- آیا تا به حال در جلسات تخصصی یا هنگام مطالعه متون بینالمللی، برای بیان دقیق ایدههای طراحی محیطی خود به زبان انگلیسی دچار تردید شدهاید؟
- آیا تفاوتهای ظریف معنایی بین واژگانی مانند Hardscape و Softscape در پروژههای اجرایی برای شما مبهم است؟
- آیا نگران این هستید که استفاده نادرست از اصطلاحات معماری منظر باعث کاهش اعتبار حرفهای شما در مقابل کارفرمایان خارجی شود؟
- آیا در درک تفاوت میان استانداردهای طراحی فضای سبز در منابع آمریکایی و بریتانیایی با چالش مواجه هستید؟
یادگیری زبان تخصصی، فراتر از حفظ کردن چند لغت ساده است؛ این مهارتی است که به شما اجازه میدهد دیدگاه هنری و مهندسی خود را به شکلی دقیق به دنیای حرفهای منتقل کنید. در این راهنمای جامع، ما تمامی اصطلاحات معماری منظر را به زبانی ساده، علمی و کاربردی کالبدشکافی میکنیم تا از این پس با اعتمادبهنفس کامل در محیطهای آکادمیک و بیزینسی بینالمللی ظاهر شوید و هرگز در انتخاب واژگان تخصصی دچار خطا نشوید.
| دسته اصلی | اصطلاح کلیدی | تعریف ساده و کاربردی |
|---|---|---|
| عناصر ساختاری | Hardscape | بخشهای سخت و غیرزنده منظر مانند سنگفرش، دیوار و آلاچیق. |
| عناصر گیاهی | Softscape | عناصر زنده و بافتهای گیاهی شامل درختان، گلها و چمن. |
| مطالعات پایه | Site Analysis | فرآیند بررسی ویژگیهای فیزیکی، بیولوژیکی و فرهنگی زمین پروژه. |
| پایداری | Xeriscaping | طراحی منظر با هدف کاهش یا حذف نیاز به آبیاری مصنوعی (منظر کمنیاز به آب). |
مبانی و تعاریف اولیه در معماری منظر
بسیاری از دانشجویان و حتی متخصصان، معماری منظر را صرفاً با “باغبانی” یا Gardening اشتباه میگیرند. از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، واژه Landscape از ریشه هلندی Landschap گرفته شده که به معنای منطقهای از زمین است که به عنوان یک کل مشاهده میشود. در حالی که Gardening بر نگهداری گیاهان تمرکز دارد، اصطلاحات معماری منظر به طراحی سیستماتیک فضای باز، تعامل انسان با محیط و مدیریت اکولوژیک اشاره میکنند.
نخستین قدم برای تسلط بر این حوزه، درک تفاوت میان دو قلمرو اصلی در طراحی است:
- Hardscape: شامل تمام عناصر “سخت” و غیرقابل تغییر (یا کمتر تغییرپذیر) در محیط است. متریالهایی مثل بتن، چوب، آجر و فلز در این دسته قرار میگیرند.
- Softscape: شامل تمام عناصر “نرم” و زنده است. گیاهان، درختچهها، خاک و پوششهای گیاهی که با گذشت زمان رشد کرده و تغییر میکنند.
یک طراح حرفهای میداند که تعادل (Balance) میان این دو عنصر، کلید موفقیت در هر پروژهای است. اگر این مفاهیم در ابتدا کمی پیچیده به نظر میرسند، نگران نباشید؛ در ادامه آنها را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم.
واژگان تخصصی عناصر سخت (Hardscape Vocabulary)
در دنیای واقعی مهندسی، دقت در نامگذاری متریالها اهمیت حیاتی دارد. اشتباه در به کار بردن یک اصطلاح میتواند منجر به خطای اجرایی در کارگاه شود. در اینجا لیستی از مهمترین لغات این بخش آورده شده است:
- Pavement / Paving: روسازی یا سنگفرش. (در بریتانیا به پیادهرو Pavement میگویند اما در آمریکا به آن Sidewalk اطلاق میشود).
- Retaining Wall: دیوار حائل که برای نگهداری خاک در سطوح با اختلاف تراز استفاده میشود.
- Water Feature: اصطلاحی کلی برای آبنماها، فوارهها و برکههای مصنوعی.
- Decking: سطوح تخت چوبی یا کامپوزیتی که معمولاً بالاتر از سطح زمین ساخته میشوند.
