- چگونه میتوانم اصطلاحات تخصصی چهار عمل اصلی ریاضی را به انگلیسی بیان کنم؟
- مهمترین واژگان در حوزههای جبر (Algebra)، هندسه (Geometry) و حسابان (Calculus) کدامند؟
- برای درک مقالات و متون علمی در زمینه آمار و احتمالات به چه لغاتی نیاز دارم؟
- آیا لیستی جامع از لغات تخصصی ریاضی برای دانشجویان و محققان وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. تسلط بر زبان انگلیسی برای هر دانشجو و محققی یک ضرورت است، اما این ضرورت در رشتههای علوم پایه مانند ریاضیات و آمار دوچندان میشود. بسیاری از منابع اصلی، مقالات پیشرو و نرمافزارهای تخصصی در این حوزهها به زبان انگلیسی هستند. به همین دلیل، آشنایی با لغات تخصصی ریاضی و آمار نه تنها یک مزیت، بلکه یک ابزار کلیدی برای پیشرفت تحصیلی و حرفهای است. ما در این راهنما، شما را با مهمترین واژگان در شاخههای مختلف ریاضیات و آمار آشنا میکنیم تا با اطمینان بیشتری در دنیای علم قدم بردارید.
چهار عمل اصلی و مفاهیم پایه ریاضی (Basic Operations and Concepts)
پایهی هر محاسباتی، چهار عمل اصلی است. دانستن معادل انگلیسی این عملیات و واژگان مرتبط با آنها اولین قدم برای ورود به دنیای ریاضیات به زبان انگلیسی است. این اصطلاحات نه تنها در متون آکادمیک بلکه در مکالمات روزمره نیز کاربرد دارند.
- جمع (Addition): فعل آن Add است. به نتیجهی جمع Sum میگویند. نماد آن “+” به انگلیسی Plus خوانده میشود.
- مثال: 5 + 3 = 8 (Five plus three equals eight.)
- تفریق (Subtraction): فعل آن Subtract است. به نتیجهی تفریق Difference گفته میشود. نماد آن “-” به انگلیسی Minus خوانده میشود.
- مثال: 10 – 4 = 6 (Ten minus four equals six.)
- ضرب (Multiplication): فعل آن Multiply است. به نتیجهی ضرب Product میگویند. نماد آن “×” به انگلیسی Times یا Multiplied by خوانده میشود.
- مثال: 7 × 2 = 14 (Seven times two equals fourteen.)
- تقسیم (Division): فعل آن Divide است. به نتیجهی تقسیم (خارج قسمت) Quotient و به باقیمانده Remainder میگویند. نماد آن “÷” به انگلیسی Divided by خوانده میشود.
- مثال: 20 ÷ 5 = 4 (Twenty divided by five equals four.)
سایر اصطلاحات پایه
در کنار چهار عمل اصلی، مجموعهای از لغات تخصصی ریاضی پایهای وجود دارد که سنگ بنای درک مفاهیم پیچیدهتر هستند.
| اصطلاح فارسی | معادل انگلیسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| تساوی | Equals / Is equal to | برای بیان برابری دو طرف یک معادله استفاده میشود. |
| عدد صحیح | Integer | اعداد کامل مثبت، منفی و صفر. |
| کسر | Fraction | بخشی از یک کل، شامل صورت (Numerator) و مخرج (Denominator). |
| عدد اعشاری | Decimal | عددی که با ممیز اعشاری (Decimal point) نمایش داده میشود. |
| درصد | Percentage / Percent | نسبتی از عدد ۱۰۰. |
| توان | Exponent / Power | عددی که نشان میدهد پایه (Base) چند بار در خود ضرب شده است. |
| جذر (ریشه دوم) | Square root | عددی که اگر در خودش ضرب شود، عدد زیر رادیکال را میدهد. |
واژگان تخصصی جبر (Algebra Vocabulary)
جبر زبان نمادین ریاضیات است. در این شاخه با متغیرها، معادلات و عبارات سروکار داریم. درک لغات تخصصی ریاضی در این حوزه برای حل مسائل و فهم نظریهها ضروری است.
مفاهیم اصلی جبر
- متغیر (Variable): نمادی (معمولاً یک حرف مانند x یا y) که نشاندهنده یک مقدار نامعلوم است.
