مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات تخصصی بازاریابی

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای بازاریابی پر از اصطلاحات و واژگانی است که درک آن‌ها برای موفقیت در این حوزه کاملاً ضروری است. چه یک دانشجوی علاقه‌مند باشید، چه یک کارشناس تازه‌کار یا حتی یک مدیر باتجربه، تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی به شما کمک می‌کند تا استراتژی‌ها را بهتر درک کنید، با همکاران خود به شکلی مؤثرتر ارتباط برقرار کرده و در نهایت، کمپین‌های موفق‌تری را اجرا نمایید. در ادامه، لیستی کامل از ۱۰۰ لغت کلیدی بازاریابی را در دسته‌بندی‌های مختلف به همراه تعریف ساده و کاربردی آن‌ها برای شما آماده کرده‌ایم.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

مفاهیم و استراتژی‌های بنیادین بازاریابی (Core Concepts)

پیش از ورود به دنیای دیجیتال و ابزارهای نوین، باید با مفاهیم پایه‌ای بازاریابی آشنا شویم. این لغات شالوده و اساس هر فعالیت مارکتینگی را تشکیل می‌دهند.

  1. Marketing (بازاریابی): فرآیند شناسایی، پیش‌بینی و برآورده ساختن نیازهای مشتریان به روشی سودآور.
  2. Target Audience (مخاطب هدف): گروه مشخصی از افراد که یک کسب‌وکار تلاش می‌کند محصولات یا خدمات خود را به آن‌ها بفروشد.
  3. Marketing Mix (آمیخته بازاریابی): مجموعه‌ای از ابزارهای تاکتیکی بازاریابی که معمولاً به 4P معروف است: محصول (Product)، قیمت (Price)، مکان (Place) و ترفیع (Promotion).
  4. Brand (برند): تصویر و احساسی که یک شرکت در ذهن مشتریان خود ایجاد می‌کند. این مفهوم فراتر از یک لوگو یا نام است.
  5. Brand Identity (هویت برند): مجموعه عناصر بصری و کلامی که یک برند را نمایندگی می‌کنند؛ مانند لوگو، رنگ‌ها، فونت و لحن صدا.
  6. Brand Awareness (آگاهی از برند): میزان شناختی که مصرف‌کنندگان از یک برند خاص دارند.
  7. SWOT Analysis (تحلیل SWOT): یک چارچوب استراتژیک برای ارزیابی نقاط قوت (Strengths)، ضعف‌ها (Weaknesses)، فرصت‌ها (Opportunities) و تهدیدها (Threats).
  8. Market Research (تحقیقات بازار): فرآیند جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات درباره مشتریان، رقبا و بازار برای تصمیم‌گیری بهتر.
  9. Customer Persona (پرسونای مشتری): یک شخصیت نیمه‌تخیلی که نماینده مشتری ایده‌آل شماست و بر اساس تحقیقات بازار ساخته می‌شود.
  10. Value Proposition (ارزش پیشنهادی): قولی که یک برند برای ارائه ارزش به مشتریان خود می‌دهد و دلیلی که مشتری باید آن برند را انتخاب کند.
  11. ROI (Return on Investment – بازگشت سرمایه): یک شاخص کلیدی برای اندازه‌گیری سودآوری یک سرمایه‌گذاری. این شاخص نشان می‌دهد به ازای هر ریال هزینه، چقدر درآمد کسب شده است.
  12. Niche Market (بازار گوشه‌ای): بخش کوچکی از یک بازار بزرگ که نیازهای خاصی دارد و توسط شرکت‌های بزرگ نادیده گرفته شده است.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:ماجرای “اسفند دود کردن” برای چشم‌زخم (ترجمه برای توریست)

لغات تخصصی بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing)

با گسترش اینترنت، بازاریابی دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر هر کسب‌وکاری تبدیل شده است. درک این اصطلاحات برای فعالیت در فضای آنلاین ضروری است.

بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (SEO)

بازاریابی محتوا (Content Marketing)

تبلیغات آنلاین و بازاریابی عملکردی (Online Advertising & Performance Marketing)

📌 همراه با این مقاله بخوانید:تفاوت “Toilet” ایرانی و فرنگی (توضیح برای مهمان خارجی)

سنجش و تحلیل داده‌ها (Analytics & Metrics)

بازاریابی مدرن بدون تحلیل داده‌ها بی‌معناست. این لغات تخصصی بازاریابی به شما کمک می‌کنند تا عملکرد کمپین‌های خود را اندازه‌گیری و بهینه کنید.

اصطلاح انگلیسی معادل فارسی توضیح کوتاه
Analytics تحلیل داده‌ها فرآیند کشف الگوهای معنادار از داده‌ها برای تصمیم‌گیری‌های کسب‌وکاری.
KPI (Key Performance Indicator) شاخص کلیدی عملکرد یک معیار قابل اندازه‌گیری که نشان می‌دهد یک شرکت چقدر در دستیابی به اهداف کلیدی خود موفق بوده است.
Bounce Rate نرخ پرش درصد بازدیدکنندگانی که پس از مشاهده تنها یک صفحه، وب‌سایت را ترک می‌کنند.
Traffic Source منبع ترافیک کانا‌ل‌هایی که کاربران از طریق آن‌ها وارد وب‌سایت شما شده‌اند (مانند جستجوی ارگانیک، شبکه‌های اجتماعی، مستقیم).
Customer Lifetime Value (CLV) ارزش طول عمر مشتری پیش‌بینی کل سودی که یک کسب‌وکار می‌تواند از یک مشتری در طول تمام مدت ارتباطش با او به دست آورد.
Acquisition Cost (CAC) هزینه جذب مشتری کل هزینه‌ای که برای به دست آوردن یک مشتری جدید صرف می‌شود.
Funnel (قیف بازاریابی) قیف بازاریابی مدلی که سفر مشتری را از مرحله آگاهی تا مرحله خرید و وفاداری به تصویر می‌کشد.
Impression نمایش هر بار که یک تبلیغ یا محتوا در صفحه کاربر نمایش داده می‌شود، یک Impression محسوب می‌گردد.
Engagement Rate نرخ تعامل معیاری که نشان می‌دهد مخاطبان چقدر با محتوای شما در شبکه‌های اجتماعی تعامل دارند (لایک، کامنت، اشتراک‌گذاری).
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “W” و “L” در تیک‌تاک و گیم (برد و باخت)

بازاریابی ایمیلی و اتوماسیون (Email Marketing & Automation)

ایمیل مارکتینگ همچنان یکی از مؤثرترین کانال‌های ارتباطی با مشتریان است. درک اصطلاحات زیر برای اجرای کمپین‌های موفق ضروری است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Stack” در مکمل‌ها

اصطلاحات تکمیلی و پیشرفته بازاریابی

در این بخش، به معرفی سایر لغات ضروری و پرکاربرد در حوزه‌های مختلف بازاریابی می‌پردازیم.

بازاریابی درونگرا و برونگرا (Inbound & Outbound)

  1. Inbound Marketing (بازاریابی درونگرا): روشی که بر جذب مشتریان از طریق محتوای ارزشمند و تجربیات متناسب با نیازهای آن‌ها تمرکز دارد (مانند سئو و بازاریابی محتوا).
  2. Outbound Marketing (بازاریابی برونگرا): روش‌های سنتی بازاریابی که در آن کسب‌وکار پیام خود را به صورت گسترده برای مخاطبان ارسال می‌کند (مانند تبلیغات تلویزیونی یا تماس سرد).
  3. Lead (سرنخ): فرد یا شرکتی که به محصولات یا خدمات شما علاقه نشان داده است.
  4. Lead Nurturing (پرورش سرنخ): فرآیند ایجاد و تقویت رابطه با سرنخ‌ها در تمام مراحل قیف فروش تا زمانی که آماده خرید شوند.
  5. Sales Funnel (قیف فروش): فرآیندی که یک سرنخ طی می‌کند تا به مشتری تبدیل شود.