- Arbor vs. Pergola: بسیاری این دو را جابهجا به کار میبرند. Arbor معمولاً کوچکتر و برای ورودیهاست، در حالی که Pergola سازهای بزرگتر با ستونهای مشخص برای ایجاد سایه در فضای نشستن است.
فرمول توصیف متریال در طراحی
برای توصیف دقیق یک عنصر در نقشهها، از فرمول زیر استفاده کنید:
[Material] + [Functional Element] + [Finish/Texture]
مثال: Polished Concrete Pedestrian Path (مسیر پیادهروی بتنی صیقلی)
واژگان تخصصی پوشش گیاهی و باغبانی (Softscape & Planting)
در این بخش، دقت علمی حرف اول را میزند. به عنوان یک معمار منظر، شما باید بتوانید تفاوتهای بیولوژیکی گیاهان را به زبان انگلیسی بیان کنید. این کار به کاهش اضطراب زبانی شما در مقابل متخصصان گیاهشناسی کمک میکند.
- Deciduous: درختان خزانپذیر که در زمستان برگهای خود را از دست میدهند.
- Evergreen: درختان همیشهسبز.
- Groundcover: گیاهان پوششی که به جای چمن برای پوشاندن سطح زمین استفاده میشوند.
- Shrub: درختچه؛ گیاهانی که چندین ساقه چوبی دارند و ارتفاعشان کمتر از درخت است.
- Native Plants: گیاهان بومی که با اقلیم منطقه سازگاری دارند.
- Invasive Species: گونههای مهاجم که به اکوسیستم آسیب میزنند (❌ از کاشت اینها پرهیز کنید).
جدول مقایسهای کاربرد گیاهان
| نوع گیاه | واژه تخصصی | هدف از کاشت |
|---|---|---|
| سایهانداز | Shade Tree | کاهش دمای محیط و ایجاد آسایش حرارتی. | Ornamental Plant | افزایش زیبایی بصری با گل یا برگهای خاص. |
| پرچین | Hedge | ایجاد حریم خصوصی (Privacy) و مرزبندی فضا. |
اصطلاحات مربوط به تحلیل سایت و توپوگرافی
قبل از هرگونه طراحی، شما باید زمین را “بخوانید”. در اصطلاحات معماری منظر، واژگانی وجود دارند که ویژگیهای زمینشناختی و اقلیمی سایت را توصیف میکنند:
- Topography: عارضهنگاری یا مطالعه پستی و بلندیهای زمین.
- Contour Lines: خطوط تراز که نقاط همارتفاع را روی نقشه به هم وصل میکنند.
- Drainage: زهکشی؛ سیستم خروج آبهای سطحی و زیرزمینی.
- Slope / Gradient: شیب زمین. (عبارت Steep Slope به معنای شیب تند است).
- Aspect: جهتگیری سایت نسبت به نور خورشید و بادهای غالب.
تفاوتهای لهجهای در اصطلاحات منظر (US vs. UK)
زبانشناسان معتقدند که حتی در تخصصهای مهندسی، گویشهای مختلف میتوانند باعث سوءتفاهم شوند. در جدول زیر برخی از مهمترین تفاوتهای واژگانی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی در حوزه منظر آورده شده است:
| مفهوم | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| حیاط منزل | Yard | Garden |
| پیادهرو | Sidewalk | Pavement |
| حاشیه خیابان | Curb | Kerb |
| فضای سبز میانی جاده | Median | Central Reservation |
نکات روانشناختی: چگونه بر ترس از اصطلاحات تخصصی غلبه کنیم؟
بسیاری از زبانآموزان هنگام استفاده از اصطلاحات معماری منظر احساس فشار میکنند چون فکر میکنند باید تمام نامهای علمی گیاهان (Latin names) را بدانند. اما واقعیت این است که حتی بومیزبانها (Native speakers) نیز در گفتگوهای روزمره حرفهای از نامهای عمومی استفاده میکنند.
استراتژی “ساختاربندی” یا Scaffolding را به کار بگیرید: ابتدا لغات پایه (مانند Tree، Path، Wall) را یاد بگیرید، سپس صفتهای تخصصی را به آنها اضافه کنید (مانند Deciduous Tree، Permeable Path، Retaining Wall). این کار باعث میشود مغز شما به جای حفظ کردن تودهای از لغات، آنها را در شبکههای معنایی طبقهبندی کند.
