- آیا در زمان مطالعه کاتالوگهای بینالمللی تجهیزات نوری، با دیدن عبارات تخصصی دچار سردرگمی و استرس میشوید؟
- آیا نگران این هستید که در جلسات فنی با کارفرمایان خارجی، اصطلاحات مهندسی روشنایی را به اشتباه به کار ببرید؟
- آیا تا به حال برایتان پیش آمده که تفاوت دقیق بین مفاهیمی مثل شار نوری و شدت روشنایی را به زبان انگلیسی ندانید؟
یادگیری واژگان تخصصی هر رشته، اولین قدم برای تبدیل شدن به یک متخصص در سطح بینالمللی است. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات مهندسی روشنایی را به شکلی ساده و دستهبندی شده بررسی میکنیم تا شما بتوانید با اعتماد به نفس کامل در پروژههای طراحی نور حضور یابید و دیگر هرگز این اشتباهات رایج را تکرار نکنید.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | واحد اندازهگیری / کاربرد |
|---|---|---|
| Luminous Flux | شار نوری | Lumen (lm) – کل نور خروجی |
| Illuminance | شدت روشنایی | Lux (lx) – نور رسیده به سطح |
| Luminous Intensity | شدت نور | Candela (cd) – نور در یک جهت خاص |
| Color Temperature | دمای رنگ | Kelvin (K) – گرمی یا سردی نور |
مفاهیم پایه فوتومتریک: قلب مهندسی روشنایی
بسیاری از زبانآموزان و حتی مهندسان تازهکار، مفاهیم پایه فوتومتری را با هم اشتباه میگیرند. نگران نباشید، این یکی از رایجترین چالشها در یادگیری اصطلاحات مهندسی روشنایی است. بیایید این مفاهیم را با فرمولهای ساده ذهنی تفکیک کنیم.
1. Luminous Flux (شار نوری)
این واژه به کل مقدار نوری اشاره دارد که از یک منبع (لامپ یا چراغ) خارج میشود.
فرمول ذهنی: Total Light = Lumen.
هرچه لومن یک لامپ بیشتر باشد، آن لامپ در مجموع نور بیشتری تولید میکند.
2. Illuminance (شدت روشنایی)
شدت روشنایی به مقدار نوری گفته میشود که به یک سطح مشخص میتابد. واحد آن لوکس (Lux) است.
فرمول ذهنی: Light on Surface = Lux.
در طراحی داخلی، استانداردها همیشه بر اساس لوکس (مثلاً ۵۰۰ لوکس برای میز کار) تعیین میشوند.
3. Luminous Intensity (شدت نور)
این مفهوم نشاندهنده قدرت نور در یک جهت مشخص است. واحد آن کاندلا (Candela) است. این واژه از ریشه لاتین به معنای “شمع” گرفته شده است.
ویژگیهای کیفی نور و بازنمایی رنگ
در دنیای مدرن، تنها “مقدار” نور مهم نیست، بلکه “کیفیت” نور است که تفاوتها را رقم میزند. برای درک بهتر کاتالوگهای فنی، باید با این اصطلاحات مهندسی روشنایی آشنا باشید:
- CRI (Color Rendering Index): شاخص نمود رنگ. عددی بین ۰ تا ۱۰۰ که نشان میدهد نور چقدر رنگ اجسام را واقعی نشان میدهد. (CRI > 90 عالی محسوب میشود).
- CCT (Correlated Color Temperature): دمای رنگ همبسته. نشاندهنده رنگ ظاهری نور (آفتابی یا مهتابی).
- Efficacy: بهره نوری. نسبت شار نوری به توان مصرفی (Lumen per Watt). این واژه با Efficiency تفاوت ظریفی دارد؛ Efficacy برای تبدیل انرژی به پدیده فیزیکی (نور) به کار میرود.
تفاوت نوری که باید بدانید: Warm White vs. Cool White
در پروژههای بینالمللی، به جای استفاده از کلمات “Yellow” یا “Blue” برای رنگ نور، از عبارات زیر استفاده میشود:
- Warm White: نور گرم یا آفتابی (حدود ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰ کلوین).
- Neutral White: نور خنثی یا طبیعی (حدود ۴۰۰۰ کلوین).
