pleasure (از دست دادن علاقه یا لذت) و fatigue (خستگی).
- Antidepressants: داروهای ضد افسردگی.
- Anxiety (اضطراب): احساس نگرانی، ترس یا دلهره شدید. زمانی که این احساسات شدید، بیش از حد و مداوم باشند، به عنوان Anxiety Disorder (اختلال اضطراب) شناخته میشوند. اصطلاحات مرتبط شامل موارد زیر است:
- Panic Attack: حمله پانیک یا وحشتزدگی که با علائم فیزیکی شدید مانند racing heart (تپش قلب شدید) و shortness of breath (تنگی نفس) همراه است.
- Generalized Anxiety Disorder (GAD): اختلال اضطراب فراگیر که با نگرانی مزمن درباره مسائل روزمره مشخص میشود.
- Phobia: ترس شدید و غیرمنطقی از یک شیء یا موقعیت خاص.
- سایر اختلالات مهم:
- Bipolar Disorder: اختلال دوقطبی که با نوسانات خلقی شدید بین دورههای افسردگی و شیدایی (mania) شناخته میشود.
- OCD (Obsessive-Compulsive Disorder): اختلال وسواس فکری-عملی که شامل افکار ناخواسته (obsessions) و رفتارهای تکراری (compulsions) است.
- PTSD (Post-Traumatic Stress Disorder): اختلال استرس پس از سانحه که در پی تجربه یک رویداد آسیبزا رخ میدهد.
- Eating Disorders: اختلالات خوردن، مانند Anorexia Nervosa (بیاشتهایی عصبی) و Bulimia Nervosa (پرخوری عصبی).
متخصصان حوزه سلامت روان: روانشناس، روانپزشک و مشاور
یکی از بزرگترین منابع سردرگمی برای زبانآموزان، تفاوت بین متخصصان مختلف این حوزه است. درک نقش هر یک از آنها بسیار کلیدی است. جدول زیر این تفاوتها را به وضوح نشان میدهد.
| عنوان انگلیسی (English Title) | نقش و تخصص (Role & Specialty) | اجازه تجویز دارو؟ (Can Prescribe Medication?) |
|---|---|---|
| Psychiatrist (روانپزشک) | یک پزشک (M.D.) است که در تشخیص و درمان بیماریهای روانی تخصص دارد. رویکرد او بیشتر مبتنی بر دارو درمانی است. | بله (Yes) |
| Psychologist (روانشناس) | دارای مدرک دکترا (Ph.D. or Psy.D.) در روانشناسی است و در رواندرمانی (psychotherapy) و انجام تستهای روانشناختی تخصص دارد. | خیر (No) |
| Therapist / Counselor (درمانگر / مشاور) | یک اصطلاح کلی برای متخصصانی است که “گفتار درمانی” (talk therapy) ارائه میدهند. آنها ممکن است در زمینههایی مانند خانواده درمانی یا مشاوره شغلی تخصص داشته باشند. | خیر (No) |
به طور خلاصه، یک Psychiatrist تنها فردی در این گروه است که میتواند دارو تجویز کند، زیرا او یک پزشک است. یک Psychologist معمولاً بر درمانهای غیردارویی و ارزیابیهای روانشناختی تمرکز دارد. واژه Therapist عنوانی عمومیتر است که میتواند شامل روانشناسان، مشاوران و مددکاران اجتماعی باشد.
مفاهیم کلیدی در جلسات درمانی (Key Concepts in Therapy)
فرآیند درمان خود دارای واژگان منحصربهفردی است. آشنایی با این لغات به شما کمک میکند تا مکالمات مربوط به درمان را در فیلمها یا پادکستها بهتر دنبال کنید.