اشتباهات رایج در استفاده از اصطلاحات (Common Myths & Mistakes)
در این بخش به برخی از خطاهای پرتکرار که ممکن است تصویر غیرحرفهای از شما ارائه دهد، اشاره میکنیم:
- استفاده نادرست از “Green Space”: بسیاری هر فضایی که گیاه دارد را Green Space مینامند. در حالی که در برنامهریزی شهری، باید بین Open Space (فضای باز عمومی) و Green Space تفاوت قائل شد.
- اشتباه بین “Soil” و “Dirt”: در معماری منظر و علوم کشاورزی، ما از Soil (خاک به عنوان یک موجود زنده و بستر رشد) استفاده میکنیم. کلمه Dirt بار منفی دارد و به معنای چرک یا خاکی است که در جای اشتباه قرار گرفته است!
- تفاوت “Pruning” و “Trimming”: هرس کردن (Pruning) معمولاً برای سلامت گیاه و حذف شاخههای مرده است، اما آرایش کردن (Trimming) برای زیبایی و حفظ شکل ظاهری (مثل پرچینها) انجام میشود.
✅ درست در مقابل ❌ نادرست
- ✅ Correct: The project emphasizes sustainable urban drainage systems.
- ❌ Incorrect: The project has good systems for water going away in the city.
- ✅ Correct: We need to select drought-tolerant species for this arid climate.
- ❌ Incorrect: We need plants that don’t want water.
سوالات متداول (Common FAQ)
1. آیا یادگیری نامهای لاتین گیاهان ضروری است؟
برای نقشههای اجرایی و قراردادهای بینالمللی، بله. چون نامهای عامیانه در هر منطقه متفاوت است، اما نام لاتین (Botanical name) در سراسر جهان یکسان است تا از خطای تحویل گیاه اشتباه جلوگیری شود.
2. تفاوت اصلی بین Landscape Architect و Landscape Designer چیست؟
در بسیاری از کشورها، Landscape Architect عنوانی است که نیاز به مدرک دانشگاهی معتبر و لایسنس دولتی دارد و روی پروژههای بزرگ شهری و زیرساختی کار میکند، اما Landscape Designer معمولاً روی فضاهای مسکونی و باغهای کوچک تمرکز دارد.
3. واژه Xeriscaping به چه معناست؟
این واژه از ریشه یونانی Xeros به معنای “خشک” گرفته شده است. این یک روش طراحی است که در آن از گیاهان بومی و تکنیکهای خاص برای به حداقل رساندن مصرف آب استفاده میشود.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات معماری منظر پلی است که دانش فنی شما را به استانداردهای جهانی متصل میکند. به یاد داشته باشید که زبان، ابزاری برای تفکر بهتر است. با یادگیری این واژگان، شما نه تنها بهتر انگلیسی صحبت میکنید، بلکه پروژهها را نیز از زوایای جدیدی (مانند پایداری، اکولوژی و زیباییشناسی ساختاری) تحلیل خواهید کرد.
یادگیری را با گامهای کوچک شروع کنید. امروز سعی کنید سه واژه از این مقاله را در توصیف یکی از پروژههای خود به کار ببرید. به مرور زمان، این کلمات به بخشی جداییناپذیر از ذهنیت طراحی شما تبدیل خواهند شد. مسیر حرفهای شما در دنیای بینالمللی معماری منظر، از همین واژگان آغاز میشود.




واقعاً ممنون بابت این مقاله. همیشه تفاوت دقیق بین Hardscape و Softscape برام یه چالش بود، مخصوصاً وقتی باید به انگلیسی توضیح میدادم. این توضیح ساده خیلی کمککننده است. آیا اصطلاح دیگهای هم برای زیرمجموعههای اینها وجود داره که باید بدونیم؟
خواهش میکنم سارا خانم. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، برای زیرمجموعههای Hardscape میتوانید از واژگانی مثل Paving (سنگفرش)، Walls (دیوارها)، Decks (عرشهها)، Fences (حصارها) و Pergolas (آلاچیقها) استفاده کنید. برای Softscape هم علاوه بر درخت و گل و چمن، اصطلاحاتی مانند Shrubs (درختچهها)، Groundcovers (گیاهان پوششی) و Annuals/Perennials (گیاهان یکساله/چندساله) بسیار رایج هستند. با تسلط بر این واژگان، میتوانید جزئیات بیشتری را در توضیحات خود بیان کنید.