- Cool White / Daylight: نور سرد یا مهتابی (بالای ۵۰۰۰ کلوین).
اجزای چراغ و تجهیزات جانبی
آیا میدانستید که در زبان تخصصی، “لامپ” با “چراغ” متفاوت است؟ بیایید نگاهی به این تفاوتهای واژگانی بیندازیم:
- Lamp: منبع نوری (خودِ لامپ).
- Luminaire: چراغ (مجموعه کامل شامل بدنه، لامپ، قاب و تجهیزات کنترلی).
- Ballast: بالاست (تجهیزاتی برای محدود کردن جریان در لامپهای قدیمی).
- Driver: درایور (تجهیزات الکترونیکی برای راهاندازی LEDها).
- Diffuser: پخشکننده نور که مانع خیرگی میشود.
- Reflector: منعکسکننده که جهت نور را هدایت میکند.
تفاوتهای لهجهای: انگلیسی بریتانیایی در مقابل آمریکایی
در حوزه اصطلاحات مهندسی روشنایی، تفاوتهای جالبی بین واژگان مورد استفاده در بریتانیا (UK) و ایالات متحده (US) وجود دارد که دانستن آنها برای یک متخصص ضروری است:
| موضوع | انگلیسی بریتانیایی (UK) | انگلیسی آمریکایی (US) |
|---|---|---|
| واحد شدت روشنایی | Lux | Foot-candle (fc) |
| واحد چراغ کامل | Luminaire | Light Fixture |
| کابلکشی | Flex / Cable | Cord / Wiring |
| سوکت برق | Socket | Outlet / Receptacle |
تکنیکها و چالشهای طراحی نور
زمانی که میخواهید یک پروژه را تحلیل کنید، باید بتوانید مشکلات نوری را با کلمات درست توصیف کنید. یکی از بزرگترین چالشها در طراحی، “خیرگی” است.
Glare (خیرگی) و انواع آن
Glare زمانی اتفاق میافتد که نور بیش از حد در میدان دید باشد و باعث آزار چشم شود. در گزارشهای فنی از این زیرمجموعهها استفاده میشود:
- Discomfort Glare: خیرگی که باعث ناراحتی میشود اما مانع دیدن نیست.
- Disability Glare: خیرگی شدیدی که مانع دیدن اشیا میشود.
- UGR (Unified Glare Rating): شاخصی عددی برای اندازهگیری میزان خیرگی در محیطهای داخلی.
Beam Angle (زاویه تابش)
این اصطلاح نشان میدهد که نور با چه زاویهای از چراغ خارج میشود. چراغهای با زاویه کم (Narrow Beam) برای تاکید بر یک شی (Accent Lighting) و چراغهای با زاویه زیاد (Wide Beam) برای روشنایی عمومی (General Lighting) استفاده میشوند.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان در ابتدای مسیر دچار اشتباهاتی میشوند که ریشه در ترجمه تحتاللفظی دارد. بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:
- اشتباه: استفاده از “Light Power” برای بیان روشنایی یک لامپ.
درست: استفاده از Luminous Flux یا Wattage (بسته به هدف). - اشتباه: گفتن “The light is very high” وقتی اتاق خیلی روشن است.
درست: استفاده از The illuminance level is high. - اشتباه: یکی دانستن Bulb و Lamp در متون رسمی.
نکته: در مهندسی، Lamp واژه استاندارد است و Bulb بیشتر در محاوره استفاده میشود.
| ❌ عبارت نادرست | ✅ عبارت درست فنی |
|---|---|
| Strong light | High intensity / High output |
| Light color quality | Color Rendering Index (CRI) |
| Light energy consumption | Luminous Efficacy |
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Lumen و Lux چیست؟
لومن (Lumen) مقدار کل نوری است که منبع تولید میکند، اما لوکس (Lux) مقدار نوری است که به یک سطح میرسد. به زبان ساده، لومن ویژگی لامپ است و لوکس ویژگی محیط طراحی شده.
2. چرا در پروژههای آمریکایی از Foot-candle استفاده میشود؟
این یک واحد قدیمی در سیستم امپریال است. هر ۱ فوتکندل تقریباً برابر با ۱۰.۷۶ لوکس است. اگر برای شرکتی آمریکایی طراحی میکنید، حتماً تنظیمات نرمافزار Dialux خود را روی این واحد چک کنید.
3. اصطلاح IP Rating به چه معناست؟
مخفف Ingress Protection است. این کد نشان میدهد چراغ چقدر در برابر ورود گرد و غبار و آب مقاوم است. برای مثال IP65 برای محیطهای مرطوب مناسب است.
4. تفاوت Mounting Height و Installation Height چیست؟
Mounting Height فاصله چراغ از سطح کار (Workplane) است، در حالی که Installation Height فاصله چراغ از کف زمین (Floor) میباشد.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات مهندسی روشنایی نه تنها دانش فنی شما را نشان میدهد، بلکه باعث میشود در محیطهای حرفهای با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوید. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان تخصصی یک فرآیند گامبهگام است. با مرور مداوم این مفاهیم و استفاده از آنها در پروژههای واقعی، به زودی متوجه خواهید شد که دیگر نیازی به جستجوی مداوم در دیکشنری ندارید.
فراموش نکنید که دنیای نورپردازی دائماً در حال پیشرفت است، بنابراین بهروز نگه داشتن دانش خود در زمینه استانداردهایی مثل CIE و IESNA گام بعدی شما در این مسیر حرفهای خواهد بود. شما میتوانید با استفاده از این واژگان، از یک تکنسین ساده به یک طراح روشنایی در سطح بینالمللی تبدیل شوید.




خیلی ممنون بابت این مقاله. یه سوال داشتم، آیا تفاوت معنایی خاصی بین Illuminance و Luminance در متون تخصصی هست؟ من همیشه این دوتا رو با هم قاطی میکنم.
سلام سارا جان، سوال بسیار هوشمندانهای بود! بله تفاوت دارند. Illuminance (شدت روشنایی) به نوری گفته میشود که به سطح میتابد (واحد لوکس)، اما Luminance (درخشندگی) نوری است که از سطح بازتاب میشود و ما با چشم میبینیم (واحد کاندلا بر متر مربع).
تلفظ کلمه Luminous دقیقا چطوریه؟ من توی یه پادکست شنیدم که لو-مین-اس میگن، ولی دوستم میگه لومینس درسته.
آرش عزیز، تلفظ صحیح /ˈluː.mɪ.nəs/ (لو-مین-اس) است. دقت کن که استرس کلمه روی بخش اول هست و حرف ‘u’ صدای کشیده میدهد.
واقعا عالی بود. من همیشه دنبال معادل انگلیسی ‘نور مخفی’ میگشتم. آیا اصطلاح Cove Lighting برای این مفهوم در طراحی داخلی درسته؟
دقیقا سپیده جان! Cove Lighting دقیقترین اصطلاح برای نور مخفیهایی است که در حاشیه سقف یا دیوار کار میشوند. از عبارت Recessed Lighting هم برای نورهای توکار استفاده میشود.
من توی کاتالوگهای خارجی زیاد کلمه Dimmable رو میبینم. این همون قابلیت تنظیم شدت نوره؟
بله نوید عزیز، Dimmable یعنی قابلیت کاهش یا افزایش شدت نور به وسیله دستگاهی به نام Dimmer. این ویژگی برای ایجاد اتمسفرهای مختلف در محیط بسیار مهم است.
آیا کلمه ‘Fixture’ در مهندسی روشنایی همون معنی ثابت بودن رو میده یا کاربرد دیگهای داره؟
زهرا جان، در این حوزه Light Fixture به معنای ‘چراغ’ یا ‘واحد روشنایی’ (شامل لامپ، قاب و اتصالات) است. در واقع هر وسیلهای که به سیستم برق وصل شده و نور تولید میکند را Fixture میگویند.
بسیار کاربردی بود. ای کاش در مورد اصطلاحات هوشمندسازی مثل Smart Dimming هم بیشتر مطلب بذارید.
تفاوت بین Warm White و Cool White رو میدونستم، اما نمیدونستم به کل این مبحث میگن Color Temperature. ممنون از شفافسازی.
خواهش میکنم مهسا جان. یادت باشد که برای دمای رنگ از واحد Kelvin استفاده میکنیم. هرچه عدد کمتر باشد نور گرمتر (زردتر) و هرچه بیشتر باشد نور سردتر (آبیتر) است.
عبارت ‘Glare’ رو توی یه مقاله خوندم که نوشته بود باید کاهش پیدا کنه. معادل فارسیش چی میشه؟
پویا جان، Glare به معنای ‘خیرگی’ است. یعنی نوری که بیش از حد مستقیم و شدید باشد و باعث آزار چشم شود. در طراحیهای استاندارد، همیشه تلاش بر کاهش Glare است.
مقاله خیلی کامل بود. من دانشجوی معماری هستم و این لغات برای ارائه پایاننامهام به زبان انگلیسی خیلی کمکم کرد.
آیا اصطلاح ‘Ambient Lighting’ همون نور محیطی یا عمومی معنی میده؟
بله احسان عزیز، Ambient Lighting نوری است که کل فضا را به طور یکنواخت روشن میکند و نور زمینه محیط محسوب میشود.
من شنیدم که به جای Bulb از کلمه Lamp استفاده میکنند. کدومش تخصصیتر و رسمیتره؟
سوال خوبی بود شیما جان. در مکالمات روزمره Bulb رایج است، اما در جلسات فنی و مهندسی، کلمه Lamp یا Luminaire رسمیتر و دقیقتر هستند.
یک اصطلاح دیگه هم هست به نام Beam Angle. میشه در موردش توضیح بدید؟
حتما بابک جان. Beam Angle یا ‘زاویه تابش’، زاویهای است که نور از منبع خارج و پخش میشود. مثلا پروژکتورها زاویه تابش کم و لامپهای حبابی زاویه تابش زیادی دارند.
در مورد CRI یا Color Rendering Index هم توضیح بدید. شنیدم خیلی در کیفیت نور مهمه.
پریسا جان، CRI شاخص نمود رنگ است. هرچه این عدد به ۱۰۰ نزدیکتر باشد، رنگ اشیاء زیر آن نور واقعیتر و طبیعیتر به نظر میرسد.
من توی یک سایت بریتانیایی کلمه Lustre رو دیدم، اما جای دیگه Luster نوشته بود. کدوم درسته؟
حمید عزیز، هر دو درست هستند! Lustre املای بریتانیایی (UK) و Luster املای آمریکایی (US) است. این کلمه به معنای جلا و درخشندگی سطوح است.
دستهبندی مفاهیم فوتومتریک خیلی به یادگیری من کمک کرد. مرسی از تیم خوبتون.
اصطلاح Efficacy با Efficiency چه فرقی داره؟ من توی مشخصات فنی لامپهای LED هر دو رو میبینم.
مانی جان، در نورپردازی Luminous Efficacy به میزان نوری (Lumen) گفته میشود که به ازای هر وات مصرفی تولید میشود (lm/W). Efficiency معمولا یک نسبت بدون واحد و درصدی برای کل سیستم است.
توی فیلمهای هالیوودی وقتی برق قطع و وصل میشه میگن ‘Flickering’. این همون پرش نوره؟
دقیقا سحر جان! Flicker یا Flickering به معنای نوسان سریع شدت نور است که در مهندسی روشنایی یک پارامتر کیفی منفی محسوب میشود.
چقدر خوب که واحدها رو هم کنار کلمات نوشتید. حفظ کردن Candela و Lumen کنار هم خیلی راحتتره.
معادل انگلیسی ‘نورپردازی تاکیدی’ چی میشه؟ همون که روی یک تابلو یا مجسمه فوکوس میکنند.
کیمیای عزیز، به این نوع نورپردازی Accent Lighting میگویند که هدفش جلب توجه به یک المان خاص در محیط است.
عبارت ‘Daylight Harvesting’ رو اخیرا شنیدم. مربوط به معماری پایدار میشه؟
بله روزبه جان. این اصطلاح به سیستمی اشاره دارد که با استفاده از سنسورها، نور مصنوعی را متناسب با نور طبیعی خورشید کم و زیاد میکند تا در مصرف انرژی صرفهجویی شود.