انواع رویکردهای درمانی (Therapeutic Approaches)
درمانگران از روشهای مختلفی برای کمک به مراجعان خود استفاده میکنند. در اینجا به برخی از رایجترین رویکردها اشاره میشود:
- Cognitive Behavioral Therapy (CBT) – درمان شناختی-رفتاری: یکی از مشهورترین رویکردها که بر شناسایی و تغییر الگوهای فکری و رفتاری منفی تمرکز دارد. هدف آن حل مشکلات فعلی مراجع است.
- Psychodynamic Therapy – درمان روانپویشی: این رویکرد که ریشه در نظریات فروید دارد، بر تأثیر تجربیات گذشته و ضمیر ناخودآگاه بر رفتار فعلی فرد تمرکز میکند.
- Mindfulness – ذهنآگاهی: تکنیکی که بر حضور کامل در لحظه حال، بدون قضاوت، تأکید دارد. این روش اغلب برای کاهش استرس و اضطراب به کار میرود.
- Coping Mechanisms – مکانیسمهای مقابله: استراتژیهایی که افراد برای مدیریت استرس، احساسات دردناک یا شرایط دشوار به کار میگیرند. این مکانیسمها میتوانند healthy (سالم) مانند ورزش کردن، یا unhealthy (ناسالم) مانند اجتناب از مشکل باشند.
واژگان پرکاربرد در گفتگوهای مربوط به سلامت روان
در مکالمات روزمره و رسانهها، برخی کلمات به طور مکرر استفاده میشوند. درک معنای دقیق آنها برای فهم عمیق موضوع ضروری است.
- Stigma: انگ یا برچسب منفی که جامعه به یک ویژگی یا شرایط خاص (مانند بیماری روانی) میزند و منجر به تبعیض میشود.
- Self-care: مراقبت از خود؛ هرگونه فعالیت آگاهانهای که برای حفظ و بهبود سلامت جسمی، روانی و عاطفی خود انجام میدهیم.
- Trigger: محرک؛ چیزی (یک کلمه، تصویر، بو یا موقعیت) که باعث یادآوری یک خاطره آسیبزا یا واکنش عاطفی شدید و منفی میشود.
- Burnout: فرسودگی شغلی یا روانی؛ состояние خستگی شدید عاطفی، جسمی و ذهنی ناشی از استرس طولانیمدت.
- Well-being: بهزیستی؛ وضعیت کلی راحت، سالم یا شاد بودن. این مفهوم فراتر از نبود بیماری است و شامل رضایت از زندگی نیز میشود.
- Resilience: تابآوری؛ ظرفیت روانی برای بهبود سریع پس از مواجهه با سختیها و ناملایمات.
- Diagnosis: تشخیص؛ فرآیند شناسایی یک بیماری یا اختلال از طریق بررسی علائم و نشانهها.
چگونه این لغات تخصصی سلامت روان را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری لغات جدید نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند استراتژی کاربردی برای تثبیت این واژگان در ذهن شما آورده شده است:
- یادگیری در بستر (Contextual Learning): به جای حفظ کردن لیستهای طولانی، سعی کنید کلمات را در متنهای واقعی ببینید. فیلمها یا سریالهایی که به سلامت روان میپردازند (مانند Ted Lasso یا Atypical) را با زیرنویس انگلیسی تماشا کنید.
- استفاده از فلشکارت: برای هر لغت یک فلشکارت بسازید. در یک طرف کلمه انگلیسی و در طرف دیگر معنی فارسی و یک جمله نمونه انگلیسی بنویسید. اپلیکیشنهای فلشکارت مانند Anki میتوانند در این زمینه بسیار مفید باشند.
- مطالعه مقالات معتبر: وبسایتهای معتبری مانند Psychology Today، NAMI (National Alliance on Mental Illness) یا بخش سلامت روان وبسایت WHO (سازمان بهداشت جهانی) منابع عالی برای مواجهه با این لغات در متون واقعی هستند.
- نوشتن و استفاده فعال: سعی کنید از کلمات جدید در نوشتههای خود استفاده کنید. میتوانید یک دفترچه یادداشت روزانه (journal) داشته باشید و در مورد احساسات و افکار خود با استفاده از این لغات تخصصی سلامت روان بنویسید.
تسلط بر واژگان حوزه سلامت روان یک سرمایهگذاری ارزشمند برای مهارتهای زبانی و دانش عمومی شماست. این دانش نه تنها به شما امکان میدهد تا با دنیای اطراف خود ارتباط عمیقتری برقرار کنید، بلکه گامی مهم در جهت افزایش آگاهی و کاهش انگ اجتماعی پیرامون مسائل مربوط به روان است. با تمرین مستمر، شما نیز میتوانید با اعتماد به نفس کامل در این گفتگوهای مهم جهانی شرکت کنید.




خیلی ممنون بابت این مقاله کاربردی. من همیشه بین تلفظ Psychologist و Psychiatrist مشکل داشتم. آیا در هر دو مورد حرف P ابتدایی سایلنت هست؟
سلام سارای عزیز، بله دقیقاً! در تمام کلماتی که با ریشه ‘psych’ شروع میشوند، حرف P ابتدایی خوانده نمیشود و تلفظ از صدای ‘س’ شروع میشود. مثل: /saɪˈkɒl.ə.dʒɪst/.
تفاوت دقیق بین Anxiety و Stress چی هست؟ من فکر میکردم هر دو یک معنی رو میدن ولی توی فیلمها میبینم که از Anxiety بیشتر برای حملات عصبی استفاده میکنند.
امیررضای عزیز، نکته ظریفی است. Stress معمولاً واکنشی به یک عامل بیرونی (مثل امتحان یا کار زیاد) است، اما Anxiety یا همان اضطراب، یک نگرانی درونی و مداوم است که حتی بدون عامل فشار خارجی هم باقی میماند.
مقاله بسیار مفیدی بود. من اصطلاح ‘Burnout’ رو توی سریالهای محیط کار مثل Suits خیلی شنیدم. به نظرم معادل فارسی ‘فرسودگی شغلی’ براش خیلی مناسبه.
ببخشید، کلمه Counselor برای مشاورههای تحصیلی هم استفاده میشه یا فقط مختص سلامت روان هست؟
نیلوفر جان، کلمه Counselor کلیتر است. ما School Counselor (مشاور مدرسه) و Guidance Counselor هم داریم. اما در زمینه سلامت روان، معمولاً به کسی گفته میشود که روی حل مشکلات مقطعی و رفتاری تمرکز دارد.
یک سوال داشتم؛ اصطلاح ‘To be in denial’ هم جزو واژگان سلامت روان محسوب میشه؟ زیاد در مکالمات روزمره انگلیسی شنیده میشه.
بله فرهاد عزیز، Denial یا ‘انکار’ یکی از مکانیزمهای دفاعی در روانشناسی است. وقتی کسی واقعیتی تلخ را نمیپذیرد، میگویند He/She is in denial.
عالی بود. اگر میشه درباره تفاوت Psychotherapy و Counseling هم بیشتر توضیح بدید. آیا اینها با هم مترادف هستند؟
نازنین عزیز، معمولاً Psychotherapy (رواندرمانی) تخصصیتر و طولانیمدتتر است و به ریشههای عمیق مشکلات شخصیتی میپردازد، در حالی که Counseling بیشتر روی راهحلهای کوتاهمدت برای مشکلات فعلی تمرکز دارد.
من توی یک پادکست شنیدم که میگفت ‘Mental Health Stigma’. منظور از این استیگما دقیقاً چیه؟
پرهام جان، Stigma به معنای ‘ننگ’ یا ‘برچسب اجتماعی’ است. Mental Health Stigma یعنی باورهای غلط و نگاه منفی جامعه که باعث میشود افراد از صحبت کردن درباره مشکلات روانی خود خجالت بکشند.
واقعاً یادگیری این لغات برای درک بهتر یوتیوبرهای خارجی که درباره توسعه فردی حرف میزنن ضروریه. ممنون از سایت خوبتون.
آیا کلمه Mood Swing معادل دقیق ‘نوسانات خلقی’ هست؟ در چه جملاتی میتونیم ازش استفاده کنیم؟
بله مهدی عزیز. مثال: ‘Frequent mood swings can be a symptom of bipolar disorder’. یعنی نوسانات خلقی مکرر میتواند نشانهای از اختلال دوقطبی باشد.
من کلمه Triggered رو خیلی توی کامنتهای اینستاگرام میبینم. معنیش در بحث سلامت روان با معنای عامیانهاش فرق داره؟
سپیده جان، در روانشناسی Trigger به چیزی گفته میشود که باعث یادآوری یک ترومای قدیمی یا حمله اضطرابی شود. در عامیانه به معنای ‘ناراحت شدن’ یا ‘برخوردن’ به کسی هم به کار میرود، اما ریشهاش از مباحث سلامت روان است.
فرق Psychiatrist با بقیه اینه که فقط اون میتونه دارو تجویز کنه، درسته؟
کاملاً درست است جواد عزیز. Psychiatrist یا روانپزشک، پزشک متخصص است (Medical Doctor) و تنها کسی است که در این لیست اجازه تجویز دارو (Prescribe medication) دارد.
خیلی عالی بود. کاش درباره کلمه Resilience (تابآوری) هم مطلبی بذارید، چون این روزها خیلی ترند شده.
برای ‘افسردگی فصلی’ چه اصطلاحی در انگلیسی به کار میره؟
رضای عزیز، اصطلاح علمی آن Seasonal Affective Disorder است که به اختصار SAD گفته میشود. در مکالمات روزمره هم همان Seasonal Depression میگویند.
من توی فیلم ‘Inside Out’ کلمات خیلی جالبی درباره احساسات یاد گرفتم. این مقاله هم به من کمک کرد اونها رو دستهبندی کنم.
آیا کلمه ‘Shrink’ هنوز هم به عنوان اسلنگ برای روانشناس استفاده میشه یا توهینآمیزه؟
حسین جان، Shrink یک اصطلاح غیررسمی (Slang) برای روانپزشک یا روانشناس است. توهینآمیز نیست اما کاملاً کژوال و عامیانه است و در محیطهای رسمی یا آکادمیک نباید استفاده شود.
معادل انگلیسی ‘مکانیسمهای مقابلهای’ چی میشه؟
آیدای عزیز، معادل دقیق آن Coping mechanisms است. کارهایی که فرد برای مدیریت استرس یا تروما انجام میدهد.
اصطلاح Panic Attack رو چطور باید در جمله استفاده کرد؟ مثلا بخوایم بگیم ‘دچار حمله عصبی شد’.
علیرضای عزیز، معمولاً از فعل have استفاده میکنیم: ‘He had a panic attack’. یا در حالت استمراری: ‘She is having a panic attack’.
خیلی ممنون، بخش تفاوت درمانگرها خیلی به درد من خورد. همیشه فکر میکردم همه یکی هستن.
آیا کلمه Trauma فقط برای حوادث خیلی بزرگ استفاده میشه یا برای اتفاقات کوچکتر هم کاربرد داره؟
کامران عزیز، در روانشناسی مدرن Trauma هم برای حوادث بزرگ (Big T trauma) و هم برای تجربیات منفی مکرر که روی روان اثر میگذارند (Little t trauma) استفاده میشود.
لطفاً درباره لغات مربوط به Self-care و مدیتیشن هم یک مقاله بنویسید. ممنون از مطالب خوبتون.
حتماً زهرای عزیز، پیشنهاد خوبیه. در برنامههای آینده حتماً به واژگان Mindfulness و Self-care خواهیم پرداخت.