- آیا به عنوان دانشجو یا مهندس مواد، با درک مقالات و متون تخصصی انگلیسی مشکل دارید؟
- چگونه میتوان دایره واژگان تخصصی مهندسی مواد و متالورژی را به صورت اصولی و ماندگار گسترش داد؟
- مهمترین و پرکاربردترین لغات در شاخههای مختلف علم مواد کدامند؟
- آیا راهی برای یادگیری این لغات در دستهبندیهای منظم و کاربردی وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک راهنمای کامل از لغات تخصصی مهندسی مواد را در اختیار شما قرار میدهیم. تسلط بر این واژگان نه تنها برای درک عمیق دروس دانشگاهی و مقالات علمی، بلکه برای موفقیت در محیطهای کاری و صنعتی نیز یک ضرورت انکارناپذیر است. با ما همراه باشید تا با دستهبندیهای مختلف این لغات ضروری آشنا شوید و گامی بزرگ در مسیر حرفهای شدن بردارید.
چرا یادگیری لغات تخصصی مهندسی مواد اهمیت دارد؟
پیش از آنکه به سراغ لیست لغات برویم، بهتر است بدانیم چرا اینقدر بر یادگیری آنها تاکید میشود. علم مواد یک حوزه بینالمللی است و زبان انگلیسی، زبان مشترک علم در سراسر جهان است. جدیدترین پژوهشها، استانداردها (مانند ASTM) و کتابهای مرجع به زبان انگلیسی منتشر میشوند. بنابراین، بدون داشتن دایره واژگان قوی، یک مهندس مواد از دسترسی به بخش عظیمی از دانش روز دنیا محروم خواهد ماند. تسلط بر لغات تخصصی مهندسی مواد به شما کمک میکند تا:
- مقالات علمی و کتابهای مرجع را به راحتی مطالعه و درک کنید.
- در سمینارها و کنفرانسهای بینالمللی با اعتماد به نفس شرکت کنید.
- گزارشهای فنی و ایمیلهای کاری را به صورت حرفهای بنویسید.
- با متخصصان دیگر از سراسر جهان ارتباط موثر برقرار کنید.
- شانس خود را برای موقعیتهای شغلی بهتر و ادامه تحصیل در دانشگاههای معتبر افزایش دهید.
دستهبندی لغات تخصصی مهندسی مواد
برای یادگیری بهتر و سازمانیافته، ما لغات را به چند دسته اصلی تقسیم کردهایم. این دستهبندی به شما کمک میکند تا واژگان مرتبط را با هم یاد بگیرید و ارتباط معنایی بین آنها را بهتر درک کنید.
۱. خواص مکانیکی مواد (Mechanical Properties)
این دسته از لغات به رفتار مواد تحت تاثیر نیروهای خارجی میپردازد و از پایهایترین مفاهیم در مهندسی مواد است.
| اصطلاح فارسی | معادل انگلیسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| استحکام | Strength | توانایی ماده برای مقاومت در برابر نیروی اعمال شده بدون شکستن. |
| سختی | Hardness | مقاومت ماده در برابر خراش یا فرورفتگی در سطح آن. |
| چقرمگی | Toughness | توانایی ماده برای جذب انرژی و تغییر شکل پلاستیک قبل از شکست. |
| شکلپذیری | Ductility | قابلیت ماده برای تغییر شکل تحت کشش (تبدیل شدن به سیم). |
| چکشخواری | Malleability | قابلیت ماده برای تغییر شکل تحت فشار (تبدیل شدن به ورق). |
| خزش | Creep | تغییر شکل آهسته و پیوسته ماده تحت تنش ثابت، بهویژه در دمای بالا. |
| خستگی | Fatigue | شکست ماده تحت بارهای تکراری یا نوسانی که بسیار کمتر از استحکام نهایی آن است. |
| تنش | Stress | نیروی داخلی در واحد سطح که یک ماده در پاسخ به نیروی خارجی تجربه میکند. |
| کرنش | Strain | تغییر شکل نسبی ماده در پاسخ به تنش اعمال شده. |
| مدول الاستیک (مدول یانگ) | Elastic Modulus (Young’s Modulus) | نسبت تنش به کرنش در ناحیه الاستیک؛ معیاری از سفتی ماده. |
۲. ساختار مواد و کریستالوگرافی (Material Structure & Crystallography)
این بخش به بررسی آرایش اتمها و ساختار درونی مواد میپردازد که خواص آنها را تعیین میکند.
- Crystal Structure (ساختار بلوری): آرایش منظم و تکرارشونده اتمها، یونها یا مولکولها در یک جامد کریستالی.
- Lattice (شبکه): مجموعهای از نقاط در فضا که به صورت دورهای تکرار میشوند و موقعیت اتمها را در بلور مشخص میکنند.
