مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات ضروری مهندسی مواد و متالورژی

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک راهنمای کامل از لغات تخصصی مهندسی مواد را در اختیار شما قرار می‌دهیم. تسلط بر این واژگان نه تنها برای درک عمیق دروس دانشگاهی و مقالات علمی، بلکه برای موفقیت در محیط‌های کاری و صنعتی نیز یک ضرورت انکارناپذیر است. با ما همراه باشید تا با دسته‌بندی‌های مختلف این لغات ضروری آشنا شوید و گامی بزرگ در مسیر حرفه‌ای شدن بردارید.

📌 بیشتر بخوانید:قلیون کشیدن به انگلیسی: Hookah یا Shisha؟

چرا یادگیری لغات تخصصی مهندسی مواد اهمیت دارد؟

پیش از آنکه به سراغ لیست لغات برویم، بهتر است بدانیم چرا اینقدر بر یادگیری آن‌ها تاکید می‌شود. علم مواد یک حوزه بین‌المللی است و زبان انگلیسی، زبان مشترک علم در سراسر جهان است. جدیدترین پژوهش‌ها، استانداردها (مانند ASTM) و کتاب‌های مرجع به زبان انگلیسی منتشر می‌شوند. بنابراین، بدون داشتن دایره واژگان قوی، یک مهندس مواد از دسترسی به بخش عظیمی از دانش روز دنیا محروم خواهد ماند. تسلط بر لغات تخصصی مهندسی مواد به شما کمک می‌کند تا:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:دکمه “Diff Lock” ماشین چه ربطی به اصطلاح گاد (God Tier) انگلیسی “Stuck in a rut” داره؟

دسته‌بندی لغات تخصصی مهندسی مواد

برای یادگیری بهتر و سازمان‌یافته، ما لغات را به چند دسته اصلی تقسیم کرده‌ایم. این دسته‌بندی به شما کمک می‌کند تا واژگان مرتبط را با هم یاد بگیرید و ارتباط معنایی بین آن‌ها را بهتر درک کنید.

۱. خواص مکانیکی مواد (Mechanical Properties)

این دسته از لغات به رفتار مواد تحت تاثیر نیروهای خارجی می‌پردازد و از پایه‌ای‌ترین مفاهیم در مهندسی مواد است.

اصطلاح فارسی معادل انگلیسی توضیح مختصر
استحکام Strength توانایی ماده برای مقاومت در برابر نیروی اعمال شده بدون شکستن.
سختی Hardness مقاومت ماده در برابر خراش یا فرورفتگی در سطح آن.
چقرمگی Toughness توانایی ماده برای جذب انرژی و تغییر شکل پلاستیک قبل از شکست.
شکل‌پذیری Ductility قابلیت ماده برای تغییر شکل تحت کشش (تبدیل شدن به سیم).
چکش‌خواری Malleability قابلیت ماده برای تغییر شکل تحت فشار (تبدیل شدن به ورق).
خزش Creep تغییر شکل آهسته و پیوسته ماده تحت تنش ثابت، به‌ویژه در دمای بالا.
خستگی Fatigue شکست ماده تحت بارهای تکراری یا نوسانی که بسیار کمتر از استحکام نهایی آن است.
تنش Stress نیروی داخلی در واحد سطح که یک ماده در پاسخ به نیروی خارجی تجربه می‌کند.
کرنش Strain تغییر شکل نسبی ماده در پاسخ به تنش اعمال شده.
مدول الاستیک (مدول یانگ) Elastic Modulus (Young’s Modulus) نسبت تنش به کرنش در ناحیه الاستیک؛ معیاری از سفتی ماده.

۲. ساختار مواد و کریستالوگرافی (Material Structure & Crystallography)

این بخش به بررسی آرایش اتم‌ها و ساختار درونی مواد می‌پردازد که خواص آن‌ها را تعیین می‌کند.

۳. فرآیندهای متالورژیکی و عملیات حرارتی (Metallurgical Processes & Heat Treatment)

این دسته از لغات تخصصی مهندسی مواد به روش‌های تولید، شکل‌دهی و بهبود خواص فلزات اشاره دارد.

فرآیندهای اصلی

  1. Casting (ریخته‌گری): فرآیند ریختن فلز مذاب به درون یک قالب برای جامد شدن و به شکل دلخواه درآمدن.
  2. Forging (آهنگری/فورج): شکل‌دهی فلز با استفاده از نیروهای فشاری موضعی (چکش‌کاری).
  3. Rolling (نورد): کاهش ضخامت ورق یا شمش فلزی با عبور دادن آن از بین غلتک‌ها.
  4. Extrusion (اکستروژن): فرآیندی که در آن یک ماده تحت فشار از درون یک قالب عبور داده می‌شود تا محصولی با سطح مقطع مشخص تولید شود.
  5. Welding (جوشکاری): فرآیند اتصال دو یا چند قطعه به یکدیگر، معمولاً با ذوب کردن و سپس انجماد آن‌ها.
  6. Powder Metallurgy (متالورژی پودر): تکنولوژی تولید قطعات از پودر فلزات از طریق فشرده‌سازی و تف‌جوشی (Sintering).

عملیات حرارتی

عملیات حرارتی شامل گرم کردن و سرد کردن کنترل‌شده فلزات برای دستیابی به خواص مطلوب است.

۴. خوردگی و تخریب مواد (Corrosion & Degradation)

این حوزه به بررسی علل و مکانیزم‌های تخریب مواد در اثر واکنش با محیط اطراف می‌پردازد.

اصطلاح فارسی معادل انگلیسی توضیح مختصر
خوردگی Corrosion تخریب تدریجی مواد (معمولاً فلزات) توسط واکنش‌های شیمیایی یا الکتروشیمیایی با محیط.
اکسیداسیون Oxidation واکنش یک ماده با اکسیژن که منجر به از دست دادن الکترون می‌شود (بخش آندی خوردگی).
زنگ‌زدگی Rusting شکل خاصی از خوردگی که برای آهن و آلیاژهای آن (فولاد) اتفاق می‌افتد.
خوردگی گالوانیک Galvanic Corrosion خوردگی تشدید شده زمانی که دو فلز غیرمشابه در تماس الکتریکی با یکدیگر در حضور یک الکترولیت قرار می‌گیرند.
خوردگی حفره‌ای Pitting Corrosion نوعی خوردگی موضعی که منجر به ایجاد حفره‌های کوچک در سطح فلز می‌شود.
حفاظت کاتدی Cathodic Protection روشی برای کنترل خوردگی با تبدیل سطح فلز به کاتد یک سلول الکتروشیمیایی.
بازدارنده خوردگی Corrosion Inhibitor یک ماده شیمیایی که با افزودن به محیط، نرخ خوردگی را کاهش می‌دهد.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:فاجعه “Open/Close” برای لامپ! (لامپ رو باز نکن!)

نکاتی برای یادگیری موثر لغات تخصصی مهندسی مواد

صرفاً خواندن این لیست کافی نیست. برای اینکه این لغات به بخشی از دانش فعال شما تبدیل شوند، راهکارهای زیر را به کار بگیرید:

تسلط بر لغات تخصصی مهندسی مواد یک فرآیند تدریجی و پیوسته است. با صرف زمان و استفاده از روش‌های صحیح، می‌توانید این مهارت کلیدی را در خود تقویت کرده و مسیر موفقیت علمی و شغلی خود را هموارتر سازید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 252

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، کلمه Ductility رو چطور باید در جمله به کار ببرم؟ آیا صفت هم داره؟

    1. سلام امیررضا جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. کلمه Ductility یک اسم (Noun) هست. صفت اون میشه Ductile. مثلاً می‌تونی بگی: Copper is a ductile metal که یعنی مس یک فلز شکل‌پذیر است.

  2. تلفظ کلمه Metallurgy همیشه برای من چالش بوده. لهجه آمریکایی و بریتانیایی‌اش متفاوته؟

    1. بله مریم عزیز، دقیقاً همین‌طوره. در لهجه بریتانیایی استرس روی بخش اول (MET-all-urgy) هست، اما در لهجه آمریکایی استرس معمولاً روی بخش دوم قرار می‌گیره (me-TAL-lurgy). هر دو تلفظ صحیح هستند.

  3. واقعاً دونستن لغات تخصصی برای خوندن استانداردهای ASTM حیاتیه. من قبلاً فکر می‌کردم Yield Strength با Ultimate Strength یکیه ولی با خوندن متون انگلیسی متوجه تفاوتشون شدم.

  4. آیا کلمه Fatigue که در مهندسی مواد به معنی خستگی هست، در انگلیسی روزمره هم همین معنی رو میده یا لغت دیگه‌ای استفاده میشه؟

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود سارا جان! کلمه Fatigue در انگلیسی روزمره هم به معنی خستگی مفرط (جسمی یا ذهنی) استفاده میشه، اما نسبت به کلمه Tired خیلی رسمی‌تر و شدیدتره.

  5. من توی یک مقاله کلمه Quenching رو دیدم. آیا این کلمه فقط برای عملیات حرارتی استفاده میشه؟

    1. فرهاد عزیز، Quenching در مهندسی مواد به معنی «سریع سرد کردن» هست. اما جالبه بدونی در انگلیسی عمومی، عبارت Quench your thirst به معنی «رفع تشنگی» هم خیلی پرکاربرده.

  6. میشه لطفاً تفاوت لغوی بین Hardness و Toughness رو توضیح بدید؟ من همیشه این دوتا رو با هم اشتباه می‌گیرم.

    1. نیلوفر جان، در مهندسی مواد Hardness به معنای مقاومت در برابر خراشیدگی یا تغییر شکل پلاستیک موضعی هست، اما Toughness به معنی توانایی جذب انرژی قبل از شکستنه. در انگلیسی به اولی می‌گیم ‘سختی’ و به دومی ‘چقرمگی’.