مرسی از مطالب مفیدتون! این دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتم تا تو مکالمات تخصصی و جلسات با کارفرماهای بینالمللی مطمئنتر حرف بزنم. اهمیت واژگان تخصصی رو دست کم گرفته بودم.
سلام، میشه لطفاً تلفظ صحیح Site Analysis رو هم بگید؟ و اینکه آیا این اصطلاح بیشتر در مقالات آکادمیک استفاده میشه یا در پروژههای اجرایی هم کاربرد داره؟
سلام رضا جان. تلفظ صحیح Site Analysis به صورت ‘سایت آنالیسیس’ (ˈsaɪt əˈnæləsɪs) است. این اصطلاح هم در متون آکادمیک و هم در پروژههای اجرایی و عملیاتی به وفور مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع، ‘Site Analysis’ اولین مرحله حیاتی در هر پروژه طراحی منظر است، پس شناخت و استفاده صحیح از آن در هر دو محیط ضروری است.
من یک بار سر یک جلسه با کارفرمای خارجی، در مورد Hardscape توضیح میدادم و دیدم خیلی درک نمیکرد منظورم چیه تا اینکه مجبور شدم با مثالهای عملی توضیح بدم. این مقاله دقیقا مشکل من رو حل میکنه و امیدوارم دیگه این چالش رو نداشته باشم.
مریم خانم، دقیقاً به همین دلیل اهمیت یادگیری دقیق واژگان تخصصی را در مقاله مطرح کردیم. وقتی اصطلاحات را به درستی به کار میبرید، نیازی به توضیح اضافه نیست و مخاطب متخصص شما فوراً متوجه منظور شما میشود. موفق باشید!
ممنون از توضیحات عالی. برای Softscape، میشه چند مثال گیاهی دیگه به غیر از درخت و گل و چمن هم بدید؟ مثلاً shrubs یا groundcovers هم جزوش میشن؟
سلام امیر عزیز. بله، حتماً! shrubs (درختچهها) و groundcovers (گیاهان پوششی) قطعاً بخشی از Softscape محسوب میشوند. همچنین، Ornamental Grasses (گیاهان چمنی زینتی)، Vines (پیچکها) و Edible Plants (گیاهان خوراکی در باغچهها) هم از جمله عناصر Softscape هستند که در طراحی منظر به کار میروند.
تو قسمت مقدمه به تفاوت استانداردهای بریتانیایی و آمریکایی اشاره کردین. آیا در مورد همین سه واژه (Hardscape, Softscape, Site Analysis) تفاوتهای معنایی یا کاربردی خاصی بین این دو لهجه وجود داره؟ خیلی کنجکاوم بدونم.
نارگل خانم، سوال بسیار خوبی پرسیدید! در مورد این سه اصطلاح کلیدی (Hardscape, Softscape, Site Analysis)، تفاوتهای معنایی یا کاربردی عمدهای بین استانداردهای بریتانیایی و آمریکایی وجود ندارد. این واژگان تقریباً به صورت جهانی در حوزه معماری منظر پذیرفته شده و به یک مفهوم مشترک اشاره میکنند. تفاوتها بیشتر ممکن است در جزئیات فنیتر، استانداردهای اندازهگیری یا برخی اصطلاحات فرعیتر مشاهده شود.
آیا Hardscape مترادف یا اصطلاح جایگزین دیگهای هم داره که تو محیطهای دیگه استفاده بشه؟ مثلاً ‘outdoor structures’ یا ‘fixed elements’؟
پویا جان، ‘outdoor structures’ و ‘fixed elements’ میتوانند تا حدودی مفهوم مشابهی را منتقل کنند، اما ‘Hardscape’ اصطلاح تخصصی و رایج در معماری منظر است. استفاده از اصطلاحات تخصصی مثل ‘Hardscape’ اعتبار حرفهای شما را بیشتر میکند و نشان میدهد که با زبان حوزه خود کاملاً آشنا هستید. این اصطلاحات دقیقتر و استانداردتر هستند.
واقعا یادگیری زبان تخصصی از نون شب واجبتره برای ماهایی که تو این رشته فعالیت میکنیم. خیلی ممنون از سایت خوبتون که این نیاز رو پوشش میده.
اینکه Softscape شامل عناصر زنده میشه رو خیلی خوب توضیح دادین. من همیشه فکر میکردم فقط مربوط به چمنه. این مطلب دیدم رو بازتر کرد و حالا بهتر میتونم با جزئیات بیشتر توضیح بدم.
کیان عزیز، دقیقاً هدف ما روشن کردن همین سوءتفاهمهای رایج است. Softscape طیف وسیعی از موجودات زنده گیاهی را شامل میشود که به طراحی منظر روح و طراوت میبخشند. خوشحالیم که مقاله مفید بوده است!
آیا برای Site Analysis ابزارهای خاصی هم وجود داره که در سطح بینالمللی استفاده بشه و در موردشون توضیح بدید؟
فرهاد جان، برای Site Analysis از ابزارهای متنوعی استفاده میشود. از نقشههای توپوگرافی (topographic maps)، تصاویر ماهوارهای (satellite imagery)، و ابزارهای GIS (Geographic Information Systems) برای تحلیل دادههای محیطی گرفته تا روشهای سنتی مثل نقاشیهای اسکیس (sketches)، دوربینها و بازدید میدانی (site visits) برای ثبت جزئیات. انتخاب ابزار بستگی به مقیاس و پیچیدگی پروژه دارد.
ممنون از این مجموعه عالی. اگه امکانش هست در آینده در مورد اصطلاحات مربوط به Sustainable Landscape Design (طراحی پایدار منظر) هم مقاله بذارید، فکر میکنم خیلی مفید باشه.
سحر خانم، پیشنهاد بسیار خوبی است! موضوع ‘Sustainable Landscape Design’ از مباحث روز و حیاتی در حوزه معماری منظر است و حتماً در برنامهریزی محتوای آینده سایت قرار خواهد گرفت. از پیشنهاد سازندهتان سپاسگزاریم.
واقعاً این تعریف ساده و کاربردی خیلی ارزشمنده. همیشه دنبال همچین چیزی بودم که اصطلاحات رو به زبانی ساده و در عین حال دقیق توضیح بده.
من همیشه از صحبت کردن در مورد پروژههام به انگلیسی ترس داشتم، چون نگران بودم کلمات درست رو انتخاب نکنم. این جور مقالات واقعاً اعتماد به نفسم رو بالا میبره. مرسی!
پریسا خانم، دقیقاً هدف ما همین است! با ارائه منابع آموزشی دقیق و کاربردی، میخواهیم شما عزیزان با اعتماد به نفس کامل در محیطهای بینالمللی بدرخشید و دیگر نگران انتخاب واژگان نباشید. ادامه دهید، مطمئن باشید که موفق خواهید شد!
اگه بخوایم به یک آبنما (fountain) اشاره کنیم، اون Hardscape محسوب میشه یا نه؟
وحید جان، بله، آبنما (fountain) قطعاً جزو Hardscape محسوب میشود. Hardscape شامل تمام عناصر ساختاری، غیرزنده و ثابتی است که در یک منظر قرار میگیرند و آبنما نیز یک ساختار مهندسی شده و ثابت است.
یادمه یه بار به جای Hardscape از ‘fixed elements’ استفاده کردم و خیلی حرفهای به نظر نمیومد. کاش این مقاله رو زودتر میخوندم! ممنون از اینکه این اشتباهات رایج رو برطرف میکنید.
لیلا خانم، ‘fixed elements’ اصطلاح نادرستی نیست، اما ‘Hardscape’ به طور خاص در حوزه معماری منظر به بخشهای سخت و غیرزنده گفته میشود. استفاده از واژه تخصصی، دقت و حرفهای بودن شما را در آن زمینه خاص نشان میدهد. خوشحالیم که توانستیم به شما کمک کنیم!
آیا تفاوتی بین ‘landscape architecture’ و ‘landscape design’ در استفاده از این اصطلاحات وجود داره؟ یا کلاً این واژهها مشترک هستند؟
بهنام عزیز، سوال بسیار خوبی است. ‘Landscape Architecture’ (معماری منظر) یک رشته وسیعتر و جامعتر است که شامل برنامهریزی، طراحی، مدیریت و حفظ محیطهای بیرونی در مقیاسهای مختلف میشود. ‘Landscape Design’ (طراحی منظر) بیشتر بر جنبههای زیباییشناختی و کاربردی طراحی فضاهای کوچکتر تا متوسط تمرکز دارد. اما اصطلاحاتی مانند Hardscape، Softscape و Site Analysis به عنوان واژگان بنیادی و مشترک در هر دو حوزه مورد استفاده قرار میگیرند و از این نظر تفاوتی بین آنها نیست.
واقعاً این بخش که میگید از کاهش اعتبار حرفهای جلوگیری میکنه، چقدر درسته! همین دقت در واژگان تفاوت رو ایجاد میکنه و نشون میده چقدر به کارمون مسلط هستیم.
آیا Hardscape فقط شامل مواردی میشه که انسان ساخته؟ مثلاً یک صخره طبیعی بزرگ در یک محوطه هم جزو Hardscape حساب میشه؟
نادر جان، به طور کلی Hardscape به عناصر ساخته شده توسط انسان و ثابت در منظر اشاره دارد. با این حال، در برخی تفسیرها، ویژگیهای طبیعی بسیار بزرگ و ثابت مانند صخرههای طبیعی عظیم که به عنوان یک عنصر ساختاری و غیرقابل تغییر در نظر گرفته میشوند، ممکن است به صورت مفهومی در دستهبندی Hardscape قرار گیرند، اما تعریف استاندارد بیشتر بر عناصر مصنوعی تأکید دارد.
در متون و نقشههای انگلیسی، چطور به این بخشها اشاره میکنند؟ آیا دقیقاً همین اصطلاحات رو به کار میبرند یا مثلاً اختصاری دارن؟
مژده خانم، بله دقیقاً همین اصطلاحات ‘Hardscape’ و ‘Softscape’ به صورت کامل یا گاهی اوقات به صورت اختصاری (مثلاً HC و SC) در نقشهها، مشخصات فنی و گزارشهای پروژههای بینالمللی استفاده میشوند. شناخت دقیق این اصطلاحات برای درک و تهیه اسناد پروژه حیاتی است.
این مطالب خیلی انگیزه میده برای یادگیری بیشتر زبان تخصصی. ممنون از تیم خوبتون که اینقدر جامع و کاربردی توضیح میدید.
خواهش میکنم آرش عزیز. خوشحالیم که مطالب ما انگیزه بخش است. هدف ما همین است که با ارائه محتوای با کیفیت، راه را برای پیشرفت حرفهای شما هموار کنیم.
آیا ‘street furniture’ (مبلمان شهری) هم جزو Hardscape محسوب میشه؟
یاسمن خانم، بله، ‘street furniture’ یا مبلمان شهری (مانند نیمکتها، سطلهای زباله، تابلوهای راهنما و روشنایی) جزو Hardscape محسوب میشوند. این عناصر ساختارهای ثابت و غیرزنده هستند که به عملکرد و زیبایی فضای شهری کمک میکنند.
میشه بیشتر توضیح بدید که Site Analysis دقیقاً چه جنبههایی رو بررسی میکنه؟ مثلاً خاک، نور، توپوگرافی؟
هادی جان، Site Analysis یک فرآیند جامع است که جنبههای مختلفی از سایت را بررسی میکند. بله، مواردی که اشاره کردید (خاک – soil conditions، نور – solar orientation، توپوگرافی – topography) از جمله آنهاست. علاوه بر اینها، شامل بررسی هیدرولوژی (hydrology)، پوشش گیاهی موجود (existing vegetation)، مسیرهای باد (wind patterns)، دسترسیها (access points)، کاربریهای اطراف (adjacent land uses)، و حتی جنبههای فرهنگی و تاریخی سایت نیز میشود. این تحلیل به درک عمیق از پتانسیلها و محدودیتهای سایت کمک میکند.
همینطور که گفتید، یادگیری زبان تخصصی فراتر از حفظ کردنه، این خودش یه idiom یا phrase پرکاربرده تو زبان انگلیسی؟
شقایق خانم، عبارت ‘beyond memorizing’ (فراتر از حفظ کردن) یک اصطلاح رایج و پرکاربرد در زبان انگلیسی است، اما به معنای ‘idiom’ نیست. این یک ‘phrase’ یا ‘expression’ است که نشان میدهد درک عمیقتر و کاربردیتر از یک موضوع، مهمتر از صرفاً به خاطر سپردن آن است. این جمله در مورد یادگیری مهارتها بسیار استفاده میشود.
این وبلاگ واقعا یک گنجینه است برای ما متخصصین منظر و دانشجویان. خیلی خوشحالم که پیداش کردم و امیدوارم ادامه دار باشه.