- ضریب (Coefficient): عددی که قبل از یک متغیر قرار میگیرد و در آن ضرب میشود (مانند عدد 3 در عبارت 3x).
- عبارت (Expression): ترکیبی از اعداد، متغیرها و عملیات ریاضی که علامت مساوی ندارد. (مثال: 2x + 5)
- معادله (Equation): یک گزاره ریاضی که برابری دو عبارت را نشان میدهد و همیشه شامل علامت مساوی (=) است. (مثال: 2x + 5 = 15)
- نامعادله (Inequality): رابطهای که برابری دو عبارت را رد میکند و از نمادهایی مانند > (Greater than) یا < (Less than) استفاده میکند.
- چندجملهای (Polynomial): عبارتی جبری که از یک یا چند جمله (Term) تشکیل شده است.
- تابع (Function): رابطهای بین مجموعهای از ورودیها (Domain) و مجموعهای از خروجیهای مجاز (Range).
- ماتریس (Matrix): آرایهای مستطیلی از اعداد، نمادها یا عبارات که در سطرها (Rows) و ستونها (Columns) مرتب شدهاند.
اصطلاحات کلیدی هندسه (Geometry Terminology)
هندسه علم مطالعه اشکال، ابعاد و فضا است. از مفاهیم ساده مانند نقطه و خط تا اشکال پیچیده سهبعدی، همگی واژگان مخصوص به خود را دارند.
اشکال دوبعدی (2D Shapes)
درک نام اشکال هندسی پایه، اولین گام در یادگیری لغات تخصصی ریاضی مربوط به هندسه است.
- دایره (Circle): شامل مفاهیمی چون شعاع (Radius)، قطر (Diameter) و محیط (Circumference) است.
- مثلث (Triangle): انواع آن شامل مثلث متساویالاضلاع (Equilateral)، متساویالساقین (Isosceles) و قائمالزاویه (Right triangle) است.
- مربع (Square): چهار ضلع مساوی و چهار زاویه قائمه دارد.
- مستطیل (Rectangle): چهار زاویه قائمه و اضلاع روبهرو مساوی دارد.
- چندضلعی (Polygon): شکلی بسته با خطوط مستقیم. مانند پنجضلعی (Pentagon) و ششضلعی (Hexagon).
مفاهیم و اصطلاحات هندسی
| اصطلاح فارسی | معادل انگلیسی |
|---|---|
| زاویه | Angle |
| خط | Line |
| نقطه | Point |
| مساحت | Area |
| محیط | Perimeter |
| خطوط موازی | Parallel lines |
| خطوط عمود | Perpendicular lines |
| رأس | Vertex (جمع: Vertices) |
| حجم | Volume |
| کره | Sphere |
| مکعب | Cube |
| استوانه | Cylinder |
واژگان حسابان و آنالیز (Calculus and Analysis)
حسابان (حساب دیفرانسیل و انتگرال) یکی از پیشرفتهترین شاخههای ریاضیات است که با مفاهیم تغییر و حرکت سروکار دارد. تسلط بر لغات این حوزه برای دانشجویان رشتههای مهندسی و علوم پایه حیاتی است.
- حد (Limit): مقداری که یک تابع با نزدیک شدن ورودی به یک مقدار خاص، به آن نزدیک میشود.
- مشتق (Derivative): نرخ لحظهای تغییر یک تابع را نشان میدهد. عمل مشتقگیری را Differentiation مینامند.
- انتگرال (Integral): مفهومی برای محاسبه مساحت زیر نمودار یک تابع. عمل انتگرالگیری را Integration مینامند.
- پیوستگی (Continuity): ویژگی تابعی که نمودار آن بدون برداشتن قلم از روی کاغذ قابل رسم باشد.
- سری (Series): حاصل جمع جملات یک دنباله (Sequence).
- معادلات دیفرانسیل (Differential Equations): معادلاتی که شامل یک تابع مجهول و مشتقات آن هستند.
لغات ضروری آمار و احتمالات (Statistics and Probability)
آمار علم جمعآوری، تحلیل، تفسیر و ارائه دادههاست. احتمالات نیز به بررسی شانس وقوع پدیدهها میپردازد. این دو حوزه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و واژگان آنها در بسیاری از تحقیقات علمی به کار میرود.
مفاهیم کلیدی آمار
- داده (Data): مجموعهای از مقادیر یا مشاهدات.
- جامعه آماری (Population): کل گروهی که علاقهمند به مطالعه آن هستیم.
- نمونه (Sample): زیرمجموعهای از جامعه که برای تحلیل انتخاب میشود.
- میانگین (Mean / Average): مجموع دادهها تقسیم بر تعداد آنها.
- میانه (Median): مقدار وسطی در یک مجموعه داده مرتبشده.
- نما (Mode): مقداری که بیشترین تکرار را در مجموعه داده دارد.
- انحراف معیار (Standard Deviation): شاخصی برای اندازهگیری پراکندگی دادهها حول میانگین.
- واریانس (Variance): مربع انحراف معیار که پراکندگی دادهها را نشان میدهد.
- توزیع (Distribution): نحوه پراکندگی مقادیر مختلف در یک مجموعه داده. (مثال: توزیع نرمال – Normal Distribution)
اصطلاحات مهم احتمالات
- احتمال (Probability): شانس وقوع یک رویداد، عددی بین ۰ و ۱.
- رویداد (Event): یک نتیجه یا مجموعهای از نتایج یک آزمایش.
- متغیر تصادفی (Random Variable): متغیری که مقدار آن یک نتیجه عددی از یک پدیده تصادفی است.
- ضریب همبستگی (Correlation Coefficient): شاخصی که شدت و جهت رابطه خطی بین دو متغیر را نشان میدهد.
- رگرسیون (Regression): مدلی آماری برای بررسی رابطه بین یک متغیر وابسته و یک یا چند متغیر مستقل.
نتیجهگیری: چگونه این لغات را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری لغات تخصصی ریاضی و آمار یک فرآیند مستمر است. صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای تسلط کامل، راهکارهای زیر را پیشنهاد میکنیم:
- استفاده از فلشکارت: برای هر لغت یک فلشکارت بسازید. در یک روی آن کلمه انگلیسی و در روی دیگر معنی فارسی و یک مثال کوتاه بنویسید.
- مطالعه متون انگلیسی: سعی کنید مقالات ساده، کتابهای درسی یا وبسایتهای آموزشی ریاضی و آمار را به زبان انگلیسی بخوانید. این کار به شما کمک میکند تا لغات را در بستر واقعی کاربردشان ببینید.
- حل مسئله به انگلیسی: تمرینات و مسائل ریاضی را از منابع انگلیسی حل کنید. این کار ذهن شما را مجبور میکند تا با اصطلاحات به صورت فعال درگیر شود.
- تکرار منظم: کلید یادگیری، تکرار است. به طور منظم لغاتی را که یاد گرفتهاید مرور کنید تا در حافظه بلندمدت شما ثبت شوند.
با دنبال کردن این راهنما و تمرین مستمر، شما میتوانید با اعتماد به نفس کامل با متون تخصصی ریاضی و آمار به زبان انگلیسی مواجه شوید و مسیر خود را برای موفقیتهای بزرگتر هموار سازید.




خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. یک سوال داشتم، کلمه ‘باقیمانده’ در عمل تقسیم به انگلیسی چی میشه؟
خواهش میکنم سارا جان. در ریاضیات به باقیمانده تقسیم Remainder گفته میشه.
من همیشه بین Mean و Median در آمار قاطی میکردم. توضیحاتتون عالی بود، الان متوجه شدم که Mean همون میانگین حسابیه.
دقیقاً محمد عزیز! Mean میانگین معمولی هست و Median عددیه که دقیقاً در وسط یک مجموعه داده قرار میگیره.
تلفظ کلمه Hypotenuse برای من خیلی سخته. ممکنه راهنمایی کنید چطور خونده میشه؟ چون در هندسه خیلی کاربردیه.
نیلوفر عزیز، این کلمه بهصورت /haɪˈpɒtənjuːz/ تلفظ میشه (های-پات-نیوز). به معنی وتر در مثلث قائمالزاویه است.