  7. عالی بود. به نظرم لغات مربوط به Corrosion (خوردگی) هم خیلی مهم هستن، مخصوصاً برای کسانی که می‌خوان در صنایع نفت و گاز کار کنن.

  8. کلمه Brittle مترادف دیگه‌ای هم داره که بشه در مقالات علمی استفاده کرد؟

    1. زهرا جان، کلمه Brittle (ترد/شکننده) بهترین واژه تخصصی هست. اما گاهی بسته به متن از کلمه Fragile هم استفاده میشه، هرچند Fragile بیشتر برای اشیاء ظریف مثل شیشه یا ظروف چینی به کار میره.

  9. من متوجه شدم که Grain Boundary رو بعضی جاها ‘مرزدانه’ ترجمه کردن. آیا واژه Boundary در اصطلاحات دیگه مهندسی هم به همین معنی مرز هست؟

    1. بله سینا جان، Boundary به طور کلی به معنی مرز یا محدوده است. مثلاً در ترمودینامیک هم System Boundary رو داریم که به معنی مرز سیستم هست.

  10. یادگیری لغات در دسته‌بندی‌هایی که گذاشتید خیلی راحت‌تره. من همیشه با لغات مربوط به Solidification مشکل داشتم ولی الان برام شفاف‌تر شد.

    1. خوشحالیم که این دسته‌بندی برات مفید بوده الناز عزیز. کلمه Solidification از ریشه Solid (جامد) میاد، پس یعنی ‘جامد شدن’ یا همان انجماد.

  11. یک نکته جالب: کلمه Alloy هم می‌تونه اسم باشه (آلیاژ) و هم فعل (آلیاژ کردن). توی متون تخصصی باید به جایگاهش در جمله دقت کرد.

  12. آیا کلمه Creep در مهندسی مواد با اون چیزی که در آهنگ‌ها یا فیلم‌ها می‌شنویم (به معنی آدم عجیب و غریب) متفاوته؟

    1. دقیقاً سپیده جان! در مهندسی مواد Creep به معنی ‘خزش’ (تغییر شکل کند تحت تنش ثابت) هست. اما در اسلنگ یا عامیانه، به آدم‌هایی که رفتارهای ناخوشایند و خزنده دارن می‌گن Creep. معانی کاملاً متفاوتی دارن!

    1. کیوان عزیز، طلا (Gold) بهترین مثال برای Malleability (قابلیت چکش‌خواری) هست. چون می‌تونی اون رو به ورقه‌های خیلی نازک تبدیل کنی بدون اینکه بشکنه.

  13. ممنون از سایت خوبتون. کلمه Microstructure رو چطور باید تلفظ کنیم؟ بخش اولش مثل ‘میکرو’ در فارسی هست؟

    1. سحر جان، در انگلیسی حرف ‘i’ در Micro صدای ‘آی’ میده، پس تلفظش میشه ‘مای‌کرو-استراکچر’ (MAI-kroh-struk-cher).

  14. اضافه کردن لغات مربوط به Non-ferrous metals هم عالی بود. خیلی‌ها فکر می‌کنن فقط آهن و فولاد مهمه در حالی که فلزات غیرآهنی دنیای بزرگی دارن.

    1. بله پریسا جان، Heat Treatment یک اصطلاح ترکیبی (Compound Noun) هست که به معنای ‘عملیات حرارتی’ به کار میره و معمولاً با هم استفاده میشن تا معنای تخصصی خودش رو حفظ کنه.

  15. تفاوت Casting و Forging در لغت چیه؟ هر دو رو ریخته‌گری معنی می‌کنیم؟

    1. خیر حسین جان، Casting به معنی ‘ریخته‌گری’ (ذوب و ریختن در قالب) هست، اما Forging به معنی ‘آهنگری’ (شکل‌دهی فلز داغ با ضربه یا پرس) هست. دو فرآیند کاملاً متفاوت با لغات متفاوت.

  16. مقاله خیلی کامل بود. کاش درباره لغات مربوط به نانو مواد (Nanomaterials) هم یک بخش اضافه می‌کردید.

    1. ممنون از پیشنهادت آتنا جان. حتماً در آپدیت‌های بعدی یا در یک مقاله مجزا، واژگان تخصصی نانوتکنولوژی در علم مواد رو هم پوشش میدیم.

    1. نوید عزیز، در تلفظ آمریکایی بیشتر شبیه ‘کام-پاز-ایت’ (kəm-PAH-zit) شنیده میشه، اما در انگلیسی بریتانیایی ‘کام-پوز-یت’ رایج‌تره. هر دو قابل قبول هستن.

  17. لطفاً درباره لغت Lattice هم توضیح بدید. من در مباحث بلورشناسی زیاد دیدمش.

    1. هانیه جان، Crystal Lattice به معنی ‘شبکه بلوری’ هست. Lattice در انگلیسی عمومی به معنای هر ساختار مشبک یا پنجره‌ای شکل هم استفاده میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *