- مهمترین لغات تخصصی علوم آزمایشگاهی که هر دانشجو یا متخصصی باید بداند کدامند؟
- چگونه میتوان تفاوت بین اصطلاحات رایج در بخشهای مختلف آزمایشگاه مانند هماتولوژی، بیوشیمی و میکروبیولوژی را درک کرد؟
- آیا لیستی جامع از اسامی تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی به همراه کاربرد آنها وجود دارد؟
- اصطلاحات مربوط به ایمنی و کنترل کیفیت (QC) در محیط آزمایشگاه شامل چه مواردی میشوند؟
- چگونه میتوانیم با درک بهتر این واژگان، نتایج آزمایش خود را بهتر تفسیر کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. دنیای علوم آزمایشگاهی پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که در نگاه اول ممکن است پیچیده به نظر برسند. با این حال، آشنایی با لغات تخصصی علوم آزمایشگاهی نه تنها برای متخصصان و دانشجویان این حوزه یک ضرورت است، بلکه برای عموم افرادی که به نوعی با گزارشها و نتایج آزمایشگاهی سر و کار دارند، بسیار مفید و کاربردی خواهد بود. تسلط بر این واژگان به شما کمک میکند تا با دقت و اطمینان بیشتری در این محیط حرفهای حرکت کنید، فرآیندها را بهتر درک کرده و گزارشها را به درستی تفسیر نمایید. در ادامه، به صورت دستهبندی شده و با زبانی ساده، به بررسی مهمترین اصطلاحات در بخشهای مختلف آزمایشگاه میپردازiamo.
اصطلاحات پایه و تجهیزات عمومی آزمایشگاه (General Laboratory Terms & Equipment)
پیش از ورود به بخشهای تخصصی، لازم است با مفاهیم و تجهیزاتی که تقریباً در تمام آزمایشگاهها مشترک هستند، آشنا شویم. این بخش به معرفی این موارد میپردازد.
ظروف و شیشهآلات (Glassware & Labware)
شیشهآلات بخش جداییناپذیر هر آزمایشگاهی هستند. درک نام و کاربرد هر یک، اولین قدم برای کار در این محیط است.
- Beaker (بِشر): یک ظرف استوانهای شکل با کف صاف و لبهای برای ریختن آسان مایعات که برای نگهداری، مخلوط کردن و گرم کردن مایعات استفاده میشود.
- Erlenmeyer Flask (ارلن مایر): ظرفی مخروطی با گردن باریک که برای مخلوط کردن مایعات با تکان دادن (swirling) بدون پاشیدن به بیرون و همچنین برای تیتراسیون بسیار مناسب است.
- Graduated Cylinder (استوانه مدرج): یک استوانه بلند و باریک که بر روی آن خطوطی برای اندازهگیری حجم مایعات با دقت نسبتاً خوب مشخص شده است.
- Volumetric Flask (بالن حجمی یا بالن ژوژه): یک بالن با کف صاف و گردن بلند و باریک که روی گردن آن یک خط نشانگر وجود دارد. از آن برای تهیه محلولهایی با غلظت بسیار دقیق استفاده میشود.
- Pipette (پیپت): وسیلهای برای انتقال حجم مشخصی از مایعات. انواع مختلفی دارد مانند پیپت حجمی (Volumetric) برای انتقال یک حجم ثابت و دقیق، و پیپت مدرج (Graduated) برای انتقال حجمهای متغیر.
- Burette (بورت): یک لوله شیشهای بلند و مدرج با یک شیر در انتها که برای اضافه کردن حجمهای دقیق و متغیری از یک مایع به محلول دیگر، به ویژه در تیتراسیون، به کار میرود.
- Petri Dish (پتری دیش): یک ظرف گرد و کمعمق با درپوش که عمدتاً برای کشت سلولها، باکتریها و قارچها در محیط کشت جامد استفاده میشود.
- Test Tube (لوله آزمایش): یک لوله شیشهای یا پلاستیکی که برای نگهداری، مخلوط کردن و گرم کردن مقادیر کمی از نمونههای مایع به کار میرود.
دستگاههای اصلی (Core Instruments)
علاوه بر شیشهآلات، دستگاههای متعددی در آزمایشگاهها وجود دارند که شناخت آنها ضروری است.
- Centrifuge (سانتریفیوژ): دستگاهی که با استفاده از نیروی گریز از مرکز، اجزای یک مخلوط مایع را بر اساس چگالی از هم جدا میکند. برای مثال، جدا کردن سلولهای خونی از پلاسما.
- Microscope (میکروسکوپ): وسیلهای برای مشاهده اجسام و ساختارهایی که با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیستند.
- Spectrophotometer (اسپکتروفتومتر): دستگاهی که میزان جذب یا عبور نور از یک نمونه مایع را اندازهگیری میکند. از این دستگاه برای تعیین غلظت مواد مختلف در یک محلول استفاده میشود.
- Autoclave (اتوکلاو): دستگاهی شبیه به یک دیگ بخار تحت فشار که برای استریل کردن تجهیزات و مواد آزمایشگاهی با استفاده از بخار آب با دمای بالا (معمولاً ۱۲۱ درجه سانتیگراد) به کار میرود.
- Incubator (انکوباتور): محفظهای با دمای کنترلشده که شرایطی ایدهآل برای رشد میکروارگانیسمها یا کشتهای سلولی فراهم میکند.
- pH Meter (پیاچ متر): دستگاهی الکترونیکی برای اندازهگیری میزان اسیدی یا بازی بودن یک محلول.
- Water Bath (بن ماری): ظرفی پر از آب گرم که برای گرم کردن تدریجی و یکنواخت نمونهها در دمایی ثابت استفاده میشود.
لغات تخصصی علوم آزمایشگاهی در بخشهای مختلف
آزمایشگاههای تشخیص طبی به بخشهای مختلفی تقسیم میشوند که هر کدام اصطلاحات و تستهای مخصوص به خود را دارند. در ادامه به مهمترین آنها میپردازیم.
هماتولوژی (Hematology) – خونشناسی
این بخش به مطالعه سلولهای خونی، فرآیندهای خونسازی و بیماریهای مرتبط با خون میپردازد.
- Complete Blood Count (CBC): آزمایش شمارش کامل خون، یکی از رایجترین آزمایشها که اطلاعاتی در مورد گلبولهای قرمز (RBC)، گلبولهای سفید (WBC) و پلاکتها (Platelets) ارائه میدهد.
- Hemoglobin (Hb/Hgb): هموگلوبین، پروتئین موجود در گلبولهای قرمز که وظیفه حمل اکسیژن را بر عهده دارد.
- Hematocrit (Hct): هماتوکریت، درصدی از حجم کل خون که توسط گلبولهای قرمز اشغال شده است.
- White Blood Cell Differential (WBC Diff): شمارش افتراقی گلبولهای سفید، که درصد انواع مختلف گلبولهای سفید (نوتروفیل، لنفوسیت، مونوسیت، ائوزینوفیل، بازوفیل) را مشخص میکند.
- Erythrocyte Sedimentation Rate (ESR): سرعت رسوب گلبولهای قرمز، آزمایشی غیراختصاصی که وجود التهاب در بدن را نشان میدهد.
- Coagulation: انعقاد خون، فرآیندی که باعث لخته شدن خون برای جلوگیری از خونریزی میشود. تستهایی مانند PT و PTT برای ارزیابی این فرآیند انجام میشوند.
- Anticoagulant: ماده ضدانعقاد. موادی مانند EDTA یا سیترات سدیم که در لولههای خونگیری برای جلوگیری از لخته شدن خون استفاده میشوند.
بیوشیمی بالینی (Clinical Biochemistry)
این بخش به اندازهگیری مواد شیمیایی مختلف در مایعات بدن، به خصوص خون و ادرار، میپردازد.
- Analyte: آنالیت، مادهای که در یک نمونه بیولوژیکی مورد اندازهگیری قرار میگیرد (مانند گلوکز یا کلسترول).
- Enzyme: آنزیم، پروتئینهایی که واکنشهای شیمیایی را در بدن تسریع میکنند. اندازهگیری سطح آنزیمهایی مانند ALT و AST به تشخیص آسیبهای کبدی کمک میکند.
- Electrolytes: الکترولیتها، مواد معدنی با بار الکتریکی در بدن شما (مانند سدیم، پتاسیم، کلرید) که برای عملکرد عصبی و عضلانی حیاتی هستند.
- Glucose: گلوکز، قند اصلی خون که منبع اصلی انرژی برای سلولهای بدن است.
- Lipid Profile: پروفایل چربی، مجموعهای از آزمایشها برای اندازهگیری سطح چربیها در خون، شامل کلسترول کل، LDL (کلسترول بد)، HDL (کلسترول خوب) و تریگلیسیرید.