آیا برای ضرب کردن فقط از واژه times استفاده میشه؟ مثلاً تو محیطهای آکادمیک هم همین رو میگن؟
سوال خوبیه رضا جان. در مکالمات روزمره times رایجه، اما در متون رسمی و آکادمیک عبارت multiplied by استفاده میشه.
بخش مربوط به آمار برای نوشتن پروپوزال ارشدم خیلی کمکم کرد. کلمه Sample size رو زیاد دیده بودم ولی الان دقیقاً کاربردش رو فهمیدم.
خوشحالیم که برات مفید بوده مریم جان. Sample size یا همون حجم نمونه، از اصطلاحات کلیدی در روش تحقیقه.
تفاوت بین Negative و Minus چیه؟ مثلاً وقتی میخوایم بگیم منفی ۵، کدوم درستتره؟
علی عزیز، برای خواندن خود عدد منفی از Negative استفاده میکنیم (Negative five)، اما Minus معمولاً برای عمل تفریق به کار میره.
کاش در مورد صورت و مخرج کسرها هم توضیح میدادید. این لغات رو هم خیلی نیاز داریم.
نکته خوبی بود الهام جان. صورت کسر میشه Numerator و مخرج کسر میشه Denominator.
من کلمه Variable رو توی برنامهنویسی زیاد دیده بودم، جالب بود که ریشهاش از جبر (Algebra) میاد.
چطور میتونیم بگیم ‘عدد ۲ به توان ۳’؟ آیا فرمول خاصی برای بیان توانها وجود داره؟
بله زهرا جان. میتونی بگی: Two to the power of three. البته برای توان ۲ از Squared و برای توان ۳ از Cubed هم استفاده میشه.
در هندسه تفاوت بین Perpendicular و Vertical چیه؟ هر دو به معنی عمودی هستن؟
فرشید عزیز، Vertical یعنی خطی که رو به بالاست (عمودی)، اما Perpendicular یعنی دو خط بر هم عمود هستند (زاویه ۹۰ درجه میسازند).
برای کلمه ‘مشتق’ در حسابان فقط از Derivative استفاده میشه یا کلمات دیگهای هم هست؟
واژه اصلی و تخصصی همون Derivative هست مهسا جان. فعلش هم میشه To differentiate.
مقاله عالی بود. برای کلمه ‘مساوی’ من همیشه از equals استفاده میکردم. آیا is equal to هم همون معنی رو میده؟
بله سعید جان، هر دو کاملاً درست هستند. Equals کمی کوتاهتر و رایجتر در گفتار هست.
من شنیدم به حاصلضرب میگن Product. درسته؟
بله نازنین جان، کاملاً درسته. Product یعنی حاصلضرب دو یا چند عدد.
واقعاً دونستن این لغات برای کار با نرمافزارهایی مثل MATLAB یا R ضروریه. ممنون از تیم خوبتون.
کلمه ‘تفاضل’ یا ‘اختلاف’ در ریاضی به انگلیسی چی میشه؟
آرمان عزیز، برای تفاضل یا اختلاف از کلمه Difference استفاده میکنیم.
ببخشید، کلمه ‘Approximately’ برای چه زمانی استفاده میشه؟ توی مسائل آماری زیاد دیدمش.
سوگند جان، این کلمه به معنی ‘تقریباً’ هست و زمانی استفاده میشه که عدد دقیق مد نظر نیست و رند شده.
کلمه ‘Infinity’ رو هم در بخش دیفرانسیل توضیح میدادید عالی میشد. بینهایت در محاسبات حد خیلی مهمه.
ممنون از پیشنهادت بهنام جان. حتماً در آپدیتهای بعدی کلمات مرتبط با Limits و Infinity رو اضافه میکنیم.
من توی یک ویدیو آموزشی شنیدم گفتن ‘root’. منظورشون ریشه یا همون رادیکال بود؟
بله فاطمه عزیز. Square root یعنی جزر یا ریشه دوم و Cube root یعنی ریشه سوم.
بخش اصطلاحات جبر (Algebra) خیلی به دردم خورد، مخصوصاً کلمه Coefficient (ضریب).
آیا کلمه ‘Ratio’ همون نسبت تناسبه؟ توی آمار زیاد استفاده میشه.
بله یاسمن جان، Ratio به معنی نسبت بین دو مقدار هست که کاربرد زیادی در آمار و احتمالات داره.