انواع مدل‌های کسب‌وکار و بازاریابی

سایر لغات کلیدی

در اینجا مجموعه‌ای از لغات تخصصی بازاریابی که در دسته‌بندی‌های قبلی قرار نگرفتند اما اهمیت بالایی دارند، آورده شده است.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Cross-Play” و “Cross-Gen” (بازی با رفقای ایکس‌باکسی)

جمع‌بندی

تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی اولین قدم برای ورود قدرتمند به این حوزه و پیشرفت در آن است. لیستی که در این مقاله ارائه شد، شامل ۱۰۰ واژه کلیدی است که به شما کمک می‌کند تا مفاهیم بنیادین، استراتژی‌های دیجیتال، روش‌های تحلیلی و تکنیک‌های نوین مارکتینگ را بهتر بشناسید. به خاطر داشته باشید که دنیای بازاریابی دائماً در حال تغییر و تحول است و هر روز اصطلاحات جدیدی به آن اضافه می‌شود. بنابراین، یادگیری را متوقف نکنید و همواره دانش خود را به‌روز نگه دارید. استفاده صحیح از این واژگان در مکالمات، گزارش‌ها و استراتژی‌هایتان، نشان‌دهنده تخصص و حرفه‌ای بودن شما خواهد بود.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 680

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. سلام، ممنون بابت این لیست جامع. یک سوال داشتم، کلمه ROI مخفف چیه و دقیقاً چه تفاوتی با Profit داره؟

    1. سلام امیررضای عزیز. ROI مخفف Return on Investment به معنی «نرخ بازگشت سرمایه» است. تفاوتش با Profit (سود) اینجاست که Profit فقط مبلغ باقی‌مانده است، اما ROI یک نسبت درصدیه که نشون میده نسبت به هزینه‌ای که کردید، چقدر سود به دست آوردید. مثلاً ممکنه سود زیاد باشه ولی چون سرمایه‌گذاری اولیه خیلی بالا بوده، ROI پایین بیاد.

  2. تلفظ صحیح CTA چطوریه؟ من شنیدم بعضی‌ها میگن «سی‌تی‌اِی» و بعضی‌ها هم کلماتش رو کامل میگن.

    1. سارا جان، در محیط‌های کاری معمولاً از حالت اختصاری یعنی C-T-A (سی-تی-اِی) استفاده میشه. اما یادت باشه که این مخفف عبارت Call to Action هست. در جلسات رسمی بهتره مخفف رو بگید چون رایج‌تره.

  3. واقعاً مقاله عالی بود. ای کاش در مورد اصطلاحات B2B و B2C هم کمی توضیح می‌دادید. این‌ها هم جزو لغات پایه مارکتینگ هستن؟

    1. بله حتماً محمد عزیز. B2B مخفف Business to Business (تجارت با تجارت) و B2C مخفف Business to Consumer (تجارت با مصرف‌کننده) هست. این‌ها مدل‌های فروش رو مشخص می‌کنن و قطعاً در لیست ۱۰۰ کلمه ما جایگاه ویژه‌ای دارن.

  4. من کلمه Lead Generation رو توی یه سریال مدیریتی شنیدم ولی معنیش رو کامل متوجه نشدم. اینجا خیلی ساده توضیح داده بودید، ممنون.

  5. آیا اصطلاح Niche Marketing یک واژه Formal محسوب میشه یا در مکالمات دوستانه هم کاربرد داره؟

    1. پویا جان، این یک اصطلاح کاملاً تخصصی (Technical) و رسمی (Formal) در بیزنس هست. وقتی درباره بخش کوچکی از بازار که نیازهای خاصی دارن صحبت می‌کنیم، از این عبارت استفاده می‌کنیم. در مکالمات روزمره خارج از محیط کار کمتر شنیده میشه.

  6. فرق بین Marketing و Advertising چیه؟ من همیشه این دوتا رو جای هم استفاده می‌کردم.

    1. نگار عزیز، این یک اشتباه رایجه! Marketing مثل یک چتر بزرگه که شامل تحقیقات بازار، تعیین قیمت، توزیع و… میشه. Advertising (تبلیغات) فقط یکی از زیرمجموعه‌های مارکتینگ برای معرفی محصول به مشتریه.

  7. به نظرم جای کلمه Conversion Rate در این لیست خالی بود. این هم یکی از کلیدی‌ترین لغات دیجیتال مارکتینگه.

    1. دقیقاً همینطوره آرش جان! Conversion Rate یا نرخ تبدیل به درصدی از بازدیدکننده‌ها گفته میشه که هدف ما (مثل خرید یا ثبت‌نام) رو انجام میدن. ممنون که به این نکته هوشمندانه اشاره کردی.

  8. ممنون از سایت خوبتون. کلمه Target Audience رو می‌تونیم برای گروه‌هایی که توی اینستاگرام هدف قرار می‌دیم هم استفاده کنیم؟

    1. بله الناز جان، دقیقاً! Target Audience یعنی «مخاطبان هدف». هر پلتفرمی که داشته باشید، اون گروه خاصی از مردم که محتوا یا محصول شما رو دنبال می‌کنن، Target Audience شما هستن.

  9. من تازه وارد حوزه SEO شدم و این مقاله خیلی به درک مفاهیم اولیه کمک کرد. خسته نباشید.

  10. می‌شه چندتا مثال انگلیسی برای CTA بزنید؟ مثلاً چه جملاتی توی وب‌سایت‌ها کاربرد بیشتری دارن؟

    1. حتماً فرزانه عزیز. رایج‌ترین‌ها این‌ها هستن: ‘Sign Up for Free’، ‘Buy Now’، ‘Subscribe’، ‘Learn More’ و یا ‘Download the Guide’. هدف تمام این‌ها ترغیب کاربر به انجام یک کاره.

  11. اصطلاح Pain Point رو کجاها استفاده می‌کنیم؟ آیا فقط برای مشتری‌های شاکی هست؟

    1. سوال خوبیه سیاوش جان. Pain Point یعنی «نقطه درد» یا همون مشکلی که مشتری در زندگی یا کارش داره و محصول ما قراره اون رو حل کنه. لزوماً به معنی شکایت نیست، بلکه شناسایی نیازهای برطرف نشده مشتریه.

    1. در انگلیسی به ندرت به صورت یک کلمه (سئو) تلفظ میشه. تلفظ استانداردش به صورت حروف جداگانه یعنی S-E-O (اِس-ئی-اُ) هست.

    1. بابک عزیز، Brand Awareness یعنی میزان آشنایی مردم با نام برند شما. مثلاً وقتی به نوشابه فکر می‌کنید و بلافاصله یاد «کوکاکولا» می‌افتید، این نشون‌دهنده Brand Awareness بسیار بالای این برند در ذهن شماست.

  12. عالی بود، من برای آزمون آیلتس نیاز داشتم با لغات بیزنس آشنا بشم و این لیست خیلی کمک کرد.

  13. لطفاً در مورد کلمه Engagement هم توضیح بدید. توی شبکه های اجتماعی خیلی استفاده میشه.

    1. احسان جان، Engagement یعنی «تعامل». یعنی چقدر مخاطب با محتوای شما درگیر شده؛ مثلاً با Like، Comment یا Share کردن. هرچقدر این‌ها بیشتر باشه، Engagement Rate شما بالاتر میره.

  14. کلمه Funnel در مارکتینگ دقیقاً به چه معنیه؟ من توی متون تخصصی زیاد می‌بینمش.

    1. رضا جان، Funnel به معنی «قیف» هست. Marketing Funnel مسیریه که یک غریبه طی می‌کنه تا به مشتری وفادار تبدیل بشه. چون در ابتدا تعداد زیادی وارد میشن و در نهایت تعداد کمی خرید می‌کنن، شبیه قیف عمل می‌کنه.

    1. بله زهرا جان، کاملاً! Word of Mouth (بازاریابی دهان‌به‌دهان) یکی از قوی‌ترین ابزارهای مارکتینگه؛ یعنی وقتی مشتری‌ها خودشون محصول شما رو به بقیه پیشنهاد میدن.

    1. کیوان عزیز، Campaign (کمپین) به یک مجموعه فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده و هدفمند در یک بازه زمانی مشخص گفته میشه. تبلیغات می‌تونه بخشی از یک کمپین باشه، اما خود کمپین مفهوم گسترده‌تری داره.

  15. ممنون، خیلی به اطلاعاتم اضافه شد. کاش فایل PDF این لغات رو هم بذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *