- آیا تا به حال در جلسات فنی یا هنگام مطالعه کاتالوگهای صنعتی به دلیل عدم تسلط بر اصطلاحات تخصصی نت احساس سردرگمی کردهاید؟
- آیا تفاوت دقیق بین واژگانی مثل Preventive و Predictive را میدانید یا آنها را به جای هم به کار میبرید؟
- آیا نگران هستید که در گزارشنویسیهای بینالمللی، از ساختارهای زبانی نادرست استفاده کنید و اعتبار حرفهای خود را به خطر بیندازید؟
در این راهنمای جامع، ما به شکلی ساده و کاربردی به بررسی دقیق اصطلاحات نت و نگهداری و تعمیرات میپردازیم. هدف ما این است که شما را از یک سطح مقدماتی به سطحی برسانیم که بتوانید مستندات فنی را به راحتی درک کرده و در محیطهای مهندسی بینالمللی با اعتماد به نفس صحبت کنید، به گونهای که دیگر هرگز نگران اشتباهات رایج در این حوزه نباشید.
| مفهوم کلیدی | اصطلاح انگلیسی (Net) | توضیح کوتاه کاربردی |
|---|---|---|
| نگهداری پیشگیرانه | Preventive Maintenance (PM) | اقداماتی که در فواصل زمانی مشخص برای جلوگیری از خرابی انجام میشود. |
| نگهداری پیشبینانه | Predictive Maintenance (PdM) | استفاده از سنسورها برای تشخیص زمان دقیق نیاز به تعمیرات (بر اساس وضعیت). |
| نگهداری اصلاحی | Corrective Maintenance (CM) | تعمیرات انجام شده پس از بروز خرابی یا نقص فنی. |
| اورهال / بازسازی کلی | Overhaul | سرویس کامل و اساسی یک دستگاه برای بازگرداندن آن به وضعیت نو. |
اهمیت یادگیری واژگان تخصصی مهندسی نگهداری و تعمیرات
در دنیای مهندسی امروز، زبان انگلیسی به عنوان زبان مشترک (Lingua Franca) شناخته میشود. حوزه اصطلاحات نت و نگهداری و تعمیرات (Maintenance Engineering) فراتر از یادگیری چند لغت ساده است؛ این حوزه شامل درک مفاهیم استراتژیک، شاخصهای کلیدی عملکرد و استانداردهای ایمنی است. از دیدگاه روانشناسی آموزشی، زمانی که شما بر لغات تخصصی یک حوزه مسلط میشوید، «اضطراب زبان» (Language Anxiety) در شما کاهش یافته و ظرفیت شناختی مغزتان به جای تمرکز بر ترجمه، بر حل مسائل فنی متمرکز میشود.
دسته اول: انواع استراتژیهای نگهداری و تعمیرات (Maintenance Strategies)
برای شروع، باید بدانیم که در متون تخصصی، واژه Maintenance به معنای کلیِ حفظ و نگهداری سیستم در شرایط مطلوب است. در اینجا با زیرمجموعههای حیاتی آن آشنا میشویم:
1. Reactive Maintenance (نگهداری واکنشی)
این سادهترین و قدیمیترین روش است که به آن Run-to-Failure نیز میگویند. یعنی تا زمانی که دستگاه از کار نیفتاده، اقدامی انجام نمیشود.
- Breakdown: خرابی کامل که منجر به توقف خط تولید میشود.
- Emergency Repair: تعمیرات اضطراری که خارج از برنامه قبلی انجام میشود.
2. Proactive Maintenance (نگهداری پیشکنشی)
این رویکرد شامل اقداماتی است که پیش از وقوع خرابی فیزیکی انجام میشوند. دو شاخه اصلی آن عبارتند از PM و PdM.
- Time-based Maintenance: نگهداری مبتنی بر زمان (مثلاً تعویض روغن هر ۳ ماه).
- Usage-based Maintenance: نگهداری مبتنی بر میزان کارکرد (مثلاً تعویض قطعه پس از ۱۰۰۰ ساعت کارکرد).
- Condition Monitoring: پایش وضعیت؛ تکنیکی که در آن سلامت تجهیز در حین کار بررسی میشود (مانند آنالیز لرزش یا ترموگرافی).
فرمولبندی جملات در گزارشهای فنی
به عنوان یک متخصص، شما باید بتوانید گزارشهای خود را به صورت استاندارد بنویسید. در گزارشهای فنی معمولاً از ساختار Passive Voice (مجهول) استفاده میشود تا تمرکز بر روی فرآیند باشد، نه شخص انجامدهنده.
فرمول پیشنهادی: `Subject (Equipment/Part) + to be + Past Participle (V3) + Time/Condition`
- ✅ Correct: The bearing was replaced during the scheduled inspection.
- ❌ Incorrect: I replaced the bearing in the inspection. (در گزارشهای رسمی از “I” استفاده نکنید).
دسته دوم: شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) در نگهداری و تعمیرات
اگر بخواهید در یک محیط حرفهای درباره بهرهوری صحبت کنید، حتماً با این مخففها روبرو خواهید شد. یادگیری این اصطلاحات نت و نگهداری و تعمیرات برای هر مهندس ضروری است:
1. MTBF (Mean Time Between Failures)
میانگین زمان بین خرابیها. این شاخص نشاندهنده Reliability (قابلیت اطمینان) دستگاه است. هرچه بالاتر باشد، بهتر است.
2. MTTR (Mean Time To Repair)
میانگین زمان تعمیر. این شاخص نشاندهنده سرعت عمل تیم نگهداری و تعمیرات و Maintainability (تعمیرپذیری) سیستم است.
3. OEE (Overall Equipment Effectiveness)
اثرگذاری کلی تجهیزات. پارامتری که بهرهوری واقعی را با ترکیب سه عامل در دسترس بودن، عملکرد و کیفیت محاسبه میکند.
واژگان مربوط به خرابی و عیبیابی (Failure & Troubleshooting)
در زبان انگلیسی عمومی، ممکن است برای هر مشکلی از واژه Broken استفاده کنید، اما در مهندسی، دقت در انتخاب واژه نشاندهنده تخصص شماست.
| واژه تخصصی | معادل و کاربرد | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Malfunction | بدکارکردن (وقتی دستگاه کار میکند اما نه به درستی) | The sensor is malfunctioning due to high heat. |
| Defect | نقص یا عیب ساختاری در قطعه | A manufacturing defect caused the crack. |
| Wear and Tear | فرسودگی طبیعی ناشی از کارکرد مداوم | Check the belts for normal wear and tear. |
| Troubleshooting | عیبیابی (فرآیند پیدا کردن علت مشکل) | We need a systematic troubleshooting guide. |
تفاوتهای لهجهای و گویشی (US vs. UK)
زبانشناسان همواره تاکید دارند که تفاوتهای جزئی در واژگان میتواند منجر به سوءتفاهم در سفارش قطعات شود. در حوزه ابزارآلات و نت، این تفاوتها مشهود است:
- Wrench (US) vs. Spanner (UK): آچار
- Flashlight (US) vs. Torch (UK): چراغ قوه
- Inventory (US) vs. Stock (UK): موجودی انبار
روانشناسی یادگیری: چگونه این حجم از لغات را حفظ کنیم؟
بسیاری از زبانآموزان از حجم زیاد لغات تخصصی دچار استرس میشوند. توصیه ما به عنوان متخصصان آموزش، استفاده از روش Scaffolding (داربستبندی) است. به جای حفظ کردن لیستهای طولانی، لغات را در دستهبندیهای کوچک یاد بگیرید. برای مثال، ابتدا فقط لغات مربوط به «ابزارها» را یاد بگیرید، سپس به سراغ «فرآیندها» بروید.
یادتان باشد: اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است. حتی مهندسان بومی (Native) نیز گاهی در استفاده از اصطلاحات بسیار دقیق دچار چالش میشوند.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
در یادگیری اصطلاحات نت و نگهداری و تعمیرات، برخی اشتباهات بسیار تکرار میشوند که باید از آنها دوری کنید:
اشتباه اول: یکی دانستن Repair و Maintenance
بسیاری فکر میکنند این دو کلمه مترادف هستند. اما Maintenance اقدامی است که برای «جلوگیری» از خرابی انجام میشود، در حالی که Repair اقدامی است که برای «اصلاح» خرابیِ اتفاق افتاده صورت میگیرد.
اشتباه دوم: استفاده نادرست از Failure و Fault
Failure به معنای ناتوانی تجهیز در انجام وظیفه محول شده است (خروجی نداریم)، اما Fault به معنای وجود یک وضعیت غیرعادی در دستگاه است که لزوماً منجر به توقف کامل نشده است.
سوالات متداول (FAQ)
1. بهترین راه برای یادگیری اصطلاحات نت چیست؟
مطالعه دفترچه راهنمای (Manual) دستگاههای صنعتی به زبان انگلیسی و همزمان یادداشتبرداری از لغات کلیدی، بهترین روش کاربردی است.
2. آیا باید تمام اصطلاحات را با لهجه خاصی یاد بگیرم؟
خیر، در محیطهای صنعتی بینالمللی، وضوح بیان (Clarity) و دقت در کاربرد واژه بسیار مهمتر از لهجه است. با این حال، تفاوتهای لغوی (مانند Spanner/Wrench) را مد نظر داشته باشید.
3. تفاوت اصلی بین Shutdown و Downtime چیست؟
Shutdown معمولاً به توقف برنامهریزی شده برای کل واحد اشاره دارد، اما Downtime به هر دورهای گفته میشود که تجهیز به دلیل خرابی یا نگهداری، در دسترس برای تولید نیست.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات نت و نگهداری و تعمیرات نه تنها مهارتهای زبانی شما را ارتقا میدهد، بلکه جایگاه حرفهای شما را به عنوان یک متخصص دقیق و بهروز در صنعت تثبیت میکند. ما در این مقاله از مفاهیم پایهای مانند PM و CM شروع کردیم، به شاخصهای کلیدی مثل MTBF رسیدیم و تفاوتهای ظریف زبانی را بررسی کردیم.
فراموش نکنید که یادگیری زبان تخصصی یک سفر مداوم است. با استفاده مستمر از این واژگان در گزارشها و گفتگوهای روزمره فنی، به تدریج این لغات به بخشی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد. پشتکار داشته باشید و از منابع آموزشی استاندارد استفاده کنید تا در مسیر پیشرفت شغلی خود همواره یک قدم جلوتر باشید.




سلام، ممنون بابت این مطلب عالی. من همیشه Preventive و Predictive رو با هم قاطی میکردم. آیا کلمه Condition-based هم همون معنی Predictive رو میده؟
سلام رضا جان، بله دقیقاً. واژه Condition-based Maintenance یا CBM در واقع زیرمجموعه اصلی Predictive Maintenance محسوب میشه که بر اساس وضعیت لحظهای دستگاه (مثل لرزش یا حرارت) انجام میگیره.
تلفظ کلمه Maintenance برای من خیلی سخته. من همیشه میشنوم که نِنس (nance) آخرش رو خیلی سریع میگن. درسته که استرس کلمه روی بخش اول هست؟
مریم عزیز، نکته ظریفی بود. بله، استرس (Stress) دقیقاً روی بخش اول یعنی ‘MAIN’ قرار داره و بخشهای بعدی خیلی سریع و با صدای شوآ تلفظ میشن: /ˈmeɪntənəns/.
برای کلمه Overhaul چه معادلهای دیگهای در صنعت استفاده میشه؟ مثلاً Rebuild هم کاربرد داره یا تفاوت دارن؟
امیر عزیز، بله Rebuild هم استفاده میشه اما تفاوت ظریفی دارن. Overhaul بیشتر به بازرسی و تعمیر کامل برای اطمینان از عملکرد اشاره داره، در حالی که Rebuild ممکنه شامل تعویض قطعات اساسی برای رسوندن دستگاه به وضعیت کاملاً نو باشه.
من توی یک کاتالوگ عبارت ‘Run-to-failure’ رو دیدم. این همون Corrective Maintenance هست یا فرق میکنه؟
سارای عزیز، سوال خوبی بود. Run-to-failure (RTF) یک استراتژی تعمدی هست که صبر میکنیم تا قطعه بسوزه و بعد عوضش کنیم. اما Corrective Maintenance یا CM به هر نوع تعمیری که بعد از خرابی (چه برنامهریزی شده و چه ناگهانی) انجام بشه گفته میشه.
مقاله خیلی کاربردی بود. به نظرم واژه Downtime هم خیلی در این حوزه مهمه که به معنی زمان توقف خط تولید هست.
تفاوت بین Failure و Breakdown چی هست؟ من هر دو رو ‘خرابی’ ترجمه میکنم.
نیلوفر جان، Failure زمانی هست که دستگاه دیگه نمیتونه وظیفهاش رو ‘به درستی’ انجام بده (شاید هنوز کار کنه)، اما Breakdown یعنی دستگاه کاملاً متوقف شده و از کار افتاده.
در گزارشنویسی، بهتره از کلمه Repair استفاده کنیم یا Fix؟ کدوم رسمیتر هست؟
حمید عزیز، در محیطهای مهندسی و گزارشهای فنی بینالمللی، کلمه Repair بسیار رسمیتر و حرفهایتر از Fix هست. Fix بیشتر در محاورات روزمره استفاده میشه.
آیا واژه Spare parts هم در دسته واژگان نت قرار میگیره؟ در مورد انبارداری قطعات هم مطلب بذارید.
حتماً پویا جان. Spare parts (قطعات یدکی) و Inventory Management (مدیریت موجودی) بخش جدانشدنی از سیستم نگهداری و تعمیرات هستند. حتماً در مقالات بعدی بهش میپردازیم.
من این اصطلاحات رو توی فیلم فورد در برابر فراری شنیده بودم ولی اونجا درست متوجه نمیشدم. الان که بازخوانی کردم برام روشن شد.
کلمه ‘Troubleshooting’ رو چطور باید در جملات فنی به کار ببریم؟
فرهاد عزیز، Troubleshooting به معنای عیبیابی هست. مثلاً: ‘The technician is troubleshooting the electrical system’ یعنی تکنسین در حال عیبیابی سیستم الکتریکی است.
میشه لطفاً بگید مخفف CMMS دقیقاً چی میشه؟ توی جلسات خیلی ازش استفاده میکنن.
الناز جان، CMMS مخفف Computerized Maintenance Management System هست که به نرمافزارهای مدیریت نگهداری و تعمیرات گفته میشه.
بسیار عالی. کاش در مورد واژه Reliability و Availability هم یک توضیح کوتاه میدادید چون در نت خیلی کلیدی هستن.
کلمه ‘Schedule’ در لهجه انگلیسی و آمریکایی تلفظش خیلی فرق داره؟
بله سمیه عزیز. در لهجه آمریکایی معمولاً ‘اسکِجول’ (sked-jool) و در لهجه بریتانیایی بیشتر ‘شِدیول’ (shed-yool) تلفظ میشه.
آیا اصطلاح ‘Wear and tear’ هم در متون فنی نت رایج هست؟
بله بابک جان، بسیار رایج است. Wear and tear به معنای ‘استهلاک طبیعی’ قطعات بر اثر کارکرد مداوم هست.
تفاوت ‘Planned Maintenance’ با ‘Scheduled Maintenance’ چیه؟ من فکر میکردم هر دو یکی هستن.
زهرا عزیز، Planned Maintenance یعنی شما میدونید ‘چه کاری’ باید انجام بشه (برنامهریزی محتوا)، اما Scheduled Maintenance یعنی زمان دقیق (چه وقتی) انجام اون کار رو هم مشخص کردید.
من به عنوان مهندس مکانیک همیشه با این کلمات درگیرم. ممنون که به صورت دستهبندی شده ارائه دادید.
میشه در مورد اصطلاح Lead time هم توضیح بدید؟
شیرین جان، Lead time به فاصله زمانی بین سفارش یک قطعه یا خدمت تا زمان تحویل اون گفته میشه که در تعمیرات اساسی بسیار حیاتی هست.
کلمه ‘Asset’ رو اینجا باید ‘دارایی’ ترجمه کنیم یا ‘تجهیزات’؟
مانی عزیز، در متون مدیریتی نت (Asset Management)، Asset به معنای ‘دارایی فیزیکی’ هست که شامل ماشینآلات و تجهیزات میشه. هر دو ترجمه در جای خود درسته اما ‘تجهیزات سرمایهای’ مفهوم رو بهتر میرسونه.
برای ‘سرویس دورهای’ از چه کلمهای استفاده کنیم؟
کاوه جان، بهترین معادل برای سرویس دورهای ‘Periodic Service’ یا همان ‘Routine Maintenance’ است.
واقعاً عالی بود. من برای آزمون مصاحبه شغلی در یک شرکت بینالمللی به این لغات احتیاج داشتم.