- Unit Cell (سلول واحد): کوچکترین بخش تکرارشونده از یک شبکه بلوری که کل ساختار را میسازد.
- Grain (دانه): یک بلور منفرد در یک ماده پلیکریستال (چندبلوری).
- Grain Boundary (مرزدانه): فصل مشترک بین دو دانه با جهتگیریهای بلوری متفاوت.
- Alloy (آلیاژ): مخلوطی از یک فلز با یک یا چند عنصر دیگر (فلزی یا غیرفلزی).
- Phase (فاز): بخشی از یک سیستم که دارای خواص فیزیکی و شیمیایی یکنواخت است.
- Defect (عیب): هرگونه بینظمی در ساختار کامل بلوری، مانند جای خالی (Vacancy) یا نابجایی (Dislocation).
- Dislocation (نابجایی): یک عیب خطی در ساختار بلوری که نقش اساسی در تغییر شکل پلاستیک فلزات دارد.
- Solid Solution (محلول جامد): حالتی که اتمهای یک عنصر (حلشونده) در شبکه بلوری عنصر دیگر (حلال) پخش میشوند.
۳. فرآیندهای متالورژیکی و عملیات حرارتی (Metallurgical Processes & Heat Treatment)
این دسته از لغات تخصصی مهندسی مواد به روشهای تولید، شکلدهی و بهبود خواص فلزات اشاره دارد.
فرآیندهای اصلی
- Casting (ریختهگری): فرآیند ریختن فلز مذاب به درون یک قالب برای جامد شدن و به شکل دلخواه درآمدن.
- Forging (آهنگری/فورج): شکلدهی فلز با استفاده از نیروهای فشاری موضعی (چکشکاری).
- Rolling (نورد): کاهش ضخامت ورق یا شمش فلزی با عبور دادن آن از بین غلتکها.
- Extrusion (اکستروژن): فرآیندی که در آن یک ماده تحت فشار از درون یک قالب عبور داده میشود تا محصولی با سطح مقطع مشخص تولید شود.
- Welding (جوشکاری): فرآیند اتصال دو یا چند قطعه به یکدیگر، معمولاً با ذوب کردن و سپس انجماد آنها.
- Powder Metallurgy (متالورژی پودر): تکنولوژی تولید قطعات از پودر فلزات از طریق فشردهسازی و تفجوشی (Sintering).
عملیات حرارتی
عملیات حرارتی شامل گرم کردن و سرد کردن کنترلشده فلزات برای دستیابی به خواص مطلوب است.
- Annealing (آنیل کردن/تابکاری): گرم کردن ماده تا دمای مشخص و سپس سرد کردن آهسته آن برای نرم کردن، افزایش شکلپذیری و کاهش تنشهای داخلی.
- Quenching (سختکاری/کوئنچ): سرد کردن سریع یک قطعه داغ (معمولاً در آب یا روغن) برای افزایش سختی و استحکام، بهویژه در فولادها.
- Tempering (تمپر کردن/بازپخت): گرم کردن مجدد یک قطعه سختشده تا دمایی پایینتر از دمای بحرانی و سپس سرد کردن آن برای کاهش تردی و افزایش چقرمگی.
- Normalizing (نرماله کردن): فرآیندی مشابه آنیل کردن اما با نرخ سرد کردن کمی سریعتر (در هوا) برای یکنواخت کردن اندازه دانهها و بهبود خواص مکانیکی.
- Precipitation Hardening (رسوب سختی): نوعی عملیات حرارتی برای افزایش استحکام آلیاژها با ایجاد رسوبات ریز و پراکنده در ساختار زمینه.
۴. خوردگی و تخریب مواد (Corrosion & Degradation)
این حوزه به بررسی علل و مکانیزمهای تخریب مواد در اثر واکنش با محیط اطراف میپردازد.
| اصطلاح فارسی | معادل انگلیسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| خوردگی | Corrosion | تخریب تدریجی مواد (معمولاً فلزات) توسط واکنشهای شیمیایی یا الکتروشیمیایی با محیط. |
| اکسیداسیون | Oxidation | واکنش یک ماده با اکسیژن که منجر به از دست دادن الکترون میشود (بخش آندی خوردگی). |
| زنگزدگی | Rusting | شکل خاصی از خوردگی که برای آهن و آلیاژهای آن (فولاد) اتفاق میافتد. |
| خوردگی گالوانیک | Galvanic Corrosion | خوردگی تشدید شده زمانی که دو فلز غیرمشابه در تماس الکتریکی با یکدیگر در حضور یک الکترولیت قرار میگیرند. |
| خوردگی حفرهای | Pitting Corrosion | نوعی خوردگی موضعی که منجر به ایجاد حفرههای کوچک در سطح فلز میشود. |
| حفاظت کاتدی | Cathodic Protection | روشی برای کنترل خوردگی با تبدیل سطح فلز به کاتد یک سلول الکتروشیمیایی. |
| بازدارنده خوردگی | Corrosion Inhibitor | یک ماده شیمیایی که با افزودن به محیط، نرخ خوردگی را کاهش میدهد. |
نکاتی برای یادگیری موثر لغات تخصصی مهندسی مواد
صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه این لغات به بخشی از دانش فعال شما تبدیل شوند، راهکارهای زیر را به کار بگیرید:
- یادگیری در بستر متن (Context): سعی نکنید لغات را به صورت جداگانه حفظ کنید. آنها را در جملات و پاراگرافهای مقالات واقعی پیدا کنید و معنی آنها را در متن درک کنید.
- استفاده از فلشکارت: برای لغات کلیدی فلشکارت درست کنید. در یک روی کارت کلمه انگلیسی و در روی دیگر معنی فارسی و یک مثال کوتاه بنویسید.
- خلاصه نویسی و یادداشتبرداری: هنگام مطالعه متون تخصصی، لغات جدید را یادداشت کرده و خلاصهای از مطلب را با استفاده از آن لغات بنویسید.
- گروههای مطالعه: با همکلاسیها یا همکاران خود یک گروه مطالعه تشکیل دهید و درباره مفاهیم و لغات جدید بحث و گفتگو کنید.
- تماشای ویدئوهای آموزشی: ویدئوهای آموزشی مرتبط با مهندسی مواد در یوتیوب یا وبسایتهای دانشگاهی را تماشا کنید. شنیدن تلفظ صحیح و دیدن کاربرد کلمات در محتوای بصری به یادگیری شما کمک شایانی میکند.
تسلط بر لغات تخصصی مهندسی مواد یک فرآیند تدریجی و پیوسته است. با صرف زمان و استفاده از روشهای صحیح، میتوانید این مهارت کلیدی را در خود تقویت کرده و مسیر موفقیت علمی و شغلی خود را هموارتر سازید.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، کلمه Ductility رو چطور باید در جمله به کار ببرم؟ آیا صفت هم داره؟
سلام امیررضا جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. کلمه Ductility یک اسم (Noun) هست. صفت اون میشه Ductile. مثلاً میتونی بگی: Copper is a ductile metal که یعنی مس یک فلز شکلپذیر است.
تلفظ کلمه Metallurgy همیشه برای من چالش بوده. لهجه آمریکایی و بریتانیاییاش متفاوته؟
بله مریم عزیز، دقیقاً همینطوره. در لهجه بریتانیایی استرس روی بخش اول (MET-all-urgy) هست، اما در لهجه آمریکایی استرس معمولاً روی بخش دوم قرار میگیره (me-TAL-lurgy). هر دو تلفظ صحیح هستند.
واقعاً دونستن لغات تخصصی برای خوندن استانداردهای ASTM حیاتیه. من قبلاً فکر میکردم Yield Strength با Ultimate Strength یکیه ولی با خوندن متون انگلیسی متوجه تفاوتشون شدم.
آیا کلمه Fatigue که در مهندسی مواد به معنی خستگی هست، در انگلیسی روزمره هم همین معنی رو میده یا لغت دیگهای استفاده میشه؟
سوال هوشمندانهای بود سارا جان! کلمه Fatigue در انگلیسی روزمره هم به معنی خستگی مفرط (جسمی یا ذهنی) استفاده میشه، اما نسبت به کلمه Tired خیلی رسمیتر و شدیدتره.
من توی یک مقاله کلمه Quenching رو دیدم. آیا این کلمه فقط برای عملیات حرارتی استفاده میشه؟
فرهاد عزیز، Quenching در مهندسی مواد به معنی «سریع سرد کردن» هست. اما جالبه بدونی در انگلیسی عمومی، عبارت Quench your thirst به معنی «رفع تشنگی» هم خیلی پرکاربرده.
میشه لطفاً تفاوت لغوی بین Hardness و Toughness رو توضیح بدید؟ من همیشه این دوتا رو با هم اشتباه میگیرم.
نیلوفر جان، در مهندسی مواد Hardness به معنای مقاومت در برابر خراشیدگی یا تغییر شکل پلاستیک موضعی هست، اما Toughness به معنی توانایی جذب انرژی قبل از شکستنه. در انگلیسی به اولی میگیم ‘سختی’ و به دومی ‘چقرمگی’.
عالی بود. به نظرم لغات مربوط به Corrosion (خوردگی) هم خیلی مهم هستن، مخصوصاً برای کسانی که میخوان در صنایع نفت و گاز کار کنن.
کلمه Brittle مترادف دیگهای هم داره که بشه در مقالات علمی استفاده کرد؟
زهرا جان، کلمه Brittle (ترد/شکننده) بهترین واژه تخصصی هست. اما گاهی بسته به متن از کلمه Fragile هم استفاده میشه، هرچند Fragile بیشتر برای اشیاء ظریف مثل شیشه یا ظروف چینی به کار میره.
من متوجه شدم که Grain Boundary رو بعضی جاها ‘مرزدانه’ ترجمه کردن. آیا واژه Boundary در اصطلاحات دیگه مهندسی هم به همین معنی مرز هست؟
بله سینا جان، Boundary به طور کلی به معنی مرز یا محدوده است. مثلاً در ترمودینامیک هم System Boundary رو داریم که به معنی مرز سیستم هست.
یادگیری لغات در دستهبندیهایی که گذاشتید خیلی راحتتره. من همیشه با لغات مربوط به Solidification مشکل داشتم ولی الان برام شفافتر شد.
خوشحالیم که این دستهبندی برات مفید بوده الناز عزیز. کلمه Solidification از ریشه Solid (جامد) میاد، پس یعنی ‘جامد شدن’ یا همان انجماد.
یک نکته جالب: کلمه Alloy هم میتونه اسم باشه (آلیاژ) و هم فعل (آلیاژ کردن). توی متون تخصصی باید به جایگاهش در جمله دقت کرد.
آیا کلمه Creep در مهندسی مواد با اون چیزی که در آهنگها یا فیلمها میشنویم (به معنی آدم عجیب و غریب) متفاوته؟
دقیقاً سپیده جان! در مهندسی مواد Creep به معنی ‘خزش’ (تغییر شکل کند تحت تنش ثابت) هست. اما در اسلنگ یا عامیانه، به آدمهایی که رفتارهای ناخوشایند و خزنده دارن میگن Creep. معانی کاملاً متفاوتی دارن!
برای لغت Malleability چه مثالی میتونید بزنید که تو ذهن بمونه؟
کیوان عزیز، طلا (Gold) بهترین مثال برای Malleability (قابلیت چکشخواری) هست. چون میتونی اون رو به ورقههای خیلی نازک تبدیل کنی بدون اینکه بشکنه.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Microstructure رو چطور باید تلفظ کنیم؟ بخش اولش مثل ‘میکرو’ در فارسی هست؟
سحر جان، در انگلیسی حرف ‘i’ در Micro صدای ‘آی’ میده، پس تلفظش میشه ‘مایکرو-استراکچر’ (MAI-kroh-struk-cher).
اضافه کردن لغات مربوط به Non-ferrous metals هم عالی بود. خیلیها فکر میکنن فقط آهن و فولاد مهمه در حالی که فلزات غیرآهنی دنیای بزرگی دارن.
من شنیدم که کلمه Heat Treatment همیشه باید با هم بیاد. درسته؟
بله پریسا جان، Heat Treatment یک اصطلاح ترکیبی (Compound Noun) هست که به معنای ‘عملیات حرارتی’ به کار میره و معمولاً با هم استفاده میشن تا معنای تخصصی خودش رو حفظ کنه.
تفاوت Casting و Forging در لغت چیه؟ هر دو رو ریختهگری معنی میکنیم؟
خیر حسین جان، Casting به معنی ‘ریختهگری’ (ذوب و ریختن در قالب) هست، اما Forging به معنی ‘آهنگری’ (شکلدهی فلز داغ با ضربه یا پرس) هست. دو فرآیند کاملاً متفاوت با لغات متفاوت.
مقاله خیلی کامل بود. کاش درباره لغات مربوط به نانو مواد (Nanomaterials) هم یک بخش اضافه میکردید.
ممنون از پیشنهادت آتنا جان. حتماً در آپدیتهای بعدی یا در یک مقاله مجزا، واژگان تخصصی نانوتکنولوژی در علم مواد رو هم پوشش میدیم.
کلمه Composite رو ‘کامپوزیت’ تلفظ کنیم یا ‘کامپازیت’؟
نوید عزیز، در تلفظ آمریکایی بیشتر شبیه ‘کام-پاز-ایت’ (kəm-PAH-zit) شنیده میشه، اما در انگلیسی بریتانیایی ‘کام-پوز-یت’ رایجتره. هر دو قابل قبول هستن.
لطفاً درباره لغت Lattice هم توضیح بدید. من در مباحث بلورشناسی زیاد دیدمش.
هانیه جان، Crystal Lattice به معنی ‘شبکه بلوری’ هست. Lattice در انگلیسی عمومی به معنای هر ساختار مشبک یا پنجرهای شکل هم استفاده میشه.