- Kidney Function Tests (KFTs): تستهای عملکرد کلیه، مانند اندازهگیری اوره (BUN) و کراتینین (Creatinine) در خون.
- Liver Function Tests (LFTs): تستهای عملکرد کبد، شامل اندازهگیری بیلیروبین و آنزیمهای کبدی.
میکروبیولوژی (Microbiology)
این بخش به شناسایی میکروارگانیسمهای بیماریزا مانند باکتریها، ویروسها، قارچها و انگلها میپردازد.
- Culture: کشت، فرآیند رشد دادن میکروارگانیسمها در یک محیط مغذی (Culture Medium) برای شناسایی آنها.
- Gram Stain: رنگآمیزی گرم، یک روش رنگآمیزی مهم برای طبقهبندی باکتریها به دو گروه اصلی گرم-مثبت (بنفش) و گرم-منفی (صورتی).
- Antibiotic Susceptibility Testing (AST): تست حساسیت آنتیبیوتیکی، آزمایشی برای تعیین اینکه کدام آنتیبیوتیکها در برابر یک باکتری خاص مؤثر هستند.
- Pathogen: پاتوژن یا عامل بیماریزا، هر میکروارگانیسمی که میتواند باعث بیماری شود.
- Sterile: استریل، به معنای عاری از هرگونه میکروارگانیسم زنده.
- Aseptic Technique: تکنیک آسپتیک یا استریل، مجموعهای از روشها برای جلوگیری از آلودگی نمونهها یا محیط کشت با میکروارگانیسمهای ناخواسته.
اصطلاحات مربوط به نمونهگیری، ایمنی و کنترل کیفیت
صحت نتایج آزمایشگاهی به شدت به کیفیت نمونهگیری و رعایت اصول ایمنی و کنترل کیفیت بستگی دارد. این اصطلاحات در تمام بخشها کاربرد دارند.
نمونهگیری (Specimen Collection)
- Venipuncture: رگگیری، فرآیند گرفتن خون از ورید، معمولاً در ناحیه بازو.
- Serum: سرم، بخش مایع خون که پس از لخته شدن باقی میماند. فاقد فاکتورهای انعقادی است.
- Plasma: پلاسما، بخش مایع خون که حاوی فاکتورهای انعقادی است و با استفاده از ضدانعقادها از خون کامل جدا میشود.
- Hemolysis: همولیز، پاره شدن گلبولهای قرمز که باعث آزاد شدن هموگلوبین در سرم یا پلاسما میشود. همولیز میتواند بر نتایج بسیاری از آزمایشها تأثیر منفی بگذارد.
- Fasting: ناشتایی، وضعیتی که در آن فرد برای مدت زمان مشخصی (معمولاً ۸ تا ۱۲ ساعت) قبل از آزمایش از خوردن و آشامیدن (به جز آب) خودداری میکند.
ایمنی و کنترل کیفیت (Safety & Quality Control)
- Personal Protective Equipment (PPE): تجهیزات حفاظت فردی، شامل روپوش، دستکش، عینک ایمنی و ماسک که برای محافظت از کارکنان آزمایشگاه در برابر خطرات بیولوژیکی و شیمیایی استفاده میشود.
- Biohazard: خطر زیستی، مواد بیولوژیکی (مانند خون، بافتها) که پتانسیل ایجاد بیماری در انسان را دارند.
- Quality Control (QC): کنترل کیفیت، فرآیندهایی که برای اطمینان از صحت و دقت نتایج آزمایشگاهی انجام میشود. این شامل استفاده از نمونههای کنترل (Control Samples) با غلظت مشخص است.
- Calibration: کالیبراسیون، تنظیم یک دستگاه اندازهگیری برای اطمینان از اینکه نتایج آن با یک استاندارد معتبر مطابقت دارد.
- Standard Operating Procedure (SOP): دستورالعمل استاندارد عملیاتی، یک سند مکتوب که مراحل دقیق انجام یک فرآیند یا آزمایش را تشریح میکند.
جدول مقایسهای اصطلاحات کلیدی
برای درک بهتر تفاوت برخی از اصطلاحات مشابه، جدول زیر میتواند مفید باشد.
| اصطلاح | تعریف کلیدی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Serum (سرم) | مایع خون پس از لخته شدن؛ فاقد فیبرینوژن. | اکثر آزمایشهای بیوشیمی و ایمونولوژی. |
| Plasma (پلاسما) | مایع خون که با ضدانعقاد از لخته شدن آن جلوگیری شده؛ حاوی فیبرینوژن. | تستهای انعقادی (PT, PTT) و برخی تستهای اورژانسی. |
| Sterilization (استریلیزاسیون) | حذف کامل تمام اشکال حیات میکروبی (شامل اسپورها). | آمادهسازی محیط کشت و ابزارهای جراحی. |
| Disinfection (ضدعفونی) | کاهش تعداد میکروارگانیسمهای بیماریزا تا سطحی که خطرناک نباشد (اسپورها را از بین نمیبرد). | پاکسازی سطوح کاری و تجهیزات غیربحرانی. |
نتیجهگیری
آشنایی با لغات تخصصی علوم آزمایشگاهی یک مهارت اساسی و حیاتی برای هر فردی است که در این حوزه فعالیت میکند یا با نتایج آن سر و کار دارد. این دانش نه تنها به درک بهتر فرآیندها کمک میکند، بلکه باعث افزایش دقت، ایمنی و اطمینان در محیط کار میشود. از نام شیشهآلات ساده گرفته تا مفاهیم پیچیده در کنترل کیفیت و بیوشیمی، هر اصطلاح نقشی کلیدی در پازل بزرگ تشخیص و درمان بیماریها ایفا میکند. امیدواریم این راهنمای جامع به شما در پیمودن این مسیر علمی کمک کرده باشد و به عنوان یک مرجع کاربردی برای شما مفید واقع شود.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، اصطلاح SOP که در آزمایشگاهها خیلی استفاده میشه دقیقاً مخفف چیه و آیا در مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟
خواهش میکنم سارا جان. SOP مخفف Standard Operating Procedure به معنی «دستورالعمل استاندارد عملیاتی» است. در محیطهای کاری و صنعتی بسیار رایج است، اما در مکالمات غیررسمی روزمره کمتر شنیده میشود، مگر اینکه بخواهید به شوخی درباره روالهای همیشگی زندگیتان صحبت کنید!
تفاوت بین Accuracy و Precision در گزارشهای آزمایشگاهی چیست؟ من همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکنم.
سوال بسیار هوشمندانهای بود رضا عزیز. Accuracy به معنای «دقت» یا نزدیکی عدد به مقدار واقعی است، اما Precision به معنای «تکرارپذیری» یا نزدیکی نتایج چند بار آزمایش به یکدیگر است. ممکن است یک دستگاه Precision بالایی داشته باشد (همه نتایج شبیه هم باشند) اما Accuracy نداشته باشد (همه نتایج اشتباه باشند).
من توی یک سریال پزشکی شنیدم که گفتند ‘Draw blood’. این با Venipuncture فرقی داره؟
مریم عزیز، هر دو به معنای خون گرفتن هستند. Draw blood یک اصطلاح رایج و عمومیتر است (Common usage)، در حالی که Venipuncture (رگگیری) اصطلاح تخصصی و پزشکی (Medical term) محسوب میشود که در گزارشهای رسمی مینویسند.
علاوه بر این لیست، به نظرم واژه Reagent هم خیلی کاربردیه. به معنی معرف یا ماده شیمیایی که برای واکنش در آزمایش استفاده میشه.
ببخشید، وقتی میگیم نتایج آزمایش ‘Inconclusive’ هست، یعنی چه اتفاقی افتاده؟
نیلوفر جان، Inconclusive یعنی نتایج «غیرقطعی» هستند. یعنی آزمایش انجام شده اما دادهها به قدری روشن نیستند که بتوان بر اساس آنها تشخیص قطعی داد و احتمالاً نیاز به تکرار آزمایش (Retest) هست.
تلفظ کلمه Pipette کمی برام چالشبرانگیزه. استرس کلمه روی بخش اوله یا دوم؟
امیر عزیز، در واژه Pipette استرس معمولاً روی بخش دوم است: /paɪˈpet/. یعنی صدای ‘پت’ را کمی کشیدهتر و قویتر میگوییم.
اصطلاح STAT که روی برخی برگههای آزمایش مینویسند به چه معناست؟
زهرا جان، STAT مخفف کلمه لاتین ‘Statim’ است که در انگلیسی به معنی Immediately یا «فوری» به کار میرود. وقتی روی آزمایشی این عبارت باشد، یعنی باید در سریعترین زمان ممکن انجام شود.
آیا کلمه Lab برای محیطهای آکادمیک خیلی غیررسمی (Informal) نیست؟ حتماً باید بگیم Laboratory؟
مهران عزیز، در محیطهای دانشگاهی و حتی تخصصی، استفاده از Lab کاملاً رایج و پذیرفته شده است. اما در مقالات علمی یا گزارشهای رسمی کتبی، بهتر است از صورت کامل آن یعنی Laboratory استفاده کنید.
کلمه Incubator فقط برای دستگاههای آزمایشگاهیه یا برای نوزادان هم استفاده میشه؟
دقیقاً فاطمه جان، برای هر دو استفاده میشود. Incubator به هر محیطی گفته میشود که شرایط کنترلشدهای برای رشد (چه باکتری در آزمایشگاه و چه نوزاد زودرس در بیمارستان) فراهم میکند.
فرایند سانتریفیوژ کردن رو در انگلیسی چطوری فعل میکنند؟ Centrifugation که اسمه، فعلش چی میشه؟
میشه لطفاً درباره تفاوت Sample و Specimen توضیح بدید؟ من فکر میکردم هر دو یکی هستند.
نگار عزیز، تفاوت ظریفی دارند. Specimen معمولاً به کلِ نمونهای که از بدن فرد گرفته شده (مثل یک لوله کامل خون) گفته میشود، اما Sample میتواند بخشی از آن Specimen باشد که برای یک تست خاص جدا میشود. البته در مکالمات روزمره آزمایشگاه اغلب به جای هم به کار میروند.
کلمه Sensitivity در کیتهای آزمایشگاهی به چه معناست؟ آیا با معنای حساس بودن در روابط انسانی تفاوت داره؟
بله حامد جان، در اینجا یک اصطلاح فنی است. Sensitivity به توانایی یک تست برای شناسایی درست افرادی که بیماری دارند (مثبت واقعی) اشاره دارد. هرچه حساسیت بالاتر باشد، احتمال منفی کاذب کمتر است.
وقتی یک نتیجه ‘False Positive’ میشه، یعنی دستگاه اشتباه کرده؟
سحر جان، False Positive یا «مثبت کاذب» یعنی نتیجه آزمایش مثبت شده در حالی که در حقیقت عامل مورد نظر (بیماری یا ماده) وجود ندارد. این میتواند به دلیل تداخلات دارویی، آلودگی نمونه یا محدودیتهای خود تست باشد.
معادل انگلیسی ‘محدوده نرمال’ چی میشه؟ من در گزارشها Reference Range دیدم.
پویا عزیز، بله Reference Range یا Reference Interval رایجترین و علمیترین اصطلاحات هستند. البته گاهی به صورت ساده Normal Range هم گفته میشود، اما واژه Reference دقیقتر است چون بر اساس یک جمعیت مرجع تعیین شده.
مقاله خیلی کاربردی بود. لطفاً در مورد مخففهای رایج مثل CBC و LDL هم بیشتر مطلب بذارید.
من شنیدم به کسی که خون میگیره میگن Phlebotomist. درسته؟ تلفظش چطوریه؟
کاملاً درسته امید جان. تلفظش به صورت /fləˈbɒt.ə.mɪst/ است (فِـلِـباتـِـمیست). متخصص رگگیری و خونگیری.
تفاوت بین Qualitative و Quantitative در تستها چیه؟
شیوا جان، Qualitative (کیفی) فقط میگوید که آیا چیزی وجود دارد یا نه (مثبت/منفی). اما Quantitative (کمی) مقدار دقیق آن ماده را با عدد و واحد مشخص میکند.
واژه Contamination در آزمایشگاه خیلی ترسناکه! به معنی آلودگی نمونه است دیگه؟
برای وسیلهای که نمونهها رو با سرعت بالا میچرخونه، واژه Centrifuge درسته؟
بله نازنین جان، دقیقاً. Centrifuge هم به عنوان اسم (دستگاه سانتریفیوژ) و هم به عنوان فعل (سانتریفیوژ کردن) به کار میرود.
اصطلاح Turnaround Time (TAT) یعنی چی؟ توی آزمایشگاههای بزرگ خیلی روی این تاکید دارن.
ارسلان عزیز، TAT یعنی زمانی که طول میکشد تا از لحظه دریافت نمونه، نتیجه آماده و گزارش شود. به زبان ساده یعنی «زمان پاسخگویی» آزمایشگاه.